النوبة الاولى
قوله تعالى:
قرآن کریم

وَ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَهِ عَلَیْكُمْ یاد كنید نعمت خداى و نیكوكارى وى بر خویشتن،
و مِیثاقَهُ و پیمان وى،
الَذِی واثَقَكُمْ بِهِ آن پیمان كه با شما بست،
إِذْ قُلْتُمْ آن گه كه گفتید:
سَمِعْنا وَ أَطَعْنا شنیدیم و فرمانبرداریم،
وَ اتَقُوا اللَهَ و بپرهیزید از خشم و عذاب خداى،
إِنَ اللَهَ عَلِیمٌ بِذاتِ الصُدُورِ (7) و بدانى كه خداى دانا است بآنچه در دلهاست.

یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا اى ایشان كه بگرویدند.
كُونُوا قَوَامِینَ بحق گفتن بپاى ایستید،
لِلَهِ خداى را،
شُهَداءَ گواهان باشید،
بِالْقِسْطِ بداد و راستى،
وَ لا یَجْرِمَنَكُمْ و شما را بر آن مداراد و بدان میاراد،
شَنَآنُ قَوْمٍ دشمنى گروهى،
عَلى أَلَا تَعْدِلُوا بر آنكه راست نروید و راست نگویید،
اعْدِلُوا راست گوئید و راست روید،
هُوَ أَقْرَبُ لِلتَقْوى این چنین نزدیكتر بود بپرهیزگارى،
وَ اتَقُوا اللَهَ و بترسید از خشم خداى،
إِنَ اللَهَ خَبِیرٌ بِما تَعْمَلُونَ (8) كه اللَه دانا است بآنچه شما میكنید.

وَعَدَ اللَهُ
وعده داد خداى،
الَذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَالِحاتِ ایشان را كه بگرویدند و كارهاى نیك كردند،
لَهُمْ مَغْفِرَةٌ ایشان را آمرزش است،
وَ أَجْرٌ عَظِیمٌ (9) و مزد بزرگوار.

وَ الَذِینَ كَفَرُوا و ایشان كه كافر شدند،
وَ كَذَبُوا بِآیاتِنا و بدروغ داشتند سخنان ما،
أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَحِیمِ (10) ایشانند كه آتشیانند.

یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا اى ایشان كه بگرویدند،
اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَهِ عَلَیْكُمْ یاد كنید و یاد دارید نعمت اللَه بر خویشتن،
إِذْ هَمَ قَوْمٌ آن گه كه آهنگ كرد گروهى،
أَنْ یَبْسُطُوا إِلَیْكُمْ أَیْدِیَهُمْ كه دست بگشایند و دست گذارند بشما ببدى،
فَكَفَ أَیْدِیَهُمْ عَنْكُمْ بازداشت اللَه دستهاى ایشان از شما،
وَ اتَقُوا اللَهَ و بترسید از خداى،
وَ عَلَى اللَهِ فَلْیَتَوَكَلِ الْمُؤْمِنُونَ (11) و چنین باد كه با خدا باد كار سپردن و پشتى داشتن گرویدگان.

وَ لَقَدْ أَخَذَ اللَهُ مِیثاقَ بَنِی إِسْرائِیلَ خداى پیمان ستد از بنى اسرائیل،
وَ بَعَثْنا و فرستادیم،
مِنْهُمُ از ایشان،
اثْنَیْ عَشَرَ نَقِیباً دوازده نقیب،
وَ قالَ اللَهُ و خداى گفت:
إِنِی مَعَكُمْ من با شماام،
لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَلاةَ ار نماز بپاى دارید بهنگام،
وَ آتَیْتُمُ الزَكاةَ و زكاة دهید از مال،
وَ آمَنْتُمْ بِرُسُلِی و بگروید بفرستادگان من،
وَ عَزَرْتُمُوهُمْ وایشان را شكوه دارید و یارى دهید،
وَ أَقْرَضْتُمُ اللَهَ و وام دهید خداى را،
قَرْضاً حَسَناً وامى نیكو،
لَأُكَفِرَنَ عَنْكُمْ سَیِئاتِكُمْ بهمه حال از شما گناهان شما ناپیدا كنم،
وَ لَأُدْخِلَنَكُمْ جَنَاتٍ و در آرم شما را در بهشتهایى،
تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ میرود زیر درختان آن جویها،
فَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ مِنْكُمْ هر كه نعمت پوشد و نسپاس گردد پس آن از شما،
فَقَدْ ضَلَ سَواءَ السَبِیلِ (12) گم گشت از میان راه راست.

