فَكَیْفَ إِذَا جِئْنَا مِن كُلِّ أمَّةٍ بِشَهِیدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاء شَهِیدًا ﴿41﴾
پس چگونه است (حالشان) آنگاه كه از هر امتى گواهى آوریم و تو را بر آنان گواه آوریم (41)

علی (ع)
النوبة الاولى
قوله تعالى:
فَكَیْفَ إِذا جِئْنا چون بزرگوار روزى بود آنكه ما آریم،
مِنْ كُلِ أُمَةٍ از هر گروهى،
بِشَهِیدٍ پیغامبرى بگواهى،
وَ جِئْنا بِكَ و آریم ترا،
عَلى هؤُلاءِ شَهِیداً (41) بر اینان بگواهى.

یَوْمَئِذٍ آن روزهن
یَوَدُ الَذِینَ كَفَرُوا دوست دارد و خواهد ایشان كه كافر بودند درین جهان،
وَ عَصَوُا الرَسُولَ و سر كشیدند از استوار داشتن رسول،
لَوْ تُسَوَى بِهِمُ الْأَرْضُ اگر زمین با ایشان هموار كنندى،
وَ لا یَكْتُمُونَ اللَهَ حَدِیثاً (42) و از خداى هیچ سخن پنهان ندارند.

یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا اى ایشان كه بگرویدند،
لا تَقْرَبُوا الصَلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى گرد نماز مگردید آن گه كه مستان بید،
حَتَى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ تا آن گه كه چنان بید كه دانید كه چه میخوانید،
وَ لا جُنُباً و گرد نماز مگردید آن گه كه جنب باشید.
إِلَا عابِرِی سَبِیلٍ مگر در راه رفتن و در مسجد گذشتن،
حَتىَ تَغْتَسِلُوا تا آن گه كه پیشتر غسل كنید،
وَ إِنْ كُنْتُمْ مَرْضى و اگر بیمار بید كه آب فرا خویش نیارید برد،
أَوْ عَلى سَفَرٍ یا در سفرى بید و آب نیابید،
أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغائِطِ یا یكى از شما از حاجت آدمى آمده بود،
أَوْ لامَسْتُمُ النِساءَ یا بپوست خود پوست زنان پاسیده بید،
فَلَمْ تَجِدُوا ماءً و آب نیابید،
فَتَیَمَمُوا آهنگ كنید،
صَعِیداً طَیِباً خاكى پاك،
فَامْسَحُوا بپاسید بآن خاك،
بِوُجُوهِكُمْ رویهاى خویش،
وَأَیْدِیكُمْ و دو دست خویش همه،
إِنَ اللَهَ كانَ عَفُوًا غَفُوراً (43) كه اللَه در گذارنده است آمرزگار همیشه.

أَ لَمْ تَرَ نه بینى، ننگرى؟
إِلَى الَذِینَ أُوتُوا بایشان كه ایشان را دادند،
نَصِیباً مِنَ الْكِتابِ بهره اى از كتاب آسمانى،
یَشْتَرُونَ الضَلالَةَ گمراهى میخرند،
وَ یُرِیدُونَ و نیز میخواهند،
أَنْ تَضِلُوا السَبِیلَ (44) كه شما راه گم كنید.

وَ اللَهُ أَعْلَمُ بِأَعْدائِكُمْ و اللَه داناتر دانائیست بدشمنان شما،
وَ كَفى بِاللَهِ وَلِیًا و خداى یارى بسنده است،
وَ كَفى بِاللَهِ نَصِیراً (45) و داورى دارى بسنده.

مِنَ الَذِینَ هادُوا از ایشان كه جهود شدند قومى هستند،
یُحَرِفُونَ الْكَلِمَ سخنان اللَه مى بگردانند،
عَنْ مَواضِعِهِ از آن جایهاى خویش،
وَ یَقُولُونَ سَمِعْنا و بزبان میگویند كه شنیدیم،
وَ عَصَیْنا و فرمان بردار نه ایم،
وَ اسْمَعْ بما نیوش،
غَیْرَ مُسْمَعٍ، شنواینده مباد،
وَ راعِنا و بزبان میگویند ترا كه راعِنا،
لَیًا بِأَلْسِنَتِهِمْ این گردانیدن زبان عربى است بزبان عبرى در سخن
وَ طَعْناً فِی الدِینِ و طعن جستن است در دین،
وَ لَوْ أَنَهُمْ قالُوا و اگر ایشان گویندید
سَمِعْنا وَ أَطَعْنا شنیدیم و فرمان بردیم،
وَ اسْمَعْ وَ انْظُرْنا و نیوش و در ما نگاه كن،
لَكانَ خَیْراً لَهُمْ وَ أَقْوَمَ ایشان را به باشد و راست تر باشد،
وَ لكِنْ لَعَنَهُمُ اللَهُ بِكُفْرِهِمْ، لكن خداى بر ایشان لعنت كرد بكافر شدن ایشان،
فَلا یُؤْمِنُونَ إِلَا قَلِیلًا (46) تا بنگروند مگر اندكى.

