یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ آمِنُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِی نَزَّلَ عَلَى رَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِیَ أَنزَلَ مِن قَبْلُ وَمَن یَكْفُرْ بِاللّهِ وَمَلاَئِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلاَلًا بَعِیدًا ﴿136﴾
اى كسانى كه ایمان آورده‏ اید به خدا و پیامبر او و كتابى كه بر پیامبرش فرو فرستاد و كتابهایى كه قبلا نازل كرده بگروید و هر كس به خدا و فرشتگان او و كتابها و پیامبرانش و روز بازپسین كفر ورزد در حقیقت دچار گمراهى دور و درازى شده است (136)

قرآن کریم

النوبة الاولى
قوله تعالى:
یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا اى ایشان كه بگرویدند،
آمِنُوا بِاللَهِ وَ رَسُولِهِ بگروید بخدا و برسول وى،
وَ الْكِتابِ الَذِی نَزَلَ عَلى رَسُولِهِ و بقرآن كه برسول خود فرو فرستاد،
وَالْكِتابِ الَذِی أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ و بكتابها كه از پیش فرو فرستاد بر پیغمبران،
وَ مَنْ یَكْفُرْ بِاللَهِ و هر كه كافر شود بخدا،
وَ مَلائِكَتِهِ و فریشتگان وى،
وَ كُتُبِهِ و كتابهاى وى،
وَ رُسُلِهِ و رسولان وى،
وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ و بروز رستاخیز،
فَقَدْ ضَلَ ضَلالًا بَعِیداً (136) او بیراه گشت بیراهى دور.

إِنَ الَذِینَ آمَنُوا ایشان كه بگرویدند،
ثُمَ كَفَرُوا باز كافر شدند،
ثُمَ ازْدادُوا كُفْراً پس در كفر بیفزودند،
لَمْ یَكُنِ اللَهُ لِیَغْفِرَ لَهُمْ خداى بر آن نیست كه ایشان را بیامرزد هرگز،
وَ لا لِیَهْدِیَهُمْ سَبِیلًا (137) و نه بر آنكه ایشان را راه نماید هرگز.

بَشِرِ الْمُنافِقِینَ خبر كن منافقان را،
بِأَنَ لَهُمْ عَذاباً أَلِیماً (138) كه ایشانراست عذابى دردنماى.

الَذِینَ یَتَخِذُونَ الْكافِرِینَ أَوْلِیاءَ ایشان كه كافران را بدوستان میدارند،
مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ فرود از مؤمنان،
أَ یَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَةَ بنزدیك كافران مى قوّت و عزّت جویند،
فَإِنَ الْعِزَةَ لِلَهِ جَمِیعاً (139) قوّت و عزّت خدایراست بهمگى.

وَ قَدْ نَزَلَ عَلَیْكُمْ فِی الْكِتابِ و فرو فرستاده آمد بر شما درین قرآن،
أَنْ إِذا سَمِعْتُمْ هر گاه كه شنوید،
آیاتِ اللَهِ آیات و سخنان خدا،
یُكْفَرُ بِها كه كافر شوند بآن،
وَ یُسْتَهْزَأُ بِها و افسوس میكنند بدان،
فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ بمنشینید با ایشان،
حَتَى یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ تا آن گه كه سخنى دیگر درگیرند جز زان،
إِنَكُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ كه آن گه چون ایشان بید،
إِنَ اللَهَ جامِعُ الْمُنافِقِینَ وَ الْكافِرِینَ و خداى بهم آورنده كافران و منافقان است.
فِی جَهَنَمَ جَمِیعاً (140) در دوزخ بهم.

