وَسَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ ﴿133﴾
و براى نیل به آمرزشى از پروردگار خود و بهشتى كه پهنایش [به قدر] آسمانها و زمین است [و] براى پرهیزگاران آماده شده است بشتابید (133)
النوبة الاولى
قوله تعالى:
وَ سارِعُوا بر یكدیگر بشتابید،
إِلى مَغْفِرَةٍ بآمرزشى،
مِنْ رَبِكُمْ از خداوند شما،
وَ جَنَةٍ و بهشتى،
عَرْضُهَا السَماواتُ وَ الْأَرْضُ كه فراخى آن چند هفت آسمان و (هفت) زمین است.
أُعِدَتْ ساخته گشت،
لِلْمُتَقِینَ ( 133) مر پرهیزگاران را.

الَذِینَ یُنْفِقُونَ ایشان كه نفقه میكنند،
فِی السَرَاءِ در شادیها و نوایها،
وَ الضَرَاءِ در گزندها و ناكامیها،
وَ الْكاظِمِینَ الْغَیْظَ و فروبرندگان خشم (و بازگیرندگان كین)،
وَ الْعافِینَ عَنِ النَاسِ و در گذرندگان از مردمان،
وَ اللَهُ یُحِبُ الْمُحْسِنِینَ ( 134) و خداى دوست دارد نیكوكارانرا.

وَ الَذِینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً و ایشان كه چون زشتى كنند،
أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ، یا بر خویشتن ستم كنند،
ذَكَرُوا اللَهَ یاد كنند خداى را (و یاد آید ایشان را كه خدا بر ایشان مطّلع بود)،
فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ آمرزش خواهند گناهان خویش را،
وَ مَنْ یَغْفِرُ الذُنُوبَ إِلَا اللَهُ و آن خود كیست كه گناهان آمرزد مگر خداى؟
وَ لَمْ یُصِرُوا عَلى ما فَعَلُوا و بر گناه بنستیهند،
وَهُمْ یَعْلَمُونَ ( 135) و میدانند (كه خداى میداند).

أُولئِكَ جَزاؤُهُمْ ایشانند كه پاداش ایشان،
مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِهِمْ آمرزش است از خداوند ایشان،
وَ جَنَاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ و بهشتهایى كه میرود زیر درختان آن جویها،
خالِدِینَ فِیها جاویدان در آن
وَ نِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِینَ ( 136 ) و نیكا مزد كارگران كه آنست.



النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ سارِعُوا معطوف است بر وَ اتَقُوا اللَهَ وَ أَطِیعُوا. و در مصاحف شامیان و او نیست و قراءت ایشانست سارِعُوا و معنى مسارعت مبادرت است و بكارى شتافتن از بیم فوت، و سرعة و عجله هر دو متقارب اند، و فرق آنست كه سرعت بكار شتافتن است بوقت خویش و شرط خویش، چنان كه تأخیر آن از آن وقت تقصیر گویند ناپسندیده. و عجله سبك در كار جستن است نه بوقت خویش و شرط خویش و تأخیر درین یكى پسندیده است كه أناة باشد و سكونت و در كارها سكونت نیكوست.

وَ سارِعُوا میگوید: بشتابید بمغفرت خداوند، یعنى بآن كار كه مغفرت واجب كند و سبب مغفرت بود. و مفسّران را اختلاف اقوال است كه این سبب چیست؟
قومى گفتند: اسلام و سنّت است. قومى گفتند: جمع و جماعتست. قومى گفتند: جهاد و هجرتست. قومى گفتند: اخلاص در طاعت و صدق در معاملت است. قومى گفتند: تكبیر اوّل وصف اوّل در نماز بجماعت است.
.....
قوله وَ جَنَةٍ عَرْضُهَا السَماواتُ وَ الْأَرْضُ اى كعرض السّماوات و الأرض، كقوله فى سورة الحدید: وَ جَنَةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَماءِ وَ الْأَرْضِ " عرض" اینجا دو وجه دارد: یكى آنكه ضد طول است، و مبالغت را ذكر عرض كرد، از بهر آنكه در عرف و عادت طول هر چیز مه از عرض بود، یعنى كه: چون عرض آن چندین است، طول آن خود چند بود؟

زهرى گفت: انّما وصف عرضها، فأمّا طولها فلا یعلمه الّا اللَه عزّ و جلّ. این هم چنان است كه لباس بهشتیان را ذكر بطانت كرد بنیكوتر صفتى و تمامتر زینتى، و در غالب عادات ظهارة نیكوتر و نفیس تر از بطانت بود، یعنى كه چون بطانت چنین است ظهارة خود چونست؟!

