دوره دوم تاریخ ایران :
تمدن عیلام ( عیلامی ها )
عیلامی ها
نکته : غربیان در بیان آثار تمدنی قدیمی ترین تمدن بشری را عمدتا یونان باستان معرفی میکنند که حداکثر به 500 ششصد سال پیش از میلاد برمیگردد یعنی حداکثر هم تاریخ با دوره هخامنشیان ما . اما نمی گویند ( یا حداقل برجسته نمیکنند ) که تمدنی در ایران بوده که حداقل 4000 سال پیش از میلاد ( هشت برابر بزرگتر از تمدن یونان باستان از جهت زمانی بمیلاد حضرت عیسی مسیح ) دقیقا و بر اساس آثار علمی باستانشناسی ثابت شده است.

ما گویا مسئولین قابلی نداریم که اولا شعور لازم را در این زمینه ها داشته باشند و ثانیا توان لازم را برای اثبات عدم بی بتگی خویش نیز ندارند و یا شاید هم تعمد دارند که ... . اینقدر هم که گاه متونی منتشر میشود نه از سوی مسئولین مربوطه بلکه از ناحیه انسانهای چیزفهم و قابلی خارج از حیطه رسمی هست که تولید میشود.

 گاه خود بیگانگان آمده اند کارهایی را در اکتشافات باستانشناسی برای ما کرده اند . حتی آثار مکتوب باستانشناسی ما را بیگانگان نوشته اند مثلا اخیرا کتابی دیدم بنام باستان شناسی عیلامی ها که مولف آن یک استاد داشگاه سیدنی در استرالیا بنام دانیل تی است !

در ایران ما همیشه قدرتها و حاکمان تقدیس میشدند و یگانه دوران معرفی میشوند و یگانه ها هم میخواهند یگانه بمانند ولذا مجالی برای دیگران نخواهد بود که سری در بین سرها بلند کنند تا بلکه کاری بکنند. اینکه خارجی ها بیشتر در اکتشافات تاریخی ما کار کرده اند از این جهت نبوده که ایرانی ها بیعرضه هستند بلکه از آنجهت است که بایرانی ها اجازه رشد بیشتر از سلطان و منتسبین به حلقه حاکمیت پادشاهان – نوشته و نانوشته ؛ پیدا و پنهان – داده نمیشد. اگر هم باشند افراد قابل که هستند ولو قانون نباشد که نتوانند بنویسند اما بر اساس قانون نانوشته ولی اعمال شونده آبرو و حتی تا جان خویش را نمیخواهند بر سر آن بگذارند که .... !

حاکمیت غیر مردمی سلاطین نمیتواند باعث رشد مردم شود . ولذا  تا این نگاه و یا وضعیت در هر کشوری عملا باشد این ملت ذلیل خواهد ماند که خواهد ماند بی برو و برگرد! بیهوده زور پیشرفت نمیتوان زد مگر آنکه مالکیت مملکت و سکان پیشرفت در اختیار عامه مردم باشد نه شاهان و سلاطین! خود خداوند هم نخواسته که چنین معامله ای با مردم بکند در عین آنکه حق همانست که خدا میخواهد و حق اصلا خود خداست ! خواست خداست که کار و بار و سرنوشت مردم بدست مردم - البته بعد از اتمام حجت - باشد که اتمام حجت هم کرده است. لذاست که می بینیم خداوند نخواسته تا مردم را بزور براه حق ببرد و باجبار ببهشت خویش داخل کند! گرچه شاید از یک نگاه این اختیار هبه شده ببشر, آزادی زشتی برای بشر در نظر بعضی ها بنماید بخصوص در برابر آنچه که حق مطلق است و حق مطلق همانست که خدا فرماید اما حضرت حق نخواسته که این اختیار را از ابناء بشر سلب کند. و در هیچ سندی نداریم که بتوان چنین تهمتی را بخداوند نسبت داد! گرچه ابناء بشر مختارند اما مومنان از ابناء بشر با اختیار خویش میتوانند و باید هم اختیار را از خویش در برابر خواست خدا , سلب کنند اما نه باجبار.یعنی باز خود بشر مختارست که اختیار را از خویش سلب کند و تابع محض خداوند باشد. خداوند بنده مختار عابد میخواهد والا در آسمانها هزاران هزار برابر بیشتر از حد تصور ما مخلوقات عابد غیرمختار دارد و ... ! فلسفه تمام اقدامات ( بخوانید مشیت یا خواست و اراده الهی )  خداوند در زمین از ارسال رسل و انزال کتاب همین را شهادت میدهد.

