وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَن یَنقَلِبْ عَلَىَ عَقِبَیْهِ فَلَن یَضُرَّ اللّهَ شَیْئًا وَسَیَجْزِی اللّهُ الشَّاكِرِینَ ﴿144﴾
و محمد جز فرستاده ‏اى كه پیش از او [هم] پیامبرانى [آمده و] گذشتند نیست آیا اگر او بمیرد یا كشته شود از عقیده خود برمى‏گردید و هر كس از عقیده خود بازگردد هرگز هیچ زیانى به خدا نمى‏رساند و به زودى خداوند سپاسگزاران را پاداش مى‏دهد (144)
قرآن
النوبة الاولى
قوله تعالى:
وَ ما مُحَمَدٌ إِلَا رَسُولٌ و نیست محمد (ص) مگر فرستاده اى از مردمان،
قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُسُلُ پیش ازو فرستادگان فراوان گذشتند،
أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ اگر او بمرد یا بكشتند،
انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ شما باز میگردید به پس باز،
وَ مَنْ یَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَیْهِ و هر كه باز گردد بر دو عقب خویش،
فَلَنْ یَضُرَ اللَهَ شَیْئاً نگزاید خداى را هیچ چیز،
وَسَیَجْزِی اللَهُ الشَاكِرِینَ ( 144 ) و آرى پاداش دهد خداى سپاسداران را.

وَ ما كانَ لِنَفْسٍ و نبود و نیست هیچ تن را و هیچ كس را،
أَنْ تَمُوتَ إِلَا بِإِذْنِ اللَهِ كه بمیرد مگر بخواست خدا و دانش او،
كِتاباً مُؤَجَلًا نبشته ایست و انداخته اى نامزد كرده كه كى،
وَمَنْ یُرِدْ ثَوابَ الدُنْیا و هر كه ثواب این جهانى خواهد،
نُؤْتِهِ مِنْها بدهیم او را از آن،
وَ مَنْ یُرِدْ ثَوابَ الْآخِرَةِ و هر كه ثواب آن جهانى خواهد،
نُؤْتِهِ مِنْها بدهیم او را از آن.
وَ سَنَجْزِی الشَاكِرِینَ (145) و آرى ثواب دهیم سپاسداران را.

وَ كَأَیِنْ مِنْ نَبِیٍ اى بسا پیغامبرا،
قاتَلَ مَعَهُ كه با وى جنگ كردند،
رِبِیُونَ كَثِیرٌ سپاههاى فراوان،
فَما وَهَنُوا سست نگشتند و تن بندادند،
لِما أَصابَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَهِ آن را كه بایشان رسید در راه خدا،
وَ ما ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَكانُوا سست و بد دل نشدند و از دست فرو نیفتادند،
وَ اللَهُ یُحِبُ الصَابِرِینَ ( 146 ) و اللَه دوست دارد شكیبایان را.

وَ ما كانَ قَوْلَهُمْ إِلَا أَنْ قالُوا و نبود سخن ایشان مگر آنكه گفتند:
رَبَنَا اغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا خداوند ما! بیامرز ما را گناهان ما،
وَ إِسْرافَنا فِی أَمْرِنا و گزاف كارى ما در كار ما،
وَ ثَبِتْ أَقْدامَنا و بر جاى دار و محكم بر ایستادن گاه ما در سبیل خویش،
وَ انْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرِینَ ( 147 ) و یارى ده ما را بر گروه ناگرویدگان.

فَآتاهُمُ اللَهُ ثَوابَ الدُنْیا بداد خداى ایشان را ثواب این جهانى،
وَ حُسْنَ ثَوابِ الْآخِرَةِ و نیكویى ثواب آن جهانى.
وَ اللَهُ یُحِبُ الْمُحْسِنِینَ ( 148 ) و اللَه دوست دارد نیكوكاران را.

یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا اى ایشان كه بگرویدند،
إِنْ تُطِیعُوا الَذِینَ كَفَرُوا اگر فرمان برید ایشان را كه بمن كافر شدند،
یَرُدُوكُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ برگردانند شما را بپس باز،
فَتَنْقَلِبُوا خاسِرِینَ (149 ) تا برگردید و زیانكار باشید.

