وَاللاَّتِی یَأْتِینَ الْفَاحِشَةَ مِن نِّسَآئِكُمْ فَاسْتَشْهِدُواْ عَلَیْهِنَّ أَرْبَعةً مِّنكُمْ فَإِن شَهِدُواْ فَأَمْسِكُوهُنَّ فِی الْبُیُوتِ حَتَّىَ یَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ یَجْعَلَ اللّهُ لَهُنَّ سَبِیلًا ﴿15﴾
و از زنان شما كسانى كه مرتكب زنا مى‏شوند چهار تن از میان خود [مسلمانان] بر آنان گواه گیرید پس اگر شهادت دادند آنان [=زنان] را در خانه‏ ها نگاه دارید تا مرگشان فرا رسد یا خدا راهى براى آنان قرار دهد (15)
قرآن
 النوبة الاولى
قوله تعالى:
وَ اللَاتِی یَأْتِینَ الْفاحِشَةَ و آنان كه فاحشه كنند و نابكار،
مِنْ نِسائِكُمْ ازین زنان شما،
فَاسْتَشْهِدُوا عَلَیْهِنَ أَرْبَعَةً مِنْكُمْ گواه كنید بر ایشان چهار مرد از شما،
فَإِنْ شَهِدُوا و اگر گواهى دهند،
فَأَمْسِكُوهُنَ فِی الْبُیُوتِ ایشان را در خانها باز دارید و نگه میدارید،
حَتَى یَتَوَفَاهُنَ الْمَوْتُ تا آن وقت كه بمیراند ایشان را مرگ،
أَوْ یَجْعَلَ اللَهُ لَهُنَ سَبِیلًا (15) یا راهى سازد اللَه ایشان را.

وَ الَذانِ یَأْتِیانِها و آن مرد و زن كه آن كند،
مِنْكُمْ از شما
فَآذُوهُما برنجانید ایشان را،
فَإِنْ تابا وَ أَصْلَحا اگر توبه كنند و باصلاح آیند،
فَأَعْرِضُوا عَنْهُما روى گردانید از ایشان و درگذارید،
إِنَ اللَهَ كانَ تَوَاباً رَحِیماً (16) كه خداى توبه پذیر است مهربان همیشه.

إِنَمَا التَوْبَةُ عَلَى اللَهِ باز پذیرفتن رهى بر خداى است،
لِلَذِینَ یَعْمَلُونَ السُوءَ بِجَهالَةٍ ایشان را كه بدى میكنند بنادانى،
ثُمَ یَتُوبُونَ مِنْ قَرِیبٍ پس مى باز گردند از نزدیك،
فَأُولئِكَ یَتُوبُ اللَهُ عَلَیْهِمْ ایشان آنند كه توبه دهد اللَه ایشان را و باز پذیرد،
وَ كانَ اللَهُ عَلِیماً حَكِیماً (17) و خداى داناى راست دانش است همیشه.

وَ لَیْسَتِ التَوْبَةُ و توبه پذیر نیست،
لِلَذِینَ یَعْمَلُونَ السَیِئاتِ ایشان را كه شرك آرند و بدیها كنند،
حَتَى إِذا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ تا آن گه كه حاضر آید بیكى از ایشان مرگى،
قالَ إِنِی تُبْتُ الْآنَ آن گه گوید: من باز گشتم اكنون،
وَ لَا الَذِینَ یَمُوتُونَ وَ هُمْ كُفَارٌ و نه ایشان را كه توبه كنند آن گاه كه میمیرند بر كافرى،
أُولئِكَ أَعْتَدْنا لَهُمْ عَذاباً أَلِیماً (18) ایشانند كه ساختیم ایشان را عذابى دردنماى.


النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ اللَاتِی یَأْتِینَ الْفاحِشَةَ الآیة
در ابتداء اسلام مرد و زن كه بفعل زنا فراهم شدندى، و هر دو ثیّب بودندى و محصن، حكم ایشان آن بود كه ایشان را از یكدیگر جدا كردندى، و بزندان باز داشتندى، چنان كه درین آیت گفت: فَأَمْسِكُوهُنَ فِی الْبُیُوتِ و اگر هر دو بكر بودندى، در حال زنا حكم ایشان ایذا بود، چنان كه در آیت دیگر گفت: فَآذُوهُما و ایذاء آن بود كه ایشان را در آن زنا مى سرزنش كردند و مى زجر گفتند: انتهكتما حرمات اللَه، و عصیتماه، و استوجبتما عقابه.
پس هر دو آیت منسوخ شد، آیت اول بجلد و رجم، و آیت دوم بجلد و تغریب و ناسخ این بود كه مصطفى (ص) گفت: خذوا عنّى، قد جعل اللَه لهنّ سبیلا، البكر بالبكر جلد مائة و تغریب عام، و الثّیّب بالثّیّب جلد مائة و الرّجم.
پس در حق ثیّب دیگر بار جلد منسوخ گشت، و رجم ثابت شد و ناسخ این بود كه مصطفى (ص) گفت: در آن خبر معروف و أمّا انت یا انیس! فاغد على امرأة هذا، فان اعترفت فارجمها
بعد از اعتراف رجم فرمود و جلد نفرمود.
و نیز آیتى است از قرآن كه خطّ آن منسوخ است، و حكم آن ثابت، و هو قوله تعالى: الشیخ و الشیخة اذا زنیا فارجموهما البتة نكالا من اللَه و اللَه عزیز حكیم.

امّا ناسخ آیت دوم همین است " البكر بالبكر جلد مائة و تغریب عام"
و هم این آیت كه اللَه گفت: الزَانِیَةُ وَ الزَانِی فَاجْلِدُوا كُلَ واحِدٍ مِنْهُما مِائةََ جَلْدَةٍ.،

و على الجمله سخن درین آیت و در بیان حكم زنا آنست كه: اگر بالغى عاقل باختیار خویش و از تحریم زنا آگاه، زنا كند، و بر وى درست شود، از اقرار و اعتراف وى، یا از گواهى چهار مرد عدول، گواهى بیك صورت، اگر مرد و زن هر دو محصن باشد هر دو را رجم كنند، ..... و اگر یكى محصن باشد و یكى نه، بر محصن رجم است و بر غیر محصن جلد و تغریب، و شرط احصان بلوغ است، و عقل، و حرّیّت، و اصابت در نكاحى درست و كیفیّت رجم آنست كه سنگ در وى مى اندازند تا هلاك شود، و اگر در میانه بگریزد، و حدّ وى باقرار واجب شده است نه به بیّنه، از پس وى نباید رفت و فرو باید گذاشت، كه در خبر است كه یكى را سنگسار میكردند در عهد رسول (ص) چون سنگ بوى رسید بگریخت. از پس وى برفتند و او را میزدند تا هلاك شد.
رسول خدا گفت: هلّا تركتموه لعلّه یتوب فیتوب اللَه علیه؟! و اگر كسى اقرار دهد بزنا، پس از آن اقرار خویش باز آید، آن رجوع از وى مقبولست، و حدّ از وى بیفتد و اگر زنى حامل باشد كه مستوجب رجم بود تا بار ننهد او را رجم نكنند، لما روى انّ امرأة من غامد من الأزد جاءت الى رسول اللَه (ص) فقالت: یا رسول اللَه طهّرنى، فقال: ویحك! ارجعى فاستغفرى اللَه و توبى الیه، فقالت: ترید ان تردّدنى كما رددت ماعز بن مالك؟ انّما حبلى من الزّنا. فقال: زنیت؟ قالت: نعم. قال لها: حتّى تضعى ما فى بطنك. قال: فكفّلها رجل من الانصار حتّى وضعت. فاتى النّبیّ (ص) فقال: قد وضعت الغامدیّة. فقال: اذا لا نرجمها و ندع ولدها صغیرا! لیس له من یرضعها (!) فقام رجل من الانصار، فقال: الىّ رضاعه یا نبىّ اللَه. فرجمها.