الَذِینَ یَتَرَبَصُونَ بِكُمْ ایشان كه شما را میكوشند،
فَإِنْ كانَ لَكُمْ فَتْحٌ مِنَ اللَهِ اگر چنانست كه شما را جاى ظفر بود،
قالُوا گویند شما را:
أَ لَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ نه با شما بودیم؟
وَ إِنْ كانَ لِلْكافِرِینَ نَصِیبٌ و اگر كافران را از شما بهره اى بود بظفر یا گزند،
قالُوا كافران را گویند
أَلَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَیْكُمْ نه بر شما دست یافته بودیم؟
وَ نَمْنَعْكُمْ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ و شما را از گرویدگان نگاه داشتیم،
فَاللَهُ یَحْكُمُ بَیْنَكُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ خداى حكم كند میان شما روز رستاخیز،
وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَهُ لِلْكافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا (141) خداى كافران را بر مؤمنان هیچ سبیل و راه دست نداد.

إِنَ الْمُنافِقِینَ یُخادِعُونَ اللَه منافقان با خداى مى فرهیب سازند،
وَ هُوَ خادِعُهُم خداى فرهیونده ایشانست،
وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَلاةِ و چون بر نماز خیزند،
قامُوا كُسالى كاهلان برخیزند،
یُراؤُنَ النَاس دیدار مردمان مى خواهند،
وَ لا یَذْكُرُونَ اللَه و در آن نماز خداى را یاد نكنند،
إِلَا قَلِیلًا (142) مگر اندكى.

مُذَبْذَبِینَ بَیْنَ ذلِكَ متردّدان اند میان كفر و ایمان،
لا إِلى هؤُلاءِ نه با اینان،
وَ لا إِلى هؤُلاءِ و نه با ایشان،
وَ مَنْ یُضْلِلِ اللَهُ و هر كه اللَه وى را از راه گم كرد،
فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِیلًا (143) وى را حیلتى نیابى.

یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا اى ایشان كه بگرویدند،
لا تَتَخِذُوا الْكافِرِینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ كافران را بدوستان ندارید فرود از مؤمنان،
أَ تُرِیدُونَ مى خواهید،
أَنْ تَجْعَلُوا لِلَهِ عَلَیْكُمْ كه اللَه را بر خویشتن سازید،
سُلْطاناً مُبِیناً (144) حجّتى آشكارا.

إِنَ الْمُنافِقِینَ فِی الدَرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَارِ
منافقان در پایه زیرین اند از آتش،
وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِیراً (145) و ایشان را فریادرسى و یارى نیابى.

إِلَا الَذِینَ تابُوا مگر ایشان كه توبه كنند،
وَ أَصْلَحُوا و كار خود باصلاح آرند،
وَ اعْتَصَمُوا بِاللَهِ و دست باللّه زنند،
وَ أَخْلَصُوا دِینَهُمْ لِلَهِ و دین خویش خداى را پاك كنند،
فَأُولئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِینَ آن گه ایشان با مؤمنان اند،
وَ سَوْفَ یُؤْتِ اللَهُ الْمُؤْمِنِینَ و دهد خداى مؤمنانرا،
أَجْراً عَظِیماً (146) مزدى بزرگوار.



النوبة الثانیة
قوله تعالى: یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَهِ
ابن عباس گفت: سبب نزول این آیت آن بود كه عبد اللَه بن سلام و اسد و اسید پسران كعب، و ثعلبة بن قیس و و یامین بن یامین و برادر زاده عبد اللَه سلام، سلمه و خواهرزاده وى سلام، اینان مؤمنان اهل كتاب اند، پیش مصطفى (ص) شدند، و گفتند: یا رسول اللَه! ما ایمان میآریم بتو، و بقرآن كتاب تو، و به موسى و بر تورات كتاب وى، و به عزیر، و بیرون ازین هر چه هست از كتاب و رسل ایمان بدان نیاریم.
مصطفى (ص) گفت: نه، كه ایمان آرید بخدا و برسول وى محمد، و بكتاب وى قرآن، و بهر كتاب كه پیش از قرآن فرو آمد.
ایشان گفتند: نكنیم. پس ربّ العالمین این آیت فرستاد، میگوید: اى شما كه به محمد و بقرآن و به موسى و به تورات گرویدند، آمِنُوا بِاللَهِ وَ رَسُولِهِ باللّه بگروید، و برسول وى محمد، و بكتاب وى قرآن، و بهر
كتاب كه پیش از وى فرو فرستاده آمد: تورات و انجیل و زبور و جز از آن از كتب و صحف.

