النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ اعْبُدُوا اللَهَ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَیْئاً الآیة
ابتداء آیت ذكر توحید است، و توحید اصل علوم است، و سرّ معارف، و مایه دین، و بناء مسلمانى، و حاجز میان دشمن و دوست.
الهى

هر طاعت كه با آن توحید نیست آن را ورجى و وزنى نیست، و سرانجام آن جز تاریكى و گرفتارى نیست، و هر معصیت كه با آن توحید است حاصل آن جز آشنایى و روشنایى نیست.

توحید آنست كه خداى را یكتا گویى، و او را یكتا باشى.
یكتا گفتن توحید مسلمانان است، یكتا بودن مایه توحید عارفان.

توحید مسلمانان دیو راند، گناه شوید، دل گشاید.
توحید عارفان علایق برد، خلائق شوید، و حقایق آرد.

توحید مسلمانان پند برگرفت، در بگشاد، بار داد.
توحید عارفان رسوم انسانیّت محو كرد، حجاب بشریّت بسوخت، تا نسیم انس دمید، و یادگار ازلى رسید، و دوست بدوست نگرید.

توحید مسلمانان آنست كه گواهى دهى خداى را بیكتایى در ذات، و پاكى در صفات، و ازلیّت در نام و در نشان. خدایى كه جز او خدا نه، و آسمان و زمین را جز او كردگار نه، و چنو در همه عالم وفادار نه. خدایى كه بقدر از همه بر است. بذات و صفات زبر است. از ازل تا ابد خداوند اكبر است. هر چه در عقل محالست اللَه بر آن قادر بر كمالست، و در قدرت بى احتیالست، و در قیّومیّت بى گشتن حالست، و در ملك آمن از زوالست، و در ذات و صفات متعالست. كس نه بینى از مخلوقان كه نه در وى نقصان است، یا از عیب نشانست، و كردگار قدیم از نقصان پاك، و از عیب منزّه، و از آفات برى. نه خورنده و نه خواب گیر، نه محلّ حوادث نه حال گرد، نه نو صفت، نه تغیّر پذیر. پیش از كى قائم، پیش از كرد جاعل، پیش از خلق خالق، پیش از صنایع قدیر.

شیخ الاسلام انصارى ...گفت: توحید مسلمانان میان سه حرفست:
اثبات صفت بى افراط، و نفى تشبیه بى تعطیل، و بر ظاهر برفتن بى تخلیط.

حقیقت اثبات آنست كه: هر چه خدا گفت كه از خود بر بیان است، و مصطفى (ص) گفت كه از حق بر عیان است، تصدیق و تسلیم در آن پیش گیرى، و بر ظاهر آن میستى، و آن را مثل نزنى، و از ضیغت بنگردانى، و بخیال گرد آن نگردى، كه اللَه در علم آید، در خیال نیاید، و از تفكّر در چگونگى آن بپرهیزى، و تكلّف و تأویل در آن نجویى، و از گفتن و شنیدن آن نپیچى، و بحقیقت دانى كه معلوم از صفات اللَه خلق را، نام آنست، و ادراك بآن قبول آنست، و شرط در آن تسلیم آنست، و تفسیر آن یاد كردن آنست.

ذات اللَه بقدر اللَه دان، نه بمعقول خلق.
صفات او بسزاء او دان، نه بفكرت خلق.
توان او بقدر او دان، نه بحیلت خلق.

او هستى است یكتا،
از اوهام جدا،
وز تكییف بر تا.

هر چه خواهد كند، نه بحاجت، كه وى را به هیچ چیز حاجت نیست، بلكه بخواست راست كند، و علم پاك، و حكمت سابق، و قدرت نافذ.
سخن وى حق، و وعده وى راست، و رسول وى امین، و سخن وى بحقیقت موجود در زمین، باو پیوسته دائم، و حجّت وى بآن قائم، قضاء او مبرم، و امر و نهى وى محكم، أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ تَبارَكَ اللَهُ رَبُ الْعالَمِینَ. اینست توحید سمعى، و شناخت خبرى.

