كُلُّ نَفْسٍ ذَآئِقَةُ الْمَوْتِ وَإِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فَمَن زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ وَما الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلاَّ مَتَاعُ الْغُرُورِ ﴿185﴾
هر جاندارى چشنده [طعم] مرگ است و همانا روز رستاخیز پاداشهایتان به طور كامل به شما داده مى‏شود پس هر كه را از آتش به دور دارند و در بهشت درآورند قطعا كامیاب شده است و زندگى دنیا جز مایه فریب نیست (185)
قرآن , مرگ
النوبة الاولى
قوله تعالى:
كُلُ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ هر تنى چشنده مرگست،
وَ إِنَما تُوَفَوْنَ أُجُورَكُمْ و مزدهاى شما بتمامى بشما سپارند،
یَوْمَ الْقِیامَةِ و این مزد شما را روز رستاخیز دهند،
فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَارِ هر كه را دور كنند از آتش،
وَ أُدْخِلَ الْجَنَةَ و در بهشت در آرند،
فَقَدْ فازَ پیروز آمد و رست،
وَ مَا الْحَیاةُ الدُنْیا و نیست زندگانى این جهانى،
إِلَا مَتاعُ الْغُرُورِ ( 185) مگر برخوردارى بفرهیب.

لَتُبْلَوُنَ میخواهند آزمود شما را،
فِی أَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ در مالهاى شما و در تنهاى شما،
وَلَتَسْمَعُنَ و میخواهید شنید،
مِنَ الَذِینَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ از جهودان كه كتاب دادند ایشان را پیش از شما،
وَ مِنَ الَذِینَ أَشْرَكُوا و ازیشان كه انباز گرفتند با خداى،
أَذىً كَثِیرا ناخوشیهاى فراوان،
وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَقُوا اگر شكیبایى كنید بپرهیزگارى،
فَإِنَ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ (186) آن از استوارى كارهاى دین است و درستى نشانهاى آن.

وَ إِذْ أَخَذَ اللَهُ مِیثاقَ الَذِینَ أُوتُوا الْكِتابَ خداى گرفت پیمان ازیشان كه تورات دادند ایشانرا،
لَتُبَیِنُنَهُ لِلنَاسِ كه لا بد پیدا كنند مردمان را شأن محمد،
وَ لا تَكْتُمُونَهُ و آن را پنهان نكنند،
فَنَبَذُوهُ وَراءَ ظُهُورِهِمْ پس آن را انداختند با پس پشت ایشان،
وَ اشْتَرَوْا بِهِ ثَمَناً قَلِیلًا و بفروختن پیمان خداى بهاى اندك خریدند،
فَبِئْسَ ما یَشْتَرُونَ ( 187) بد چیزى كه میخرند.

لا تَحْسَبَنَ مپندار،
الَذِینَ یَفْرَحُونَ ایشان كه شاد مى شوند،
بِما أَتَوْا بآنچه كردند،
وَ یُحِبُونَ و دوست میدارند،
أَنْ یُحْمَدُوا كه ایشان را بستایند.
بِما لَمْ یَفْعَلُوا بآنچه نمى كنند،
فَلا تَحْسَبَنَهُمْ مپندار ایشان را،
بِمَفازَةٍ مِنَ الْعَذابِ كه اهل رستن اند و بجاى رستن اند از عذاب،
وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ (188) و ایشان راست عذابى دردنماى.

وَ لِلَهِ مُلْكُ السَماواتِ وَ الْأَرْضِ و خدا راست پادشاهى آسمان و زمین،
وَ اللَهُ عَلى كُلِ شَی ءٍ قَدِیرٌ (189) و اللَه بر همه چیز توانا است.