بَلِ اللَهُ مَوْلاكُمْ بلكه اللَه خداى شما و یار شما،
وَ هُوَ خَیْرُ النَاصِرِینَ ( 150 ) و او بهتر یارى دهندگان است.


النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ ما مُحَمَدٌ إِلَا رَسُولٌ. الآیة...
مفسّران گفتند: سبب نزول این آیت آن بود كه مصطفى (ص) آن روز كه بغزاء احد بیرون شد چون بمقام رسید بشعبى از شعبهاى احد فرو آمد، و پنجاه مرد تیرانداز از لشكر خود برگزید، و عبد اللَه بن جبیر انصارى برادر خوات جبیر بر سر ایشان امیر كرد، و ایشان را بپایان كوه بر گذرگاه دشمن بداشت، و گفت: اگر بینید كه ما را نصرت است یا هزیمت، هر چون كه باشد، شما از اینجا مروید و برمگردید مبادا كه برگردید و آن گه دشمن از پس در آید و ما را دریابد. پس لشكر قریش در رسید. خالد بن ولید بر میمنه ایشان، و عكرمة بن ابى جهل بر میسره ایشان و زنان قریش نیز با ایشان بیرون آمده، دف میزدند و شعر میگفتند، چنان كه عادت ایشان بود.

مصطفى (ص) و یاران حمله بردند، و كافران را هزیمت كردند، و قومى را بكشتند. از ایشان یكى ابى بن خلف جمحى بود، وقتى رسول خدا (ص) را گفته بود مرا مادیانى است وى را علف میدهم و نیكو میدارم تا بر پشت آن ترا كشم. رسول خدا جواب داد كه من ترا كشم انشاء اللَه. پس روز احد، ابى بن خلف نزدیك رسول (ص) درآمد و قصد وى میكرد، رسول خدا (ص) بگذاشت تا نزدیك درآمد، حربه اى ستد از حارث بن الصمة و بر گردن وى زد از اسب بیفتاد. چنان كه گاو بانگ میكرد و میگفت " قتلنى محمد " قوم وى وى را بر گرفتند، گفتند: مترس، باكى نیست، و ضربت كشنده نیست.
جواب داد كه: چه جاى اینست، اگر محمد خیو بر من افگندى مرا بكشتى، كه از وى شنیدم كه من ترا بكشم. دیگر روز آن بدبخت از آن زخم بمرد. و حسان بن ثابت در وى میگوید:
لقد ورث الضّلالة عن أبیه
ابى حین بارزه الرّسول

پس چون كافران بهزیمت شدند و مسلمانان در غنیمت در افتادند. آن قوم كه رسول (ص) ایشان را بر مركز بداشته بود چون هزیمت كفّار دیدند، و مسلمانان بغنیمت در افتاده، ایشان بخلاف افتادند. قومى گفتند: فرمان رسول (ص) را خلاف نكنیم، و وصیت وى دست بنداریم، و از جاى نرویم. قومى گفتند: چه جاى درنگ است! كافران همه بهزیمت رفتند، و مسلمانان آنكه غارت میكنند و غنیمت میگیرند. پس بیشترین ایشان فرمان رسول خدا (ص) را خلاف كردند، و مركز بگذاشتند، و بغنیمت گرفتن مشغول شدند.

خالد بن ولید و عكرمة بن ابى جهل كه سالار لشكر قریش بودند، دیدند كه مسلمانان بغنیمت مشغول شدند. از آن جایگه كه قوم برخاسته بودند تاختن كردند بر مسلمانان، و ایشان را بشكستند، و بهزیمت كردند. در میانه عبد اللَه بن قیمیة حارثى زخمى بر چهره عزیز رسول خدا (ص) كرد. چنان كه مجروح شد، و یاران را از وى پراكنده كرد. پس دیگر باره قصد رسول (ص) كرد. مصعب بن عمیر فراز آمد تا دفع كند، بدست حارثى كشته شد. حارثى بازگشت و میگفت " انّى قتلت محمدا " و آوازدهنده اى از میان لشكر آواز داد " الا انّ محمدا قد قتل " گویند: آن آواز دهنده ابلیس بود لعنة اللَه.

