یَا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءكُمُ الرَّسُولُ بِالْحَقِّ مِن رَّبِّكُمْ فَآمِنُواْ خَیْرًا لَّكُمْ وَإِن تَكْفُرُواْ فَإِنَّ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَكَانَ اللّهُ عَلِیمًا حَكِیمًا ﴿170﴾
اى مردم آن پیامبر [موعود] حقیقت را از سوى پروردگارتان براى شما آورده است پس ایمان بیاورید كه براى شما بهتر است و اگر كافر شوید [بدانید كه] آنچه در آسمانها و زمین است از آن خداست و خدا داناى حكیم است (170)

قرآن.سوره توحید
النوبة الاولى
قوله تعالى:
یا أَیُهَا النَاسُ اى مردمان!
قَدْ جاءَكُمُ الرَسُولُ آمد بشما این فرستاده،
بِالْحَقِ براستى،
مِنْ رَبِكُمْ از خداى شما،
فَآمِنُوا بگروید،
خَیْراً لَكُمْ شما را آن به است،
وَ إِنْ تَكْفُرُوا و اگر كافر شوید،
فَإِنَ لِلَهِ ما فِی السَماواتِ وَ الْأَرْضِ خدایراست هر چه در آسمان و زمین چیز است،
وَ كانَ اللَهُ عَلِیماً حَكِیماً (170) و خداى دانا است راست دانش همیشه اى.

یا أَهْلَ الْكِتابِ اى اهل كتاب
لا تَغْلُوا فِی دِینِكُمْ از اندازه در مگذرید در دین خویش،
وَلا تَقُولُوا عَلَى اللَهِ و بر خداى مگویید،
إِلَا الْحَقَ مگر سزاى او،
إِنَمَا الْمَسِیحُ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ عیسى پسر مریم،
رَسُولُ اللَهِ رسول خدا است،
وَ كَلِمَتُهُ سخن وى،
أَلْقاها إِلى مَرْیَمَ كه آن سخن به مریم افكند،
وَ رُوحٌ مِنْهُ و جانى است ازو،
فَآمِنُوا بِاللَهِ وَ رُسُلِهِ بگروید بخدا و فرستادگان او،
وَ لا تَقُولُوا ثَلاثَةٌ و مگویید كه سه است،
انْتَهُوا باز شید ازین گفتار،
خَیْراً لَكُمْ شما را به است این.
إِنَمَا اللَهُ إِلهٌ واحِدٌ كه اللَه خدایست یگانه یكتا،
سُبْحانَهُ أَنْ یَكُونَ لَهُ وَلَدٌ پاكى و دورى وى را از آنكه وى را فرزند بود،
لَهُ ما فِی السَماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ او راست هر چه در آسمان و زمین چیز است،
وَ كَفى بِاللَهِ وَكِیلًا (171) و خداى بسنده است بكار پذیرى و كارسازى.

یَسْتَنْكِفَ الْمَسِیح ننگ نمیدارد عیسى،
انْ یَكُونَ عَبْداً لِلَه كه او خداى را بنده بود،
لَا الْمَلائِكَةُ الْمُقَرَبُون و نه فریشتگان نزدیك كردگان،
مَنْ یَسْتَنْكِفْ عَنْ عِبادَتِه و هر كه ننگ دارد از پرستش وى،
یَسْتَكْبِرْ و گردن كشد،
سَیَحْشُرُهُم بهم آرد خداى ایشان را،
لَیْهِ جَمِیعاً (172) تا بوى آیند همگان.

فَأَمَا الَذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَالِحاتِ امّا ایشان كه بگرویدند، و كار نیك كردند
فَیُوَفِیهِمْ أُجُورَهُمْ تمام بایشان سپارد مزدهاى ایشان،
وَ یَزِیدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ و ایشان را بیفزاید از عطاء خود،
وَ أَمَا الَذِینَ اسْتَنْكَفُوا و امّا ایشان كه ننگ داشتند از پرستش وى،
وَ اسْتَكْبَرُوا و گردن كشیدند،
فَیُعَذِبُهُمْ عَذاباً أَلِیماً عذاب كنند ایشان را عذابى دردنماى،
وَ لا یَجِدُونَ لَهُمْ و نیابند خویشتن را،
مِنْ دُونِ اللَهِ فرود از خداى،
وَلِیًا وَ لا نَصِیراً (173) نه كارسازى و نه دوستى و نه یارى.

