وَمَن لَّمْ یَسْتَطِعْ مِنكُمْ طَوْلًا أَن یَنكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِن مِّا مَلَكَتْ أَیْمَانُكُم مِّن فَتَیَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِإِیمَانِكُمْ بَعْضُكُم مِّن بَعْضٍ فَانكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَیْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلاَ مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَیْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَیْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِیَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَأَن تَصْبِرُواْ خَیْرٌ لَّكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ ﴿25﴾
قرآن

و هر كس از شما از نظر مالى نمى‏ تواند زنان [آزاد] پاكدامن با ایمان را به همسرى [خود] درآورد پس با دختران جوانسال با ایمان شما كه مالك آنان هستید [ ازدواج كند] و خدا به ایمان شما داناتر است [همه] از یكدیگرید پس آنان را با اجازه خانواده ‏شان به همسرى [خود] درآورید و مهرشان را به طور پسندیده به آنان بدهید [به شرط آنكه] پاكدامن باشند نه زناكار و دوست‏گیران پنهانى نباشند پس چون به ازدواج [شما] درآمدند اگر مرتكب فحشا شدند پس بر آنان نیمى از عذاب [= مجازات] زنان آزاد است این [پیشنهاد زناشویى با كنیزان] براى كسى از شماست كه از آلایش گناه بیم دارد و صبر كردن براى شما بهتر است و خداوند آمرزنده مهربان است (25)

النوبة الاولى
قوله تعالى:
وَ مَنْ لَمْ یَسْتَطِعْ مِنْكُمْ و هر كه نتواند از شما،
طَوْلًا از پى طولى،
أَنْ یَنْكِحَ الْمُحْصَناتِ الْمُؤْمِناتِ كه بزنى كند آزاد زنان گرویدگان را،
فَمِنْ ما مَلَكَتْ أَیْمانُكُمْ وى را حلالست كه كنیزكى بزنى كند،
مِنْ فَتَیاتِكُمُ الْمُؤْمِناتِ ازین كنیزكان شما كه گرویدگان اند،
وَ اللَهُ أَعْلَمُ بِإِیمانِكُمْ و خداى داناتر دانایى است بایمان شما،
بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ شما همه از یكدیگراید در عقد دین بهم،
فَانْكِحُوهُنَ كنیزكان را بزنى كنید،
بِإِذْنِ أَهْلِهِنَ بدستورى خداوند ایشان.
وَ آتُوهُنَ أُجُورَهُنَ و بایشان دهید كاوینهاى ایشان،
بِالْمَعْرُوفِ بداد و درخور،
الْمُحْصَناتِ كنیزكان پاك بنكاح پاك،
غَیْرَ مُسافِحاتٍ نه نابكاران پلیدكاران،
وَ لا مُتَخِذاتِ أَخْدانٍ و نه بر هواى دل بى نكاح دوست گیران،
فَإِذا أُحْصِنَ چون آن كنیزكان شوى كردند،
فَإِنْ أَتَیْنَ بِفاحِشَةٍ اگر زنا كنند،
فَعَلَیْهِنَ بر ایشانست،
نِصْفُ ما عَلَى الْمُحْصَناتِ مِنَ الْعَذابِ نیمه آن حدّ كه بر آزاد زنانست،
ذلِكَ این نكاح كنیزك،
لِمَنْ خَشِیَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ آن كس را حلالست كه از آفت عزبى و تباهى دین ترسد،
وَ أَنْ تَصْبِرُوا خَیْرٌ لَكُمْ و اگر صبر كنید شما را آن بهتر و نیكوتر،
وَ اللَهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ (25) و خداى آمرزگار است ومهربان.

یُرِیدُ اللَهُ میخواهد خداى،
لِیُبَیِنَ لَكُمْ كه پیدا كند شما را راه پسندیده از ناپسندیده،
وَیَهْدِیَكُمْ و شما را نماید،
سُنَنَ الَذِینَ مِنْ قَبْلِكُمْ راههاى نیكان كه پیش از شما بودند،
وَ یَتُوبَ عَلَیْكُمْ و شما را از ناپسند توبه دهد، و از شما توبه پذیرد،
وَ اللَهُ عَلِیمٌ حَكِیمٌ (26) و اللَه داناست راست دانش.

