و بدان كه حرمت رضاع بدو شرط ثابت شود:
یكى آنست كه چون شیر خورد این طفل، وى را كم از دو سال بود، یا دو سال. اگر بیش بود رضاع را اثرى نبود، كه مصطفى (ص) گفت " لا رضاع بعد الحولین "
دیگر شرط آنست كه هیچ رضعت كم نخورد، بحكم خبر ...، قالت: كان فیما انزل من القرآن عشر رضعات یحرمن، ثمّ نسخ بخمس معلومات.
قرآن

وَ أُمَهاتُ نِسائِكُمْ و مادران زنان شما بر شما حرامند. این تحریم بنفس عقد حاصل شود، اگر بزن خویش رسید یا نرسید، دخول افتاد یا نیفتاد، بعد از عقد نكاح مادر زن حرام است، حرامى مؤبد، تا آن حدّ كه اگر دختركى طفله بزنى بخواهد، و عقد نكاح بندد، پس وى را طلاق دهد، پس آن گه زنى اجنبیّه آن طفله را شیر دهد، آن اجنبیه بر وى حرام گشت، از بهر آنكه مادر دخترى است كه آن دختر روزى زن وى بود بنكاحى صحیح.

وَ رَبائِبُكُمُ اللَاتِی فِی حُجُورِكُمْ مِنْ نِسائِكُمُ اللَاتِی دَخَلْتُمْ بِهِنَ و دختران زنان شما بر شما حرام اند، یعنى پس از آنكه بمادران ایشان رسیدید، و دخول كردید. اگر مردى زنى بخواهد و دخول كند، آن گه آن زن را طلاق دهد، پس بعد از طلاق، این زن دخترى طفله را شیر دهد، آن دختر برین مرد حرام شود، از بهر آنكه دختر زنى است كه روزى زن این مرد بود و بوى رسیده. امّا اگر بوى نرسیده باشد، و او را طلاق دهد، یا بمیرد، دختر وى بزنى تواند كرد، كه ربّ العالمین گفت: فَإِنْ لَمْ تَكُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَ فَلا جُناحَ عَلَیْكُمْ اى فى نكاح بناتهنّ، و به قال النّبیّ (ص) اذا نكح الرّجل المرأة فلا یحلّ له أن یتزوّج بأمّها، دخل بالبنت او لم یدخل. و اذا تزوّج الأمّ و لم یدخل بها، ثمّ طلّقها، فان شاء تزوّج البنت.

و در خبر است كه ام حبیبه بنت ابى سفیان گفت: یا رسول اللَه خواهر من بنت ابى سفیان بزنى بخواه. رسول (ص) گفت: تو مى دوست دارى كه من چنین كنم؟ گفت: آرى دوست دارم، و خواهر خود را نیك بختى و نیك جهانى مى خواهم. رسول (ص) گفت كه: او مرا حلال نیست، و روا نباشد كه وى را بزنى كنم. ام حبیبه گفت: یا رسول اللَه ما چنان دانستیم، و در آن حدیث كردیم كه تو دختر بو سلمه مى خواهى كه بزنى كنى، گفت: دختر بو سلمه كه مادرش ام سلمه است كه زن منست؟ گفت: آرى. رسول (ص) گفت: او ربیبه منست. در حجر من پرورده، و اگر نیز ربیبه نبودى، هم حلال نبودى مرا، كه وى دختر برادرم است از جهت رضاع كنیزكى نوبى بود كه مرا و بو سلمه را بیكدیگر شیر داد. آن گه رسول خدا گفت: دختران و خواهران خود را بر ما عرضه مكنید.

