بسم الله الرحمن الرحیم
خلاصه تاریخ ایران (تاریخ ایران (دوره پیشدادیان و کیانیان) 01 )

تاریخ ایران

در آیه 46 سوره حج خداوند میفرماید : أَفَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ یَسْمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَكِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ ﴿46﴾
آیا در زمین گردش نكرده‏ اند تا دلهایى داشته باشند كه با آن بیندیشند یا گوشهایى كه با آن بشنوند در حقیقت چشمها كور نیست لیكن دلهایى كه در سینه‏ هاست كور است .

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا كَیْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِینَ مِن قَبْلُ كَانَ أَكْثَرُهُم مُّشْرِكِینَ ﴿ روم / 42﴾
بگو در زمین بگردید و بنگرید فرجام كسانى كه پیشتر بوده [و] بیشترشان مشرك بودند چگونه بوده است .

وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ إِلاَّ رِجَالًا نُّوحِی إِلَیْهِم مِّنْ أَهْلِ الْقُرَى أَفَلَمْ یَسِیرُواْ فِی الأَرْضِ فَیَنظُرُواْ كَیْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَدَارُ الآخِرَةِ خَیْرٌ لِّلَّذِینَ اتَّقَواْ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ ﴿ یوسف / 109﴾
و پیش از تو [نیز] جز مردانى از اهل شهرها را كه به آنان وحى مى‏كردیم نفرستادیم آیا در زمین نگردیده ‏اند تا فرجام كسانى را كه پیش از آنان بوده ‏اند بنگرند و قطعا سراى آخرت براى كسانى كه پرهیزگارى كرده ‏اند بهتر است آیا نمى‏ اندیشید .

حضرت على (ع) در نامه تاریخیش به امام حسن ضمن سفارش به مسائلی در باره اهمیت تاریخ چنین مى فرماید:
"فرزندم! من هر چند عمر پیشینیان را یک جا نداشته ‏ام، ولى در اعمال آنها نظر افکندم، در اخبارشان اندیشه نمودم، و در آثارشان به سیر و سیاحت پرداختم، آن چنان که گویى همچون یکى از آنها شدم، بلکه گویى من به خاطر آنچه از تجربیات تاریخ آنان دریافته ‏ام با اولین و آخرین آنها عمر کرده ‏ام"!.

حضرتش در جای دیگر می فرماید:
براى امور واقع نشده به آنچه واقع شده است استدلال نما و با مطالعه قضایاى تحقّق یافته، حوادث یافت نشده را پیش ‏بینى کن؛ زیرا امور جهان، همانند یک دیگرند، از آن اشخاص نباش که موعظه سودش ندهد، مگر توأم با آزار و رنج باشد؛ زیرا انسان عاقل باید از راه آموزش و فکر، پند پذیرد، این بهائم هستند که جز با کتک، فرمان نمى‏برند.


ساری,گاه نوشته های محمود زارع لطفا با عطف توجه بنکات زیر به استفاده از این متن اقدام فرمایید :
در قضاوت , ملتها, کشورها و اقوام و حتی انسانها را نباید تک وجهی و تک شخصیتی دید و نمره داد و ارزش گذاری کرد بلکه همانند یک کلاسی ببینید که در آن دروس متفاوتی را خوانده و دوره میکنند و بالطبع نمرات متفاوتی را هم دارند. یک ملت را همانند یک فرد ببینید که مثلا در شیمی نمره 9 داشته باشد اما در زیست شناسی 19 باشد و هکذا ... ! اگر هم مجبوری تنها یک نمره را منظور بداری , با شرط انصاف و تقوا , کمترین نمره گرفته شده را منظور نباید داشت بلکه معدل و میانگین نمره را آنهم در مقایسه باید منظور داشت.

تاریخ پر است از ثبت و ضبط های محرّف که ارزش چندانی در آنچه که گفته اند و نوشته اند, نداشته و تنها از یک جهت ارزش دارند که میتوان برمبنای اصلاح و عکس آنچه که گفته شده بدان نگریست! یعنی بانگیزه یابی در مقایسه با اقوال متفاوت بنتایجی رسید.
و تاریخ پر است از بزرگ نمایی ها و کوچک نمایی ها که در مطالعه آن باید توان آنرا داشته باشی که وزن هر واقعه را بخوبی و حتی المقدور در سطح خودش توزین کنی و بنمایانی.

