سورة النساء- مدنیة
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّكُمُ الَّذِی خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِیرًا وَنِسَاء وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِی تَسَاءلُونَ بِهِ وَالأَرْحَامَ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَیْكُمْ رَقِیبًا ﴿1﴾
به نام خداوند رحمتگر مهربان
اى مردم از پروردگارتان كه شما را از نفس واحدى آفرید و جفتش را [نیز ] از او آفرید و از آن دو مردان و زنان بسیارى پراكنده كرد پروا دارید و از خدایى كه به [نام] او از همدیگر درخواست مى‏كنید پروا نمایید و زنهار از خویشاوندان مبرید كه خدا همواره بر شما نگهبان است (1)
قرآن
النوبة الاولى
بِسْمِ اللَهِ الرَحْمنِ الرَحِیمِ "بنام خداوند فراخ بخشایش مهربان،
یا أَیُهَا النَاسُ اى مردمان
اتَقُوا رَبَكُمُ بپرهیزید از خداوند خویش،
الَذِی خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ آن خداوند كه شما را بیافرید از یك تن،
وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها و بیافرید از آن یك تن، جفت وى
وَ بَثَ مِنْهُما و از ایشان هر دو پراكند در جهان،
رِجالًا كَثِیراً وَ نِساءً مردان و زنان فراوان،
وَ اتَقُوا اللَهَ الَذِی تَسائَلُونَ بِهِ و بپرهیزید از خشم آن خداى كه داد و زینهار از یكدیگر بوى میخواهید،
وَ الْأَرْحامَ و بپرهیزید از خویشاوندان ببریدن،
إِنَ اللَهَ كانَ عَلَیْكُمْ رَقِیباً ( 1) كه خداى بر شما دیده بان است و گوشوان.

وَ آتُوا الْیَتامى أَمْوالَهُمْ مالهاى یتیمان فرا ایشان دهید،
وَ لا تَتَبَدَلُوا الْخَبِیثَ بِالطَیِبِ و مال یتیم كه شما را خبیث است بدل مگیرید از مال خویش كه شما را پاكست،
وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَهُمْ إِلى أَمْوالِكُمْ و مال ایشان با مال خویش مخورید،
إِنَهُ كانَ حُوباً كَبِیراً ( 2) كه خوردن مال یتیم بزه بزرگست.

وَ إِنْ خِفْتُمْ و اگر بترسید،
أَلَا تُقْسِطُوا كه داد نكنید،
فِی الْیَتامى در كار یتیمان،
فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِساءِ آنچه شما را حلال و پاكست از زنان، بزنى كنید
مَثْنى دوگانه،
وَ ثُلاثَ و سه گانه،
وَ رُباعَ و چهارگانه،
فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَا تَعْدِلُوا پس اگر ترسید كه داد نكنید میان ایشان،
فَواحِدَةً پس یك زن بزنى كنید،
أَوْ ما مَلَكَتْ أَیْمانُكُمْ یا سریت همى دارید
بملكیت، ذلِكَ أَدْنى أَلَا تَعُولُوا ( 3) آن نزدیك تر بود بآنكه گران مؤنت نبید.

وَ آتُوا النِساءَ و بزنان دهید،
صَدُقاتِهِنَ كاوینهاى ایشان
نِحْلَةً فریضه نامزد كرده و خدا بایشان بخشیده،
فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ اگر این زنان خوش منش باشند شما را،
عَنْ شَی ءٍ مِنْهُ نَفْساً بآنكه چیزى از كاوین بشما دهند بخوش دلى،
فَكُلُوهُ هَنِیئاً مَرِیئاً ( 4) میخورید آن را نوش و گوارنده.

وَ لا تُؤْتُوا السُفَهاءَ أَمْوالَكُمُ مالهاى خویش فرا بیخردان مدهید،
الَتِی جَعَلَ اللَهُ لَكُمْ قِیاماً آن مال كه خداى آن شما را قیام شما كرد،
وَ ارْزُقُوهُمْ فِیها یتیمان را و معتوهان را روزى میدهید در آن،
وَ اكْسُوهُمْ و بپوشید ایشان را بجامه،
وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَعْرُوفاً ( 5) و ایشان را سخن خوش گوئید سخن نیك پسندیده.



