وَإِن مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ إِلاَّ لَیُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَیَوْمَ الْقِیَامَةِ یَكُونُ عَلَیْهِمْ شَهِیدًا ﴿159﴾
و از اهل كتاب كسى نیست مگر آنكه پیش از مرگ خود حتما به او ایمان مى ‏آورد و روز قیامت [عیسى نیز] بر آنان شاهد خواهد بود (159)
دعای نامستجاب
النوبة الاولى
قوله تعالى:
وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ از ترسایان هیچ كس نیست،
إِلَا لَیُؤْمِنَنَ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ مگر كه بوى بگرود پیش از مرگ وى،
وَ یَوْمَ الْقِیامَةِ یَكُونُ عَلَیْهِمْ شَهِیداً (159) و روز رستاخیز بر ایشان همه گواه است.

فَبِظُلْمٍ مِنَ الَذِینَ هادُوا ببیدادگرى گروهى از ایشان كه جهود شدند،
حَرَمْنا عَلَیْهِمْ طَیِباتٍ حرام كردم بر ایشان چیزهاى پاك،
أُحِلَتْ لَهُمْ كه حلال بود بر ایشان پیش فا،
وَ بِصَدِهِمْ عَنْ سَبِیلِ اللَهِ كَثِیراً (160) و بباز گردانیدن ایشان از راه خداى فراوانى را.

وَ أَخْذِهِمُ الرِبَوا و ربا ستدن ایشان،
وَ قَدْ نُهُوا عَنْهُ و ایشان را باز زده بودند از آن،
وَ أَكْلِهِمْ أَمْوالَ النَاسِ بِالْباطِلِ و خوردن ایشان مالهاى مردمان بباطل،
وَ أَعْتَدْنا لِلْكافِرِینَ مِنْهُمْ عَذاباً أَلِیماً (161) و ساخته ایم كافران را از ایشان عذابى دردنماى.

لكِنِ الرَاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ لكن دور درشدگان در علم
مِنْهُمْ از ایشان،
وَ الْمُؤْمِنُونَ و گرویدگان،
یُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَیْكَ میگروند بآنچه بتو فرو فرستاده آمد،
وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ و آنچه فرو فرستاده آمد پیش از تو،
وَ الْمُقِیمِینَ الصَلاةَ و بپاى دارندگان نماز،
وَالْمُؤْتُونَ الزَكاةَ و وادهندگان زكاة،
وَ الْمُؤْمِنُونَ بِاللَهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ و گرویدگان بخداى و روز رستاخیز،
أُولئِكَ ایشان آنند،
سَنُؤْتِیهِمْ كه ایشان را دهیم،
أَجْراً عَظِیماً (162) مزدى بزرگوار.

إِنَا أَوْحَیْنا إِلَیْكَ ما پیغام دادیم بتو،
كَما أَوْحَیْنا إِلى نُوحٍ چنان كه پیغام دادیم به نوح،
وَالنَبِیِینَ مِنْ بَعْدِهِ و پیغامبران از پس او،
وَ أَوْحَیْنا إِلى إِبْراهِیمَ و پیغام دادیم به ابراهیم،
وَإِسْماعِیلَ وَ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطِ وَ عِیسى وَ أَیُوبَ وَ یُونُسَ وَ هارُونَ وَ سُلَیْمانَ وَ آتَیْنا داوُدَ زَبُوراً (163) و دادیم داود را زبور.

وَ رُسُلًا قَدْ قَصَصْناهُمْ عَلَیْكَ مِنْ قَبْلُ و پیغامبرانى كه قصّه ایشان فرستادیم بتو از پیش فا،
وَ رُسُلًا لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَیْكَ و پیغامبرانى كه پیغام ایشان نفرستادیم بتو،
وَ كَلَمَ اللَهُ مُوسى و سخن گفت خداى با موسى،
تَكْلِیماً (164) سخن گفتنى.

رُسُلًا مُبَشِرِینَ پیغامبرانى شادى رسانان،
وَ مُنْذِرِینَ و بیم نمایان،
لِئَلَا یَكُونَ لِلنَاسِ عَلَى اللَهِ آن را تا نماند مردمان را بر خداى،
حُجَةٌ بَعْدَ الرُسُلِ حجّتى پس از فرستادگان،
وَ كانَ اللَهُ عَزِیزاً حَكِیماً (165) و خداى توانا است داناى همیشه اى.