وجه دیگر آنست كه: معنى عرض فراخى است نه ضدّ طول، چنان كه گویند: هذه دار عریضة، اى واسعة. میگوید: بشتابید.. ببهشتى كه فراخى آن چندانست كه فراخى هفت آسمان و هفت زمین.

مردى گفت: یا رسول اللَه اگر بهشت چندین است بدین فراخى پس دوزخ كجاست؟!
مصطفى (ص) گفت: سبحان اللَه، اذا جاء النّهار فأین اللّیل؟.

انس بن مالك را پرسیدند كه: بهشت كجاست در زمین یا در آسمان؟
جواب داد كه: كدام آسمانست و كدام زمین كه بهشت در آن گنجد؟
گفتند: پس كجاست؟
گفت: بالاء آسمان هفتم زیر عرش عظیم.

قتاده گفت: بما چنان رسید كه بهشت بالاء هفت آسمانست و دوزخ زیر هفتم طبقه زمین.

أُعِدَتْ لِلْمُتَقِینَ همانست كه جاى دیگر گفت: تِلْكَ الْجَنَةُ الَتِی نُورِثُ مِنْ عِبادِنا مَنْ كانَ تَقِیًا، و قال تعالى: وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَةُ لِلْمُتَقِینَ غَیْرَ بَعِیدٍ. آن گه صفت متّقیان در گرفت، و ابتداء بسخا كرد كه بهینه اخلاق مؤمنان است، و زینت دین و كمال ایمانست.

....
الَذِینَ یُنْفِقُونَ فِی السَرَاءِ وَ الضَرَاءِ میگوید: متّقیان ایشانند كه نفقه كنند و صدقه دهند در هر حال كه باشند از سرّا و ضرّا و شدّت و رخا و عسر و یسر.
وَ الْكاظِمِینَ الْغَیْظَ و ایشان كه خشم فرو برند و انتقام نكنند چون توانند، بلكه در آن خشم فرو بردن صبر كنند، و رضاء خدا در آن بجویند.

.....
و قال یحیى بن زكریا لعیسى بن مریم (ع): یا روح اللَه اخبرنى بأشد شى ء فى الدّارین جمیعا. قال: غضب اللَه. قال یا روح اللَه و ما ینجینى من غضب اللَه؟ قال: ترك الغضب.
.....
وَ الْعافِینَ عَنِ النَاسِ جاى دیگر بعفو فرمود و گفت: وَ لْیَعْفُوا وَ لْیَصْفَحُوا، و جاى دیگر عفو و تقوى درهم بست و از بنده بپسندید و گفت: وَ أَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَقْوى .

.....
كلبى گفت: اینجا عفو بردگان و درم خریدگانست. زید بن اسلم گفت: عفو آن كس است كه بر تو ظلم كند یا ترا بد گوید، بر وفق آن خبر كه مصطفى (ص) گفت: أ لا ادلّكم على خیر اخلاق اهل الدّنیا و الآخرة؟ من وصل من قطعه و عفا عمّن ظلمه، و أعطى من حرمه.

ابراهیم تیمى گفت كه: بخواب نمودند مرا كه بر كنار جویى داشتند مرا، و گفتند: یا ابراهیم خود بیاشام، و هر كرا خواهى آب ده، كه تو خشم فرو بردى، و بر آن صبر كردى، و مردمان را بگناه عفو كردى، و از ایشان در گذاشتى.

وَ اللَهُ یُحِبُ الْمُحْسِنِینَ یعنى آنچه درین آیت گفت از مكارم اخلاق، صفت محسنان است، و اللَه تعالى محسنان را دوست میدارد.

