وَمَنْ أَحْسَنُ دِینًا مِّمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لله وَهُوَ مُحْسِنٌ واتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفًا وَاتَّخَذَ اللّهُ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلًا ﴿125﴾
و دین چه كسى بهتر است از آن كس كه خود را تسلیم خدا كرده و نیكوكار است و از آیین ابراهیم حق‏گرا پیروى نموده است و خدا ابراهیم را دوست گرفت (125)

قرآن کریم

النوبة الاولى
قوله تعالى:
وَ مَنْ أَحْسَنُ دِیناً و كیست نیكو دین تر،
مِمَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَهِ از آنكه روى خود فرا خدا كرد؟،
وَ هُوَ مُحْسِنٌ و آن گه با آن نیكوكار بود،
وَ اتَبَعَ مِلَةَ إِبْراهِیمَ و بر پى ملّت ابراهیم ایستاد،
حَنِیفاً آن مسلمان پاك دین،
وَ اتَخَذَ اللَهُ إِبْراهِیمَ خَلِیلًا (125) و اللَه ابراهیم را دوست گرفت.

وَ لِلَهِ ما فِی السَماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ و خدایراست هر چه در آسمان و زمین چیز است،
وَ كانَ اللَهُ بِكُلِ شَی ءٍ مُحِیطاً (126) و خداى بهمه چیز دانا است داناى همیشه اى.

وَ یَسْتَفْتُونَكَ فِی النِساءِ مى پاسخ پرسند از تو در كار زنان،
قُلِ اللَهُ یُفْتِیكُمْ فِیهِنَ گوى كه خداى پاسخ میكند شما را در كار ایشان،
وَ ما یُتْلى عَلَیْكُمْ و آنچه بر شما میخوانند،
فِی الْكِتابِ درین نامه،
فِی یَتامَى النِساءِ در كار دختران پدر مردگان،
اللَاتِی لا تُؤْتُونَهُنَ آنان كه ایشان را نمیدهید،
ما كُتِبَ لَهُنَ آنچه واجب نبشته اند ایشان را،
وَ تَرْغَبُونَ أَنْ تَنْكِحُوهُنَ و رغبت نمیكنید كه بزنى كنید ایشان را،
وَ الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الْوِلْدانِ و از تو مى فتوى پرسند زبون گرفتگان از كودكان،
وَ أَنْ تَقُومُوا لِلْیَتامى بِالْقِسْطِ و میفرماید اللَه شما را كه یتیمان را بداد بپاى ایستید،
وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ و هر چه كنید از نیكى،
فَإِنَ اللَهَ كانَ بِهِ عَلِیماً (127) اللَه بآن دانا است همیشه اى.

وَ إِنِ امْرَأَةٌ و اگر زنى بود،
خافَتْ مِنْ بَعْلِها كه از شوى خویش دانسته و دیده باشد،
نُشُوزاً باز نشستى،
أَوْ إِعْراضاً یا روى گردانیدنى،
فَلا جُناحَ عَلَیْهِما نیست بر ایشان تنگیى،
أَنْ یُصْلِحا كه با هم آشتى سازند،
بَیْنَهُما صُلْحاً میان یكدیگر بر خیر،
وَ الصُلْحُ خَیْرٌ و آشتى به،
وَ أُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُحَ و حاضر كرده اند مردمان را بدریغ داشتن خویشتن را از ناكامى،
وَ إِنْ تُحْسِنُوا وَ تَتَقُوا و اگر بنیكویى در آئید، از بیداد بپرهیزید،
فَإِنَ اللَهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِیراً (128) اللَه بآنچه شما میكنید دانا است آگاه همیشه اى.

وَ لَنْ تَسْتَطِیعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَیْنَ النِساءِ و نتوانید كه داد كنید میان زنان،
وَ لَوْ حَرَصْتُمْ و هر چند كوشید و خواهید،
فَلا تَمِیلُوا كُلَ الْمَیْلِ لكن همه كششى مكنید،
فَتَذَرُوها كه آن زن را فرو گذارید،
كَالْمُعَلَقَةِ چون آویخته،
وَ إِنْ تُصْلِحُوا و اگر نیك در آئید و بآشتى گرائید،
وَتَتَقُوا و از جور پرهیزید،
فَإِنَ اللَهَ كانَ غَفُوراً رَحِیماً (129) خداى مهربانست و آمرزگار همیشه اى.