النوبة الثانیة
قوله تعالى: كُلُ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ اى كلّ نفس منفوسة تعالج غصص الموت.
میگوید: هر نفسى منفوسه بر ممرّ انفاس بگذشته مرگ بچشد، و سكرات مرگ ببیند، یعنى اهل زمین.
فانّ من فى الجنّة و النّار لا یموتون، خزنه بهشت و حور و غلمان و خزنه دوزخ نمیرند چنان كه جاى دیگر گفت: فَصَعِقَ مَنْ فِی السَماواتِ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ إِلَا مَنْ شاءَ اللَهُ و هم من فى الجنّة و النّار من الخزنة.

فریشتگان آسمان نیز طمع كردند كه نمیرند كه از حضرت عزّت این آیت آمده بود: كلّ من علیها فان هر چه بر زمین است بسر آمدنى است و مردنى، ایشان گفتند: ما نمیریم كه ما آسمانیانیم نه زمینیان. ربّ العالمین آیت فرستاد: كُلُ شَی ءٍ هالِكٌ إِلَا وَجْهَهُ یقین شد ایشان را كه مردنى اند.

روى عن النبىّ (ص) قال و فى ذلك ما عش ما شئت فانّك میّت، و احبب من احببت فانّك مفارقه، و اعمل ما شئت فانّك مجزىّ به.
و قال: كن فى الدنیا كأنك غریب او عابر سبیل، و عد نفسك من اصحاب القبور.
و قال (ص) فى بعض خطبه: ایّها النّاس انّ اكیسكم اكثركم للموت ذكرا، و احزمكم احسنكم له استعدادا. الا و انّ من علامات العقل التّجافى عن دار الغرور، و الانابة الى دارالخلود، و التّزوّد لسكنى القبور، و التّأهّب لیوم النّشور.

....

وَ إِنَما تُوَفَوْنَ أُجُورَكُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ این تهنیت مؤمنانست بمرگ، میگوید: آن روز رستاخیز است كه مؤمنان بمراد خویش رسند و مزد كردار خویش بینند. پس مرگ تحفه مؤمن است، و سبب رسیدن وى بسعادت و كرامت خویش است. مصطفى (ص) از اینجا گفت: " تحفه المؤمن الموت " 

و جماعتى بزرگان سلف آرزوى مرگ كرده اند، چنان كه حذیفه (رض) بوقت مرگ گفت: دوست آمد و بر وقت حاجت آمد، و گفت: بار خدایا اگر دانى كه درویشى دوستتر دارم از توانگرى، و بیمارى دوستتر دارم از تندرستى، و مرگ دوستتر دارم از زندگانى، مرگ بر من آسان كن، تا بدیدار تو بر آسایم. " فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَارِ وَ أُدْخِلَ الْجَنَةَ فَقَدْ فازَ "
 
.....  مى گوید: نیست زندگانى درین دنیاى فانى الّا متاع الغرور كه مردم فرهیب میدهد، یعنى امل دراز در پیش مى نهد، تا اومید در عمر دراز مى بندد، و آن گه ناگاه مرگ در رسد و امید بریده گردد. مصطفى (ص) گفت: امل كوتاه كنید و مرگ پیوسته در پیش چشم خویش دارید، و از خدا شرم دارید، چنان كه حق و سزاى ویست،
و گفت: نترسم بر شما از هیچیز چنان كه از دو خصلت ترسم: یكى بر هواى خویش ایستادن، و دوم امید عمر دراز در پیش داشتن. بآن خداى كه جانم درید اوست كه هرگز چشم خویش بر هم نزده ام كه نپنداشتم پیش از آن كه از هم بر گیرم برید مرگ در آید، كه چشم از هم بر نگرفتم كه نپنداشتم پیش از آنكه بر هم نهم مرگ در رسد.
عبد اللَه مسعود گفت: رسول خدا (ص) خطى مربع بر كشید، و آن گه در میان آن مربع خطى راست، و از هر دو جانب آن خطهاى خرد بر كشید. پس بیرون مربع خطى دیگر كشید، گفت: آن خط راست در درون مربع آدمى است، و آن مربع أجل وى، گرد وى در آمده، كه از آن راه ببیرون نه، و آن خطهاى خرد از هر دو جانب آفات و عاهاتست، و انواع بلیّات براه وى در آمده، ناچار آن همه بوى رسد یا بعضى رسد، تا آن گه كه سر ببالین مرگ باز نهد. و آن خط كه بیرون مربع كشید خود امل دراز است كه فرا پیش گرفته، و دل در زندگانى بسته! همیشه اندیشه كارى كند كه در علم خداوند سبحانه چنانست كه آن كار پس از أجل وى خواهد بود.

