إِنْ یَشَأْ یُذْهِبْكُمْ أَیُهَا النَاسُالآیة
قرآن کریم

این خطاب مشركان و منافقان است.
میگوید: اگر اللَه خواهد مرگ بر شما گمارد، و همه را نیست گرداند، و باز قومى دیگر آرد از شما مطیع تر و بهتر، یعنى مسلمانان و امّت احمد. و همین كرد ربّ العالمین جلّ جلاله، كه در عهد رسول خدا جهان همه كفر و معصیت داشت، پس علم اسلام آشكارا گشت، و كفر با طىّ ادبار خود شد، و جهان همه از نور اسلام روشن گشت.
قال ابو هریرة: لمّا نزلت هذه الآیة ضرب رسول اللَه (ص) ظهر سلمان، فقال هم قوم هذا یعنى: عجم فارس.

مَنْ كانَ یُرِیدُ ثَوابَ الدُنْیا فَعِنْدَ اللَهِ ثَوابُ الدُنْیا وَ الْآخِرَةِ
میگوید: هر كه بفرائض اعمال، دنیا خواهد، اللَه تعالى آنچه خواهد از دنیا بوى دهد، یا آنچه خواهد از وى دفع كند در دنیا، امّا در آخرت وى را هیچ ثواب نبود. و هر كه بفرائض اعمال ثواب آخرت خواهد، ربّ العالمین آنچه وى را بكار آید از دنیا بوى دهد، و آنچه بنده خواهد از جلب منفعت و دفع مضرّت از وى باز نگیرد، و آن گه وى را در آخرت نصیب بود بهشت جاودان و نعمت بیكران، ربّ العالمین بر نیّت آخر، هم دنیا دهد، و هم عقبى، امّا بر نیّت دنیا آخرت ندهد.

رسول خدا گفت المؤمن نیّته خیر من عمله، و عمل المنافق خیر من نیّته، و كلّ یعمل على نیّته قیل: هذه الآیة وعید للمنافقین، و قیل: حضّ على الجهاد، و ثواب الدّنیا هو الغنیمة بالجهاد.

یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا كُونُوا قَوَامِینَ بِالْقِسْطِ
مفسّران گفتند: این آیت در شأن مردى آمد كه بنزدیك وى گواهى بود بر پدر وى، و میترسید كه اگر آن گواهى بدهد، اجحافى باشد بمال وى، و درویشى وى بیفزاید.... میگوید: اى شما كه مؤمنان اید! كُونُوا قَوَامِینَ بِالْقِسْطِ اى: قوّالین بالعدل فى الشّهادة، در گواهى دادن گویندگان بعدل باشید، راستى نگه دارید، گواهى كه دهید خداى را دهید، از بهر صاحب حقّ، و باز مگیرید، اگر چه آن گواهى بر نفس شما باشد، یا بر پدر و مادر، یا بر خویش و پیوند، و بدان منگرید كه آن كس كه بر وى گواهى میدهید، توانگرست یا درویش: توانگر را از بهر توانگرى محابا مكنید، و بر درویش از بهر درویشى نبخشائید، كار هر دو باللّه فرو گذارید، كه اللَه بدیشان از شما سزاوارتر، و آنچه اللَه ایشان را خواهد نیكوتر.

فَلا تَتَبِعُوا الْهَوى أَنْ تَعْدِلُوا
شما بر پى دل خواست خود مروید، تا جور كنید و از حق بگردید " و ان تلوا " بیك واو و ضمّ لام قراءت شامى و حمزه است، از ولى یلى ولایة یقال: و لیت الشی ء اذا تولّیته، و اقبلت علیه، فولایة الشّى ء اقبال علیه، و هو خلاف الاعراض عنه. و المعنى: ان تقبلوا او تعرضوا. باقى قرّاء إِنْ تَلْوُوا خوانند بدو واو و سكون لام، من لوى یلوى لیّا، و هو من لىّ القاضى و اعراضه لأحد الخصمین على الآخر، او من لىّ الشّهادة، و هو تحریفها، او من لىّ الغریم، و هو مدافعته و مماطلته. یقال: لویته حقّه اى دافعته، چون از مدافعت بود معنى آن باشد كه: و ان تدافعوا فى اقامة الشّهادة او تعرضوا عنها فتكتموها.