وَ إِنْ یَتَفَرَقا ور پس از هم ببرند،
یُغْنِ اللَهُ كُلًا مِنْ سَعَتِهِ بى نیاز كند خداى هر دو را از یكدیگر از فراخى خویش،
وَ كانَ اللَهُ واسِعاً و خداى بى نیاز است توانگر، فراخ دار فراخ بخش،
حَكِیماً (130) دانا است همیشه اى.

وَ لِلَهِ ما فِی السَماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ و خدایراست هر چه در آسمان و زمین چیز است و كس،
وَ لَقَدْ وَصَیْنَا و اندرز كردیم،
الَذِینَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ ایشان را كه پیش از شما كتاب دادند،
وَ إِیَاكُمْ و شما را هم اندرز كردیم،
أَنِ اتَقُوا اللَهَ كه از خشم و عذاب خداى بپرهیزید،
وَ إِنْ تَكْفُرُوا و اگر كافر شید،
فَإِنَ لِلَهِ ما فِی السَماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ خداى راست هر چه در آسمان و زمین چیز است،
وَ كانَ اللَهُ غَنِیًا حَمِیداً (131) و خداى بى نیاز است توانگرى ستوده همیشه اى.

وَ لِلَهِ ما فِی السَماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ و خداى راست هر چه در آسمان و زمین چیز است و كس،
وَ كَفى بِاللَهِ وَكِیلًا (132) و نیك بسنده و كارساز كه اوست.

إِنْ یَشَأْ یُذْهِبْكُمْ أَیُهَا النَاسُ اگر خواهد شما را ببرد اى مردمان!
وَ یَأْتِ بِآخَرِینَ و دیگران آرد،
وَ كانَ اللَهُ عَلى ذلِكَ قَدِیراً (133) و اللَه بر آن توانا است همیشه اى.

مَنْ كانَ یُرِیدُ ثَوابَ الدُنْیا هر كه پاداش این جهان میخواهد،
فَعِنْدَ اللَهِ ثَوابُ الدُنْیا وَ الْآخِرَةِ بنزدیك خداى است پاداش این جهانى و پاداش آن جهانى،
وَ كانَ اللَهُ سَمِیعاً بَصِیراً (134) و اللَه شنواى است بیناى همیشه اى.

یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا اى ایشان كه بگرویدند،
كُونُوا قَوَامِینَ بر استاد دارید، بپاى ایستید،
بِالْقِسْطِ براستكارى و داد دهى،
شُهَداءَ لِلَهِ و گواهان بودن خداى را براستى،
وَ لَوْ عَلى أَنْفُسِكُمْ ور همه بر نفس شما بود،
أَوِ الْوالِدَیْنِ یا بر پدر و مادر بود،
وَ الْأَقْرَبِینَ یا بر خویشان،
إِنْ یَكُنْ غَنِیًا اگر توانگر بود،
أَوْ فَقِیراً یا درویش بود،
فَاللَهُ أَوْلى بِهِما كه خداى اولیتر بهر دو،
فَلا تَتَبِعُوا الْهَوى بر پى بایست خود مایستید،
أَنْ تَعْدِلُوا كه داد نكنید،
وَ إِنْ تَلْوُوا و اگر در كار شوید،
أَوْ تُعْرِضُوا یا روى گردانید،
فَإِنَ اللَهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِیراً (135) خداى بآنچه شما میكنید دانا است و آگاه همیشه اى.




النوبة الثانیة

قوله تعالى: وَ مَنْ أَحْسَنُ دِیناً اى: احكم دینا ممّن اخلص عمله للَه، و فوّض امره الیه، وَ هُوَ مُحْسِنٌ اى: موحّد للَه، محسن الى خلقه، وَ اتَبَعَ دین اللَه الّذى بعث به محمدا.
میگوید: كیست دیندار و پسندیده تر از آن كس كه عمل خود از شرك و ریا پاك كند، و كار خود باللَه باز گذارد، و اللَه را كارساز و كار ران خود داند؟ و آن گه با خلق خدا نیكوكار بود و مهربان، بر پى آن دین ایستد كه محمد را بآن دین فرستاد، و آن دین ابراهیم است و ملّت وى. ملّت ابراهیم در ملّت محمد داخل است. هر كه بملّت محمد اقرار دهد، اتّباع ملّت ابراهیم كرد.