در تاریخ دقیقا بیک نقطه ضعف بزرگ پی میبری و آن اینکه تمام موفقیت خویش را بقیمت عدم توفیق پیش از خود طرح میکنند. یعنی بزرگی خود را نه از آنجهت که خود بزرگند و کارهای بزرگ کرده اند بلکه در کوچک کردن هر آنچه که غیر آنهاست بخصوص قبل از آنها بوده مطرح میکنند. درست مثل کسی که کوچکی خود را با رفتن در بین کوتوله ها یا کوتوله جلوه دادن دیگران پوشش میدهند!

ضمنا: ما چند جور مورّخ داریم یکی وقایع نگار است یکی همراه با وقایع تحلیل میکند یکی همراه با وقایع تجلیل میکند یکی که من دوستشان دارم همراه با نقل وقایع حقایق را از بین آنان بیرون میکشند و می نمایانند! اینان را صرفا نمیشه نقاد تاریخ گفت !

فاصله آدم تا نوح حدود ده (10) نسل است . بعد از ماجرای نوح و غرق شدن یام از فرزندان نوح ؛ حضرت نوح بهمراه همراهان و بخصوص فرزندان دیگرش باسامی سام – حام - یافث – و ...  نسل جدید جهان هستند. این فرندان و اخلاف آنان در منطقه بابل ( جنوب عراق ) زندگی میکردند. اخلاف یا همان فرزندان اینان ( یعنی فرزندان فرزندان نوح ) مثلا :
فرزندان یافث عبارت بودند از : ترک , خزر – چین و ... که اینان بسمت خاور یا شمال بابل مهاجرت کردند .

فرزندان حام عبارت بودند از : سند – هند – قبط – حبش – کنعان و .... که بعضی بسمت شرق و برخی هم بسمت جنوب غربی بابل مهاجرت کردند.

فرزندان سام : ارم ( که پدر افرادی مثل عاد و ثمود و ... بود که در یمن و اطراف آن مانند حجاز ( عربستان ) می زیسته اند.

اگر دقت کنید اسامی مناطق بنام فرزندان و نک نوه های حضرت نوح (ع) هست.

ایران نام دیگر ارفخشت هم بر مبنای تاریخ دینوری نام ایران است . ارفخشت هم از نوادگان ( نوه) نوح نبی بوده است.
یا سامرا مسیر ییلاق و قشلاق سام بوده که تابستانها در موصل (شمال بغداد) و زمستانها در (جوخا) بغداد بوده و از کنار دجله رفت و آمد میکرده و لذا معروف بود به سام راه یا سامرا . اما عربها آمدند گفتند سامرا همان سر من رآ هستش یعنی هر کس آنجا را ببیند شاد میشود! ارفخشت هم که فرزند سام بوده در همین منطقه بوده و ایرانیان بهمین اعتبار این منطقه را ایرانشهر میگفتند.

مسعودی در مروج الذهب (قرن چهارم متوفی 345 ه.ق)  نسب ایرانیان را بچند اعتبار ذکر کرده یکی آنکه فارس پسر یاسور پسر سام بن نوح بود. بعضی ها هم فارس را از فرزندان یوسف بن یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم خلیل الله بود.

در اوستا : آریایی ها از شهری بنام " آیرانه وعجه - یا – آیرانه وجه - " بایران آمده بودند . بعدها بعد از استقرا باین ها ایرانی و بمنطقه سکونتشان آیران یا ایران میگفتند.

خواستم توجه بدهم که تاریخی که میخواهیم از ایران ذکر کنیم نمیتواند جدای از این افراد باشد حالا اسامی معرب شده و متفاوت در لسانها ذکر میشود آن بحث جداگانه ای است که واقعیت ماجرا را تغییر نمیدهد. مثلا شما شاید ندانید که اسکندر همان .......... میباشد که ایران را فتح کرد.

