مَثَلُ مَا یُنفِقُونَ فِی هِذِهِ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا كَمَثَلِ رِیحٍ فِیهَا صِرٌّ أَصَابَتْ حَرْثَ قَوْمٍ ظَلَمُواْ أَنفُسَهُمْ فَأَهْلَكَتْهُ وَمَا ظَلَمَهُمُ اللّهُ وَلَكِنْ أَنفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ ﴿117﴾
مثل آنچه [آنان] در زندگى این دنیا [در راه دشمنى با پیامبر] خرج مى‏كنند همانند بادى است كه در آن سرماى سختى است كه به كشتزار قومى كه بر خود ستم نموده ‏اند بوزد و آن را تباه سازد و خدا به آنان ستم نكرده بلكه آنان خود بر خویشتن ستم كرده ‏اند (117)
قرآن
النوبة الاولى
قوله تعالى:
مثَلُ ما یُنْفِقُون مثل آنچه نفقت میكنند،
فی هذِهِ الْحَیاةِ الدُنْیا درین زندگانى این جهان،
کمَثَلِ رِیح چون مثل بادى است،
فیها صِرٌ در آن باد سرماى سخت بود،
اصابَتْ حَرْثَ قَوْم كه رسد ناگاه بكشته زار گروهى،
ظلَمُوا أَنْفُسَهُم كه ستم كردند بر خویشتن (و مستحق عقوبت گشتند)،
فأَهْلَكَتْه تا آن بر ایشان تباه كرد،
ما ظَلَمَهُمُ اللَه و ستم نكرد اللَه بر ایشان
ولكِنْ أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُون ( 117 ) و لكن ایشان بر خویشتن ستم میكنند.

یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا اى ایشان كه بگرویدند،
لا تَتَخِذُوا بِطانَةً مگیرید دوست از دل،
مِنْ دُونِكُمْ از بیرون خویشتن
لا یَأْلُونَكُمْ خَبالًا كه هیچ در كار شما سستى نكنند بتباهى.
وَدُوا دوست دارید و شاد بید و خواهید،
ما عَنِتُمْ آنچه شما در آن بید از عنت،
قَدْ بَدَتِ الْبَغْضاءُ مِنْ أَفْواهِهِمْ پیداست زشتى و نابكارى از دهنهاء ایشان،
وَ ما تُخْفِی صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ و آنچه كه نهان میدارد دلهاى ایشان مه است از آنچه از زبانها پیداست.
قَدْ بَیَنَا لَكُمُ الْآیاتِ پیدا كردیم شما را سخنان،
إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ (118) اگر خرد دارید.

ها أَنْتُمْ أُولاءِ آگاه بید شماها كه اینانید،
تُحِبُونَهُمْ دوست میدارید ایشان را،
وَ لا یُحِبُونَكُمْ وایشان دوست نمیدارند شما را،
وَ تُؤْمِنُونَ بِالْكِتابِ كُلِهِ و شما گرویده اید بقرآن و دین همه.
وَ إِذا لَقُوكُمْ و چون ایشان شما را بینند
قالُوا آمَنَا گویند: ما گرویده ایم
وَ إِذا خَلَوْا و چون بى شما بر یكدیگر رسند،
عَضُوا عَلَیْكُمُ الْأَنامِلَ مِنَ الْغَیْظِ بر شما انگشتان خایند از خشم وكین.
قُلْ بگوى مُوتُوا بِغَیْظِكُمْ میرید بدرد خشم خویش،
إِنَ اللَهَ عَلِیمٌ بِذاتِ الصُدُورِ( 119) خداى دانا است بهر چه در دلهاى است.

إِنْ تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ اگر بشما رسد نیكویى،
تَسُؤْهُمْ ایشان را تا سائین كنند آن نیكویى،
وَإِنْ تُصِبْكُمْ سَیِئَةٌ و اگر بشما رسد بدى،
یَفْرَحُوا بِها شاد شوند بآن،
وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَقُوا و اگر شكیبایى كنید و پرهیز نگه دارید،
لا یَضُرُكُمْ نگزاید شما را،
كَیْدُهُمْ شَیْئاً ساز بد ایشان هیچ چیز،
إِنَ اللَهَ بِما یَعْمَلُونَ مُحِیطٌ (120) خداى بآنچه ایشان میكنند دانا است.

