النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ مَنْ یَعْمَلْ سُوءاً الآیة
ربّ العالمین، خداوند جهانیان، و دارنده همگان، بخشاینده مهربان، درین آیت بر رهیگان توبت عرضه میكند، و در عفو امید میدهد، و تشدیدها كه گفته است همه را درمان میسازد، هم بیگانه را از بیگانگى مى باز خواند، هم عاصى را از معصیت، و همه را بكرم خود امید میدهد:

قرآن کریم

بیگانه را میگوید: إِنْ یَنْتَهُوا یُغْفَرْ لَهُمْ ما قَدْ سَلَفَ اگر از كفر باز آیند، و اسلام بجان و دل درپذیرند، در گذشته با ایشان هیچ خطاب نكنم، فانّ الاسلام یهدم ما قبله، و

عاصى را میگوید: ثُمَ یَسْتَغْفِرِ اللَهَ یَجِدِ اللَهَ غَفُوراً
چندان دارد كه عذرى بر زبان آرد، و پشیمانى در دل آرد، پس بجاى هر بدى نیكى بنویسم: فَأُوْلئِكَ یُبَدِلُ اللَهُ سَیِئاتِهِمْ حَسَناتٍ. كریم است آن خداوندى كه پیوسته بندگان را با خود میخواند، و خود را بر ایشان عرضه میكند، و لطف مینماید، و عیب میپوشد،و عطا میباراند، و از بار میكاهد، و در برّ میفزاید. اینهمه بآن میكند تا مگر آزرم دارند، و اجابت كنند، و بهره ور شوند، و نیك خدایى وى دریابند، و از نیك خدایى وى آنست كه بنده را توفیق دهد، تا دریابد، و بنماید تا ببیند، و بر خواند تا بیاید.

چنان كه با سعد معاذ كرد: چون خداى تعالى خواست كه وى را بعزّ اسلام بیاراید، و بخلعت توحید بزرگ گرداند، مصطفى (ص) را بر آن داشت كه مصعب عمیر را به مدینه فرستاد پیش از هجرت، و مصعب بسراى اسعد بن زرارة فرو آمد، و آن گه در سرایهاى انصاریان و گوشها میگشت، و اسلام بر یكان یكان عرضه میكرد، و قرآن بر ایشان میخواند، بدین اسلام در میآورد.
آخر روزى خبر به سعد معاذ رسید كه مصعب آمده است، و بتقویت و پشتى دادن اسعد زرارة، چنین كارى از پیش میبرد، و مردمان را از دین خویش برمیگرداند.
سعد معاذ خشم گرفت و اسید حضیر را فرمود كه رو این مرد را از قوم خویش باز دار، و بگو اگر نه حرمت اسعد زراره بودى كه از خویشان ما است، اگر چون تو هزار بودى، همه را از روى زمین برگرفتمى، و باك نداشتمى، و بدست من آسان بودى.
اسید آمد، و ایشان را در باغى یافت از باغهاى بنى النجار، و جماعتى مسلمانان گرد آمده. اسید سخن درشت درگرفت، و مصعب خاموش نشست،
آن گه گفت: یا اسید این چه درشتى است؟ یك لحظه بنشین، تا با تو دو سخن بگویم، اگر پذیرفتنى است بپذیر، و اگر نه بمراد خود میرو.
اسید حربه داشت بزمین فرو زد، و آنجا بنشست، و مصعب سخن در گرفت، و اسلام بر وى عرضه میكرد، و قرآن بر وى میخواند، اسید چون آن كلام شنید، جمال آن سخن در دل وى اثر نمود، و دل او را زیر و زبر كرد، و گفت:
نیكو سخنى كه اینست! و خوش كلامى كه اینست!
كلامى كه آشنایى را سبب است. و روشنایى را مدد است،
كلامى كه از قطیعت امانست، و بى قرار را درمانست.
چه باید كرد ما را اى مصعب تا از اهل این سخن شویم؟ و محرم این سخن گردیم؟
مصعب گفت: راه آنست كه غسلى بر آرى، و جامه نمازى در پوشى، و كلمه شهادت بگویى، و دو ركعت نماز بكنى.
اسید هم چنان كرد، و بازگشت. چون با سعد معاذ رسید، سعد در روى وى نگرست، بدانست كه وى را كارى افتادست، وز آن حال بگشته.
گفت: چه دارى؟ و چه كردى یا اسید؟
گفت: ایها سعد! مرا روى سخن نبود، و جاى جنگ نبود، و وجه خلاف نبود، اگر میپذیرى و اگر نه، خود یكى بر آزماى تا چه بینى و چه آرى؟
سعد هم چنان خشمگین رفت، تا بآن باغ كه ایشان در آنجا بودند. اسعد بن زراره با مصعب میگوید: مى بینى این مرد را كه آمد، سیّد قبیله و مهتر قوم و سرور ایشانست، اگر وى مسلمان شود پس از آن دو كس زهره ندارند كه با یكدیگر خلاف كنند.
مصعب با سعد همان سخن گفت كه با اسید گفته بود، و سعد هزار بار از اسید عاشق تر و واله تر شد، هم بر جاى بماند كه:
یا مصعب بیفزاى این سخن را كه دل را آرام است، و جان را پیغام!
بیفزاى این سخن كه تن را زندگى است، و روح را پیوستگى!
سعد را درخت امید ببر آمد، و اشخاص فضل بدر آمد، آفتاب معرفت بر آمد، و ماهروى دولت درآمد.