لكِنِ اللَهُ یَشْهَدُ لكن خداى گواهى میدهد،
بِما أَنْزَلَ إِلَیْكَ بآنچه فرو فرستاد بتو،
أَنْزَلَهُ بِعِلْمِهِ فرو فرستاد آن را بدانش خویش،
وَ الْمَلائِكَةُ یَشْهَدُونَ و فریشتگان گواهى میدهند باین،
وَكَفى بِاللَهِ شَهِیداً (166) و خداى گواهى بسنده است بگواهى دادن.

إِنَ الَذِینَ كَفَرُوا ایشان كه كافر شدند،
وَ صَدُوا عَنْ سَبِیلِ اللَهِ و برگردانیدند، مردمان را از راه خدا،
قَدْ ضَلُوا ضَلالًا بَعِیداً (167) بیراه شدند بیراهى دور.

إِنَ الَذِینَ كَفَرُوا ایشان كه كافر شدند،
وَ ظَلَمُوا و بر خود ستم كردند،
لَمْ یَكُنِ اللَهُ لِیَغْفِرَ لَهُمْ خداى نیست آن را كه ایشان را بیامرزد،
وَ لا لِیَهْدِیَهُمْ طَرِیقاً (168) و نه آن را كه ایشان را راه نماید براهى.

إِلَا طَرِیقَ جَهَنَمَ مگر راه دوزخ،
خالِدِینَ فِیها أَبَداً جاویدان همیشه در آن دوزخ اند،
وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَهِ یَسِیراً (169) و آن بر خدا آسان است.


النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ إِلَا لَیُؤْمِنَنَ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ
...
گفته اند كه: كتاب اینجا انجیل است، و اهل كتاب ترسایان اند كه در عیسى غلوّ میكنند، و كافر میشوند. میگوید: هیچ ترسا نماند بوقت نزول عیسى از آسمان، كه نه بوى ایمان آرد، و پیش از مرگ عیسى بپیغامبرى و بندگى وى گواهى دهد.

و گفته اند كه: اهل كتاب جهودان اند و ترسایان.

و قیل: مَوْتِهِ كنایتست از آحاد ایشان. میگوید: هیچ نیست از جهودان و ترسایان كه بوقت معاینه چون میمیرند، نه بعیسى ایمان آرند، و گویند پیغامبر است و بنده، لكن ایمان كه بوقت معاینه بود سودى نكند، چنان كه ربّ العزّة گفت: فَلَمْ یَكُ یَنْفَعُهُمْ إِیمانُهُمْ لَمَا رَأَوْا بَأْسَنا.

قال ابن عباس: لا یموت یهودىّ و لا صاحب كتاب حتّى یؤمن بعیسى، و ان احترق او غرق او سقط علیه جدار او اكله السّبع.
عكرمه گفت:ابن عباس را امتحان كردند، گفتند: اگر از بالا بزیر افتد، و هلاك شود، ایمان چگونه آرد؟ گفت: در هوا آن كلمه بگوید. گفتند: و اگر او را گردن بزنند چون ایمان آرد؟ گفت: زبان بآن میگرداند چندان كه تواند.

محمد بن على بن الحنفیة گفت: كسى كه جهود باشد بوقت مرگ وى فریشتگان آیند، و بر روى و بر قفاى وى میزنند، و میگویند: اى عدوّ اللَه! نه عیسى پیغامبر بتو آمد و تو او را دروغ زن گرفتى؟ آن جهود گوید: آمنت انّه عبد نبىّ. این بگوید، لكن سود ندارد، و ایمان باین وقت بكار نیاید. و همچنین ترسا را گویند: اى عدوّاللَه! اتاك عیسى نبیّا، فكذبت به، و زعمت انّه اللَه او ابنه؟ ترسا ایمان آرد و گوید: انّه عبد اللَه و رسوله، لكن بكار نیاید و سود ندارد. و قیل " لیؤمننّ به" یعود الى محمد (ص) و " قبل موته" یعود الى الكتابىّ، و قیل: الأوّل یعود الى اللَه سبحانه، و الثّانی الى الكتابىّ، والصّحیح ما سبق، اذ لیس فى الآیة الّا ذكر عیسى (ع) وَ یَوْمَ الْقِیامَةِ یَكُونُ عَلَیْهِمْ شَهِیداً على ان قد بلّغ الرّسالة، و اقرّ بالعبودیّة على نفسه.