لَتُبْلَوُنَ فِی أَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ
این آیت در شأن مهاجران فرود آمد كه مشركان دست در مال ایشان بردند، و ضیاع ایشان بفروختند، و چون ایشان را مى دریافتند، بانواع تعذیب تنهاى ایشان میرنجانیدند، و گفته اند: آزمون ایشان در اموال بخسران است و نقصان از جائحه سماوى، و آزمون ایشان در تنها به بیمارى است و مرگ خویشان.

....
گفته اند: آزمایش در مال و نفس فرائض طاعاتست كه بریشان نهادند، از نماز و روزه و زكاة و حج و جهاد.

قوله تعالى: وَ لَتَسْمَعُنَ مِنَ الَذِینَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ جهودان و ترسایان اند، وَ مِنَ الَذِینَ أَشْرَكُوا مشركان عرب اند، أَذىً كَثِیراً میگوید: ازیشان رنج و ناخوشى فراوان خواهید شنید و دید، هم از گفتار و هم از كردار، اذاى جهودان آن گفت ایشانست كه: إِنَ اللَهَ فَقِیرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِیاءُ، و نیز گفتند " عُزَیْرٌ ابْنُ اللَهِ" و اذاى ترسایان از آنست كه گفتند: إِنَ اللَهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ و انّ عیسى هو اللَه و ابن اللَه
" تعالى اللَه عن ذلك علوّا كبیرا " و اذاى مشركان آن بود كه رسول خدا را (ص) سب میكردند و هجو میگفتند و قتال و حرب با وى میساختند. و قومى از ایشان ملائكه را بنات اللَه مى گفتند، و قومى بت مى پرستیدند.

ربّ العزّة گفت: وَ إِنْ تَصْبِرُوا یعنى على الأذى، اگر شكیبایى كنید باین رنج و ناخوشى كه بشما میرسد، و تَتَقُوا اى تتّقوا معاصیه، از معصیت او بپرهیزید، فَإِنَ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ
این صبر و این تقوى از حقائق ایمانست و از كارهاى محكم كه اللَه فرمود....

وَ إِذْ أَخَذَ اللَهُ مِیثاقَ الَذِینَ أُوتُوا الْكِتابَ جهودان را میگوید، و این كتاب تورات است.
" لَتُبَیِنُنَهُ لِلنَاسِ وَ لا تَكْتُمُونَهُ " بیا قراءت مكى و بو عمرو و عاصم است، و اینها با شأن نبوت محمد (ص) شود، و لام لام عزم است در موضع قسم تحقیق را در آورد یعنى كه اللَه پیمان گرفت از ایشان كه لا بد پیدا كنند مردمان را شأن و نعت و صفت محمد (ص) و آن را پنهان نكنند.

فَنَبَذُوهُ وَراءَ ظُهُورِهِمْ پس آن را پس پشت انداختند، یعنى فرا پیش نگرفتند و در آن نگاه نكردند، و منه قوله تعالى: وَ اتَخَذْتُمُوهُ وَراءَكُمْ ظِهْرِیًا تقول العرب: جعل فلان حاجتى بظهر یعنى لم یقضها، و لم یلتفت الیها.
قتاده گفت: این آیت در شأن اهل علم آمد كه اللَه پیمان ستد از ایشان تا علم پنهان ندارند، و از اهل خویش دریغ ندارند، و باز نگیرند. و به قال النبى (ص) العلم لا یحل منعه.
و قال: من كتم علما عن اهله الجم یوم القیامة بلجام من نار.
و قال على بن ابى طالب (ع): ما أخذ اللَه على اهل الجهل أن یتعلّموا حتّى اخذ على اهل العلم أن یعلّموا لانّ العلم كان قبل الجهل.