ابن عباس گفت: اقرار دادن به كعبه، و نماز كردن بآن، و طواف كردن گرد آن، و سعى میان صفا و مروه، و رمى جمرات، و حلق رأس، و جمله مناسك از دین ابراهیم است. هر كه نماز سوى كعبه كرد، و باین صفات اقرار داد، اتّباع ملّت ابراهیم كرد. ...

حَنِیفاً حال عن ابراهیم، او عن الضّمیر فى وَ اتَبَعَ، و معناه: مائلا عن جمیع الأدیان. وَ اتَخَذَ اللَهُ إِبْراهِیمَ خَلِیلًا

ابن عباس گفت: ابراهیم مهماندار بود، خانه بر سر راه داشتى، تا هر كسى كه بر وى گذشتى، وى را مهمان كردى.
پس یك سال مردمان را قحط رسید، از ابراهیم طعام طلب كردند، و ابراهیم را عادت بود كه هر سال بار از مصر آوردى، از نزدیك دوستى كه در مصر داشت. غلامان را و شتران را فرستاد نزدیك وى، بار خواست، و بار نبود آن سال، كه ایشان را هم قحط رسیده بود.
شتران را تهى باز گردانیدند، تا بهامونى رسیدند كه پر از ریگ بود، آن چاكران ابراهیم با خود گفتند: اگر اشترانرا باز گردانیم بى بار، نه خوب بود، و دشمن را شماتت بود. درایستادند و غرارها پر از ریگ كردند.
چون بر ابراهیم رسیدند قصّه با ابراهیم بگفتند، و ابراهیم دلتنگ شد، كه مردم را امیدوار كرده بود، و دل بر آن نهاده كه اكنون طعام رسد. و ساره در آن حال خفته بود، و ازین قصّه خبر نداشت.
پس ابراهیم در خواب شد از دلتنگى، و ساره بیدار گشت، و پرسید كه غلامان ما رسیدند از مصر؟ و بار آوردند؟
گفتند: آرى رسیدند.
ساره سر آن بار بگشاد، آرد سفید نیكو دید. خبّازان را بفرمود تا در پختن ایستادند.
چون ابراهیم (ع) بیدار گشت، بوى طعام بوى رسید، گفت: یا سارة من این هذا الطّعام؟ از كجا آمد این طعام؟
گفت: این آنست كه از نزدیك خلیل تو آن دوست مصرى آوردند.
ابراهیم فضل و كرامت خداى بر خود بدانست و گفت: این از نزدیك خلیل من اللَه است، نه از نزدیك خلیل مصرى.
ابن عباس گفت: آن روز ربّ العزّة ابراهیم را دوست خوانده، و او را خلیل خود خواند.

و گفته اند: آن روز كه فریشتگان در پیش ابراهیم شدند، بر صورتهاى غلامان نیكو روى، ابراهیم پنداشت كه ایشان مهمانان اند، گوساله فربه بریان كرد، و نزدیك ایشان آورد، آن گه گفت:
بخورید بدو شرط:
یكى آنكه چون دست بطعام برید گوئید بسم اللَه
و چون از طعام فارغ شوید، گوئید الحمد للَه

جبرئیل گفت: یا ابراهیم! سزاوارى كه اللَه ترا دوست خود گیرد، و خلیل خود خواند.
گفت آن روز ربّ العزّة او را خلیل خود خواند.

و گفته اند: ملك الموت بصورت جوانى در سراى خلیل شد، و خلیل او را نشناخت، گفت بدستورى كه درین سراى آمدى؟
ملك الموت گفت: بدستورى خداوند سراى.
پس ابراهیم او را بشناخت،
آن گه ملك الموت گفت: یا ابراهیم! خداى بنده اى را از بندگان خود بدوست گرفت.
ابراهیم گفت: آن كدام بنده است، تا من او را خدمت كنم تا زنده باشم؟
ملك الموت گفت: آن بنده تویى یا ابراهیم.
گفت: بچه خصلت مرا دوست گرفت؟ و خلیل خواند؟
گفت: بأنّك تعطى و لا تأخذ.
...