فَبِظُلْمٍ اى فبظلم طائفة، مِنَ الَذِینَ هادُوا این ظلم آن است كه نقض پیمان كردند، و بآیات خداى كافر شدند. ربّ العزّة ایشان را بآن ظلم و بآن بغى عقوبت كرد، و چیزهاى حلال بر ایشان حرام كرد، و این تحریم آنجا است كه گفت: وَ عَلَى الَذِینَ هادُوا حَرَمْنا كُلَ ذِی ظُفُرٍ الآیة.
و درین آیت تقدیم و تأخیر است، و نظم آیت اینست: فبظلم من الّذین هادوا وبصدّهم عن سبیل اللَه و أخذهم الرّبوا و أكلهم اموال النّاس بالباطل حرّمنا علیهم طیّبات احلّت لهم، عقوبة لهم.

میگوید: بآنكه ظلم كردند، و مردمان را از راه مصطفى و از راه خدا و از دین بر گردانیدند، و ربا ستدند، و مال مردم به بى حق و باطل خوردند، ما آن حلالها بر ایشان حرام كردیم، عقوبت ایشان را در دنیا، ایشان را این عقوبت كردیم، و در عقبى ایشان را عذابى دردنماى ساختیم. آن گه مؤمنان ایشان را چون عبد اللَه سلام و اصحاب وى مستثنى كرد، و گفت: لكِنِ الرَاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ مِنْهُمْ یعنى فى علم كتابهم من الیهود، وَالْمُؤْمِنُونَ یعنى اصحاب النّبیّ (ص) یُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَیْكَ یعنى القرآن، وَ ما أُنْزِلَ مِنْ
قَبْلِكَ یعنى التوراة و الانجیل و الزبور.

وَ الْمُقِیمِینَ الصَلاةَ و در نصب مقیمین گفتند كه نصب على المدح است، تفضیل اقامت صلاة را بر دیگر اعمال.
این فضل و شرف از آن یافت كه دیگر اعمال و احكام بواسطه جبرئیل ثابت گشت، و نماز شب معراج بى واسطه جبرئیل، مصطفى از حق گرفت جلّ جلاله.

و گفته اند كه: مقیمین مجرور است، معطوف بر ها و میم كه در مِنْهُمْ است، یعنى: منهم و من المقیمین الصّلاة، یعنى الصّلوات الخمس بوضوئها و وقتها و قیامها و قراءة القرآن فیها، و الركوع و السجود و خشوعها و جمیع معالمها.

وَ الْمُؤْتُونَ الزَكاةَ یعنى الزّكاة المفروضة، وَ الْمُؤْمِنُونَ بِاللَهِ انّه واحد لا شریك له، وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ یعنى البعث الّذى فیه جزاء الأعمال. أُولئِكَ سَنُؤْتِیهِمْ بیاء قراءت حمزه، و بنون قراءت باقى، و الوجه فیهما قد سبق. و اجر عظیم بهشت است.

إِنَا أَوْحَیْنا إِلَیْكَ
سبب نزول این آیت آن بود كه ربّ العزّة جلّ جلاله در شأن جهودان این آیت فرستاد: یَسْئَلُكَ أَهْلُ الْكِتابِ الآیة، و آن عیب و عوار ایشان، و آن فضایح اعمال ایشان درین آیات پیدا كرد. جهودان در خشم شدند، و یك زبان بیرون آمدند كه: و ماانزل اللَه على بشر من شى ء، اللَه بهیچ بشر چیزى از كتب و صحف نفرستاد.