وَ اللَهُ یُرِیدُ أَنْ یَتُوبَ عَلَیْكُمْ و خداى میخواهد كه شما را با خود آرد،
وَ یُرِیدُ الَذِینَ یَتَبِعُونَ الشَهَواتِ و ایشان كه درین جهان گرد بایستهاى ناپسندیده میگردند، میخواهند،
أَنْ تَمِیلُوا مَیْلًا عَظِیماً (27) كه شما از راه راستى بگردید بگشتنى بزرگ.

یُرِیدُ اللَهُ میخواهند خداى،
أَنْ یُخَفِفَ عَنْكُمْ كه بار از شما سبك كند،
وَ خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعِیفاً (28) و آدمى را ضعیف آفریدند.

یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا اى ایشان كه بگرویدند،
لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَیْنَكُمْ بِالْباطِل مالهاى یكدیگر در میان یكدیگر بناشایست مخورید،
إِلَا أَنْ تَكُونَ تِجارَةً مگر كه بازرگانى بود،
عَنْ تَراضٍ مِنْكُمْ از هم داستانى دلهاى شما.
وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ و خویشتن را بمكشید، و در خون خود مبید
إِنَ اللَهَ كانَ بِكُمْ رَحِیماً (29) خداى بشما مهربانست.

وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِكَ و هر كه در خون خویش شود.
عُدْواناً وَ ظُلْماً بشوخى و افزونى جستن و ستمكارى،
فَسَوْفَ نُصْلِیهِ ناراً او را بآتش رسانیم سوختن را،
وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَهِ یَسِیراً (30) و آن بر خداى آسان است.

النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ مَنْ لَمْ یَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا الآیة
طول اینجا غنى است و بى نیازى و كام، یعنى بى نیازى كه پیدا بود بر مرد و در زىّ وى، تقول العرب: ما بفلان طائل و لا طول. معنى آیت آنست كه: من لم یستطع منكم قدرة و غنى ان ینكح المحصنات، هر كه توانایى و بى نیازى ندارد، و نتواند كه آزاد زنان را بزنى كند، او را حلال است كه كنیزك دیگرى بزنى كند، بشرط آنكه كنیزك همدین این مرد آزاد بود.
كسایى محصنات بكسر صاد خواند در همه قرآن، مگر آنجا كه گفت: وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ النِساءِ إِلَا ما مَلَكَتْ أَیْمانُكُمْ كه این یكى بفتح صاد خواند. باقى قرّا بفتح صاد خوانند در همه قرآن. امّا من كسر الصّاد فانّه بناه على احصنت بناء الفعل للفاعل و المراد احصنت نفسها بالعفّة و التّزوج. و من فتح الصّاد بناه على احصنت فهى محصنة بناء الفعل للمفعول به، اى احصنها غیرها، امّا الزّوج، و امّا الاسلام، و امّا التّعفف و امّا الولىّ بتزویجها.

این آیت دلیل شافعى است (رض) كه گفت: مرد آزاد مسلمان نشاید كه كنیزك را بزنى كند مگر بسه شرط:
یكى آنكه كنیزك مسلمان بود.
دیگر آنكه مهر آزاد زن نیابد.
سوم آنكه از آفت عزوبت ترسد.
تا این سه شرط جمع نشوند روا نیست كه كنیزك را بزنى كند.

ابن عباس گفت: من ملك ثلاثمائة درهم وجب علیه الحجّ، و حرّم علیه نكاح الاماء و هر كه آزاد زنى بزنى دارد، بهیچ حال روا نیست كه كنیزك را بزنى كند و اینجا كه رخصت است بیش از یك كنیزك روا نیست كه بزنى كند.

وَ اللَهُ أَعْلَمُ بِإِیمانِكُمْ اى اعملوا على الظاهر فى الایمان فانّكم متعبّدون بما ظهر، و اللَه تعالى یتولّى السّرائر. بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فى النّسب، اى كلّكم ولد آدم و یجوز أن یكون بعضكم من بعض، اى دینكم واحد، و أنتم متساوون من هذه الجهة، فمتى وقع لأحدكم الضّرورة جاز له تزوّج الأمة.