پس كفّار اهل كتاب را گفت: ایشان كه ایمان نیاوردند، و بخدا كافر شدند و بفریشتگان، یعنى جهودان كه به جبرئیل كافر شدند، و بت پرستان گفتند: الملائكة بنات اللَه. ربّ العزّة جلّ جلاله ایشان را گفت: وَ مَنْ یَكْفُرْ بِاللَهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَ ضَلالًا بَعِیداً.

چون این آیت فرو آمد، مؤمنان اهل كتاب گفتند: یا رسول اللَه ما بخداى ایمان آوردیم، و برسول وى محمد، و بكتاب وى قرآن، و بر هر رسول و كتابى كه پیش از قرآن فرو آمد، و ایمان آوردیم بفریشتگان و روز رستاخیز، لا نُفَرِقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ كما فعلت الیهود والنصارى، وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ.

ضحاك گفت: این آیت در شأن جهودان و ترسایان آمد، و معنى آنست كه: اى شما كه ایمان آوردید به موسى و تورات و به عیسى و انجیل، به محمد ایمان آرید و بقرآن.

و گفته اند كه: على الخصوص در شأن جهودان آمد، و معنى آنست كه اى شما كه ایمان آوردید بآنچه اوّل روز فرو فرستادند، ایمان آرید بآنچه آخر روز فرو فرستادند.

و بیان این آیت در آن آیت است كه گفت: وَ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ آمِنُوا بِالَذِی أُنْزِلَ عَلَى الَذِینَ آمَنُوا وَجْهَ النَهارِ الآیة.

و گفته اند: این آیت خطاب مؤمنان است، و تأویل آنست: یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا آمِنُوا اى اقیموا و اثبتوا على الایمان، كقوله تعالى: فَاعْلَمْ أَنَهُ لاإِلهَ إِلَا اللَهُ اى: اثبت على ما انت علیه. میگوید: اى شما كه مؤمنان اید! بر ایمان خویش ثبات نمائید، و استوار باشید، از آن بمگردید.

و گفته اند كه خطاب منافقان است، ایشان كه بآشكارا تصدیق مینمودند و پنهان تكذیب در دل میداشتند. میگوید: اى شما كه بآشكارا ایمان آوردید! در خلوت و در سرّ ایمان آرید.

قومى گفتند كه: احتمال كند كه این خطاب بت پرستان باشد، و معنى آن بود كه: اى شما كه ایمان به لات و عزى و طاغوت آوردید! بخدا و رسول ایمان آرید، كه چون لا بدّ ایمان بچیزى میباید آورد، بخداى سزا بود كه آرند، و برسول وى، و كتابهاى وى، نه بآنكه در وى نه منفعتست، و نه مضرّت، نه آفریند، نه روزى دهد، نه زنده كند، نه میراند.

وَ الْكِتابِ الَذِی نَزَلَ عَلى رَسُولِهِ وَ الْكِتابِ الَذِی أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ نزّل
و انزل درین آیت، بضمّ نون و الف قراءت مكى و شامى و ابو عمرو است على اسناد الفعل الى المفعول به، مثل قوله: لِتُبَیِنَ لِلنَاسِ ما نُزِلَ إِلَیْهِمْ. باقى، نزّل و انزل، بفتح نون و الف خوانند، على اسناد الفعل الى اللَه تعالى، و المعنى: و الكتاب الّذى نزّله اللَه تعالى.

قومى گفتند از اصحاب حدیث كه: ربّ العزّة درین آیت مؤمنانرا گفت: ایمان بیارید تا معلوم شود كه ایمان زیادت میپذیرد، و زیادت و نقصان در ایمان شود. و این همچنانست كه معاذ گفت در آن خبر معروف " تعالوا نؤمن ساعة " و امثال این در قرآن فراوان است.

