قرآن کریم : ثُمَّ لَا یَمُوتُ فِیهَا وَلَا یَحْیَى ( اعلی / 13) آنگاه نه در آن مى‏میرد و نه زندگانى مى‏یابد ...
قرآن

إِنَّهُ مَن یَأْتِ رَبَّهُ مُجْرِمًا فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لَا یَمُوتُ فِیهَا وَلَا یَحْیى (  طه / 74 ) در حقیقت هر كه به نزد پروردگارش گنهكار رود جهنم براى اوست در آن نه مى‏ میرد و نه زندگى مى‏یابد

هر کسی اینجا زنده مرده است یعنی فقط یا بیشتر زندگی ظاهری دارد و جسمش زنده و روحش مرده یعنی اینجا اعمی زیسته بشهادت قرآن کریم « ثم لا یموت فیها ولا یحیی قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّى » ...
تنت نمی لرزد از سنگینی چنین فهمی ؟!! از ثقل چنین معرفتی ؟!

خلاصه عزیز من ! همینقدر را اگر با جان باور کرده باشیم ( من که میدانم بسیاری هنوز این آیه را نه خوانده و نه شنیده اند )  نوع دیگری زندگی میکردیم . جور دیگری تعامل داشتیم . آن به آن اخلاق و رفتار خویش تغییر میدادیم . لحظه به لحظه پاس باطن میداشتیم . هر لحظه نفس دستوری داد و امری کرد , توی دهنش میزدیم . گفت بگو نگوئیم , گفت نگو بگوئیم , گفت بنویس , ننویسیم . گفت بی توجهی کن , توجه کنیم . گفت توجه کن , بی توجهی کنیم . گفت بایکوتش کن , نکنیم . گفت طرف انگار دیواره , ما درخت زاینده ببینیمش . گفت تو خودت کسی هستی برای خودت , محلش نزار ؛ برعکس کنیم ...

و هزاران هزار امر و نهی این ابلیس بما دارد و ما اغلب یعنی خودم اغلب گرفتار و درگیر با اویم . خدا را گواه میگیرم اصلا از سالیان پیش همیشه و مدام در حال درگیری و نزاع بودم و بی حیاء آنقدر بی چشم و روست که رهایم نمی کند . پشت سر هم همینجور امر و نهی میکند و حتی در ماههای خاص مانند رمضان و حتی در لحظات خوش یعنی در خلوتهای خاص , از خرده فرمایش خویش منصرف نمیشود !
آنوقت نمی دانم اصلا آیا هیچ توجه کرده ایم که خدای ناکرده مزدور این ابلیسیم ؟! خدا میداند همین مطالب را بمناسبتی در جمع دوستانه عرض میکردم تعدادی آمدند گفتند اصلا با این نگاه متوجه این ابلیس نبوده ایم . گفتند و اعتراف کردند چون از درون ما این اوامر و نواهی میجوشید تصور میکردیم خودمانیم هر چند خودمان از این افکار و در پی آن اعمالش بدمان می آمد و میدانستیم وجدانا که خلاف حق و صدق هست اما نمی دانستیم که این همان ابلیس هست که در درون ما نشسته و امر صادر میکند !!! بسیار تعجب کرده بودند !

بله ؛ بسیار از مسائل از بس عادی شده اند بمرور زمان از دیده کثیری از ماها و اکثر مردمان پنهانند و همینجوری عادی میشناسیم و توجه نمی کنیم . نوعی شکل را میخواهیم ببینیم تا مثلا باور کنیم که ابلیس در آن شکل مستقیم چشم در چشم بر ما ظاهر شود و بگوید برو آبروی طرف را ببر یا برو بی توجهی کن به او و ... یعنی تجسم انگاری برای بدی و شرّ داریم بدون آنکه بدانیم که ابلیس تجسمی جز با همین اوامر و نواهی که بصورت وسوسه و و ... ندارد !

مخاطب خوب من ! من معلم اخلاق نیستم . من فقط چون خودم در دامش بودم و متاسفانه هنوز هم هستم اما درگیرم و در نزاع ؛ برای همین دارم از نفس خود گزارش میدهم .