....
وَ الَذِینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً
این و الذین معطوف است بر الَذِینَ یُنْفِقُونَ و سبب نزول این آیت آنست كه مؤمنان گفتند: یا رسول اللَه بنى اسرائیل بر خداى گرامى تر از ما بودند، چون گناهى ازیشان در وجود آمدى بامداد كفّارت آن گناه بر عتبه ایشان نبشته بودى كه:" اجدع انفك، اجدع اذنك، افعل كذا" یعنى: كفّارت ایشان آن بودى كه بینى ببر، گوش ببر و امثال آن تا از آن گناه پاك شدندى.
مصطفى (ص) چون این سخن ازیشان شنید، ساعتى خاموش گشت منتظر وحى تا چه آید ربّ العالمین این آیت فرستاد. آن گه مصطفى (ص) گفت: بیائید تا شما را خبر كنم به به از آن كه بنى اسرائیل را دادند، یعنى كه: ایشان را گوش و بینى بریدن فرمودند، و شما را ذكر و استغفار و ترك اصرار فرمودند. بسا فرقا كه میان دو قوم است! یكى را توبه گوش و بینى بریدن است، و یكى را توبه پشیمانى در دل، و عذر بر زبان.
و پشیمانى آنست كه مصطفى (ص) گفت: الندم توبة
و عذر زبان آنست كه فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ

مقاتل گفت: مصطفى (ص) برادرى افكند میان دو مرد یكى انصارى و دیگر ثقفى. ثقفى بغزایى بیرون شد. انصارى را بر سر عیال خویش بگماشت و خلیفه كرد. انصارى از بهر ایشان روزى گوشت خرید، چون بآن زن داد، از پى وى در خانه رفت، و دست وى گرفت و دهن بر دست وى نهاد، آن گه پشیمان شد و بازگشت. زن گفت: و اللَه كه غیبت برادر خویش نگه نداشتى و بمقصود خود نیز نرسیدى. انصارى روى بصحرا نهاد و خاك بر سر میكرد. و استغفار میكرد آن مرد ثقفى در رسید از سفر، و انصارى را طلب كرد و ندید، اهل وى قصه انصارى با وى بگفت. ثقفى گفت : " لا اكثر اللَه فى الاخوان مثله"
آن گه روزى بطلب وى شد در بیابان و صحرا، وى را دید كه زارى و تضرّع میكرد، و از خداى عزّ و جلّ آمرزش و عفو میخواست. او را پیش ابو بكر آورد تا از آنجا فرجى و راحتى بیند. بو بكر گفت: ویحك! ندانستى كه اللَه را غیرت بود، غازى را نه چنان غیرت كه مقیم را بود. از آنجا پیش عمر شدند، همین گفت، پیش مصطفى (ص) شدند، همین فرمود. آن مرد درمانده و دلتنگ شد.
ربّ العالمین در شأن وى این آیت فرستاد: وَ الَذِینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ

ابن عباس گفت: فاحشة اینجا زنا است. و ظلم نفس هر چه دون از آنست، چون نظر و قبلة، و لمس. و گفته اند: فاحشة گناهى است كه آن را تبعه بود، از جهت مخلوق و ظلم نفس گناه است میان بنده و میان حق. و گفته اند كه: فاحشة كبائر است، و ظلم نفس صغائر فاحشة كردار ناپسندیده است، و ظلم نفس گفتار ناپسندیده.

اهل معانى گفتند: ظلم نفس را سه روى است:
یكى آنكه بر نفس و ذات خویش جنایت كند، چنان كه از وى درنگذرد.
دیگر آنكه بر خویشان و نزدیكان خویش جنایت كند ایشان كه بمنزلت نفس وى اند و برین وجه اگر بر مسلمانى جنایت كند همین باشد، كه مؤمنان همه چون یك تن راست اند. المؤمنون كلهم كنفس واحدة.
وجه سوم آنست كه ظلم بر دیگرى كند و وبال آن ظلم بوى بازگردد پس آن ظلم خود بر خود كرده است.

قوله: ذَكَرُوا اللَهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ گفته اند كه: ذكر اینجا نماز است بحكم آن خبر كه على (ع) روایت كند: كنت رجلا اذا سمعت من رسول اللَه (ص) شیئا نفعنى اللَه بما شاء أن ینفعنى فاذا حدّثنى احد من اصحابه استحلفته، فاذا حلف لى صدّقته.

.....
و گفته اند: ذَكَرُوا اللَهَ ذكر زبان است، آن ساعت كه در معصیت افتد توبه كند، و عذرى باز خواهد، و از خدا آمرزش خواهد.

