یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ وَجَاهِدُواْ فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿35﴾
اى كسانى كه ایمان آورده‏ اید از خدا پروا كنید و به او [توسل و] تقرب جویید و در راهش جهاد كنید باشد كه رستگار شوید (35)

قرآن کریم
النوبة الاولى
قوله تعالى :
یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا اى ایشان كه بگرویدند،
اتَقُوا اللَهَ بپرهیزید از خشم و عذاب خداى،
وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ و بوى نزدیكى جویید،
وَ جاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ و باز كوشید با دشمن وى از بهر وى،
لَعَلَكُمْ تُفْلِحُونَ (35) تا مگر بر راه پیروزى بمانید.

إِنَ الَذِینَ كَفَرُوا ایشان كه كافر شدند،
لَوْ أَنَ لَهُمْ اگر ایشان را بود،
ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً هرچه در زمین چیز است همه،
وَ مِثْلَهُ مَعَهُ و هم چندان با آن،
لِیَفْتَدُوا بِهِ و خواهندى كه خود را بآن باز خریدندى،
مِنْ عَذابِ یَوْمِ الْقِیامَةِ از عذاب روز رستاخیز،
ما تُقُبِلَ مِنْهُمْ نپذیرندى از ایشان،
وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ (36) و ایشانراست عذابى درد نماى.

یُرِیدُونَ میخواهند،
أَنْ یَخْرُجُوا مِنَ النَارِ كه بیرون آیندى از آتش،
وَ ما هُمْ بِخارِجِینَ مِنْها و ایشان از آتش بیرون آمدنى نه اند،
وَ لَهُمْ عَذابٌ مُقِیمٌ (37) و ایشانراست عذابى پاینده.

وَ السَارِقُ وَ السَارِقَةُ دزد اگر مرد است و اگر زن،
فَاقْطَعُوا أَیْدِیَهُما دست ایشان ببرید،
جَزاءً بِما كَسَبا پاداش بآن دزدى كه كردند،
نَكالًا مِنَ اللَهِ نكالى است از اللَه،
وَ اللَهُ عَزِیزٌ حَكِیمٌ (38) و خدا تواناى است داناى راست دان.

فَمَنْ تابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ هر كه توبه كند پس از آن دزدى كه كرد،
وَ أَصْلَحَ و كار خود راست كند،
فَإِنَ اللَهَ یَتُوبُ عَلَیْهِ اللَه وى را توبت دهد و از وى توبت پذیرد،
إِنَ اللَهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ (39) كه خداى آمرزگار است مهربان.

أَ لَمْ تَعْلَمْ نمیدانى،
أَنَ اللَهَ لَهُ مُلْكُ السَماواتِ وَ الْأَرْضِ كه اللَه را است پادشاهى آسمان و زمین،
یُعَذِبُ مَنْ یَشاءُ عذاب كند او را كه خواهد،
وَ یَغْفِرُ لِمَنْ یَشاءُ و بیامرزد او را كه خواهد،
وَ اللَهُ عَلى كُلِ شَی ءٍ قَدِیرٌ (40) و اللَه بر همه چیز تواناست.