آن گه شرائط نكاح كنیزك معلوم كرد، گفت: فَانْكِحُوهُنَ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَ، ولایت مقیّد كرد كه ولىّ باید. وَ آتُوهُنَ أُجُورَهُنَ كاوین مقیّد و فریضه كرد كه كاوین باید " بِالْمَعْرُوفِ" یعنى من غیر مطل و ضرار " الْمُحْصَناتِ" یعنى عفائف " غَیْرَ مُسافِحاتٍ" اى غیر زانیات . علانیة " وَ لا مُتَخِذاتِ أَخْدانٍ" یعنى و غیر زانیات سرّا. میگوید: كنیزكى باید پرهیزكار و پارسا و خویشتن دار، نه زناكار نهان، نه پلید كار آشكارا، كنیزكى كه نكاح گیرد بشرایط اسلام نه دوستگان گیرد، چنان كه عادت اهل جاهلیت بود كه مرد زن را خدن میگرفت، و زن مرد را بر هواى دل، بى نكاح، و بى قصد تحلیل و تطییب.

فَإِذا أُحْصِنَ بفتح الف و صاد قراءت كسایى است و حمزه و ابو بكر از عاصم. و المعنى احصنّ انفسهنّ بالتّزوّج. باقى قرّا " احصنّ" خوانند، بضم الف و كسرصاد، المعنى: احصنهنّ الأزواج، و قد تقدّم بیان ذلك. بفتح الف معنى آنست كه چون آن كنیزكان شوى كردند. و بضم الف معنى آنست كه چون ایشان را بشوى دادند.

فَإِنْ أَتَیْنَ بِفاحِشَةٍ فَعَلَیْهِنَ نِصْفُ ما عَلَى الْمُحْصَناتِ مِنَ الْعَذابِ محصنات اینجا حرائرند، و عذاب حدّ زناست، كه شرع آن را مقدّر كرد. میگوید: اگر این كنیزكان پس از آنكه ایشان را بشوى دادند زنا كنند، بر ایشان است نیمه حدّ آزاد زنان و نیمه حدّ آزاد زنان بمذهب شافعى پنجاه زخم چوبست و شش ماه نفى بیك قول. و بمذهب شافعى سیّد را رسد كه مملوك خویش را حد زند و بمذهب ابو حنیفه نرسد او را، بلكه حد زدن بامام مفوّض است، و دلیل شافعى خبر مصطفى (ص) قال " اقیموا الحدود على ما ملكت ایمانكم " و قال (ص) " اذا زنت امة احدكم فتبیّن زناها فلیجلدها الحدّ و لا یثرّب علیها، ثمّ ان زنت فلیجلدها الحدّ و لا یثرّب علیها، ثمّ ان زنت الثّالثة فتبیّن زناها فلیبعها، و لو بحبل من شعر

ذلِكَ لِمَنْ خَشِیَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ یعنى نكاح الأمة لمن خاف بلیّة العزوبة منكم، میگوید: این نكاح كنیزك آن كس را حلالست از شما كه از عزبى ترسد كه در بلائى افتد، كه دین وى در آن تباه گردد و قیل معناه لمن خاف ان یحمله شدّة الغلمة على الزّنا، فیلقى العنت و هو الحدّ فى الدّنیا او العذاب فى الآخرة.

آن گه گفت: وَ أَنْ تَصْبِرُوا خَیْرٌ لَكُمْ و اگر آزاد مرد صبر كند و خویشتن را در عزوبت نگه دارد، و كنیزك را بزنى نكند او را به بود، تا فرزندش بنده كسى نباشد. یونس بن مرداس گفت خادم انس مالك كه: پیش انس و ابو هریره نشسته بودم. انس گفت: سمعت رسول اللَه (ص) یقول " من احبّ ان یلقى اللَه عزّ و جلّ طاهرا مطهّرا فلیتزوّج الحرائر" و ابوهریره گفت: سمعت رسول اللَه (ص) یقول" الحرائر اصلاح البیت و الاماء هلاك البیت "
 
وَ اللَهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ یعنى بالعبد حین رخّص له فى نكاح الامة، اذا لم یجد طول الحرّة و خاف العنت.
یُرِیدُ اللَهُ لِیُبَیِنَ لَكُمْ كوفیان این لام را لام كى گویند و بصریان لام خفض گویند، و معناه لأن بیّین لكم شرائع دینكم و مصالح امركم. میگوید: اللَه میخواهد كه شرایع دین شما، و مصالح كار شما، بر شما روشن كند، و فرا نماید، كه صبر كردن و خود را در عزوبت نگه داشتن به است از نكاح كنیزك. وَ یَهْدِیَكُمْ سُنَنَ الَذِینَ مِنْ قَبْلِكُمْ و میخواهد كه شما را بدین ابراهیم و اسماعیل راه نماید، و بآن دین حنیفى كه پیشینیان داشتند در تحریم مادران و خواهران و دختران یعنى كه این زنان محرّمات كه درین آیات بیان كردیم بر دینداران پیش هم چنان محرّم بودند.