و قال محمد بن كعب: لا یحلّ لعالم ان یسكت على علمه، فانّ اللَه تعالى یقول: وَ إِذْ أَخَذَاللَهُ مِیثاقَ الَذِینَ أُوتُوا الْكِتاب الآیة. و لا یحلّ لجاهل ان یسكت على جهله فانّ اللَه تعالى یقول: فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ.

لا تَحْسَبَنَ الَذِینَ یَفْرَحُونَ...
فرح در قرآن بر سه قسم است: یكى حرام، دیگر مكروه، سدیگر واجب.
آنچه حرام است فرح بمعصیت است، و آن آنست كه رب العالمین گفت: لا تَفْرَحْ إِنَ اللَهَ لا یُحِبُ الْفَرِحِینَ. جاى دیگر گفت: إِنَهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ.
و آنچه مكروه است بدنیا شاد بودن است، و آن آنست كه اللَه گفت تعالى و تقدّس: وَ فَرِحُوا بِالْحَیاةِ الدُنْیا. جاى دیگر گفت: وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ و آنچه واجبست شادى بحقّ است، و ذلك فى قوله تعالى: فَبِذلِكَ فَلْیَفْرَحُوا و قال تعالى: فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِكُمُ الَذِی بایَعْتُمْ بِهِ.

لا تَحْسَبَنَ الَذِینَ یَفْرَحُونَ بِما أَتَوْا بیان اختلاف قراءت و وجوه آن درین آیت همان است كه در وَ لا یَحْسَبَنَ الَذِینَ یَبْخَلُونَ و شرح آن رفت. وَ یُحِبُونَ أَنْ یُحْمَدُوا بِما لَمْ یَفْعَلُوا،
اینجا سخن تمام شد و جواب مضمر است. یعنى: لا تحسبن أنهم ینجون من النار.
مقاتل گفتند: این آیت در شأن جهودان فرو آمد كه بر مصطفى (ص) شدند و گفتند قتاده و نحن نعرفك و نصدّقك
این بزبان میگفتند و در دل خلاف آن داشتند چون از نزدیك مصطفى (ص) بیرون آمدند، مسلمانان ایشان را پرسیدند كه چه كردید؟ ایشان گفتند: شناختیم وى را و تصدیق كردیم، مسلمانان این گفت از ایشان بپسندیدند و دعا گفتند و سپاس دارى كردند و ندانستند كه ایشان با این گفت در دل كفر دارند، و ایشان در آنچه میكردند شاد مى بودند، رب العالمین گفت: یا محمد مپندار كه این شادى ایشان بآنچه كردند از اظهار
ایمان و اعتقاد كفر، ایشان را از آتش برهاند، و آن ثنا و حمد مؤمنان كه دوست میدارند بآنچه نكردند یعنى بتصدیق كه گفتند كردیم و نكرده بودند، مپندار كه ایشان باین از آتش و عذاب برهند. اینست كه رب العالمین گفت: فَلا تَحْسَبَنَهُمْ بِمَفازَةٍ مِنَ الْعَذابِ اى منجاة من العذاب، مفازة نجات بود و موضع نجات بود، همچون مرحمت. و سمّیت المفازة مفازة لأنّ من قطعها فاز.

وَ لِلَهِ مُلْكُ السَماواتِ وَ الْأَرْضِ اى: خزائن السّماوات و الأرض، و هى المطر و النّبات و ما بینهما من الخلق عبیده و فى ملكه. و اللَه على كلّ شى ء قدیر.


النوبة الثالثة
قوله تعالى: كُلُ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ
اى خداوندى كه بندگانت همه فانى اند و تو باقى!
اى خداوندى كه رهیگانت همه برسیدنى اند و تو بودنى!
بودى تو و كس نبود! بمانى تو و كس نماند!
همه مقهوراند و تو قهار! همه مأموراند و تو جبّار! همه مصنوع اند تو كردگار!