وَ إِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ یاد دار كه بیرون شدى از خانه و كسان خویش،
تُبَوِئُ الْمُؤْمِنِینَ مى ساختى مؤمنان را
مَقاعِدَ لِلْقِتالِ نشستگاههاى جنگ را،
وَ اللَهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ (121 ) و اللَه شنوا است و دانا.

إِذْ هَمَتْ طائِفَتانِ آن گه كه آهنگ كرد و خواست دو گروه
مِنْكُمْ از شما
أَنْ تَفْشَلا كه بد دل شوند،
وَ اللَهُ وَلِیُهُما و اللَه خود یار ایشان است
وَ عَلَى اللَهِ فَلْیَتَوَكَلِ الْمُؤْمِنُونَ (122) و بر خداى است پشتى داشتن مؤمنان و باوست سپردن كار ایشان.


قرآن

النوبة الثانیة
قوله تعالى: مثَلُ ما یُنْفِقُون
گفته اند: این نفقات مشركین مكه است در معاداة مصطفى (ص) چنان كه جاى دیگر گفت: إِنَ الَذِینَ كَفَرُوا یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ لِیَصُدُوا عَنْ سَبِیلِ اللَهِ الآیة...
ربّ العالمین در آیت پیش باز نمود كه كافران را مال و فرزند هیچ بكار نیاید، و سودمند نبود.
و ذلك فى قوله:
لَنْ تُغْنِیَ عَنْهُمْ أَمْوالُهُمْ و درین آیت بیان كرد كه سودمند نیست ایشان را، و زیان كارى نیز هست، هم چنان كه باد سرد كشت زار را بزیان آرد، و هلاك كند، آن انفاق مال ایشان را هلاك كند و بعقوبت رساند.
مجاهد گفت: این نفقات ببعضى كفّار و در بعضى احوال مخصوص نیست، بلكه نفقات و صدقات همه كفار است در همه احوال. یعنى هر نفقه كه كافر كند، بهر چه كند وى بآن معاقب است چنان كه مؤمن بهر چه نفقه كند ما دام كه محظور و محرّم نبود وى بآن مثابست. و لهذا قال النبى (ص) " انّ المؤمن لیؤجر فى كلّ شى ء حتّى اللّقمة یضعها فى فىّ امرأته "
 
....
و وجه این قول آنست كه مؤمن هر چه گیرد و دهد بر جاى خویش بود، و موافق شرع و دین، و كافر بخلاف این كند. لا جرم حال وى خلاف حال مؤمن بود.
و گفتند: انفاق مال این جایگه مثال اعمال كافرانست در حال كفر و شرك. میگوید: اعمال ایشان روز حاجت ایشان به بى منفعتى و بى حاصلى همچون آن كشت زارست سرمازده، كشته سوخته، كه ایشان را بكار نیاید، و منفعت نكند، همانست كه جاى دیگر گفت: مَثَلُ الَذِینَ كَفَرُوا بِرَبِهِمْ أَعْمالُهُمْ كَرَمادٍ اشْتَدَتْ بِهِ الرِیحُ فِی یَوْمٍ عاصِفٍ، الآیة و قال تعالى: وَ الَذِینَ كَفَرُوا أَعْمالُهُمْ كَسَرابٍ بِقِیعَةٍ الآیة.

و آنچه گفت: لَمُوا أَنْفُسَهُم یعنى زرعوا الحرث فى غیر وقته. میگوید: كشت زار نه بوقت خویش كردن لا جرم آن را آفت رسد، همچنین عمل كافر نه بشرط خویش و جاى خویش بود، لا جرم وى را هلاك كند. ما ظَلَمَهُمُ اللَه لانّ ما فعله بخلقه فهو منه عدل. لكِنْ أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُون بالكفر و العصیان.

قوله تعالى: یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا لا تَتَخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِكُمْ الآیة...
معنى " بطانة" خاصه است، بطانى هر كس آن كس است كه با وى آرام دل دارد و آمیختن نهانى. آن از بطانة گرفته اند آستر جامه كه هم پوست بود با مردم.