نکته : اگر در منطقه عراق تمدن بین النهرین را داشتیم ه حدفاصل بین دو رود دجله و فرات بوده در ایران از یک جهت مرکزیتش بین البحرین بوده و از همین جهت همیشه یک منطقه استراتژیکی بوده است . مغز و مرکز ایران بین دریای مازندران و خلیج فارس بوده است که معبر مهاجرین از غرب بشرق بوده و بالعکس .

تاریخ ایران را بعضی ها بدو دوره تقسیم کرده اند که عبارتند از : دوره قبل از آریایی ها و دوره بعد از آریایی ها
یک تقسیم بندی دیگری هم میتوان داشت که بدینصورتست: دوره مستند و علمی تر و دوره غیرمستند یا کمتر مستند یا همان اساطیری میتوان نامید... و تقسیم بندی های دیگری هم هست در ابعاد کلی تر و جزئی تر .در دوره اساطیری یک تفاوت عمده با دیگر دوره که در تاریخ نگاری میتوان دید همان گستردگی آن است که بتمامی حیثیت یک قوم از اعتقادات تا آرزوها همراه با سرگذشت بدان پرداخته میشود اما در تواریخ غیر اساطیری دائره شمول تاریخ نگاری محدودتر از دوره اساطیری است.

در دوره اسطوره ای تاریخ ایران ما باز دو دوره داریم که نخست دوره پیشدادیان هستند و بعدا دوره کیانیان.

در دوره اساطیری که بیشتر بر مبنای دیدگاههای زرتشتی برقرار است جهان در یک دوره دوازده هزار ساله پایه گذاری شده که خودش به چهار دوره سه هزارساله تقسیم میشود. در هر دوره از سه هزار ساله مشخصاتی وجود دارد که مهمترینش ظهور یک ناجی یا مصلح در راس هر هزاره میباشد که سوشیانس نامیده میشد.

دقت داشته باشید که من فقط دارم در اینجور از مباحث توصیف میکنم نه تایید که بسیاری از وقایع ذکر شده در داستانهای اسطوره ای خیلی توحیدی نیستند و گاه بنوعی وقایع شرک آلودی را نشان میدهد منتها ما باید انصاف علمی را داشته تا عینا آنچه بوده را نقل کنیم. ...

همچنین در دوره اول سه هزار ساله گفته شده که اهورامزدا ( مظهر نور و روشنایی و خوبی و پاکی ) با اهریمن ( مظهر سیاهی و تاریکی و بدی و ناپاکی ) بدون درگیری و بی هیچ مسئله خاصی که موجباتی در جهات فراهم آورد وجود داشته .

بعد اهریمن تصمیم میگیرد بحریم اهورامزدا تجاوز کند که با دفاع اهورمزد مواجه میشود و عقب نشینی میکند . در ادامه اهورمزدا دست بخلقت جهان میزند و انسان را خلق میکند که نخستین انسان نامش گیومرد یا کیومرث است. اهریمن باز حمله میکند به حریم اهورمزدا و با کشتن مخلوقات وی ( کشتن انسان و همچنین گاوی که اهورامزدا خلق کرده بود) . ماجرای درگیری این دو ادامه می یابد اما با پدید آمدن نخستین زوج از انسان مخلوق اهورامزدا ماجرای این دو نیرو وارد مرحله جدیدی میشود.

زرتشت هم سه هزار سال بعد از خلق نخستین انسان یعنی همان گیومرد یا کیومرث ظهور میکند در واقع در این مرحله وارد همان سه هزار سال آخر عمر دوازده هزار ساله جهان میشویم. در این سه هزر سال پایانی عمر جهان از زرتشت شروع میشود در راس هر هزار سال یک منجی ( سوشیانس ) ظهور میکند. زمانیکه آخرین منجی ظهور میکند در واقع آخرین جنگ و نبرد نهایی بین نور و ظلمت میباشد و اینجاست که نور بر ظلمت پیروز میشود و قوای اهریمنی بطور کل مقهور قوای حق میگردند.

