ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:والله دنیا همیشه برای همه همینجور بوده است . مال جمع میکنی با دزدی و حق خوری و کلاه سر این و آن گذاشتن و گران فروختن و کم فروشی تا به پسرت بیشتر برسد و پسرت میبرد با دختر دیگری که شای ذره ای محبت ترا در دل نداشته باشد میخورد و خانواده او را هم در خوردن شریک میکند . تو در قبر بیچاره ای و این ها راحت . یا به دخترت میرسد که پسری او را بزنی میگیرد و هم مالت بخورد و هم حالت ببرد و حتی بدترش که بمیری و شوی دیگر زنت که بعد چهل تو - که معلوم نیست کی باشد و شاید همین امسال باشد - بنشینند و بخورند و برگ ببرند و ... وای که بشر کی میخواهد اینقدر را بفهمد و از نادانی بیرون بیاید:
تا چند نهی بر دل خود غصه و درد        تا جمع کنی سیم سفید و زر زرد
زان پیش که گردد نفس گرم تو سرد        با دوست بخور که دشمنت خواهد خورد



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.