و اگر زانى یا زانیه نه محصن باشد، حدّ وى، اگر آزاد باشد صد تازیانه است، و اگر بنده بود یا كنیزك پنجاه تازیانه. و بر روى وى نزنند، و بر جایى كه مقتل بود نزنند، امّا بر سر زنند كه جاى شیطان سر است، و قهر شیطان در آن است، ... و یك سال او را از وطن خویش بیرون كنند، اگر آزاد باشد و اگر بنده، و اگر مرد باشد یا زن، الى مسافة تقصر فیها الصّلاة. و بمذهب ابو حنیفة تغریب نیست و چون حدّى از حدود شرع واجب شود بر كسى، البتّه روا نباشد كه در آن شفاعت كنند، كه مصطفى (ص) گفت: من حالت شفاعته دون حدّ من حدود اللَه فقد ضادّ اللَه.
امّا پیش از آنكه بیّنت درست شود، و ظاهر گردد، مستحبّ است ستر كردن و از سر آن فراگذاشتن، لقوله (ص) تعافوا الحدود فیما بینكم، فما بلغتم من حدّ فقد وجب .  وقال " ادرؤوا الحدود عن المسلمین ما استطعتم، فان كان مخرج فخلّوا سبیله "
 
قوله تعالى: إِنَمَا التَوْبَةُ عَلَى اللَهِ الآیة یعنى انّما التّوبة الّتى اوجب اللَه على نفسه بفضله قبولها، لِلَذِینَ یَعْمَلُونَ السُوءَ میگوید: آن توبه كه اللَه تعالى بفضل خویش پذیرفتن آن بر خود واجب كرده است، توبت ایشانست كه بنادانى فرا سر گناه شوند، پس عن قریب توبه كنند. این مِنْ قَرِیبٍ آنست كه جایى دیگر گفت: وَ لَمْ یُصِرُوا عَلى ما فَعَلُوا یعنى كه از گناه زود باز گردند و بر آن مصرّ نباشند.

گفته اند: بِجَهالَةٍ درین آیت كلمه مذمّت است نه كلمه معذرت. از هیچكس بدى نیاید مگر كه آن بدى او از نادانى بود، كه معصیتها همه نادانى است، هر كه بخدا عاصى شود آن معصیت وى جهل است اگر چه مرد ممیّز و عاقل بود و این جهل بحقیقت بدو چیز باز میگردد: یكى آنكه قدر اللَه كه بوى عاصى میشود نمیداند.دیگر آنكه قدر عقوبت بر آن فعل معصیت نمیداند. زجاج گفت: این جهالت اختیار لذت فانى است بر لذت باقى.
.....
این نزدیك مطلع است بوقت معاینه، كه چیزى از غیب وى را دیده ور شود. گفته اند معاینه ملك الموت در وقت مرگ از امارات قیامت است و نشان آخرت، و در آخرت توبه بنده نپذیرند، و ایمان در آن ساعت قبول نكنند، كه آن نه ایمان بغیب است، و ربّ العالمین میگوید: الَذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ مؤمنان ایشانند كه ایمان بغیب آرند، و ایمان كه پذیرند ایمان بغیب است.
أُولئِكَ أَعْتَدْنا لَهُمْ عَذاباً أَلِیماً اعتداد ساختن است، و العتاد ساز، و العتیدة طبل عروس.


النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ اللَاتِی یَأْتِینَ الْفاحِشَةَ مِنْ نِسائِكُمْ الآیة
كردگار نهان دان، خداوند مهربان، و بخشاینده بر همگنان، درین آیت خبر داد از رحمت و فضل خود بر بندگان، و اسبال ستر خویش بر عیب ایشان، تا همه خود داند فعل بد ایشان، و آب رویشان نبرد نزدیك خلقان. هر چند رهى شوخ تر، وى جلّ جلاله كریم تر، هر چند رهى گیرنده تر، اللَه او را باز خواننده تر.

روى فى بعض الكتب المنزلة عبدى! انت العوّاد الى الذّنوب، و انا العوّاد الى المغفرة، لتعلم أنا أنا و انت انت

داود (ع) زبور خواندى، هر گه كه بآیتى رسیدى كه در آن ذكر گناهكاران بودى گفتى: اللّهمّ لا تغفر للخطّائین! ملكا بر گنه كاران رحمت مكن، و تقدیر انگشت تهدید در وى میگزید كه: اى داود! باش تا ترا كار افتد، آن گه ازین گفته استغفار كنى! پس چون آن واقعه بیفتاد، و آن تیر تقدیر در حلق او نشست در خاك ندم مى غلطید و میگفت : ربّ اغفر لى !
و تقدیر میگفت: اى داود نه تو میگفتى كه گنه كاران را میامرز؟
گفت: بار خدایا ندانسته بودم. هنوز بكر بودم. مقرع سهام قدر نگشته بودم.
بار خدایا! از آن گفت توبه میكنم. تو آن كن كه سزاى آنى. تو احوال بندگان به دانى. مطّلع بر سرّ ایشانى. عزیز و سلطانى. كریم و مهربانى.