باین توحید ببهشت رسند، وز دوزخ برهند، وز خشم حق آزاد شوند. و ضدّ این توحید شرك مهین است، هر كه ازین توحید سمعى باز ماند، در شرك مهین بماند، وز مغفرت اللَه درماند.

امّا توحید دیگر: توحید عارفان است، و حلیت صدّیقان.
سخن درین توحید نه كار آب و گل است، و نه جاى زبان و دل است.
موحّد ایدر بزبان چه گوید، كه حالش خود زبان است!
عبارت چون كند از آن توحید، كه عبارت از آن عین بهتان است!
این توحید نه از خلق است، كه آن از حق نشان است.
از آنست كه رستاخیز دل، و غارت جان است.
...
پیر طریقت گفت :
الهى!
عارف ترا بنور تو میداند. از شعاع وجود عبارت نمیتواند.
موحّد ترا بنور قرب میشناسد. در آتش مهر میسوزد. از ناز باز نمیپردازد.

خداوندا
یافت ترا دریافت میجوید. از غرقى در حیرت، طلب از یافت باز نمیداند.
مسكین او كه او را بصنایع شناخت.
درویش او كه او را بدلائل جست.
از صنایع آن باید جست كه در آن گنجد.
از دلایل آن باید خواست كه از آن زیبد.

حقیقت توحید بر زبان خبر كى آویزد.
این نه آن توحید است كه استدلال و اجتهاد بآن پیوندد، یا شواهد و صنایع بر آن دلالت كند، یا بوسیلتى از وسائل مستحقّ گردد.
آن یافتى است در غفلت، ناخواسته در آمده، و رهى با خود پرداخته، در مشاهده قریب و مطالعه جمع افروخته، مهر ازل سود كرده، و دو گیتى بزیان برده!

پیر طریقت گفت :
زیان جان گر از دیدارت آید
زیان جان بجان باید خریدن

الهى!
نشان این كار ما را بى جهان كرد، تا از تن نشان ما را هم نهان كرد.
دیده ورى تو رهى را بى جان كرد. مهر تو سود كرد، و دو گیتى زیان كرد.

الهى
دانى بچه شادم ؟!
بآنكه نه بخویشتن بتو افتادم. تو خواستى نه من خواستم، دوست بر بالین دیدم چون از خواب برخاستم.

اتانی هواها قلب ان اعرف الهوی
فصادف قلبا فارغا فتمكّنا


موسى بطلب آتش میشد كه اصطنا یافت. او بى خبر بود كه آفتاب دولت برو تافت.
محمد (ص) در خواب بود كه مبشّر آمد كه: بیا تا مرا بینى. من خریدار توام. تو بى من چند نشینى؟
نه موسى (ع) بگفتار طمع داشته بود، و نه محمد (ص) بدیدار. پس یافت درغفلت است جزین مپندار.
 
الهى!
بهاء عزّت تو جاى اشارت نگذاشت،
جلال وحدانیّت تو راه اضافت برداشت،
تا گم كرد رهى هر چه در دست داشت،
و ناچیز گشت هر چه رهى پنداشت.

الهى!
از آن تو میفزود، و از آن می كاست، تا آخر همان ماند كه اول بود راست!

محنت همه در نهاد آب و گل ماست
پیش از گل و دل چه بود آن حاصل ماست


بنده بآن توحید اوّل از دوزخ برست، و ببهشت رسید، و باین توحید برست بدوست رسید.

وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَیْئاً
شرك بزبان شریعت آنست كه باعتقاد معبودى دیگر گیرى، و بوحدانیّت اللَه اقرار ندهى،
و بزبان طریقت شرك آنست كه در كاینات موجودى دیگر بجز اللَه بینى، و با اسباب بمانى.

شیخ الاسلام انصارى گفت:
سبب ندیدن ,جهل است؛ امّا با سبب بماندن شرك است.

آن گه در سیاق آیت ذكر همسایگان كرد، و مراعات حقوق ایشان فرمود، گفت:
وَ الْجارِ ذِی الْقُرْبى وَ الْجارِ الْجُنُبِ وَ الصَاحِبِ بِالْجَنْبِ،

و همسایگان بسیاراند، و حقوق ایشان بر اندازه قرب ایشان:
همسایه سراى است، و همسایه نفس، و همسایه دل، و همسایه جان.

