إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ لآیَاتٍ لِّأُوْلِی الألْبَابِ ﴿190﴾
مسلما در آفرینش آسمانها و زمین و در پى یكدیگر آمدن شب و روز براى خردمندان نشانه‏ هایى [قانع كننده] است (190)
قرآن
النوبة الاولى
قوله تعالى:
إِنَ فِی خَلْقِ السَماواتِ وَ الْأَرْضِ در آفرینش آسمانها و زمین،
وَ اخْتِلافِ اللَیْلِ وَ النَهارِ و آمد و شد شب و روز،
لَآیاتٍ نشانهایى است،
لِأُولِی الْأَلْبابِ ﴿190﴾ خردمندان و زیركان را.

الَذِینَ یَذْكُرُونَ اللَهَ. ایشان كه یاد میكنند خداى را،
قِیاماً ایستادگان،
وَ قُعُوداً نشستگان،
وَعَلى جُنُوبِهِمْ و بر پهلوهاى خویش خفتگان،
وَ یَتَفَكَرُونَ و مى اندیشند،
فِی خَلْقِ السَماواتِ وَ الْأَرْضِ در آفرینش آسمان و زمین كه مینگرند در آن،
رَبَنا خداوند ما،
ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا این بگزاف و باطل نیافریدى،
سُبْحانَكَ پاكى و بى عیبى ترا،
فَقِنا پس بازدار از ما،
عَذابَ النَارِ ( 191 )  عذاب آتش.

رَبَنا خداوند ما،
إِنَكَ مَنْ تُدْخِلِ النَارَ تو هر كه را در آتش كردى،
فَقَدْ أَخْزَیْتَهُ وى را رسوا كردى،
وَ ما لِلظَالِمِینَ و نیست ستمكاران را،
مِنْ أَنْصارٍ (192) از یارانى هیچ كس.

رَبَنا خداوند ما،
إِنَنا سَمِعْنا ما شنیدیم،
مُنادِیاً آواز دهنده اى
یُنادِی لِلْإِیمانِ كه آواز میداد استوار گرفتن و گرویدن را،
أَنْ آمِنُوا بِرَبِكُم كه استوار گیرید و بگروید،
فَآمَنَا استوار گرفتیم و بگرویدیم،
رَبَنا خداوند ما،
فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا پس بیامرز ما را گناهان ما،
وَ كَفِرْ عَنَا سَیِئاتِنا و ناپیدا كن از ما بدیهاى ما،
وَ تَوَفَنا مَعَ الْأَبْرارِ (193) و بمیران ما را با نیكان،

رَبَنا خداوند ما،
وَ آتِنا ما وَعَدْتَنا ما را ده آنچه ما را وعده داده اى،
عَلى رُسُلِكَ بر زبانهاى فرستادگان خویش،
وَ لا تُخْزِنا یَوْمَ الْقِیامَةِ و ما را رسوا مكن روز رستاخیز،
إِنَكَ لا تُخْلِفُ الْمِیعادَ ( 194) بدرستى كه تو وعده خویش بنگردانى، و خلاف نكنى.

فَاسْتَجابَ لَهُمْ رَبُهُمْ پاسخ نیكو كرد خداى ایشان را،
أَنِی لا أُضِیعُ كه من ضایع نگذارم،
عَمَلَ عامِلٍ مِنْكُمْ كردار هیچ كارگرى از شما،
مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى ، از مردى یا از زنى،
بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ همه از یكدیگراید،
فَالَذِینَ هاجَرُوا ایشان كه هجرت كردند از خان و مان خود ببریدند،
وَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ و بیرون كردند ایشان را از سرایهاى ایشان،
وَ أُوذُوا فِی سَبِیلِی و رنجانیدند ایشان را در راه دین من،
وَ قاتَلُوا وَ قُتِلُوا و جنگ كردند تا ایشان را بكشتند،
لَأُكَفِرَنَ عَنْهُمْ سَیِئاتِهِمْ تا پیدا كنم ازیشان بدیهاى ایشان،
وَ لَأُدْخِلَنَهُمْ جَنَاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ و در آرم ایشان را در بهشتهایى كه میرود زیر درختان آن جویها،
ثَواباً مِنْ عِنْدِ اللَهِ بپاداشى از نزدیك خداى،
وَ اللَهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَوابِ ( 195 ) و خداى آنست كه بنزدیك اوست نیكویى ثواب.

