إِن یَدْعُونَ مِن دُونِهِ إِلاَّ إِنَاثًا وَإِن یَدْعُونَ إِلاَّ شَیْطَانًا مَّرِیدًا ﴿117﴾
[مشركان] به جاى او جز بتهاى مادینه را [به دعا] نمى ‏خوانند و جز شیطان سركش را نمى ‏خوانند (117)

قرآن کریم
النوبة الاولى
قوله تعالى:
إِنْ یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ نمى پرستند فرود از اللَه،
إِلَا إِناثاً مگر مادگان،
وَ إِنْ یَدْعُونَ و نمیخوانند،
إِلَا شَیْطاناً مَرِیداً (117) مگر از دیو شوخ.

لَعَنَهُ اللَهُ كه خداى بر وى لعنت كرد،
وَ قالَ و گفت آن دیو رانده:
لَأَتَخِذَنَ مِنْ عِبادِكَ لا بد از رهیگان تو خویشتن را گیرم،
نَصِیباً مَفْرُوضاً (118) بهره اى باز بریده.

وَ لَأُضِلَنَهُمْ و گم كنم ایشان را از راه،
وَ لَأُمَنِیَنَهُمْ و امل دراز نمایم ایشان را،
وَ لَآمُرَنَهُمْ و فرمایم ایشان را،
فَلَیُبَتِكُنَ آذانَ الْأَنْعامِ تا گوشهاى چهارپایان برند،
وَ لَآمُرَنَهُمْ و فرمایم ایشان را،
فَلَیُغَیِرُنَ خَلْقَ اللَهِ تا بگردانند آفریده خداى را،
وَ مَنْ یَتَخِذِ الشَیْطانَ و هر كه دیو را گیرد،
وَلِیًا مِنْ دُونِ اللَهِ پسندیده و بایسته و یار، فرود از اللَه،
فَقَدْ خَسِرَ خُسْراناً مُبِیناً (119) زیانكار گشت او زیانكارى آشكارا.

یَعِدُهُمْ ایشان را وعده دروغ دهد،
وَ یُمَنِیهِمْ و آرزوى ناپسند در ایشان افكند،
وَ ما یَعِدُهُمُ الشَیْطانُ و وعده ندهد ایشان را دیو،
إِلَا غُرُوراً (120)  مگر فریب.

أُولئِكَ ایشان آنانند،
مَأْواهُمْ جَهَنَمُ كه مأواى ایشان دوزخست،
وَ لا یَجِدُونَ عَنْها مَحِیصاً (121) و نیابند از ایشان هرگز دور شدنگاهى.

وَ الَذِینَ آمَنُوا و ایشان كه بگرویدند،
وَ عَمِلُوا الصَالِحاتِ و نیكیها كردند،
سَنُدْخِلُهُمْ جَنَاتٍ در آریم ایشان را در بهشتهایى،
تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ كه میرود زیر درختان آن جویهاى روان،
خالِدِینَ فِیها أَبَداً جاویدان در آن همیشه اى،
وَعْدَ اللَهِ حَقًا وعده ایست از خداى راست،
وَ مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَهِ قِیلًا (122)  و كیست از اللَه راستگوى تر؟

لَیْسَ بِأَمانِیِكُمْ نه بآرزوهاى شماست،
وَ لا أَمانِیِ أَهْلِ الْكِتابِ و نه بآرزوهاى اهل كتاب،
مَنْ یَعْمَلْ سُوءاً یُجْزَ بِهِ هر كه بدى كند او را بآن پاداش دهند درین جهان،
وَ لا یَجِدْ لَهُ مِنْ دُونِ اللَهِ و نیابد خویشتن را فرود از خداى،
وَلِیًا وَ لا نَصِیراً (123) كارسازى و نه یارى.

وَ مَنْ یَعْمَلْ مِنَ الصَالِحاتِ و هر كه چیزى كند از نیكیها،
مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى از مردى یا از زنى،
وَ هُوَ مُؤْمِنٌ پس از آنكه گرویده است،
فَأُولئِكَ یَدْخُلُونَ الْجَنَةَ ایشان آنند كه مى درآرند ایشان را در بهشت،
وَ لا یُظْلَمُونَ نَقِیراً (124) و از ایشان نه كردار كاهند و نه مزد، بمقدار نقیرى.