یا أَیُهَا الرَسُولُ اى پیغامبر
لا یَحْزُنْكَ اندوهگن مكناد ترا،
الَذِینَ یُسارِعُونَ فِی الْكُفْرِ اینان كه میشتابند بكفر،
مِنَ الَذِینَ قالُوا ازین منافقان كه گفتند بزبان،
آمَنَا بگرویدیم،
بِأَفْواهِهِمْ این گفت زبان است بدهنهاى ایشان،
وَ لَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ و دلهاى ایشان هنوز ناگرویده،
وَمِنَ الَذِینَ هادُوا و ازینان كه جهود شدند،
سَمَاعُونَ لِلْكَذِبِ دروغ شنوان اند، و دروغ پذیران،
سَمَاعُونَ جاسوسان و سخن گیران و سخن جویان،
لِقَوْمٍ آخَرِینَ لَمْ یَأْتُوكَ سخن میبرند با غایبان خویش كه بتو نمى آیند،
یُحَرِفُونَ الْكَلِمَ سخن مى بگردانند،
مِنْ بَعْدِ مَواضِعِهِ پس آنكه اللَه نهاد آن را بجاى خود،
یَقُولُونَ میگویند،
إِنْ أُوتِیتُمْ هذا اگر شما را درین حكم حد دهند نه رجم،
فَخُذُوهُ گیرید و پذیرید آن حكم را،
وَ إِنْ لَمْ تُؤْتَوْهُ و اگر چنانست كه شما را حد ندهند فرود از رجم،
فَاحْذَرُوا از پذیرفتن آن پرهیزید،
وَ مَنْ یُرِدِ اللَهُ فِتْنَتَهُ و هر كه اللَه فتنه دل وى خواهد،
فَلَنْ تَمْلِكَ لَهُ مِنَ اللَهِ شَیْئاً بدست تو از خداى وى را هیچ چیز نیست،
أُولئِكَ الَذِینَ ایشان آنند،
لَمْ یُرِدِ اللَهُ كه اللَه مى نخواهد،
أَنْ یُطَهِرَ قُلُوبَهُمْ كه دلهاى ایشان پاك كند،
لَهُمْ فِی الدُنْیا خِزْیٌ ایشانراست در دنیا رسوایى و فرومایگى،
وَلَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظِیمٌ (41) و ایشانراست در آخرت عذابى بزرگوار.

سَمَاعُونَ لِلْكَذِبِ دروغ نیوشان و دروغ پذیرانند از یكدیگر،
أَكَالُونَ لِلسُحْتِ رشوت خواران،
فَإِنْ جاؤُكَ اگر بتو آیند،
فَاحْكُمْ بَیْنَهُمْ حكم كن میان ایشان،
أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ یا روى گردان از ایشان،
وَ إِنْ تُعْرِضْ عَنْهُمْ و اگر روى گردانى از ایشان،
فَلَنْ یَضُرُوكَ شَیْئاً نگزایند ترا هیچ چیز،
وَ إِنْ حَكَمْتَ و اگر حكم كنى میان ایشان،
فَاحْكُمْ بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ حكم كن براستى و داد،
إِنَ اللَهَ یُحِبُ الْمُقْسِطِینَ (42) كه اللَه راستكاران و داد دهان دوست دارد.

وَ كَیْفَ یُحَكِمُونَكَ و ترا حاكم چون پسندند،
وَ عِنْدَهُمُ التَوْراةُ و كتاب تورات بنزدیك ایشان،
فِیها حُكْمُ اللَهِ حكم خدا براستى در آن،
ثُمَ یَتَوَلَوْنَ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ و مى برگردند از كار كردن بآن،
وَ ما أُولئِكَ بِالْمُؤْمِنِینَ (43) و هرگز گرویدگان نه اند بآن.


النوبة الثانیة
قوله تعالى و تقدس: یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا اتَقُوا اللَهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ
معنى توسل تقرب است، یقال: توسلت الى فلان اى تقربت الیه، و گفته اند: معنى وسیلت محبت است، ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ اى تحبّبوا الى اللَه، میگوید: اى شما كه مؤمنانید، دوست خدا باشید، و بوى تقرب كنید، و نزدیكى جویید باخلاص اعمال، و اجتناب محارم، و احسان با خلق،
و گفته اند: وسیلت درجه عظیم است در بهشت ساخته از بهر مصطفى (ص) و فى ذلك یقول النبى (ص) سلوا اللَه لى الوسیلة، فانها درجة فى الجنة، لا ینالها الا عبد واحد، و أرجو ان اكون انا هو "

و عن على بن ابى طالب (ع) قال " ان فى الجنّة لؤلؤتین الى بطنان العرش، واحدة بیضاء، و الأخرى صفراء، فى كل واحدة منهما الف غرفة، فالبیضاء هى الوسیلة لمحمد (ص) و اهل بیته، و الصفراء لابراهیم (ع) و اهل بیته.

و نظیر هذه الایة قوله تعالى و تقدس: أُولئِكَ الَذِینَ یَدْعُونَ یَبْتَغُونَ إِلى رَبِهِمُ الْوَسِیلَةَ أَیُهُمْ أَقْرَبُ. یقال: و سل یسل وسیلة، فهو واسل، و جمع الوسیلة وسائل.
وسائل آن وسائط است كه میان رهى و مولى پیوستگى را نشانست، و سبب اتصال بنده بمولى آنست. وَ جاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ اى فى طاعته، لَعَلَكُمْ تُفْلِحُونَ اى تظفرون بعدوّكم و تسعدون فى آخرتكم.