لا یَغُرَنَكَ ترا مفرهیباد،
تَقَلُبُ الَذِینَ كَفَرُوا گشتن و گردیدن ایشان كه كافر شدند،
فِی الْبِلادِ (196) در شهرها،

مَتاعٌ قَلِیلٌ آن برخوردارى اندكست،
ثُمَ مَأْواهُمْ جَهَنَمُ پس بازگشتنگاه ایشان دوزخ است،
وَ بِئْسَ الْمِهادُ ( 197 )  و بد آرامگاهها كه آنست.

لكِنِ الَذِینَ اتَقَوْا رَبَهُمْ لكن ایشان كه بپرهیزیدند از شرك آوردن با خداى خویش،
لَهُمْ جَنَاتٌ ایشان راست بهشتهایى،
تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ میرود زیر درختان آن جویها،
خالِدِینَ فِیها جاویدان در آن
نُزُلًا مِنْ عِنْدِ اللَهِ نزلى از نزدیك خداى،
وَ ما عِنْدَ اللَهِ و آنچه نزدیك خداى است،
خَیْرٌ لِلْأَبْرارِ (198) به است نیكان را.

وَ إِنَ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ و از اهل تورات،
لَمَنْ یُؤْمِنُ بِاللَهِ كس است كه استوار میگیرد و میگرود بخداى،
وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْكُمْ و آنچه فرو فرستاده آمد بشما از قرآن،
وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْهِمْ و آنچه فرو فرستاده آمد بایشان از تورات
خاشِعِینَ لِلَهِ فرو داشتان اند خداى را،
لا یَشْتَرُونَ نمى خرند،
بِآیاتِ اللَهِ بسخنان خداى،
ثَمَناً قَلِیلًا بهاى اندك،
أُولئِكَ ایشانند،
لَهُمْ أَجْرُهُمْ كه ایشان راست مزد ایشان،
عِنْدَ رَبِهِمْ بنزدیك خداوند ایشان،
إِنَ اللَهَ سَرِیعُ الْحِسابِ ( 199) خداى سبك شمار است زود توان.

یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا اى ایشان كه بگرویدند،
اصْبِرُوا شكیبایى كنید،
وَ صابِرُوا و با كاوید
وَ رابِطُوا و بحرب و حجت دین بپاى دارید،
وَ اتَقُوا اللَهَ و بپرهیزید از خداى،
لَعَلَكُمْ تُفْلِحُونَ (200) تا جاوید پیروز آئید.


النوبة الثانیة
قوله تعالى: إِنَ فِی خَلْقِ السَماواتِ وَ الْأَرْضِ
....
على بن ابى طالب (ع) گفت: رسول خدا (ص) چون نماز شب را برخاستى در آسمان نگرستى این آیت برخواندى: إِنَ فِی خَلْقِ السَماواتِ وَ الْأَرْضِ تا آنجا كه گفت: فَقِنا عَذابَ النَارِ.
و بخبرى دیگر مى آید كه: اشدّ آیة فى القرآن على الجنّ هذه الآیة إِنَ فِی خَلْقِ السَماواتِ وَ الْأَرْضِ.
میگوید: در آفرینش آسمان و زمین، و شد آمد شب و روز از پس یكدیگر، این بجاى آن و آن بجاى این، نشانهایى است و عبرتهایى خداوندان خرد را، همانست كه جاى دیگر گفت: یُقَلِبُ اللَهُ اللَیْلَ وَ النَهارَ إِنَ فِی ذلِكَ لَعِبْرَةً لِأُولِی الْأَبْصارِ،

گفته اند كه: شب فرا پیش روز داشتن در ذكر از بهر آنست كه شب اصل است، و روز از آن بیرون آورده، و فرا پى آن داشته، بحكم آن آیت كه گفت عزّ جلاله: وَ آیَةٌ لَهُمُ اللَیْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَهارَ اى ننزع و نخرج منه النّهار.