النوبة الثانیة
قوله تعالى: إِنْ یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَا إِناثاً الآیة
این حكایت از مشركان مكه است، دعا بمعنى عبادتست. میگوید: ما یعبدون من دونه الّا اناثا، لات و عزى و منات همه اناث اند و اوثان، همه مؤنّث. اوثان بتان بى صورت اند، و اصنام بتان با صورت.
گفته اند كه: این لات و عزى و منات بتان بودند از سنگ تراشیده، و در درون كعبه نهاده، ربّ العزّة جلّ جلاله در درون هر یكى شیطان گماشته تا با كهنه و سدنه خویش سخن میگفتند، و ایشان از راه میافتادند.

قول حسن و قتاده و بو عبیده آنست كه اناث بمعنى موات است، یعنى مردگان اند كه در ایشان روح نیست، و نفع و ضرّ نیست، از سنگ و چوب و كلوخ و مانند آن. و این موات همه مؤنّث باشند، و صفت آن بتأنیث كنند.

عبد الرحمن زید گفت: إِلَا إِناثاً یعنى: بزعمهم، بگفت ایشان اناث اند كه ایشان بتان را بنات اللَه خواندند.

وَ إِنْ یَدْعُونَ إِلَا شَیْطاناً مَرِیداً
شیطان اینجا ابلیس است، و مرید صفت وى، ...
میگوید: ایشان نمیخوانند و نمیپرستند الّا ابلیس متمرّد عاصى بر خداى عزّ و جلّ، و اللَه بآن تمرّد و معصیت او را برانده، و بر وى لعنت كرده.

وَ قالَ لَأَتَخِذَنَ مِنْ عِبادِكَ نَصِیباً مَفْرُوضاً اى: مقطوعا معدودا. این حكایت از قول ابلیس است، و بهره بریده كه نصیب وى است از هزار، نهصد و نود و نه اند، ....

وَ لَأُضِلَنَهُمْ این هم از گفت ابلیس است. میگوید: بر گردانم ایشان را از طریق هدى، و گم كنم از راه راستى و دین حق. وَ لَأُمَنِیَنَهُمْ و ایشان را فرا وایستن بد كنم، تا پیوسته بر آن باشند كه بد میكنند، و خبر دهم ایشان را كه بهشت نیست، و دوزخ نیست، و بعث نیست.

چون این اعتقاد، آرند در بدى بیشتر كوشند. و یقال: لَأُمَنِیَنَهُمْ اى: اجمع لهم مع الاضلال، اوهمهم انّهم ینالون من الآخرة حظّا. میگوید: ایشان را بیراه كنم، آن گه با بیراهى در دل ایشان افكنم كه ایشان را از آخرت نصیب خواهد بود. این همچنانست كه جاى دیگر گفت: وَ إِذْ زَیَنَ لَهُمُ الشَیْطانُ أَعْمالَهُمْ.

وَ لَآمُرَنَهُمْ فَلَیُبَتِكُنَ آذانَ الْأَنْعامِ این بحیرة است كه در سورة المائده گفت، و این آنست كه عرب گوش بعضى شتران میشكافتند، و اكنون هر كه گوش جانور بشكافد یا ببرد، ملحق است بآن در كراهیت و معصیت.

وَ لَآمُرَنَهُمْ فَلَیُغَیِرُنَ خَلْقَ اللَهِ بعضى مفسّران گفتند: این تغییر خلق خدا خصىّ كردن آدمیست، و آن فرموده شیطان است، بحكم این آیت.

و در خصىّ كردن دیگر جانوران میان علما خلاف است، و هر كه دندان گشاید، یا پوست روى تراشد، یا در موى موى پیوندد، یا پوست آزیند، همه ملحق است بتغییر خلق، و خضاب موى سیاه مردان را هم نزدیكست باین.

و گفته اند: تغییر خلق آنست كه اللَه تعالى چهار پایان را بیافرید از بهر آدمیان، تا مركب خویش سازند، و طعمه خویش، و ایشان بر خود حرام كردند، و آفتاب و ماه و سنگها بیافرید، و مردم را نرم و روان كرد، تا بدان منفعت گیرند، و ایشان آن را معبود خود ساختند، و عبادت آن كردند، چون از آن نهاد كه اللَه فرمود بگردانیدند، و آن معنى كه اللَه براى آن آفرید بمعنى دیگر بدل كردند، تغییر خلق خدا كردند لا محاله.

و گفته اند: خلق اینجا بمعنى دین است، كه جاى دیگر گفت: لا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَهِ اى لدین اللَه، و تغییر دین آنست كه حلال حرام میكردند، و حرام حلال.

