وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ بِبَدْرٍ وَأَنتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿123﴾
و یقینا خدا شما را در [جنگ] بدر با آنكه ناتوان بودید یارى كرد پس از خدا پروا كنید باشد كه سپاسگزارى نمایید (123)
قرآن کریم
النوبة الاولى
قوله تعالى:
وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَهُ بِبَدْرٍ بدرستى كه خداى شما را نصرت كرد در غزو بدر،
وَأَنْتُمْ أَذِلَةٌ و شما در چشم دشمن سست و خوار بودید از ناساختگى.
فَاتَقُوا اللَهَ بپرهیزید از بد اندیشى در خداى و گله كردن از وى،
لَعَلَكُمْ تَشْكُرُونَ ( 123) تا از سپاسداران بید.

إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِینَ یاد دارى كه میگفتى مؤمنان را:
أَ لَنْ یَكْفِیَكُمْ شما را پسنده نبود
أَنْ یُمِدَكُمْ رَبُكُمْ كه مدد دهد شما را خداوند شما،
بِثَلاثَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ بسه هزار از فریشتگان،
مُنْزَلِینَ ( 124 )  فرو فرستاده از آسمان.

بَلى آرى چنین كنم،
إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَقُوا اگر شكیبایى كنید و از بد دلى و گریختن از پیش دشمن بپرهیزید،
وَ یَأْتُوكُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هذا و دشمن بشما آیند ازین آهنگ و خشم كه دارند این
هن، یُمْدِدْكُمْ رَبُكُمْ مدد دهد شما را خداوند شما
بِخَمْسَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ بپنج هزار از فریشتگان،
مُسَوِمِینَ ( 125 ) خویشتن را نشان جنگ بر كرده.

وَ ما جَعَلَهُ اللَهُ و نكرد خداى آن را به ارسال،
إِلَا بُشْرى لَكُمْ مگر شادى شما را،
وَ لِتَطْمَئِنَ قُلُوبُكُمْ بِهِ و تا آرام گیرد بآن دلهاى شما،
وَ مَا النَصْرُ إِلَا مِنْ عِنْدِ اللَهِ و نبود آن نصرت مگر از نزدیك خداى،
الْعَزِیزِ الْحَكِیمِ ( 126 ) آن تواناى دانا.

لِیَقْطَعَ طَرَفاً تا گوشه اى ببرد و جوقى كم كند،
مِنَ الَذِینَ كَفَرُوا از ایشان كه كافر شدند،
أَوْ یَكْبِتَهُمْ یا ایشان را بهزیمت نمودن و كم آوردن بر روى افكند،
فَیَنْقَلِبُوا خائِبِینَ ( 127 ) تا برگردند از آنچه پیوسیدند نومید.

لَیْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَی ءٌ ترا از كار چیزى نیست،
أَوْ یَتُوبَ عَلَیْهِمْ یا توبه دهد ایشان را،
أَوْ یُعَذِبَهُمْ یا عذاب كند ایشان را،
فَإِنَهُمْ ظالِمُونَ ( 128 ) اگر عذاب كند ایشان را ستمكارى آن دارند.

وَ لِلَهِ ما فِی السَماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ
و خداى راست هر چه در آسمانها و هر چه در زمین است،
یَغْفِرُ لِمَنْ یَشاءُ وَ یُعَذِبُ مَنْ یَشاءُ مى آمرزد او را كه خواهد، و عذاب میكند او را كه خواهد.
وَ اللَهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ ( 129 ) و خداى آمرزگارست و مهربان.

یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا اى ایشان كه بگرویدند،
لا تَأْكُلُوا الرِبَوا مخورید ربا،
أَضْعافاً مُضاعَفَةً افزوده توى بر توى،
وَ اتَقُوا اللَهَ و بپرهیزید از خشم و عذاب خداى،
لَعَلَكُمْ تُفْلِحُونَ (130) تا جاوید بیرون آیید.

وَ اتَقُوا النَارَ الَتِی أُعِدَتْ لِلْكافِرِینَ ( 131 ) و بپرهیزید از آتشى كه ساخته اند ناگرویدگان را.