النوبة الثانیة
قوله تعالى: بِسْمِ اللَهِ الرَحْمنِ الرَحِیمِ
روى عن على بن ابى طالب (ع) قال " لمّا نزلت بِسْمِ اللَهِ الرَحْمنِ الرَحِیمِ ضجّت جبال الدّنیا حتّى كنّا نسمع دویّها، و سمعها الكفّار ایضا فقالوا سحر محمد الجبال، فقال النّبیّ (ص) ما من مؤمن موقن یقرءوها الّا سبّحت معه الجبال الّا أنّه لا یسمع

امیر المؤمنین على (ع) گفت: چون آیت تسمیت فرو آمد، كوه هاى همه عالم آواز برآوردند بتسبیح، چنان كه آواز آن بگوش ما میرسید، و كافران نیز بشنیدند، گفتند: جادویى محمد بغایتى رسید كه در كوه نیز اثر كرد، مصطفى (ص) گفت: هیچ مؤمن نخواند این آیت مگر كه كوه هاى عالم با وى بتسبیح درآید، و خداى را بپاكى و بى عیبى بستاید و ثنا گوید، لكن او نشنود.

و در آثار بیارند كه اهل هفت آسمان و كرّوبیان و مقرّبان درگاه عزّت پیوسته این آیت خوانند، و اوّل كسى كه در زمین بوى فرو آمد آدم (ع) بود، فقال آدم: قد أمن ذرّیّتى العذاب ما داموا على قراءتها، پس از آدم (ع) بآسمان باز بردند تا بروزگار ابراهیم خلیل (ع) آن گه بخلیل فرو آمد، و ببركت آن آتش نمرود بر خلیل خوش گشت، و بر دشمن خویش ظفر یافت. پس بآسمان باز بردند و به موسى كلیم فرو آمد در آن صحف كه اللَه تعالى بوى داد، و موسى (ع) به بركت این آیت فرعون و هامان و لشكر وى را مقهور كرد، و نصرت و ظفر دید، و كار وى راست شد، پس از موسى (ع) با آسمان بردند تا به سلیمان پیغامبر (ع) فرو آمد، و ملوك زمین منقاد سلیمان شدند، و سر بر خط وى نهادند.

و رب العالمین فرمود سلیمان را كه در اسباط بنى اسرائیل این ندا كن: الا من احبّ منكم ان یسمع امان اللَه عزّ و جلّ، فلیحضر الى سلیمان فى محراب داود. كس از ایشان بنماند از احبار و زهّاد و عبّاد و عامه ایشان كه نه همه حاضر شدند، و سلیمان (ع) بمنبر ابراهیم (ع) بر شد، و این آیت امان بر ایشان خواند یعنى بِسْمِ اللَهِ الرَحْمنِ الرَحِیمِ. ایشان همه بشنیدند، و شادى كردند، و طرب نمودند، و باتفاق گفتند " نشهد أنك لرسول اللَه حقا حقا " پس از سلیمان (ع) بآسمان بردند تا به مسیح (ع) فرو آمد، عیسى بن مریم (ع) و اللَه تعالى منت بر وى نهاد و گفت: یا ابن العذرا أ تدرى ایّ آیة انزلت علیك؟ انزلت علیك آیة الامان، و هى قوله: بِسْمِ اللَهِ الرَحْمنِ الرَحِیمِ. فاكثر من تلاوتها عند قیامك و قعودك و مضجعك و مجیئك و ذهابك و صعودك و هبوطك، فانّه، من وافى یوم القیامة، و فى صحیفته منها ثمانى مائة مرّة، و كان مؤمنا بى، أعتقته من النّار، و ادخلته الجنّة، فلتكن فى افتتاح قراءتك و صلوتك، فانّه من جعلها فى افتتاح قراءته و صلوته، اذا مات على ذلك لم یرعه منكر و نكیر، و اهوّن علیه سكرات الموت و ضغطة القبر، و كان رحمتى علیه، و افسح له فى قبره، و أنوّر له مدّ بصره، و أخرجه من قبره ابیض الجسم و انور الوجه، و احاسبه حسابا یسیرا، و أثقّل میزانه، و اعطیه النّور التّام على الصّراط حتّى یدخل به الجنّة.