این است كه گفت: فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ یَغْفِرُ الذُنُوبَ إِلَا اللَهُ این من در موضع ما نفى نهاده است، یعنى: و ما یغفر الذنوب الا اللَه. میگوید: نیامرزد گناهان مگر اللَه. این سخن عارض است در میان آیت، معنى آنست كه: فاستغفروا لذنوبهم و لم یصروا. بآمرزش باز گردند و بر گناه نستیهند.
سدى گفت: اصرار سكوت است و ترك استغفار.
.....
و هم یعلمون، یعنى: یعلمون أنّ الّذى اتوه حرام او معصیة. وَ هُمْ یَعْلَمُون در موضع حال است، اى لم یكن منهم اصرار مع العلم. میگوید: چون بدانستند كه حرام است یا معصیت، بر آن اصرار نكنند، یعنى اگر ندانند معذور باشند. هذا كالرّجل یتزوّج بأخته من الرّضاع او من النّسب، و لا سبیل له الى معرفة ذلك و لم ینبّه علیه، و كالرّجل یجتهد فیخطئ، و كالمستفتى یفتیه المفتى بالخطاء.

معنى دیگر گفته اند: و هم یعلمون أن لهم ربا یغفر الذنوب. این از آن خبر برگرفتند كه مصطفى (ص) گفت: من اذنب ذنبا، و علم أن له ربا یغفر الذنوب غفر له و ان لم یستغفر.
.....


النوبة الثالثة

قوله تعالى: وَ سارِعُوا
خداوند بزرگوار، جلیل و جبّار، كریم و غفّار، كردگار نامدار، حكیم راست دان، علیم پاكدان، مهربان كاردان، جلّ جلاله و تقدّست اسماءه، و توالت آلائه، و تعالت صفاته و نعماءه، و عظمت كبریاءه،

بندگان را بخطاب كرامت با هزاران لطافت مینوازد، و كارشان میسازد، و راهشان بسوى خود مینماید و میخواند كه:
وَ سارِعُوا بشتابید بندگان من، و بكوشید رهیگان من، پیشى جویید دوستان من، كه كار پیشوایان دارند و دست سابقان بردند.
وَ السَابِقُونَ السَابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَبُونَ، فِی جَنَاتِ النَعِیمِ

بنده من! هر چه بند است از راه بردار، و با كس پیوند مدار، و نجا المخفون بكاردار، تا بسابقان در رسى، باشد كه روزى سر ببالین أمن باز نهى، و از اندوه فرقت باز رهى.

آرى! جلیل كارى است و عزیز حالى بسابقان در رسیدن، و در سبكباران پیوستن! و لكن بس طرفه
كاریست گنجشك را با باز پریدن، و زمن را با سوار دویدن!

باطن تو كى كند با مركب شاهان سفر
تا نگردد راى تو بر مركب همت سوار؟


اى مسكین! همراهى سابقان جویى، و صحبت مردان خواهى، و چشمت بر نام و ننگ و راهت پر از فخر و عار.

پاى بر دنیا نه و بر دوز چشم از نام و ننگ
دست در عقبى زن و بربند راه فخر و عار
گر چو بو دردات باید تاجدارى روز حشر
باش چون منصور حلاج انتظار تاج دار


وَ سارِعُوا... الآیة
روندگان و شتابندگان در راه دین مختلف اند.
یكى بقدم رفت، یكى به ندم، یكى به همم
عابد بقدم رفت، بمثوبت رسید عاصى به ندم رفت، برحمت رسید عارف به همم رفت، بقربت رسید.

وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِكُمْ الآیة
اوّل فرمود كه: وَ اتَقُوا النَارَ از آتش بپرهیزید، یعنى: گناه مكنید تا شما را از آتش برهانم و بیامرزم.
آن گه برین اقتصار مكنید كه بطاعت طلب بهشت كنید، كه نه هر كه از آتش برست ببهشت رسید، و نه هر كه ببهشت رسید، بفردوس اعلى رسید.

مصطفى (ص) روز بدر یاران خویش را گفت: قوموا الى جنة عرضها السماوات و الأرض.
عمیر بن الحمام گفت : بخّ بخّ
مصطفى (ص) گفت: آن چیست كه ترا برین سخن داشت؟.
گفت: یا رسول اللَه! امید آنكه از اهل فردوس باشم.
رسول خدا (ص) گفت: تو از اهل آنى.
و خرما نهاده بود و میخوردند، گفت: یا رسول اللَه تا این خرماها بخوریم مرا زندگى خواهد بود، بس دراز كاریست! پس برخاست و رفت و در راه حق شهید گشت.

