توبت نشان راه است، و سالار بار، و كلید گنج، و شفیع وصال، و سر همه شادى، و مایه آزادى.
اول پشیمانى در دل است، پس عذر بر زبان، پس بریدن از بدى و بدان!
امام علی و توبه
در خبر مى آید كه
هر كه توبه كند و رفیقان بد بنگذارد، تائب نیست.
هر كه توبه كند وطعام و شراب بنگذارد تائب نیست.
هر كه توبه كند و جامه خواب بنگذارد، و خواب از دیده بیرون نكند، تائب نیست.
هر كه توبه كند و از مال وى آنچه از قوت بسر آید انفاق نكند تائب نیست.

شرط توبه آنست كه از همه موجودات دل بر گیرد، و روى در حق آرد. هر خون و گوشت كه بر هفت اندام دارد بریاضت فرو گذارد.

توبه مقدّمه آتش است كه از قعر دوزخ آمده، تا آنچه فردا آتش با تو خواهد كرد، تو امروز بآب دیده با خود بكنى!
توبه اشخاص حضرت است، بر تو فرستادند كه: اى جوانمرد این جنگ تا كى؟ و این بد عهدى تا چند؟ و از آى و صلحى بكن!

اى باز هوا گرفته باز آى و مرو
كز رشته تو سرى در انگشت منست


اى آزاد مرد! چند گه در خوابى؟ بیدار شو كه وقت صباح است! و در سر شور شراب شوق دارى؟ همین كه هنگام صبوح است! تا كى شكسته دل و عهدى؟ بیا كه وقت قبول نصیحت و توبه نصوح است.

وَ لَیْسَتِ التَوْبَةُ لِلَذِینَ یَعْمَلُونَ السَیِئاتِ الآیة
بزبان علم توبه پیش از مرگ باید، و گر همه یك لحظه بود و بزبان معاملت پیش از عادت نفس باید در خویشتن دیدن، و خود پرستیدن، هر كه خویشتن را پسندید و بعادت در خود نگرید، در توبه بر وى فرو بستند، و آب فلاح از وى باز گرفتند.

دور شو از صحبت خود بر در عادت پرست
بوسه بر خاك كف پاى ز خود بیزار زن


نه هر كه در راه شریعت توبه كرد بعفو و مغفرت رسید، از روى حقیقت بصدق محبت رسید!

روزگارى داود پیغامبر (ع) میگریست و تضرّع میكرد.
آخر او را گفتند: یا داود لم تبكى و قد غفرت لك، و أرضیت خصمك، و قبلت توبتك؟!
چرا مى گریى و ترا آمرزیدم، و خصمت خشنود كردم، و توبت تو قبول كردم، و عذرت بپذیرفتم؟!
گفت: بار خدایا! میدانم، لكن آن وقت خوش كه داشتم در صحبت، و آن نفس كه مرا با تو بود در خلوت،
باز ده.
گفت: یا داود! هیهات! ذاك ودّ قد مضى.
فخلّ سبیل العین بعدك بالبكا
فلیس لایّام الصّفاء رجوع

دردا و دریغا كه از آن خاست و نشست
خاكیست مرا بر سر و بادیست بدست



از كشف الأسرار و عُدة الأبرار

به تلگرام ما بپیوندید



لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari




مطالبی دیگر :
- خدای بخشاینده گنهکاران
- خدای نوازنده یتیمان
- خداوندا! اكنون كه برگرفتى بمگذار !
- تا كى آواز آید كه بیامرزیدیم مندیش !
- خداوندا !چه بود كه یك بار خود خوانى ؟!
- ظالمین نهایتا رسوا و بی یاور شده و در خذلان خواهند افتاد!
- ذاكران
- جز وى خداوند نیست و  الهه زمینی هم نگیرید !
- همه مردنى اند و او زنده پاینده
- این قصه سربسته , روزى برگشایند !
- تلخی تحمل جفای خلق
- زنده واقعی نزد خداست
- اگر خدا یاری کند ... !
- معانی ظلم در قرآن کریم
- اى مهتر كائنات! اى محمد (ص) نامت تا ابد جاودان
- قیمت هر كسى چیست ؟!
- محمد (ص) و خدای محمد (ص) !
- خوشبختان بسرعت بسمت مغفرت خدا میروند
- روزگار قدرت بین مردم دست بدست میگردد!
- تو بخواه خدا می بخشد !
- دوستان خدا خوار نمیشوند !
- دنیا و آنچه در آنست همه بادست
- انواع هدایت در قرآن کریم
- آیت خاص فضیلت محمد (ص)
- عزیز هم شکوه میکند !!
- اصحاب مباهله پنج+یک (فخر جبرئیل بعضویت در اهل البیت)
- دلمشغوی و ذکر مدام, شرط دوستی
- دوستی , نسبت و تبعیت !
- هیچ در اندیشه ی که چون بود حال ما روز رستاخیز ؟!
- آل سعود و بیخبری از آیات الهی (وقتی پرده دار حرم غاصب است و بیخبر)
- قیامت , همانندی روی ها و دلها
- دوستان خدا محزون نباشند
- حکایت درویشان خدا
- هدایت فقط کار خداست و در این امر شریک نمیخواهد
- حکمت , حقیقت و ثمره آن
- ترفندهای مشتاقان گفتگو با محبوب
- قبله های خلق !
- الله و اولیاء الله
- خدای غفار در خور خویش با بندگان معاملت کند نه در خور بندگان!
- مقر به لا اله الا الله نمی سوزد
دیده برای دیدن دوست است
موسی و لذت و بهجت کلام الهی
ذکر و اقسام آن
حرم ظاهر و حرم باطن !
بنده و ارباب !
حج عوام و حج خواص
دری بگشا تا دری بگشاید
مسلمانی ز سلمان جوی و ...
آزمون سخت دوستی خلیل الله
التحصین‏ ابن فهد حلی (1)
التحصین‏ ابن فهد حلی (2)
التحصین‏ ابن فهد حلی (3)
التحصین‏ ابن فهد حلی (4)