فَبِما نَقْضِهِمْ مِیثاقَهُمْ بشكستن ایشان پیمان خویش را،
لَعَنَاهُمْ بر ایشان لعنت كردیم،
وَجَعَلْنا قُلُوبَهُمْ قاسِیَةً و دلهاى ایشان سخت كردیم،
یُحَرِفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ سخنان من در بعثت محمد میگردانیدند از جاى خویش،
وَ نَسُوا حَظًا و فراموش كردند بهره خویش،
مِمَا ذُكِرُوا بِهِ از آن پند كه ایشان را داده بودند،
وَ لا تَزالُ تَطَلِعُ عَلى خائِنَةٍ مِنْهُمْ و تو همیشه مطلع باشى بر خیانتى كه از ایشان آید،
إِلَا قَلِیلًا مِنْهُمْ مگر اندكى از ایشان،
فَاعْفُ عَنْهُمْ در گذار از ایشان،
وَ اصْفَحْ و روى گردان،
إِنَ اللَهَ یُحِبُ الْمُحْسِنِینَ (13) كه خداى دوست دارد نیكوكاران را.

وَ مِنَ الَذِینَ قالُوا و ازینان كه گفتند:
إِنَا نَصارى ما ترسایانیم،،
أَخَذْنا مِیثاقَهُمْ از ایشان هم پیمان بستدیم،
فَنَسُوا حَظًا بگذاشتند بهره خویش،
مِمَا ذُكِرُوا بِهِ از آن پند كه ایشان را داده بودند،
فَأَغْرَیْنا برآغالیدیم و انگیختیم،
بَیْنَهُمُ میان ایشان،
الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ دشمنى و بزومندى،
إِلى یَوْمِ الْقِیامَةِ تا روز رستاخیز،
وَ سَوْفَ یُنَبِئُهُمُ اللَهُ بِما كانُوا یَصْنَعُونَ (14) و خبر كند اللَه ایشان را فردا كه آن چیست كه میكنند ایشان امروز.


النوبة الثانیة
قوله تعالى و تقدس: وَ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَهِ عَلَیْكُمْ
این خطاب باصحابه رسول است و با جمله مؤمنان امت تا بقیامت. صحابه با رسول خدا بیعت كردند، و دین و كتاب و سنت در پذیرفتند، از آنكه آیت آمد، بود: فَاتَقُوا اللَهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ وَ اسْمَعُوا وَ أَطِیعُوا.

ربّ العزة ایشان را درین آیت فرمود كه قرآن و سنت بشنوید، و طاعت دار باشید، و امر و نهى بر كار گیرید، و بآیات و كلمات و صحف و كتب ما ایمان آرید، و رسولان را كه فرستادیم استوار گیرید، و آنچه گفتند و از غیب خبر دادند، از احوال قیامت و بهشت و دوزخ و غیر آن، همه قبول كنید، و بجان و دل آن را تصدیق كنید. مؤمنان آن همه در پذیرفتند، و گفتند: سَمِعْنا وَ أَطَعْنا. رب العالمین از سمع و طاعت ایشان حكایت باز كرد، و گفت: وَ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا.

اكنون درین آیت ربّ العزة آن نعمت و آن میثاق و آن قول با یاد ایشان میدهد و میگوید: یاد دارید آن نواخت كه من بر شما نهادم، تا نعمت اسلام بر شما تمام كردم. همان است كه جایها در قرآن منّت بر نهاد و گفت: وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی، وَ لِأُتِمَ نِعْمَتِی عَلَیْكُمْ، وَ لِیُتِمَ نِعْمَتَهُ عَلَیْكُمْ، این همه نعمت اسلام و ایمانست، كه اللَه تعالى بر مؤمنان تمام كرده است.