إِنَ الَذِینَ آمَنُوا ثُمَ كَفَرُوا
قتاده گوید: اینان جهودان اند، یعنى: آمنوا بموسى، ثمّ كفروا حین عبدوا العجل، ثمّ آمنوا بموسى بعد عوده، ثمّ كفروا، ثمّ ازدادوا كفرا بمحمّد (ص)
مجاهد گفت: ثُمَ ازْدادُوا كُفْراً، معنى آنست كه: بر كفر بمیرند.
كلبى گفت: إِنَ الَذِینَ آمَنُوا بموسى ثُمَ كَفَرُوا بموسى.
این جهودان اند كه ایمان آوردند به موسى، پس كافر شدند به موسى، و ایمان آوردند به عزیر، پس بعد از عزیر كافر شدند بعیسى، و ترسایان اند كه به موسى كافر شدند، و به عیسى ایمان آوردند، پس در كفر بیفزودند كه به محمد و قرآن كافر شدند.

ربّ العزّة گفت: لَمْ یَكُنِ اللَهُ لِیَغْفِرَ لَهُمْ وَ لا لِیَهْدِیَهُمْ سَبِیلًا یعنى: ما اقاموا على ذلك، ما دام تا برین كفر باشند، اللَه نیامرزد ایشان را هرگز، و راه راست ننماید.

اكنون بحكم شرع اگر مسلمانى مرتدّ شود، پس مسلمان شود، پس دیگر بار مرتدّ شود، باز مسلمان شود، مذهب اهل حق آنست كه بهر دفعتى كه مسلمان شود بدرستى اسلام وى حكم كنند، و خون و مال وى معصوم شود، و هیچكس از علما درین مسئله خلاف نمى كنند، مگر اسحاق راهویه كه میگوید: بدفعت سیوم چون مرتدّ شود خداى بعد از آن توبت وى نپذیرد، و این آیت بدلیل میآرد: إِنَ الَذِینَ آمَنُوا ثُمَ كَفَرُوا ثُمَ آمَنُوا ثُمَ كَفَرُوا،
میگوید بسیوم دفعت ربّ العزّة گفت: لَمْ یَكُنِ اللَهُ لِیَغْفِرَ لَهُمْ.
جواب وى آنست كه چون بدفعت سیوم كافر شود، و بر آن كفر بماند، و در كفر بیفزاید، و باسلام باز نگردد، اللَه وى را نیامرزد. امّا چون باسلام باز گردد و كفر بگذارد، اللَه وى را بیامرزد، كه گفت جلّ جلاله بر اطلاق: إِنْ یَنْتَهُوا یُغْفَرْ لَهُمْ ما قَدْ سَلَفَ.
و مصطفى (ص) گفت: الاسلام یحبّ ما قبله.

بَشِرِ الْمُنافِقِینَ بِأَنَ لَهُمْ عَذاباً أَلِیماً
گفته اند كه آن روز كه آیت مغفرت از بهر پیغامبر و مؤمنان در سوره الفتح فرو آمد از آسمان، و مؤمنانرا بشارت بود در آن آیت، عبد اللَه ابى و جماعتى كه با وى بودند گفتند: این بشارت ماراست كه این مغفرت از بهر ما است، ربّ العزّة آیت فرستاد كه: بَشِرِ الْمُنافِقِینَ یا محمد! ایشان را بگوى كه: شما را بجاى بشارت، عذاب دردناكست. این چنانست كه گویند: تحیّتك الضّرب و عتابك السّیف. یعنى كه زخم
شمشیر ترا بجاى تحیّت است.