ابن عباس گفت: قریش پیش جهودان شدند، گفتند: موسى (ع) بشما چه نشان آورد بر دلالت وحدانیت اللَه و نبوت خویش؟ گفتند: عصا و ید بیضا. بپیش ترسایان شدند گفتند: با عیسى (ع) چه بود از دلائل نبوت؟ ایشان جواب دادند كه: كان یبرئ الأكمه و الأبرص و یحیى الموتى. پس بر مصطفى (ص) آمدند. گفتند: یا محمد! ما را نیز نشانى باید، و نشان آن خواهیم كه رب العالمین این كوه صفا بازر كند! اللَه بجواب ایشان این آیت فرستاد: إِنَ فِی خَلْقِ السَماواتِ وَ الْأَرْضِ الآیة.

روایت كرده اند از ابن عباس در آفرینش آسمان و زمین، كه ربّ العزّة جلّ جلاله اول نورى بیافرید پس ظلمتى، و آن گه از آن نور جوهرى سبز بیافرید چندان كه هفت آسمان و هفت زمین، آن گه آن جوهر را بر خود خواند، جوهر از هیبت و سیاست نداء حق بر خود بگداخت، آبى گشت مضطرب و لرزنده، و تا بقیامت هم چنان مضطرب خواهد بود.

این آب كه تو مى بینى كه در روش خود مى لرزد و مى جنبد از هیبت و سیاست آن نداء حق است. پس رب العالمین باد را بیافرید و آب بر پشت باد بقدرت بداشت، پس عرش عظیم بیافرید و بر آب نهاد، فذلك قوله عزّ و جلّ: وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ. پس از آب آتش پدید آورد، تا آب بر جوشید و از آن دخانى بر آمد و كفى بر سر آورد. ربّ العزّة از آن دخان آسمان بیافرید و از آن كف زمین بیافرید. اختلاف است میان علما كه اول كدام آفرید؟ و درست تر آنست كه اول جوهر زمین آفرید، پس قصد آسمان كرد، و آسمانها را بیافرید. چنان كه گفت عزّ و علا: ثُمَ اسْتَوى إِلَى السَماءِ فَسَوَاهُنَ سَبْعَ سَماواتٍ. پس از آن زمین را دحى كرد، چنان كه در قرآن است: وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحاها.

و در خبر ابن عباس است: ثمّ نزل ببطن وجٍ فدحیها، اى بسطها، و تمامى این خبر در سورة البقرة بیاورده ایم. و آسمانها كه آفرید هفت آفرید، و زمین هفت، چنان كه آنجا گفت: اللَهُ الَذِی خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُن همه زبر یكدیگر آفرید، بر هیأت صنوبر، هر چه بالاتر فراختر، و هر چه زیرتر تنگتر، آسمان هفتم فراختر است كه برتر از همه آسمانهاست، و زمین هفتم تنگتر است كه زیر همه زمینهاست.

و گفته اند:
آسمان هفتم بر رنگ زمرّد است سبز، نام آن عالیه، و تسبیح سكّان آن: سبحان ربى الأعلى.
و آسمان ششم بر رنگ یاقوت سرخ، نام آن عرش، و تسبیح سكّان آن: سبحان الذى لا یبقى الا وجهه.
آسمان پنجم برنگ زر و نام آن حیقوم، و تسبیح اهل آن : سبحان ربنا العظیم
آسمان چهارم برنگ سیم سپید، نام آن ازیلون و تسبیح اهل آن : سبّوح قدّوس ربّنا الرّحمن لا اله الّا هو
آسمان سیوم برنگ شبه، نام آن ماعون، و تسبیح اهل آن : سبحان الحىّ الّذى لا یموت
آسمان دوم برنگ مس نام آن قدوم و بروایتى قیدوم، و تسبیح اهل آن : سبحان ذى الملك و الملكوت

بعضى علما گفته اند:
زیر آسمان دنیا هفت فلك است،
فلك اول قمر راست، قمر از آنجا تابد، برجى بدو روز و سیك روزى گذارد.
فلك دوم زهره راست برجى به هفده روز گذارد.
فلك سیوم عطارد راست برجى به بیست و شش روز گذارد.
فلك چهارم آفتاب راست برجى بسى روز گذارد.
فلك پنجم مریخ راست برجى بچهل و پنج روز گذارد.
فلك ششم مشترى راست برجى بسالى گذارد.
فلك هفتم فراخ ترین افلاك است و زیر آسمان دنیاست، زحل از آنجا تابد، و زحل گران رواست، هر روز دو دقیقه رود، برجى بدو سال و نیم گذارد، فلك بسى سال برد .