از مهربانى وى نكته اى بشنو، بنگر درین آیت، و تأمّل كن درین حالت، كه شهادت چهار گواه عدول در ثبوت فاحشه معتبر كرد، بر وجهى و تحقیقى كه اقامت بیّنت بر آن صفت دشخوار صورت بندد. این همه از آن كرد تا آن فاحشه بر بنده درست نشود، و او را فضیحت نرسد.

مصطفى (ص) این خلق كرم از درگاه عزّت گرفت، و این ادب بیاموخت، تا چون ماعز بن مالك بر وى آمد، و اقرار داد بفاحشه، رسول خدا بهانه ها فرا پیش میآورد، و او را از سر آن فرا میداشت. و در خبر است كه اول ماعز گفت: یا رسول اللَه طهّرنى، مرا پاك گردان. رسول گفت: برو اى ماعز استغفار و توبه كن. ماعز ساعتى رفت، باز آمد، و همان سخن گفت. رسول همان جواب داد. تا سه بار برفت. چهارم بار كه باز آمد، رسول خدا گفت: ترا از چه پاك كنم؟ ماعز گفت: از زنا. دیگر بار رسول (ص) واسر بهانه شد، گفت: مگر دیوانه است این مرد؟
گفتند: یا رسول اللَه دیوانه نیست.
گفت: مگر خمر خورده است، و مست شده؟
یكى را گفت: بنگر تا خود از وى بوى خمر آید یا نه؟
گفتند: نه.
آن گه رسول گفت: یا ماعز زنا كردى؟
ماعز گفت: آرى.
رسول گفت: بنگر مگر كه نظرى كردى، یا بدست پاسیده اى، یا دهن داده اى؟
گفت: نه، یا رسول اللَه. پس دیگر بار بزنا اقرار داد.
پس رسول خدا بفرمود تا وى را رجم كردند.
آن گه یاران را گفت: استغفروا لماعز بن مالك لقد تاب توبة لو قسمت بین امّة لوسعتهم.

با اینهمه آورده اند كه: بار خداى عالم آن سوخته را در سرّ بشنوانید كه یا ماعز! ندانسته بودى كه ما رسول، تنفیذ احكام شرع را فرستادیم، و حاكم مملكت كردیم، چون نزدیك وى شدى وى اندر حكم كردن و حدّ راندن تقصیر نكند، كه قلم شرع بدو داده ایم. آن گه بدرگاه او شدى ترا رجم كرد، چرا بدرگاه من نیامدى تا توبت تو پذیرفتمى، و گناهت در گذاشتمى؟! فانّى أنا الغفور الرّءوف! إِنَمَا التَوْبَةُ عَلَى اللَهِ لِلَذِینَ یَعْمَلُونَ السُوءَ بِجَهالَةٍ الآیة

توبت نشان راه است، و سالار بار، و كلید گنج، و شفیع وصال، و سر همه شادى، و مایه آزادى.
اول پشیمانى در دل است، پس عذر بر زبان، پس بریدن از بدى و بدان!

در خبر مى آید كه
هر كه توبه كند و رفیقان بد بنگذارد، تائب نیست.
هر كه توبه كند وطعام و شراب بنگذارد تائب نیست.
هر كه توبه كند و جامه خواب بنگذارد، و خواب از دیده بیرون نكند، تائب نیست.
هر كه توبه كند و از مال وى آنچه از قوت بسر آید انفاق نكند تائب نیست.

شرط توبه آنست كه از همه موجودات دل بر گیرد، و روى در حق آرد. هر خون و گوشت كه بر هفت اندام دارد بریاضت فرو گذارد.

توبه مقدّمه آتش است كه از قعر دوزخ آمده، تا آنچه فردا آتش با تو خواهد كرد، تو امروز بآب دیده با خود بكنى!
توبه اشخاص حضرت است، بر تو فرستادند كه: اى جوانمرد این جنگ تا كى؟ و این بد عهدى تا چند؟ و از آى و صلحى بكن!