یا أَیُهَا النَاسُ اى مردمان،
قَدْ جاءَكُمْ آمد بشما،
بُرْهانٌ مِنْ رَبِكُمْ دست آویزى و حجّتى از خداوند شما،
وَ أَنْزَلْنا إِلَیْكُمْ و فرو فرستادیم بشما
نُوراً مُبِیناً (174) روشنایى پیدا.

فَأَمَا الَذِینَ آمَنُوا بِاللَهِ امّا ایشان كه بگرویدند بخداى،
وَ اعْتَصَمُوا بِهِ و دست در وى زدند،
فَسَیُدْخِلُهُمْ درآرد ایشان را،
فِی رَحْمَةٍ مِنْهُ در بخشایشى از خود،
وَ فَضْلٍ و افزونى،
وَیَهْدِیهِمْ إِلَیْهِ و راهشان مینماید بخود،
صِراطاً مُسْتَقِیماً (175) راهى راست درست.

یَسْتَفْتُونَكَ میپرستند از تو،
قُلِ گوى،
اللَهُ یُفْتِیكُمْ فِی الْكَلالَةِ اللَه مى فتوى كند شما را در كلاله،
إِنِ امْرُؤٌ هَلَكَ اگر مردى بمیرد،
لَیْسَ لَهُ وَلَدٌ و او را هیچ فرزند نه
وَ لَهُ أُخْتٌ و او را خواهرى بود،
فَلَها نِصْفُ ما تَرَكَ آن خواهر راست نیمى از میراث،
وَ هُوَ یَرِثُها و این برادر میراث برد از وى،
إِنْ لَمْ یَكُنْ لَها وَلَدٌ اگر او را فرزندى نبود،
فَإِنْ كانَتَا اثْنَتَیْنِ و اگر دو خواهر باشند
فَلَهُمَا الثُلُثانِ مِمَا تَرَكَ ایشان را از مال دو سیك بود،
وَ إِنْ كانُوا إِخْوَةً رِجالًا وَ نِساءً و اگر برادران و خواهران بهم باشند،
فَلِلذَكَرِ مِثْلُ حَظِ الْأُنْثَیَیْنِ برادر راست چندان كه دو خواهر را،
یُبَیِنُ اللَهُ لَكُمْ پیدا میكند خداى شما را احكام خویش
أَنْ تَضِلُوا تا در نادانى بیراه نشید،
وَ اللَهُ بِكُلِ شَی ءٍ عَلِیمٌ (176) و خداى بهمه چیز دانا است.




النوبة الثانیة
قوله تعالى: یا أَیُهَا النَاسُ الآیة
این خطاب با اهل هر دو كتاب است: تورات انجیل، و رسول ایدر محمد (ص) است، میگوید: اى جهودان و اى ترسایان! محمد بشما آمد و قرآن آورد، فَآمِنُوا خَیْراً لَكُمْ او را تصدیق كنید، و قرآن براست دارید كه شما را این به بود از كفر. پس اگر كافر شید و محمد را دروغ زن گیرید، و نعمت خداى بر خود بپوشید، بدرستى بدانید كه هر چه در آسمانها و زمینها خلق است همه آن اللَه است. تواند كه شما را بزمین فرو برد، یا آسمان بسر شما فرو آرد، و روزى از شما باز گیرد. كفر شما شما را زیان دارد، و اگر نه خداى بى نیاز است از شما و طاعت شما.
پس گفت: وَ كانَ اللَهُ عَلِیماً حَكِیماً اللَه دانا است بعاقبت كار همگان از كفر و ایمان، حكیم است درین تكلیف كه شما را میكند، و میداند كه از شما چه آید.

یا أَهْلَ الْكِتابِ این خطاب با ترسایان است كه در كار عیسى غلوّ كردند. و معنى غلوّ از اندازه در گذشتن است بناحق. میگوید:
اى ترسایان! در دین خود از اندازه در مگذرید، و بر اللَه جز آنكه سزاى وى است مگویید، او را بى عیب و پاك دانید، از جفت و فرزند و انباز، كه وى را نه انباز است، نه جفت، نه فرزند.