پس مصطفى (ص) با گوشه اى شد و میگفت  " الىّ عباد اللَه! الىّ عباد اللَه " تا سى مرد با وى افتادند، و او را پاس میداشتند، و دشمنان را دفع میكردند. قومى از مسلمانان را ظن افتاد كه رسول (ص) را كشتند، میگفتند " لیت لنا رسول الى عبد اللَه بن ابى فیأخذ لنا أمانان من ابى سفیان "

بعضى منافقان گفتند: اگر محمد (ص) كشته شد بدین اوّل كه داشتید باز شوید. انس بن نصر عمّ انس بن مالك گفت: یا قوم اگر محمد (ص) كشته شد خداى محمد (ص) زنده پاینده است. شما را چه زندگى بود و چه راحت بعد از رسول خدا؟ اكنون بیائید تا شمشیر زنیم و جنگ كنیم هم بر آن دین كه رسول (ص) جنگ كرد، و بمیریم هم بر آنكه وى بمرد. آن گه گفت " اللّهمّ انّى أعتذر الیك ممّا یقول هؤلاء المسلمون و ابرأ الیك ممّا جاء به هؤلاء المنافقون "
پس روى بدشمن نهاد و جنگ كرد تا كشته شد. پس رسول خدا (ص) سوى صخره شد، و مردم را بر خود خواند. اوّل كسى كه رسول (ص) را واشناخت كعب بن مالك بود. گفتا: دو چشم نرگسین وى را بشناختم كه زیر مغفر مى افروختند. بآواز بلند گفت " یا معشر المسلمین ابشروا هذا رسول اللَه (ص) "

رسول (ص) با وى گفت: خاموش باش. پس طائفه اى یاران با وى پیوستند. و رسول (ص) ایشان را ملامت كرد كه چرا بگریختید و پشت بدادید؟ ایشان گفتند: یا رسول اللَه پدر و مادر ما را فداى تو بادا، آن بیگانگان آوازه قتل تو در میان لشكر افكندند، دلهاى ما شوریده و كشته گشت، بترسیدیم و از آن بیم و ترس برمیدیم و بگریختیم. پس ربّ العالمین بشأن ایشان و بیان این قصه كه گفتیم، این آیت فرستاد: وَ ما مُحَمَدٌ إِلَا رَسُولٌ

محمد و احمد دو نام اند مصطفى را صلوات اللَه علیه، معنى آن ستوده و ستودنى. و محمد در ستایش بلیغ تر است كه از تحمید است. بناء مبالغت از حمد تمامتر و جامع تر. یعنى هو المستغرق لجمیع المحامد. و هر چه اسباب ستایش است و خصال آرایش در وى موجود، و او بآن موصوف. ربّ العالمین گرامى كرد مصطفى (ص) را باین دو نام كه هر دو از نام خویش شكافته، و فى معناه أنشد الشّاعر حسان بن ثابت (رض) :
و شقّ له من اسمه كى یجلّه
فذو العرش محمود و هذا محمدّ
فهو صلّى اللَه علیه و سلّم محمّد و امّته الحمّادون، و لواءه الحمد، و مقامه المحمود.

.....
و عن على (ع) قال: قال رسول اللَه (ص) اذا سمّیتم الولد محمّدا فأكرموه، و اوسعوا له فى المجلس، و لا تقبّحوا له وجهه، و ما من قوم كانت لهم مشورة فحضر معهم من اسمه احمد او محمّد، فادخلوه فى مشورتهم، الّا خیر لهم، و ما من مائدة وضعت فحضرها من اسمه احمد او محمّد الّا قدّس فى كلّ یوم ذلك المنزل مرّتین. و قال (ص) تسمّون اولادكم محمّدا ثمّ تلعنونهم؟!

و مصطفى (ص) را در قرآن ده نام است. از آن نامها دو نبوّت و تقریب راست، و دو مدحت و تعظیم را، و دو هیبت و ترهیب را، و دو كنایت اند و دو تصریح.