پس منافقان را صفت كرد و گفت: الَذِینَ یَتَخِذُونَ الْكافِرِینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ،
این منافقان، جهودان بدوست میگیرند تا اگر روزى نفاق ایشان آشكارا گردد، و رسول خدا و مؤمنان بر ایشان خیزند، ایشان آن روز بجهودان پناه برند، و از ایشان قوّت و منعت و غلبه جویند. و این آن بود كه منافقان با یكدیگر میگفتند كه: این كار محمد بتمام بسر نشود، بارى با ایشان دست یكى داریم، تا فردا بقوّت ایشان متعزّز گردیم و غلبه كنیم، و نیز مشركان عرب را یارى میدادند بر قتال رسول خدا، تا بدان متعزّز شوند.
ربّ العزّة گفت: أَ یَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَةَ فَإِنَ الْعِزَةَ لِلَهِ جَمِیعاً
عزّت و قوّت از نزدیك جهودان و مشركان مى طلب كنند، نمیدانند كه عزّت بهمگى خداى را است.

وَ قَدْ نَزَلَ عَلَیْكُمْ فِی الْكِتابِ
نزّل بفتح نون قراءت عاصم و یعقوب است.
میگوید: اللَه فرو فرستاد بر شما درین كتاب.
باقى قرّاء نزّل خوانند بضمّ نون. میگوید: فرو فرستاده شد بر شما درین كتاب، یعنى قرآن: أَنْ إِذا سَمِعْتُمْ آیاتِ اللَهِ، و این آن بود كه:
منافقان استهزا بقرآن میكردند در مدینه، و پیش از آن در مكه كافران استهزاء میكردند. و در مكه آن آیت فرو فرستاد كه در سورة الانعام است: وَ إِذا رَأَیْتَ الَذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیاتِنا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَى یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ. پس ربّ العالمین در مدینه چون منافقان استهزاء میكردند، و مؤمنان با ایشان مینشستند ایشان را از آن نهى كرد، و آنچه در مكه فرو فرستاده بود با یاد ایشان آورد، گفت: وَ قَدْ نَزَلَ عَلَیْكُمْ فِی الْكِتابِ أَنْ إِذا سَمِعْتُمْ آیاتِ اللَهِ یُكْفَرُ بِها وَ یُسْتَهْزَأُ بِها فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَى یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ. اللَه شما را درین قرآن به مكه فرو فرستاد كه: چون شنوید كه بآیات خدا استهزاء میكنند و بدان كافر شوند شما با ایشان كه آن تكذیب و استهزاء میكنند منشینید، كه اگر شما هم چون ایشان باشید، إِنَكُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ. سامع شریك قائل است در خیر و شرّ، و فى معناه انشدوا:

و سمعك صن عن سماع القبیح
كصون اللّسان عن اللّفظ به
فانّك عند استماع القبیح
إِنَ اللَهَ جامِعُ الْمُنافِقِینَ

شریك لقائله فانتبه من اهل المدینة، وَ الْكافِرِینَ من اهل مكة، فِی جَهَنَمَ جَمِیعاً.
میگوید: چنان كه امروز مجتمع اند این كافران و منافقان در استهزا بآیات قرآن، فردا در دوزخ در عقوبت مجتمع باشند. الَذِینَ یَتَرَبَصُونَ بِكُمْ یعنى ینتظرون بكم الدّوائر. این منافقان گوش میدارند تا خود حال چون بر شما گردد؟ اگر شما را بر جهودان فتحى و غلبه اى بود، خویشتن را غازى شمرند، و نصیب غنیمت خواهند. همانست كه در سورة عنكبوت گفت: وَ لَئِنْ جاءَ نَصْرٌ مِنْ رَبِكَ لَیَقُولُنَ إِنَا كُنَا مَعَكُمْ.
وَ إِنْ كانَ لِلْكافِرِینَ نَصِیبٌ یعنى دولة و ظهورا على المسلمین كما كان یوم احد، قال المنافقون للكافرین: أَ لَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَیْكُمْ اى: ا لم نغلب علیكم؟
ا لم نحط بكم من جوانبكم؟ و قیل معناه: ا لم نخبركم بعزیمة محمد و أصحابه؟ و نطلعكم على سرّهم؟ وَ نَمْنَعْكُمْ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اى ندفع عنكم صولة المؤمنین.