لا یَأْلُونَكُمْ خَبالًا ... و" خبال" فسادى بود نهانى، و خبل فساد عقل است. و عنت تباهى است و رنجورى و خطر هلاك، یقال: اكمه عنوت و عنود اى صعبة المسلك، و المعانتة و المعاندة یتقاربان.

یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا از اینجا صفت منافقانست، و پرهیز دادن مؤمنان از صحبت ایشان.
میگوید: ایشان را بدوست مگیرید بیرون از مؤمنان، و در هیچ كار استعانت بایشان مكنید.
.....
آن گه ربّ العالمین علّت نهى از مباطنت ایشان بگفت، و از ضمیر دل ایشان خبر داد، گفت: لا یَأْلُونَكُمْ خَبالًا هیچ در فساد دین شما و ابطال كار شما سستى نكنند و رنجورى و گمراهى و تباهى شما دوست دارند و خواهند، و آن گه وقیعت و عیب مسلمانان بزبان میرانند، و آنچه در دل دارند از عداوت و خیانت از آنچه بر زبان میرانند صعبتر و بزرگتر.
قَدْ بَیَنَا لَكُمُ الْآیاتِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ

روى انس بن مالك قال قال النّبی (ص) : لا تستضیئوا بنار اهل الشرك، و لا تنقشوا فى خواتیمكم عربیا. فسئل الحسن عن تفسیر هذا الحدیث، فقال: معناه لا تشاوروهم فى أموركم فانّ اللَه تعالى یقول: یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا لا تَتَخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِكُمْ الآیة، و قوله: لا تنقشوا على خواتیمكم عربیا یعنى: لا تنقشوا محمد رسول اللَه.
و ابو موسى اشعرى گفت به عمر بن الخطاب كه: نزدیك ما مردى نصرانى است، سخت دبیر و حافظ و با كفایت. عمر گفت: قاتلك اللَه اما سمعت قول اللَه تعالى: یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا لا تَتَخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِكُمْ. و قال تعالى: یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا لا تَتَخِذُوا الْیَهُودَ وَ النَصارى أَوْلِیاءَ هلّا اتّخذت حنیفا؟ ابو موسى گفت: مرا با دین او چه كار؟ وى را دینى و مرا دینى. عمر گفت: لا أكرمهم اذ اهانهم اللَه، و لا اعزّهم اذ اذلّهم اللَه. و لا ادنیهم اذ أقصاهم اللَه.

قوله: ها أَنْتُمْ أُولاءِ تُحِبُونَهُمْ هاء تنبیه است. اولاء بمعنى الّذین. میگوید: آگاه باشید شما اینانید كه ایشان را دوست میدارید بآنچه اظهار ایمان كردند، و احكام اسلام بظاهر در پذیرفتند، هر چند كه بنفاق در دل خلاف آن داشتند.
وَ لا یُحِبُونَكُمْ و ایشان شما را دوست نمیدارند. یعنى آنچه ثمره محبّت است از ارادت خیر و محض اسلام بشما نمى خواهند و شما بایشان مى خواهید.

وَ تُؤْمِنُونَ بِالْكِتابِ كُلِهِ " كتاب " اسم جنس است، همه كتب خدا در آن مدرج. میگوید: شما بكتابهاى خدا همه ایمان دارید، نه چون ایشانید كه فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ.

وَ إِذا لَقُوكُمْ قالُوا آمَنَا این همچنانست كه گفت: یَقُولُونَ بِأَفْواهِهِمْ ما لَیْسَ فِی قُلُوبِهِمْ، آمِنُوا بِالَذِی أُنْزِلَ عَلَى الَذِینَ آمَنُوا وَجْهَ النَهارِ وَ اكْفُرُوا آخِرَهُ. وَ إِذا خَلَوْا عَضُوا عَلَیْكُمُ الْأَنامِلَ مِنَ الْغَیْظِ عرب گویند " فلان یعضّ علىّ الانامل " فلان كس بر من مى انگشت خاید، در كین و خشم. و گویند: عضّ على هذا الأمر بالنّواجذ اى لزمه.
و غیظ خشمى است میان غضب و غم. غضب آن خشم است كه با آن قدرت انتقام بود، و غم آن خشم است كه با وى قدرت انتقام نبود، و غیظ میان هر دو است، قدرت بر انتقام دارد لكن نه تمام بود. ازین جاست كه غیظ در صفت بارى تعالى نیامده است.