همه مردنى اند و تو زنده پاینده! همه رفتنى اند و تو خداوندى گمارنده، و با همه تاونده.

اى قوم ازین سراى حوادث گذر كنید
خیزید و سوى عالم علوى سفر كنید


معاشر المسلمین! این سراى فانى منزل گاه است و گذرگاه! نگرید تا دل در آن نبندید، و آرام گاه نسازید، برید مرگ را بجان و دل استقبال كنید، و حیات آن جهانى و نعیم جاودانى طلب كنید، وَ ما هذِهِ الْحَیاةُ الدُنْیا إِلَا لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَ الدَارَ الْآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوانُ لَوْكانُوا یَعْلَمُونَ.

تو امروز بچشم بیدارى در كار و حال خود ننگرى! و ساز رفتن بدست نیارى؟ تا آن ساعت كه آب حسرت و دریغ گرد دیدت در آید! و غبار مرگ بر عذار مشكینت نشیند! و آن روى ارغوانى زعفرانى شود!

سر زلف عروسان را چو برگ نسترن یابى
رخ گلبرگ شاهان را چو شاخ زعفران بینى


قال النبى (ص) انّ العبد لیعالج كرب الموت و سكرات الموت، و انّ مفاصله یسلّم بعضها الى بعض، یقول: علیك السّلام تفارقنى و افارقك الى یوم القیامة

مسكین آدمى كه همیشه خویشتن را نظارگى دیده است! پندارد كه همیشه همچنین خواهد بود كه نظاره مرگ دیگران مى كند، و خود نمیرد. مصطفى (ص) از اینجا گفت: كأنّ الموت على غیرنا كتب، و كأنّ الحقّ فیها على غیرنا وجب، و كأنّ الّذین نشیّع من الأموات سفرعمّا قلیل الینا راجعون، نبوّئهم أجداثهم، و نأكل تراثهم، كأنّا مخلّدون بعدهم!

اگر خود را مى دریابى و تدبیر كار خویش میكنى راهت آنست كه در احوال گذشتگان و سیرت رفتگان ازین جهانیان و جهان داران كه بودند اندیشه كنى، و امروز در سرانجام كار ایشان نگرى،

آنان كه كبر پلنگان داشتند،
آن یكى قصر قیصرى میساخت، و آن دیگرى ملك سلیمان مى جست،
و آن ظالمى از جگر یتیمان كباب مى كرد،
و آن دیگرى كه از خون مفلسان شراب مى خورد،
گلى بودند در شورستان دنیا شكفته، ناگاه زمهریر مرگ از مهبّ برآمد و عارض رخشان ایشان را تاریك گردانید.
پس از آنكه چون گل بشكفتند از بار بریختند، و در گل بخفتند.

سر الب ارسلان دیدى ز رفعت رفته بر گردون
به مرو آتا كنون در گل تن الب ارسلان بینى


و به قال النبى (ص): أ ما رأیت المأخوذین على العزّة! و المزعجین بعد الطمأنینة، الّذین اقاموا على الشّبهات، و جنحوا الى الشّهوات، حتّى اتتهم رسل ربّهم، فلا ما كانوا امّلوا ادركوا، و لا الى ما فاتهم رجعوا، قدموا على ما عجلوا، و نذموا على ما خلفوا، و لم یعن النّدم، و قد جفّت القلم،
اگر كسى را در دنیا از مرگ ایمنى بودى، آن كس رسول خدا بودى كه از ذریت آدم هیچ كس را آن قربت و زلفت بدرگاه احدیت نبود كه وى را بود.
با این همه رب العالمین گفت: وَ ما جَعَلْنا لِبَشَرٍ مِنْ قَبْلِكَ الْخُلْدَ أَ فَإِنْ مِتَ فَهُمُ الْخالِدُونَ