در این نگاه در واقع جهان تحت سیطره دو قوه خیر و شر یا همان نور و ظلمت است که در نهایت خیر پیروز میشود و شر نابود. قوای خیر که همان قوای اهورامزدا هستند حتی مسمی شده اند باسامی خاص از انسان و غیر انسان  مانند جاودانان مقدس یا اردیبهشت ( راستی ) یا مرداد ( جاودانگی ) یا بهمن ( پندار و اندیشه نیک ) و ... یا ایزدانی که یاریگر اهورمزدا هستند مانند خدای خورشید ( مهر ) یا خدای آب ( ناهید ) . اهریمن هم سپاه خودش را دارد که مهمترین شاخصه اش همان دیو بودن است دیوان متعددی هستند که سپاه اهریمن را تشکیل میدهند.

در این دوره تاریخ اساطیری گفتیم که از پیشدادیان شروع میشود که مشخص است از کسانی اند که در برقراری عدل و دادگری پیشتاز و اولین بوده اند و بعد هم کیانیان که همان پادشاهانی هستند که با " کی " شناخته میشوند مانند کیقباد و کیکاووس و ... . هر دو این سلسله پیش از ظهور زرتشت در ایران بوده اند.

بر اساس شاهنامه باید بگوئیم که تاریخ ایران از " کیومرث " ( نخستین انسان مخلوق اهورامزدا . طبری در تاریخ خود کیومرث را از فرزندان حضرت نوح ذکر کرد که بواسطه دعای پدرش ملک و حکومت بادوام یافت) شروع میشود.
مدت سی سال پادشاهی میکند بعد فرزندش سیامک  در نبرد با دیو سیاه کشته میشود اما فرزند سیامک یعنی " هوشنگ " ( بنا بر تاریخ طبری هوشنگ فرزند حضرت آدم بود که شهرهای شوش و بابل را او ساخت ) دیو سیاه را شکست میدهد .
هوشنگ را در اوستا " برداته " یعنی نخستین کسی که برای حکومت تعیین گردید ازش نام برده شد. کشف آتش را به همین هوشنگ نسبت میدهند.

بعد فرزندش طهمورث بمدت سی سال بحکومت میرسد . بعد هم نوبت " جمشید " ( دینوری هم در تاریخش جم همان جمشید را برادرزاده شارخ ذکر کرد که خود شارخ از فرزندان سام است که باز خود سام هم فزند حضرت نوح میباشد. دینوری نوشت که چون مرگ شارخ رسید کار را به برادرزاده اش جم سپرد) است که بواسطه غرور و تکبرش گناهکار میشود و  فره ایزدی از او برداشته شده و در اثر همین تکبرش آژدهاک ( ضحّاک هم از فرزندان  سام بوده که در تواریخ اسلامی نوشتند که ضحاک همان علوان بن ابلیق بن عاد بن ارم بن سام بوده است که در منطقه یمن – تحت حکومت و منطقه ایران قدیم – بوده اند ) بر او غلبه میکند. ضحاک که نمونه انسان ستمگر است بواسطه بوسه اهریمن بر شانه هایش دو مار بیرون می آیند که خوراکش مغز جوانان است . در این دوره است که کاوه آهنگر که خود از زخم دیدگان ضحاک است و جوانان کاوه هم قربانی مار ایده و مار طمع ضحاک شده بودند با درفش کاویانی خود بر علیه حکومت ضحاک که مغز جوانان را میخورد ؛ قیام میکند و مردم هم بیاری کاوه برخواسته تا آزاد شوند! با قیام کاوه " فریدون " فرزند جمشید , ضحاک را در بند میکند .

فریدون خود سه پسر داشت : سلم طور ایرج . فریدون سرزمینهای تحت قلمرو خود را میان این سه فرزند تقسیم میکند که در این میان حاکمیت  ایران به ایرج میرسد. سلم و طور در این تقسیم بندی به پدر خود ( فریدون ) اعتراض میکنند و همین عدم رضایت در تقسیم بندی بعدها موجب مرگ ایرج هم شد.

بعد از ایرج فرزندش منوچهر حاکم ایران میشود و با سام و تورانیان می جنگد . در زمان منوچهر بود که از طرف تورانیان افراسیاب بود و درگیری های زیادی برای تعیین قلمرو صورت گرفت که در نهایت بتوافقی منجر میشود به اینکه مرز ایران و توران بوسیله تیر یک کماندار ایرانی بنام آرش کمانگیر مشخص شود و آرش در سلسله جبال البرز بر بالای یک بلندی تیری رها کرد که در نهایت  بتنه درختی در آنطرف شرق ایران ( کنار رود جیجون ) می نشیند و آنجا مرز ایران با توران میشود. مرحوم سیاوش کسرایی هم آن شعر زیبای آرش کمانگیر را بهمین مناسبت زیبا سروده است. حتما بخوانید.

