إِن تَجْتَنِبُواْ كَبَآئِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنكُمْ سَیِّئَاتِكُمْ وَنُدْخِلْكُم مُّدْخَلًا كَرِیمًا ﴿31﴾
اگر از گناهان بزرگى كه از آن[ها] نهى شده ‏اید دورى گزینید بدیهاى شما را از شما مى زداییم و شما را در جایگاهى ارجمند درمى ‏آوریم (31)
قرآن کریم
النوبة الاولى
قوله تعالى:
إِنْ تَجْتَنِبُوا اگر پرهیزید،
كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ از بزرگهاى آن گناهان كه شما را از آن مى باز زنند،
نُكَفِرْ عَنْكُمْ سَیِئاتِكُمْ ناپیدا كنیم و بستریم از شما گناهان شما،
وَنُدْخِلْكُمْ و شما را درآریم،
مُدْخَلًا كَرِیماً (31) درآوردنى نیكو.

وَ لا تَتَمَنَوْا و آرزو مكنید،
ما فَضَلَ اللَهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلى بَعْضٍ آن چیز كه اللَه تعالى شما را بآن بیكدیگر افزونى و فضل داد،
لِلرِجالِ نَصِیبٌ مِمَا اكْتَسَبُوا مردان را بهره ایست از آنچه كنند،
وَ لِلنِساءِ نَصِیبٌ مِمَا اكْتَسَبْنَ و زنان را بهره ایست از آنچه كنند،
وَ سْئَلُوا اللَهَ مِنْ فَضْلِهِ و از خداى میخواهید از فضل وى،
إِنَ اللَهَ كانَ بِكُلِ شَی ءٍ عَلِیماً (32) كه خداى بهمه چیز دانا است.

وَ لِكُلٍ جَعَلْنا و هر كس را از مردان و زنان پدید كردیم،
مَوالِیَ عصبه اى كه ازو میراث برد،
مِمَا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ از آنچه گذاشت پدران و مادران و خویشان،
وَ الَذِینَ عَقَدَتْ و ایشان كه بند بست بایشان،
أَیْمانُكُمْ سوگندان شما،
فَآتُوهُمْ نَصِیبَهُمْ نصیب ایشان از میراث بایشان دهید،
إِنَ اللَهَ كانَ عَلى كُلِ شَی ءٍ شَهِیداً (33) كه اللَه بر همه چیز گواه است همیشه اى.

الرِجالُ قَوَامُونَ عَلَى النِساءِ مردان بر سر زنان كدخدایان اند و كارداران و براست دارندگان،
بِما فَضَلَ اللَهُ بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ با آنچه خداى ایشان را بر یكدیگر فضل داد،
وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ و بآنچه نفقه میكنند مردان بر زنان از مالهاى خویش،
فَالصَالِحاتُ نیك زنان اند،
قانِتاتٌ كه خداى را و شویان خویش را فرمان بردارانند،
حافِظاتٌ لِلْغَیْبِ زیرجامه خویش را نگه داران اند،
بِما حَفِظَ اللَهُ بآنچه خداى نگه داشت.
وَ اللَاتِی تَخافُونَ و آن زمان كه مى ترسید،
نُشُوزَهُنَ از بیرون نشستن ایشان،
فَعِظُوهُنَ پند دهید ایشان را،
وَاهْجُرُوهُنَ فِی الْمَضاجِعِ و جامهاى خواب از ایشان جدا كنید،
وَ اضْرِبُوهُنَ و ایشان را زنید،
فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ اگر فرمان برند شما را،
فَلا تَبْغُوا عَلَیْهِنَ سَبِیلًا بر ایشان بهانه دیگر مگیرید، و بیداد را راهى مجوئید،
إِنَ اللَهَ كانَ عَلِیًا كَبِیراً (34) كه اللَه خداوندیست برتر و مهتر همیشه اى.