قال عیسى (ع) یا ربّ هذا لى خاصّة؟ قال: لك و لمن اتّبعك و قال بقولك، و هو لأحمد و أمّته من بعدك. قال: فلمّا انقرض الحواریون و من اتّبعهم و جاء الآخرون فضلّوا، و اضلّوا، و بدّلوا، و استبدلوا بالدّین دینا، رفعت عندها آیة الأمان من صدور النصارى، و بقیت فى صدور مسلمى اهل الانجیل مثل بحیرا و أمثاله حتى بعث اللَه عزّ و جلّ النّبیّ محمدا (ص)، فأنزلت علیه، و كان نزولها علیه فتحا كبیرا عظیما. قال: و حلف ربّ العزّة بعزّته لا یسمّى مؤمن على شى ء الّا باركت علیه، و لا یقرءوها مؤمن الّا قالت الجنّة: لبّیك! و سعدیك! اللّهم ادخل عبدك هذا فىّ ببسم اللَه الرّحمن الرّحیم، و اذا دعت الجنّة لعبد فقد استوجب له دخولها.

قال (ص) و انّ امّتى یأتون یوم القیامة و هم یقولون: بسم اللَه الرّحمن الرّحیم فتثقّل حسناتهم فى المیزان، فتقول الأمم ما ارجح موازین امّة محمد (ص) ؟! فیقول الأنبیاء لهم:
لأنّ مبتدأ كلامهم، بسم اللَه الرّحمن الرّحیم.



یا أَیُهَا النَاسُ اتَقُوا رَبَكُمُ الآیة...
این سوره در مدنیّات شمرند كه همه به مدینه فرو آمد در ابتداء هجرت مصطفى (ص) و بعدد كوفیان صد و هفتاد و شش آیت است، و سه هزار و هفتصد و چهل و پنج كلمت، و شانزده هزار و سى حرف.

و در فضیلت این سورة مصطفى (ص) گفت: من قرأ سورة النّساء فكأنّما تصدّق على كلّ من ورث میراثا، و أعطى من الأجر كمن اشترى محرّرا، و برى ء من الشّرك، و كان فى مشیئة اللَه من الّذین یتجاوز.

قوله: یا أَیُهَا النَاسُ اىّ اسمى منفرد است میان دو تنبیه، و تكرار تنبیه بر سبیل تأكید است، و تحقیق موعظت. معنى آنست كه هان بیدار باشید تا گویم، هان نیوشید پند كه میدهم، بپذیرید حكم كه میكنم. خداوندا حكم چیست؟
اتَقُوا رَبَكُمُ بپرهیزید از خشم خدا بطاعت دارى، و فرمان بردارى وى.

گفته اند: تقوى سه قسم است: اول از شرك پرهیز كردن، و این تقوى عام است. پس، از معصیت پرهیز كردن، و این تقوى خاص است. پس، از شبهت پرهیز كردن، و این تقوى خاص الخاص است.

و مصطفى (ص) را پرسیدند كه آل محمد كیست؟
فقال (ص) كلّ تقىّ، الا انّ اولیائى منكم المتّقون، و لا فضل لأحدكم على احد الاّ بالتّقوى

و در قرآن تقوى است بمعنى توحید، چنان كه گفت خداى: وَ أَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَقْوى ،
و بمعنى طاعت، چنان كه گفت: اتَقُوا اللَهَ حَقَ تُقاتِهِ،
و بمعنى توبت، چنان كه گفت: وَ لَوْ أَنَ أَهْلَ الْكِتابِ آمَنُوا وَ اتَقَوْا،
و بمعنى اخلاص، چنان كه گفت: وَ مَنْ یُعَظِمْ شَعائِرَ اللَهِ فَإِنَها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ و أُولئِكَ الَذِینَ امْتَحَنَ اللَهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَقْوى ،
و بمعنى حذر، چنان كه گفت: وَاتَقُوا النَارَ الَتِی أُعِدَتْ لِلْكافِرِینَ.


آن گه بخلق خویش بر خود دلالت كرد و گفت: الَذِی خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ، یعنى آدم، وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها یعنى حوا.