إِنَ الَذِینَ كَفَرُوا لَوْ أَنَ لَهُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً وَ مِثْلَهُ مَعَهُ اى ضعفه معه، لِیَفْتَدُوا بِهِ اى لیفتدوا به انفسهم. مِنْ عَذابِ یَوْمِ الْقِیامَةِ ما تُقُبِلَ مِنْهُمْ.

...
یُرِیدُونَ أَنْ یَخْرُجُوا مِنَ النَارِ وَ ما هُمْ بِخارِجِینَ مِنْها
همانست كه جاى دیگر گفت حكایت از دوزخیان: رَبَنا أَخْرِجْنا مِنْها خداوندگارا! بیرون آر از آتش، و برهان از عقوبت. جواب ایشان دهند پس از هزار سال: اخْسَؤُا فِیها وَ لا تُكَلِمُونِ.

جاى دیگر گفت: إِنَكُمْ ماكِثُونَ این خطاب با كافرانست، و قضیت كفر ایشان كه جاوید در دوزخ بمانند و هرگز بیرون نیایند. و دلیل برین ابتداء آیت است كه گفت: إِنَ الَذِینَ كَفَرُوا.

اما مؤمنان اهل معصیت اگر چه بگناهان خویش در دوزخ شوند، جاوید در آن نمانند و بیرون آیند
، لقول النبى (ص) " لیصیبنّ اقواما سفع من النار بذنوب اصابوها عقوبة، ثم یدخلهم اللَه الجنة بفضل رحمته فیقال لهم الجهنمیون"
...
این اخبار صحاح دلیل هاى روشن اند كه از مؤمنان هیچ كس در دوزخ نمیماند. گرچه گنهكار و بد كردار بود، چون اصل توحید و مایه ایمان بر جاى بود اگر چه اندكى باشد، ربّ العالمین چون خواهد كه ایشان را برهاند، و كرم خود بخلق نماید، قومى را برگمارد ازین مؤمنان مخلصان تا در آن عرصه قیامت جدال درگیرند، و از بهر آن برادران كه در آتشند سخن گویند. در خبر است كه گویند " ربّنا اخواننا كانوا یصومون معنا و یصلّون و یحجّون، فادخلتهم النّار"
خداوندا برادران ما كه با ما نماز كردند، و روزه داشتند، و حج كردند، اكنون ایشان را بدوزخ فرستادى! ربّ العزّة گوید: روید، و هر كه را بصورت شناسید، بیرون آرید كه صورتهاشان برجاست.
آتش صورت ایشان نخورد. ایشان روند، و خلقى بسیار بیرون آرند. پس رب العالمین ایشان را گوید " ارجعوا " بدین قناعت كنید، باز گردید، هر كرا در دیوان وى از خیر یك مثقال ببینید، بیرون آرید. ایشان روند، و بحكم فرمان قومى را بیرون آرند، پس با نیم مثقال آید، پس با همسنگ یك ذرّه آید. پس گویند: ربّنا لم نذر فیها خیرا. خداوندا نمى بینیم در دوزخ كسى كه در وى هیچ خیر مانده است. پس ربّ العالمین گوید: شفعت الملائكة، و شفع النبیّون، و شفع المؤمنون، و لم یبق الا ارحم الراحمون، فیقبض قبضة من النار، فیخرج منها قوما لم یعلموا خیرا قطّ، قد عادوا حمما، فیلقیهم فى نهر فى افواه الجنّة، یقال له نهر الحیاة، فیخرجون كما تخرج الحبة فى حمیل السیل، فیخرجون كاللؤلؤ فى رقابهم الخواتیم، فیقول اهل الجنة هؤلاء عتقاء الرحمن، ادخلهم الجنة بغیر عمل عملوه.