وَ أَطِیعُوا اللَهَ وَ الرَسُولَ و فرمان برید خداى را و فرستاده وى را
لَعَلَكُمْ تُرْحَمُونَ ( 132 ) تا مگر بر شما ببخشایند.



النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَهُ بِبَدْرٍ الآیة...
درین آیت تسلیت و تعزیت مسلمانان است از آنچه روز احد بر ایشان رفت، میگوید: من كه خداوندم شما را روز بدر نصرت كردم با آنكه عدد شما اندك بود، و شما در چشم دشمن خوار و حقیر، یعنى گله مكنید كه اگر امسال بر شما بود، پار شما را بود.

تواریخیان گفتند: واقعه احد در شوّال سنه ثلاث از هجرت بود، و جنگ بدر روز آدینه بود هفدهم ماه رمضان. و دوش آن شب قدر بود. و اوّل غزوى كه مصطفى (ص) بتن خویش در آن بیرون رفت، و جنگ كرد و صنادید قریش در آن كشته شدند بدر بود.

شعبى گفت: بدر چاهى است از آن مردى كه نام وى بدر بود، آن چاه بنام وى باز خواندند. پس نسبت حرب كه آنجا رفت با آن چاه بردند.

و در خبر است كه مصطفى (ص) روز بدر بر سر چاه بایستاد و گفت " اى ابا جهل بن هشام و اى عتبة بن ربیعة و اى ولید بن عتبة و واى فلان بن فلان بئس عشیرة النّبیّ كنتم، بئس بنو عمّ النّبی كنتم، هل وجدتم ما وعد ربّكم حقّا؟..... این دلیل است كه مرده سخن زندگان شنود و احوال ایشان داند.

فَاتَقُوا اللَهَ لَعَلَكُمْ تَشْكُرُونَ اى فاتّقون فانّه شكر نعمتى. خبر داد ربّ العالمین درین آیت كه: روز بدر چون طاعت دار بودید خداى و رسول را، و صبر كردید، شما را نصرت دادیم بر دشمن هر چند كه شما اندك بودید و دشمن اضعاف شما بودند. و روز احد كه مخالفت فرمان رسول كردید، و از حدّ فرمان وى تجاوز نمودید، لا جرم رسید بشما آنچ رسید یعنى كه عقوبت مخالفت بود آنچ بشما رسید. نگرید تا دیگر باره مخالفت نكنید، و روى از دشمن بنگردانید.

گفته اند كه: روز بدر لشكر مسلمانان سیصد و سیزده بودند، و روز احد سه هزار، و روز حنین دوازده هزار.
.....

قوله: إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِینَ الآیة...
این منّتى دیگر است كه خداى تعالى بر ایشان مینهد در نصرت روز بدر، میگوید: یاددارى. و این نعمت بر خود میشناسى كه مؤمنان را گفتى: أَ لَنْ یَكْفِیَكُمْ؟
میان علماء اختلاف است كه این كدام روز بوده است: روز بدر، یا روز احد؟ یا روز احزاب؟ و درست آنست كه روز بدر بود كه مؤمنان از خداوند عزّ و جلّ مدد فریشتگان خواستند.

ابن عباس گفت: فریشتگان آسمان هرگز جنگ نكرده اند مگر روز بدر، بلى حاضر شده اند در معركه و در مقام قتال تكثیر عدد و مدد را، امّا جنگ خود روز بدر كردند.

و گفته اند: اوّل كه فرود آمدند از آسمان هزار بودند، چنان كه آنجا گفت: فَاسْتَجابَ لَكُمْ أَنِی مُمِدُكُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ، پس دو هزار دیگر تمامى سه هزار. چنان كه گفت: بِثَلاثَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُنْزَلِینَ.، پس دو هزار دیگر، تمامى پنج هزار چنان كه گفت: بِخَمْسَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُسَوِمِینَ.