آن گه صفت عیسى كرد، و گفت: إِنَمَا الْمَسِیحُ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ عیسى پسر مریم است نه پسر خدا، چنان كه ترسایان گفتند . " رَسُولُ اللَهِ" رسول خدا است، نه چنان كه جهودان گفتند كه نیست. باین دو كلمه بر هر دو گروه رد كرد آنچه در عیسى گفتند.

وَ كَلِمَتُهُ معنى آنست كه بكلمه حق در وجود آمد، كه وى را گفت " كن فكان"
و گفته اند وى را كلمت خواند، از بهر آنكه خلق بوى هدى یافتند، چنان كه بكلام وى یافتند.

أَلْقاها إِلى مَرْیَمَ اى اعلمها و اخبرها بها. كما یقال: القیت الیك كلمة حسنة.
میگوید: آن سخن به مریم افكند، یعنى مریم را از آن آگاهى داد، وخبر كرد از وجود عیسى بى پدر، پس عیسى كه مخلوق است و پسر مریم است، چگونه خدا بود؟ و مادر وى پیش از وى بوده، و از وى در وجود آمده، و خداى قدیم است، لم یزل و لا یزال، پیش از وى هیچ چیز نه، و پس از وى هیچ چیز نه.

مصطفى (ص) گفت " انت الأوّل فلیس قبلك شى ء و انت الآخر فلیس بعدك شى ء، و انت الظّاهر فلیس فوقك شى ء و انت الباطن فلیس دونك شى ء وَ رُوحٌ مِنْهُ اى امر منه، لأنّه بأمره كان، و قیل: و روح منه اى و نفخة منه، لأنّ جبرئیل نفخت فى روحها، فحملت باذن اللَه،
معنى آنست كه: نفخه جبرئیل بفرمان حق به مریم رسید، و از آن بار گرفت. و نفخه جبرئیل را روح گفت، لأنّها ریح تخرج من الرّوح.
وقیل: معناه، و رحمة منه، یعنى: جعله اللَه رحمة لمن تبعه، و آمن به. یدلّ علیه قوله: وَأَیَدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ اى قوّاهم برحمة منه. و قیل: الرّوح، الوحى. اوحى الى مریم بالبشارة و الى جبرئیل بالنّفخ، و الیه ان كن فكان، یدلّ علیه قوله یُلْقِی الرُوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلى مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ

مذهب حلولیان و ترسایان آنست كه: وَ رُوحٌ مِنْهُ این " من" تبعیض است تا بعضیّت و جزئیّت میان خالق و مخلوق اثبات كنند، و نه چنانست كه ایشان گفتند، تعالى اللَه عن ذلك علوّا كبیرا!
این " من" نه تبعیض راست، بلكه ابتداء غایت راست، چنان كه در آن آیت گفت: سَخَرَ لَكُمْ ما فِی السَماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً مِنْهُ.
اگر" روح منه" اقتضاء كند كه عیسى بعضى است ازو، پس " جَمِیعاً مِنْهُ" اقتضاء كند كه هر چه در آسمان و زمین چیز است ابعاض است ازو، و باتفاق این من تبعیض نیست، پس " و روح منه" همین است، و جز این نیست.
 
امّا روح در قرآن بر وجوه است:
یكى از آن روح است كه اجسام بدان زنده، و قبض آن بوقت مرگ قابض الأرواح كند.
و مصطفى (ص) آن را گفته " الارواح جنود مجنّدة، فما تعارف منها ائتلف، و ما تناكر منها اختلف. و به یقول اللَه عزّ و جلّ: وَ یَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُوحِ قُلِ الرُوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِی.
و روح، جبرئیل است لقوله عزّ و جلّ: نَزَلَ بِهِ الرُوحُ الْأَمِینُ، و قال تعالى: و أَیَدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ.
و روح نام فرشته ایست عظیم، لقوله تعالى: یَوْمَ یَقُومُ الرُوحُ وَ الْمَلائِكَةُ صَفًا.
و روح كلام خدا است، لقوله تعالى: یُلْقِی الرُوحَ مِنْ أَمْرِهِ، و لقوله تعالى: أَوْحَیْنا إِلَیْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا.
و روح بمعنى رحمت است، لقوله تعالى: وَ أَیَدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ اى برحمة منه،
و روح عیسى است، وذلك فى قوله: فَنَفَخْنا فِیهِ مِنْ رُوحِنا، و قوله تعالى: وَ رُوحٌ مِنْهُ. فَآمِنُوا بِاللَهِ وَ رُسُلِهِ وَ لا تَقُولُوا ثَلاثَةٌ اى لا تقولوا بالأقانیم كما قالت النّصارى: اللَه ثلاثة، فأقنوم الأب، و هو اللَه سبحانه، و اقنوم الابن، و هو عیسى، و اقنوم الزّوج، و هى مریم.
این یك صنف اند از ترسایان كه اللَه را ثالث ثلاثة میگفتند، یعنى كه اوست و جفت و فرزند. ربّ العزّة گفت: سه مگویید، و ازین سخن باز ایستید، و توبه كنید. انْتَهُوا یعنى: توبوا الى اللَه عزّ و جلّ من مقالتكم هذه، خَیْراً لَكُمْ یعنى: یكن خیرا لكم.