میگوید: اگر در گواهى دادن مدافعت كنید، و روزگار در پیش افكنید، یا خود انكار كنید، و پنهان دارید، و از آن اعراض كنید.
معنى دیگر " و ان تلوا" و اگر بپیچانید گواهى و سخن، أَوْ تُعْرِضُوا یعنى عن اللَه، و تقوموا بالشّهادة، یا روگردانید از پیچ و گواهى بدهید، هر چون كه كنید اللَه بدان دانا است و آگاه، یجازى المحسن باحسانه و المسى ء باساءته.

ابن عباس گفت: این آیت در شأن قاضیان آمد كه پیچ در روى خویش آرند، و از یك خصم اعراض كنند. مصطفى (ص) چون این آیت فرو آمد، گفت : من كان یؤمن باللّه والیوم الآخر فلیقم شهادته على من كانت، و من كان یؤمن باللّه و الیوم الآخر فلا یجحد حقّا هو علیه، و لیؤدّه عفوا و لا یلجئه الى سلطان و خصومته، لیقتطع بها حقّه، و انّما رجل خاصم الىّ فقضیت له على اخیه بحقّ لیس هو له علیه، فلا یأخذه و انّما أقطع له قطعة من جهنّم

و قیل لعمار بن یاسر: اىّ النّاس احكم؟ قال: الّذى یحكم للنّاس كما یحكم لنفسه، و قال ابن عباس (رض) انّما ابتلى سلیمان بن داود بما ابتلى به، لأنّه تقدّم الیه خصمان، فهوى أن یكون الحقّ لاحدیهما.
...
وَ لَوْ عَلى أَنْفُسِكُمْ
اگر كسى گوید: شهادت بر خویشتن چونست؟
جواب آنست كه: حق دیگرى بر خود واجب شناسد، و بدان اقرار دهد.
ابن عباس گفت: امروا ان یقولوا الحقّ ولو على انفسهم.



النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ مَنْ أَحْسَنُ دِیناً مِمَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ الآیة
ربّ العالمین خداى جهانیان، و كردگار نهان دان، جلّ جلاله و تقدّست اسماءه و تعالت صفاته، درین آیت مخلصان را میستاید، و اخلاص در اعمال میپسندد.
و اوّل كسى كه جامه اخلاص در سر كعبه عمل كشید مصطفى بود كه گفت " انّما الأعمال بالنّیّات .
 
این روش اخلاص در اعمال همچون روش رنگ است در گوهر، چنان كه گوهر، بى كسوت رنگ، سنگى باشد بى قیمت، عمل بى اخلاص جان كندنى است بى صواب.

معروف كرخى قدّس اللَه روحه خویشتن را بتازیانه زدى، و گفتى:
یا نفس اخلصى تخلصى، اخلاص كن تا خلاص یابى.

گفته اند: علم تخم است، و عمل زرع است، و آب آن اخلاص.
كار اخلاص دارد، و رستگارى در اخلاص است، و سعادت ابد در اخلاص است،
امّا اخلاص خود عزیز است، نه هر جایى فرود آید، نه بهر كسى روى نماید.