قوله: قُلْ مُوتُوا بِغَیْظِكُمْ میگوید: یا محمد ایشان را این دعاگوى كه بخشم و درد خویش میباشید تا بوقت مرگ، كه این مراد شما از بد خواست مسلمانان بر نخواهد آمد.

إِنَ اللَهَ عَلِیمٌ بِذاتِ الصُدُورِ نظیر این در قرآن فراوانست: یَعْلَمُ ما فِی أَنْفُسِكُمْ فَاحْذَرُوهُ و یَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْیُنِ وَ ما تُخْفِی الصُدُورُ و یَعْلَمُ السِرَ وَ أَخْفى .

.....
قوله تعالى: إِنْ تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ. اصابت و مسّ دو لغت اند كه استعمال كنند هم بخیر و هم بشرّ. امّا اصابت بشرّ مخصوص است، اگر چه به خیر نیز استعمال میكنند. و حسنة ایدر غنیمت و نصرت است، و سیّئة شكستگى و هزیمت.

میگوید: منافقان، چون شما را نصرت و غنیمت پیش آید، دلتنگ شوند و چون كسر و هزیمت بود، شاد شوند. ربّ العالمین گفت: وَ إِنْ تَصْبِرُوا على ما تسمعون من اذاهم وَ تَتَقُوا مخالطتهم و مقاربتهم، لا یَضُرُكُمْ كَیْدُهُمْ شَیْئاً اگر شما كه مؤمنان اید، بر اذاى ایشان صبر كنید، و از مخالطت ایشان بپرهیزید، هرگز كید ایشان بر شما زیان نكند، كه این صبر و تقوى مایه احسانست، و خداى مزد محسنان ضایع نكند، و ایشان را بدشمن ندهد. و هوالمشار الیه بقوله: إِنَهُ مَنْ یَتَقِ وَ یَصْبِرْ فَإِنَ اللَهَ لا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ.

لا یَضُرُكُمْ بكسر ضاد و تخفیف راء قراءت حجازى است و بصرى، و اختیار بو حاتم من ضار، یضیر، ضیرا و منه قوله تعالى لا ضَیْرَ. و باقى بضمّ ضاد و تشدید راء خوانند، اختیار بو عبیده، من ضرّ، یضرّ، ضرّا. و لا بمعنى لیس قادر و مقدر، یعنى: ان تصبروا و تتّقوا فلیس یضرّكم كیدهم شیئا.

إِنَ اللَهَ بِما یَعْمَلُونَ مُحِیطٌ معنى " احاطت " رسیدن است بهمگى هر چیز و بغایت هر چیز، و احاطت از دو وجه است: از روى علم و از روى قدرت، و اللَه بهر دو معنى محیط است. هذا كقوله: ما یَعْزُبُ عَنْ رَبِكَ مِنْ مِثْقالِ ذَرَةٍ فِی الْأَرْضِ وَ لا فِی السَماءِ و كقوله: لا یَخْفى عَلَیْهِ شَی ءٌ فِی الْأَرْضِ وَ لا فِی السَماءِ. و كقوله أَحاطَ بِكُلِ شَی ءٍ عِلْماً.