إِنَمَا اللَهُ إِلهٌ واحِدٌ خدا یكیست، یگانه، یكتا، در ذات و صفات بیهمتا و خدایى را سزا.
سُبْحانَهُ أَنْ یَكُونَ لَهُ وَلَدٌ تنزیه نفس خویش كرد، و خود را ستود، كه وى را سزد كه خود را ستاید، پاكست و بى عیب، بى زن و بى فرزند، بى خویش، و بى پیوند، خود بى یار، و همه عالم را یار، خود بى نیاز، و همه عالم را كارساز.

لَهُ ما فِی السَماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ او راست هر چه در آسمانها، و هر چه در زمین، عیسى و غیر عیسى همه رهى و بنده وى، همه آفریده و ساخته وى.

وَ كَفى بِاللَهِ وَكِیلًا اى كفیلا و شهیدا بذلك.
قال رسول اللَه (ص) من قال: اشهد أن لا اله الّا اللَه، وحده، و انّ محمدا عبده و رسوله، و انّ عیسى عبده و ابن امته، و كلمته القاها الى مریم، و روح منه، و انّ الجنّة حقّ، و انّ النّار حقّ، ادخله اللَه من اىّ ابواب الجنّة الثّمانیة شاء یَسْتَنْكِفَ الْمَسِیحُ أَنْ یَكُونَ عَبْداً لِلَه .

سبب نزول این آیت آن بود كه ترسایان نجران گفتند: یا محمد! چرا همیشه صاحب ما را عیب كنى، یعنى عیسى، و وى را بد گویى؟ رسول خدا گفت: در وى چه میگویم كه آن بد است؟ گفتند: مى گویى كه: وى بنده خدا است. رسول گفت: وى را عیب و عار نیست كه بنده خدا است. در آن حال جبرئیل آمد، و بر وفق آن آیت آورد:نْ یَسْتَنْكِفَ الْمَسِیحُ أَنْ یَكُونَ عَبْداً لِلَهِ وَ لَا الْمَلائِكَةُ الْمُقَرَبُون .
قیل: هم حملة العرش، و انّما ذكرهم لأنّ من الكفّار من اتّخذهم آلهة.
قومى كه فریشتگان را بر انبیاء تفضیل نهادند، دست درین آیت زدند، و تمسّك باین كردند كه: لَا الْمَلائِكَةُ الْمُقَرَبُون ، و این تمسّك بمذهب اهل حق درست نیست، و ایشان را درین آیت نام بردن، و ذكر كردن نه بر جهت تفضیل است، بلكه جواب دو گروه است:
یكى ترسایان كه عیسى را فرزند گفتند.
دیگر مشركان عرب كه فریشتگان را خدایان ساختند، و عبادت ایشان كردند.
ربّ العالمین گفت بردّ ایشان كه: عیسى ننگ ندارد كه بنده خداى باشد اى ترسایان! و نه فریشتگان كه مقرّبانند از كرامت خداى، و بیشترین بشراند، مى ننگ دارند از بندگى اللَه اى مشركان عرب! پس معلوم گشت كه این بر ردّ فریقین گفت، نه بر وجه تفضیل.

دیگر جواب آنست كه: چون ترسایان گفتند: نه چون دیگر آفریدگانست، كه همه آفریدگان از پدر و مادر در وجود آمدند، و عیسى بى پدر در وجود آمد. پس نه روا باشد كه او را چون دیگران بنده گویند. ربّ العزّة وانمود كه: وجود وى بى پدر عجب تر از فریشتگان نیست كه بى پدر و مادراند، و آن گه همه بندگان اویند، از بندگى مى ننگ ندارند.