و این آن بود كه منافقان با مؤمنان بودند بر معسكر، و بر كافران زور نكردندى، و دستها كشیده داشتندى از كشتن ایشان، اگر چنان بودى كه ظفر مؤمنانرا بودى، مؤمنانرا گفتندید كه نه ما با شما بودیم؟ و اگر ظفر كافران را بودى ایشان را گفتندید نه بر شما دست یافته بودیم، و شما را بكوشیدیم، و گزند نكردیم، سپاس بر ایشان نهادندید و با ایشان دست افكندندید.

فَاللَهُ یَحْكُمُ بَیْنَكُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ
خداى میان مؤمنان و منافقان روز رستاخیز حكم كند. یعنى كه امروز شمشیر از ایشان برداشت، و عقوبت ایشان با روز رستاخیز گذاشت. وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَهُ لِلْكافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا روا باشد كه این در دنیا بود، و مؤمنان اصحاب رسول خدااند. یعنى كه كافران را بر اصحاب رسول خدا در دنیا دسترس نیست، و ظفر و دولت نیست، و روا باشد كه این در قیامت بود، كه كافران را بر مؤمنان راهى نبود، و حجّتى نباشد، مؤمنان در ناز و نعیم باشند، و كافران را و منافقان را با ایشان در آن مشاركت نه، چنان كه در دنیا بود. و قیل: وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَهُ لِلْكافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ اى على جملة المؤمنین، سبیلا، حتّى یستأصلوهم، و لا یعبدون اللَه.

إِنَ الْمُنافِقِینَ یُخادِعُونَ اللَه این منافقان باللّه فعل مخادعت بدست دارند، چنان كه كسى را فرهیبند، كه ظاهر دیگر مینمایند، و بباطن دیگراند، و ربّ العزّة جزاء خداع ایشان بایشان دهد. هر چند كه اللَه اضافت خداع با خود كرد، و گفت: وَ هُوَ خادِعُهُم ، امّا عین خداع از اللَه روا نبود، كه خداع باطل است، و باطل بر وى روا نیست، لكن این بر سبیل پاداش گفت مخادع را بچیزى كه آن ماننده خداع وى است، امّا عدلست از اللَه، و عدل حقّ است. و آن پاداش آنست كه ایشان را بر صراط نورى دهد، چنان كه مؤمنانرا دهد، تا بدان نور بروند و ظلمت قیامت.

بدان نور ظلمت قیامت بگذارند، نه بس بر آید تا آن نور منافقان فرو كشته شود، و منافقان در ظلمت متحیّر بمانند، مؤمنانرا بینند كه در نور میروند، گویند: انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ. فریشتگان ایشان را جواب دهند: ارْجِعُوا وَراءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُوراً. این جواب استهزاء و خداع ایشانست، هم چنان كه كافران را گویند: لا تَرْكُضُوا وَ ارْجِعُوا إِلى ما أُتْرِفْتُمْ فِیهِ.
مؤمنان چون آن حال بینند بر نور خویش بترسند، كه اگر كشته شود. ربّ العزّة ایشان را مدد عنایت فرستد، و در دل و زبانشان دهد تا گویند: رَبَنا أَتْمِمْ لَنا نُورَنا وَ اغْفِرْ لَنا إِنَكَ عَلى كُلِ شَی ءٍ قَدِیرٌ.

وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَلاةِ قامُوا كُسالى
بامالت لام قراءت حمزه و كسایى است، و معنى كسالى، متثاقلین است. یعنى گران آید بر منافقان نماز كردن، از بهر آنكه نه حق بینند بر خود واجب. خبر درست است كه مصطفى (ص) گفت :ما بال رجال یتخلّفون عن صلاة الصّبح؟ لو یعلمون ما فیهما لاتوها حبوا، ولو دعى احدهم الى مرّ مائتین حسنتین او الى كراع لاجاب، و لقد هممت ان آمر فتیانى ان یأتوا بحزم الحطب ثم آمر المنادى فیقیم بالصّلاة فأحرق على بیوت اقوام لا یشهدون الجماعة.