قوله تعالى: وَ إِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ الآیة... این افتتاح قصه وقیعت احد است، مصطفى (ص) از اهل خویش بامداد كرد، و بیرون شد، یعنى روز احد از منزل ... بیرون شد، پیاده به احد رفت و اصحاب خویش را فرمود تا جنگ را صفها بركشیدند، و راست بایستادند. این است كه اللَه گفت: تُبَوِئُ الْمُؤْمِنِینَ مَقاعِدَ لِلْقِتالِ. و اول قصه آنست كه: روز چهار شنبه ابو سفیان با سه هزار مرد پیاده و دویست مرد سوار از مشركان مكه بصحراء احد فرود آمدند. رسول خدا (ص) با یاران خویش مشورت كرد. عبد اللَه بن ابى سلول و جماعتى از انصار گفتند: یا رسول اللَه! هیچ روى ندارد از مدینه بیرون شدن، و استقبال دشمن كردن، بگذاریم تا اگر به مدینه در آیند در كویهاى مدینه با ایشان جنگ كنیم. و زنان و كودكان از بالاهاى خانها بایشان سنگ اندازند. رسول خدا (ص) این رأى بپسندید مگر جماعتى از یاران گفتند، كه روز بدر از ایشان فائت شده بود بعذرها كه در پیش آمده بود، و میخواستند كه تدارك كنند: یا رسول اللَه در مدینة نشستن روى ندارد، بعد از آنكه دشمن بساحت ما فرو آمدند، اگر نرویم میگویند كه: بد دلان و ضعیفان ایم، و در جمله ایشان نعمان بن مالك الانصارى بود، گفت: یا رسول اللَه مرا از بهشت محروم مكن، بآن خداى كه ترا براستى بخلق فرستاد كه من در بهشت شوم. رسول خدا گفت: بچه در بهشت شوى؟ گفت: با آنكه گواهى میدهم بوحدانیّت و فردانیّت اللَه آن گه در جنگ دشمن دین برنگردم و پشت بندهم، مصطفى (ص) گفت: صدقت پس نعمان آن روز كشته و شهید گشت. آن گه مصطفى (ص) گفت: مرا گاوى بخواب نمودند، بر آن تأویل خیر نهادم و نمودند كه در ذنابه شمشیر من شكستگى بودى، تأویل آن هزیمت نهادم و نمودند كه دست در درعى محكم استوار بردم، تأویل آن نهادم كه با مدینه شوم. و رسول خدا را چنان خوش میآمد كه بمدینة بایستادى، تا اگر دشمنى آمدى هم در مدینه جنگ كردى. اما چون همت و عزم جماعت دید، و جدّ ایشان در بیرون شدن، در رفت و سلاح در پوشید، و عزم رفتن كرد، یاران آن ساعت ازان گفت خویش پشیمان شدند، كه چرا با رسول اللَه این سخن گفتیم، و وى خود به از ما داند، و رأى وى قوى تر. و مراد وى آن بود كه در مدینه توقف كند. پس بیامدند و همه عذر خواستند و گفتند تا: توقف كنیم.
رسول گفت: هیچ پیغامبرى را نیست و سزا نبود كه امت خویش را سلاح در پوشد، تا با اعداء دین جنگ كند، آن گه پیش از جنگ سلاح بنهد. این روا نباشد، و نكنم. پس مصطفى (ص) روز آدینه بعد از نماز جمعه نیمه شوال سنة ثلاث از هجرت، بیرون شد بحدود احد، سه هزار مرد با وى و گفته اند: هزار، و گفته اند: نهصد و پنجاه. فذلك قوله تعالى: وَ إِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ الآیة... وَ اللَهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ.

قوله تعالى: إِذْ هَمَتْ طائِفَتانِ مِنْكُمْ أَنْ تَفْشَلا این آیت تعلق بآخر آیت دارد، میگوید: اللَه شنوا بود و دانا، آن گه كه همت كرد این دو گروه از شما و بد دل شدند. و آن دو طائفه از انصار بودند، یكى بنو حارثه، و یكى بنو سلمة. و سبب آن بود كه عبد اللَه بن ابى روز احد با سیصد مرد برگشت و پشت بداد. و گفت " علام نقتل انفسنا و اولادنا؟!"
بو جابر سلمى از پیش ایشان فرا رفت و گفت : زینهار غم با خویشتن مخورید و با پیغامبر خویش، و باز گردید . عبد اللَه بن ابى گفت " لو نعلم قتالا لاتّبعناكم" و آن دو طائفه از انصار همت كردند كه با عبد اللَه باز گردند. ربّ العالمین عصمت خویش بر ایشان نگه داشت تا برنگشتند.

و با رسول خدا به احد رفتند، این است كه ربّ العالمین گفت: وَ اللَهُ وَلِیُهُما اى ناصرهما و موال لهما. از اول ذكر انصار در گرفت ماننده ذمّ، پس آن را بمدح بیرون برد. و این ایشان را شرفى تمام است و نواختى عظیم. وَ عَلَى اللَهِ فَلْیَتَوَكَلِ الْمُؤْمِنُونَ اى فلیعتمدنى فى الكفایة المؤمنون.