اگر هم می بینیم در زمینه هایی کارهایی کردند کارستان باز می بینیم که چون بنفع حلقه حاکمیت سلاطین بوده و بنام حاکم و باندش و حلقه هزار فامیلش تمام میشد , لیاقت ایرانی را میتوان مشاهده کرد. مشکل در این نبود که حاکمان نمی خواسته اند بلکه مشکل در این بود که آنها گرچه میخواسته اند اما خود و استمرار حاکمیت خود و باند خود را بیشتر از پیشرفت اقشار مختلف ایرانی میخواسته اند. در بهترین حالتش آنست که می بینیم برای بقای نوع تفکری که خود حق میدانسته اند در حاکمیت ساز و کاری ترتیب می یافت که موجبات عقب ماندگی میشد و بلحاظ تاریخی چنین هم شده است. اگر شاهان جدای از این وضعیت ؛ حق را برای اعمال قدرت بمردم میدادند ولو آنکه پیش بینی میکردند که بر خلاف آنچه که خود حق میدانند به پیش میرود ؛ آنموقع ما هم اینک هم سرور جهانیان در همه زمینه ها بودیم و ابرقدرت بی منازع همه دورانها در همه زمینه ها اما حیف که ساختار حاکمیت در مشرق زمین و بخصوص ایران هیچوقت بر مدار خواست مردم نچرخیده بود و هیچ مرد یگانه ای پیدا نشد که هم نام نیک از خود بیادگار بگذارد و هم این چرخه نامبارک را عوض کند؛ حیف !

البته قبل و همزمان با عیلامی ها اقوامی در ایران سکونت داشته اند که بجهت انکه باهمیت و وسعت عیلامی ها نبودند در مدنیت چندان مشهور نیستند مانند اقوامی که در منطقه سیلک ( با فتح یا و سکون لام ) کاشان میزیسته اند و در اکتشافات باستانشناسی اسنادی در این رابطه پیدا شده است. یا در دیگر جاها مانند شهر سوخته در کنار زابل . یا در دیگر مناطق مثل دامغان ( تپه حصار دامغان)  و تورنگ یا شاه تپه مازندران  و حسن لو نقده و تپه گیا نهاوند و گنج تپه قزوین و ...
در واقع عیلامی ها از آنجهت که تمدن وسیعتر و یکپارچه تری داشتند و آثار بیشتری در اکتشافات پیدا شده شناخته تر است.

نکته: هر چه جلوتر می آئیم مستندات بیشتر داریم بخصوص در اکتشافات آثار باستانی اما این لزوما بدین معنی نیست که میتوانیم روی یافته های تاریخی قسم بخوریم و بخصوص اینکه تمام زوایای تاریخی وقایع را بدرستی بازگو کنیم. پس بنسبتی که در زمان بجلو می آییم اطلاعات موثق تری خواهیم داشت .

عیلام – بابلی ها که در بین النهرین بخصوص بخش جنوبی آن می زیسته اند و تمدن بابلی از آن یاد میکنند , اینها بسمت نقاط مرتفعتر بسمت مشرق بابل ( المتو یا المپ که یحتمل سرزمین طلوع خورشید میگفتند ) رفتند. بهمین سبب بعضی ها واژه عیلام را ماخوذ از همین المتو میدانند اما خود عیلامی ها گفته اند که سرزمین خدایان میدانستند .