الَذِینَ یُنْفِقُونَ فِی السَرَاءِ وَ الضَرَاءِ
گفته اند: مردمان اندرین مقام بر سه گروه اند:
یكى آنست كه هیچ نفقت نكند نه در سرّاء و نه در ضرّاء، نه در فراخى نعمت، و نه در روز قحط و شدّت. این را على الاطلاق لئیم گویند، دست در شاخ درخت بخل زده، آن درخت كه اصل و بیخ آن در دوزخ است و شاخ آن در دنیا، .....

دیگر آنست كه: در فراخى نعمت نفقه كند نه در تنگى و شدّت. و معظم خلق خداى ازین جهانیان و دنیاداران برین مقام اند كه در كار دنیا وثیقت دست باز ندارند، و همواره از فقر بر بیم باشند. و الیه الاشارة بقوله تعالى: إِنْ یَسْئَلْكُمُوها فَیُحْفِكُمْ تَبْخَلُوا وَ یُخْرِجْ أَضْغانَكُمْ.

سدیگر آنست كه در هر دو حال نفقت كند: هم در یسر و هم در عسر. امّا از دو حال بیرون نبود: یا مردى متهوّر باشد ناپاك، نداند كه از كجا گیرد، و یك جا دهد، و از عاقبت نیندیشد. این در عداد اخوان الشّیاطین بود.
و ذلك فى قوله تعالى: إِنَ الْمُبَذِرِینَ كانُوا إِخْوانَ الشَیاطِینِ
یا بس مردى باشد كه بكفایت اللَه و بروزى گمارى وى واثق، سرّ این خبر بشناخته كه مصطفى (ص) گفت: انّ روح القدس نفث فى روعى أنّه لن یموت عبد حتّى یستكمل رزقه، فاتّقوا اللَه و اجملوا فى الطّلب، و لا یحملنّكم استبطاء الرّزق على أن تطلبوا شیئا من فضل اللَه بمعصیته، فانّه لا ینال ما عند اللَه الّا بطاعته. الا و انّ لكلّ امرئ رزقا هو یأتیه لا محالة، فمن رضى به بورك له فیه فوسّعه، و من لم یرض به لم یبارك له فیه و لم یسعه. انّ الرّزق لیطلب الرّجل كما یطلبه اجله.

این چنین كس اعتماد بر خزینه خدا دارد، و دل با حق راست دارد، هر چه دارد خرج كند و هیچ باز نگیرد. از جاى خویش بشرط شریعت بدست آرد و بر جاى خویش بر وفق شریعت خرج كند. این است كه ربّ العالمین انفاق وى میپسندد و وى را در آن میستاید و میگوید: الَذِینَ یُنْفِقُونَ فِی السَرَاءِ وَ الضَرَاءِ... الآیة.

آن گه در صفت ایشان بیفزود: وَ الْكاظِمِینَ الْغَیْظَ خشم خویش بر كس نرانند، از آنكه گناهها همه سوى خویش نهند، و خلق را مسخّر و مسلّط دانند، و نیز رنجها احتمال كنند لا بل كه بصبر و حلم آن را استقبال كنند بر شاهد آنكه اللَه میداند و مى بیند.

وَ الْعافِینَ عَنِ النَاسِ
عفو را دو معنى است:
یكى محو، كما قالت العرب عفت الرّیاح الآثار  اذا ازالتها.
دیگر فضل، كما قال اللَه تعالى: خُذِ الْعَفْوَ یعنى: ما فضل من اموالهم.

اشارت میكند كه: وَ الْعافِینَ عَنِ النَاسِ ایشانند كه گناه از مردمان در گذارند و محو كنند، پس بر آن اقتصار نكنند بلكه ایشان را بنوازند، و از فضل مال خویش ایشان را عطا دهند. این صفت محسنان است، و اللَه تعالى دوست ایشانست كه میگوید: وَ اللَهُ یُحِبُ الْمُحْسِنِینَ.

احسان در معاملت حق آنست كه: ان تعبد اللَه كأنك تراه،
و در معاملت خلق آنست كه: اگر كسى با تو بد بود تو با وى نیك باشى. و آن كس كه ترا نشاید، تو وى را بشائى و بذلك امر اللَه عزّ و جلّ: خُذِ الْعَفْوَ اى خذ الفضل و المحاسن من الأخلاق، فاعف عمّن ظلمك، وصل من قطعك و احسن الى من یسی ء الیك.