ومصطفى (ص) گفت: اذا اشتدّ حزن احدكم على هالك فلیذكرنى و لیعلم انّى قد هلكت.
و خبر درست است از ابن عمر گفت: رسول خدا (ص) خواست كه كسى را به یمن فرستد گفت: یا معشر المهاجرین و الانصار! ایّكم ینتدب الى الیمن؟
ابو بكر .. برخاست. گفت: أنا یا رسول اللَه. رسول خداوندى اجابت نكرد، دیگر باره همان سخن گفت. عمر برخاست، هم اجابت نیافت، سدیگر بار باز گفت آن سخن، معاذ جبل برخاست، تا رسول (ص) گفت: انت لها یا معاذ! و هى لك ، آن گه عمامه خویش بخواست، و بر سر وى نهاد و فرا راه كرد، رسول و جماعتى از مهاجر و انصار بتشییع با وى بیرون شدند، معاذ راكب بود و رسول (ص) پیاده میرفت، و معاذ را وصیت میكرد،
معاذ گفت: یا رسول اللَه چون است اینكه تو پیاده روى و من سوار باشم؟
فقال: یا معاذ! انّما أحتسب خطایاى هذه فى سبیل اللَه،
آن گه او را وصیت كرد بتقوى و صدق، و اداء امانت، و ترك خیانت، و امر معروف، و نهى منكر، و مراعات همسایه و یتیم و بیوه زن، و مجالست فقرا، و نواخت ضعفا. و امثال این سخنان فراوان برگفت، و نصیحت كرد.
آن گه گفت: یا معاذ! چنان دان كه تا بروز رستاخیز ما بر هم نرسیم، و یكدیگر را نه بینیم. این بگفت آن گه وداع كرد و بازگشت.
معاذ رفت ...
فما بعد الوداع من اجتماع . شبى خفته بود، ناگاه هاتفى آواز داد كه:
یا معاذ كیف یهنئك العیش و محمد فى سكرات الموت! معاذ گفت: ترسان و لرزان با وحشت و حیرت از خواب درآمدم، پنداشتم قیامت برخاست و عالم زیر و زبر گشت، گفت آخر دل خود را تسكین كردم گفتم این نموده شیطان است، كلمه اعوذ بگفتم. شب دیگر ندایى شنیدم از آن قوى تر و عظیم تر كه: یا معاذ! كیف یهنئك العیش و محمد بین اطباق التراب؟! معاذ را یقین شد كه مصطفى (ص) شربت مرگ چشید. دست بر سر نهاد، و بانگ برآورد كه " یا محمداه"
پس بران مركوبى كه داشت نشست و روز در شب و شب در روز پیوست در رفتن، تا آنجا رسید كه سه مرحله به مدینه بود. در میانه شب از چپ راه آوازى شنید كسى میگفت: یا اله محمّد اعلم معاذا بأنّ محمّدا قد ذاق الموت، و فارق الدّنیا.
معاذ گفت : یا ایّها الهاتف فى هذه اللّیل! من انت رحمك اللَه؟ قال: أنا عمار بن یاسر، و هذا كتاب ابى بكر الى معاذ بالیمن، لیعلمه بأنّ محمّدا قد ذاق الموت، و فارق الدّنیا.
معاذ گفت: یا عمار اگر محمد (ص) از میان رفت پس كارساز و غمگسار ضعیفان و یتیمان و بیوه زنان كیست؟ یا عمار! بحق محمد (ص) كه بگوى اصحاب محمد (ص) را چون گذاشتى؟ و چون اند پس از وى؟ عمار جواب میدهد " تركتهم كأنّهم لا راعى لها "
یا عمار! بحق محمد (ص) كه بگوى تا مدینه را بى وى بر چه صفت بگذاشتى؟
عمار جواب داد " تركتها و هى اضیق على اهلها من الخاتم"
چون بنزدیكى مدینه رسیدند پیر زنى را دیدند با چند سر گوسپند كه بچرا داشت، و آن گریستن معاذ دید و
ذكر محمد (ص) كه بسیار میكرد، پیر زن گفت: یا عبد اللَه! امّا محمّدا فلم اره، و لكن رأیت ابنته فاطمة (ع) تبكى و تقول یا ابتاه الى جبرئیل تنعاه! انقطعت عنّا اخبار السّماء! یا ابتاه لا ینزل الوحى الینا من عند اللَه ابدا! و رأیت علیا یبكى، و یقول: یا رسول اللَه.
و رأیت الحسن و الحسین (ع) یبكیان و یقولان: و اجدّاه، و اجدّاه.