تمدن عیلام از چهار هزار سال ( 4000 ) قبل از میلاد شروع شد و تا 644 قبل از میلاد ادامه داشت یعنی بیش از 3500 سال . در تورات ( حدود 12 بار )  و انجیل ( حداقل یک بار )  نام عیلام ذکر شده است.

قلمرو تمدن عیلام را همان خوزستان امروزی گفته اند که البته قسمتهایی از استانهای همجوار را هم پوشش میداده چون تقسیمات فعلی آنموقع بدین شکل مرسوم نبوده است. مرکز عیلام شهر شوش بود که حدود اربعه این تمدن از غرب به دجله از شرق بفارس و شمالا به سلسله جبال بختیاری و از جنوب به بوشهر و خلیج فارس میرسیده است.

همجواری  با بین النهرین ( منطقه ای بین رود دجله و فرات در عراق امروزی ) برای عیلامی ها از مهمترین مسائل بوده است. در بین النهرین تمدنهای بزرگی وجود داشتند بویژه در بخش جنوبی آن که مهمترینش تمدن سومریان بود. سومریان بین سه تا شش هزار سال پیش از میلاد در بین النهرین سکونت کرده بودند. شهرهای بزرگی در حیطه قلمرو سومریان بود که بعدها بابل مهمترین آن بود. کاربرد خط میخی بین سومریان رایج بوده و معماری خاص که معبد زیگورات را گفته اند برگرفته از معمار سومریان بود که ساخته اند. پس نخستین و مهمترین قومی که عیلامی ها با آنان ارتباط داشته اند سومریان بوده اند.

بعد از سومری ها این " آکد " ی ها بودند که عیلامی ها با آنان مرتبط بودند. آکد ی ها را بعضی ها همان بازمانده سومری دانسته و بعضی ها هم نه !

بابل ی ها از جمله دیگر اقوام و تمدنهایی بودند که طرف ارتباط با عیلامی ها بودند . بابل را کوفه کنونی و اطراف آن دانسته اند. بابل یک اسم سامی بمعنی دروازه خدایان است. تمدن بابل تمدن درخور توجه ای بوده است بعنوان نمونه ورودی موزه برلین دروازه شهر بابل است که بزرگی آن حدود ده (10) متر ارتفاع و پانزده متر هم عرض و از کاشی های فیروزه ای لعابدار میباشد. از دیگر نمونه ها (قانون حمورابی) همان قطعه سنگ حدود دو متری حمورابی است که حدود 282 ماده قانونی روی آن حک شده است.

آخرین تمدن همجوار عیلامی ها تمدن آشور است. آشوری ها در شمال عراق سکونت داشتند یعنی همین منطقه کردستان عراق کنونی ( اربیل و ... ) که نوشته اند قوم خشن و اهل درگیری بوده اند و در نهایت هم عیلامی ها بدست همین آشوریان منقرض شده اند.

گفته اند گرچه تمدن عیلام مرکزیتش در شوش بوده اما بصورت ایالتی اداره میشده و لذا چندین ایالت هم در درون تمدن عیلامی داریم. مثل ایالت سوزیانا یا سوزیان بمرکزیت شهر شوش ؛ ایالت آوان در شمال غربی شوش , ایالت سیماش , ایالت انزان یا انشان  و ایالت پارسوماش ( حدود مسجدسلیمان ).

شهرهای مهم عیلام همان شوش که مرکزش بود یا ماداکتو شهری در کنار کرخه یا شهر خایدالو که احتمالا خرم آباد بود. و همچنین اهواز . اینها از شهرهای بزرگ و مشهور تمدن عیلامی ها بوده اند.

امروزه مهمترین نماد باقیمانده تمدن عیلام در خوزستان معبد زیگورات یا همان چغازنبیل است که بین را اهواز به شوش ( 25 کیلومتری شوش) واقع شده است.