وَ مِیثاقَهُ الَذِی واثَقَكُمْ بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنا وَ أَطَعْنا
یاد دارید آن پیمان كه اللَه با شما بست، و شما گفتید: سَمِعْنا وَ أَطَعْنا.
مجاهد گفت: این میثاق آن عهد است كه ربّ العزة روز میثاق بر فرزند آدم گرفت، آن گه كه ایشان را از صلب آدم بیرون گرفت، و همه بربوبیّت اللَه اقرار دادند، و سمعا و طاعة گفتند. امروز در سراى حكم هر كه بالغ شود و بر موجب آن اقرار عمل كند. و ایمان آرد مؤمن است و از اهل سعادت و نجات. و هر كه بعد از بلوغ ایمان نیارد و عمل نكند، نقض آن عهد كرد، و در شمار مؤمنان نیست. اما اطفال مشركان
كه بلوغ نرسیدند. و زمان عمل درنیافتند، از ابن عباس پرسیدند كه حال ایشان چیست؟ گفت: ایشان بر میثاق اول اند، خداى داند كه عمل ایشان چه بودى اگر روزگار زندگانى دریافتندى.

آن گه گفت: وَ اتَقُوا اللَهَ
این تهدید است بر نقض عهد، میگوید: بترسید از خشم خدا، و نقض عهد مكنید، و پس از آنكه بالغ شدید ایمان آرید، و عمل كنید.

إِنَ اللَهَ عَلِیمٌ بِذاتِ الصُدُورِ
و بحقیقت دانید كه خداى آگاه است از آنچه در دل شماست از ایمان یا از شك یا از نفاق یا از وفاق.
این كلمتى جامع است، هر چیز را كه در دل بود از سرّ، یا درافتد از ظنّ، یا برگذرد از خاطر، خداى بهمه داناست و از همه آگاه.

یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا كُونُوا قَوَامِینَ لِلَهِ
تقومون للَه بكل حق یلزمكم القیام به.
میگوید: اى شما كه مؤمنانید قیام كنید، بر ایستادگى نمائید خداى را بهر حقى كه شما را لازم آید كه بدان قیام كنید و بپاى ایستید، و گفته اند: كُونُوا قَوَامِینَ لِلَهِ اى قوالین للَه. سخن كه گوئید خداى را گوئید، و بحق گفتن حق را بپاى ایستید.

شُهَداءَ بِالْقِسْطِ
تشهدون بالعدل فى الغضب و الرضا و الفقر و الغنى و الشدة و الرخاء.
گواهى كه دهید بداد و راستى دهید. نزدیك را چون دور و دشمن را چون دوست، در غضب و رضا و فقر و غنا و در دشخوارى و آسانى یكسان.

وَ لا یَجْرِمَنَكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى أَلَا تَعْدِلُوا
مؤمنان را میگوید: مبادا كه عداوت شما با كفار مكه، و بغض شما مر ایشان را، شما را بر آن دارد كه در گواهى دادن عدل و راستى بگذارید، و محرمى از ایشان حلال دارید، بلكه دوست و دشمن را، آشنا و بیگانه را، گواهى یكسان دهید.

اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَقْوى اى الى التقوى. وَ اتَقُوا اللَهَ إِنَ اللَهَ خَبِیرٌ بِما تَعْمَلُونَ. وَعَدَ اللَهُ الَذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَالِحاتِ اى قال لهم. لأن الوعد قول، لَهُمْ مَغْفِرَةٌ اى تغطیة على ذنوبهم، وَ أَجْرٌ عَظِیمٌ اى جزاء على ایمانهم. وَ الَذِینَ كَفَرُوا وَ كَذَبُوا بِآیاتِنا

أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَحِیمِ مضى تفسیره.
یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَهِ عَلَیْكُمْ إِذْ هَمَ قَوْمٌ أَنْ یَبْسُطُوا إِلَیْكُمْ أَیْدِیَهُمْ الایة
قتاده گفت این آیت برسول خدا فروآمد، و وى در هفتم غزا بود به بطن نخل فرو آمده، كافران مكر ساختند، و اتفاق كردند كه چون محمد و یاران وى در نماز شوند، و سر بسجود نهند، ما بر ایشان حمله بریم، كه ایشان نماز دوست دارند، و نماز بنگذارند.
درین همت بودند كه ربّ العالمین جبرئیل را فرستاد بنماز خوف، و درین آیت منت بر ایشان نهاد كه دست دشمن از شما كوتاه كردم و شما را از مكر ایشان خبر دادم
جابر بن عبد اللَه گفت كه: رسول خدا (ص) در بعضى سفرها بمنزل فرو آمد، و یاران همه متفرق گشتند، و رسول خدا سلاح كه داشت از خود باز كرد، و از درختى درآویخت، و در سایه آن درخت بنشست.
اعرابیى بیامد، و شمشیر رسول برگرفت، و روى برسول نهاد، و گفت: من یمنعك منى؟
رسول خدا گفت : اللَه یمنعك منى .
سه بار این سخن باز گفت. پس اعرابى شمشیر در نیام كرد. و هراسى بر وى افتاد، و یاران فراهم آمدند، و جبرئیل در آن حال این آیت آورد.

مجاهد و عكرمه و كلبى و مقاتل گفتند: سبب نزول این آیت آن بود كه قریظه و نضیر با رسول خدا عهد داشتند كه قتال نكنند، و یكدیگر را در دیات یارى دهند. رسول ایشان را در دیات ایشان یارى دهد، و ایشان رسول را در دیات مسلمانان یارى دهند. پس دو مرد معاهد از بنى سلیم بدست مسلمانان كشته شدند. اولیاء مقتول دیت طلب كردند. رسول خدا برخاست و به یهود بنى النضیر شد و ابو بكر و عمر و عثمان و على و عبد الرحمن عوف با وى بودند. در پیش كعب اشرف شدند، و بنى النضیر آنجا حاضر. رسول خدا با ایشان استعانت كرد بدیت دو مرد، بر مقتضاى آن عهد كه از پیش رفته بود. ایشان در پذیرفتند. و رسول خدا و یاران را در خانه بنشاندند، و خود بخلوت باز شدند، و مكر ساختند، گفتند اگر هرگز بر وى ظفر یابیم، امروز وقت آنست. كیست كه این كار را شایسته است؟ عمرو بن جحاش بن كلیب گفت: این كار منست، و من مرد آنم. آسیا سنگى عظیم بسر وى فرو گذارم، و شما را ازو باز رهانم. رفت با جماعتى و این مكر ساخته. رب العالمین جبرئیل را فرستاد، و رسول را از آن مكر ایشان خبر كرد.
رسول (ص) برخاست و بیرون شد، و على (ع) را بر جاى خود بداشت بر در آن سراى، و خود سوى مدینه رفت، پس ایشان نیز بیرون آمدند، و از پى رسول برفتند. رب العالمین در میان این قصه آیت فرستاد. آن گه بر عقب این آیت خبر داد از بنى اسرائیل: هم چنان كه این قوم عهد رسول را نقض كردند، و پیمان شكستند، بنى اسرائیل كه پدران ایشان بودند عهدى كه با خدا بسته بودند نقض كردند، و پیمانى كه داشتند بشكستند، و ذلك فى قوله تعالى: وَ لَقَدْ أَخَذَ اللَهُ مِیثاقَ بَنِی إِسْرائِیلَ یعنى فى التوراة، الّا یشركوا به شیئا، و بالایمان باللّه و ملائكته و كتبه و رسله و احلال ما احل اللَه لهم و تحریم ما حرم اللَه علیهم.

وَ بَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَیْ عَشَرَ نَقِیباً النقیب،
الرئیس على القوم لانه ینقب عن امورهم، یبحث عنها، و یستخبرها، و یبین وجوهها.
این دوازده نقیب از دوازده سبط بودند از اولاد یعقوب، از هر سبطى نقیبى، و عدد اسباط فراوان هزاران بودند. موسى چون خواستى كه با بنى اسرائیل بیعتى كند، با ایشان بیعت كردى و عهد با ایشان بستى تا از هر نقیبى از سبط خویش بیعت ستدى و با ایشان عهد بستى.