وَ السَارِقُ وَ السَارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَیْدِیَهُما

این در شأن طعمة بن ابیرق فرو آمد كه آن درع دزدید، و قصه وى در سورة النساء رفت، و رفع آن بر معنى جزاء است، یعنى: من سرق فاقطعوه. و روا باشد كه خبر ابتدایى باشد كه در آن مضمر است، یعنى: فیما فرض علیكم و السارق و السارقة فاقطعوا. میگوید: در آنكه بر شما فرض كردند حكم دزدان است، و آن حكم آنست كه دستهاى ایشان ببرید، یعنى كه مرد را دست راست ببرید، و زن را دست راست چون دزدى بر ایشان روشن شود، و این آن گه باشد كه دزد عاقل بود، و بالغ، و باختیار خویش، نه مكره و ملتزم حكم اسلام، نه حربى و نه مستأمن، بیك قول، و آنكه در حرز مسلمان شود یا ذمى ثابت العصمة، و كالایى كه در شرع متقوّم بود، از حرز خویش بیرون آرد: زر و سیم و خزّ و بزّ و امثال آن از اندرونها در خانه هاى دربسته، یا حارس بر آن نشسته، و كفن از گور، و بیرون از كفن نه، و چارپاى از اصطبل، و میوه از خرمنگاه كه گوشوان بر آن نشسته، و گوسفند از گله، و شتر از قطار، چون شبان و جمّال بیدار باشند، و در آن مى نگرند، و آواز ایشان بدان میرسد، و آن چیز كه بیرون آرد از آن حرز، قیمت آن كم از دانگى و نیم زر باشد بمذهب شافعى، یا ده درم سفید بمذهب ابو حنیفه، یا سه درم بمذهب مالك. و حجّت شافعى خبر صحیح است، قال النبى (ص)لا تقطع ید السارق الا فى ربع دینار فصاعدا

و آنكه در آن شبهتى نبود كه نه مال فرزند بود یا فرزند فرزند، و نه مال پدر بود یا اجداد وى، و نه مال هم جفت بود بیك قول، و آنكه یك نصاب بیك بار، تنها، بى شریكى از حرز بیرون آورده، یا دو نصاب بدو كس، چون این شرایط در وى مجتمع گشت، دست راست وى ببرند، از آنجا كه مفصل كف است. پس اگر باز آید دوم بار پاى چپ وى ببرند. اگر بازآید سیوم بار دست چپ وى ببرند. اگر بازآید چهارم بار پاى راست وى ببرند، لما روى ابو هریرة أن النبى (ص) قال فى السارق ان سرق فاقطعوا یده، ثمّ ان سرق فاقطعوا رجله، ثمّ ان سرق فاقطعوا یده، ثمّ ان سرق فاقطعوا رجله
پس اگر پنجم بار دزدى كند، درست آنست كه بر وى قتل نیست، و در شرع بر وى جز از تعزیر حدّى نیست. پس چون حدّ بر وى راندند تاوان آنچه دزدیده است بر وى واجب است، اگر درویش باشد، و اگر توانگر. امّا بمذهب كوفیان تاوان بر وى نباشد مگر كه آنچه دزدیده بود خود بر جاى بود كه بخداوند خویش باز دهند، و اگر صاحب مال آن مال بدزد بگذارد بصدقه یا بهبه، بعد از آنكه با امام افتاد، و حدّ واجب شد، آن حدّ بنیوفتند، بدلیل خبر صفوان بن امیه كه رداء وى بدزدیدند. صفوان دزد را بگرفت، و پیش رسول خدا برد. رسول بفرمود تا دست وى ببرند. صفوان گفت: یا رسول اللَه او را نه بدین آوردم، آن ردا بصدقه بوى دادم. رسول خدا گفت"فهلّا قبل أن تأتینى به "
 
و بعد از آنكه بر بنده حدّ واجب شد اگر قطع باشد و اگر غیر آن، روا نباشد كه در آن شفاعت كنند، و با سقاط آن مشغول شوند،...