بعضی از حاکمان عیلام را بعنوان نمونه ذکر کنیم : یکی پادشاه انزان و شوش بوده بنام اومبان نومنا تا جائیکه در جزیره لیان در خلیج فارس هم کتیبه ای از این حاکم پیدا شده است که بیانگر آنست حاکمیت خویش را منسوب بخدایان میدانسته ضمن آنکه معین میکند تا کجا دامنه قلمرو حاکمیت عیلامی ها گاه میرفته است. فرزند اومبان نومنا فردی بنام تاش اوبان یا تاش هوبان هم دوره ای در ایران حکومت داشته. شوترود ناهونته حاکم دیگری از عیلامی هاست که از 1207 قبل از میلاد تا 1271 قبل از میلاد حکومت کرد. که در کتیبه ای آمده که آنچه پادشاهان پذشته نتوانستند انجام دهند این ناهونته انجام داده است. فرزند وی " کوتیر ناهونته " هم حاکم برجسته ای بود. این حاکم در جنگی که با بابلی ها داشته همان سنگ نوشته حمورابی را به شوش منتقل میکند.

مهمترین الهه های تمدن عیلام عبارت بودند از : هومبان یا اومبان است که می بینیم در اسامی حاکمان آمده است. دیگر الهه بنام اینشوشینات است . الهه دیگر نهونته بود که نوشته اند خدای خورشید میدانستند. این الهه ها در معبد چغازنبیل مورد پرستش قرار میگرفته اند.

آشور بانی پال حاکم مقتدر آشوری ها از شما عراق با تجاوز به عیلامی ها در نهایت در 644 قبل از میلاد و سرقت خدایان عیلامی ها ( چون اعلام کرده بود که من خدایان عیلامی ها را باسارت گرفته ام ) بانی انقراض سلسله عیلامی ها میشود. البته در ادامه باز از این ققنوس ایران زمین شروعی دوباره و  تمدنی دیگر برخاست که ضمن آبادنی مجدد , جبران شکست عیلامی را هم کرد و آشوریان را بسزای تجاوز خویش رساند و اضمحلال آشوری های متجاوز نیز باز بدست ایرانی ها ( ماد ها ) بود.

تاریخ ایران

ادامه دارد .........

ساری,گاه نوشته های محمود زارع توضیح :در چندین جلسه دوستانه – در جمع محدودی - درباره شمای کلی از تاریخ ایران از صدر تا ذیل بصورت کنفرانس مانند , مطالبی از سوی جناب آقای زارع  ایراد گردید که بعد از بررسی اولیه از میان یادداشت برداریهای دو تن از دوستان حاضر که یاداشتهای بهتری تشخیص داده شد؛ و همچنین صدای ضبط شده توسط موبایل یکی از دوستان ؛ خلاصه ای تنظیم گردید که بصورتی که ملاحظه نمودید تایپ و تنظیم و منتشر گردید .
البته این متن نیاز بویرایش در ابعاد مختلف دارد که حق صاحب گفتارست و خود اگر صلاح بدانند آنرا ویرایش خواهند کرد و منتشر اما اگر مطالعه شود یک نگاه کلی و مفیدی از تاریخ قطعا پیدا خواهید کرد که برای هر ایرانی با توجه بضیق وقتی که دارند قطعا این مباحث بسیار مفید و باارزش میباشد. سعی زیاد هم شد تا عینا از متن مباحث ارائه شده توسط آقای زارع این متن پیاده شود و خود بر آن نیافزائیم که نیفزودیم.(م.ک)