وَ یَتُوبَ عَلَیْكُمْ و میخواهد كه شما را از معصیت بطاعت باز آرد، و شما را باز پذیرد. وَاللَهُ عَلِیمٌ حَكِیمٌ و اللَه دانایست راست دان، میداند كه صلاح دین بندگان در چیست؟ و فرمان بردار و نافرمان ازیشان كیست؟

وَ اللَهُ یُرِیدُ أَنْ یَتُوبَ عَلَیْكُمْ اى یخرجكم من كلّ ما یكره و یأبى، الى ما یحبّ و یرضى. وَیُرِیدُ الَذِینَ یَتَبِعُونَ الشَهَواتِ گفته اند: اینان گبران اند كه نكاح خواهران و دختران برادر و خواهر روا داشتند، و مسلمانان را گفتند: شما دختر خاله و عمّه بزنى میكنید چرا دختر برادر و خواهر بزنى نكنید؟ و همه یكسانند؟

ربّ العالمین گفت: ایشان بر پى شهوتهاى خویش میروند، و میخواهند كه شما را نیز از راه راستى بگردانند. مجاهد گفت: این زانیان اند كه دیگران را همچون خود میخواهند. چنان كه در زنا دین خویش تباه میكنند، میخواهند كه دین دیگران تباه كنند.

مصطفى (ص) گفت: بر شما باد كه زنا نكنید و در اباحت آن معتقد نباشید، كه در آن شش خصلت است: سه در دنیا و سه در عقبى. اما در دنیا آبروى ببرد، و درویشى بر دوام پیش آرد، و عمر كوتاه كند و در عقبى بسخط خداى رسد، و شمار بد بیند، و جاوید در آتش بماند.

آن گه مصطفى (ص) این آیت بر خواند " أَنْ سَخِطَ اللَهُ عَلَیْهِمْ وَ فِی الْعَذابِ هُمْ خالِدُونَ " معنى خبر آنست كه هر كه زنا كند، و مباح بیند، جاوید در آتش بماند، امّا اگر مباح نبیند پس عاصى بود نه جاحد و عاصى جاوید در دوزخ بنماند و اگر از معصیت توبه كند ایمان بوى باز آید، و او را نسوزاند بآتش. مصطفى (ص) گفت " اذا زنى العبد نزع منه سر بال الایمان، فان تاب ردّ علیه و كان ابن عباس یقول لغلمانه: تزوّجوا انّ الرّجل اذا زنى نزع عنه نور الایمان، فان شاء اللَه اعطاه بعد و ان شاء منعه و قال النّبیّ (ص)  " لا یجتمع الزّنا و الغنى فى بیت، و لا الفقر و قراءة القرآن فى بیت " 
...
و قال على (ع) " یرسل على النّاس یوم القیامة ریح منتنة یتأذّى بها كلّ برٍ و فاجر، فتأخذ بأنفاس النّاس قال فینادیهم مناد: هذه ریح فروج الزّناة، العنوهم، لعنهم اللَه! فلا یبقى برّ و لا فاجر الّا قال: اللّهمّ العن الزّناة، ثمّ یصرف وجوههم الى النّار

یُرِیدُ اللَهُ أَنْ یُخَفِفَ عَنْكُمْ این باز در تحلیل نكاح كنیزك است، و معنى تخفیف اینجا رخصت است كه شرع داد در نكاح كنیزك، چون از طول حرّه درمانده.