امّا آن دو كه نبوت و تقریب راست: نبىّ است و رسول.
و مدحت و تعظیم را: رءوف است و رحیم،
و هیبت و ترهیب را: مبشّر است و نذیر،
و كنایت طه و یس،
و صریح محمد و احمد.

قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُسُلُ اى: یموت هو كما ماتت الرّسل.
أَ فَإِنْ ماتَ اى: على فراشه. أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ اى ارتددتم كفّارا بعد ایمانكم.
و در نظم این آیت تقدیم و تأخیر است كه معنى استفهام بر انقلاب مى افتد نه بر موت و قتل، كه انقلاب ازیشان منكر است نه موت. یعنى أ تنقلبون على اعقابكم ان مات محمد أو قتل؟ نظیره قوله: أَ فَإِنْ مِتَ فَهُمُ الْخالِدُونَ یعنى أ فهم الخالدون ان متّ .

و گفته اند: او قتل از بهر آن گفت كه مصطفى (ص) را هم موت بر فراش بود هم قتل بود، بحكم آن خبر كه گفت " ما زالت اكلة خیبر تعادّنى فهذا اوان قطعت أبهرى وَ مَنْ یَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَیْهِ
عقب پى پاشنه است كنایت است از رفتن به پس، و ازو اینجا ردّت خواهد از مسلمانى. میگوید: هر كه از اسلام با شرك گردد و مرتدّ شود. فَلَنْ یَضُرَ اللَهَ شَیْئاً آن بر اللَه هیچ زیان نكند، بلكه زیان هم بنفس مرتد باز گردد كه از ایمان و سعادت آخرت درماند.
....
قوله: وَ ما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ تقدیره و ما كانت نفس لتموت. إِلَا بِإِذْنِ اللَهِ اى بقضاء اللَه و قدره " كتابا" اى كتب اللَه فى ذلك كتابا. " مؤجّلا" الى اجله الّذى قدّر له،
فرا هزیمتیان روز احد میگوید كه: این مرگ بقضاء و قدر و نبشته ما است. آنچه نبشتیم و تقدیر كردیم، بنگردد و نه هر كه بهزیمت شود و از جنگ بگریزد در زندگى وى بخواهد افزود. پس چرا هزیمت بر خود افكندید، و پشت بدادید؟ همانست كه گفت: لَنْ یَنْفَعَكُمُ الْفِرارُ إِنْ فَرَرْتُمْ مِنَ الْمَوْتِ أَوِ الْقَتْلِ. و قال النّبیّ فرغ اللَه الى كلّ عبد من خمس: من اجله و عمله و اثره و مضجعه و رزقه، لا یتعدّاهن عبد

قوله: وَ مَنْ یُرِدْ ثَوابَ الدُنْیا اى: و من یرد بطاعته و عمله زینة الدّنیا و زخرفها، نُؤْتِهِ مِنْها.
ثواب نامى است پاداش كردار را در نیك و در بد، از بهر آنكه آن از سزاى كردار كار كننده با وى گشت. یقال ثاب الى المریض جسمه اى رجع.
و معنى آیت آنست كه: هر كه بطاعت و عمل خویش ثواب دنیوى طلبد، وى را بدهیم و دریغ نداریم. لكن چنان باشد كه در آن آیت دیگر گفت: وَ مَنْ كانَ یُرِیدُ حَرْثَ الدُنْیا، نُؤْتِهِ مِنْها وَ ما لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِنْ نَصِیبٍ. وَ مَنْ یُرِدْ ثَوابَ الْآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْها و هر كه بطاعت و عمل ثواب اخروى خواهد، ویراست آنچه خواست. این ثواب عمل بر اندازه نیّت و بر وفق همّت بود. هر كه را در عمل نیّت دنیا بود، وى را دنیاست و هر كه را نیّت عقبى بود، وى را عقبى است و الیه اشار النّبی (ص) انّما الأعمال بالنّیّات. و انّما لامرى ما نوى. من كانت هجرته الى اللَه و رسوله فهجرته الى اللَه و رسوله، و من كانت هجرته الى دنیا یصیبها، او امرأة یتزوّجها فهجرته الى ما هاجر الیه.