ثمّ قال: وَ مَنْ یَتَخِذِ الشَیْطانَ وَلِیًا مِنْ دُونِ اللَهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْراناً مُبِیناً
زیانكار كسى است كه فرمان شیطان برد، نه فرمان اللَه. یَعِدُهُمْ ایشان را وعده عمر دراز میدهد در دنیا، وَ یُمَنِیهِمْ و یافت مرادها در دل ایشان مى افكند،
و گفته اند: در دل ایشان فقر مى افكند، تا از بیم فقر هزینه در كار خیر نكنند، و رحم نپیوندند. ربّ العالمین گفت: وَ ما یَعِدُهُمُ الشَیْطانُ إِلَا غُرُوراً و شیطان وعده كه دهد جز بفرهیب ندهد، سود نماید و زیان پیش نهد.

أُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَمُ یعنى مصیرهم، وَ لا یَجِدُونَ عَنْها مَحِیصاً اى مفرّا.
اگر كسى گوید كه: ابلیس از كجا دانسته بود كه قومى از فرزندان آدم نصیب وى خواهند بود تا ایشان را گمراه كند باین سخن كه گفت: لَأَتَخِذَنَ مِنْ عِبادِكَ نَصِیباً مَفْرُوضاً؟
جواب آنست كه ربّ العزّة با وى این خطاب كرد: لَأَمْلَأَنَ جَهَنَمَ مِنْكَ وَ مِمَنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِینَ، و ابلیس در آنجا دریافته بود كه از فرزندان آدم گروهى نصیب وى خواهند بود.
دیگر جواب آنست كه ابلیس بهشت و دوزخ معاینه دیده بود، و دانست كه هر یكى را قومى ساكنان خواهند بود.
و نیز گفته اند كه ابلیس، آدم را وسوسه داد تا بعضى مراد خویش از وى بیافت، امّا همه مراد خویش از وى نیافت، بفرزندان آدم همین طمع كرد، از اضلال همگان نومید است، امّا ببعضى طمع دارد. این سخن از آنجا گفته است.

اگر كسى گوید: چه حكمت است كه ابلیس را آفرید، و آن گه او را بر خلق مسلّط كرد، تا ایشان را وسوسه میكند؟
جواب آنست كه تصدیق قول خویش را جلّ جلاله كه گفته است: لَأَمْلَأَنَ جَهَنَمَ مِنْكَ وَ مِمَنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِینَ، فسلطه على العصاة لیملأ جهنم من متبعیه، فقال لهم: وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَةً یَدْعُونَ إِلَى النَارِ، و قال لمتّبعى محمد (ص) وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا.

دیگر جواب آنست كه على (ع) گفت، قال اراد اللَه ان یظهر كرامته على المؤمنین، فلو لم یكن ابلیس و وسوسته لما هاج من القلب ریح المودّة، و لما اضاء نور المعرفة
و اگر نه ابلیس بودى بوى مودّت و محبّت از دل بنده مؤمن كى دمیدى؟ و نور معرفت كى تافتى؟
ابلیس را بدان آفرید كه تا وى فعل خود ننماید، رحمت و مغفرت حق ظاهر نگردد. هر چه وى خراب كند رحمت وى در آید، و آبادان گرداند. هر چه وى بغارت برد، تیغ غفران از وى واستاند، و مزیدى بر سر نهد.

مردى پیش مصطفى (ص) آمد، و از وسوسه شیطان بنالید و شكایت كرد.
مصطفى (ص) گفت " انّ السّارق لا یدخل بیتا لیس فیه شى ء، ذاك محض الایمان " 
خانه اى كه از كالا خالى بود دزد در آنجا نرود، دلى كه از معرفت و ایمان خالى بود، شیطان آنجا چه كار دارد؟ وسوسه شیطان دلیل است بر وجود ایمان.

نخعى گفته است از اینجا: كلّ صلاة لا وسوسة فیها فانّها لا تقبل، لأنّ الیهود و النصارى لا وسوسة لهم.

و قال على بن ابى طالب (ع) " الفرق بین صلوتنا و صلاة اهل الكتاب الوسوسة، لأنّ الشّیطان فرغ منهم و من عملهم "
ابو بكر وراق گفت: لیس للشّیطان مع الكفّار عمل، لأنّهم وافقوه، و المؤمن یخالفه، والمحاربة تكون مع المخالف.