امّا خلیل از روى لغت آن دوست است كه در دوستى وى هیچ خلل نبود.
ابراهیم خلیل است، یعنى كه اللَه او را برگزیده و دوست داشت، دوستى تمام، كه در آن هیچ خلل نه، و روا باشد كه معنى خلیل، فقیر بود، زیرا كه خلّت حاجت و فاقت باشد.
...

ترسایى از شیخ ابو بكر وراق ترمدى سؤال كرد، گفت:
چرا جائز است خداى را جلّ جلاله ابراهیم را دوست گیرد؟ و جائز نمیدارید كه عیسى را فرزند گیرد؟
ابو بكر وراق جواب داد كه:
فرزند اقتضاء جنسیّت كند، و خداى را جنس نیست، و دوستى اقتضاء جنسیّت نكند.
نه بینى كه كسى اسبى دوست دارد، یا جوهرى دوست دارد، یا جامه، یا بنائى، وزین هیچ چیز بفرزندى نگیرد، تا بدانى كه فرزند اقتضاء تجانس كند، و لا جنس له جلّ جلاله. ترسا چون این سخن بشنید مسلمان گشت، و بدین اسلام درآمد.

وَ لِلَهِ ما فِی السَماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ یختار منها ما یشاء و من یشاء، وَ كانَ اللَهُ بِكُلِ شَی ءٍ مُحِیطاً احاط علمه بجمیع الأشیاء.

وَ یَسْتَفْتُونَكَ فِی النِساءِ الآیة
سبب نزول این آیت آن بود كه عرب در زمان جاهلیّت نه زنان را از میراث چیزى میدادند و نه كودكان را، بلكه مردان را میدادند، مهینان ایشان را.

ربّ العزّة درین آیت نصیب زنان و نصیب كودكان از میراث بایشان الحاق كرد، و بداد فرمود.
و نیز دختران یتیم میبودند با مال و بصورت زشت، كه اولیاء ایشان از بهر زشتى صورت نمى خواستند كه ایشان را بزنى كنند، و ایشان را بكسى نمیدادند، و در خانه میداشتند از بهر مال كه داشتند، بامید آنكه مگر بمیرند، و مال ایشان بمیراث بر گیرند.

سدى گفت: این در شأن جابر عبد اللَه فرو آمد، كه دختر عمّى داشت، یتیمه و نابینا بود، و بصورت زشت.
جابر گفت: یا رسول اللَه! بآن صفت كه وى است میراث گیرد؟
رسول خدا گفت: نعم، گیرد.
پس میراث كه وى را بود بوى داد. آن گه او را در خانه میداشت، و بزنى بكس نمیداد، از بیم آنكه شوهر و فرزندان وى مال بمیراث برند، و خود بزنى نمیكرد كه جمال نداشت، و گوش بر آن نهاده كه تا بمیرد، و آنچه هست از مال وى بمیراث برگیرد.
ربّ العالمین این آیت فرستاد: وَ یَسْتَفْتُونَكَ فِی النِساءِ اى یستعرفونك. و الفتیا والفتوى لغتان، و هو تعریفك الأمر، افتانى اى عرّفنى. میگوید: از تو فتوى میپرسند و فتوى میخواهند در كار زنان، قُلِ اللَهُ یُفْتِیكُمْ فِیهِنَ وَ ما یُتْلى عَلَیْكُم موضع " ما " رفع است، المعنى: اللَه یفتیكم فیهنّ.
وَ ما یُتْلى عَلَیْكُمْ فِی الْكِتابِ ایضا، یفتیكم فیهنّ. میگوید: اللَه فتوى میكند و قرآن فتوى میكند، و آن آنست كه در اوّل سورة گفت: وَ آتُوا الْیَتامى أَمْوالَهُمْ.
ما كُتِبَ لَهُنَ یعنى فرض لهنّ من المیراث. وَ تَرْغَبُونَ أَنْ تَنْكِحُوهُنَ یعنى: و ترغبون عن أن تنكحوهنّ لدمامتهنّ.

وَ الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الْوِلْدانِ این در موضع خفض است، عطف على قوله فِیهِنَ، یعنى قل اللَه یفتیكم فیهنّ، و فى المستضعفین من الولدان ...

و روایت كنند از براء عازب كه آخرتر آیتى كه از آسمان فرود آمد این آیت بود، و آخرتر سوره اى سورة براءة.