و بعضى گفتند از ایشان كه: پس از موسى بهیچ پیغامبر هیچ كتاب نفرستاد. ربّ العالمین بجواب ایشان این آیت فرستاد: إِنَا أَوْحَیْنا إِلَیْكَ كَما أَوْحَیْنا إِلى نُوحٍ یا محمد ما بتو پیغام دادیم، و وحى فرستادیم هم چنان كه پیغامبران گذشته را دادیم، سبیل تو در وحى هم سبیل ایشانست، و این بر جهودان حجّت است، كه ایشان دانسته بودند از تورات كه ربّ العزّة باین پیغامبران وحى فرستاد، و پیغام داد، و چنان كه ایشان را پیغام داد، مصطفى را پیغام داد. و آن گه نوح را فرا پیش همگان داشت اگر چه از وى فاضلتر در انبیاء بودند، امّا از بهر آن ذكر وى فرا پیش داشت كه نوح، ابو البشر بود، كما قال عزّ و جلّ: وَ جَعَلْنا ذُرِیَتَهُ هُمُ الْباقِینَ. و اوّل پیغامبر از پیغامبران شریعت نوح بود، و اوّل كسى كه دعوت كرد، و مشركان را بیم داد نوح بود، و اوّل كسى كه امّت وى را عذاب كردند بدعاء وى، نوح بود، و معجزت وى در نفس وى بود، كه وى را هزار سال عمر بود، كه یكتاى موى وى سفید نگشت، و قوّت وى ساقط نشد، و هیچ پیغامبر در دعوت آن مبالغت ننمود كه نوح نمود، هم در شب دعوت كرد، هم در روز، هم در نهان، هم در آشكارا، و ذلك فى قوله تعالى:
قالَ رَبِ إِنِی دَعَوْتُ قَوْمِی لَیْلًا وَ نَهاراً، و قوله: ثُمَ إِنِی دَعَوْتُهُمْ جِهاراً، ثُمَ إِنِی أَعْلَنْتُ لَهُمْ وَ أَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْراراً. و هیچ كس در رنج خویش آن صبر نكرد كه وى كرد، بروزى در چند بار وى را بزدندى، چنان كه از هوش برفتى، چون بهوش باز آمدى هم چنان دعوت كردى، و در روش خویش مقام شكر داشت، كه برترین مقام است. كما قال تعالى: إِنَهُ كانَ عَبْداً شَكُوراً.

و اوّل كسى كه برستاخیز از خاك برآید بعد از مصطفى (ص) نوح باشد، و ربّ العزّة جلّ جلاله در كتاب خویش دو جایگه نوح را ثانى مصطفى كرد:
یكى در گرفتن عهد و پیمان، و ذلك فى قوله تعالى: وَ إِذْ أَخَذْنا مِنَ النَبِیِینَ مِیثاقَهُمْ وَ مِنْكَ وَ مِنْ نُوحٍ.
دیگر در پیغام و وحى، چنان كه گفت: إِنَا أَوْحَیْنا إِلَیْكَ كَما أَوْحَیْنا إِلى نُوحٍ.

یقال: سمّى نوحا لانّه ناح على نفسه. و" ابراهیم" نام عبرى است، و بیان آن در سورة البقرة رفت، و" اسماعیل"

مجاهد گفت: مادر وى آن گه كه وى را بزاد از رنج زادن این كلمت بگفت " اسمع یا ربّ" وحى آمد بوى" قد سمع ایل"  پس وى را ازین كلمه نام نهاد اسماعیل.

و گفته اند: اسحاق ضحّاك است، و نوح، فرج، و ایوب، سعید، و یوسف، زیاد، و یعقوب، اسرائیل، و اسباط اولاد یعقوب اند دوازده: روبیل، و شمعون، و لاوى، و یهوذا، و یشخر، و دان، و ریالون، و تفثالى، و جاد، و اسر، و یوسف، و ابن یامین.

إِنَا أَوْحَیْنا إِلَیْكَ كَما أَوْحَیْنا إِلى نُوحٍ وَ النَبِیِینَ مِنْ بَعْدِهِ
این همچنانست كه آنجا گفت: قُلْ ما كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُسُلِ.
جاى دیگر گفت: ما یُقالُ لَكَ إِلَا ما قَدْ قِیلَ لِلرُسُلِ مِنْ قَبْلِكَ.

وَ أَوْحَیْنا إِلى إِبْراهِیمَ وَ إِسْماعِیلَ وَ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطِ اى اوحینا الیهم فى صحف ابراهیم.
آن گه داود را از جهت آواز خوش بذكر زبور مخصوص كرد، و گفت:
آتَیْنا داوُدَ زَبُوراً.
داود هر گه كه زبور خواندى از خوشى آواز وى خلقى جان بدادندى.
مصطفى (ص) گفت بو موسى اشعرى را، از آنكه آواز وى خوش بود"اعطیت مزمارا من مزامیر آل داود" شبى بو موسى قرآن میخواند، و رسول خدا سماع میكرد. دیگر روز وى را گفت" لو رأیتنى البارحة و أنا اسمع لقراءتك " فقال: اما و اللَه یا رسول اللَه! لو علمت انّك تسمع !لحبّرته تحبیرا. بو عثمان نهدى گفت: هرگز آواز هیچ مزمار خوشتر از آواز بو موسى نشنیده ام، در نماز بامداد ما را امامى میكرد، و خواستیم كه سورة البقرة خواندى، یا در قراءت بیفزودى، از بس كه خوش میخواند.