جواب سیوم آنست كه: آن قوم كه این آیت در شأن ایشان آمد، اعتقاد داشتند كه فریشتگان بر انبیاء و بر جمله فرزندان آدم فضل دارند، پس ربّ العالمین خطاب با ایشان بر وفق اعتقاد ایشان كرد، و این مذهب معتزله و كرامیة و خوارج است.

امّا معتقد جمهور اهل حق درین مسئله آنست كه انبیاء و مؤمنان بر فریشتگان فضل دارند، كه آن فضل و كرامت و تخاصیص قربت، كه ربّ العزّة با پیغامبران و مؤمنان فرزند آدم كرد، با فریشتگان نكرد، كه فریشتگان اگر چه بحضرت الهیّت نزدیكتراند، بحجب هیبت، و نور عزّت محجوب اند. و پیغامبران و مؤمنان بنور مشاهدت و نسیم انس و ضیاء و كشف و كرامت محبّت مخصوص اند.
و دلیل تخصیص و تفضیل ایشان بر فریشتگان آنست كه ربّ العزّة بر ایشان ثنا كرد، گفت: آمَنَ الرَسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَیْهِ مِنْ رَبِهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ، و محبّت خود ایشان را اثبات كرد، گفت: یُحِبُهُمْ وَ یُحِبُونَهُ، و در حق ابراهیم خلیل على الخصوص گفت: وَ اتَخَذَ اللَهُ إِبْراهِیمَ خَلِیلًا، و پیغامبران را گفت: إِنَا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ ذِكْرَى الدَارِ وَ إِنَهُمْ عِنْدَنا لَمِنَ الْمُصْطَفَیْنَ الْأَخْیارِ، و مؤمنان را گفت: إِنَ الَذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَةِ.
... و جبّاران را درین آیت بیم داد و وعید نمود. و ایشان سه گروه اند بر تفاوت:
گروهى بر خداى عزّ و جلّ تكبّر كردند، چون نمرود و فرعون و ابلیس، و كسانى كه دعوى خدایى كردند، و از بندگى ننگ داشتند. و به قال اللَه عزّ و جلّ: كَذلِكَ یَطْبَعُ اللَهُ عَلى كُلِ قَلْبِ مُتَكَبِرٍ جَبَارٍ،
و گروهى به رسول (ص) تكبّر كردند چون كفّار قریش كه گفتند: بشرى را همچون خود سر فرو ننهیم، چرا نه فریشته فرستادندى؟! یا بارى محتشمى چون ولید مغیره از اهل مكه یا عروة بن مسعود الثقفى از اهل طائف، و ذلك قوله  لولا انزل هذا القرآن على رجل من القریتین عظیم .ربّ العزّة این قوم را میگوید ؟ فاصرف عن آیاتى الذین یتكبرون فى الأرض بغیر الحق

سیوم قوم آنند كه بر بندگان خدا تكبّر كنند، و بچشم حقارت بایشان نگرند، و حق از ایشان قبول نكنند، و خویشتن را بزرگ دارند، و خود را از همه كس به دانند.

رسول خدا را پرسیدند كه كبر چیست؟
گفت: آنكه حق را گردن ننهد، و بچشم حقارت بمردم نگرد.


یكى از جمله بزرگان دین گفته كه: مرد كریم چون پارسا شود متواضع گردد، و سفیه چون پارسا شود باد كبر در وى پدید آید. و مصطفى (ص) گفته " اعوذ بك من نفخة الكبر "
و در خبر است كه چون متواضعى را بینید با وى تواضع كنید، و بر متكبّر تكبّر آرید، تا حقارت و مذلّت وى پدید آید. روز رستاخیز این متكبّران را بر صورت مور خرد حشر كنند، در زیرا پاى خلق افتاده، و بنزدیك خداى عزّ و جلّ كس از ایشان خوارتر و ذلیل تر نه، كه ایشان در تكبّر و جبروت با خداى منازعت كرده اند.
قال النّبیّ (ص) یحشر المتكبّرون امثال الذّرّ یوم القیامة، فى صورة الرّجال، یغشاهم الذّلّ من كلّ مكان، یساقون الى سجن فى جهنّم یسمّى لولس، تعلوهم نار الانیار یسقون من عصارة اهل النّار طینة الخبال
و قال (ص) لا یدخل الجنّة مثقال ذرّة من كبر . 
فقال رجل: انّ الرّجل یحبّ ان یكون ثوبه حسنا، و نعله حسنا. قال انّ اللَه جمیل یحبّ الجمال، الكبر بطر الحقّ، و غمط النّاس. و روى: الكبر ان تسفّه الحقّ و تغمص الناس. و یقال: فان غمص النّاس و غمط النّعمة اذا تعاون بها و لم یشكرها.