وَ حَلائِلُ أَبْنائِكُمُ تسمّى المرأة حلیلة، و الرّجل حلیلا، لأنّ كلّ واحد منهما حلال لصاحبه، و قیل لأنّ كلّ واحد منهما یحلّ صاحبه، من الحلول، و قیل لأنّ كلّ واحد منهما یحلّ ازار صاحبه، من حلّ العقد. میگوید: حرام است بر شما كه زنان پسران شما بزنى كنید، چون زن در عقد نكاح پسر باشد، بر پدر حرام گشت بنفس عقد، اگر پسر از جهت نسب باشد یا از جهت رضاع هر دو درین حكم یكسانند، امّا پسر خوانده در تحت این نشود. عطا گفت: این در شأن سید (ص) فرو آمد، كه زینب بنت جحش را بزنى خواست، و زینب زن زید حارثه بوده بود، و زید پسر خوانده مصطفى (ص) بود.

وَ أَنْ تَجْمَعُوا بَیْنَ الْأُخْتَیْنِ و حرام است بر شما كه جمع كنید میان دو خواهر بزنى كردن، از بهر آنكه دو خواهر ضرّة یكدیگر شوند، و بقطیعت رحم كشد. إِلَا ما قَدْ سَلَفَ عطا و سدى گفتند: الّا ما كان من یعقوب (ع) فانّه جمع بین لیا ام یهودا و بین راحیل ام یوسف، و كانتا اختین. امّا امروز اگر كسى بنادانى خواهر زن خویش بخواهد، فرقت باید افكندن میان ایشان، و این خواهر كه بر زن خویش بخواسته بود او را صداق نباشد، مگر كه دخول كند، كه آن گه مهر المثل واجب شود.
لقوله (ص) " فله المهر بما استحلّ من فرجها " و تا عدّت این خواهر بسر نیاید نه روا باشد كه مباشرت آن خواهر كند كه زن اصلى بود، و چنان كه جمع كردن میان دو خواهر بنكاح روا نیست، جمع كردن میان زنى و خواهر پدر او، و میان زنى و خواهر مادر او هم روا نیست. بدلیل خبر، و هو ما روى انّ النّبیّ قال " لا تنكح المرأة على عمّتها، و لا على ابنة اخیها، و لا على خالتها، و لا على ابنة اختها
إِنَ اللَهَ كانَ غَفُوراً یعنى لما كان فى الجاهلیّة " رحیما" لما كان فى الاسلام.

وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ النِساءِ الآیة این هفتم زن است از محرّمات كه از روى سبب حرام گشته اند،
و محصنات در قرآن بر سه وجه اند:
یكى ذوات الأرحام، چنان كه درین آیت گفت.
دیگر محصنات حرائرند از آزاد زنان، چنان كه آنجا گفت: وَ مَنْ لَمْ یَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا أَنْ یَنْكِحَ الْمُحْصَناتِ الْمُؤْمِناتِ، و جایى دیگر گفت: فَعَلَیْهِنَ نِصْفُ ما عَلَى الْمُحْصَناتِ مِنَ الْعَذابِ.
سیوم محصنات عفائف اند، پرهیزكاران و پارسایان، چنان كه گفت: إِنَ الَذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ.
و ذوات الازواج را محصنات بآن گویند كه حصانت ایشان از جهت شوهران است، فانّ الازواج احصنوهنّ، و منّعوا منهنّ. و أصل الاحصان المنع.
امّا حرائر وعفائف، حصانت ایشان از جهت حرّیت و عفّت است. قال اللَه تعالى: وَ مَرْیَمَ ابْنَتَ عِمْرانَ
الَتِی أَحْصَنَتْ فَرْجَها اى عفّت.

وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ النِساءِ میگوید: زنانى كه ایشان را شوهران اند بر غیر شوهران حرامند. إِلَا ما مَلَكَتْ أَیْمانُكُمْ یعنى بالسّبى من دار الحرب فانّها یحلّ لمالكها بعد الاستبراء بحیضة، و ان كان لهنّ ازواج من المشركین فى دار الحرب.