وَ إِنِ امْرَأَةٌ خافَتْ مِنْ بَعْلِها نُشُوزاً أَوْ إِعْراضاً الآیة
سعید جبیر گفت: مردى زنى داشت، و آن زن پیر گشته بود، و از آن مرد فرزندان داشت. مرد خواست كه وى را طلاق دهد، و زنى دیگر از آن نیكوتر بخواهد.
آن پیر زن گفت: مرا طلاق مده، و با فرزندان بگذار، و قسمت كن مرا اگر خواهى باختیار خویش در كم و بیش، و اگر خواهى قسمت مكن از بهر من، كه روا بود اندى كه در نكاح تو بمانم.
مرد گفت: چنین كنم، پیش رسول خدا شد، و این حال بگفت.
رسول خدا جواب داد كه: اللَه سخن تو شنید، و اگر خواهد اجابت كند. پس ربّ العالمین بجواب ایشان این آیت فرستاد. گویند این مرد رافع بن خدیج الانصارى بود، و زن وى خویلة بنت محمد بن مسلمة الانصارى.

وَ إِنِ امْرَأَةٌ خافَتْ اى علمت و رأت، مِنْ بَعْلِها نُشُوزاً یعنى: یبغضها و یترك مضاجعتها و مباشرتها، و یعرض بوجهه عنها، و یقلّ مجالستها و محادثتها.
میگوید: اگر زنى از شوهر خویش میشناسد و میداند و مى بیند كه وى را دشمن میدارد، و مباشرت و صحبت وى مى بگذارد، و روى از وى میگرداند، و با وى ننشیند و حدیث نكند، بر ایشان تنگى نباشد كه با یكدیگر صلح كنند در قسمت و در نفقه.
و این چنان باشد كه مرد زن را گوید: تو پیر گشتى و روزگار جوانیت بسر رسید، و من میخواهم كه دیگر زنى خواهم، و روزگار قسمت وى بیفزایم، در روز و در شب، تازگى و جوانى وى را. اگر تو بدین خشنودى و رضا میدهى، بر جاى خود و بر حال خود در نكاح من میباش، و اگر نه ترا بخشنودى گسیل كنم. پس اگر زن بدین حال و بدین صفت رضا دهد نیكوكار بود و پسندیده، و وى را بر آن اجبار نكنند، و اگر نه كه بدون حق خویش رضا ندهد، واجب آید بر شوهر كه حق وى از مقام و نفقه تمام بدهد، یا بنیكویى و احسان وى را روان كند، و وى را برنج و كراهیت ندارد. و مرد اگر وى را دارد، و حقّ وى با كراهیت صحبت تمام بدهد، محسن باشد و ستوده حق، و اللَه وى را جزا دهد بر فعل خیر.
اینست كه اللَه گفت: وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَ اللَهَ كانَ بِهِ عَلِیماً اى یعلمه و یجازیه علیه. امّا بر مباشرت وى را اجبار نكنند، كه آن على الخصوص حق مرد است، چون فرو گذارد بر آن اجبار نرود، بخلاف مقام و نفقه كه حقّ زنست.

و آنچه ربّ العزّة گفت: وَ الصُلْحُ خَیْرٌ، آنست كه پیر زن را میدارد بعد از تخییر در نفقه و مقام، بچیزى معلوم صلح كنند. و رسول خدا (ص) با سوده بنت زمعه همین كرد. زنى بود روزگار بوى برآمده و پیر گشته، و رسول خواست كه وى را طلاق دهد. سوده گفت: مرا در جمله زنان خود بگذار، تا فردا در قیامت چون مرا حشر كنند، با زنان تو حشر كنند، و من نوبت خویش روز و شب در كار عائشه كردم. رسول خدا آن از وى بپذیرفت، و چنان كرد.

قرّاء كوفه أَنْ یُصْلِحا خوانند، بضمّ یا و كسر لام بى الف، و هو من الاصلاح. و در حال تنازع و تشاجر اصلاح استعمال كنند، چنان كه تصالح استعمال كنند، تقول: اصلحت بین المنازعین. قال اللَه تعالى: إِلَا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاحٍ بَیْنَ النَاسِ.
" صلحا" و روا بود كه نصب على المصدر باشد، لأنّ الصّلح اسم للمصدر من اصلحت، كالعطاء من اعطیت، و روا بود كه نصب او بر مفعول به حمل كنى، چنان كه گویى: اصلحت ثوبا. باقى " ان یصالحا" خوانند، بفتح یا و لام و تشدید صاد، و بألف، و أصل آن ان " یتصالحا " است " تا" در صاد مدغم كردند، لتقاربهما فى المخرج، و درین باب تصالح معروف تر است.