قوله: وَ كَأَیِنْ مِنْ نَبِیٍ الآیة قراءت مكّى بمدّ و همز است، بر مثال " كاعن" باقى بتشدید یا و بى مدّ خوانند بر مثال " كعیّن" و معنى هر دو لغت یكسان است: اى و كم من نبىّ و تقول العرب  اى بكم هذا الثّواب. بكایّن هذا الثّوب " قتل" بر وزن فعل بر مجهول قراءت حرمى و بصرى است. دیگران قاتل خوانند، و این كلمات را چهار وجه است: یكى وَ كَأَیِنْ مِنْ نَبِیٍ قاتَلَ اینجا وقف كنى. معنى آنست: كه بسا پیغامبران كه كشتند، و در قرآن ازین كشتن انبیاء فراوان است، و بر جهودان بآن گواهیها فراوان از خدا. و از آن كشتگان زكریا (ع) و یحیى (ع) شناسند.
وجه دیگر وَ كَأَیِنْ مِنْ نَبِیٍ قاتَلَ وقف است. میگوید: بسا پیغامبرا كه كشتن كرد و جنگ با دشمنان خدا. و از مقاتلان پیغامبران داود (ع) و سلیمان (ع) و یوشع (ع) شناسند.
آن دو وجه دیگر " قتل معه " و " قاتل معه " قتل و مقاتلت با سپاه پیغامبران افتد. میگوید: بسا پیغامبرا كه با وى فراوان از سپاههاى ایشان كشتن كردند، و بسا كه كشته شدند از بهر خدا و در پیدا كردن دین وى.

الربى نامى است سپاه را كه از هزار كم نباشد. ابن مسعود گفت: رِبِیُونَ هزارها باشند. از ربا گرفته اند: یقال ربا الشّى ء اذا زاد و كثر .
مفسّران گفتند: این علماءاند، سمّوا بذلك لزیادة علمهم و الرّبّانى منسوب الى العلم بدین الرّبّ.

قوله: فَما وَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَهِ اى: ما ضعفوا عن الجهاد لما نالهم من أ لم الجراح.
وَ مَا اسْتَكانُوا: اى ما خضعوا و ما خشعوا لعدوّهم.
این باز عتابى دیگر است منهزمان احد را، میگوید: بسا پیغامبران و اصحاب ایشان كه جنگ كردند با دشمنان، و بسا پیغمبران كه كشته شدند، و آن قوم و یاران ایشان بعد از قتل پیغامبران از دین خویش برنگشتند، و دین از دست بندادند، و از جهاد سست و بد دل نگشتند، و آن گه در آن رنج و قتل، انبیاء جز این سخن نگفتند كه: رَبَنَا اغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ إِسْرافَنا فِی أَمْرِنا وَ ثَبِتْ أَقْدامَنا اى عند الالتقاء فلا تزول.

وَ انْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرِینَ یعنى: یا اصحاب محمد! چرا نه آن گفتید شما كه ایشان گفتند؟ و نه كه آن كردید كه ایشان كردند؟ تا بثواب رسیدید، چنان كه ایشان رسیدند؟ ثواب ایشان آنست كه گفت: فَآتاهُمُ اللَهُ ثَوابَ الدُنْیا یعنى: النّصر على عدوّهم.
وَ حُسْنَ ثَوابِ الْآخِرَةِ جنّة اللَه و رضوانه، فمن فعل ذلك فقد احسن.
وَ اللَهُ یُحِبُ الْمُحْسِنِینَ مفسّران گفتند: ثواب دنیا در حق این امّت هم نصرت است بر دشمن و هم غنیمت، و در حق امّتهاء پیشینه نصرت مجرّد بود بى غنیمت، كه ایشان را غنیمت گرفتن و خوردن حلال نبودى بهم آوردندى تا آتشى از آسمان فرود آمدى و آن را بسوختى. و تخصیص و تشریف مصطفى (ص) بر وى و بر امّت وى حلال كردند. و به قال النّبیّ (ص) : احلّت لى المغانم و لم تحلّ لاحد قبلى .