ربّ العزّة گفت: سرّ من سرّى استودعته قلب من احببت من عبادى.
در بنى اسرائیل عابدى بود، وى را گفتند: در فلان جایگه درختى است كه قومى آن را میپرستند.
آن عابد را از بهر خدا و تعصّب دین خشم گرفت، از جاى برخاست، تبر بر دوش نهاد، و رفت تا آن درخت از بیخ بردارد، و نیست گرداند.
ابلیس بصفت پیرى براه وى شد، از وى پرسید كه كجا میروى؟
گفت: بفلان جایگه تا آن درخت بر كنم.
گفت: رو بعبادت خود مشغول باش، كه این از دست تو بر نخیزد،
با وى بر آویخت، ابلیس بافتاد، و عابد بر سینه وى نشست.
ابلیس گفت: دست از من باز گیر، تا ترا یك سخن نیكو بگویم.
دست از وى بداشت.
ابلیس گفت: اى عابد خداى را پیغامبران هستند، اگر این درخت بر میباید كند، پیغامبرى را فرماید تا بركند، ترا بدین نفرموده اند.
عابد گفت: نه، كه لا بد است بر كندن این درخت. و من ازین كار بازنگردم تا تمام كنم.
دیگر باره بهم بر آویختند، و عابد به آمد، و ابلیس بیفتاد.
ابلیس گفت: اى جوانمرد! تو مردى درویشى، و مؤنت تو بر مردمان است، چه باشد كه این كار در باقى كنى كه بر تو نیست، و ترا بدان نفرموده اند، و من هر روز دو دینار در زیر بالین تو كنم، هم ترا نیك بود هم عابدان دیگر را، كه بر ایشان نفقه كنى.
عابد درین گفت وى بماند. با خود گفت: یك دینار بصدقه دهم، و یك دینار خود بكار برم بهتر از آنكه این درخت بر كنم، كه مرا بدین نفرموده اند، و نه پیغامبرم، تا بر من واجب آید.
پس باین سخن بازگشت. دیگر روز بامداد دو دینار دید در زیر بالین خود. بر گرفت. روز دیگر همچنین تا روز سیوم كه هیچ چیز ندید. خشم گرفت. تبر برداشت، و رفت تا درخت بر كند، ابلیس براه وى آمد، و گفت: اى مرد ازین كار برگرد كه این هرگز از دست تو بر نخیزد. بهم بر آویختند، و عابد بیفتاد، و بدست ابلیس عاجز گشت، و ابلیس قصد هلاك وى كرد.
عابد گفت: مرا رها كن تا باز گردم، لكن با من بگو كه اوّل چرا من به آمدم، و اكنون تو به آمدى؟
گفت: از آنكه در اوّل از بهر خداى برخاستى، و دین خداى را خشم گرفتى، ربّ العزّة مرا مسخّر تو كرد. هر كه براى خدا باخلاص كارى كند، مرا بر وى دست نبود. اكنون از بهر طمع خویش و از بهر دنیا خشم گرفتى، تابع هواى خود شدى، لا جرم بر من برنیامدى، و مقهور من گشتى.

مصطفى (ص) را پرسیدند كه اخلاص چیست؟
گفت: آنكه گویى: ربّى اللَه، ثم تستقیم كما امرت.

وَ مَنْ أَحْسَنُ دِیناً مِمَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ
واسطى گفت: و هو محسن، معنى آنست كه: و هو یحسن ان یسلم وجهه للَه.
میگوید: راه پاك و دین نیكو آن كس راست كه روى خود فرا حق كند، و نیك داند و شناسد این روزى فرا حق كردن، و اخلاص بجاى آوردن كه نه هر كسى كه بدرگاه سلطان رسد، وى ادب حضرت شناسد.

آن گه گفت: وَ اتَبَعَ مِلَةَ إِبْراهِیمَ حَنِیفاً
اشارتست بدانكه این حالت ابراهیم (ع) است كه روى بحق نهاد، و ادب حضرت بجاى آورد، خود را نصیبى نگذاشت. همه درباخت: هم نفس، و هم مال، و هم فرزند.
نفس خود درباخت رضاء حق را،
فرزند درباخت اتّباع فرمان او را،
و مال درباخت شفقت بر خلق او را.
لا جرم ربّ العزّة او را بستود، و خلیل خود خواند، گفت: وَ اتَخَذَ اللَهُ إِبْراهِیمَ خَلِیلًا

روى انّ اللَه تعالى اوحى الیه: انت خلیلى و أنا خلیلك، فانظر ان لا اطّلع فى شرك و قد تعلّقت بغیرى، فاقطع خلّتك عنّى.