شعبى گفت: روز بدر جز هزار فریشته از آسمان نیامد، چنان كه گفت: فَاسْتَجابَ لَكُمْ أَنِی مُمِدُكُمْ بِأَلْفٍ بیرون از هزار هیچ نیامدند، از بهر آنكه مصطفى (ص) را گفتند: كرز بن جابر از مشركان مدد میخواهند بجنگ مسلمانان رسول خدا (ص) و مسلمانان را این دشخوار و صعب آمد. پس ربّ العالمین تسكین مؤمنانرا آیت فرستاد: أَ لَنْ یَكْفِیَكُمْ أَنْ یُمِدَكُمْ رَبُكُمْ الآیتین، پس كرز هزیمت گرفت، و مدد مشركان نیاورد، ربّ العالمین نیز مدد پنج هزار نفرستاد.

مُنْزَلِینَ بفتح نون و تشدید زا قراءت شامى است، از آنجا گرفته كه وَ لَوْ أَنَنا نَزَلْنا إِلَیْهِمُ الْمَلائِكَةَ و تا منزّلین مشاكل مسوّمین باشد. و دیگر قرّاء بتخفیف نون و فتح زا خوانند، از آنجا گرفته كه: وَ أَنْزَلَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها. و معنى انزال چیزى از بالا بزیر آوردن است. یعنى كه فریشتگان را از آسمان بزمین فرو فرستادند، دلیل است این كه فریشتگان را مقام در آسمان است.
همانست كه جاى دیگر گفت: إِنَ الَذِینَ عِنْدَ رَبِكَ لا یَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِهِ
آن گه ربّ العالمین تصدیق وعد خویش را گفت: بَلى إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَقُوا یعنى من گفتم كه خداوندم بَلى چنین كنم، اگر شما صبر كنید در جنگ دشمن و از معصیت خدا و مخالفت فرمان رسول وى بپرهیزید.
وَ یَأْتُوكُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هذا اصل " فور" از فارت القدر و التّنّور است.

از ابن عباس روایت كردند كه معنى فور اینجا قصد است و شتاب. مجاهد گفت: خشم است. میگوید: و بشما آید دشمن بشتاب از سر خشم كه دارند. وجهى دیگر گفته اند: وَ یَأْتُوكُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ وقف است، آن گه گویى هذا یُمْدِدْكُمْ رَبُكُمْ، و معنى آنست كه هذا ربّكم یمددكم، آنكه آن خداى شما است كه مدد دهد شما را بپنج هزار فریشتگان.

مُسَوِمِینَ بكسر واو قراءت مكى و بصرى و عاصم است. و معنى تسویم نشان بر كردن است، و سومة نشان بود یعنى آن فریشتگان خود را و اسپان را بنشان جنگیان نشان كرده بودند. و این عادت مستمر است میان مبارزان در جنگها كه نشان جنگ بر خود كنند یا بر اسپ.

گفته اند: نشان ایشان آن بود كه بر اسپهاى ابلق بودند با عمامه هاى زرد،
و گفته اند: با عمامه هاى سپید سرهاى آن میان دو كتف فرو گذاشته و موى در گردنها و دنبهاء اسپان افكنده.

بعضى علماء گفتند: تسویم اینجا فرو گذاشتن است، یقال سوّمت الإبل و اسمته.
شتران را كه فرا علف گذارند سائمة گویند یعنى آن فریشتگان اسپان خود را فرا سر كفار گذاشتند تا ایشان را مقهور و مغلوب كردند.

قوله: وَ ما جَعَلَهُ اللَهُ إِلَا بُشْرى لَكُمْ تا آنجا كه گفت فَإِنَهُمْ ظالِمُونَ معنى هر سه آیت درهم بسته است، میگوید: اللَه نكرد پارسال در جنگ بدر آن نصرت دادن و آن مدد فرستادن مگر شادى شما را، و آرام دل نو مسلمانان را و در واخ گشتن دل بد دلان را، و با جاى آمدن دل بد ایشان را. و نبود آن نصرت مگر از نزدیك خداى تا جوقى از كافران مكه ببرد و كم كند، یا ایشان را بشكستگى و هزیمت نمودن بر روى افكند، تا نومید با مكه شوند، بى ظفرى كه یابند، و بى خیرى كه بینند، و تخصیص قطع " طرف " از آنست كه هر كه را اطراف ببریدند وى را خوار و تباه كردند، كه از وى نیز قوّت و غلبه نیاید، و همین معنى را اطراف مخصوص كرد. آنجا كه گفت: نَأْتِی الْأَرْضَ نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها. و روا باشد كه" اطراف" اعیان قوم باشند و صنادید ایشان.
 