وَ الَذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَالِحاتِ الآیة
مضى تفسیره. قوله: لَیْسَ بِأَمانِیِكُمْ وَ لا أَمانِیِ أَهْلِ الْكِتابِ الأمانىّ، الأكاذیب. معناه: لیس بأكاذیبكم و لا أكاذیب اهل الكتاب، و این آن بود كه میان جهودان و میان قومى از عرب در سخن مباهات رفت. جهودان گفتند: ما بهیم از شما، كتابنا قیل كتابكم، و نبیّنا قبل نبیّكم. این جواب ایشان را آمد. و یقال: هى من تمنّیت اى اشتهیت. معنى آنست كه نه بآرزوهاى شما است، و نه بآرزوهاى اهل كتاب.

مجاهد گفت كه قریش گفتند: لا نبعث و لا نحاسب، و قالوا: لا جنّة و لا نار، و جهودان گفتند: لَنْ تَمَسَنَا النَارُ إِلَا أَیَاماً مَعْدُودَةً، و قالوا نَحْنُ أَبْناءُ اللَهِ وَ أَحِبَاؤُهُ. ربّ العالمین بجواب هر دو قوم این آیت فرستاد. و اسم لیس مضمر است، المعنى: لیس ثواب اللَه بأمانیّكم و لا امانىّ اهل الكتاب.
میگوید: ثواب و نواخت خداى و دخول بهشت نه بآرزوى شما است، و نه بآرزوى اهل كتاب، لكن بایمانست و عمل صالح، چنان كه در آیت پیش گفت: وَ الَذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُواالصَالِحاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها أَبَداً، باز نمود كه كار دین را بنا به آرزو نیست.

مصطفى (ص) گفت " لیس الدّین بالتّمنّى و لا بالتّحلّى " و قال (ص) " العاجز من اتّبع نفسه هواها و تمنّى على اللَه "
 
مَنْ یَعْمَلْ سُوءاً یُجْزَ بِهِ گفته اند: این جزا درین جهان است، یعنى آن رنجها كه بگناهكار رسد در دنیا. و درین معنى خبرها است از مصطفى (ص) ...
ابو هریرة گفت: آن روز كه این آیت فرو آمد جماعتى یاران نشسته بودیم، چون بشنیدیم همه بگریستیم، و اندوهگن شدیم، گفتیم: یا رسول اللَه! باقى نگذاشت این آیت، یعنى از وعید. رسول خدا گفت " اما و الّذى نفسى بیده انّها لكما انزلت، و لكن ابشروا و قاربوا و سدّدوا، انّه لا یصیب احدا منكم مصیبة فى الدّنیا الّا كفّر اللَه بها خطیئته حتّى الشّوكة شاكت احدكم فى قدمه "

حسن گفت: این آیت در شأن كفّار آمد كه ربّ العالمین مؤمن را به بدكردارى جزا نكند، بلكه وى را بكردار نیكو جزا دهد، و سیّئات وى در گذارد، چنان كه گفت: لِیُكَفِرَ اللَهُ عَنْهُمْ أَسْوَأَ الذَِی عَمِلُوا وَ یَجْزِیَهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ الَذِی كانُوا یَعْمَلُونَ.

جایى دیگر گفت: وَهَلْ نُجازِی إِلَا الْكَفُورَ. و دلیل برین قول آنست كه در آخر آیت گفت: وَ لا یَجِدْ لَهُ مِنْ دُونِ اللَهِ وَلِیًا وَ لا نَصِیراً اگر كسى را نه در قیامت یار باشد و نه دوست، جز كافر نبود، كه ربّ العزّة مؤمنانرا گفته كه ولىّ ایشانم: اللَهُ وَلِیُ الَذِینَ آمَنُوا، و ضمان نصرت كرده در هر دو سراى، و گفته: إِنَا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُنْیا وَ یَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهادُ.

وَ مَنْ یَعْمَلْ مِنَ الصَالِحاتِ الآیة
گفته اند كه چون آیت آمد كه مَنْ یَعْمَلْ سُوءاً یُجْزَ بِهِ، اهل كتاب با مؤمنان گفتند كه: ما با شما یكسانیم بحكم این آیت، و شما را بر ما فضل نیست.
ربّ العالمین مؤمنانرا بر ایشان فضل نهاد و گرامى كرد باین آیت دیگر: وَ مَنْ یَعْمَلْ مِنَ الصَالِحاتِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ یَدْخُلُونَ الْجَنَةَ
مكى و بصرى و ابو بكر یَدْخُلُونَ بضمّ یا و فتح خا خوانند، على اسناد الفعل الى المفعول به، و هو من الادخال، لا من الدّخول، لأنّهم لا یدخلونها حتّى یدخلوها، فلفظ الادخال اولى، و معنى آنست كه در آرند ایشان را در بهشت. باقى بفتح یا و ضمّ خا خوانند، على اسناد الفعل الى الدّاخلین، لأنّهم اذا دخلوها دخلوها، یعنى در شوند ایشان در بهشت. وَ لا یُظْلَمُونَ نَقِیراً و هى النّقرة الّتى تكون فى ظهر النّواة.