وَ الَذِینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً الآیة...
لطیفه این آیت آنست كه: اللَه به موسى (ع) وحى فرستاد كه ظالمان را گوى تا ذكر من نكنند كه آن گه من ایشان را بلعنت یاد كنم و ظالمان این امّت را گفت: أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَهَ.

اینان را در ذكر بستود، آن گه گفت: وَ مَنْ یَغْفِرُ الذُنُوبَ إِلَا اللَهُ؟ یعنى كه: شما ذكر من فرو مگذارید كه گناهان شما من خود آمرزم. فشتّان ما بین امّة و امّة.

ذَكَرُوا اللَهَ یك قول آنست كه: ذكروا العرض على اللَه عزّ و جلّ عند المعصیة و انّ اللَه سائلهم عنه. آن گه كه فرا سر گناه شوند، یاد آید ایشان را دیوان قیامت و عرض اكبر، و مسائلت حق، و با چشم آوردن كردار، و باز نمودن گفتار.

آن گه ربّ العالمین با بنده گوید: أ تعرف ذنب كذا؟ أ تعرف ذنب كذا؟ فیقول: نعم یا رب! حتّى قرّره بذنوبه و رأى فى نفسه انّه هلك. قال: سترتها علیك فى الدّنیا و أنا اغفرها لك الیوم.

لائق حال بنده آن است كه زبان حالش بنعمت شكر گوید:
سر جمله بدانید كه در عالم پاداش
آنها كه درین راه بدادیم بدیدیم
ما را همه مقصود ببخشایش حق بود
المنّة للَه كه بمقصود رسیدیم.


ادامه دارد ...
 



گل




مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد


سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (121)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (122)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (123)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (124)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (126)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (127)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (128)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (129)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (131)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (132)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (133)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (134)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (136)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (137)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (138)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (139)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (141)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (142)




مطالب اخیر وبلاگ :
تو بخواه خدا می بخشد !
رساله واردات خواجه عبدالله انصاری(02)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (141)
دوستان خدا خوار نمیشوند !
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
دنیا و آنچه در آنست همه بادست
دلیل حبس یوسف پاکی اش بود
سخنان امام علی(ع) درباره کوفیان
وصیت نامه ی حضرت خدا
نوحه لری برار بی سرم (رضا نقاش)+دانلود
وقایع روزگار رهایی ( ترکیه )
زیادی عمر با نیکی به پدر و مادر
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (139)
برای اسلام و مقتضیات زمان (چرا دیگر مطهری نداریم!)
حرمت پدر و مادر از نظر معصومین(ع)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (138)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (137)
تقوا , همبستگی و اعتصام بحبل الله
كسی را به افراط مَسِتای ...
پدر و مادر در بیان معصومین (ع)
الهی گفتی مکن و بر آن داشتی
احساس مالکیت و موفقیت
سید حسن نصرالله و مسئولیت پذیری
بعد از خدا بلافاصله پدر و مادر !
برگه مرگ !
ارزش اولیاء در کلام اولیای خدا
آنسوی چهره ها ( 01 )
شب وصال (شجریان) + دانلود
یاد ایام شجریان + دانلود
در خیال (شجریان)+دانلود
کجا روند که یار از تو خوبتر گیرند !
گفتگو آیین درویشی نبود
جانا به غریبستان چندین به چه می‌مانی
ارزش پدر و مادر در نزد اولیای خدا
خدا رحیم است
احترام به پدر و مادر
امروز دیدم یار را آن رونق هر کار را
غم غفلت + دانلود
دل حرم خداست ...
نوحه لری ای روله (رضا نقاش)+دانلود
(خطورات) خدا می بیند و ...
ناموزونی !
نوحه لری ای کفتر قشنگم (رضا نقاش)+دانلود
زایش و نگهداری داعش !
رضای خدا یا رضایت خلق
بی تشویش مرگ
نوحه لری افق غرق خونه (رضا نقاش)+دانلود
خوشا بحال زدایندگان غم و غصه
دام خال روی ( تک بیتی )
نوحه لری عاشق و مبتلا منم (رضا نقاش)+دانلود





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.