و این خلاف قول منجمان است كه میگویند: هفت آسمان اند، گویند وراء این هفت فلك، فلك هشتم است كه آن را فلك الافلاك گویند، و این نزدیك اهل حق عرش عظیم است، و بالاء این یكى دیگر میگویند و آن را فلك الاثیر میخوانند، و میگویند محرّك افلاك است، و بنزدیك اهل حق آنكه ایشان فلك الاثیر میخوانند خداست جلّ جلاله، و عزّ كبریاؤه، و عظم شأنه.

الَذِینَ یَذْكُرُونَ اللَهَ قِیاماً وَ قُعُوداً
روایت كنند از على بن ابى طالب (ع) و از ابن عباس كه: ذكر اینجا نماز است، و معنى آنست كه ایشان كه نماز كنند بپاى ایستاده، پس اگر نتوانند عذرى را، نماز كنند نشسته، پس اگر نتوانند بپهلو خفته، اینست كه ربّ العالمین گفت: قِیاماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ، و بر وفق این تفسیر مصطفى (ص) گفت عمران حصین را: صلّ قائما و ان لم تستطع فقاعدا، فان لم تستطع فعلى جنب.

دیگر مفسران بر آنند كه: این ذكر زبان است و صفت ایشان است كه پیوسته بر مداومت خداى را یاد كنند، كه آدمى ازین سه حال خالى نیست، یا بر پاى است یا نشسته یا خفته، یعنى بهمه حال و همه وقت ذاكر است، و ذكر فراوان كلید سعادت بندگان است، و سبب پیروزى جاودان، كما قال اللَه عزّ و جلّ وَ اذْكُرُوا اللَهَ كَثِیراً لَعَلَكُمْ تُفْلِحُونَ.

....
وَ یَتَفَكَرُونَ فِی خَلْقِ السَماواتِ وَ الْأَرْضِ
مقداد اسود گفت: در پیش بو هریره شدم، شنیدم از وى كه رسول خدا (ص) گفت " تفكّر ساعة خیر من عبادة سنة "  گفتا: و در پیش ابن عباس شدم شنیدم از وى كه گفت: رسول خدا (ص) گفت : تفكّر ساعة خیر من عبادة سبع سنین .....
مقداد گفت: این بر من مشكل شد. پیش مصطفى (ص) شدم، و قصه با وى گفتم. مصطفى (ص) گفت: صدقوا فیما قالوا، آن گه خواست كه تحقیق آن با من نماید، ابو هریره را بخواند، گفت: یا باهریرة فیما ذا تتفكّر؟ فقال: فى خلق السّماوات و الأرض و اختلاف اللّیل و النّهار. فقال رسول اللَه: تفكّرك خیر من عبادة سنة.
آن گه ابن عباس را بخواند، گفت: یا ابن عباس فیما ذا تتفكّر؟ قال: فى الموت و هول المطّلع. قال: تفكّرك خیر من عبادة سبع سنین.
آن گه بو بكر را بخواند، گفت: یا ابا بكر تو تفكّر بچه كنى؟ گفت: یا رسول اللَه چون از احوال و اهوال قیامت بر اندیشم، و آن سیاست و انواع عقوبت كه اللَه تعالى عاصیان و مجرمان را ساخته است با خود اندیشه كنم، كه چه بودى اگر اللَه تعالى مرا شخصى عظیم دادى در قیامت، چنان كه دوزخ را بمن پر كردى، تا وعده وى راست شدى! و این بیچارگان بدبختان را از آتش و عقوبت برهانیدى! رسول خدا گفت: یا ابا بكر تفكّرك خیر من عبادة سبعین سنة.

رَبَنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا
اینجا مضمرى است، یعنى: و یقولون ربّنا ما خلقت هذا باطلا، اى خلقا باطلا، یعنى خلقته دلیلا على حكمتك و كمال قدرتك. سُبْحانَكَ اى تنزیها لك من أن تكون خلقتهما بالباطل. فَقِنا اى اصرف عنّا عذاب النّار.
جایى دیگر گفت: رَبَنَا اصْرِفْ عَنَا عَذابَ جَهَنَمَ.

این دعاهایى است كه ربّ العزّة مؤمنانرا مى درآموزد، و میگوید: مرا چنین خوانید، و بمن تقرب چنین كنید. رَبَنا إِنَكَ مَنْ تُدْخِلِ النَارَ فَقَدْ أَخْزَیْتَهُ از " خزى" است و خزى رسوایى است و خوارى، و گفته اند از " خزایت" است، و خزایت شرمسارى است، یعنى كه مؤمن عاصى را شرمسار كند و كافر را رسوا و خوار كند.