وَ آتَیْنا داوُدَ زَبُوراً
حمزة زبورا بضم " زا" خواند، و این را دو وجه است:
یكى آنكه جمع زبر باشد بمعنى مزبور، مصدرى بجاى اسم نهاده. چنان كه گویند: هذا ضرب الامیر، اى مضروبه، و هذا نسج الیمن، اى منسوجها، و چنان كه مكتوب را كتاب گویند، و محسوب را حساب گویند. و روا باشد كه آن را جمع كنند، و گر چه مصدر است، زیرا كه بجاى اسم افتاده، نبینى كه كتاب مصدر است در اصل، لكن چون بمعنى مكتوبست او را بر كتب جمع كنند. همچنین زبر را زبور جمع كنند، لوقوعه موقع الاسم، و هو المزبور، و ان كان فى الأصل مصدرا.

وجه دوم آنكه: احتمال دارد كه زبور بضمّ جمع زبور باشد بفتح، و این جمعى باشد زوائد از آن حذف كرده، و بر خلاف حركت اقتصار كرده، چنان كه گویند: كروان و كروان، و ورشان و ورشان، و اسد و اسد، و فرس ورد و خیل ورد، و رجل ظریف و رجال ظروف.
چون روا بود كه اینها را چنین جمع كردند، همچنین ممتنع نباشد كه زبور را بر زبور جمع كنند.
باقى " زبورا" خوانند، بفتح زا، و وجه این ظاهر است: فانّ زبور بمعنى مزبور، فعول بمعنى مفعولست، كركوب بمعنى مركوب.
و زبور نامى است خاصّه این كتاب را. و گفته اند: زبور صد و پنجاه سورة است كه در آن ذكر حدّ نه، و حكم نه، و فریضه نه، و حلال و حرام نه.

وَ رُسُلًا قَدْ قَصَصْناهُمْ عَلَیْكَ
این بآن فرو آمد كه جهودان گفتند: ربّ العالمین ذكر پیغامبران كرد، و قصّه ایشان با محمد بگفت، و كار موسى بر ما روشن نكرد، كه اللَه با وى سخن گفت یا نگفت. ربّ العالمین این آیت فرستاد: وَ رُسُلًا قَدْ قَصَصْناهُمْ عَلَیْكَ مِنْ قَبْلُ،
میگوید: ما قصّه پیغامبران بر تو خواندیم پیش ازین، یعنى در مكه در سورة الانعام، كه نزول آن به مكه بود، وَ رُسُلًا لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَیْكَ و پیغامبرانى هستند كه ذكر ایشان نكردیم، و قصّه ایشان بر تو نخواندیم. احتمال كند كه ترك ذكر ایشان از آنست كه نزدیك اهل كتاب در كتب ایشان ذكر و قصّه آن پیغامبران نیست، پس در ذكر ایشان رسول را بر ایشان حجّت نباشد.

آن گه گفت: وَ كَلَمَ اللَهُ مُوسى تَكْلِیماً و هو ابن اربعین سنة، لیلة النّار مرّة، و مرّة اخرى یوم اعطى التوراة. میگوید: اللَه با موسى سخن گفت سخن گفتنى، بمصدر تأكید كرد، تا دانند كه سخن گفتن با وى بى واسطه بود. و تخصیص موسى بتكلیم از میان دیگر پیغامبران، دلیل است كه سخن گفتن با وى بر وجهى بود مهتر از آن وجه كه با دیگران بود بواسطه.