وَ خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعِیفاً یسبى: یضعف عن الصّبر عن النّساء. قال سعید بن المسیب ما ایس الشیطان من ابن آدم الّا اتاه من قبل النّساء، و قد أتى علىّ ثمانون سنة و ذهبت احدى عینىّ، و أنا اعشى بالأخرى، و انّ اخوف ما اخاف علىّ فتنة النّساء و قال ابن عباس: ثمانى آیات فى سورة النّساء هنّ خیر لهذه الأمّة ممّا طلعت علیه الشّمس و غربت:
1 یُرِیدُ اللَهُ لِیُبَیِنَ لَكُمْ...
2 وَ اللَهُ یُرِیدُ أَنْ یَتُوبَ عَلَیْكُمْ...
3 یُرِیدُ اللَهُ أَنْ یُخَفِفَ عَنْكُمْ...
4إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ...
5 إِنَ اللَهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَكَ بِهِ...
6 إِنَ اللَهَ لا یَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَةٍ...
7 وَ مَنْ یَعْمَلْ سُوءاً أَوْ یَظْلِمْ نَفْسَهُ...
8 ما یَفْعَلُ اللَهُ بِعَذابِكُمْ إِنْ شَكَرْتُمْ وَ آمَنْتُمْ....

یاأَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَیْنَكُمْ بِالْباطِلِ اى بالحرام، كالرّبا، و القمار، و القطع، والغصب، و السّرقة، و الخیانة و قیل هو الرّجل  یجحد حقّ اخیه المسلم او یقتطعه بیمینه. إِلَا أَنْ تَكُونَ تِجارَةً این استثناء منقطع است، یعنى: لكن ان كانت تجارة. عَنْ تَراضٍ مِنْكُمْ برضى السّبیعین، فهو حلال.

قراءت اهل كوفه تجارة بنصب است، و كان درین قراءت ناقصه باشد، و اسم و خبر خواهد، و اسم درو مضمر است، یعنى الّا أن تكون الأموال تجارة اى اموال تجارة، فحذف المضاف و أقیم المضاف الیه مقامه. باقى برفع خوانند: إِلَا أَنْ تَكُونَ تِجارَةً، و كان درین قراءت تامّه باشد بمعنى وقع، و خبر نخواهد و المعنى الّا ان تقع تجارة. میگوید: اگر تجارتى رود میان شما، و خرید و فروختى بود برضاء یكدیگر، آن حلال بود.
قال النّبیّ (ص) " البیع عن تراض و الخیار بعد الصّفقه و لا یحلّ لمسلم ان یغشّ مسلما.

قوله تعالى: وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ این آیت نه در شأن غازى است كه یگانه حمله برد بروى صد هزار دشمن، چون بو محجن كه در حرب دشمن یگانه بر وى شست هزار سوار شد، و ایشان را هزیمت كرد این در شأن كیست كه مار افساى كند، و شیر گیرد، و مشت زند، و بگروگان طعام فراوان خورد، و بى آنكه شنا داند در آب شود، این همه در خون خود شدن است و خبر درست است از مصطفى (ص) كه: هر كس كه زهر خورد آن زهر فردا در دوزخ در دست اوست، تا میآشامد جاویدى جاویدان، و هر كه آهنى در خویشتن زند تا خویشتن را بكشد، آن آهن در دست وى است در دوزخ تا در خود میزند جاویدى جاویدان و هر كه خویشتن را از بالایى در اوگند، یا از كوهى، وى را از آن بالا مى درافكنند در دوزخ جاویدى جاویدان، و قال النّبیّ (ص) " انّ رجلا ممّن كان قبلكم،اخذته قرحة بیده فقطعها فما رقأ دمها حتّى مات فقال ربّكم تعالى: بادرنى ابن آدم بنفسه فقتلها، فقد حرمت علیه الجنة.
.....

النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ مَنْ لَمْ یَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا الآیة...
جلیل است و جبّار خداى جهانیان،
كریم و غفّار، نام دار، رهى دار، مهربان، واحد و احد در نام و نشان،
بكرم خویش نوازنده بندگان،
بفضل خویش سازنده كار ایشان،
پیدا كننده نور عنایت خویش بر دوستان، و آراینده دوستان خویش بلباس احسان.

خداوندى بخشاینده، و بر بخشودن پاینده، و هر كس را بر خویش نماینده،
هر كس را چنان كه سزاى اوست، و بقدر و اندازه و روش اوست،
و ازهر كس آن درخواهد كه در وسع و توان اوست.