و گفته اند كه: چون ربّ العزّة رقم خلّت بر وى كشید، و این ندا در عالم داد كه:
وَ اتَخَذَ اللَهُ إِبْراهِیمَ خَلِیلًا،
فریشتگان آواز بر آوردند كه خداوندا! چه كرد ابراهیم كه با وى این كرامت كردى؟ و از جهانیان این تخصیص وى آمد؟
فرمان آمد كه: اى جبرئیل پرهاى طاؤسى فرو گشاى، و از ذروه سدره بقمّه آن كوه رو، و نام ما بسمع او رسان.
جبرئیل بیامد، و در پس آن كوه ایستاد، و خلیل را سیصد گله گوسفند بود، با هر گله سگى، و قلاده زرین در گردن وى.
جبرئیل آواز بر آورد كه: یا قدّوس!.
خلیل از لذّت آن سماع بیهوش گشت، از پاى درآمد،
گفت: اى گوینده، یك بار دیگر باز گوى، و این گله گوسفند باین سگ و قلاده زرین ترا.
جبرئیل یك بار دیگر آواز برآورد كه: یا قدّوس!
خلیل در خاك تمرّغ میكرد، و چون مرغ نیم بسمل میگفت: یك بار دیگر باز گوى و این گله دیگر ترا،

و أنشد:
و حدّثتنى یا سعد عنه فزدتنى
جنونا، فزدنى من حدیثك یا سعد

همچنین وامى خواست، تا سیصد گله همه بداد. آن گه چون همه بداده بود، آن عقدها محكم تر گشت، عشق و افلاس بهم پیوست. خلیل آواز برآورد كه: یا عبد اللّه! یك بار دیگر باز گوى و جانم ترا.

مال و زر و چیز رایگان باید باخت
چون كار بجان رسید، جان باید باخت.


جبرئیل را وقت خوش گشت، پرهاى طاوسى فروگشاد، گفت:
اگر قصورى هست در دیده ماست، امّا ترا عشق بر كمالست، بحقّ اتّخذك خلیلا.

وَ لِلَهِ ما فِی السَماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ
درین آیات سه جایگه باز گفت:
وَ لِلَهِ ما فِی السَماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ،
هر جاى قومى را تنبیه است، و معنى را مخصوص.
اوّل تنبیه عامّه مسلمانان است. دوم تنبیه متعبّدان و متّقیان است. سیوم تنبیه صدّیقان و خاصّگیان است.

اوّل عامّه مسلمانان را گفت كه: هر چه در آسمان و زمین است همه ملك و ملك من است. همه آفریده و صنع منست. علم من بهمه رسیده، و از همه آگاهم. حقها میان شما واجب كردم، و فرضها باز بریدم. زنان را و یتیمان را و مستضعفان را حقها بجاى آرید، و فرموده من بكار دارید، و بمواسات و صلح كوشید. اگر نیك كنید و اگر بد، اگر صلح كنید و گر جنگ، بحقیقت دانید كه من میدانم و من مى بینم، كه همه آفریده و صنع منست، آفریده و صنع من كى پنهان شود بر من: أَ لا یَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَطِیفُ الْخَبِیرُ.

در آیت دیگر گفت: وَ لِلَهِ ما فِی السَماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ وَ لَقَدْ وَصَیْنَا الآیة
شما كه عابدان و پرهیزگاران اید، یكبارگى همه بكوى تقوى در آئید، و تقوى پناه خود سازید، و از راه شبهت و تهمت برخیزید. این بگفت و بفرمود، آن گه گروهى را توفیق داد، و گروهى را در راه خذلان فرو گذاشت، و همه را آگاهى داد كه من بى نیازم، نه از طاعت آن موفّق مرا سود، نه از معصیت آن مخذول مرا زیان. هر چه در آسمان و زمین همه ملك و ملك من، همه مقدور و مصنوع من، اگر خواستمى همه موفّق آفریدمى یا همه مخذول. كس را بر من اعتراض نه، و از حكم من اعراض نه.