.....
و بدان كه اوّل كسى كه در اسلام انكار كرد كه اللَه با موسى سخن گفت، سخن مسموع بى واسطه، جعد درهم بود، بروزگار هشام بن عبد الملك بن مروان.
هشام علماء وقت را جمع كرد بواسطه، و جعد را حاضر كردند تا خود چه میگوید. جعد بر آن انكار اصرار نمود، علما همه متّفق شدند كه گوینده این سخن زندیق است، و معتقد این بر باطل، كه در آن ردّ قرآن است، و تكذیب شرع.
پس هشام بن عبد الملك روز عید اضحى وى را حاضر كرد، و خلق را پند داد، و قربان فرمود، و گفت: ارجعوا و ضحّوا تقبّل اللَه منكم، فانّى مضح بالجور من درهم، فانّه زعم انّ اللَه لم یكلّم موسى تكلیما، و لم یتّخذ ابراهیم خلیلا. ثمّ نزل، و ذبحه تحت المنبر بمحضر من الخاصّة و العامّة، فاستحسن الكلّ فعله، و قالوا: نفى الغلّ من الاسلام.

امّا كلام در قرآن بر چهار وجه است:
یكى آنست كه خداى تعالى بخودى خود با بندگان گوید بى وحى، چنان كه اللَه میگوید، و بنده میشنود، و سخن كه با موسى گفت چنین بود.
یقول اللَه تعالى: وَ كَلَمَ اللَهُ مُوسى تَكْلِیماً. نظیر این در سورة البقرة گفت: وَ قَدْ كانَ فَرِیقٌ مِنْهُمْ یَسْمَعُونَ كَلامَ اللَهِ یعنى: السّبعین الّذین سمعوا كلام اللَه.

وجه دوم كلام خدا است بوحى، چون قرآن به مصطفى (ص) فرود آمده بوحى، و ذلك قوله تعالى: وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِینَ اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَى یَسْمَعَ كَلامَ اللَهِ یعنى القرآن. نظیر این در سورة الفتح گفت: یُرِیدُونَ أَنْ یُبَدِلُوا كَلامَ اللَهِ یعنى القرآن الّذى اوحى الى محمد.

وجه سیوم كلام است بمعنى علم و عجائب، چنان كه گفت تعالى و تقدّس: قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِی یعنى لعلم ربّى و عجائبه. همانست كه در سورة لقمان گفت: ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَهِ یعنى علم اللَه و عجائبه.

وجه چهارم كلام خلق است بوقت مرگ ایشان، كلامى كه آدمیان نشنوند، وذلك فى قوله تعالى: كَلَا إِنَها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها، و لا یسمعها بنو آدم، لأنّ الكافر اذا عاین الملائكة آمن و ندم، و لا ینفعه الایمان و النّدم.

رُسُلًا مُبَشِرِینَ وَ مُنْذِرِینَ اعراب این همچنانست كه اعراب وَ رُسُلًا قَدْ قَصَصْناهُمْ، هر دو منصوب اند بنزع حرف خفض، یعنى اوحینا الیك كما اوحینا الى نوح و الى رسل. و روا باشد كه نصب آن بفعلى مضمر بود یعنى: و ارسلنا رسلا مبشّرین، یعنى بالثّواب على الطّاعة، و منذرین بالعقاب على المعصیة. میگوید: پیغامبران را فرستادیم ببشارت و نذارت، تا فردا نگویند: ما جاءَنا مِنْ بَشِیرٍ وَ لا نَذِیرٍ، لَوْ لا أَرْسَلْتَ إِلَیْنا رَسُولًا، و این الزام بر معقول خلق است، كه ایشان چنان دانند كه گرفتن پیش از آگاه كردن بیداد است، و اللَه تعالى بر عقول حجّت افكند، و پیش از آنكه آگاه كرد نگرفت، گفت: وَ ما كُنَا مُعَذِبِینَ حَتَى نَبْعَثَ رَسُولًا،
جاى دیگر گفت: وَ ما كانَ رَبُكَ مُهْلِكَ الْقُرى حَتَى یَبْعَثَ فِی أُمِها رَسُولًا. و بحقیقت حجّت اللَه راست پیش از ارسال رسل، و پس از آن بحجّت آفریدگارى و خداوندى، كه وى خداوندى است بوجود آرنده از عدم. رهى را از عدم بوجود آرد، بر آنكه با وى آن كند كه خود خواهد، كس را با وى در آن سخن نیست. نه وى را خرید، یا از مالكى یافت، یا از مورثى میراث برد كه در آن ملك حكمى را یا شرطى را فرا وى راهى بود.