قوله: لَیْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَی ءٌ این مقدار در میان این نظام عارض است و نصب باء در یتوب و یعذب بآن لام است كه در لِیَقْطَعَ. میگوید: یا توبه دهد ایشان را یا عذاب كند، اگر عذاب كند ایشان را ستمكارى آن دارند، و هر چه كند خداى و آنچه خواهد از قطع طرف: لیقطع او یكبت او یتوب او یعذب، لَیْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَی ءٌ ترا از كار چیزى نیست.

و گفته اند: لَیْسَ لَكَ تعلق بآن دارد كه گفت: وَ مَا النَصْرُ إِلَا مِنْ عِنْدِ اللَهِ. اى لیس لك و لا لغیرك من هذا النّصر شى ء این هم چنان است كه جاى دیگر گفت: فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لكِنَ اللَهَ قَتَلَهُمْ.

مفسّران را اختلاف اقوال است بنزول این آیت: لَیْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَی ءٌ ربیع و كلبى و جماعتى گفتند: روز احد فرو آمد كه كافران مصطفى (ص) را برنجانیدند، و دندان مباركش بشكستند، و رسول خدا (ص) همت كرد كه بر ایشان لعنت كند و دعاء بد گوید.

ربّ العالمین این آیت فرو فرستاد كه دانست عزّ جلاله كه از آن قوم كفّار بسیار مؤمن خواهند شد. و فى ذلك ما روى عن انس بن مالك قال: لمّا كان یوم احد شجّ رسول اللَه (ص) فى فوق حاجبیه، و كسرت رباعیته، و جرح فى وجهه فجعل یمسح الدّم عن وجهه و سالم مولى ابى حذیفة یغسل عن وجهه الدّمّ، و رسول اللَه (ص) یقول كیف یفلح قوم خضبوا وجه نبیّهم بالدّم و هو یدعوهم الى اللَه عزّ و جلّ فانزل اللَه تعالى: لَیْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَی ءٌ.

شعبى گفت: رسول خدا (ص) روز احد مثلتها دید كه بر مسلمانان بعد از قتل كرده بودند. هند با جماعتى از زنان بر سر كشتگان میگشت و گوشها و بینى هاء ایشان میبرید، و از آن قلاده ساخته و جگر حمزه (رض) بیرون كرده، و همچنین عبد اللَه بن جحش را دید گوش و بینى بریده و شكم بركرده.
اما در خبر است كه عبد اللَه بن جحش خود دعا كرده بود آن گه كه به احد میرفت كه: بار خدایا اگر ما جنگ با كافران كنیم چنان تقدیر كن كه عبد اللَه بن جحش بر دست ایشان كشته شود، و بوى مثلة كنند تا تو گویى در قیامت كه: این با تو به چه كردند؟ و من گویم: از بهر تو در دین تو.

مصطفى (ص) كه آن مثلتها دید دلتنگ گشت، گفت: اگر ما را نصرتى بود بعد ازین بر كافران، با ایشان همین كنیم كه ایشان با مسلمانان كردند ربّ العالمین آیت فرستاد: لَیْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَی ءٌ.