وَ إِنْ خِفْتُمْ و اگر دانید،
شِقاقَ بَیْنِهِما ناساختن و خلاف میان مرد و زن،
فَابْعَثُوا حَكَماً مِنْ أَهْلِهِ بینگیزانید داورى از كسان مرد،
وَ حَكَماً مِنْ أَهْلِها و داورى از كسان زن،
إِنْ یُرِیدا إِصْلاحاً اگر در دل صلاحى دارند و آشتى بیوسند،
یُوَفِقِ اللَهُ بَیْنَهُما خداى میان ایشان بر آمد سازد و با هم ساختن پدید آرد،
إِنَ اللَهَ كانَ عَلِیماً خَبِیراً (35) كه خداى دانایى است آگاه همیشه اى.


النوبة الثانیة
قوله تعالى: إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ الآیة
معنى آنست كه اگر از گناهان كبائر بپرهیزید گناهان صغائر از دیوان شما برگیریم، و ناپیدا كنیم بنماز پنجگانه، و ذلك فى قوله (ص) " الصّلوات الخمس كفّارة لما بینهنّ، ما اجتنب الكبائر "

و در كبائر علماء سلف مختلف اند، هم در اعداد آن، و هم در اعیان آن. از ابن عباس روایت كنند كه هر چه در قرآن در آن عقوبتى نامزد است، چنان كه ختم آن گناه بلعنت است، یا بغضب، یا بآتش دوزخ، یا بعذاب مطلق، آن همه كبائراند.

قومى گفتند: كبائر آنند كه در آن حدّى است مسمّى، چنان كه زنا، و دزدى، و قتل بناحق، و شرب خمر، و قذف محصنات
و قومى بضدّ این گفته اند، گفتند: كبائر آن گناهان اند كه درین جهان از آن تطهیر نیست، چون تضییع نماز، و سوگند بدروغ، و كبر، و عجب، و سخن چینى، و استهزاء بمردم كردن، و قمار باختن، و خیانت كردن، و فضله آب خویش از آشامنده باز گرفتن، و در حكم رشوت ستدن، و عقوق پدر و مادر و امثال آن.

امّا اختلاف اعداد آنست كه قومى گفتند: كبائر سیزده اند، قومى گفتند: نه اند، قومى گفتند: هفت اند، قومى گفتند: چهاراند، قومى گفتند: بیست اند.
على الجمله متفق اند بر زنا، و سوگند بدروغ، و دزدى، و خون ناحق، و شرب خمر، و سحر، و قذف محصنات.
قومى گفتند: بزرگتر گناهى پس از شرك نومیدى است از رحمت خدا، و ایمنى از مكر خدا، و طمع بریدن از فرج فرستادن خداى.
... و مالك بن مغول گفت: كبائر درین آیت گناه اهل بدعت است، و سیّآت گناه اهل سنّت است. و روایت كنند از ابن عباس كه گفت: هر چه اللَه تعالى از آن نهى كرده است آن كبیره است، و اگر چه یك نظر بود و بهذا قال انس بن مالك انّكم تعملون اعمالا هى ادقّ فى انفسكم من الشّعر، كنّا نعدّها على عهد رسول اللَه من الكبائر
وَ نُدْخِلْكُمْ مُدْخَلًا كَرِیماً مدخلا بفتح میم قراءت مدنى است، و احتمال دو وجه كند: یا مصدر باشد بمعنى دخول، یا مكان دخول باشد، همچون مخرج كه بمعنى خروج باشد، یا بمعنى مكان خروج. اگر بر مصدر حمل كنى لا بدّ فعلى اضمار باید كرد كه بر آن دلالت كند، و انتصاب او بدان فعل مضمر باشد، و تقدیر چنان بود كه: و ندخلكم فتدخلون مدخلا كریما، اى دخولا كریما. میگوید: درآریم شما را تا درشوید درشدنى نیكو و اگر بر مكان حمل كنى، حاجت باضمار فعلى دیگر نباشد، و انتصاب او باین فعل بود كه مذكور است، اى و ندخلكم مكان دخول زیرا كه چون تو گویى: ادخلتك مكانا، این " مكانا" به " ادخلتك" بنصب كنى، و این بر خلاف حرف جرّ باشد. و التقدیر، ادخلتك فى مكان. میگوید: در آریم شما را بجاى نیكو یعنى بهشت.