لكِنِ اللَهُ یَشْهَدُ
این لكن استثنا از آن است كه پیش ازین در قصّه جهودان گفت: وَ كُفْرِهِمْ بِآیاتِ اللَهِ، بآیات خداى كافر شدند، لكن خداى گواهى میدهد بآنچه فرو فرستاد بتو، یعنى قرآن.
و گفته اند: سبب نزول این آیت آن بود كه جهودان را از نبوّت مصطفى (ص) پرسیدند، گفتند كه: ما ندانیم و نشناسیم، و باین گواهى ندهیم. پس جماعتى از آن جهودان در پیش رسول خدا شدند. رسول گفت: اى و اللَه، شما دانسته اید كه من رسول خدا ام. گفتند: ندانیم و نشناسیم و بدین گواهى ندهیم. خداى تعالى این آیت فرستاد: لكِنِ اللَهُ یَشْهَدُ اى یبیّن بنبوّتك، بِما أَنْزَلَ إِلَیْكَ من القرآن و دلایله، لأنّ الشّهادة تبیین. میگوید: خداى روشن گرداند بنبوّت تو بآنچه فرو فرستاد بتو از قرآن و دلائل آن. أَنْزَلَهُ بِعِلْمِهِ اى هو یعلم انّك اهل لانزاله علیك، لقیامك به. فرو فرستاد بتو این قرآن بآنچه دانست كه تو اهل آنى، و بجاى آنى.

معنى دیگر: أَنْزَلَهُ بِعِلْمِهِ اى انزل علیك فیه علمه بالخلق، و ما یسرّون و ما یعلنون، و ما لهم فیه من لبیّنات و النّور المبین، و قیل: أَنْزَلَهُ بِعِلْمِهِ اى من علمه.

ادامه دارد ...
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari

گل


علی (ع)


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس



سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء

تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (171)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (172)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (173)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (174)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (176)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (177)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (178)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (179)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (181)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (182)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (183)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (184)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (186)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (187)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (188)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (189)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (191)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (192)





مطالب اخیر وبلاگ :

سوره حمد مكی است !
نیایش (گفتگوی شبانی با حضرت دوست) شبانه
تفسیر آیاتى از قرآن کریم
غیبت , جنایت منافق است
بسم الله الرحمن الرحیم آیه است
تفسیر لن تنالوا البر از قرآن کریم
کشکول عارفان
ایمان بوقت معاینه مرگ بكار نیاید !
وجوه كلام الهی در قرآن کریم
شریعت و طریقت و حقیقت
فضائل نوح نبی در قرآن کریم
همنشینى با اهالی گورستان
پزشک معنوی
موسیقی ای عاشقان از سامی یوسف+دانلود
آیا قرآن تحریف شده است؟!
نماز یا بهشت ؟!
بانو زینب کبری (س)
عید یادآورى مرگ هندیان
آیا مخاطبان قرآن مردم اهل حجاز هستند؟!
قرآن برای تمام بشریت
بهترین فرمانروا از نظر مولا علی (ع) کیست؟!
مولا علی (ع) و شیعیانش و حوادث آخرالزمان
جوانمردی با مولا علی تمام است !
حکایتی از گلستان سعدی,هنرآموزی
بهشت و دوزخ معاذ بن جبل
حکایتی از گلستان سعدی,جور استاد
روشهاى تفسیرى اهل‌ بیت (ع)
حکایتی از گلستان سعدی,تربیت آقازادگان
بیان مفسران در ایاك نعبد و ایاك نستعین
ظلم و ستم در کتب آسمانی
حکمتهایی از کلام بزرگان از کشکول شیخ بهائی
دوستی و ارزش دوست
سخنان بزرگمهر حکیم
عشق در نظر بزرگان
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (191)
خداوند با ظلم و ظالم چه میکند ؟!
سابقه چادر در ایران
شاید خدا ؟!
مهلت به تنگدست موجب اجابت دعا
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
فراست مومن و امیر مومنان (ع)
المسكین رسول الله
خوشا بحال زدایندگان غم و غصه
اختلاف بین شیعیان در عصر ظهور !
رضای خدا یا رضایت خلق
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (189)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (188)
باز تعریف مبناها و چند نکته دیگر
سودای سربالا (و چند نکته دیگر)
زشتی سیاست بی اخلاق



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.