مقاتل گفت: این آیت در شأن اهل بئر معونه آمد. هفتاد مرد بودند از درویشان صحابه امیر ایشان منذر بن عمرو، رسول خدا (ص) ایشان را به بئر معونه فرستاد تا مسلمانان را آداب دین و قرآن و علم در آموزند، كافران قصد ایشان كردند و همه را بكشتند. رسولخدا (ص) عظیم دلتنگ شد. انس گوید: رسول خداى را هرگز چنان خشم در نگرفت كه بقتل ایشان درگرفت، بعد از آن قنوت كرد یك ماه بعد از ركوع در همه نمازها، و میگفت: انّ عصیة عصت اللَه و رسوله. اللّهمّ نجّ الولید بن الولید و هشام بن الولید و عیاش بن ابى ربیعة و المستضعفین من المؤمنین. اللّهمّ علیك بأبى جهل بن هشام و الولید بن المغیرة. اللّهمّ علیك بالملإ من قریش، و اشدد وطأتك على مضر و اجعلها علیهم سنین كسنى یوسف.
پس از یك ماه این آیت آمد: لَیْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَی ءٌ و مصطفى (ص) قنوت بگذاشت.

قوله: وَ لِلَهِ ما فِی السَماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ الآیة...
اللَه باز نمود درین آیت كه پادشاه بحقیقت بر همه كس و بر همه چیز اوست، و رحمت و عذاب همه در مشیّت اوست. آن را كه خواهد آمرزد با گناه عظیم، و آن را كه خواهد عذاب كند با گناه خرد.

قوله: یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا الرِبَوا أَضْعافاً مُضاعَفَةً الآیة...
قال رسول اللَه (ص ) سیأتى على الناس زمان لا یبقى فیه احد الّا أكل الرّبوا، فمن لم یأكله، اصابه من غباره
و قال مجاهد: درهم ربا اعظم عند اللَه عزّ و جلّ من ثلاثین زنیة و قال عبد اللَه بن سلام : الرّبا اثنان و سبعون بابا اصغرها خطیئة مثل الّذى یجامع امّه، فى الاسلام

و بیان ابواب ربا و شرح آن در سورة البقرة رفت. امّا آنچه گفت: أَضْعافاً مُضاعَفَةً این دو لفظ " ضعف " تأكید را بر هم داشت.
بعضى علما گفتند: این هر دو لفظ یكسان نیند، از بهر آنكه مضاعفه نه از ضعف است، بلكه از ضعف است، و ضعف نقص باشد یعنى آنچه شما زیادتى و افزونى میدانید آن نقص و قلّت است. و دلیل برین آنست كه جاى دیگر گفت: وَما آتَیْتُمْ مِنْ رِباً لِیَرْبُوَا فِی أَمْوالِ النَاسِ فَلا یَرْبُوا عِنْدَ اللَهِ. و قال تبارك و تعالى: یَمْحَقُ اللَهُ الرِبا وَ یُرْبِی الصَدَقاتِ و فى معناه انشد:
زیادة شیب، و هى نقص زیادتى
و قوّة جسم، و هى من قوّتى
قوله ضعف : وَ اتَقُوا النَارَ الَتِی أُعِدَتْ لِلْكافِرِینَ این آیت ردّ معتزله است كه میگویند: دوزخ نیافریده اند. و لفظ " اعدّت " دلیل است كه آفریده اند و ساخته كافران را و غیر كافران را.

نه بینى كه خورنده مال یتیم را بظلم، و ربا خوار را و كشنده مسلمانان را و مانند ایشان ازین عاصیان و فاسقان كه در قرآن و در اخبار ظاهر است كه ایشان بدوزخ شوند. پس أُعِدَتْ لِلْكافِرِینَ اقتضاء آن نكند كه غیر كافران را نساخته اند، و روا باشد كه گویند: دوزخ را دركات است آن دركه كه كافران را ساخته اند، عاصیان و فاسقان را نساخته اند.
و در خبر است كه عاصیان این امّت را اندر طبقه اوّل فرو آرند، و چندان كه خداى خواهد ایشان را عذاب كنند، آن گه بعاقبت بیرون آرند، كه بمجرّد فسق و معصیت بنده كافر نشود و جاوید در دوزخ نماند.

قوله: وَ أَطِیعُوا اللَهَ وَ الرَسُولَ اى فیما افترض علیكم، لَعَلَكُمْ تُرْحَمُونَ لكى ترحموا فلا تعذّبوا.
.....



النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَهُ بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَةٌ الآیة...
این رقم ذلّت كه بر ایشان كشید از روى قلّت عدد است و نظر عامّه. امّا از آنجا كه نظر خاصّ است و حقیقت كار است، كسى كه اللَه وى را یار است او را چون توان گفت كه حقیر و خوار است.

پیر طریقت در مناجات گفت:
خداوندا! بشناخت و زندگانیم، بنصرت تو شادانیم، بكرامت تو نازانیم، بعزّ تو عزیزانیم.
خداوندا! كه بتو زنده ایم، هرگز كى میریم؟! كه بتو شادمانیم، هرگز كى اندوهگین بئیم؟ كه بتو نازانیم، بى تو چون بسر آریم؟ كه بتو عزیزیم، هرگز چون ذلیل شویم؟!

مردى بر هارون رشید امر بمعروف كرد، هارون خشم گرفت او را با شیر در اندرون كرد، و در اندرون استوار بگرفت.
شیر بتواضع آن مرد در آمد، و او را نرنجانید. بعد از آن وى را در میان بوستان دیدند، شادان و إ تماشاكنان، و آن در اندرون هم چنان استوار برگرفته.
هارون را از حال وى خبر كردند. او را بخواند، گفت " من اخرجك من البیت؟! " ترا از آن اندرون كه بیرون آورد؟
جواب داد: آن كس كه مرا ببستان فرو آورد!
گفت: ترا كه ببستان فرو آورد؟
گفت: آن كس كه مرا از خانه بدر آورد!
هارون بفرمود: تا او را بعزّ و ناز بر نشاندند، و گرد شهر بر آوردند، و منادى در پیش داشته و میگوید: ألا ان هارون الرشید اراد أن یذل عبدا اعزه اللَه فلم یقدر.

إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِینَ أَ لَنْ یَكْفِیَكُمْ این نصرت دادن بواسطه ملك اكرام مؤمنانست و زیادتى نعمت بر ایشان، و سكون دل ایشان، كه نظر بعضى از ایشان از حاشیه ظاهر بر نگذشته بود. پنداشته بودند كه نصرت همه با عدد است. امّا آنان كه نور یقین در دل ایشان جاى داشت، و سرّ ایشان با وعده اللَه آرام داشت، نظر خاصّ ایشان آنجا رسید كه وَ مَا النَصْرُ إِلَا مِنْ عِنْدِ اللَهِ.

گفته اند: آنجا كه نصرت ملكى بود چه حاجت بعدد ملكى بود؟! همانست كه جاى دیگر گفت: كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِیرَةً بِإِذْنِ اللَهِ، چون باذن اللَه گفت چه باك اگر لشكر اندك بود و عدد كم، و یاران ضعیف؟ ضعیف تر از لشكر مرغ نبود و قوى تر از اصحاب فیل نبود؟! هین تا چه رسید بایشان از آن مرغان؟! و كهتر و كمتر از پشه نیاید و جبّار طبعى قوى تر از نمرود نبود ببین تا چون هلاك شد، و بدست پشه اى درماند! تا بدانى كه نصرت و هزیمت همه از خداست، نواخت و سیاست همه ازوست، و كارها همه در ید اوست و بمشیّت اوست،

همین است كه با سیّد اوّلین و آخرین گفت: لَیْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَی ءٌ اى سیّد! ترا از كار چیزى نیست، آن همه منم كه خداوندم، من بودم و من باشم، كارها خود گزارم، راه خود نمایم، دل خود گشایم، بكس باز نگذارم.

و هم ازین بابست آنچه گفت: وَ لِلَهِ ما فِی السَماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ
ملك ملك اوست، امر امر اوست، حكم حكم او، اختیار اختیار او،
آن را كه خواهد خواند، آن را كه خواهد راند.
فمن شاء عذّبه، و من شاء قرّبه، من شاء هداه و من شاء اغواه.