مثل صدیقان ؛ علم لدنی و حضوری ندارم که همینجوری داشته باشم و داشته باشم . نه من گرفتار آن خبیث هستم و شاید پاچه مرا بیشتر از کثیری از شماها بدلائلی میگیرد و بهمین خاطر متوجه آن  همواره هستم و خودم می بینم که در بسیاری از جاها و موقعیت ها این آن دشمن قسم خورده محمود است که پیروز میدان نزاعی میشود و من با چشم خویشتن , بارها دیدم که جانم را مسموم کرده و بر زمینم زده و پیروزمندانه و گردن افراشته نگاه شیطنت آمیزی هم میکند و میرود که به دیگر محبوبهای من سر بزند و در دل دوستانم و آشنایان و مخاطبینم وسوسه بیاندازد و تا بلکه آنان را نیز باستمداد خویش در بی آبرو کردن من و رسوایی من و عدم توفیق من و جهنمی کردن من , درآورد .

از این جهت است که گاه روی این موارد توجه و تذکر بیشتری دارم . فقط بدانید ادعایی ندارم و معلم اخلاق نیستم ... که دارم شرح حال و حدیث نفس میکنم و ماجرای درگیری را گزارش میکنم تا بلکه آنهایی را که دوست دارم شاید از تجربه من از شکست من چیزکی بیاموزند و تا شاید مخاطبینم همانند من مغلوب نشوند و ...

خلاصه من هم دشمنش شده ام و دارم سعایت این دشمن را نزد شما میکنم ؛ دارم بدگویی و غیبت این دشمن حقیقی را میکنم . دارم دق دل شکستهای پی در پی خویش از این دشمن اغلب پیروز در درگیریها بر محمود  را با این گزارش در می آورم .

دوست من  تنها راهی که اندیشیده ام که شاید بتوانم در صحنه هایی من روسیاه هم بتوانم بخت خویش را بیازمایم و شکستی را نصیب ابلیس بنمایم همین باشد که بروم به مردم بگویم او فن و فوتش چیست و ضد فن هایی را آنها در اثر تجربه هایی که من با او داشتم در این شرح حال و گزارش بیابند . اما او قسم یاد کرده که حتی نگذارد این سخنان بگوش کسی شنیدنی بشود . او پیشتر در محضر دوست قسم یاد کرده بود و آنهم فسم جلاله که تمام ما را اغوا میکند و میفریبد و بر زمینمان میزند ... فبعزتک لاغوینهم اجمعین ...

انتظار نمیشود داشت که اصلا او را بشما راهی نباشد اما مهمتر سلاحی که شما میتوانید در برابر این قهرمان اغوا داشته باشید در بادی امر همین معرفت است و درک و شعور فهم این واقعیات و حقائق . نرم و رام کردن نفس خویش در برابر چنین معرفتهایی ! محمود را ولش کن که یک نام سرقت شده از خوبان هست و بس . چیزی هم از شما نمیخواهم نه رایی و نه پاداشی و نه انتظاری حتی برای یک لایک که گاهی بمفهوم سلام و احترام هست اصلا .
همانطور که شما هم هیچ احتیاجی بمن ندارید و ای بسا اگر نبودم آرامتر بودید ؛ حتی اگر زشت ترین آدمها بودم ؛ ولی برای تو باید گزارش شکستهای پی در پی وی خواندنی باشد حداقل برای تجربه !

نگاه بعکس و نام نکنید که تنها خواستم با شما روراست باشم و هر آنچه که میگویم و مینویسم مسئولیتش با من باشد و کسی به مسلمانی و مذهب کسی دیگر که بیگناه هست شک نکند که در این گناه من شریک باشم . فقط همین . نگاه باینها نفرمایید . احتیاجی ندارم واقعا چنانکه شما هم نیز ! میتوانم من هم نامم را عوض کنم و عکسم را نیز از نقاشی یا تصویر هنرپیشه های آنچنانی و یا اشیاء و گیاهان استفاده کنم و نامم را هم بگذارم یک جمله یا یک شعار !

ولی نباید برای مخاطب من چنین تجربه هایی خواندنی نباشد ؛ الا آنکه ... یکی بدون آنکه خیلی روشن خود بداند ؛  ناراحت باشد از آنکه خداوند چرا محمود را هم خلق کرد :)  !!

حیات و ممات را از اینجا باید ببریم برادر ! آنجا بما نمی دهند . خودش گفت این مطلب را و خودش کسی است که نه دروغ میگوید و نه اضافه و گزافه العیاذ بالله ! اینجا در عین آنکه نفس میکشی اما مردی , مردی ؛ اگر زنده ای زنده ای ! مگر خودش نفرمود  کور باشی - در عین داشتن دو چشم به قد سیب - ؛ آنجا هم کوری !