سعید مسیب گفت: این خصوصا كافرانراست كه هرگز از دوزخ بیرون نیایند، معناه انّك من تخلد النّار فقد اخزیته اى مِنْ أَنْصارٍ یمنعونهم من عذاب اللَه. « اهلكته، وَ ما لِلظَالِمِینَ یعنى الكفّار رَبَنا إِنَنا سَمِعْنا مُنادِیاً.. یعنى محمدا (ص) و قیل هو القرآن یدعو الى الایمان، و ذلك شهادة أن لا اله الّا اللَه، و أنّ محمدا عبده و رسوله.

قتاده گفت كه: اللَه تعالى خبر داد از مؤمنان انس و مؤمنان جنّ كه چه گفتند؟ مؤمنان جنّ را گفت: فَقالُوا إِنَا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً یَهْدِی إِلَى الرُشْدِ فَآمَنَا بِهِ. انس را گفت: رَبَنا إِنَنا سَمِعْنا مُنادِیاً یُنادِی لِلْإِیمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِكُمْ فَآمَنَا رَبَنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ كَفِرْ عَنَا سَیِئاتِنا اى: و استر عنّا ذنوبنا بقبول الطّاعات حتّى تكون كفّارة لها. وَ تَوَفَنا مَعَ الْأَبْرارِ و هم الأنبیاء و الأولیاء، یعنى: توفّنا فى جملتهم حتّى تحشرنا معهم و فى زمرتهم.

رَبَنا وَ آتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى رُسُلِكَ اى على السنتهم من النّصر لنا، و الخذلان بعدوّنا.
میگوید: بار خدایا آنچه ما را وعده دادى بر زبان پیغامبران كه مؤمنانرا نصرت دهم، و كافران را مقهور و مخذول كنم، و قرآن بدان ناطق كه إِنَا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُنْیا.

جایى دیگر گفت: كانَ حَقًا عَلَیْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنِین ،
خداوندا! این وعده نصرت كه ما را دادى منجز كن، و اعلاء كلمه حق را اعداء دین مقهور و مخذول كن.

آن گه گفت: إِنَكَ لا تُخْلِفُ الْمِیعادَ خداوندا! دانم كه تو وعده خلاف نكنى، لكن ما را صبر نیست، هر چه كنى زود كن. پس ربّ العالمین این بى صبرى مؤمنانرا عذر بنهاد، گفت: آدمى را شتابنده آفریدم، از آنست كه مى صبر نكند، كما قال عزّ و جلّ: وَ كانَ الْإِنْسانُ عَجُولًا، خُلِقَ الْإِنْسانُ مِنْ عَجَلٍ سَأُرِیكُمْ آیاتِی فَلا تَسْتَعْجِلُونِ.
روى انس بن مالك قال قال رسول اللَه (ص) : من وعده اللَه عزّ و جلّ على عمل ثوابا فهو منجزه له، و من وعده على عمل عقابا فهو بالخیار

یكى از ابو عمرو علا پرسید كه: اللَه تعالى وعده خلاف كند؟
جواب داد كه نكند خلاف وعده،
پرسید كه: وعید خلاف كند؟
جواب داد كه: كند.
گفت: چه معنى را چنین است؟
گفت: خلاف وعده نشان عیب است، و اللَه از عیب پاكست و منزّه، و خلاف وعید اظهار كرم است، و اللَه تعالى از همه كریمان كریم تر، و از همه بخشایندگان بخشاینده تر، و فى معناه انشد: فَاسْتَجابَ
...  قال الحسن (ع): ما زالوا یقولون ربّنا! ربّنا! حتّى استجاب لهم ربّهم.

و روى عن جعفر الصادق (ع) قال: من حزنه امر فقال خمس مرّات ربّنا، نجاه اللَه ممّا یخاف و أعطاه ما اراد. قیل له: و كیف؟ فقرأ: الَذِینَ یَذْكُرُونَ اللَهَ قِیاماً وَ قُعُوداً الى قوله، إِنَكَ لا تُخْلِفُ الْمِیعادَ.