مرتبط با این بحث :
تاریخ ایران (پیشدادیان و کیانیان) 01
تاریخ ایران (تمدن عیلامی ها) 02
تاریخ ایران (ماد ها) 03
تاریخ ایران (هخامنشیان) 04
تاریخ ایران (سلوکیان) 05
تاریخ ایران (اشکانیان) 06
تاریخ ایران (ساسانیان) 07
تاریخ ایران (ایران بعد از ساسانیان) 08
تاریخ ایران (پس از حمله اعراب) 09
تاریخ ایران (سلسله بنی عباس) 10
تاریخ ایران (حکومتهای متقارن) 11
تاریخ ایران (غزنویان) 12
تاریخ ایران (سلجوقیان و خوارزمشاهیان) 13
تاریخ ایران (ایلخانان مغول) 14
تاریخ ایران (سربداران و مرعشیان) 15
تاریخ ایران (آل کیا و آل مظفر و ...) 16
تاریخ ایران (تیموریان) 17
 تاریخ ایران (صفویان.قسمت اول) 18
تاریخ ایران (صفویان.بخش دوم) 19
تاریخ ایران (از افشاریه تا قاجار) 20
خلاصه ای از تاریـخ جنگهای ایـران (1)
تاریخ ایران از دورترین زمانها تاکنون . قسمت سوم
تاریخ ایران از دورترین زمانها تاکنون . قسمت دوم
تاریخ ایران از دورترین زمانها تاکنون . قسمت اول



https://telegram.me/zaresari





مطالب اخیر وبلاگ :

تاریخ ایران (دوره پیشدادیان و کیانیان) 01
دعوی موجّه
ظهور, بعد از غربال و امتحاناتی سخت
راز و نشانه های سقوط حکومت ها
ارزش اولیاء در کلام اولیای خدا
زور و شلاق و تربیت !
سیاست تزویر دیگر جواب نمی دهد
زاهدا, گر درد دین داری دل آزاری مکن
فیض سبقت ,ماجرای حسنین (ع)
خاک خوشبوی کربلا ؛ مسلخ عشاق بی بدیل
پس نپندارم که اینها مردمانند، ای رسول
جز زیبایی نبود ...
مایه ننگ و افتخار
چاشنی آشتی , مژده به گنه کاران
حسن عیب
امام حسین (ع) در نظر چارلز دیکنز
فانی را چه به خودنمایی ؟!
این واقعه بالاتر از حجت است
حسین (ع) نیز خود چو باران است!
امام حسین (ع) در نظر موسی صدر
سفر عشق و آقا حسین بن علی
پیامبر (ص) فرمود این خطبه (غدیر ) را بگوش همه برسانیم!
نهی از ستایش و تمجید زمامداران و مسئولان در نظر مولا علی (ع)
حدیث ظلم از کلام امام جواد (ع)
تواضع, شرط تثبیت و تداوم نعمت
حرامیان در حال ازدیادند !
در و دیوارند آدمیان
حکمتی از مولا علی (ع) حکمت 359
سفرهای یاسینی (01)
همه چیز را نشاید گفت !
امیرالمومنین (ع) و قرآن کریم
دلخوانی و دلخونی ... !
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (16)
دلمشغولیهای اسحار و زیبایی
مشاهیر و بزرگان فرهنگ و ادب ایران (م تا ی)
از اندرزنامه آذرپاد مهراسپندان
ایرانی واقعی کیست ؟!
هفتاد و دو شرط فتوّت.فتوت نامه عطار
حکمت الهی خدشه ناپذیر است
پرهیز از دروغ گویی در فرهنگ ایران
امام موسی صدر و انسان پس از عید فطر
مشاهیر و بزرگان فرهنگ و ادب ایران (ف تا ل)
اهمیت و امتیاز شب زنده داری
ضرر فهمیدن!
مشاهیر و بزرگان فرهنگ و ادب ایران (ص تا غ)
هوالرزاق
مشاهیر و بزرگان فرهنگ و ادب ایران (خ تا ش)
تنـاســـخ
مشاهیر و بزرگان فرهنگ و ادب ایران (الف تا ح)
چشم برزخی !



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.