ابو سعید خدرى گفت كه: رسول خدا (ص) روز حنین لشكرى را به اوطاس فرستاد، و ایشان را نصرت و غنیمت بود، و بردگان آوردند، و در جمله بردگان زنان بودند كه شوهران مشرك داشتند. مسلمانان از صحبت ایشان مى تحرّج نمودند، یعنى كه ایشان شوهران مشرك دارند. ربّ العالمین در شأن ایشان این آیت فرستاد.
و قیل: معناه، حرام علیكم المحصنات من النّساء، فوق الأربع، الّا ما ملكت ایمانكم، فانّه لا عدّة علیكم فیهنّ.
كِتابَ اللَهِ عَلَیْكُمْ نصب است بر مصدر، توكید را و این محمولست بر معنى، لانّ معنى قوله عزّ و جلّ: حُرِمَتْ عَلَیْكُمْ أُمَهاتُكُمْ، كتب اللَه علیكم كتابا و هذا كما قال الشّاعر و رضت فذلّت صعبة اىّ اذلال لأنّ معنى رضت، اذللت. و قیل نصب على الاغراء، اى الزموا كتاب اللَه بتحریم ما ذكرنا من النّساء علیكم.

وَ أُحِلَ لَكُمْ بضمّ الف قراءت حمزه و كسایى است و حفص، از عاصم على بناء الفعل للمفعول به، عطفا على قوله حُرِمَتْ عَلَیْكُمْ أُمَهاتُكُمْ، و الفعل فیه بنى للمفعول به لیشاكل المعطوف المعطوف علیه. باقى قرّا وَ أُحِلَ لَكُمْ خوانند بفتح الف، على بناء الفعل للفاعل، حملا على ما یلیه من قوله: كِتابَ اللَهِ لأنّ المعنى كتب اللَه علیكم كتابا وَ أُحِلَ لَكُمْ ما وَراءَ ذلِكُمْ اى ما سوى ذلكم من النّساء.

أَنْ تَبْتَغُوا موضع آن نصب است على نزع الخافض، یعنى لأن تبتغوا، اى تطلبوا بأموالكم.
میگوید: هر چه بیرون ازین محرّمات است كه بر شمردیم از زنان، اللَه شما را حلال كرد بشرط آنكه بمال خویش ایشان را طلب كنید، بنكاح و صداق، یا بملك و بها.

مُحْصِنِینَ غَیْرَ مُسافِحِینَ یعنى ناكحین غیر زانین، بشرط آنكه عقد درست و راست و پاك بود، ایجاب و قبول بلفظ نكاح، و گواه و ولى.
قال النّبیّ (ص) " كلّ نكاح لم یحضره اربعة فهو سفاح: خاطب و ولىّ و شاهدا عدل "
فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَ اختلاف است میان علما كه این آیت محكم است یا منسوخ. قول حسن و مجاهد آنست كه: آیت محكم است، و معنى آنست كه: فما انتفعتم و تلذّذتم به من النّساء بالنّكاح الصّحیح.

فَآتُوهُنَ أُجُورَهُنَ اى مهورهنّ كاملا بعد الدّخول، و نصفا قبل الدّخول. میگوید: چون بنكاح صحیح بیكدیگر رسید ایشان را مهر تمام دهید، و پیش از دخول و مسیس نیمه مهر. و بمذهب ابن عباس آیت محكم است، رخصت نكاح متعت است و نكاح متعت آنست كه زنى خواهد بولىّ و دو گواه تا زمانى نام كرده، بأجرى معلوم. پس چون آن مدّت بسر آید، زن مالك نفس خویش باشد. آن گه اگر خواهد با وى میباشد، و اگر نه،
وى را رسد كه از وى مفارقت كند و عدّت وى آنست كه یك قرء باز برد، اگر از ذوات الأقراء باشد، و اگر نه از ذوات الاقرا بود، یك ماه است عدّت وى، تا استبراء رحم حاصل شود و میان ایشان توارث نباشد، و اگر فرزندى آید بپدر ملحق بود.