اى باز هوا گرفته باز آى و مرو
كز رشته تو سرى در انگشت منست


اى آزاد مرد! چند گه در خوابى؟ بیدار شو كه وقت صباح است! و در سر شور شراب شوق دارى؟ همین كه هنگام صبوح است! تا كى شكسته دل و عهدى؟ بیا كه وقت قبول نصیحت و توبه نصوح است.

وَ لَیْسَتِ التَوْبَةُ لِلَذِینَ یَعْمَلُونَ السَیِئاتِ الآیة
بزبان علم توبه پیش از مرگ باید، و گر همه یك لحظه بود و بزبان معاملت پیش از عادت نفس باید در خویشتن دیدن، و خود پرستیدن، هر كه خویشتن را پسندید و بعادت در خود نگرید، در توبه بر وى فرو بستند، و آب فلاح از وى باز گرفتند.

دور شو از صحبت خود بر در عادت پرست
بوسه بر خاك كف پاى ز خود بیزار زن


نه هر كه در راه شریعت توبه كرد بعفو و مغفرت رسید، از روى حقیقت بصدق محبت رسید!

روزگارى داود پیغامبر (ع) میگریست و تضرّع میكرد.
آخر او را گفتند: یا داود لم تبكى و قد غفرت لك، و أرضیت خصمك، و قبلت توبتك؟!
چرا مى گریى و ترا آمرزیدم، و خصمت خشنود كردم، و توبت تو قبول كردم، و عذرت بپذیرفتم؟!
گفت: بار خدایا! میدانم، لكن آن وقت خوش كه داشتم در صحبت، و آن نفس كه مرا با تو بود در خلوت،
باز ده.
گفت: یا داود! هیهات! ذاك ودّ قد مضى.
فخلّ سبیل العین بعدك بالبكا
فلیس لایّام الصّفاء رجوع

دردا و دریغا كه از آن خاست و نشست
خاكیست مرا بر سر و بادیست بدست



ادامه دارد ...
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari


گل


علی (ع)


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس



سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (146)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (147)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (148)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (149)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (151)

تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء

تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (154)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (156)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (157)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (158)



مطالب اخیر وبلاگ :
دام کام , چاپلوسی ( چگونه فیل را هم میشود خر کرد؟! )
هــــو
گوهر و خرمهره در یک سلک جولان میکنند
توبه , راهی که دوست مفتوح دارد !
من از اینهایم ... !
از نفرین پدر و مادر بترسید
قراء سبعه و حافظ و... (01)
حروف هجا و تهجّی
تفسیر کفــر و ایمـان
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (14)
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (09)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (157)
تندروی و کندروی از نادانی است !
خدای بخشاینده گنهکاران
یقین
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (156)
عوعوی سگان آل سعود هم بگذرد !
انسان عجیب مختار یا دربند ... !
جـــنّ
میانه‌روی در ستودن
حکمت حرمت منکرات
زنان و بهترین آنان
خدای نوازنده یتیمان
دوستان حضرت دوست نگران نباشند !
شاکر نادم
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
وجه تسمیه پارس
سید حسن نصرالله و شهید سمیر قنطار
آنهائیکه خیلی دوستشان دارم (سید حسن نصرالله )
اندرزهای قابوس وشمگیر
حجت وجود حق
تحریم یا غیرت آزمایی ...
مناظره عالم و شیطان
(خطورات) باز تعریف مبناها
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (154)
عزّت و ذلّت دارا و ندار !
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
!? WHO SHALL GATHER BONES
!؟ WHICH WAY IS BETTER
THE KIND PROPHET
I AM LIKE A TRAVELLER IN THIS WORLD
بهشت نقد کجاست ؟!
! ALTRUISM
MUHAMMAD, THE MAN OF JUSTIC
SPEECHES IN THE FAMOUS BAZAARS
THE GOOD MANNERS OF THE PROPHET
MUHAMMAD, THE TRUST-WORTHY
THE PLOT TO MURDER THE HOLY PROPHET
THE DEFENDER OF THE PROPHET.s
بسم الله الرحمن الرحیم



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.