یا أَیُهَا الَذِینَ أُوتُوا الْكِتابَ اى ایشان كه ایشان را تورات دادند،
آمِنُوا بِما نَزَلْنا بگروید بقرآن كه فرو فرستادیم،
مُصَدِقاً لِما مَعَكُمْ استوار دار و گواه آن تورات را كه با شماست،
مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً پیش از آنكه صورت رویها بستریم،
فَنَرُدَها عَلى أَدْبارِها و آن رویهاى صورت سترده با پسها گردانیم،
أَوْ نَلْعَنَهُمْ یا ایشان را لعنت كنیم
كَما لَعَنَا أَصْحابَ السَبْتِ چنان كه لعنت كردیم خداوندان شنبه را،
وَ كانَ أَمْرُ اللَهِ مَفْعُولًا (47) و فرمان كه خداى دهد بآن كار كردنى است.



النوبة الثانیة
قوله تعالى: فَكَیْفَ إِذا جِئْنا الآیة
این كلمه تعظیم است، بلفظ تعجّب میگوید، و در ضمن آن توبیخ منافقان و جهودان است كه صفت ایشان از پیش رفت. میگوید: چون بود حال آن جهودان و منافقان در آن روز رستاخیز؟ و روا بود كه این كلمه تعجّب تعظیم روز رستاخیز را بود، یعنى كه چون بزرگوار و چه عظیم روزیست آن روز رستاخیز! كه از هر امّتى در هر دورى كه بودند پیغامبر ایشان بیاریم، تا بر امّت خویش گواهى دهند، نیكان را بر نیكى و بدان را بر بدى، و گواهى دهند قومى را كه رسالت پذیرفتند، و استقبال فرمان حق كردند، و گواهى دهند بر قومى كه رسالت نپذیرفتند، و از حق سر كشیدند.

آن گه گفت: وَ جِئْنا بِكَ و ترا نیز بیاریم اى محمد، عَلى هؤُلاءِ شَهِیداً تا برین كافران مكه و منافقان مدینه گواهى دهى، كه چه كردند از نابكار؟ و چه گفتند از ناسزا؟
عبد اللَه مسعود گفت: رسول خدا (ص) مرا فرمود كه: از قرآن چیزى بر خوان، سورة النساء برخواندم، تا اینجا رسیدم كه فَكَیْفَ إِذا جِئْنا مِنْ كُلِ أُمَةٍ بِشَهِیدٍ، گریستن برسول (ص) درافتاد، آن گه گفت: بس كه خواندى.

یَوْمَئِذٍ یعنى: فى ذلك الیوم، یَوَدُ الَذِینَ كَفَرُوا یعنى كفّار امّة محمد (ص) وَ عَصَوُا الرَسُولَ وهو نبیّنا محمد (ص) لَوْ تُسَوَى بفتح تا و تشدید سین، بى امالت، مدنى و شامى خوانند، على بناء الفعل للفاعل، و این از باب تفعّل است مطاوع سوّى، یقال: سوّیته فتسّوّى، و اصل، تتسوّى است مضارع تسوّى. تاء دوم در سین مدغم كردند تسوّى شد. حمزه و كسایى تسوّى خوانند بفتح تا و تخفیف سین بامالت، و اصل هم تتسوّى است، تاء دوم كه ایشان مدغم كردند اینان حذف كردند، و امالت این فعل نیكوست، كه الفش در تثنیه یاء میگردد و درین هر دو قراءت فعل مسند است با زمین و این بر سبیل اتّساع و مجاز است، و معناه: لو تسوّوا بالأرض فیصیرون مثلها ترابا، كما قال تعالى: یَقُولُ الْكافِرُ یا لَیْتَنِی كُنْتُ تُراباً.