نه بینى كه مستضعفان راه شریعت را چون رخصت نمود بنكاح كنیزك، گفت: اگر از طول حرّه درمانید، و آرزوى نكاح پدید آید، كنیزك را بزنى كنید، و شهوت خویش را مدافعت مكنید، چون نمیتوانید و سنّت ایشان را مدد میدهد كه " الدّنیا متاع، و خیر متاع الدّنیا المرأة الصّالحة" و " تزوّجوا الودود الولود، فانّى مكاثر بكم الأمم وعلیكم بالأبكار فانّهنّ اعذب افواها، و انتق ارحاما، و ارضى بالیسیر نتق الرّحم كثرة الولد. یقال: امرأة ناتق، اذا كانت كثیرة الولد.

این خود راه رخصت جویان است كه مستضعفان اند، و با خود برنتاوانند.
امّا جوانمردان طریقت و مجاهدان راه حقیقت، عمل ایشان رنگى دیگر دارد، و عشق ایشان ذوقى دیگر،
نه عذر رخصت ایشان را فریبد، نه سلطان شهوت با ایشان برتاود،
گویى در شأن ایشان این خبر آمد كه " یا داود! حذر و أنذر قومك قضاء الشهوات فان القلوب المعلقة بشهوات الدنیا، عقولها عنى محجوبة
و مقام حارثه اینجا رسید كه گفت " عرفت نفسى عن الدّنیا فأسهرت لیلى و أظمأت نهارى، الحدیث " و اللَه اعلم بایمانكم بعضكم من بعض "
این تعریض است از كفاءت دینى، و اشارت است فرا تقدیس خداى از جفتى مریم (ع) كه بندگان خود را عار داشت از نكاح كنیزك، جز بوقت ضرورت، یعنى كه تا خداى را عزّ و جلّ منزّه و مقدّس دانند از مناكحت پرستار وى، آخر این مضطرّ را بنكاح كنیزك دل خرسند كرد، و گفت: همه از آدم و حواءند، و در عقده دین با هم، همه هم شكل یكدیگر و جنس یكدیگر، شكل بشكل شود، و جنس بجنس گراید، پس جفت داشتن، و بجفت گرائیدن ایشان را سزد بلكه خود مى درباید، و جز چنین نشاید و معبود قدیم، كردگارعظیم جلّ جلاله، و عظم شأنه، كه وى را شكل و شبه نیست، و جنس و مثل نیست، جفت داشتن او را سزا نیست كه او را كفؤ و همسر نیست، لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ وَ لَمْ یَكُنْ لَهُ كُفُواًأَحَدٌ.

آن گه در آخر این آیت گفت: وَ أَنْ تَصْبِرُوا خَیْرٌ لَكُمْ، اگر گرد رخصت نگردید، و نكاح كنیزك در باقى كنید، و در قهر نفس شكیبا باشید، شما را بهتر بود و راه جوانمردان اینست، و دوستان خود این كنند و با اینهمه استمالت بنده فرو نگذاشت، و بفرمان جزم نگفت: اصبروا، بلكه گفت: وَ أَنْ تَصْبِرُوا خَیْرٌ لَكُمْ اگر صبر كنید و برخصت فرو نیائید، و مردانه در راه احتیاط روید، شما را جاى نواخت هست، و اگر صبر نكنید و رخصت جویید، و آسانى طلب كنید، عذر هست، از آنكه شما ضعیفان اید! و با خود برنتاوان! بارى لاف مردان چه زنید؟ و جاى مردان چه گیرید؟.

برگ بى برگى ندارى لاف درویشى مزن
رخ چو عیاران ندارى جان چنان مردان مكن!


یُرِیدُ اللَهُ لِیُبَیِنَ لَكُمْ. بیان شرف امّت محمد (ص) است، و اظهار عزّ ایشان، و منّت خداوند عزّ و جلّ بر ایشان، آن منّت و كرامت كه بر دیگران نبود. از رفتگان و پیشینیان، بلكه معاملت با ایشان مكافات بود كه در ایشان رسید، چنان كه اللَه گفت: وَ مِنْهُمْ مَنْ أَخَذَتْهُ الصَیْحَةُ، وَ مِنْهُمْ مَنْ خَسَفْنا بِهِ الْأَرْضَ، وَ مِنْهُمْ مَنْ أَغْرَقْنا.