قوله: یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا الآیة. این آیت بآن فرود آمد كه در وقعه احد چون هزیمت بر مسلمانان افتاد، منافقان فرا ایشان گفتند كه: بدین اوّل باز گردید. و از ابو سفیان امان طلب كنید. ربّ العالمین گفت: إِنْ تُطِیعُوا الَذِینَ كَفَرُوا... اگر شما فرمان ایشان برید و بمشاورت ایشان كار كنید شما را از دین اسلام بر گردانند، و با ملت كفر برند. مكنید چنین، و اگر گویند فرمان مبرید.
بَلِ اللَهُ مَوْلاكُمْ وَ هُوَ خَیْرُ النَاصِرِینَ نه، نه، با كافران موالات مگیرید و از ایشان یارى مجوئید كه یارى دهنده شما و مولاى شما اللَه است! بهتر یارى دهندگان، و به آرنده دوستان، و كم آرنده دشمنان.


النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ ما مُحَمَدٌ إِلَا رَسُولٌ...
محمد (ص) هر چند ستوده و گزیده از میان همه مردمان است، و نواخته خداى جهانیانست، قطب جهان و چراغ زمین و آسمان است.
صدر و بدر عالم، مقتداى خلق، مهتر كائنات، و خاتم پیغامبرانست، با این همه بشر است،
مرگ بر وى روا، و فنا در وى روان، چندى كه بودند در جهان، ازین پیغامبران همه رفتند.
نه حق ناپیدا شد نه اللَه را زیان.
حق از همه باز مانده و اللَه بكمال عزّ خویش نگه دارنده.

از روى اشارت خطاب با اهل تحقیق میرود كه كمال عزّت ما مستغنى است از لم یكن ثم كان.
خداوندى ما را از نبود بسى بود پیوندى در نیاید.
وحدانیت ما را موجدى در مى نباید.
هستى ما را مقوّى درنباید.
كبریاء ما را عزّت ما شناسد، عزّت ما را احدیّت ما داند.

....
قوله: أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ الآیة.....

عظیما! خدایا! جبارا! كردگارا، كه همه اوست!
بود خلقان بداشت او! نابود ایشان بحكم او!
بقاء عالمیان بارادت او! فناء آدمیان بمشیّت او!
باقى همیشه و زنده پاینده او! كُلُ شَی ءٍ هالِكٌ إِلَا وَجْهَهُ

قولهُ: وَ ما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلَا بِإِذْنِ اللَهِ الآیة.
نفسها آنست كه اللَه شمرد، زندگیها آنست كه وى ساخت. اجلها آنست كه وى نهاد. روزیها آنست كه وى داد. نه افزود و نه كاست! این است سخن راست!

یكى را با دنیا داد، یكى با عقبى یكى با مولى. و هر یك را مراد خود بداد.
دنیادار را گفت: وَ مَنْ یُرِدْ ثَوابَ الدُنْیا نُؤْتِهِ مِنْها.
عقبى جوى را گفت: وَمَنْ یُرِدْ ثَوابَ الْآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْها،
باز مولى جویان را از هر دو جدا كرد. و ایشان را شاكران خواند و گفت: وَ سَنَجْزِی الشَاكِرِینَ جزاء ایشان در ارادت ایشان نیست كه ایشان را خود ارادت نیست. ارادت ایشان فداء ارادت حق بود.

به موسى (ع) وحى فرستاد كه: یا موسى! خواهى كه بجایى رسى، مراد خود فداء مراد ازلى ما كن، و ارادت خود در باقى كن.

پیر طریقت جنید وقتى در اثناء مناجات از حق درخواستى كرد، بسرّش ندا آمد كه " یا جنید خلّ بینى و بینك" میان من و تو مى درآیى؟
من خود دانم كه ترا چه سازد. و چه بكار آید؟
آنچه فرستم بپذیر، و آنچه فرمایم بكن.