باقى قرّاء مدخلا خوانند بضمّ میم، و این نیز همان دو وجه را كه گفتیم محتمل باشد: یا " مصدر" ادخل باشد، بمعنى الادخال، اى و ندخلكم ادخالا كریما، در آریم شما را درآوردنى نیكو. یا مفعول " ادخل" باشد بمعنى مكان الادخال، اى و ندخلكم مكان ادخال كریما، درآریم شما را در جایى نیكو و اگر بر مصدر حمل كنى، در هر دو قراءت مفعول به محذوف باشد. تقدیر چنان بود كه: و ندخلكم الجنّة ادخالا، او فتدخلونها دخولا.

نیكوتر آنست كه بر مكان حمل كنند، زیرا كه به " كرم " آن را صفت میكند، چنان كه در سورة الدخان مكان را بكرم صفت كرد، گفت: كَمْ تَرَكُوا مِنْ جَنَاتٍ وَ عُیُونٍ وَ زُرُوعٍ وَ مَقامٍ كَرِیمٍ.
.....

كریم ایدر بمعنى شریف است، یعنى بهشت بر دیگر جایها شرف و فضل دارد، همانست كه عرش را گفت: رَبُ الْعَرْشِ الْكَرِیمِ، اى الشّریف الفاضل و نامه سلیمان را گفت: إِنِی أُلْقِیَ إِلَیَ كِتابٌ كَرِیمٌ اى شریف بشرف كاتبه و قیل شریف بالختم، كما جاء فى الحدیث: كرم الكتاب ختمه و در قرآن كریم بمعنى شرف و فضل فراوان است: إِنَ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَهِ أَتْقاكُمْ، اى أفضلكم و اشرفكم، وَ لَقَدْ كَرَمْنا بَنِی آدَمَ، اى شرّفناهم و فضّلناهم، أَ رَأَیْتَكَ هذَا الَذِی كَرَمْتَ عَلَیَ؟
اى فضّلت، فَأَمَا الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُهُ فَأَكْرَمَهُ اى فضّله و كریم بمعنى صفوح است، آنجا كه گفت: فَإِنَ رَبِی غَنِیٌ كَرِیمٌ، اى صفوح، ما غَرَكَ بِرَبِكَ الْكَرِیمِ اى الصّفوح و كریم بمعنى كثیر است آنجا كه گفت: لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَرِیمٌ اى كثیر و كریم است بمعنى حسن، آنجا كه گفت: كَمْ أَنْبَتْنا فِیها مِنْ كُلِ زَوْجٍ كَرِیمٍ اى حسن، وَ قُلْ لَهُما قَوْلًا كَرِیماً اى حسنا. هر چند كه عبارات مختلف است امّا حقیقت كرم در همه بشرف و فضل باز گردد.

وَ لا تَتَمَنَوْا ما فَضَلَ اللَهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلى بَعْضٍ مجاهد گفت در تفسیر این آیت كه: ام سلمه گفت: یا رسول اللَه مردان را در راه خدا جهاد است و زنان را نیست، تا لا جرم زنان را در میراث نیمه مردان است، كاشك ما نیز مردان بودمانى، تا ما را نیز مزد جهاد بودى، و میراث تمام. ربّ العالمین در شأن ایشان این آیت فرستاد كه دریغ مدارید، و خویشتن را این آرزو مكنید. لِلرِجالِ نَصِیبٌ مِمَا اكْتَسَبُوا من الجهاد، وَ لِلنِساءِ نَصِیبٌ مِمَا اكْتَسَبْنَ من حفظ فروجهنّ، و طاعة ازواجهنّ.
چنان كه مردان را ثواب است در جهاد، زنان را ثواب است در پارسایى، و خویشتن دارى، و شوهران را فرمان بردارى.

قول سدى آنست كه: چون مردان را در میراث دو بهر آمد، و زنان را یك بهر، مردان گفتند: چنان كه امروز در میراث ما را بر زنان فضل دادند، امید داریم كه فردا قیامت در ثواب اعمال، ما را بر ایشان فضل بود، این بود آرزوى مردان. و زنان نیز آرزو كردند، گفتند: چنان كه امروز ما را میراث نیمه مردان است امید داریم كه فردا در قیامت گناهان ما نیمه گناه مردان بود. ربّ العالمین این آیت فرستاد، یعنى كه این آرزو مكنید كه فردا ثواب و عقاب باندازه كردار بود، هم مردان را و هم زنان را.