النوبة الثالثة
قوله تعالى: إِنْ یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَا إِناثاً الآیة
عزیز است و عظیم، خداى یگانه و كردگار داننده، تاونده با هر كاونده، و بهیچ هست نماننده.
بى شریك و بى انباز، و بى نظیر و بى نیاز.
چنو كس نه، و هیچ كس بجاى او بس نه.
در كردگارى قدیر، و در كاررانى بى مشیر، در پادشاهى بى وزیر، و در خدایى بى نظیر.
آفریننده جهانیان، و دارنده همگان، دشمنان و دوستان.
احوال بندگان را مدبّر، و كار عالم را مقدّر.
نه در تدبیر او سهو آید، نه در تقدیر او لغو آید.
هر كسى را بر آنجاست كه وى نشاند، و هر دلى را آن نثار كه وى فشاند.
هر یكى بر آن رنگ كه وى رشت، و در هر دل آن رست كه وى كشت.
یكى را بآب عنایت شسته، و بمیخ قبول وابسته، و چراغ معرفت وى از نور اعظم بر افروخته، و راهش روشن كرده.
یكى را بتیغ هجران خسته، و بمیخ ردّ وابسته، و نموده شیطان برو آراسته، و بر پى بتان داشته، و از وى این خبر بازداده كه: إِنْ یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَا إِناثاً، وَإِنْ یَدْعُونَ إِلَا شَیْطاناً مَرِیداً. لَعَنَهُ اللَهُ.

عجب كاریست! كسى تراشیده خویش پرستد، یا مصنوع خویش بمعبودى گیرد، اگر بغیر اللَه معبودى روا بودى، كافر معبود بت بایستى، نه بت معبود كافر. زیرا كه بت مصنوع كافر است، و وى صانع، و صانع معبود باید نه مصنوع. چون كافر كه صانع بت است، و با عقل و اختیار است، دعوى معبودى نمیكند، محال بود بتى را كه نه حیات دارد، و نه سمع، و نه بصر، نه عقل، نه اختیار، كه معبود بود.

در ابتداء اسلام بر كافران هیچ چیزصعب تر از آن نبود كه مصطفى (ص) گفتى:
خداى عالم یكیست، كردگار جهانیان یكى است.
ایشان میگفتند: أَ جَعَلَ الْآلِهَةَ إِلهاً واحِداً إِنَ هذا لَشَی ءٌ عُجابٌ. چیزى بس عجب است آنچه محمد (ص) میگوید، كه خداى یكیست، یك خداى كار همه جهان چگونه راست دارد؟ ما را در مكه سیصد و شصت بت است، و كار مكه تنها راست نمیتوانند داشت.

ربّ العزّة ایشان را بحجّت جواب داد، گفت: وَ هُوَ الَذِی خَلَقَ اللَیْلَ وَ النَهارَ وَ الشَمْسَ وَالْقَمَرَ.
او خداوندى است كه شب تاریك آفرید، و روز روشن، و آفتاب درخشنده و ماه تابنده رخشنده، شب یكى تاریكى او همه عالم را بسنده، روز یكى روشنایى او همه عالم را بسنده. آفتاب یكى طباخى او همه عالم را بسنده. ماه یكى صباغى او همه عالم را بسنده.