جَزاءً بِما كَسَبا
بقول كسایى نصب على الحال است، و بقول زجاج مفعول له، اى لجزاء فعلهما، و بقول قطرب مصدر است، و كذلك اعراب قوله " نَكالًا مِنَ اللَهِ وَ اللَهُ عَزِیزٌ حَكِیمٌ "

فَمَنْ تابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ وَ أَصْلَحَ فَإِنَ اللَهَ یَتُوبُ عَلَیْهِ

این توبه و اصلاح عمل بعد از قطع است و ردّ مال، یعنى كه چون حدّ خداى بر وى براندند، و مال كه برده است باز داد، بآن مخالفت شرع و ارتكاب محظور دین كه از وى بیامده، اگر توبت كند و در خدا زارد. و نیز نكند، و عمل خویش باصلاح آرد، خداى آمرزگار است و توبت پذیر و بخشاینده.و دلیل بر این، خبر ابن عمر است، گفتا: در عهد رسول خدا زنى دزدى كرد، و او را بگرفتند، و بحضرت رسول خدا بردند. رسول بفرمود كه اقطعوا یدها دست وى ببرید. قوم آن زن گفتند: یا رسول اللَه! او را مى بازخریم به پانصد دینار. رسول خدا بدان التفات نكرد، گفت : اقطعوا یدها .پس دست ببریدند. آن گه آن زن گفت: یا رسول اللَه هل لى من توبة؟ مرا توبت هست از آنچه كردم؟ گفت  نعم ترا توبت هست، و تو امروز پاكى از گناهان، چنان كه آن روز كه از مادر زادى. در آن حال این آیت فرو آمد كه: فَمَنْ تابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ وَ أَصْلَحَ فَإِنَ اللَهَ یَتُوبُ عَلَیْهِ إِنَ اللَهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ.

أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَ اللَهَ لَهُ مُلْكُ السَماواتِ وَ الْأَرْضِ خزائن السماوات، المطر و الرزق، و خزائن الارض النّبات.

یُعَذِبُ مَنْ یَشاءُ من مات منهم على كفره، وَ یَغْفِرُ لِمَنْ یَشاءُ من تاب منهم على كفره، و قیل: یعذب من یشاء على الذنب الصغیر، و یغفر لمن یشاء الذنب العظیم، و وَ اللَهُ عَلى كُلِ شَی ءٍ قَدِیرٌ من التعذیب و المغفرة.

یا أَیُهَا الرَسُولُ لا یَحْزُنْكَ الَذِینَ یُسارِعُونَ فِی الْكُفْرِ اى لا یحزنك مسارعتهم فى الكفر، اذ كنت موعود النصر علیهم،
میگوید: یا محمد: نبادا كه شتافتن این منافقان و جهودان بكفر، ترا اندوهگن كند بعد از آنكه اللَه تعالى وعده نصرت بر ایشان داد، این نصرت زود بود. تو اندوهگن مباش، اگر چه پشتى دارند بیكدیگر، كه ایشان را كارى از پیش نشود، و قوت نبود.

مِنَ الَذِینَ قالُوا آمَنَا بِأَفْواهِهِمْ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ
این حجت است بر مرجیان كه میگویند: ایمان قولست و مجرد اقرار، بى تصدیق دل.
رب العالمین ایشان را دروغ زن كرد، و ایشان را مسارعان در كفر گفت. چون تصدیق دل با گفت زبان نبود.

وَ مِنَ الَذِینَ هادُوا
این سخن را دو وجه است: یكى آنكه: من الّذین قالوا و من الّذین هادوا، آن گه جهودان را صفت كرد: و هم سماعون. دیگر وجه آنست كه وَ لَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ تم الكلام، آن گه گفت: وَ مِنَ الَذِینَ هادُوا سخنى مستأنف.

سَمَاعُونَ لِلْكَذِبِ یعنى قائلون له، لقوله: سمع اللَه لمن حمده اى قبل اللَه حمده و اجاب، و بپارسى گویند: این سخن از وى مشنو یعنى مپذیر، ما سمع فلان كلامى اى ما قبله.
میگوید: این جهودان دروغ شنوان و دروغ پذیرانند، یعنى از دانشمندان خویش، كه ایشانرا میگویند كه محمد نه رسول است. سَمَاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِینَ لَمْ یَأْتُوكَ

سفیان عیینه را پرسیدند كه جاسوس را در قرآن ذكرى هست؟ این آیت را برخواند: سَمَاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِینَ لَمْ یَأْتُوكَ. میگوید: این جهودان بنى قریظه و نضیر بجاسوسى بنزدیك تو مى آیند، و سخن میگیرند، و با غائبان خویش میبرند، آنان كه بنزدیك تو نمى آیند، و ایشان جهودان خیبرند. این همانست كه جاى دیگر گفت: وَ إِذا خَلا بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ، وَ إِذا خَلَوْا إِلى شَیاطِینِهِمْ.