التحصین‏ ابن فهد حلی (5)
التحصین‏ ابن فهد حلی (6)
التحصین‏ ابن فهد حلی (7)

شرح دو بیت از مثنوی (لاهیجی)
آیین رهروان در سیر و سلوک (1)
آیین رهروان در سیر و سلوک (2)
آیین رهروان در سیر و سلوک (3)
آیین رهروان در سیر و سلوک (4)
آیین رهروان در سیر و سلوک (5)
آیین رهروان در سیر و سلوک (6)
آیین رهروان در سیر و سلوک (7)

آیین رهروان در سیر و سلوک (8)
آیین رهروان در سیر و سلوک (9)

آیین رهروان در سیر و سلوک (10)
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (2)
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (1)
... السائر الحائر (1)
... السائر الحائر (2)
... السائر الحائر (3)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (01)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (02)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (03)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (04)
... شرح اصطلاحات عرفانی
... بحرالمعارف همدانی جلد دو ( 80 )

... انسان کامل ( 35) آخرین قسمت
...  درون پیمایی (01)
...  انسان کم نیست ... !
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (06 )
... شب و راز شب و شب پیمایی ( و خاطراتی از دوران نوجوانی )
رساله در سفر مجدالدین بغدادی
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (7)
شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(9)




مطالب اخیر وبلاگ :
یقین
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (156)
عوعوی سگان آل سعود هم بگذرد !
انسان عجیب مختار یا دربند ... !
جـــنّ
میانه‌روی در ستودن
حکمت حرمت منکرات
زنان و بهترین آنان
خدای نوازنده یتیمان
دوستان حضرت دوست نگران نباشند !
شاکر نادم
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
وجه تسمیه پارس
سید حسن نصرالله و شهید سمیر قنطار
آنهائیکه خیلی دوستشان دارم (سید حسن نصرالله )
اندرزهای قابوس وشمگیر
حجت وجود حق
تحریم یا غیرت آزمایی ...
مناظره عالم و شیطان
(خطورات) باز تعریف مبناها
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (154)
عزّت و ذلّت دارا و ندار !
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)
!? WHO SHALL GATHER BONES
!؟ WHICH WAY IS BETTER
THE KIND PROPHET
I AM LIKE A TRAVELLER IN THIS WORLD
بهشت نقد کجاست ؟!
! ALTRUISM
MUHAMMAD, THE MAN OF JUSTIC
SPEECHES IN THE FAMOUS BAZAARS
THE GOOD MANNERS OF THE PROPHET
MUHAMMAD, THE TRUST-WORTHY
THE PLOT TO MURDER THE HOLY PROPHET
THE DEFENDER OF THE PROPHET.s
بسم الله الرحمن الرحیم
!BEING KILLED AS A MARTYR
ABU ZAR,THE STEADFAST FOLLOWER
GOD IS AWARE OF HEARTS
THE MOST BELOVED SERVANT
THE IMPORTANT ADVICE
INVITATION TO THE HEADS OF THE TRIBES
TO EMBRACE ISLAM
I Am Thankful
WHAT A FALSE IDEA ABOUT CHRIST
FIVE MORAL PRINCIPLES
JUSTICE OR INJUSTICE
The First Woman To Embrace Islam
ALi, THE HERO OF BRAVERY
BREAKING THE FAST WITH ONE FOOD







توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.