قوله: یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا الرِبَوا
ربا بر بندگان حرام كرد، یعنى كه: چون یكى قرض دهید، دو وا مستانید.
و آن گه خود جلّ جلاله از تو قرض خواست، و یكى به ده خواست، لا بل كه به هفتصد خواست. اشارت میكند كه این مقتضى كرم است و خلق را این كرم نرسد كه این سزاء ربوبیّت است و صفت الهیّت.
آن گه گفت: وَ اتَقُوا اللَهَ، پس گفت: وَ اتَقُوا النَارَ اوّل خطاب با عارفانست و محبّان، و آخر خطاب با مذنبان و عاصیان.

با عارفان میگوید: در من نگرید و با هیبت و رهبت باشید.
و عاصیان را میگوید: از آتش عقوبت ما بر اندیشید و از آن بترسید.
این منزلت عوام مسلمانان است و آن رتبت خواصّ مؤمنان، و شتّان ما بینهما.
و رونده تا این منزل عوام باز نگذارد، بآن مقام خواص نرسد.

نه بینى كه وَ اتَقُوا اللَهَ فرا پیش داشت و ثواب آن فلاح نهاد، كه اعلى الدّرجات در فردوس اعلى آنست و آن گه بیان كرد و باز نمود كه راه این مقصد منزل وَ اتَقُوا النَارَ است، و ثمره وَ اتَقُوا النَارَ رحمت خداست، چنان كه گفت: لَعَلَكُمْ تُرْحَمُونَ یعنى از عقوبت من بترسید، تا رحمت من بشما رسد، و آن گه برحمت من بتقوى رسید، و از تقوى بفلاح رسید، و هو الرّضوان الأكبر و الفوز الأعظم.

ادامه دارد ...
 



گل




مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد


سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (121)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (122)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (123)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (124)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (126)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (127)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (128)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (129)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (131)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (132)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (133)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (134)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (136)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (137)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (138)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (139)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (141)




مطالب اخیر وبلاگ :

دوستان خدا خوار نمیشوند !
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)
دنیا و آنچه در آنست همه بادست
دلیل حبس یوسف پاکی اش بود
سخنان امام علی(ع) درباره کوفیان
وصیت نامه ی حضرت خدا
نوحه لری برار بی سرم (رضا نقاش)+دانلود
وقایع روزگار رهایی ( ترکیه )
زیادی عمر با نیکی به پدر و مادر
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (139)
برای اسلام و مقتضیات زمان (چرا دیگر مطهری نداریم!)
حرمت پدر و مادر از نظر معصومین(ع)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (138)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (137)
تقوا , همبستگی و اعتصام بحبل الله
كسی را به افراط مَسِتای ...
پدر و مادر در بیان معصومین (ع)
الهی گفتی مکن و بر آن داشتی
احساس مالکیت و موفقیت
سید حسن نصرالله و مسئولیت پذیری
بعد از خدا بلافاصله پدر و مادر !
برگه مرگ !
ارزش اولیاء در کلام اولیای خدا
آنسوی چهره ها ( 01 )
شب وصال (شجریان) + دانلود
یاد ایام شجریان + دانلود
در خیال (شجریان)+دانلود
کجا روند که یار از تو خوبتر گیرند !
گفتگو آیین درویشی نبود
جانا به غریبستان چندین به چه می‌مانی
ارزش پدر و مادر در نزد اولیای خدا
خدا رحیم است
احترام به پدر و مادر
امروز دیدم یار را آن رونق هر کار را
غم غفلت + دانلود
دل حرم خداست ...
نوحه لری ای روله (رضا نقاش)+دانلود
(خطورات) خدا می بیند و ...
ناموزونی !
نوحه لری ای کفتر قشنگم (رضا نقاش)+دانلود
زایش و نگهداری داعش !
رضای خدا یا رضایت خلق
بی تشویش مرگ
نوحه لری افق غرق خونه (رضا نقاش)+دانلود
خوشا بحال زدایندگان غم و غصه
دام خال روی ( تک بیتی )
نوحه لری عاشق و مبتلا منم (رضا نقاش)+دانلود
مکافات عمل (انتقام از قاتل پدر)
مهلت به تنگدست موجب اجابت دعا
نوحه لری گلم رنگ اناره (رضا نقاش)+دانلود







توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.