یُحَرِفُونَ الْكَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَواضِعِهِ
یعنى یغیرون القرآن من بعد وضع اللَه ایاه مواضعه، این آنست كه خداى تعالى گواهى دادن محمد را بپیغامبرى در تورات بجاى تصدیق بنهاد، و حدود بر جاى تقریر و تنفیذ بنهاد. جهودان آن شهادت بر جاى تكذیب بنهادند، و حدود بر جاى تعطیل و تبدیل بنهادند.

یَقُولُونَ إِنْ أُوتِیتُمْ هذا فَخُذُوهُ
این در شأن دو جهود آمد از اشراف خیبر. مردى و زنى زنا كرده بودند، و محصن بودند، و آن زنا بر ایشان درست شده. جهودان خواستند كه حدّ از ایشان بیفكنند، تا مسلمانان شماتت نكنند. در میان ایشان اختلاف افتاد در آن كار. یكدیگر را گفتند: بیایید تا باین پیغامبر عرب شویم، و این حكم پیش او بریم، اگر او در دین خویش حكم كند در ایشان بحدّ فرود از كشتن، آن را بپذیریم، و آن حدّ كه در تورات است فروگذاریم، و گوئیم كه: بحكم پیغامبر كار كردیم. وَإِنْ لَمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُوا و اگر چنانست كه شما را از دین محمد حدّى ندهند فرود از كشتن، از پذیرفتن سخن محمد پرهیزید. آمدند بر رسول خداى و پرسیدند. رسول (ص) گفت: رجم است ایشان را، سنگسار كردن و كشتن. ایشان گفتند كه: در تورات این نیست، كه در تورات تحمیم است، روسیاه كردن و بر شتر بگردانیدن.
رسول خدا گفت ایشان را: فأتوا بالتوریة تورات بیارید. تورات بیاوردند، و عبد اللَه بن سلام حاضر بود و ابن صوریا تورات خواندن گرفت، چون بآیت رجم رسید، دست بر آن نهاد. عبد اللَه بن سلام گفت كه: دست بر آیت رجم نهاد.
رسول گفت ایشان را: بآن خداى كه به طور سینا، موسى را از خود سخن شنوانید، و تورات داد، و بآن خداى كه بنى اسرائیل را دریا شكافت، و از فرعون و قبطیان برهانید، كه شما در تورات زانى محصن را چه مى یاوید؟ گفتند كه: رجم. رسول خدا فرمود: تا ایشان را سنگسار كردند، و بسنگ بكشتند، قال و نزل فیه: یا أَهْلَ الْكِتابِ قَدْ جاءَكُمْ رَسُولُنا یُبَیِنُ لَكُمْ كَثِیراً مِمَا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتابِ وَ یَعْفُوا عَنْ كَثِیرٍ.
آن گه ابن صوریا گفت:
یا محمد خواهم كه از تو سه چیز بپرسم اگر دستورى دهى؟ رسول خدا وى را دستورى سؤال داد.
اول گفت: اخبرنى كیف نومك؟ مرا خبر ده كه خواب تو چونست؟
رسول (ص) گفت " تنام عینى و قلبى یقظان "
قال:صدقت. اخبرنى عن شبه الولد اباه، لیس فیه من شبه امّه شی ء، او شبه امّه لیس فیه من شبه ابیه شیء. مرا خبر ده از فرزند كه گاهى بپدر ماند، و بمادر نماند هیچ چیز، و گاه بود كه بمادر ماند، و شبه وى دارد، و شبه پدر ندارد هیچ چیز.
رسول خدا گفت" ایّهما علا ماؤه ماء صاحبه، كان الشبه له" هر كه را آب وى ببالا افتد از مرد و زن، فرزند شبه وى گیرد.
قال: صدقت، اخبرنى ما للرجل من الولد؟ و ما للمرأة منه؟ مرا خبر ده كه فرزند را از مرد چه بود؟ و از زن چه بود؟
درین یكى توقف كرد یك ساعت. آن گه روى رسول سرخ گشت، و عرق بر پیشانى آورد، و گفت " اللحم و الظفر و الدّم و الشعر للمرأة، و العظم و العصب و العروق للرجل " 
قال: صدقت.
ابن صوریا چون جواب مسائل شنید، مسلمان گشت، گفت: اشهد أن لا اله الا اللَه و هذا رسول اللَه النبى الامّى العربى الّذى بشر به المرسلون. پس جهودان بازگشتند مفتون و مخذول، رب العزة گفت جلّ جلاله: وَ مَنْ یُرِدِ اللَهُ فِتْنَتَهُ اى ضلالته و كفره، فَلَنْ تَمْلِكَ لَهُ مِنَ اللَهِ شَیْئاً لن تدفع عنه عذاب اللَه.