فَأَمَا الَذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَالِحاتِ فَیُوَفِیهِمْ أُجُورَهُمْ وَ یَزِیدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ
گفته اند كه: این مؤمنان مهاجر و انصاراند، و تابعین، و سلف صالحین، كه حقوق دین اسلام بجاى آوردند و شرایع و فرایض بجان و دل بپذیرفتند و بپاى داشتند، و شریعت و اهل آن بزرگ داشتند. لا جرم ایشان را ثواب تمام است، و زیادتى فضل و كرم حق، و ذلك مالا عین رأت و لا أذن سمعت و لا خطر على قلب بشر.
و گفته اند: زیادتى فضل و كرم آنست كه ایشان را منزلت شفاعت بود، فیمن صنع الیهم المعروف فى الدّنیا و ان استوجبوا النّار.

وَ أَمَا الَذِینَ اسْتَنْكَفُوا یعنى عن عبادته، وَ اسْتَكْبَرُوا عن السّجود له، فَیُعَذِبُهُمْ عَذاباً أَلِیماً وَ لا یَجِدُونَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَهِ وَلِیًا اى قریبا ینفعهم، وَ لا نَصِیراً مانعا یمنعهم من اللَه عزّ و جلّ.

ادامه دارد ...
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari

گل


علی (ع)


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس



سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء

تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (171)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (172)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (173)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (174)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (176)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (177)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (178)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (179)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (181)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (182)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (183)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (184)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (186)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (187)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (188)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (189)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (191)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (192)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (193)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (194)






مطالب اخیر وبلاگ :
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (192)
سوره حمد مكی است !
نیایش (گفتگوی شبانی با حضرت دوست) شبانه
تفسیر آیاتى از قرآن کریم
غیبت , جنایت منافق است
بسم الله الرحمن الرحیم آیه است
تفسیر لن تنالوا البر از قرآن کریم
کشکول عارفان
ایمان بوقت معاینه مرگ بكار نیاید !
وجوه كلام الهی در قرآن کریم
شریعت و طریقت و حقیقت
فضائل نوح نبی در قرآن کریم
همنشینى با اهالی گورستان
پزشک معنوی
موسیقی ای عاشقان از سامی یوسف+دانلود
آیا قرآن تحریف شده است؟!
نماز یا بهشت ؟!
بانو زینب کبری (س)
عید یادآورى مرگ هندیان
آیا مخاطبان قرآن مردم اهل حجاز هستند؟!
قرآن برای تمام بشریت
بهترین فرمانروا از نظر مولا علی (ع) کیست؟!
مولا علی (ع) و شیعیانش و حوادث آخرالزمان
جوانمردی با مولا علی تمام است !
حکایتی از گلستان سعدی,هنرآموزی
بهشت و دوزخ معاذ بن جبل
حکایتی از گلستان سعدی,جور استاد
روشهاى تفسیرى اهل‌ بیت (ع)
حکایتی از گلستان سعدی,تربیت آقازادگان
بیان مفسران در ایاك نعبد و ایاك نستعین
ظلم و ستم در کتب آسمانی
حکمتهایی از کلام بزرگان از کشکول شیخ بهائی
دوستی و ارزش دوست
سخنان بزرگمهر حکیم
عشق در نظر بزرگان
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (191)
خداوند با ظلم و ظالم چه میکند ؟!
سابقه چادر در ایران
شاید خدا ؟!
مهلت به تنگدست موجب اجابت دعا
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
فراست مومن و امیر مومنان (ع)
المسكین رسول الله
خوشا بحال زدایندگان غم و غصه
اختلاف بین شیعیان در عصر ظهور !
رضای خدا یا رضایت خلق
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (189)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (188)
باز تعریف مبناها و چند نکته دیگر
سودای سربالا (و چند نکته دیگر)

 





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.