چون این امّت حال ایشان بشنیدند، و داستان ایشان برخواندند، منتظر بودند تا در حق ایشان فرمان چه آید. گفت: وَ یَهْدِیَكُمْ سُنَنَ الَذِینَ مِنْ قَبْلِكُمْ، وَ یَتُوبَ عَلَیْكُمْ، با شما آن نكنیم كه با ایشان كردیم، ایشان را خسف و مسخ و اغراق بود، و شما را توبت و رحمت و مغفرت.

یُرِیدُ اللَهُ أَنْ یُخَفِفَ عَنْكُمْ یعنى یخفّف عنكم ثقل الأوزار بمواترة الواردات الى قلوبكم، یُخَفِفَ عَنْكُمْ كلف الأمانة بحملها عنكم. یخفّف عنكم مقاساة المجاهدات بما یلج لقلوبكم من انوار المشاهدات یخفّف عنكم تعب المطالبات بروح المواصلات.

وَ خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعِیفاً
در قرآن هر جا كه نام انسان است صفت ناپسندیده اى بپیوند آنست، چنان كه گفت:
إِنَ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَارٌ،
إِنَ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً،
إِنَ الْإِنْسانَ لَیَطْغى ،
إِنَ الْإِنْسانَ لِرَبِهِ لَكَنُودٌ،
إِنَ الْإِنْسانَ لَفِی خُسْرٍ.
از آنكه انسانیّت از خاكست، و خاك مایه كثافت، و أصل كدورت. امّا امید رهى بآنست كه آن روز كه مى آفرید، عیب میدید، و آن گه با عیب میخرید.
با عیب خریده اى مرا روز نخست

پیر طریقت گفت:
خداوندا!
تو ما را جاهل خواندى، از جاهل جز از جفا چه آید؟!
تو ما را ضعیف خواندى، از ضعیف جز از خطا چه آید؟!

خداوندا!
بر نتاوستن ما با نفس خود از آن ضعف انگار،
و دلیرى و شوخى ما از آن جهل انگار.

خداوندا!
تومان برگرفتى و كس نگفت كه بردار،
اكنون كه برگرفتى بمگذار، و در سایه لطف خود میدار!

گر آب دهى نهال خود كاشته اى
ور پست كنى بنا خود افراشته اى
من بنده همانم كه تو پنداشته اى
از دست میفكنم چو برداشته اى



ادامه دارد ...
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari


گل

علی (ع)


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس



سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (146)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (147)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (148)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (149)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (151)

تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء

تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (154)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (156)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (157)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (158)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (159)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (161)



مطالب اخیر وبلاگ :
خداوندی که بر مستضعفان آسان میگیرد
غم و غصه و تحمل مصیبت
حالی کنگ گر
پند تکاندهنده آیت زلزال در مصحف مقدس
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (159)
ائمه اثنی عشر
اثر دوست و همنشین بد
معنی تسلیم و رضا !
الخیر فی ما وقع
رابطه غیرمستقیم !
بی مراعات بی مروتست
حفظ مراتب
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (158)
دام کام , چاپلوسی ( چگونه فیل را هم میشود خر کرد؟! )
هــــو
گوهر و خرمهره در یک سلک جولان میکنند
توبه , راهی که دوست مفتوح دارد !
من از اینهایم ... !
از نفرین پدر و مادر بترسید
قراء سبعه و حافظ و... (01)
حروف هجا و تهجّی
تفسیر کفــر و ایمـان
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (14)
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (09)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (157)
تندروی و کندروی از نادانی است !
خدای بخشاینده گنهکاران
یقین
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (156)
عوعوی سگان آل سعود هم بگذرد !
انسان عجیب مختار یا دربند ... !
جـــنّ
میانه‌روی در ستودن
حکمت حرمت منکرات
زنان و بهترین آنان
خدای نوازنده یتیمان
دوستان حضرت دوست نگران نباشند !
شاکر نادم
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
وجه تسمیه پارس
سید حسن نصرالله و شهید سمیر قنطار
آنهائیکه خیلی دوستشان دارم (سید حسن نصرالله )
اندرزهای قابوس وشمگیر
حجت وجود حق
تحریم یا غیرت آزمایی ...
مناظره عالم و شیطان
(خطورات) باز تعریف مبناها
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (154)
عزّت و ذلّت دارا و ندار !



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.