پس چون بنده را خواستى نبود، ربّ العالمین وى را به از آن دهد كه بنده خواهد، چنان كه در خبر است " من شغله ذكرى عن مسألتى اعطیته افضل ما اعطى السّائلین فَآتاهُمُ اللَهُ ثَوابَ الدُنْیا وَ حُسْنَ ثَوابِ الْآخِرَةِ
در ثواب آخرت " حسن" گفت: یعنى نیكو است آن ثواب، و در ثواب دنیا آن نگفت. از بهر آنكه ثواب آخرت پاینده است و ثواب دنیا گذرنده، آن بودنى است بر دوام بى آفت، و بى فتنت. و این بریدنى است عن قریب، هم با آفت و هم با محنت.

وَ اللَهُ یُحِبُ الْمُحْسِنِینَ این محسنان آن شاكرانند كه درین آیت گفت.
و جزا كه آنجا اشارت كرد محبت است كه این جا بیان كرد. و احسان آنست كه مصطفى (ص) گفت بجواب جبرئیل " ان تعبد اللَه كأنّك تراه "
 
احسان صفت مراقبانست، و حال واجدانست، و مقام راضیان است، و نشان دوستان است.
محبّت خداى ایشان را شعار، و یاد اللَه ایشان را دثار، و مهر اللَه ایشان را نثار، نثارى كه بر روى جان گویى نگار است، و درخت شادى از وى ببارست، و جان را خوش بهار است!

الا اى خوش نسیم نو بهارى
تو بوى زلف آن بت روى دارى


ادامه دارد ...
 



گل




مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد


سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (121)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (122)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (123)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (124)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (126)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (127)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (128)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (129)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (131)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (132)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (133)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (134)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (136)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (137)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (138)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (139)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (141)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (142)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (143)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (144)





مطالب اخیر وبلاگ :

همه را بیازمودم ز تو خوشترم نیامد
محمد (ص) و خدای محمد (ص) !
چه چیزی را بعد از چه چیز می خواهیم؟
زندگی دنیاوی جز خوابی و خیالی بیش نیست
ولی واقعی کیست ؟!
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (143)
خوشبختان بسرعت بسمت مغفرت خدا میروند
حاتم طائی حسینی (زیباترین تصاویر عالم در اربعین)
حسین (ع) نیز خود چو باران است!
رساله واردات خواجه عبدالله انصاری(01)
روزگار قدرت بین مردم دست بدست میگردد!
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (142)
تو بخواه خدا می بخشد !
رساله واردات خواجه عبدالله انصاری(02)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (141)
دوستان خدا خوار نمیشوند !
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
دنیا و آنچه در آنست همه بادست
دلیل حبس یوسف پاکی اش بود
سخنان امام علی(ع) درباره کوفیان
وصیت نامه ی حضرت خدا
نوحه لری برار بی سرم (رضا نقاش)+دانلود
وقایع روزگار رهایی ( ترکیه )
زیادی عمر با نیکی به پدر و مادر
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (139)
برای اسلام و مقتضیات زمان (چرا دیگر مطهری نداریم!)
حرمت پدر و مادر از نظر معصومین(ع)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (138)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (137)
تقوا , همبستگی و اعتصام بحبل الله
كسی را به افراط مَسِتای ...
پدر و مادر در بیان معصومین (ع)
الهی گفتی مکن و بر آن داشتی
احساس مالکیت و موفقیت
سید حسن نصرالله و مسئولیت پذیری
بعد از خدا بلافاصله پدر و مادر !
برگه مرگ !
ارزش اولیاء در کلام اولیای خدا
آنسوی چهره ها ( 01 )
شب وصال (شجریان) + دانلود
یاد ایام شجریان + دانلود
در خیال (شجریان)+دانلود
کجا روند که یار از تو خوبتر گیرند !
گفتگو آیین درویشی نبود
جانا به غریبستان چندین به چه می‌مانی
ارزش پدر و مادر در نزد اولیای خدا
خدا رحیم است
احترام به پدر و مادر
امروز دیدم یار را آن رونق هر کار را
غم غفلت + دانلود



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.