وصل آمد و از بیم جدایى رستیم
با دلبر خود بكام دل بنشستیم


سعد غسلى برآورد، و جامه نمازى كرد، و كلمه شهادت بگفت، و دو ركعت نماز كرد، و از آنجا بیرون آمد بعزّ اسلام افروخته، و بحلیت ایمان آراسته.
بقوم خود بازگشت، و هم بنوعبد الاشهل ایشان همه گرد وى بر آمدند تا چه فرماید،
گفت: یا قوم! كیف تعلمون رأیى فیكم؟ قالوا: انت خیرنا رأیا، قال: فانّ كلام رجالكم نسائكم علىّ حرام حتّى تؤمنوا باللَه وحده و تشهدوا انّ محمدا رسول اللَه و تدخلوا فى دینه، فما امسى ذلك الیوم فى دور بنى عبد الاشهل رجل و لا امرأة الّا اسلم.

وَ مَنْ یَكْسِبْ إِثْماً فَإِنَما یَكْسِبُهُ عَلى نَفْسِه الآیة
اشارت است كه حق جلّ جلاله بى نیاز است از طاعت مطیعان، و پاك است از معصیت عاصیان،
و نه خداوندى وى را پیوندى مى درباید از طاعت مطیعان،
و نه ملك وى را گزندى رسد از معصیت عاصیان.
بنده اگر نیكى كند، و طاعت آرد، تاج كرامتست كه بر فرق روزگار خویش مینهد،
و اگر معصیت آرد، قید مذلّتیست كه بر پاى خویش مینهد: مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَیْها.

وَ مَنْ یَكْسِبْ خَطِیئَةً أَوْ إِثْماً الآیة
هر كه عیب و عار خود بر دیگرى بندد، ربّ العزّة او را على رؤس الأشهاد فضیحت گرداند، و در درجه این كس بیفزاید.
و این عیب و هنر نه در توان و فعل آدمى است، كه آن از درگاه قدم رود، كسى كه بنظافت ایمان و طاعت پاك گشت، از آنست كش در ازل پاك كردند
انما یطهركم تطهیرا
و او كه بنجاست شرك و معصیت آلوده گشت، هم در ازل آلوده گشت، و این حكم بر وى راندند كه: أُولئِكَ الَذِینَ لَمْ یُرِدِ اللَهُ أَنْ یُطَهِرَ قُلُوبَهُمْ.

وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَهِ عَلَیْكَ وَ رَحْمَتُه
منّت است كه ربّ العزّة بر مصطفى (ص) مینهد، و فضل خود بر وى اظهار میكند، و او را در پرده عصمت میدارد، و دست دشمن از وى كوتاه میكند، و بخصائص و فضائل ازلى او را میآراید، و بعلم خصوصیّت میستاید كه:
وَ عَلَمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَم ، قال بعضهم: هو العلم باللَه و بجلاله، و العلم بعبودیّة نفسه و مقدار حاله فى استحقاق عزّه و كماله، و یقال: علّمتك من مكنون اسرارى ما لم تكن تعلم الّا بى لا خَیْرَ فِی كَثِیرٍ
مِنْ نَجْواهُمْ إِلَا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ الآیة
بهینه اعمال بندگان این سه چیز است كه درین آیت قرین یكدیگر است:
صدقه، و معروف، و اصلاح بین النّاس.
و خیریّت درین آیت آنست كه بیك شخص تنها مخصوص نیست، بلكه نفع آن بدیگرى میرسد، و عجب نه آنست كه خود را درى برگشایى، عجب آنست و جوانمردى چنانست كه دیگرى را درى بر خود گشایى.

پیر بو على سیاه قدّس اللَه روحه گفت:
چه آید از آنكه تو خود خوش شوى؟
كار آن دارد كه كسى بتو خوش شود،

و مصطفى (ص) باین اشارت كرده كه
شرّ النّاس من اكل وحده

امّا صدقه بر سه قسم است: یكى بمال، و یكى بتن، و یكى بدل.
صدقه بمال مواسات درویشان است بانفاق نعمت.
صدقه بتن قیام كردنست از بهر ایشان بحقّ خدمت.
صدقه بدل وفادارى است بحسن نیّت و توكید همّت.
اینست صدقه كردن بر درویشان.

و صدقه دیگر است بر توانگران، و آن آنست كه بر ایشان جود نمایى و نیاز خود بر ایشان عرضه نكنى، و امید از مبرّت ایشان باز گیرى، و طمع در ایشان نبندى.
چون این صدقه، و آن معروف، و آن اصلاح در یكى مجتمع شود، سر تا پاى وى عین حرمت گردد، صدف اسرار ربوبیّت، و مقبول شواهد الهیّت شود. نامش بصدّیقى بیرون دهند، و فردا با صدّیقانش حشر كنند. اینست مزد بزرگوار كه ربّ العزّة وعده داد: فَسَوْفَ نُؤْتِیهِ أَجْراً عَظِیماً.

ادامه دارد ...
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari

گل


علی (ع)


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس



سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء

تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (171)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (172)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (173)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (174)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (176)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (177)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (178)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (179)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (181)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (182)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (183)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (184)




مطالب اخیر وبلاگ :

تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (182)
وجوه رحمت در قرآن کریم
شهادت حضرت فاطمه (س) تسلیت
نماز ( صلاة )
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (181)
الهی
زندگی یا ادای زندگی ؟!
ابوحامد محمد غزالی و تمثیل دنیا و آخرت !
شعر شهریار
اسامی پیامبران الهی
کسبه قبل از عید
(خطورات) استعـداد
حکایت گرگ و شبان (شعر)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (180)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (179)
گوش بر حاکم
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (178)
مراد حشرات الارض و مریدان احمق
تحفه ظالمین ! هدیه گرگ
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (177)
مزد دزد (ابوهریره)
ادب و صحبت
لا
آداب صحبت با حق
ناخشنود از خود
وجوه مختلف سبیل در قرآن کریم
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (176)
مردم درباره هم خوب فکر کنند
تدبّر در قرآن کریم
بدا بحال مبتلایان به نفرین بندگان خدا
از عشق پرسید
خوبان در بین بی نام و نشانها هستند !
تو سقف شعورت كوتاه تر از بام اندیشه او بود
نه هرکس سزاوار باشد به صدر
مطیع حق باش آنگاه بخدا هم فرمان ده
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (175)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (174)
همه هستند ولی زهرا نیست
چگونگی تدوین مصحف فاطمه (س)
حضرت فاطمه (س) بعد از رحلت پیامبر (ص)
حضرت فاطمه (س) از بکائون خمسه تاریخ
خدای بخشنده حضرت فاطمه سلام الله
فاطمه , فاطمه است
شکوه فاطمه (س) در حضور مولا علی(ع) بعد از خطبه فدکیه
فاطمه (س) تنها گل خوشبوی محمدی
بیان مظلومیت فاطمه(س) از زبان مولا
فاطمه (س) و نور واحد آل الله
فاطمه (س) برطرف کننده غمهای مولا علی (ع)
حضرت فاطمه (س) محدثه بود
آزادی بیان ...





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.