این شرح نكاح متعت است، و ابن عباس و طائفه اى از اهل بیت این رخصت داده اند، و دلیل ایشان قراءت ابى و سعید بن جبیر است " فما استمتعتم به منهن الى اجل مسمى فآتوهن اجورهن
امّا معظم علما و فقها از صحابه و تابعین و سلف صالحین بر آنند كه این نكاح متعت در ابتدا اسلام بود پس منسوخ (؟!!! حکم نسخ را هنوز هیچکسی از همینهایی که نام بردند ذکر نکرده اند پس نکاح متعت هنوز هم صحیح است. فقط عمر خطاب از پیش خود حر ام کرد و بدعتی بود در دین و احکام دین . ( محمود .ز )  گشت، و متعت زنان در شریعت امروز حرام است. مصطفى (ص) گفت در بعضى از خطب: یا ایّها النّاس انّى كنت امرتكم بالاستمتاع من هذه النّساء، ألا انّ اللَه سبحانه حرّم ذلك الى یوم القیمة

....

فَآتُوهُنَ أُجُورَهُنَ فَرِیضَةً اجر اینجا مهر است، و سمّى اجرا لأنّه اجر الاستمتاع، و لهذا یتأكّد بالخلوة و الدّخول. و بمذهب شافعى مهر را حدّى نیست، اگر اندك بود و اگر بسیار، رواست، كه در شرع مقدّر نیست و بمذهب بو حنیفه مقدّر است، و كمینه آن ده درم سپید است و دلیل شافعى آنست كه مصطفى (ص) گفت " الصّداق جائز قلیله و كثیره" و قال: من اعطى فى صداق امرأته مل ء كفّیه سویقا او تمرا فقد استحلّ .
و اگر زنى را بزنى كند بى مهر، عقد درست است. امّا شافعى را دو قول است: كه مهر المثل او كى واجب شود؟ یك قول آنست كه بنفس عقد واجب شود، و هو الموافق لمذهب ابى حنیفة، و قول دوم آنست كه بوطى و دخول واجب شود، و هو الصحیح و المنصور فى الخلاف.

وَ لا جُناحَ عَلَیْكُمْ فِیما تَراضَیْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِیضَةِ بقول ایشان كه نكاح متعت روا دارند معنى آنست كه: اگر بعد از انقضاء مدّت و پیش از استبراء رحم برضاء یكدیگر خواهند كه در مدّت و در اجر بیفزایند، ایشان را روا باشد و بقول عامّه فقها و جمهور اهل علم معنى آنست كه: وَ لا جُناحَ عَلَیْكُمْ فِیما تَراضَیْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِیضَةِ یعنى من حطّ من المهر و ابراء من بعض الصّداق او كلّه، اى لا اثم علیكم فى أن تهب المرأة للرّجل مهرها، او یهب الرّجل للمرأة ان لم یدخل بها نصف المهر الّذى لا یجب لها الّا بالدخول و قیل لا بأس أن ترضى المرأة من النّفقه بدون نفقة مثلها.
إِنَ اللَهَ كانَ عَلِیماً بما یصلح امر العباد " حَكِیماً" فیما بیّن لهم من عقد النّكاح الّذى به حفظت الاموال و الأنساب.


النوبة الثالثة
قوله تعالى: یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا لا یَحِلُ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِساءَ كَرْهاً الآیة
هم نداست و هم تنبیه، هم اشارتست و هم شهادت، و هم حكم یا نداست .
" ایّها " تنبیه است، الَذِینَ اشارت است، آمَنُوا شهادت است،

لا یَحِلُ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِساءَ كَرْهاً حكم است، و بیان حكم آنست كه این زنان مستضعفان اند، و در تحت قهر شما اسیرانند. نگر تا ایشان را نرنجانید، و از راه تلبیس و تدلیس بر ایشان حكم نكنید، و قهر نرانید، و آنچه شرع نپسندد از ایشان در نخواهید، بلكه با ایشان بمعروف زندگانى كنید.