و گفته اند این میثاق آنست كه اللَه تعالى وعده داد موسى را كه دیار شام و زمین مقدسه بموسى و قوم وى سپارد، و جباران را كه سكان آن زمین اند هلاك كند، پس چون بمصر آرام گرفتند، اللَه تعالى ایشان را فرمود كه به اریحاى شام روید، و با جباران جنگ كنید، كه من خداى شماام، شما را نصرت دهم. و موسى را فرمود تا از دوازده سبط از هر سبطى نقیبى برگزیند، كه پیش رود، وكیل در قوم خویش باشد، و ایشان را بر وفاء عهد و امتثال فرمان داد. موسى آن نقیبان را برگزید، و چون بزمین كنعان رسیدند، ایشان را بجاسوسى بفرستاد، تا احوال جبابره بازدانند. عوج عنق برایشان رسید، گویند: این عوج بالاى عظیم داشت چنان كه دست وى بقعر دریا رسیدى، و ماهى بگرفتى، و بحرارت قرص آفتاب آن را بریان كردى و بخوردى، و گفته اند كه: بروزگار طوفان نوح كه همه روى زمین آب گرفت، و بهر كوهى و بالایى كه در زمین بود آب برگذشت، بدو زانوى عوج بیش نرسید، و نوح او را بر كشتى ننشاند، و گرد عالم میگشت، و سه هزار سال عمر وى بود، و بروزگار موسى او را هلاك كردند:
پس چون آن نقبا بر عوج رسیدند، عوج ایشان را بگرفت، و بخانه برد، و با اهل خویش گفت: اینان اند كه بجنگ ما آمده اند. چه بینى اگر من ایشان را بیك بار در زیر پاى نهم، و خرد كنم.
اهل وى گفتند: ایشان را مكش، تا باز گردند، و قوم خود را بگویند كه چه دیدند، و از شما خبر دهند. پس چون از دست عوج رهایى یافتند، با یكدیگر گفتند و عهد بستند كه: با بنى اسرائیل قصه عوج نگوئیم كه ایشان بترسند، و مرتد شوند، و از قتال باز گردند.
بلى با موسى و هارون بگوئیم، تا ایشان تدبیر كار كنند. پس باز گشتند، آن عهد نقض كردند، و هر نقیبى قوم خود را از قتال نهى كردند و بترسانیدند، مگر كالب بن یوحنا، و یوشع بن نون كالب نقیب سبط یهودا
بود و یوشع نقیب سبط یوسف. این است قصه دوازده نقیب و شكستن پیمان ایشان.

وَ قالَ اللَهُ إِنِی مَعَكُمْ  یعنى مع النقبا، و قیل مع بنى اسرائیل فى النصر لكم و الدفع عنكم. اینجا سخن تمام گشت، آن گه گفت:

لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَلاةَ یا معشر بنى اسرائیل بحدودها وفروضها و اوقاتها و معانیها و خشوعها،
وَ آتَیْتُمُ الزَكاةَ المفروضة علیكم فى اموالكم،
وَآمَنْتُمْ بِرُسُلِی كلهم وَ عَزَرْتُمُوهُمْ اى نصرتموهم، و قیل اعنتموهم بالسیف. و التعزیر الادب فى غیر هذا الموضع،
وَ أَقْرَضْتُمُ اللَهَ قَرْضاً حَسَناً اى صادقا من كل انفسكم، و هى كل نفقة یبتغى فیها وجه اللَه، من النوافل و الفرائض،
لَأُكَفِرَنَ عَنْكُمْ سَیِئاتِكُمْ وَ لَأُدْخِلَنَكُمْ جَنَاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ.

ثم قال: فَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ مِنْكُمْ اى بعد العهد و المیثاق، فَقَدْ ضَلَ سَواءَ السَبِیلِ اى اخطأ قصد الطریق.
گویند از این دوازده نقیب پنج ملك بخاستند كه خداى را عزّ و جلّ طاعت دار بودند:
داود و سلیمان و طالوت و حرقیما و پسر وى،

و از آن هفت دیگر سى و دو جبار بخاستند كه ملك از اهل حق بقهر بستدند، و تباهكارى كردند، و طاغى گشتند.
فَبِما نَقْضِهِمْ مِیثاقَهُمْ " ما " صلت است، توكید قصه را درافزود، تقدیره: فبنقضهم میثاقهم. این پیمان شكستن آن بود كه ایشان را گفته بودند وَ آمَنْتُمْ بِرُسُلِی وَ عَزَرْتُمُوهُمْ مراد بآن محمد بود، ایشان را ایمان دادن بدو و تعزیر و نصرت او فرموده بود، و ازیشان پیمان ستده، پیمان شكستند و بوى كافر شدند، لَعَنَاهُمْ یعنى چون پیمان بشكستند بر ایشان لعنت كردیم، پس آن لعنت كه بر ایشان بود بكافر شدن ایشان بعیسى مریم.