قرآن

النوبة الثالثة
قوله تعالى: مثَلُ ما یُنْفِقُونَ فِی هذِهِ الْحَیاةِ الدُنْیا كَمَثَلِ رِیحٍ ...
هر چه هزینه كنند جهانیان در كار دنیا، و هر چه بدست آرند از عشق دنیا، مثل آن چون باد است. گیرنده باد در دست چه دارد؟ جوینده دنیا همان دارد!

دردا و دریغا كه از آن خاست و نشست
خاكیست مرا بر سر و بادیست بدست


سلیمان پیغامبر (ع) كه باد و دیو و مرغ همه مسخّر او بودند، روزى بر سریر ملك نشسته بود با اولیاء مملكت و اركان دولت، و آن سریر بر پشت باد اندر هوا ایستاده،
مورچه اى براه وى آمد و گفت: یا نبى اللَه! ما الذى اعطاك اللَه من الكرامة؟ خداى با تو چه كرامت كرده درین جهان؟
سلیمان (ع) جواب داد كه: سخر لى الریح كما ترى باد مسخر من كرد چنان كه مى بینى.
گفت: یا سلیمان خبر دارى كه این چه اشارتست؟
میگوید لیس بیدك ممّا اعطیت الّا الرّیح
آنچه ترا دادند ازین مملكت دنیوى همچون بادست، از باد در دست چه حاصل بود؟ كار ملك دنیا هم چنان بود.

و هم ازین باب است آنچه مصطفى (ص) گفت : ما الدّنیا فى الآخرة الّا مثل ما یجعل احدكم اصبعه السّبابة فى الیمّ فلینظر بم یرجع.

قوله: یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا لا تَتَخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِكُمْ اقتضاء این آیت آنست كه هر چه در راه بنده آید كه سر بفسادى بیرون خواهد برد، از آن احتراز كند و دورى جوید. و آن چهار چیز است:
یكى دنیا، دیگر خلق، سدیگر نفس، چهارم شیطان.

دنیا زادست و تو مسافر در كشتى نشسته، اگر زیادت برگیرى كشتى غرق شود و تو هلاك شوى، خواهى كه ازین فتنه دنیا برهى " نجا المخفّون و هلك المثقلون" بر خوان.
میگوید: سبكباران رستند، و گرانباران خستند.

دو دیگر خلق اند، و تا رانده اى نبود از درگاه حق گرد خلق نگردد، هر كه با خلق آرام گرفت از حق بازماند. دوستى حق و دوستى خلق در یك دل جمع نشوند، ما جَعَلَ اللَهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَیْنِ فِی جَوْفِهِ.

مهر خود و یار مهربانت نرسد
این خواه گر آنكه این و آنت نرسد


استقبلنى و سیفه مسلول
و قال لى واحدنا معزول.

آمد بر من كارد كشیده بر من
گفتا كه: درین شهر تو باشى یا من؟!


سوم نفس است كه مایه هر سودایى است و اصل هر غوغایى إِنَ النَفْسَ لَأَمَارَةٌ بِالسُوءِ.
اگر توفیق رفیق بود و در جهاد نفس ترا دست بود، كارت چنان آید كه ربّ العالمین گفت: وَمَنْ یُوقَ شُحَ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ.

چهارم شیطان است، كه با وى گفته اند: رو همباز ایشان باش در مال و در فرزند: وَشارِكْهُمْ فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ، امّا نه هر دلى خانه شیطان بود، دل باشد كه حرم رحمن بود. شیطان نیارد كه گرد وى گردد كه بسوزد.

یكى از بزرگان بدر خانه اى بر میگذشت، شیطان را دید كه سر بدر فرا میگیرد، و ازین جانب بآن جانب مینگرست، این مرد او را گفت: یا لعین چه میكنى؟ گفت: اینجا مردى خفته است و نامردى نماز میكند، خواهم كه در روم و او را وسوسه كنم، مگر از تیر غمزه آن خفته نمییارم كه در روم.