وَ أُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُحَ
گفته اند كه شحّ زن آنست كه شوى خودش دریغ آید از زنى دیگر از مهر او، و شحّ مرد آنست كه خویشتنش دریغ آید از زن خویشتن از پیرى یا از زشتى بمهر زنى دیگر. و قیل: وَ أُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُحَ یعنى الغالب على نفس المرأة الشّح. غالب آن بود كه زن بخیل باشد و بر مال حریص، چون شوهر وى را ببعضى مال خشنود گرداند، وى نصیب خود از شوهر بتواند گذاشت.
پس گفت: وَ إِنْ تُحْسِنُوا وَ تَتَقُوا یعنى اگر نیكویى كنید و مفارقت نجوئید، و از میل و جور بپرهیزید، اللَه تعالى آگاهست، از احسان و جور شما خبر دارد، و جزاء آن چنان كه خود خواهد، دهد.

وَ لَنْ تَسْتَطِیعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَیْنَ النِساءِ اى: لن تقدروا ان تسوّوا بینهنّ فى الحبّ، و لو حرصتم على العدل. معنى آنست كه شما اگر چه كوشید و حریص باشید، بر آنكه میان زنان خویش عدل و راستى نگه دارید، در دوستى و مهر نتوانید، كه در استطاعت شما نبود كه دلها در دوستى راست دارید، امّا این یكى توانید كه میل نكنید در نفقه و در قسمت. چون دو زن دارید یا بیشتر، همه را در نفقه و در قسمت یكسان دارید، و جوان را بر پیر افزونى منهید، كه اگر افزونى نهید، آن دیگر را همچون زندانى محبوس فرو گذارید، آویخته میان دو حال، نه بى شوى و نه با شوى.

حسین فضل گفت، عدل بر دو ضربست:
یكى آنست كه در استطاعت بنده آید، و یكى نه.
امّا آنچه در استطاعت آید آنست كه: بنده را فرمودند، آنجا كه گفت ربّ العزّة: إِنَ اللَهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ. جاى دیگر گفت: قُلْ أَمَرَ رَبِی بِالْقِسْطِ. و این عدل نقیض جور است كه هر دو در توان بنده آید.
امّا آنچه در استطاعت و توان بنده نیاید، راست داشتن دل است در مهر و دوستى با همه زنان. و این، بنده را نفرموده اند، از آنكه در توان وى نیست.

مصطفى (ص) قسمت كرد میان زنان، و عدل و راستى در آن نگه داشت، آن گه گفت: اللهم هذه اللهم هذه قسمتى فیما املك فلا تأخذنى فیما لا املك  قسمتى فیما ...
....
كسى كه بكرى بزنى كند، وى را رسد كه در قسمت وى را هفت شبان روز بر زنان دیگر افزونى نهد، و اگر ثیّب باشد سه شبانروز، آن گه بقسمت و عدل میان ایشان باز شود. و زنان ذمّیّات و آزادگان مسلمانان در قسمت یكسان اند، و آزاد زن را دو شب است و كنیزك را یك شب. وَ إِنْ تُصْلِحُوا یعنى: بالعدل فى القسمة بینهنّ، و تَتَقُوا الجور، فَإِنَ اللَهَ كانَ غَفُوراً رَحِیماً لما ملت الى الّتى تحبّها بقلبك، بعد العدل فى القسمة.

وَ إِنْ یَتَفَرَقا یُغْنِ اللَهُ كُلًا مِنْ سَعَتِهِ چون حدیث صلح رفته بود، و ذكر اجتماع بر سبیل جواز، از پس آن در فراق سخن گفت، و رخصت داد، تا اگر آن پیر زن بصلح سر در نیارد، و جز تسویت طلب نكند، از یكدیگر بطلاق جدا شوند، و ربّ العزّة ایشان را وعده داد كه از فضل خویش هر دو را بى نیاز كند، و روزى دهد: آن زن را از شوى دیگر، و این مرد را از زنى دیگر.