و گفته اند: این لعنت جزیت بود كه بر ایشان نهاد، و قومى را ممسوخ كرد. وَ جَعَلْنا قُلُوبَهُمْ قاسِیَةً و دلهاشان سخت كردیم، و بقراءت حمزه و على: و جعلنا قلوبهم قسیة، دلهایشان بهرج كردیم و نفایه و ناسره.

یُحَرِفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ

اى یغیرون كلام اللَه عن جهته من آیة الرجم و نعت النبى و صفته. ابراهیم نخعى گفت: تحریف آن بود كه در سخنان خدا كه بایشان فرو آمده بود، این كلمات بود " یا ابناء احبارى، یا ابناء رسلى" ایشان بنوشتند كه یا ابناء ابكارى. و در آثار بیارند كه بنى اسرائیل بكلمه اى كافر شدند كه بتصحیف برخواندند: قال اللَه تعالى لعیسى فى الانجیل " انت نبیى، و انا ولّدتك" اى ربیتك، فحرفته النصارى، و قرءوا: انت نبیى و انا ولدتك. وَ نَسُوا حَظًا مِمَا ذُكِرُوا بِهِ اى تركوا نصیبا مما امروا به فى كتابهم من اتباع محمد (ص) و اقامة الحدود. وَ لا تَزالُ تَطَلِعُ عَلى خائِنَةٍ مِنْهُمْ اى على خیانة منهم،
كقوله تعالى: لَیْسَ لِوَقْعَتِها كاذِبَةٌ اى كذب، و خیانت اینجا معصیت است بآن نقض عهدها كه كردند، چنان كه كعب اشرف كرد، آن گه كه به مكه، شد و به ابو سفیان برساختند كه بجنگ محمد شوند، و نیز روز احزاب نقض عهد كردند، و مشركان را پشتى دادند در حرب محمد، و آن روز كه به بنى النضیر شدند بطلب دیت. نقض عهد كردند، و مكر ساختند.

رب العالمین منّت مینهد بر مصطفى (ص) كه ما پیوسته از اسرار ایشان ترا خبر میدهیم، و آن نقض عهد كه میكنند، و بر تو مكر میسازند، با تو میگوییم، تا بر اسرار ایشان مطلع میشوى آن گه گفت: إِلَا قَلِیلًا مِنْهُمْ مگر اندكى كه این نقض عهد نكردند، چون عبد اللَه سلام و اصحاب وى.

فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اصْفَحْ إِنَ اللَهَ یُحِبُ الْمُحْسِنِینَ
اول ایشان را فرمود كه این نقض عهد ایشان و معصیت ایشان در گذار و عفو كن. پس بعاقبت این عفو و صفح منسوخ شد بآیت سیف.

وَ مِنَ الَذِینَ قالُوا إِنَا نَصارى أَخَذْنا مِیثاقَهُمْ
میگوید: چنان كه از جهودان در تورات عهد و پیمانى ستدیم، از ترسایان در انجیل هم پیمان ستدیم باتّباع محمد، و نبوت وى پذیرفتن، و بنعت و صفت وى اقرار دادن، و هم چنان كه جهودان نقض عهد كردند ترسایان هم نقض عهد كردند.
رب العالمین گفت: فَأَغْرَیْنا بَیْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلى یَوْمِ الْقِیامَةِ ما عداوت و بغض در میان جهودان و ترسایان افكندیم. جهود دشمن ترسا و ترسا دشمن جهود تا بقیامت،

و گفته اند: این عداوت خود میان ترسایانست، و " بینهم" ضمیر ترسایانست، نطوریه و یعقوبیه و ملكانیه همه دشمن و خصم یكدیگرند، در طلب ملك و جاه عداوت یكدیگر در دل گرفته، و در خون یكدیگر شده.