قوله: ها أَنْتُمْ أُولاءِ تُحِبُونَهُمْ وَ لا یُحِبُونَكُمْ مؤمنان كه دلهاى صافى داشتند، و طبع كریم، شفقت و رحمت خویش از بیگانگان باز نگرفتند. ایشان را نیك خواستند و دل در اسلام ایشان بستند، و نجات ایشان خواستند، و رحمت خدا دریغ نداشتند، نه از آشنا و نه از بیگانه. هر گه بخاطر ایشان این گذرد كه:
....
هم خاص را بشاید و هم عام را (ص) در حق بیگانگان بنمود و گفت: اللهم اهد قومى فانهم لا یعلمون. امّا كافران كه نه در دل صفا دارند، و نه در طبع وفا، هرگز مؤمنان را نیك نخواهند، و دوست ندارند، و بنیكى ایشان اندوهگین شوند و ببدى شاد. چنان كه گفت تعالى و تقدّس: إِنْ تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَ إِنْ تُصِبْكُمْ سَیِئَةٌ یَفْرَحُوا بِها آرى هر كس آن كند كه سزاى اوست " وز كوزه همان برون تراود كه دروست"  مؤمن كریم باشد و مهربان، كه سزاء ایمان كرم است و جوانمردى و كافر لئیم و بد خواه، كه سزاء كفر لؤم است و ناكسى.
مؤمن خلق خداى را بر نجات خواند و رستگارى، و كافر بر آتش خواند و گرفتارى. و هو المشار الیه بقوله تعالى و تقدّس: وَ یا قَوْمِ! ما لِی أَدْعُوكُمْ إِلَى النَجاةِ وَتَدْعُونَنِی إِلَى النَارِ.

ادامه دارد ...
 



گل




مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد


سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (121)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (122)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (123)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (124)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (126)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (127)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (128)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (129)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (131)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (132)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (133)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (134)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (136)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (137)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (138)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (139)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (140)




مطالب اخیر وبلاگ :

دنیا و آنچه در آنست همه بادست
دلیل حبس یوسف پاکی اش بود
سخنان امام علی(ع) درباره کوفیان
وصیت نامه ی حضرت خدا
نوحه لری برار بی سرم (رضا نقاش)+دانلود
وقایع روزگار رهایی ( ترکیه )
زیادی عمر با نیکی به پدر و مادر
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (139)
برای اسلام و مقتضیات زمان (چرا دیگر مطهری نداریم!)
حرمت پدر و مادر از نظر معصومین(ع)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (138)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (137)
تقوا , همبستگی و اعتصام بحبل الله
كسی را به افراط مَسِتای ...
پدر و مادر در بیان معصومین (ع)
الهی گفتی مکن و بر آن داشتی
احساس مالکیت و موفقیت
سید حسن نصرالله و مسئولیت پذیری
بعد از خدا بلافاصله پدر و مادر !
برگه مرگ !
ارزش اولیاء در کلام اولیای خدا
آنسوی چهره ها ( 01 )
شب وصال (شجریان) + دانلود
یاد ایام شجریان + دانلود
در خیال (شجریان)+دانلود
کجا روند که یار از تو خوبتر گیرند !
گفتگو آیین درویشی نبود
جانا به غریبستان چندین به چه می‌مانی
ارزش پدر و مادر در نزد اولیای خدا
خدا رحیم است
احترام به پدر و مادر
امروز دیدم یار را آن رونق هر کار را
غم غفلت + دانلود
دل حرم خداست ...
نوحه لری ای روله (رضا نقاش)+دانلود
(خطورات) خدا می بیند و ...
ناموزونی !
نوحه لری ای کفتر قشنگم (رضا نقاش)+دانلود
زایش و نگهداری داعش !
رضای خدا یا رضایت خلق
بی تشویش مرگ
نوحه لری افق غرق خونه (رضا نقاش)+دانلود
خوشا بحال زدایندگان غم و غصه
دام خال روی ( تک بیتی )
نوحه لری عاشق و مبتلا منم (رضا نقاش)+دانلود
مکافات عمل (انتقام از قاتل پدر)
مهلت به تنگدست موجب اجابت دعا
نوحه لری گلم رنگ اناره (رضا نقاش)+دانلود
هرگز آرزوى مرگ مكن !
بخشنده ‌ترین مردم کیست ؟






توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.