مفسّران گفتند: ربّ العزّة آدم (ع) را بیافرید، و آدم خواب بر وى افكند، و از یك استخوان پهلوى وى از جانب چپ حوا را بیافرید، و آدم را از آن هیچ رنج نرسید، كه اگر رنج رسیدى بر وى مهربان نبودى، و آن مواصلت و مودّت میان ایشان نپیوستى.
و قد قال رب العزّة: وَ جَعَلَ بَیْنَكُمْ مَوَدَةً وَ رَحْمَةً، پس چون آدم از خواب بیدار گشت، او را گفتند: این كیست اى آدم؟ جواب داد كه " هذه حوّا یعنى خلقت من شى ء حىّ گفتند: نام جنس او چیست؟ گفت المرأة، لأنّها من المرء خلقت و صحّ فى الخبر أنّ النّبیّ (ص) قال: لمّا خلق اللَه عزّ و جلّ آدم انتزع ضلعا من اضلاعه فخلق منه حوا.
وَ بَثَ اى اظهر و نشر و فرّق، وَ خَلَقَ مِنْها اى من آدم و حوا رِجالًا كَثِیراً وَ نِساءً یقول خلقا كثیرا من رجال و نساء، یقال الف امّة.

گفته اند درین آیت تقدیم و تأخیر است یعنى رجالا و نساء كثیرا، كه زنان در جهان از مردان بیش اند، و در خبر است از مصطفى (ص) كه در آخر الزّمان زنان چندان باشند كه پنجاه زن را یك قیّم بود. بَثَ در كثرت گویند چیز فراوان را، یقال بثثتك حدیثى، و ابثثتك.

وَ اتَقُوا اللَهَ الَذِی تَسائَلُونَ بِهِ مخفف و ممدود قراءت كوفى است، اصل ان تتسائلون، تاء دوم را حذف كردند زیرا كه اجتماع دو حرف متقارب گران داشتند.
باقى قرّاء تسّائلون خوانند بتشدید سین. و مراد هم تتسائلون است، لكن آن تا كه كوفیان حذف كردند اینان در سین مدغم كردند، و ادغام تا در سین نیكو است، زیرا كه هر دو از حروف طرف زبان اند، و اصول ثنایا، و هر دو مهموس اند.

وَ الْأَرْحامَ بخفض میم قراءت حمزه است، معطوف بر ضمیر اسم اللَه، و آن چنانست كه عرب گوید: اسألك باللَه و الرحم، و عطف بر مضمر مجرد و بى اعادت جارّ قومى از نحاة كوفه روا داشتند. و برین معنى بیتها انشاد كرده اند، و بدان استشهاد نموده، و این متداول است میان ایشان، لكن از جهت قیاس ضعفى دارد، زیرا كه عرب نگوید مررت به وزید، بى اعادت جار، لكن گوید مررت به و برید، مع اعادة الجار، قال اللَه تعالى: فَخَسَفْنا بِهِ وَ بِدارِهِ الْأَرْضَ. باقى قراء وَ الْأَرْحامَ بنصب خوانند، عطفا على اسم اللَه تعالى، یعنى فاتّقوا اللَه فلا تعصوه، و اتّقوا الأرحام فلا تقطعوها.

و معنى الآیة: اتّقوا اللَه الّذى تتسائلون فیما بینكم حوائجكم و حقوقكم به، فیقول بعضكم لبعض: اسئلك باللَه، انشدك باللَه. میگوید: بپرهیزید از خشم آن خداى كه شما بندگانید، سؤالها كه از یكدیگر مى كنید، و حقهاى یكدیگر كه میگزارید، و حاجتها كه راست مى كنید، بوى و بنام وى مى كنید، كه یكدیگر را بوقت حاجت مى گوئید. اسألك باللَه، انشدك باللَه.

إِنَ اللَهَ كانَ عَلَیْكُمْ رَقِیباً اى حفیظا لأعمالكم، یسألكم عنها فیما امركم به، و نهاكم عنه. در قرآن هر جا كه كان است به اللَه پیوسته، معنى آنست كه لم یزل، همیشه چنان بود كه هست.

وَ آتُوا الْیَتامى أَمْوالَهُمْ این در شأن مردى از بنى غطفان آمد كه مالى بسیار بنزدیك وى بود از آن برادرزاده وى كه یتیم بود، چون آن یتیم بالغ شد مال خویش طلب كرد، این عمّ كه قیّم وى بود منع كرد، و آن مال بوى باز نمى داد.