و گفته اند: این عداوت و بغضاء هواهاى مختلف است در میان ایشان، و جدال در دین، ذكره النخعى رحمه اللَه.
معویة بن قره گفت " الخصومات فى الدین تحبط الاعمال" در دین خصومت كردن، و در جدال آویختن، عمل باطل كند.

روایت كنند از على (ع) كه گفت " ایاكم و الخصومات فانها تمحق الدین" .
وقال النبى (ص) " اجتنبوا اهل الاهواء فان لهم عرّة كعرّة الجرب " 
و قال الحسن  ایاكم و هذه الاهواء المتفرقة المتباعدة من اللَه، التی جماعتها الضلالة، و مستقرها النار، و قال الفضیل بن عیاض نظر المؤمن الى المؤمن جلاء للقلب، و نظر الرجل الى صاحب البدعة و الهواء یورث العمى " و عن الاوزاعى قال" بلغنى ان اللَه تعالى اذا اراد بقوم شرا الزمهم الجدل، و منعهم العمل  وَ سَوْفَ یُنَبِئُهُمُ اللَهُ بِما كانُوا یَصْنَعُونَ یعنى ینبئهم فى الآخرة بما كانوا یصنعون فى الدنیا من التكذیب بالنبى (ص) و اخفاء نعمته. این سخن بر طریق تهدید گفته است، چنان كه كسى را گویى: آرى بخبر كنم ترا و آگاه شوى.

« تفسیر كشف الأسرار و عُدة الأبرار.میبدی»

    ادامه دارد ...   
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari

گل

علی (ع)



مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس



سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء

تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (195)

           **********
سوره مائده

تفسیر سوره مائده 01 (196)
تفسیر سوره مائده 02 (197)
تفسیر سوره مائده 03 (198)
تفسیر سوره مائده 04 (199)
تفسیر سوره مائده 05 (200)
تفسیر سوره مائده 06 (201)




مطالب اخیر وبلاگ :

گنج مکشوف الهی
حجت وجود حق
سود حسود
ریزبینان واقف !
با کمال تاسف بعضیها دوست دارند ... بشوند!
آزمون دوستی
بازنده چه کسی است ؟!
دوستان را بیازمای آنگاه پیوند کن !
منافق ؛ دشمن متبسم ! ( 04)
موسیقی محلی بوشهری + دانلود صدای شهید یحیایی ( اذان )
صنایع و بدایع ادبی . قسمت دوم
عشق فرمان یا فرمان عشق ؟!!
حجیّت شأن نزول در تفسیر قرآن
اتفاق شیاطین خونخوار
انسان کامل ( 29) رساله چهارم از جلد دوم
چشم پوشی بهترین کار
شأن نزول، فضای نزول و جوّ نزول
فلسفه یا تفلسف
سند جهالت
مزد گناه بویژه خیانت را زود در کاسه ات میگذارند!
سیر تكاملی در برزخ
تفسیر سوره مائده 05 (200)
محصولات مناطق ایران بزبان نظم
طهارت باطن
حكمت طهارت با آب
ما در آثار صنع حیــرانیــم (5)
مومنین مشرک !
ما در آثار صنع حیــرانیــم (3)
اختلاف شیعه و سنی در وضو گرفتن
تفسیر سوره مائده 04 (199)
انتظار واقعی
توجه به دردمندان و گرسنگان
برای كشتن تو نیزه هم فراوان است
آثار انتظار فرج
انتظار فَرَج
مدعیان دروغین پیروی از امام زمان (ع)
سیاست به جای هدف
معضل لجوج
شهید صدر و مروت با دشمنان
(خطورات) از آنجور حرفا ...
بدگویان ...
عرفان در شاهنامه
تفسیر سوره مائده 03 (198)
بحرالمعارف همدانی جلد دو ( 19 )
بِسْمِ اللَهِ الرَحْمنِ الرَحِیمِ
تکریم از یزید لعنه الله در شبکه کلمه
تفسیر سوره مائده 02 (197)
چرایی ضرورت تفسیر قرآن کریم
یا ایهاالذین آمنوا ...
مقام حضرت ابوالفضل العباس (ع)




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.