و همسایه سراى آدمیست، و همسایه نفس فریشته است، و همسایه دل سكینه معرفت، و همسایه جان حق جلّ جلاله.

همسایه سراى را گفت: وَ الْجارِ ذِی الْقُرْبى ،
و همسایه نفس را گفت: وَ إِنَ عَلَیْكُمْ لَحافِظِینَ،
و همسایه دل را گفت: أَنْزَلَ السَكِینَةَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ،
و همسایه جان را گفت: و هو معكم اینما كنتم.


امّا حق همسایه سراى آنست كه مراعات وى بنگذارى، و بمواسات خویش هر وقت او را از خود شاكر و آسوده دارى.
و حق همسایه نفس آنست كه او را بطاعت خویش شاد دارى، و از معاصى خویش او را رنجور نكنى، تا چون از تو بر گردد، خشنود و شاكر برگردد.
و حق همسایه دل آنست كه معرفت خویش از شوائب بدعت و آلایش فتنه و حیرت پاك دارى، و بلباس سنّت (رسول) و پیرایه حكمت آراسته كنى. 
و حق همسایه جان آنست كه اخلاق را تهذیب كنى، و اطراف را ادب كنى، و خاطر پر از حرمت دارى، و قدم از دو گیتى برگرفته، و از خود باز رسته، و حق را یكتا شده.

در اخبار بیارند كه اللَه گفت : " یا محمد، كن بى كما لم تكن، فأكون لك كما لم ازل "
 
تا با خودى از چه همنشینى با من
اى بس دورى كه از تو باشد تا من
در من نرسى تا نشوى یكتایى
كاندر ره عشق یا تو گنجى یا من !



ادامه دارد ...
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari


گل


علی (ع)


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس



سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (146)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (147)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (148)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (149)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (151)

تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء

تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (154)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (156)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (157)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (158)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (159)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (161)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (162)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (163)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (164)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (165)





مطالب اخیر وبلاگ :

تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (164)
همسایگان قرآنی !
راز آب !
غیرت معرفت
از کلام مولا امیرالمومنین (ع)
پل و پول (و رابطه مستقیم بین این و آن در دنیا و آخرت)
زخم زبان و اثرات مخرّب آن
زبان سیاست و سیاست زبان
جواب این پرسش هاراتو نمی دانی!
سنی و یا شیعه ؟! مصاحبه با آقای محمود زارع
ابوذر , راستگوترین صحابی
سگ وفادار و عابد بی حیاء
اجتهاد در برابر نص
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (163)
لن ترانی و سه نگاه متفاوت !!
خاندانی که همه وزیر بودند !
هر چیزی به نسبت مقیاس معنی یافته و اندازه میشود
راه بزرگان نارفته , حال بزرگان خواهى ؟!!
سکون مفلس یا حصار روئین افلاس
طیّار بی پر و سیّار بی پا ...
مولوی رافضی !؟!
قاعده و میزان سنجش حاکمان ( لوح گویا )
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (162)
اوصاف انصاف
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (161)
چهار مطلب حکمی
خداوندی که بر مستضعفان آسان میگیرد
غم و غصه و تحمل مصیبت
حالی کنگ گر
پند تکاندهنده آیت زلزال در مصحف مقدس
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (159)
ائمه اثنی عشر
اثر دوست و همنشین بد
معنی تسلیم و رضا !
الخیر فی ما وقع
رابطه غیرمستقیم !
بی مراعات بی مروتست
حفظ مراتب
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (158)
دام کام , چاپلوسی ( چگونه فیل را هم میشود خر کرد؟! )
هــــو
گوهر و خرمهره در یک سلک جولان میکنند
توبه , راهی که دوست مفتوح دارد !
من از اینهایم ... !
از نفرین پدر و مادر بترسید
قراء سبعه و حافظ و... (01)
حروف هجا و تهجّی
تفسیر کفــر و ایمـان
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (14)



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.