آقا جان بسیاری از ماها در اینجا ظاهرا زنده ایم و ادعا میکنم که هر یک از ماها خودمان میدانیم که مرده ایم یا زنده ( همین الآن ) ! ولی داریم خودمان را میزنیم به آن راه !!

پس اینجا زندگی یعنی چه ؟! بنظر محمود زندگی یعنی فرصتی برای کسب !
اینکه چه کسب کنیم و اصلا تا بحال چه کاسب بوده ای و چقدر کسب کرده ای بماند ؛ اگر از من سوالی بشود خواهم گفت ! شاید برای خواهان حداقل باز از تجربیات خویش و گاه اگر توفیقی باشد از عنایاتش خواهم گفت !

این سوال را همواره از خودت در هر شبی بپرس که آیا واقعا حالا " کی هستی " ؟! خودت از خودت راضی هستی ؟!

اینجا اگر از نعمیم جاودانه منعم جدا افتاده باشیم مطمئن باش که زنده نیستی (م) ! معنی « حیات طیبه » همین است برادر نه چیز دیگر ... انطور که در شعار سیاس ها هم امده و استخدام شده و ... !!!
برادر من خواهر من ! آنجا مرگی هم در کار نیست ! وقتی در عذابیم فقط زنده نیستیم ! فرق دارد بین مرگ و بین آنکه زنده نباشیم ! ( روی همین دو مورد هم آیا تا کنون اندیشیده بودی ؟! )
...
... آنچه استاد ازل گفت بگو می گویم ! فَذَكِّرْ إِن نَّفَعَتِ الذِّكْرَى سَیَذَّكَّرُ مَن یَخْشَى وَیَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى الَّذِی یَصْلَى النَّارَ الْكُبْرَى
آن كس كه ترسد بزودى عبرت گیرد و نگون‏ بخت‏ خود را از آن دور مى‏دارد همان كس كه در آتشى بزرگ در آید
...
بخشی از متن دو سنه پیش نوشته شده برای بعضی ها ... ( م. زارع )
www.mzare.ir


https://telegram.me/zaresari



مطالب اخیر وبلاگ :
من هستم من با من هستم تو نمیسازد !
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (148)
زنده واقعی نزد خداست
کدام خطرناکترند؟ اسراییل یا بانکهای ایران؟!!
رخصت شرط رفعت است ...
مسئولین و پیشگاه عدل الهی و گریه وحشت حتی هارون !!!
زحمت شهوت
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (147)
اگر خدا یاری کند ... !
دین و قرآن در آخر الزمان (3)
عقوبت قضاوت
همزه و لمزه های انتخاباتی!
معانی ظلم در قرآن کریم
آتش و آتش افروز (2)
شعر اربعین از حاج آقا رنجبر تیلکی
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (146)
اى مهتر كائنات! اى محمد (ص) نامت تا ابد جاودان
علما و زمامداران آخر الزمان (6)
بهترین عطیًه !
علما و زمامداران آخر الزمان (4)
عواقب قوالب (زنجیره شیطانی)
راه آشتی باز بگذار !
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (145)
قیمت هر كسى چیست ؟!
علما و زمامداران آخر الزمان (3)
ده کار به ده کس نمی آید !
جامعه با دروغ می پاشد + دانلود
عشق و آفرینش ( همه چی زیر سر عشق است )!
علما و زمامداران آخر الزمان (1)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (144)
همه را بیازمودم ز تو خوشترم نیامد
محمد (ص) و خدای محمد (ص) !
چه چیزی را بعد از چه چیز می خواهیم؟
زندگی دنیاوی جز خوابی و خیالی بیش نیست
ولی واقعی کیست ؟!
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (143)
خوشبختان بسرعت بسمت مغفرت خدا میروند
حاتم طائی حسینی (زیباترین تصاویر عالم در اربعین)
حسین (ع) نیز خود چو باران است!
رساله واردات خواجه عبدالله انصاری(01)
روزگار قدرت بین مردم دست بدست میگردد!
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (142)
تو بخواه خدا می بخشد !
رساله واردات خواجه عبدالله انصاری(02)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (141)
دوستان خدا خوار نمیشوند !
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
دنیا و آنچه در آنست همه بادست
دلیل حبس یوسف پاکی اش بود
سخنان امام علی(ع) درباره کوفیان




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.