یُراؤُنَ النَاسَ نماز كه كنند بر دیدار مردم كنند، نه اتّباع امر خداى را عزّ و جلّ. مصطفى(ص) گفت : من راءى راءى اللَه به، و من سمّع سمّع اللَه به، أ سامع خلقه، و حقّره و صغّره

وَ لا یَذْكُرُونَ اللَهَ إِلَا قَلِیلًا
اى لشى ء قلیل، و هو الدّنیا. و قیل: یعنى بالقلیل، الرّیا. ابن عباس و حسن گفتند: ذكر منافق از بهر آن اندك خواند كه ریا و سمعت راست نه خداى را، و اگر خداى را بودى آن اندك بسیار بودى. هر چه اللَه رد كند آن قلیل است، اگر چه بر صورت بسیار بود، و آنچه قبول كند بسیار است و فراوان، اگر چه بصورت اندك بود. و در خبر است از مصطفى (ص) : تلك صلاة المنافق، یقعد احدكم حتّى تكون الشّمس بالمغیربان، قام ینقر نقرات كما ینقر الغراب. لا یذكر اللَه فیهنّ الّا قلیلا نماز منافق را به عیب بنكوهید: بتأخیر و بمرایات و باستعجال.

مُذَبْذَبِینَ بَیْنَ ذلِكَ اى متردّدین متحیّرین بین الكفر و الایمان، لیسوا بمؤمنین مخلصین، و لا بمشركین مصرّحین بالشّرك، لیسوا من المسلمین فیجب لهم ما یجب للمسلمین، و لیسوا من الكفّار فیؤخذ منهم ما یؤخذ من الكفّار، فلا مع هؤلاء و لا مع هؤلاء. لا إِلى هؤُلاءِ این " الى" بمعنى " مع" است، چنان كه گفت: مَنْ أَنْصارِی إِلَى اللَهِ؟ اى مع اللَه. میگوید: نه با اینان اند، و نه با ایشان.

وَ مَنْ یُضْلِلِ اللَهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِیلًا اى دینا و سبیلا الى التّوفیق. روایت كنند كه مصطفى (ص) مثل زد مؤمن را و منافق و كافر را، گفت: مثل ایشان چون سه كس است كه جایى میروند و جویى پیش آید ایشان را، و لا بد گذاره میباید كرد. مؤمن در پیش ایستد و جوى باز برد و گذاره كند. منافق از پس وى در رود، چون بمیان جوى رسد، كافر او را میخواند كه باز گرد كه بر تو از هلاك میترسم، و مؤمن او را میخواند و میگوید: بشتاب كه دستكارى و راحت ایدر است. آن منافق در میان هر دو متردّد بماند، نه باز گردد و نه فراتر شود، تا ناگاه خشك رودى در آید، و وى را ببرد و هلاك كند. اینست مثل منافق، پیوسته در شكّ و شبهت و تهمت است، تا ناگاه مرگ او را فرو گیرد، و در آن شكّ و شبهت بمیرد.

...
پس ربّ العالمین مؤمنانرا نهى كرد از آنچه منافقان میكردند از موالات یهود، گفت: یا أَیُهَاالَذِینَ آمَنُوا لا تَتَخِذُوا الْكافِرِینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ
این خطاب با انصار است، و این كافران جهودان قریظه و نضیراند. میگوید با ایشان موالات مكنید. أَ تُرِیدُونَ أَنْ تَجْعَلُوا لِلَهِ عَلَیْكُمْ سُلْطاناً مُبِیناً اى: حجّة و عذرا مبینا.
این حجّت آشكارا آنست كه گفت: وَ مَنْ یَتَوَلَهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَهُ مِنْهُمْ. هر كه پس از نزول این آیت با دشمنان خداى موالات گرفت، بر خویشتن درست كرد كه از ایشانم، آن حجّت آشكارا نیست: إِنَ الْمُنافِقِینَ فِی الدَرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَارِ فى الدّرك بسكون را قراءت كوفى است. باقى بفتح " را" خوانند.