این همچنانست كه گویى: ادخلت الخاتم فى الاصبع. باقى لَوْ تُسَوَى خوانند بضمّ تاء و تخفیف سین بى امالت، على بناء الفعل للمفعول به، و این از باب تفعیل است، مضارع سوّیت، یقال: سوّیت بفلان الأرض، اذا دفنته فیها فتسوّت به الأرض، و معناه: و یجعلون والأرض سواء.
میگوید: در آن روز منافقان و مشركان كه از استوار داشتن رسول (ص) و پذیرفتن رسالت وى سركشیدند، خواهند و آرزو كنند كه: اگر زمین را با ایشان هموار كنندید، یعنى دوست دارند كه ایشان را با زمین یكسان كنند، و ایشان را خاك گردانند. و چون بفتح تاء خوانى معنى آنست كه: خواهند و آرزو كنند كه اگر زمین با ایشان هموار شدى، یعنى دوست دارند كه خاك شدندى و مانند زمین گشتندى، و با آن یكى شدندى.
و تفسیر این آیت آنجا است كه گفت: یَقُولُ الْكافِرُ یا لَیْتَنِی كُنْتُ تُراباً، و این آن گه گویند كه ربّ العالمین بهایم را و جمله طیور و سباع را گوید: كونى ترابا فتصیر ترابا.

تُسَوَى بِهِمُ الْأَرْضُ وَ لا یَكْتُمُونَ اللَهَ حَدِیثاً این كلمه از مشكل قرآن است كه جایى دیگر گفت حكایت از مشركان: وَ اللَهِ رَبِنا ما كُنَا مُشْرِكِینَ، و جایى دیگر: بَلْ لَمْ نَكُنْ نَدْعُوا مِنْ قَبْلُ شَیْئاً، ایشان در قیامت خواهند گفت كه: ما هرگز مشرك نبودیم، و جز از خداى نپرستیدیم، و این پنهان داشتن كفر و شرك است، و اینجا میگوید: وَ لا یَكْتُمُونَ اللَهَ حَدِیثاً هیچ سخن از اللَه پنهان ندارند.

معنى آنست كه: لا یستطیعون ان یكتموا اللَه حدیثا. ابن عباس گفت: ایشان در قیامت چون بینند كه اللَه گناهان اهل اسلام میآمرزد، و شرك نمیآمرزد، گویند: ما نیز اهل گناهان بودیم نه اهل شرك. ربّ العزّة با ایشان گوید: أَیْنَ شُرَكاؤُكُمُ الَذِینَ كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ؟
كجااند آن انبازان شما با من كه میگفتید بدروغ؟
ایشان گویند: وَ اللَهِ رَبِنا ما كُنَا مُشْرِكِینَ باللّه خداوند ما كه ما هرگز از انباز گیران نبودیم با خداى آن گه مهر بر دهنهاى ایشان نهند، و دستها و پایهاى ایشان گویا كنند، تا كردهاى ایشان همه باز گویند. آن گه باشد كه ایشان آرزو كنند كه با زمین هموار شدندى، و این كتمان نكردندى، كه بر اللَه هیچ چیز پوشیده نشود.

یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى

قرب یقرب بر وزن فعل یفعل، قرب وقوع است، و قرب یقرب على فعل یفعل قرب لزوم است، قرب یعنى گرد چیزى گشت و نزدیك آن گشت، و قرب نزدیك شد، و امّا قرب یقرب فهو من قرب الماء اذا اورده.
و سكر مأخوذ است از سكر، و سكر بستن بود، یقال: سكرت الماء اى حبسته، و مستى را از آن سكر گویند كه فهم فرو بندد بر صاحب خود، و عقل محتبس شود.
میگوید: اى ایشان كه بگرویدند گرد نماز مگردید در حالت مستى، یعنى گرد جاى نماز مگردید نماز كردن را، و این آیت پیش از آیت تحریم خمر آمده، و شرح این قصّه در سورة البقره رفت.