هر دو رفتند بترافع بحضرت مصطفى (ص) تا ایشان را حكم كند. ربّ العزّة در شأن ایشان این آیت فرستاد. رسول خدا (ص) بر ایشان خواند. آن عمّ وى گفت اطعنا اللَه و اطعنا الرّسول، نعوذ باللَه من الحوب الكبیر  و آن مال بتمامى بوى باز داد. آن جوان چون مال بوى باز رسید دست در نهاد، و نهمار در راه خدا هزینه كرد. رسول خدا گفت: ثبت الاجر و بقى الوزر.
گفتند: یا رسول اللَه ثبوت اجر شناختیم، بقاء وزر چه معنى دارد؟
رسول خدا (ص) گفت: ثبت الأجر للغلام، و بقى الوزر على والده.

وَ آتُوا الْیَتامى أَمْوالَهُمْ این خطاب با قیّمان یتیمان است، میگوید: مالهاى یتیمان فرا ایشان دهید، ایشان را یتیمان خواند آن روز كه مال بایشان میدهند، و ایشان آن روز یتیم نبودند، كه بعد از بلوغ یتیم نیست، اما از آن وجه راند كه: مال در دست قیّمان بروز یتیمى افتاد.
این همچنانست كه گفت عزّ و علا: فَأُلْقِیَ السَحَرَةُ ساجِدِینَ و لا سحر مع السجود، و لكن سمّوا بما كانوا علیه قبل السجود، كذلك هاهنا.

وَ لا تَتَبَدَلُوا الْخَبِیثَ بِالطَیِبِ الآیة
خبیث و طیّب اینجا حرام و حلالست، چنان كه جایى دیگر گفت: قُلْ لا یَسْتَوِی الْخَبِیثُ وَ الطَیِبُ.
و معنى تبدّل آنست كه قیّم یتیم اگر در مال یتیم چیزى نیكو دیدى از زر و سیم و جامه و چهارپاى، آن را برگرفتى، و بجاى آن بدلى نهادى كه از آن كمتر بودى، و ردى تر. رب العالمین ایشان را از آن نهى كرد، گفت: وَ لا تَتَبَدَلُوا الْخَبِیثَ بِالطَیِبِ. وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَهُمْ إِلى أَمْوالِكُمْ اى مع اموالكم.

إِنَهُ كانَ حُوباً كَبِیراً این كان وقوع راست در حال، و عرب كان گویند ماضى را، و كان گویند حال را، و كان گویند مستقبل را، و اللَه جلّ جلاله مستقبل را میگوید: وَ كانَ یَوْماً عَلَى الْكافِرِینَ عَسِیراً. حوب بضم حا اسم است، و حب بفتح، مصدر، حاب یحوب حوبا. و یقال هذا الامر حوب و حوبة و حاب.

وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَا تُقْسِطُوا فِی الْیَتامى الآیة
معنى آیت آنست كه در زمان اول یتیمان را قیّمان بپاى میگردند، از آن قیّم بود كه یتیمه اى را دید با مال بى جمال، مال وى را مى خواست كه او را بزنى كند، و مى ترسید كه وى را بزنى نگاه نتواند داشت از زشتى صورت وى، و در مال وى رغبت مى كرد. این آیت آمد، یعنى كه اگر میترسید كه با آن یتیمه بداد نتوانید زیست یتیمه را گذارید، و مال وى با وى سپارید، در وقت بلوغ و ایناس رشد، و روید و زن خواهید، خواهید یكى، خواهید دو، خواهید سه، خواهید چهار، كار بر شما فراخ است.
آن یتیمه را و مال وى را آزاد دارید. و برین معنى " خفتم" بمعنى " علمتم" است، خوف و خشیت بمعنى علم رواست، چنان كه جاى دیگر گفت: إِلَا أَنْ یَخافا، فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَا یُقِیما.

فَخَشِینا أَنْ یُرْهِقَهُما، إِنَما یَخْشَى اللَهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ این همه بمعنى علم است.