.....
فَاسْتَجابَ لَهُمْ رَبُهُمْ
این " فا" فاء جوابست، و این استجابت جواب آن قول مضمر است كه: یقولون ربّنا... أَنِی لا أُضِیعُ عَمَلَ عامِلٍ این نصب همزه از بهر آنست كه تفسیر اجابت است. میگوید: پاسخ كرد ایشان را خداوند ایشان، كه من ضایع نكنم كردار هیچ كارگر را، یعنى چون كردار نیكو بود بصفت شایستگى.

چنان كه جاى دیگر گفت: إِنَا لا نُضِیعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا. ضیاع و ضلال در لغت یكى است. مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ
سبب نزول این آیت آن بود كه ام سلمه گفت: یا رسول اللَه چونست كه اللَه تعالى همه ذكر مردان میكند در هجرت، و ذكر زنان نمى كند؟
ربّ العالمین این آیت بجواب وى فرستاد كه: مزد هیچ كارگر ضایع نكنم از مردان و از زنان شما كه مؤمنان اید، و معنى بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ آنست كه: شما همه از یكدیگراید، یكدیگر را برادران و خواهران، و یكدیگر را همدینان، و یكدیگر را خویشان. یعنى خویشى در دین، و در نصرت، و در موالات، چنان كه جایى دیگر گفت: وَ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ.

و گفته اند: معنى آنست كه: حكم همگان در ثواب یكسان است.

فَالَذِینَ هاجَرُوا وَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ
این مصطفى (ص) است و مهاجرة الأولى آنان كه مشركان ایشان را از مكه بیرون كردند.
وَ أُوذُوا فِی سَبِیلِی یعنى فى طاعتى و دینى، این سابقان مسلمانان اند.
وَ قاتَلُوا وَ قُتِلُوا این عامّه مهاجران اند. قراءة حمزة و الكسائى " و قتلوا و قاتلوا" یعنى قتل بعضهم و قاتل من بقى منهم. و قیل: فیه اضمار " قد" اى: و قتلوا و قد قاتلوا. مكى و شامى وَ قاتَلُوا وَ قُتِلُوا مشدّد خوانند، یعنى: انّهم قطعوا فى المعركة. باقى وَ قاتَلُوا وَ قُتِلُوا بتخفیف خوانند، اى: قاتلوا حتى قتلوا.

لَأُكَفِرَنَ عَنْهُمْ سَیِئاتِهِمْ الآیة، روى عبد اللَه بن عمیر، قال: سمعت رسول اللَه (ص) یقول: انّ اللَه عزّ و جلّ یدعو یوم القیامة بالجنّة، فتأتى بزخرفها و زینتها، فیقول الرّبّ: این عبادى الّذین قاتلوا فى سبیل اللَه، و اوذوا فى سبیلى، و جاهدوا فى سبیلى؟
ادخلوا الجنّة بغیر حساب و لا عذاب. فتأتى الملائكة فیسجدون و یقولون: نحن نسبّح اللّیل و النّهار، و نقدّس لك، من هؤلاء الّذین آثرتهم علینا؟ فیقول الرّبّ: هؤلاء عبادى الّذین اوذوا فى سبیلى. فتدخل علیهم الملائكة و تقول: سَلامٌ عَلَیْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَارِ.

لا یَغُرَنَكَ مخفف. قراءت رویس است از یعقوب، لا یَغُرَنَكَ قراءت عامّه قرّاء است، و هر چند كه خطاب با پیغامبر است امّا مراد باین امت است، اى " لا یغرنكم ایها المؤمنون " مؤمنان امّت را میگوید: نگر تا شما فریفته نشوید بآنكه كافران در شهرها میگردند بایمنى و برخوردارى!

این بآن گفت كه بعضى مؤمنان مشركان عرب را دیدند با تنعّم و تفرج كه در شهرها میگشتند و بازرگانى میكردند، و خوش مى زیستند بآسانى و فراخى و راحت، گفتند: چونست كه دشمنان خدا و رسول (ص) چنین اند؟ و ما كه مؤمنانیم به بى كامى و بى مرادى روزگار بسر میبریم؟
رب العالمین آرام دل ایشان را این آیت فرو فرستاد، و همانست كه جاى دیگر گفت: فلَا یَغْرُرْكَ تَقَلُبُهُمْ فِی الْبِلادِ.
آن گه گفت: مَتاعٌ قَلِیلٌ اینجا ضمیرى است، اى ما یتقلّبون فیه متاع قلیل و مثله قوله عزّ و جلّ: قُلْ مَتاعُ الدُنْیا قَلِیلٌ، و قال النّبی (ص) ما الدّنیا فى الآخرة الّا مثل ما یجعل احدكم اصبعه فى الیمّ فلینظر بم یرجع؟!
و قال (ص) ما الدّنیا فى ما مضى منها الّا كمثل ثوب شقّ باثنین، و بقى خیطه، الا فكان ذلك الخیط قد انقطع. ثُمَ مَأْواهُمْ جَهَنَمُ وَ بِئْسَ الْمِهادُ. اى بئس المستقرّ الّذى یمهدون الیه.