این بر معتزله و قدریه حجتى روشن است كه رب العزّة ضلالت و كفر ایشان بارادت خود برد. و نفع و ضرر آن در دفع از رسول خود بگردانید.
أُولئِكَ الَذِینَ لَمْ یُرِدِ اللَهُ أَنْ یُطَهِرَ قُلُوبَهُمْ اى یصلح قلوبهم و یهدیهم، لَهُمْ فِی الدُنْیا خِزْیٌ للمنافقین بهتك السر، و للیهود بالقتل و النفى، وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظِیمٌ دائم كثیر.

سَمَاعُونَ لِلْكَذِبِ یعنى یسمعون منك لیكذبوا علیك، فیقولوا سمعنا منه كذا و كذا لما لم یسمعوا،
این هم صفت جهودانست. أَكَالُونَ لِلسُحْتِ حاكمان و دانشمندان ایشانند كه حرامخواران و رشوت خواران بودند، رشوت میستدند از آن سادة خویش، تا بدان نبوت محمد (ص) از عامه خود پنهان میداشتند. سحت در لغت عرب استیصالست، و اسحات هم چنان، فَیُسْحِتَكُمْ بِعَذابٍ بفتح الیاء و ضمّه، ازین باب است.

آن رشوت را سحت نام كرد كه آن بترینه ارتشا بود در جهان كه مرتشى خورد. سحت بضمّ حا قراءت مكى و بصرى و على است، باقى بسكون حا خوانند، و معنى هر دو لغت یكسانست. اخفش گفت " كل كسب لا یحل فهو السحت" و قال الحسن" اذا كان لك على رجل دین، فما اكلت فى بیته فهو السحت
....

فَإِنْ جاؤُكَ فَاحْكُمْ بَیْنَهُمْ أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ
این آیت دلالت میكند كه مصطفى (ص) مخیّر بود در حكم كردن میان اهل كتاب چون از وى حكم خواستند، و لهذا قال تعالى: وَ إِنْ تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَنْ یَضُرُوكَ شَیْئاً. علماء دین در حكم این آیت مختلف اند، یعنى كه حكم تخییر چنان كه مصطفى را بود امروز حاكمان اسلام را ثابت است یا منسوخ، و بیشترین علما بر آنند كه حكم تخییر ثابت است حكام اسلام را، اگر خواهند حكم كنند میان اهل كتاب و همه اهل ذمت را، و اگر خواهند نكنند، و از آن اعراض نمایند، و این قول نخعى است و شعبى و عطا و قتاده، اما قول حسن و مجاهد و عكرمه و سدى آنست كه این تخییر منسوخ گشت، و حكم كردن واجبست، لقوله تعالى: وَ أَنِ احْكُمْ بَیْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللَهُ،
و آنچه گفت: بِما أَنْزَلَ اللَهُ دلیل است كه حكم اسلام و مسلمانان بر ایشان كنند، هم چنانكه گفت: وَ إِنْ حَكَمْتَ فَاحْكُمْ بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ یعنى بحكم الاسلام.

إِنَ اللَهَ یُحِبُ الْمُقْسِطِینَ
معنى قسط عدلست. عرب گویند: اقسط اى ازال الجور و عدل. مقسطان دادگرانند، و صح فى الخبر" ان المقسطین عند اللَه یوم القیامة على منابر من نور عن یمین الرحمن عزّ و جلّ، و كلتا یدیه یمین، هم الذین یعدلون فى حكمهم و اهالیهم وما ولوا.