آن گه حقّ زنان و داد ایشان را فرا پیوست، گفت: فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَا تَعْدِلُوا این خوف ایدر حقیقى است. میگوید اگر ترسى آید كه میان ایشان راستى و داد نتوانید كه كنید، " فواحدة" یك آزاد زن بزنى كنید، أَوْ ما مَلَكَتْ أَیْمانُكُمْ یا آنچه بملك ید فرادست آید، از كنیزكان و بردگان. عرب مملوك را ملك ید خوانند. آن گه نیكو سخنى را آن ید، یمین كردند، امّا قول ابن عباس و سعید جبیر و قتاده و ربیع و ضحاك و سدى در معنى آیت آنست كه: در عهد اول از مال یتیمان پرهیز نكردند و تحرّج مینمودند، و كار آن سخت فرا گرفتند بحكم این آیت كه: وَ آتُوا الْیَتامى أَمْوالَهُمْ، اما كار زنان سست تر فرا دست گرفتند. از ایشان بسیار بزنى میكردند، و آن گه عدل در آن نگه نمى داشتند. رب العالمین در شأن ایشان این آیت فرستاد، یعنى كه: این زنان در ضعف و عجز همچون یتیمان اند، و چنان كه یتیمان را حاجت بقیّم است، زنان را نیز حاجت بقیّم است، و چنان كه در یتیمان عدل و راستى نگه باید داشت، در زنان هم مى نگه باید داشت. چنان كه آنجا مى ترسید و تحرّج میكنید اینجا نیز بترسید و تحرّج كنید، چندان بزنى خواهید كه در میان ایشان عدل نگهدارید، دو خواهید یا سه یا چهار، و بر چهار میفزائید. و اگر ترسید كه میان این عدد عدل و راستى نگه نتوانید داشت، پس بر یكى اقتصار كنید، یك آزاد زن بزنى كنید، و اگر حق آن یك زن آزاد هم نگه نتوانید داشت پس آزاد زنان را گذارید، و بردگان را گیرید، اگر توانید و یابید، تا شما را خدمت میكنند، و بایشان استمتاع میگیرید، اینست كه ربّ العالمین گفت: فَواحِدَةً أَوْ ما مَلَكَتْ أَیْمانُكُمْ.

امروز اجماع امّت آنست كه: آزاد زنان از یكى تا چهار روا است كه بزنى كنند، و بیش از چهار نه.....

قوله: مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ پارسى آنست كه دوان دوان، و سه ان سه ان، و چهاران چهاران، و عرب ثناى گویند تا بعشار، و این لغت تمیم است و آنچه تنوین در آن نیست دو علامت راست: یكى آنكه نكرت است و الف و لام در آن نه، دیگر آنكه معدولست از جهت خویش كه اصل آن اثنین است و ثلاثة و اربعة.
ذلِكَ أَدْنى أَلَا تَعُولُوا لا تعولوا را دو معنى است: یكى لا تجوروا، معنى " عول" زیادتست و مسأله عول در سهام فرائض از آنست، و دیگر معنى لا تمونوا است. میگوید اگر یك زن بر زنى كنید نزدیك تر بود با آنكه گران مؤنث نبید، و منه قوله (ص) ابدأ بمن تعول . یعنى بمن تمون، و نام عیال ازین است از بهر آنكه عیال مؤنت مردانند، یقال عال الرّجل و اعال، و فلان معیل یعنى ذو عیال و در اصل " عیال" نام است آن كسى را كه داشت وى را كس نبود بپاى.

و فى الخبر كلكم عیال اللَه، و أحبكم الى اللَه احبكم الى عیاله.

آن روز كه این آیت فرو آمد قیس حارث بر مصطفى (ص) آمد، گفت: یا رسول اللَه هشت آزاد زن در حبالت و نكاح من اند چه فرمایى؟ رسول خدا (ص) گفت: از ایشان چهار با خود میدار و باقى دست از ایشان بدار. قیس بخانه باز شد هر آنچه نازاینده بود او را گفت " ادبرى" و او را گسیل كرد و آنچه زاینده بود او را گفت " اقبلى" و با خود میداشت.

وَ آتُوا النِساءَ صَدُقاتِهِنَ نِحْلَةً
صدقه و صداق كاوین است، و نحلة و نحل عطیّه است، و معنى هر دو لفظ بهم بگفتن آنست كه این كاوین بخشیده اللَه است، و عطاء وى مر این زنان را، یقال نحلتك كذا، فهو لك نحل و نحلة، اذا ضممت النون اسقطت الهاء. و كاوین زنان هر چند سبكتر و كمتر، آن در شرع پسندیده تر و نیكوتر.

مصطفى (ص) گفت " اعظم النساء بركة اقلّهن مؤنة " 
و مستحبّ آنست كه كاوین به پانصد درم سپید زیادت نكنند، كه كاوین زنان مصطفى (ص) چنین بود. .....