وَ عاشِرُوهُنَ بِالْمَعْرُوفِ اى بتعلیم الدّین و التّأدّب باخلاق المسلمین. راه دین و دیانت بایشان نمائید، و آداب مسلمانى و شریعت ایشان را در آموزید، و ایشان را از آتش بپرهیزید، چنان كه جاى دیگر گفت: قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِیكُمْ ناراً. آداب صحبت در معاشرت با ایشان نگه دارید، و رنج ایشان احتمال كنید، و بار خدمت و رنج خویش بر ایشان منهید. هر چند كه از روى ظاهر على الخصوص زنان را میگوید، امّا از روى اشارت على العموم همه مسلمانان را میگوید.

نگرید تا خویشتن را بهیچ وقت بر هیچ مسلمان حقّ و فضل واجب نبینید، و از مهینان خویش خدمت نخواهید، و بر كمینان زور نكنید. و بر اهل ضعف صولت ننمائید، بلكه در مراعات و مواسات ایشان بكوشید، و بایشان تقرّب كنید.

به داود (ع) وحى آمد كه: اى داود اگر شكسته اى بینى در راه ما، یا دل شده اى در كار ما، نگر تا او را خدمت كنى، بلقمه اى نان، بشربتى آب بدو تقرّب جویى، و در بر آفتاب نور دلش بنشینى.

اى داود دل آن درویش درد زده مشرقه آفتاب نور ماست! آفتاب نور جلال ما پیوسته در غرفه دل او مى تابد.

پیر طریقت گفت: اى مسكین اگر نتوانى كه باو تقرّب جویى، بارى بدل اولیاش تقرّب جوى، كه بر دل ایشان اطّلاع كند، هر كه را در دل ایشان بیند، وى را بدوست گیرد.
نبینى
كه مصطفى (ص) با ضعفاء مهاجرین بنشستى، و خود را در ایشان شمردى، و گفتى : الحمد للَه الّذى جعل فى أمّتى من امرت ان اصبر نفسى معهم،
و ذلك فى حدیث ابى سعید الخدرى (رض) قال: كنت فى عصابة، فیها ضعفاء المهاجرین، و انّ بعضهم یستر بعضا من العرى، و قارئ یقرأ علینا، و نحن نستمع الى قراءته، فجاء النّبیّ (ص)  حتّى قام علینا، فلمّا رآه القارى سكت فسلّم، فقال: ما كنتم تصنعون؟
قلنا: یا رسول اللَه قارئ یقرأ علینا، و نحن نستمع الى قراءته، فقال رسول اللَه (ص) " الحمد للَه الّذى جعل فى امّتى من امرت ان اصبر نفسى معهم" ثمّ جلس وسطنا لیعدّ نفسه فینا.
ثمّ قال بیده هكذا، فحلق القوم و نوّرت وجوههم، فلم یعرف رسول اللَه (ص) احد، قال: و كانوا ضعفاء المهاجرین، فقال النّبی (ص) ابشروا صعالیك المهاجرین بالنّور التّام یوم القیمة، تدخلون الجنّة قبل اغنیاء المؤمنین بنصف یوم مقدار خمسمائة عام فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَ فَعَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَیْئاً وَ یَجْعَلَ اللَهُ فِیهِ خَیْراً كَثِیراً

هر چه آن بر نفست امروز صعب تر، فردا آن بر دلت خوشتر. هر چه امروز در سراى حكم صورت رنج دارد، فردا در سراى وصل مایه گنج بود. بیمرادى و بیكامى امروز بر نفس سوار است، لكن زهى مراد و كام كه فردا در ضمن این كار است.