ضحاك بن مزاحم گفت: این نه سكر خمر است، كه این سكر خوابست، یعنى كه با غلبه خواب و اضطراب عقل، نماز مكنید. و بر وفق این تفسیر خبر مصطفى (ص) است: " اذا نعس الرّجل و هو یصلّى فلینصرف، لعلّه یدعو على نفسه و هو لا یدرى و یقرب منه قوله (ص) اذا قام احدكم من اللّیل، فاستعجم القرآن على لسانه، فلم یدر ما یقول فلیضطجع "

و روایت كنند از عبیدة السلمانى كه گفت: این آیت در شأن كسى است كه حاقن بود، و آن خبر بدلیل آرد كه مصطفى (ص) گفت " لا یصلّینّ احدكم و هو یدافع الأخبثین "  و قول درست آنست كه: سكر خمر است، و اعتماد بر آنست.

وَ لا جُنُباً نصب على الحال است، یعنى: لا تقربوا الصّلاة و أنتم جنب.
میگوید: گرد جاى نماز مگردید در حال جنابت. اگر گوئیم لا تَقْرَبُوا الصَلاةَ میگوید: گرد جاى نماز مگردید، تقدیر چنان باشد كه: لا تقربوا موضع الصّلاة و هو المسجد، فحذف المضاف و أقام المضاف الیه مقامه. جنب نامى است مرد را و زن را، و وحدان را و جمع را، یقال: رجل جنب و امرأة جنب و رجال جنب و نساء جنب. جنابت بایلاج حاصل شود یعنى: بتغییب الحشفة فى اىّ فرج كان، اگر چه انزال با آن نبود، یا بانزال حاصل شود اگر چه ایلاج با آن نبود، و مرد و زن در آن یكسان است.

آن گه گفت: إِلَا عابِرِی سَبِیلٍ میگوید در حال جنابت گرد مسجد مگردید، مگر در راه رفتن و آنجا بگذشتن، كه راهى دیگر نباشد، و ضرورت بود، یا در مسجد خفته بود و جنابتش رسد بیرون رفتن او را ضرورت بود، یا آب كه در آن غسل میكند، در مسجد بود، بكناره آب رفتن ضرورت بود. یزید بن ابى حبیب گفت: جماعتى بودند از انصار كه درهاى سراى ایشان در مسجد بود، و چون بیرون مى آمدند در حال جنابت ممرّ ایشان در مسجد میبود، و ایشان را از آن كراهیت میآمد. ربّ العالمین در شأن ایشان این آیت فرستاد، و ایشان را در مسجد گذشتن در حال جنابت رخصت داد.

ادامه دارد ...
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari


گل


علی (ع)


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس



سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (146)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (147)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (148)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (149)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (151)

تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء

تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (154)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (156)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (157)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (158)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (159)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (161)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (162)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (163)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (164)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (166)





مطالب اخیر وبلاگ :

طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم
غریبی مردان مرد در آخرالزمان
عمر که بی‌عشق رفت هیچ حسابش مگیر
مقام محاسبت در قیامت
بوی جوی مولیان آید همی
مقام سؤال و اظهار حجّت در قیامت
ای با من و پنهان چو دل از دل سلامت می کنم
خداى آمرزنده گناهکاران !
مقام سیاست در عالم قیامت
هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود
امام , ماموم و نسلها
تلخ سخنها !
ضرورت توزیع ثروت و قدرت
مسلمانان مرا وقتی دلی بود
دوست را چندان قوت مده که اگر دشمنی کند تواند
مرا عقیق تو باید شکر چه سود کند
حکایتی از گلستان سعدی
تجلی ...
طبیعت غالب
سیمای افشاگــــر ... !
فکر با صدای بلند ... !
روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست
شمس و مولانا (01 )
نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
تحقق دعا
یار مفروش بدنیا
آزادی (رهایی از بیگانه ها)
من ترک خاک بوسی این در نمی‌کنم
من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی
جوانمردی با مولا علی تمام است !
توحید عارفان
توحید,سرّ معارف و مایه دین
ما نیز مقصریم !
نكاتی باریكتر از مو !
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)
قیامت , همانندی روی ها و دلها
دل گپی بی خود ...
شادم چون تو خواستى نه من !
یک نگاه دیگر به شرک
سلام دزد مگیر و متاع دیو مخواه
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (164)
همسایگان قرآنی !
راز آب !
غیرت معرفت
از کلام مولا امیرالمومنین (ع)
پل و پول (و رابطه مستقیم بین این و آن در دنیا و آخرت)
زخم زبان و اثرات مخرّب آن
زبان سیاست و سیاست زبان
جواب این پرسش هاراتو نمی دانی!
سنی و یا شیعه ؟! مصاحبه با آقای محمود زارع







توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.