لكِنِ الَذِینَ اتَقَوْا رَبَهُمْ الآیة
لكن ؛  كلمتى است در موضع استثناء، در آن موضع است كه پارسى گوید بارى.

لَهُمْ جَنَاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها نُزُلًا مِنْ عِنْدِ اللَهِ نزل نامى است پیشین چیزى كه در منزل نازل را حاضر كنند.

ثم قال: وَ ما عِنْدَ اللَهِ خَیْرٌ لِلْأَبْرارِ یعنى: خیر لهم من متاع الكفّار، همانست كه آنجا گفت: وَ الْباقِیاتُ الصَالِحاتُ خَیْرٌ عِنْدَ رَبِكَ ثَواباً، ما عِنْدَكُمْ یَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَهِ باق ، وَ رَحْمَتُ رَبِكَ خَیْرٌ مِمَا یَجْمَعُونَ، وَ الْآخِرَةُ خَیْرٌ لِمَنِ اتَقى ، وَ لَدارُ الْآخِرَةِ خَیْرٌ لِلَذِینَ اتَقَوْا أَ فَلا تَعْقِلُونَ.

....
وَ إِنَ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ الآیة
ابن عباس و جابر و انس و قتاده گفتند: این آیت در شأن نجاشى فرود آمد ملك حبشه. جبرئیل آمد مصطفى (ص) را از مرگ وى خبر كرد، رسول (ص) بگورستان بقیع بیرون شد، با یاران وى، رب العالمین حجاب از پیش دیده مصطفى (ص) برداشت، تا از مدینه بزمین حبشه نگرست، و آن سریر كه هیكل نجاشى بر آن بود بدید، بر وى نماز كرد بچهار تكبیر، آن گه از بهر وى آمرزش خواست، و یاران را گفت كه از بهر وى آمرزش خواهید. منافقان گفتند این چیست كه بر علجى حبشى نصرانى كه نه بر دین ویست نماز میكند؟ پس رب العالمین این آیت فرستاد در شأن وى، و گواهى داد بایمان وى.

عطا گفت: چهل مرد از اهل نجران از بنى الحرث بن كعب و سى و دو مرد از زمین حبشه و هشت مرد از روم بر دین عیسى (ع) بودند. پس به مصطفى (ص) ایمان آوردند، رب العالمین در شأن ایشان این آیت فرستاد. ابن جریح و ابن زید گفتند: در شأن عبد اللَه خزرجى آمد ابو یوسف امام بنى اسرائیل و گواه اللَه كه رب العالمین در حق وى گفت (؟!!! ) : قُلْ كَفى بِاللَهِ شَهِیداً بَیْنِی وَ بَیْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ، و كم كسى را در قرآن چندان آیتهاى مدیح است مكشوف و مبیّن، كه ویراست.

وَ إِنَ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ لَمَنْ یُؤْمِنُ بِاللَهِ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْكُمْ یعنى القرآن وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْهِمْ یعنى التوریة و الانجیل " خاشعین" اى متواضعین للَه عزّ و جلّ، لا یَشْتَرُونَ بِآیاتِ اللَهِ ثَمَناً قَلِیلًا اى عرضا یسیرا من الدّنیا، كفعل الیهود ممّا اصابوا من سفلتهم، من المآكل، من الطّعام و الثّمار عند الحصاد.

أُولئِكَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِهِمْ إِنَ اللَهَ سَرِیعُ الْحِسابِ فیه ثلاثة اقوال: احدها اذا حاسب حاسب حسابا یسیرا، و الثّانی سریع الخبر یجازى بحساب العمل، و الثّالث حافظ اعمال العباد، لا یدخل علیه فى ذلك ما یدخل على المحاسب من التّذكیر و الغلط، جلّ اللَه عن ذلك.

یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا...
این صبر است بر گزاردن احكام شرع، و فرمانهاى حق، و بر مقاسات انواع بلا كه باراده و تقدیر حق ببنده رسد، و حقیقت آن ترك شكوى است، و صدق رضا، و قبول قضا بجان و دل، و منه قوله (ص) حكایة عن اللَه عزّ و جلّ ؛ من لم یصبر على بلائى، و لم یشكر نعمایى، و لم یرض بقضایى، فلیطلب ربا سواى
وَ صابِرُوا این صبر است در قتال مشركان، و كوشیدن در دین حق، و نصرت مسلمانان.
وَ رابِطُوا معنى " مرابطه" آنست كه لشكر مسلمانان در ثغرهاى كفّار اسپان ساخته دارند، بر آخرها بسته، تا اذاى كفار از مسلمانان باز دارند و نصرت دین اسلام را بكوشند. از ربط گرفته اند و معنى " ربط" بستن است و استوار كردن، وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَ اللَهِ ازین است. پس هر كسى كه در ثغر نشیند و دین اسلام بپاى دارد، باقامت حرب یا باظهار حجّت، او را " مرابط" گویند اگر چه مركب و خیل ندارد.
......
و گفته اند: معنى " مرابطه" مراقبة است و انتظار، یعنى انتظار الصّلاة بعد الصّلاة. و دلیل برین قول خبر مصطفى (ص) است.

قال (ص) أ لا اخبركم بما یمحو اللَه به الخطایا، و یرفع به الدّرجات؟ قالوا بلى یا رسول اللَه! قال: اسباغ الوضوء على المكاره، و كثرة الخطأ الى المساجد، و انتظار الصّلاة بعد الصّلاة، فذلكم الرّباط.

وَ اتَقُوا اللَهَ اى: فى كلّ ما امركم به، و نهاكم عنه، فمن فعل فقد أفلح، فذلك قوله لَعَلَكُمْ تُفْلِحُونَ.


ادامه دارد ...



مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد


سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (151)




مطالب اخیر وبلاگ :

تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)
همه مردنى اند و او زنده پاینده
مرگ و انسان بزرگتر از آن
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (149)
این قصه سربسته , روزى برگشایند !
دین و قرآن در آخر الزمان (6)
تلخی تحمل جفای خلق
نشانه ها و خارق العاده ها (2)
چاپلوس و مستقل
وضعیت بد بعدی بعید از رحمت خدا
من هستم من با من هستم تو نمیسازد !
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (148)
زنده واقعی نزد خداست
کدام خطرناکترند؟ اسراییل یا بانکهای ایران؟!!
رخصت شرط رفعت است ...
مسئولین و پیشگاه عدل الهی و گریه وحشت حتی هارون !!!
زحمت شهوت
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (147)
اگر خدا یاری کند ... !
دین و قرآن در آخر الزمان (3)
عقوبت قضاوت
همزه و لمزه های انتخاباتی!
معانی ظلم در قرآن کریم
آتش و آتش افروز (2)
شعر اربعین از حاج آقا رنجبر تیلکی
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (146)
اى مهتر كائنات! اى محمد (ص) نامت تا ابد جاودان
علما و زمامداران آخر الزمان (6)
بهترین عطیًه !
علما و زمامداران آخر الزمان (4)
عواقب قوالب (زنجیره شیطانی)
راه آشتی باز بگذار !
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
قیمت هر كسى چیست ؟!
علما و زمامداران آخر الزمان (3)
ده کار به ده کس نمی آید !
جامعه با دروغ می پاشد + دانلود
عشق و آفرینش ( همه چی زیر سر عشق است )!
علما و زمامداران آخر الزمان (1)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (144)
همه را بیازمودم ز تو خوشترم نیامد
محمد (ص) و خدای محمد (ص) !
چه چیزی را بعد از چه چیز می خواهیم؟
زندگی دنیاوی جز خوابی و خیالی بیش نیست
ولی واقعی کیست ؟!
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (143)
خوشبختان بسرعت بسمت مغفرت خدا میروند
حاتم طائی حسینی (زیباترین تصاویر عالم در اربعین)
حسین (ع) نیز خود چو باران است!
رساله واردات خواجه عبدالله انصاری(01)




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.