گر امروز اندرین منزل ترا حالى زیان باشد
زهى سرمایه و سودا كه فردا زین زیان بینى

قوله: وَ إِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدالَ زَوْجٍ مَكانَ زَوْجٍ وَ آتَیْتُمْ إِحْداهُنَ قِنْطاراً فَلا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَیْئاً
تحقیق كرم است در مذهب دوستى، و تمهید قاعده جوانمردى، میگوید: جفوت فرقت و استرداد معیشت بهم جمع مكنید، كه این نه كار كریمانست، و نه سزاى جوانمردان!
چون داغ فرقت بر دل آن مسكینه نهادى، نگر تا دست خرج او نیز بر بند نیارى، بآنكه داده واستانى، و داغش بر داغ نهى.

حسن بن على (ع) زنى داشت. وى را طلاق داد. آن گه مال فراوان بوى فرستاد، و گفت او را: محنت فراق ما بس است، نیز رنج دست تنگى بر وى نباید نهاد.
گویند آن مال چهل هزار درم بود. زن آن مال پیش خویش بخاك فرو ریخت و میگفت: متاع قلیل من حبیب مفارق .

حُرِمَتْ عَلَیْكُمْ أُمَهاتُكُمْ. الآیة
اشارت این آیت آنست كه بناء شرع بر تعبّد است نه بر تكلّف، و قانون دین منقول است نه معقول، و مایه سنّت تسلیم است نه تعلیل.
تسلیم راهیست آسان، منزل آن آبادان، مقصد آن رضاء رحمن.
تكلّف و تصرّف راهیست دشخوار، منزل آن خراب، مقصد آن ناگوار.

هان! از راه تكلّف خیز، و در تسلیم آویز، وز تصرّف و تعلیل بپرهیز. آنچه شرع حرام كرد محرّم دان بى علّت، حوالت آن بر ارادت، بناء آن بر مشیّت. بجاى محرّم گر محلّل بودى همان بودى، و سائغ در شرع مقدّس بودى، و بى علّت و بى شبهت بودى، فهو الحقّ جلّ جلاله، یفعل ما یشاء و یحكم ما یرید، من یحرّم ما یشاء على من یشاء، و یبیح ما یشاء لمن یشاء، لا علّة لصنعه و لا معترض على حكمه.

ادامه دارد ...
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari


گل


علی (ع)


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس



سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (146)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (147)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (148)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (149)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (151)

تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء

تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (154)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (156)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (157)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (158)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (159)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)




مطالب اخیر وبلاگ :
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (159)
ائمه اثنی عشر
اثر دوست و همنشین بد
معنی تسلیم و رضا !
الخیر فی ما وقع
رابطه غیرمستقیم !
بی مراعات بی مروتست
حفظ مراتب
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (158)
دام کام , چاپلوسی ( چگونه فیل را هم میشود خر کرد؟! )
هــــو
گوهر و خرمهره در یک سلک جولان میکنند
توبه , راهی که دوست مفتوح دارد !
من از اینهایم ... !
از نفرین پدر و مادر بترسید
قراء سبعه و حافظ و... (01)
حروف هجا و تهجّی
تفسیر کفــر و ایمـان
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (14)
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (09)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (157)
تندروی و کندروی از نادانی است !
خدای بخشاینده گنهکاران
یقین
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (156)
عوعوی سگان آل سعود هم بگذرد !
انسان عجیب مختار یا دربند ... !
جـــنّ
میانه‌روی در ستودن
حکمت حرمت منکرات
زنان و بهترین آنان
خدای نوازنده یتیمان
دوستان حضرت دوست نگران نباشند !
شاکر نادم
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
وجه تسمیه پارس
سید حسن نصرالله و شهید سمیر قنطار
آنهائیکه خیلی دوستشان دارم (سید حسن نصرالله )
اندرزهای قابوس وشمگیر
حجت وجود حق
تحریم یا غیرت آزمایی ...
مناظره عالم و شیطان
(خطورات) باز تعریف مبناها
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (154)
عزّت و ذلّت دارا و ندار !
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
!? WHO SHALL GATHER BONES
!؟ WHICH WAY IS BETTER
THE KIND PROPHET
I AM LIKE A TRAVELLER IN THIS WORLD




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.