مصطفى (ص) در غزاء حنین غنیمت قسمت میكرد. مردى بود نام وى حرقوس بن زهیر، گفت: یا رسول اللَه اعدل فانّك لم تعدل. رسول خدا را چهره مبارك سرخ شد، اثر آن سخن در روى پدید آمد، گفت " ان لم اعدل فمن الذى یعدل، و جبرئیل عن یمینى، و میكائیل عن شمالى " فقال عمر: یا رسول اللَه ائذن لى اضرب عنقه. فقال دعه فانى لا احب ان یقال ان محمدا یقتل اصحابه

وَ كَیْفَ یُحَكِمُونَكَ وَ عِنْدَهُمُ التَوْراةُ

سیاق این سخن بر طریق تعجیب است، میگوید: این جهودان ترا چگونه حاكم كنند، و حكم تو چون پسندند! وَ عِنْدَهُمُ التَوْراةُ فِیها حُكْمُ اللَهِ! و آن گه تورات سخن من بنزدیك ایشان، و حكم من در میان، رجم در آن روشن! و خود میدانند، و اینك ترا حاكم میسازند، نه از آنست كه بر تو وثوق دارند، كه آن طلب رخصت است كه میكنند، نه بینى كه پس از تحكیم از تو برمیگردند! و حكم تو بر رجم مى نپذیرند.
اینست كه گفت: ثُمَ یَتَوَلَوْنَ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ. آن گه گفت: وَ ما أُولئِكَ بِالْمُؤْمِنِینَ این از آنست كه ایشان مؤمن نه اند، و هرگز مؤمن نبودند " من طلب غیر حكم اللَه من حیث لم یرض به فهو كافر باللّه "

« تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»

    ادامه دارد ...   
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari

گل

علی (ع)



مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه




سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء

تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده

تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 02 (197)
تفسیر سوره مائده 03 (198)
تفسیر سوره مائده 04 (199)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 06 (201)
تفسیر سوره مائده 07 (202)
تفسیر سوره مائده 08 (203)
تفسیر سوره مائده 09 (204)
تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفسیر سوره مائده 11 (206)
تفسیر سوره مائده 12 (207)




مطالب اخیر وبلاگ :

تفسیر سوره مائده 10 (205)
تفاوت عرفان شیعی با دیگر مكتب‏ها
دوستی در بیان مولا علی (ع)
تاثیر موسیقی در قرب عارفانه !
تأثیر موسیقی بر روان آدمی
زندگی یک فرد همانند زندگی همه
تا خود چه رفت در ازل !
داستان هابیل و قابیل
مراتبی از شهود برای افراد عادی
جایگاه عرفان در قرآن
دوستی در کلام مولا علی (ع)
تفسیر سوره مائده 09 (204)
معنی سلام در آیه 16 مائده
فرق بین امت محمد(ص) و موسی(ع)
تفسیر سوره مائده 08 (203)
انسان رمضان + دانلود متن صوتی
مقصود از شدت بر کفار
ادعای بیهوده یهود و نصاری
بیشترین دعای حضرت رسول (ص)
تفسیر سوره مائده 07 (202)
قرآن نور است و مصطفی (ص) هم
غزل مرحوم امام خمینی (ره)
کیفیت قبض روح حضرت موسی (ع)
بیست نام پیامبر (ص) در قرآن
تفسیر سوره مائده 06 (201)
گنج مکشوف الهی
حجت وجود حق
سود حسود
ریزبینان واقف !
با کمال تاسف بعضیها دوست دارند ... بشوند!
آزمون دوستی
بازنده چه کسی است ؟!
دوستان را بیازمای آنگاه پیوند کن !
منافق ؛ دشمن متبسم ! ( 04)
موسیقی محلی بوشهری + دانلود صدای شهید یحیایی ( اذان )
صنایع و بدایع ادبی . قسمت دوم
عشق فرمان یا فرمان عشق ؟!!
حجیّت شأن نزول در تفسیر قرآن
اتفاق شیاطین خونخوار
انسان کامل ( 29) رساله چهارم از جلد دوم
چشم پوشی بهترین کار
شأن نزول، فضای نزول و جوّ نزول
فلسفه یا تفلسف
سند جهالت
مزد گناه بویژه خیانت را زود در کاسه ات میگذارند!
سیر تكاملی در برزخ
تفسیر سوره مائده 05 (200)
محصولات مناطق ایران بزبان نظم
طهارت باطن
حكمت طهارت با آب




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.