و در خبر است كه زنى بر مصطفى (ص) آمد، و خود را بر وى عرض كرد، و مى خواست كه او را زن كند، گفت: یا رسول اللَه من تن خویش بتو دادم، و در حكم تو كردم، و راى تو در خود پسندیدم. رسول (ص) در وى رغبت نكرد. مردى آنجا حاضر بود، گفت: یا رسول اللَه او را بزنى بمن ده. رسول (ص) گفت: هیچ چیز هست ترا كه بكاوین وى كنى؟ گفت: نه! گفت: و لا خاتم من حدید؟ و نه انگشترى از آهن؟ گفت: نه انگشترى از آهن، لكن این برد كه دارم بدو نیم كنم. نیمه اى خود برگیرم، و نیمه اى بكاوین بوى دهم. رسول (ص) گفت: هل معك من القرآن شى ء؟ با تو از قرآن چیزى هست؟ یعنى از آن هیچ میدانى؟ گفت: نعم، آرى دانم. رسول (ص) گفت: زوّجتكها بما معك من القرآن، او را بزنى بتو دادم، بآنچه از قرآن میدانى، یعنى كه تا او را درآموزى. رسول خدا كاوین وى تعلیم قرآن كرد. این خبر دلیل است كه كاوین اگر چه اندك بود در عقد نكاح رواست، كه اگر روا نبودى رسول نگفتى و لا خاتم من حدید و نیز دلیل است كه بر تعلیم قرآن مزد ستدن و معلّم را بمزد گرفتن رواست. .
و آنجا كه گفت: وَ آتَیْتُمْ إِحْداهُنَ قِنْطاراً دلیل است كه اگر كاوین بسیار بود هم رواست.
امّا اگر در عقد نكاح كاوین مسمّى نكند عقد درست باشد، اما بدخول، مهر المثل واجب شود، و اعتبار مهر المثل، بزنان عصبات است نه بمادر خویش.
....


ادامه دارد ...
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari


گل




مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... نظری به سوره مبارکه ناس



سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (146)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (147)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (148)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (149)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (151)

تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)

           **********
سوره نساء

تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (153)




مطالب اخیر وبلاگ :

!? WHO SHALL GATHER BONES
!؟ WHICH WAY IS BETTER
THE KIND PROPHET
I AM LIKE A TRAVELLER IN THIS WORLD
بهشت نقد کجاست ؟!
! ALTRUISM
MUHAMMAD, THE MAN OF JUSTIC
SPEECHES IN THE FAMOUS BAZAARS
THE GOOD MANNERS OF THE PROPHET
MUHAMMAD, THE TRUST-WORTHY
THE PLOT TO MURDER THE HOLY PROPHET
THE DEFENDER OF THE PROPHET.s
بسم الله الرحمن الرحیم
!BEING KILLED AS A MARTYR
ABU ZAR,THE STEADFAST FOLLOWER
GOD IS AWARE OF HEARTS
THE MOST BELOVED SERVANT
THE IMPORTANT ADVICE
INVITATION TO THE HEADS OF THE TRIBES
TO EMBRACE ISLAM
I Am Thankful
WHAT A FALSE IDEA ABOUT CHRIST
FIVE MORAL PRINCIPLES
JUSTICE OR INJUSTICE
The First Woman To Embrace Islam
ALi, THE HERO OF BRAVERY
BREAKING THE FAST WITH ONE FOOD
HE FROWNED AND TURNED AWAY
ALI, THE PARALLEL TO THE PROPHET
THE MASTER OF ALL BELIEVERS
? WHO IS POOR AND DESTITUTE
THE WAY TO SALVATION
REVENGE OR KISS ON THE PROPHET,S CHEST
THE TWELVE IMAMS
THEGREAT IDOL - BREAKER
! I AM NOT A DESPOT
MOTHER,s SATISFACTION
ISLSMIC JUSTICE
! KILLING WTTHOUT ANY SIN
THE STORY OF THE NIGHT-JOURNEY
THE CONQUEST OF MECCA
SOME MONEY FOR ALMS
WARN YOUR NEAREST RELAIVES
BELIEF WITHOUT CONSULTATION
GOD DOES NOT FORGIVE A POLYHEIST
The Beginning of Revelation
بقیه الله (عج) و حضرت عیسی (ع)
نظری به سوره مبارکه ناس
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (152)
نفع سکوت یا سکوت و سیاست




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.