ساری,گاه نوشته های محمود زارع:دوستی آنقدر ارزشمند است که هیچکس نمیتواند تحت هیچ شرائطی و با هر نسبتی ؛ قیمتی برای آن تعیین کند.
این گوهر بی بدیل باعتراف همگان ( چه بد یا خوب ؛ بی دین یا متدین , دزد یا شریف ؛ چپ یا راست , همه و همه ) تنها با صدق و نیز تحمل هر آنچه که از جانب دوست آید , مصداق پیدا میکند .

دوستی

حماقت محض است که هر کس و ناکسی را بصرف چند سلام و علیک و چند رفت و آمد و مقداری گفتگو و ... بعنوان دوست بحساب آورد.

یک فردی که میخواهد بعنوان دوست شما بحساب آید , تنها و تنها درصورتی میتواند چنین نقشی را داشته باشد که حتی کدورتهای حاصل از جانب ترا هم تحمل نماید و تو هم بتوانی با صدای بلند در نزد وی فکر کنی !

برای اینکه کسی را در دائره دوستی خویش راه دهی باید باین نتیجه برسی که او چنین تحملی را دارد و اگر هم فرصت و مجالی نداشتی به این نتیجه برسی حداقل یکی دو نمونه تست را حتما انجام بده تا مطمئن تر شوی !

مهمترین تست : چند بار بر خلاف میلش رفتار کن . حتی چند بار تعمدا در حقش جفا کن . اگر دوست بود تحمل خواهد کرد وگرنه رهایش کن که دوست نمیتواند باشد . اما لزوما هر کس که دوست نیست , دشمن تصورش نکن !

بزرگانی در تاریخ هم بچنین تفطنی رسیده بودند تا جایی که شمس تبریزی هم گفته بود : آنرا که دوست دارم اول جفا پیش آرم اگر تحمل کرد من از آن اویم یا در کشکول شیخ بهائی خواندم که :

" آن کس را دوست نمى دانم که اگر با اوجفا نکنم ازمن نرنجد. که مشتاق سایه آن یارم که اگر بر او کدورت ورزم،همچنان با من یار باشد."

اینکه مردم نشناسند ترا غربت نیست
غربت انست که یاران ببرندت از یاد


دلم برای تو که - ادعای دوستی میکنی - نه ؛ اما برای آنکس که فکر میکنم " دوست " است ؛ تنگ شده است !

نمی دانم که چرا این سحری دلم بهانه میگیرد و شدید احساس تنهایی میکند و ... یاد غزل حافظ افتادم که ... :

یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد
دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد

آب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاست
خون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شد

کس نمی‌گوید که یاری داشت حق دوستی
حق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد

لعلی از کان مروت برنیامد سال‌هاست
تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد

شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار
مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد

گوی توفیق و کرامت در میان افکنده‌اند
کس به میدان در نمی‌آید سواران را چه شد

صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست
عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد

زهره سازی خوش نمی‌سازد مگر عودش بسوخت
کس ندارد ذوق مستی میگساران را چه شد

حافظ اسرار الهی کس نمی‌داند خموش
از که می‌پرسی که دور روزگاران را چه شد

محمود زارع
فروردین 95 - ساری




https://telegram.me/zaresari



مطالب مرتبط:
دوست را چندان قوت مده که اگر دشمنی کند تواند
اثر دوست و همنشین بد
توبه , راهی که دوست مفتوح دارد !
دیده برای دیدن دوست است
محمد (ص) را چو جان دوست داریم
حجاب را دوست دارم و ...
دوست و دشمن
نیایش (گفتگوی شبانی با حضرت دوست) شبانه
نیایش (گفتگوی شبانی با حضرت دوست)چاره ساز
نیایش (گفتگوی شبانی با حضرت دوست) خدای بزرگ
نیایش (گفتگوی شبانی با حضرت دوست) اعتراف
نیایش (گفتگوی شبانی با حضرت دوست) دلارام
نیایش (گفتگوی شبانی با حضرت دوست) دواخانه
نیایش (گفتگوی شبانی با حضرت دوست) توبه
نیایش (گفتگوی شبانی با حضرت دوست)
دوستان حضرت دوست نگران نباشند !
دوست عزیزم آقا حمید چرا و چگونه شیعه شد
با کمال تاسف بعضیها دوست دارند ... بشوند!
حسادت دوست از سستی دوستی اوست




مطالب اخیر وبلاگ :
سخنان بزرگمهر حکیم
عشق در نظر بزرگان
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (191)
خداوند با ظلم و ظالم چه میکند ؟!
سابقه چادر در ایران
شاید خدا ؟!
مهلت به تنگدست موجب اجابت دعا
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (190)
فراست مومن و امیر مومنان (ع)
المسكین رسول الله
خوشا بحال زدایندگان غم و غصه
اختلاف بین شیعیان در عصر ظهور !
رضای خدا یا رضایت خلق
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (189)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (188)
باز تعریف مبناها و چند نکته دیگر
سودای سربالا (و چند نکته دیگر)
زشتی سیاست بی اخلاق
چهره مبین درون آدمها
که برون در چه کردی، که درون خانه آیی؟
چاپلوسان از جاسوسان مخربترند !
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (187)
عرفان در شاهنامه
پاکباختگی شرط دوستی با خدا
اخلاص در دین
قیام پیوسته به عدالت و گواهی حق وظیفه مومنان
آرزو دارم
عجم فارس جایگزین منافقان و مشرکان عرب
ضرورت نوسازی دائمی آدمی
سرزمین های جدا شده از ایران
خداوند و آدمیزاد
ولادت حضرت فاطمه (س) و روز زن مبارک
حافظ و رندی خواجه و ... (02)
حکایت درویشی و پادشاهی و آسایش
فرهنگ زیرآب زنی و چاله ‏ی ایرانیان
جهان دار مکافات است
سرچشمه کوثری خدیجه , لیلای پیمبری خدیجه ...
زبر و بیّنه و بسط اسم در علم اعداد
نشانه ها را دریابید ! (01)
شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد
خواب و رویا (1)
آن نفس خواهد ز باران پاکتر
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (186)
شرم گل ( تک بیتی )
چرا به حضرت ابراهیم خلیل الله گفتند ؟!
دل آزار مباش
طبع فقر
خام و پخته
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
دانلود بررسى شبهات تناقضات در قرآن کریم




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.