تاریخ پیشدادیان ادامه می یابد تا سام نریمان , یل ایرانی مشهور بارتش ایرانی ملحق میشود و با منوچهر همکاری میکند. بعد از سام فرزندش " زال " و پس از زال هم " رستم " فرمانده ارتش ایران میشود.

بعد از منوچهر فرزندش " نوذر " بحکومت میرسد که بدست افراسیاب کشته میشود . بعد هم ایرانیان برای دفاع از مرزهای خود " زو " فرزند طهماسب که از نژاد فریدون میباشد را حاکم ایران تعیین میکنند. بعد از مرگ " زو " گشتاسب بعنوان آخرین حاکم پیشدادی بمدت نه (9) سال بحکومت میرسد و با درگذشت گشتاسب دوره پیشدادیان بپایان میرسد چون هر چیزی بغیر از خدا یک آغازی دارد و یک پایانی !

دوره کیانیان
 مهمترین مشخصه دوره کیانیان همان درگیریهای ایران و توران است. پادشاهان کیانی که لقبشان با " کی " شروع میشود از " کیقباد " شروع میشود تا " کیخسرو " و " لهراسب " که آخرین آنهاست .

رستم همعصر با کیقباد با تورانیان می جنگد . بعد از کیقباد فرزندش " کیکاوس " بپادشاهی میرسد همانکسی که اولین هواپیما را ساخت ( پرواز به آسمان از طریق بال عقابها ). کیکاووس بقصد فتح مازندران روانه میشود اما در مازندران شکست میخورد . داستان هفت خوان رستم که بقصد کمک کیکاوس آمده بود در همین مازندران اتفاق افتاده بود.

تراژدی بزرگ رستم با پسرش سهراب در همین دوره کیکاوس است. همچنین " سیاوش " که بدست افراسیاب کشته میشود فرزند کیکاوس است . بعد " کیخسرو " که فرزند سیاوش میباشد بایران می آید و در نهایت قاتل پدرش را میکشد و لذا بعد از کیکاوس, کیخسرو حاکم ایران میشود. کیخسرو " لهراسب " را جانشین خود انتخاب و خود ناپدید میشود . بعد " گشتاسب " بقدرت میرسد و او هست که آیین زرتشت را در ایران آیین رسمی اعلام میکند.  بعد از گشتاسب " بهمن " و بعد هم دخترش " هما " و بعد هم پسرش " داراب " بقدرت میرسد. داراب فرزندی بنام " دارا " دارد که معاصر اسکندر است و در نهایت ازو شکست میخورد ! ... و دوره کیانیان هم با او بخط پایان میرسد.
پایان خلاصه تاریخ اساطیری ایران


ادامه دارد .........

ساری,گاه نوشته های محمود زارع توضیح :در چندین جلسه دوستانه – در جمع محدودی - درباره شمای کلی از تاریخ ایران از صدر تا ذیل بصورت کنفرانس مانند , مطالبی از سوی جناب آقای زارع  ایراد گردید که بعد از بررسی اولیه از میان یادداشت برداریهای دو تن از دوستان حاضر که یاداشتهای بهتری تشخیص داده شد؛ و همچنین صدای ضبط شده توسط موبایل یکی از دوستان ؛ خلاصه ای تنظیم گردید که بصورتی که ملاحظه نمودید تایپ و تنظیم و منتشر گردید .
البته این متن نیاز بویرایش در ابعاد مختلف دارد که حق صاحب گفتارست و خود اگر صلاح بدانند آنرا ویرایش خواهند کرد و منتشر اما اگر مطالعه شود یک نگاه کلی و مفیدی از تاریخ قطعا پیدا خواهید کرد که برای هر ایرانی با توجه بضیق وقتی که دارند قطعا این مباحث بسیار مفید و باارزش میباشد. سعی زیاد هم شد تا عینا از متن مباحث ارائه شده توسط آقای زارع این متن پیاده شود و خود بر آن نیافزائیمکه نیفزودیم.(م.ک)