كلبى گفت: این تمنّى كه ایشان را از آن نهى كردند شبه حسد بود بر ایشان كه مال داشتند، و زن و فرزند بر مراد، و چاكران و چهارپایان نیكو. ایشان مى حسد بردند و دریغ میداشتند، و خود را آن میخواستند. ربّ العالمین گفت: این آرزو مكنید، و گر حاجت بمال دارید از فضل خداى خواهید.

اینست كه گفت جلّ جلاله: وَ سْئَلُوا اللَهَ مِنْ فَضْلِهِ، بفتح سین بى همزه قراءت مكى و كسایى است، و وجه این قراءت آنست كه همزه را حذف كردند تخفیف را، و حركت وى با سین دادند. باقى قرّاء وَ سْئَلُوا اللَهَ خوانند، با ثبات همزه بر اصل خویش، زیرا كه همزه عین فعل است، و كلمه امر مخاطبه است، بمنزلت اقطعوا و فضل اینجا بمعنى رزق است، میگوید: حسد مبرید، و روزى از خدا خواهید.
قال رسول اللَه (ص) سلوا اللَه من فضله، فانّه یحبّ ان یسأل، و انّ من افضل العبادة انتظار الفرج. و قال من لم یسل اللَه من فضله غضب علیه ....

وَ لِكُلٍ جَعَلْنا مَوالِیَ الآیة
این آیت را دو تأویل گفته اند: یكى آنست كه هر كس را عصبه ایست كه آن عصبه ازو مى میراث برند، آن میراث كه پدران و مادران و خویشان وى او را گذاشته اند. والدان و اقربون برین تأویل موروثان اند نه وارثان.

تأویل دیگر آنست كه: ولكلّ شخص جعلنا موالى ممّن تركهم، و هم الوالدان و الأقربون، میگوید: هر شخصى را عصبه ایست كه از وى مى بازمانند، و میراث برند، آن عصبه پدران و مادران و خویشاوندان اند. برین تأویل " ما" بمعنى " من" است و والدان و اقربون وارثان اند.

و الّذین عاقدت و عقدت، هر دو خوانده اند: بى الف قراءت كوفى است، و بالف قراءت باقى. و معاقدت و معاهدت هر دو یكسانند، و ایمان جمع یمین است، و قسم را بدان یمین نام كردند كه آن عقدى است و عهدى كه میان دو كس یا میان جماعتى میرود، و آن ساعت كه عهد میدهند دست در دست یكدیگر نهند، و سوگند یاد كنند. مفسّران گفتند: معنى معاقدت درین آیت آنست كه در جاهلیّت دو كس فراهم میشدند، و میگفتند: دمى دمك، و حربى حربك، و سلمى سلمك، ترثنى و ارثك، و ایشان را حلیف یكدیگر میگفتند. چون اسلام پدید آمد از یكدیگر میراث میبردند، بحكم این آیت كه اللَه گفته بود:
فَآتُوهُمْ نَصِیبَهُمْ، و آن نصیب ایشان سدس بود. روزگارى در بدو اسلام چنین بود. پس این آیت منسوخ گشت، و ناسخ این بود كه: وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِی كِتابِ اللَهِ.
....
إِنَ اللَهَ كانَ عَلى كُلِ شَی ءٍ من اعمالكم " شَهِیداً " ان اعطیتموهم أ و لم تعطوهم.

الرِجالُ قَوَامُونَ عَلَى النِساءِ الآیة
مقاتل گفت: این آیت در شأن سعد بن الربیع بن عمرو الانصارى فرو آمد. زن وى حبیبة بنت زید بن ابى زهیر الانصاریة نافرمانى كرد، و نشوز نمود. سعد لطمه اى بر وى زد. حبیبه بخشم برفت، بخانه پدر بار شد. پدرش پیش مصطفى (ص) شد، و شكایت كرد از سعد، و گفت: افرشته كریمتى فلطمها، دختر گرامى خویش را فراش وى ساختم، و او را بزد.