معاذ هم چنان میرفت بمیانه شب در مدینه شد بدر حجره عایشه و در میزد. عایشه گفت: كیست كه بر در ماست در میانه شب؟ معاذ گفت: أنا خادم رسول اللَه (ص).عایشه گفت: یا عفوة! افتحى لخادم رسول اللَه. چون در بگشاد، و یكدیگر را تعزیت دادند، معاذ گفت یا عایشه! كیف وجدت رسول اللَه عند شدّة وجعه؟ عایشه گفت: رو از فاطمه (س) بپرس كه من طاقت گفتن ندارم! معاذ بدر حجره فاطمه (س) رفت، و گفت: أنا معاذ خادم رسول اللَه (ص)، چون فاطمه (س) خواست كه در بگشاید حسن (ع) گفت : یا امّاه خذینى معك حتّى اعزّى معاذا بوفاة جدّى
پس فاطمه (ع) قصّه در گرفت و وفات وى گفت. و فى ذلك حدیث مشهور یذكر فى غیر هذا الموضع ان شاء اللَه تعالى.

ادامه دارد ...
 
لینک عضویت در کانال تلگرام ما : https://telegram.me/zaresari


گل




مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد


سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (146)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (147)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (148)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (149)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (150)




مطالب اخیر وبلاگ :

همه مردنى اند و او زنده پاینده
مرگ و انسان بزرگتر از آن
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (149)
این قصه سربسته , روزى برگشایند !
دین و قرآن در آخر الزمان (6)
تلخی تحمل جفای خلق
نشانه ها و خارق العاده ها (2)
چاپلوس و مستقل
وضعیت بد بعدی بعید از رحمت خدا
من هستم من با من هستم تو نمیسازد !
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (148)
زنده واقعی نزد خداست
کدام خطرناکترند؟ اسراییل یا بانکهای ایران؟!!
رخصت شرط رفعت است ...
مسئولین و پیشگاه عدل الهی و گریه وحشت حتی هارون !!!
زحمت شهوت
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (147)
اگر خدا یاری کند ... !
دین و قرآن در آخر الزمان (3)
عقوبت قضاوت
همزه و لمزه های انتخاباتی!
معانی ظلم در قرآن کریم
آتش و آتش افروز (2)
شعر اربعین از حاج آقا رنجبر تیلکی
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (146)
اى مهتر كائنات! اى محمد (ص) نامت تا ابد جاودان
علما و زمامداران آخر الزمان (6)
بهترین عطیًه !
علما و زمامداران آخر الزمان (4)
عواقب قوالب (زنجیره شیطانی)
راه آشتی باز بگذار !
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
قیمت هر كسى چیست ؟!
علما و زمامداران آخر الزمان (3)
ده کار به ده کس نمی آید !
جامعه با دروغ می پاشد + دانلود
عشق و آفرینش ( همه چی زیر سر عشق است )!
علما و زمامداران آخر الزمان (1)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (144)
همه را بیازمودم ز تو خوشترم نیامد
محمد (ص) و خدای محمد (ص) !
چه چیزی را بعد از چه چیز می خواهیم؟
زندگی دنیاوی جز خوابی و خیالی بیش نیست
ولی واقعی کیست ؟!
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (143)
خوشبختان بسرعت بسمت مغفرت خدا میروند
حاتم طائی حسینی (زیباترین تصاویر عالم در اربعین)
حسین (ع) نیز خود چو باران است!
رساله واردات خواجه عبدالله انصاری(01)
روزگار قدرت بین مردم دست بدست میگردد!







توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.