در آیت سیوم گفت: وَ لِلَهِ ما فِی السَماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ وَ كَفى بِاللَهِ وَكِیلًا
تنبیه صدّیقان و محبّان است، كه هفت آسمان و هفت زمین و هر چه در آن، همه آن منست، نه بدان آفریدم تا تو روى بدان آرى، و دل بر آن نهى، كه بس بآن بمانى، و از من باز مانى، لكن بدان آفریدم تا بتو نمایم، و بر نفس تو آرایم. آن گه چون همه بگذارى، و روى بمن آرى، همه در خدمت تو آرم، و همه زیر دست تو كنم.

و این معنى در خبر است: یا دنیا اخدمى من خدمنى و اتعبى من خدمك

و حكایت سهل تسترى معروفست كه: خلیفه روزگار مال فراوان بر وى عرضه كرد، هیچ نپذیرفت. یكى پرسید كه چرا نپذیرفتى؟ سهل دعا كرد تا ربّ العزّة پرده از دیده آن سائل برداشت، در نگرست یك جهان گوهر و مروارید دید. آن گه گفت: اى جوانمرد! ما را حاجت بمال خلیفه نیست، كه همه جهان بفرمان ماست، و خزائن زمین بر ما عرضه مى كنند، لكن ما خود نمى خواهیم.

چه مانى بهر مردارى چو زاغان اندرین پستى
قفس بشكن چو طاؤسان یكى بر پر برین بالا
بر وى جوهر صفرا همه كفر است و شیطانى
گرت سوداء دین دارد قدم بیرون نه از صفرا



ادامه دارد ...
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari

گل


علی (ع)


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس



سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء

تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (171)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (172)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (173)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (174)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (176)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (177)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (178)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (179)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (181)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (182)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (183)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (184)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (186)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (187)




مطالب اخیر وبلاگ :
عجم فارس جایگزین منافقان و مشرکان عرب
ضرورت نوسازی دائمی آدمی
سرزمین های جدا شده از ایران
خداوند و آدمیزاد
ولادت حضرت فاطمه (س) و روز زن مبارک
حافظ و رندی خواجه و ... (02)
حکایت درویشی و پادشاهی و آسایش
فرهنگ زیرآب زنی و چاله ‏ی ایرانیان
جهان دار مکافات است
سرچشمه کوثری خدیجه , لیلای پیمبری خدیجه ...
زبر و بیّنه و بسط اسم در علم اعداد
نشانه ها را دریابید ! (01)
شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد
خواب و رویا (1)
آن نفس خواهد ز باران پاکتر
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (186)
شرم گل ( تک بیتی )
چرا به حضرت ابراهیم خلیل الله گفتند ؟!
دل آزار مباش
طبع فقر
خام و پخته
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
دانلود بررسى شبهات تناقضات در قرآن کریم
یوسف
اعتراف خلفا به عدم اهلیتشان برای خلافت
آیات نازله در باره على علیه السلام
درباره حضرت بقیه الله (ع) مقصر مائیم!
امارت و حکومت در چالش عدالت
مهندس واقعی
خوبی و زیبایی
محبت و ظرفیت (تک بیتی)
خر چه داند قیمت نقل و نبات ؟!
آگاهی درد آور است !
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (184)
نادیده گرفتن , ظلمی بزرگ
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (183)
صدقه در قرآن کریم
وجوه ضلال در قرآن کریم
اقسام گناهان
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (182)
وجوه رحمت در قرآن کریم
شهادت حضرت فاطمه (س) تسلیت
نماز ( صلاة )
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (181)
الهی
زندگی یا ادای زندگی ؟!
ابوحامد محمد غزالی و تمثیل دنیا و آخرت !
شعر شهریار
اسامی پیامبران الهی
کسبه قبل از عید




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.