رسول خدا (ص) گفت: او را بر شوهر قصاص است. حبیبه رفت تا قصاص خواهد. رسول (ص) او را باز خواند و گفت: توقّف كن تا جبرئیل فرود آید، و از آسمان حكم آرد. آن ساعت جبرئیل فرو آمد، و آیت آورد: الرِجالُ قَوَامُونَ عَلَى النِساءِ.
فقال النّبیّ (ص) " اراد اللَه امرا و اردنا امرا، و الّذى اراده اللَه خیر " 

معنى آیت آنست كه
مردان بر زنان مسلّطاند، و بر سر ایشان بداشته، تا ایشان را تأدیب و تعلیم میكنند، و آنچه صلاح ایشانست بایشان مینمایند، و فرا آن میدارند، و میان ایشان قصاص نیست مگر در نفس و در جرح. و مردان را بر زنان فضل است با فزونى عقل، و دین، و یقین، و قوّت عبادت، و كمال شهادت، و استحقاق نبوّت و خلافت، و امارت، و دیت و میراث دو چندان زنان، و طلاق در دست مردان، و زنان را یك شوى، و مردان را چهار زن و زنان را در خانه نشستن آئین، كه اللَه تعالى گفت: وَ قَرْنَ فِی بُیُوتِكُنَ، و مردان را بیرون شدن و جهاد كردن كه اللَه گفت: انْفِرُوا خِفافاً وَ ثِقالًا وَ جاهِدُوا بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ فِی سَبِیلِ اللَهِ.

....
فَالصَالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلْغَیْبِ الغیب هاهنا الفرج، و قیل یحفظن فروجهن اذا غاب ازواجهنّ. میگوید: نیك زنان ایشانند كه خداى را فرمان بردارند، و آن گه در غیبت شوى خویشتن، خویش و سرّ خویش نگه دارند. بِما حَفِظَ اللَهُ بآنچه اللَه نگه داشت، یعنى نكاح حلال، ایشان تن خویش بآن نگه دارند. ابو جعفر در شواذّ خوانده " بما حفظ اللَه" بنصب ها، یعنى ایشان خود را نگه میدارند بآنچه اللَه را نگاه میدارد، یعنى حدود و فرمان وى را، و آن تقوى است. و این هم چنان است كه مصطفى (ص) گفت فرا ابن عباس احفظ اللَه یحفظك خداى را نگه دار تا خدا ترا نگه دارد. یعنى ازو بترس، و حدود وى را نگه دار، تا او ترا نگاه دارد. پس حدود اینجا مقدّر است،
...


ادامه دارد ...
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari


گل


علی (ع)


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس



سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (146)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (147)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (148)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (149)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (151)

تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء

تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (154)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (156)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (157)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (158)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (159)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (161)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (162)




مطالب اخیر وبلاگ :
اوصاف انصاف
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (161)
چهار مطلب حکمی
خداوندی که بر مستضعفان آسان میگیرد
غم و غصه و تحمل مصیبت
حالی کنگ گر
پند تکاندهنده آیت زلزال در مصحف مقدس
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (159)
ائمه اثنی عشر
اثر دوست و همنشین بد
معنی تسلیم و رضا !
الخیر فی ما وقع
رابطه غیرمستقیم !
بی مراعات بی مروتست
حفظ مراتب
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (158)
دام کام , چاپلوسی ( چگونه فیل را هم میشود خر کرد؟! )
هــــو
گوهر و خرمهره در یک سلک جولان میکنند
توبه , راهی که دوست مفتوح دارد !
من از اینهایم ... !
از نفرین پدر و مادر بترسید
قراء سبعه و حافظ و... (01)
حروف هجا و تهجّی
تفسیر کفــر و ایمـان
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (14)
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (09)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (157)
تندروی و کندروی از نادانی است !
خدای بخشاینده گنهکاران
یقین
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (156)
عوعوی سگان آل سعود هم بگذرد !
انسان عجیب مختار یا دربند ... !
جـــنّ
میانه‌روی در ستودن
حکمت حرمت منکرات
زنان و بهترین آنان
خدای نوازنده یتیمان
دوستان حضرت دوست نگران نباشند !
شاکر نادم
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
وجه تسمیه پارس
سید حسن نصرالله و شهید سمیر قنطار
آنهائیکه خیلی دوستشان دارم (سید حسن نصرالله )
اندرزهای قابوس وشمگیر
حجت وجود حق
تحریم یا غیرت آزمایی ...
مناظره عالم و شیطان



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.