و درك و درك دو لغت است، چون نهر و نهر و قصّ و قصص و سطر و سطر و نشر و نشر. و درك پایه اى بود منحدر را، و درجه پایه اى بود صاعد را، دوزخ ادراك است و اطباق از حدید، و بهشت درجات است از نور و از جواهر.
قال عبد اللَه بن مسعود فى قوله فِی الدَرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَارِ: اى فى توابیت من حدید مقفلة فى النّار، مطبق علیها....

إِلَا الَذِینَ تابُوا یعنى: من النّفاق، وَ أَصْلَحُوا العمل للَه، وَ اعْتَصَمُوا بِاللَهِ وَ أَخْلَصُوا دِینَهُمْ لِلَهِ فَأُولئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِینَ على دینهم، قیل مع المهاجرین و الانصار.
گفته اند كه: این آیت دلیل است كه كفر منافقان از همه كفرها صعب تر است و سخت تر، و شرّ آن بیشتر. نبینى كه چون ایشان را توبت فرمود این همه شرائط درآورد از اصلاح و اعتصام و اخلاص، آن گه بآخر گفت: فَأُولئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِینَ، و نگفت: فأولئك هم المؤمنون. و آن گه مزد مؤمنان در تسویف افكند، بسبب آنكه ایشان را در ایشان بست، گفت: وَ سَوْفَ یُؤْتِ اللَهُ الْمُؤْمِنِینَ أَجْراً عَظِیماً.

ادامه دارد ...
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari

گل


علی (ع)


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس



سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء

تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (171)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (172)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (173)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (174)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (176)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (177)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (178)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (179)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (181)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (182)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (183)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (184)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (186)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (187)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (188)




مطالب اخیر وبلاگ :

باز تعریف مبناها و چند نکته دیگر
سودای سربالا (و چند نکته دیگر)
زشتی سیاست بی اخلاق
چهره مبین درون آدمها
که برون در چه کردی، که درون خانه آیی؟
چاپلوسان از جاسوسان مخربترند !
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (187)
عرفان در شاهنامه
پاکباختگی شرط دوستی با خدا
اخلاص در دین
قیام پیوسته به عدالت و گواهی حق وظیفه مومنان
آرزو دارم
عجم فارس جایگزین منافقان و مشرکان عرب
ضرورت نوسازی دائمی آدمی
سرزمین های جدا شده از ایران
خداوند و آدمیزاد
ولادت حضرت فاطمه (س) و روز زن مبارک
حافظ و رندی خواجه و ... (02)
حکایت درویشی و پادشاهی و آسایش
فرهنگ زیرآب زنی و چاله ‏ی ایرانیان
جهان دار مکافات است
سرچشمه کوثری خدیجه , لیلای پیمبری خدیجه ...
زبر و بیّنه و بسط اسم در علم اعداد
نشانه ها را دریابید ! (01)
شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد
خواب و رویا (1)
آن نفس خواهد ز باران پاکتر
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (186)
شرم گل ( تک بیتی )
چرا به حضرت ابراهیم خلیل الله گفتند ؟!
دل آزار مباش
طبع فقر
خام و پخته
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
دانلود بررسى شبهات تناقضات در قرآن کریم
یوسف
اعتراف خلفا به عدم اهلیتشان برای خلافت
آیات نازله در باره على علیه السلام
درباره حضرت بقیه الله (ع) مقصر مائیم!
امارت و حکومت در چالش عدالت
مهندس واقعی
خوبی و زیبایی
محبت و ظرفیت (تک بیتی)
خر چه داند قیمت نقل و نبات ؟!
آگاهی درد آور است !
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (184)
نادیده گرفتن , ظلمی بزرگ
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (183)
صدقه در قرآن کریم
وجوه ضلال در قرآن کریم



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.