گویند: مردى پیش مصطفى (ص) آمد، و عزب بود، و از تنگى روزى و معیشت شكایت كرد.
مصطفى او را گفت كه: زنى بخواه تا روزیت فراخ شود. یعنى بحكم این آیت كه اللَه گفت:
إِنْ یَكُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللَهُ مِنْ فَضْلِهِ.

دیگرى آمد كه زن داشت، و از تنگى معیشت و روزى شكایت كرد. مصطفى (ص) گفت او را كه: زن طلاق ده تا روزیت فراخ شود. یعنى بحكم این آیت كه اللَه گفت: وَ إِنْ یَتَفَرَقا یُغْنِ اللَهُ كُلًا مِنْ سَعَتِهِ. وَ كانَ اللَهُ واسِعاً یعنى: لجمیع خلقه فى الرّزق و الفضل، حَكِیماً فیما حكم و وعظ.

وَ لِلَهِ ما فِی السَماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ الآیة
میگوید: خدایراست هر چه در آسمان اند از فریشتگان، و هر چه در زمین اند از خلقان.

وَ لَقَدْ وَصَیْنَا الَذِینَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ امّتهاى گذشته اند، و كتابداران پیشینه از تورات و انجیل، و هر چه بود از كتب.
وَ إِیَاكُمْ خطاب امّت محمد است، یعنى ایشان را كه پیش از شما كتاب دادند، ایشان را و شما را اى امّت محمد، اندرز كردیم: ایشان را در كتب ایشان، و شما را در كتاب شما یعنى قرآن،

أَنِ اتَقُوا اللَهَ یعنى: وحّدوا اللَه، كه خداى را یگانه دانید، و بمعبودى یگانه شناسید. وَ إِنْ تَكْفُرُوا و اگر نكنید، و توحید بپوشید، و جحود آرید، فَإِنَ لِلَهِ ما فِی السَماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ وَ كانَ اللَهُ غَنِیًا حَمِیداً بحقیقت دانید كه هر چه در هفت آسمان و هفت زمین است، همه ملك و ملك اوست، همه رهى و بنده وى است، همه ساخته و صنع وى است، و آنگه از طاعت همه بى نیاز است، وز ستایش همه پاك ستوده خود است و بى نیاز بجلال خود.

وَ لِلَهِ ما فِی السَماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ وَ كَفى بِاللَهِ وَكِیلًا اى: دافعا و مجیرا حافظا على خلقه شهیدا.

ادامه دارد ...
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari

گل


علی (ع)


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس



سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء

تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (171)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (172)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (173)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (174)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (176)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (177)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (178)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (179)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (181)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (182)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (183)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (184)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (186)




مطالب اخیر وبلاگ :

چرا به حضرت ابراهیم خلیل الله گفتند ؟!
دل آزار مباش
طبع فقر
خام و پخته
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)
دانلود بررسى شبهات تناقضات در قرآن کریم
یوسف
اعتراف خلفا به عدم اهلیتشان برای خلافت
آیات نازله در باره على علیه السلام
درباره حضرت بقیه الله (ع) مقصر مائیم!
امارت و حکومت در چالش عدالت
مهندس واقعی
خوبی و زیبایی
محبت و ظرفیت (تک بیتی)
خر چه داند قیمت نقل و نبات ؟!
آگاهی درد آور است !
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (184)
نادیده گرفتن , ظلمی بزرگ
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (183)
صدقه در قرآن کریم
وجوه ضلال در قرآن کریم
اقسام گناهان
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (182)
وجوه رحمت در قرآن کریم
شهادت حضرت فاطمه (س) تسلیت
نماز ( صلاة )
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (181)
الهی
زندگی یا ادای زندگی ؟!
ابوحامد محمد غزالی و تمثیل دنیا و آخرت !
شعر شهریار
اسامی پیامبران الهی
کسبه قبل از عید
(خطورات) استعـداد
حکایت گرگ و شبان (شعر)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (179)
گوش بر حاکم
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (178)
مراد حشرات الارض و مریدان احمق
تحفه ظالمین ! هدیه گرگ
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (177)
مزد دزد (ابوهریره)
ادب و صحبت
لا
آداب صحبت با حق
ناخشنود از خود
وجوه مختلف سبیل در قرآن کریم
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (176)
مردم درباره هم خوب فکر کنند






توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.