چه عجب اگر خالق یكى و قدرت او همه عالم را بسنده، و علم وى هر جایى رسنده: أَ أَرْبابٌ مُتَفَرِقُونَ خَیْرٌ أَمِ اللَهُ الْواحِدُ الْقَهَارُ؟

خواجه اى مخلوق كه بنده اى دارد، و ملك وى بود، نه روا باشد كه آن ملك وى شود، چنانستى كه ربّ العزّة گفتى: بت ملك من، و زمین ملك من، ملك من در ملك من، چون بود انباز من؟

چندین جایگه در قرآن از عیبهاى بتان برگفته، و بى صفتى در ایشان نشان كرده كه:أَ لَهُمْ أَرْجُلٌ یَمْشُونَ بِها أَمْ لَهُمْ أَیْدٍ یَبْطِشُونَ بِها أَمْ لَهُمْ أَعْیُنٌ یُبْصِرُونَ بِها الآیة.
كسى كه صفت كمال ندارد خدایى را چون شاید؟

جاى دیگر گفت: إِنَ الَذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَهِ لَنْ یَخْلُقُوا ذُباباً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ.
جایى دیگر گفت: إِنْ تَدْعُوهُمْ لایَسْمَعُوا دُعاءَكُمْ. اگر بوقت درماندگى كافر بت را خواند، بت آن دعاء وى نشنود، وَ لَوْسَمِعُوا مَا اسْتَجابُوا لَكُمْ! ور صورت بستى كه بشنیدى، نتوانستى كه اجابت كردى.

حصین خزاعى پدر عمران حصین روزى پیش مصطفى (ص) در آمد، و آن روز هنوز مشرك بود، رسول خدا گفت: یا حصین! كم تعبد الیوم الها؟ امروز چند خداى دارى؟
حصین گفت: هفت دارم، یكى بر آسمان، و شش در زمین.
گفت: فایّهم تعدّه لیوم رغبتك و رهبتك؟ روز رغبت و رهبت را و روز حاجت و ضرورت را كدامیكى دارى؟ چون نیازت بود و اندوهت بود كدام یكى را خوانى؟ و كاشف غم و قاضى حاجت كدام یكى را دانى؟
گفت:الّذى فى السّماء، آن یكى كه بر آسمانست.

وَ لَأُضِلَنَهُمْ وَ لَأُمَنِیَنَهُمْ الآیة
حوالت اضلال كه بر ابلیس آمد از روى سبب آمد، ور نه ابلیس را خود ابلیس كه بود، بلى وسوسه مینماید كه پیشه وى اینست، آن گه از پى وسوسه ربّ العزّة ضلالت آفریند. كه ضلالت و هدایت و سعادت و شقاوت از خدا است: مَنْ یَهْدِ اللَهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَ مَنْ یُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ وَلِیًا مُرْشِداً.

آن گه عاقبت و سرانجام و مآل و مرجع هر دو فرقت یاد كرد، قسم ضلالت ر گفت: أُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَمُ، و قسم هدایت را گفت: سَنُدْخِلُهُمْ جَنَاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها أَبَداً، وَعْدَ اللَهِ حَقًا.


ادامه دارد ...
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari

گل


علی (ع)


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس



سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء

تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (171)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (172)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (173)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (174)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (176)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (177)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (178)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (179)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (181)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (182)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (183)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (184)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (185)




مطالب اخیر وبلاگ :

دانلود بررسى شبهات تناقضات در قرآن کریم
یوسف
اعتراف خلفا به عدم اهلیتشان برای خلافت
آیات نازله در باره على علیه السلام
درباره حضرت بقیه الله (ع) مقصر مائیم!
امارت و حکومت در چالش عدالت
مهندس واقعی
خوبی و زیبایی
محبت و ظرفیت (تک بیتی)
خر چه داند قیمت نقل و نبات ؟!
آگاهی درد آور است !
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (184)
نادیده گرفتن , ظلمی بزرگ
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (183)
صدقه در قرآن کریم
وجوه ضلال در قرآن کریم
اقسام گناهان
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (182)
وجوه رحمت در قرآن کریم
شهادت حضرت فاطمه (س) تسلیت
نماز ( صلاة )
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (181)
الهی
زندگی یا ادای زندگی ؟!
ابوحامد محمد غزالی و تمثیل دنیا و آخرت !
شعر شهریار
اسامی پیامبران الهی
کسبه قبل از عید
(خطورات) استعـداد
حکایت گرگ و شبان (شعر)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (179)
گوش بر حاکم
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (178)
مراد حشرات الارض و مریدان احمق
تحفه ظالمین ! هدیه گرگ
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (177)
مزد دزد (ابوهریره)
ادب و صحبت
لا
آداب صحبت با حق
ناخشنود از خود
وجوه مختلف سبیل در قرآن کریم
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (176)
مردم درباره هم خوب فکر کنند
تدبّر در قرآن کریم
بدا بحال مبتلایان به نفرین بندگان خدا
از عشق پرسید
خوبان در بین بی نام و نشانها هستند !
تو سقف شعورت كوتاه تر از بام اندیشه او بود




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.