مرتبط با این بحث :
تاریخ ایران (پیشدادیان و کیانیان) 01
تاریخ ایران (تمدن عیلامی ها) 02
تاریخ ایران (ماد ها) 03
تاریخ ایران (هخامنشیان) 04
تاریخ ایران (سلوکیان) 05
تاریخ ایران (اشکانیان) 06
تاریخ ایران (ساسانیان) 07
تاریخ ایران (ایران بعد از ساسانیان) 08
تاریخ ایران (پس از حمله اعراب) 09
تاریخ ایران (سلسله بنی عباس) 10
تاریخ ایران (حکومتهای متقارن) 11
تاریخ ایران (غزنویان) 12
تاریخ ایران (سلجوقیان و خوارزمشاهیان) 13
تاریخ ایران (ایلخانان مغول) 14
تاریخ ایران (سربداران و مرعشیان) 15
تاریخ ایران (آل کیا و آل مظفر و ...) 16
تاریخ ایران (تیموریان) 17
 تاریخ ایران (صفویان.قسمت اول) 18
تاریخ ایران (صفویان.بخش دوم) 19
تاریخ ایران (از افشاریه تا قاجار) 20
خلاصه ای از تاریـخ جنگهای ایـران (1)
تاریخ ایران از دورترین زمانها تاکنون . قسمت سوم
تاریخ ایران از دورترین زمانها تاکنون . قسمت دوم
تاریخ ایران از دورترین زمانها تاکنون . قسمت اول


https://telegram.me/zaresari





مطالب اخیر وبلاگ :
دعوی موجّه
ظهور, بعد از غربال و امتحاناتی سخت
راز و نشانه های سقوط حکومت ها
ارزش اولیاء در کلام اولیای خدا
زور و شلاق و تربیت !
سیاست تزویر دیگر جواب نمی دهد
زاهدا, گر درد دین داری دل آزاری مکن
فیض سبقت ,ماجرای حسنین (ع)
خاک خوشبوی کربلا ؛ مسلخ عشاق بی بدیل
پس نپندارم که اینها مردمانند، ای رسول
جز زیبایی نبود ...
مایه ننگ و افتخار
چاشنی آشتی , مژده به گنه کاران
حسن عیب
امام حسین (ع) در نظر چارلز دیکنز
فانی را چه به خودنمایی ؟!
این واقعه بالاتر از حجت است
حسین (ع) نیز خود چو باران است!
امام حسین (ع) در نظر موسی صدر
سفر عشق و آقا حسین بن علی
پیامبر (ص) فرمود این خطبه (غدیر ) را بگوش همه برسانیم!
نهی از ستایش و تمجید زمامداران و مسئولان در نظر مولا علی (ع)
حدیث ظلم از کلام امام جواد (ع)
تواضع, شرط تثبیت و تداوم نعمت
حرامیان در حال ازدیادند !
در و دیوارند آدمیان
حکمتی از مولا علی (ع) حکمت 359
سفرهای یاسینی (01)
همه چیز را نشاید گفت !
امیرالمومنین (ع) و قرآن کریم
دلخوانی و دلخونی ... !
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (16)
دلمشغولیهای اسحار و زیبایی
مشاهیر و بزرگان فرهنگ و ادب ایران (م تا ی)
از اندرزنامه آذرپاد مهراسپندان
ایرانی واقعی کیست ؟!
هفتاد و دو شرط فتوّت.فتوت نامه عطار
حکمت الهی خدشه ناپذیر است
پرهیز از دروغ گویی در فرهنگ ایران
امام موسی صدر و انسان پس از عید فطر
مشاهیر و بزرگان فرهنگ و ادب ایران (ف تا ل)
اهمیت و امتیاز شب زنده داری
ضرر فهمیدن!
مشاهیر و بزرگان فرهنگ و ادب ایران (ص تا غ)
هوالرزاق
مشاهیر و بزرگان فرهنگ و ادب ایران (خ تا ش)
تنـاســـخ
مشاهیر و بزرگان فرهنگ و ادب ایران (الف تا ح)
چشم برزخی !
عبادت فردی یا اجتماعی؟




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.