وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَةٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ
مفسّران گفتند كه:
داعیان الى الخیر علماءاند و مؤذّنان.
یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ علماءاند و نصیحت كنندگان.
یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ غازیان اند و علماء و سلطان عادل.

قرآن

و گفته اند خیر درین آیت اسلام است، و " معروف " اتّباع محمد (ص) و " منكر"  كافر شدن بوى، اى و لتكن كلّكم كذلك، و دخلت من لتخصیص المخاطبین من غیرهم.

وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ " مفلح" نامى است كسى را كه بنیكى پاینده رسد، و پیروزى همیشه.

قوله: وَ لا تَكُونُوا كَالَذِینَ تَفَرَقُوا وَ اخْتَلَفُوا
تفرق بر سه ضرب است:
یكى بتن،
یكى بفعل،
سدیگر باعتقاد.

و " اختلاف" را همین تقسیم است، امّا اختلاف در قول و فعل و اعتقاد بیشتر گویند، و تفرّق بتن بیشتر گویند. ربّ العالمین درین آیت هر دو جمع كرد هم تفرق و هم اختلاف، كه صفت جهودان و ترسایان است. و ایشان هم بتن متفرق بودند، هم بقول و فعل و اعتقاد مختلف. ربّ العالمین مؤمنان را میگوید كه: شما چون جهودان و ترسایان مباشید كه جهودان پس از موسى (ع) در دین گروه گروه گشتند، و ترسایان بعد از عیسى (ع) همچنین. ابو امامة این آیت بر خواند آن گه گفت هم الحروریة كانوا مؤمنین فكفروا بعد ایمانهم . آن گه سرانجام اهل تفرق و تعذیب ایشان بگفت، و در منزلت و شرف مؤمنان بست.

گفت ایشان را عذابى بزرگست در آن روز كه مؤمنان سپید روى باشند.
" یوم" نصب على الظّرف است، قیل: یوم تبیضّ وجوه المهاجرین و الانصار و تسودّ وجوه بنى قریظة و النضیر. و قیل: تبیضّ وجوه المخلصین و تسودّ وجوه المنافقین.

و قیل: تبیضّ وجوه اهل السّنة و تسودّ وجوه اهل البدعة. و قیل: تبیض وجوه المؤمنین و تسودّ وجوه الكافرین. آن گه حال ایشان بیان كرد و مآل و مرجع ایشان بگفت: فَأَمَا الَذِینَ اسْوَدَتْ وُجُوهُهُمْ أَ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِیمانِكُمْ اى یقال لهم: أَ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِیمانِكُمْ؟ ایشان را گویند:
از پس ایمان كافر گشتید؟ اگر جهودانند و نبوت محمد (ص) در تورات یافته بودند و ایمان داشتند كه تورات راست است، و منتظر وى بودند، پس از بعثت وى كافر گشتند بوى. و اگر منافقان اند بزبان اظهار ایمان كردند آن گه بنفاق كه در دل داشتند كافر شدند، و اگر مبتدعان اند بر جمله ایمان آوردند و بر تفصیل كافر گشتند. و اگر كافران اند بر عموم روز میثاق كه ایشان را گفتند: أَ لَسْتُ بِرَبِكُمْ؟ قالُوا بَلى اقرار آورده اند بربوبیّت و وحدانیّت اللَه و گفتند : " بلى" آن گه پس از آن كافر گشتند. ایشان را روز قیامت گویند: فَذُوقُوا ،الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ، وَ أَمَا الَذِینَ ابْیَضَتْ وُجُوهُهُمْ فَفِی رَحْمَتِ اللَهِ اى فى جنّته. هُمْ فِیها خالِدُونَ لا یموتون. درین آیت گفت: تبیضّ، و ابیضّت، تسودّ و اسودّت،

جاى دیگر گفت: تَرَى الَذِینَ كَذَبُوا عَلَى اللَهِ وُجُوهُهُمْ مُسْوَدَةٌ و نگفت: وجوههم سود، گفت مسودّة یعنى سیاه گشته از بهر آنكه از گور سپید روى برخاستند، چنان كه از مادر زادند، پس آن رویهاشان سیاه كردند. همانست كه جاى دیگر گفت: سِیئَتْ وُجُوهُ الَذِینَ كَفَرُوا، كَأَنَما أُغْشِیَتْ وُجُوهُهُمْ، عَلَیْها غَبَرَةٌ تَرْهَقُها قَتَرَةٌ، مِنَ الْمَقْبُوحِینَ، تَغْشى وُجُوهَهُمُ النَارُ، تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَارُ، لا یَكُفُونَ عَنْ وُجُوهِهِمُ النَارَ، نَزَاعَةً لِلشَوى این همه از یك بابست.

قوله تعالى: تِلْكَ آیاتُ اللَهِ نَتْلُوها عَلَیْكَ بِالْحَقِ اى القرآن، نتلوه علیك بالصّدق. این دلیل كه خداى را عزّ و جلّ خواندن است، و ازین باب در قرآن فراوان است: نَتْلُوا، نَقُصُ، فَإِذا قَرَأْناه و امثاله. قوله: وَ مَا اللَهُ یُرِیدُ ظُلْماً لِلْعالَمِینَ عالمین اینجا جنّ و انس است. میگوید: اللَه نه آنست كه بر بندگان ظلم كند و ایشان را بى جرم عقوبت كند.

جاى دیگر گفت: وَ ما ظَلَمْناهُمْ ما بر ایشان ظلم نكردیم، یعنى كه ما بى نیازتر از آنیم كه ظلم كنیم.
جاى دیگر گفت: وَ ما ظَلَمُونا و نه ایشان بر ما ظلم كردند، یعنى كه ما عزیزتر از آنیم كه بر ما ظلم كنند.

قوله: وَ لِلَهِ ما فِی السَماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ وَ إِلَى اللَهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ اى تصیر امورالخلائق الیه فى الآخرة، اشارت میكند بدو كار عظیم: یكى بفناء عناصر بر خلاف قول طبایعیان كه گویند عناصر فانى نشود.

دیگر اشارتست كه باقى ببقاء خویش و اوّلیّت خویش و آخریّت خویش حق است جلّ جلاله، و دیگر اعیان و افعال همه فانى اند، و نابودن آن در نهایت عجب نیست و از قدرت اللَه بدیع نیست، چنان كه در بدایت نبود.

اهل معانى گفتند: وجه این آیت درین موضع آنست كه در آیت پیش نفى ظلم از خود كرد و عدل خویش بخلق نمود، آن گه درین آیت بیان كرد كه ما خود بى نیازیم از ظلم، كه ظلم آن كس كند كه حق دیگرى طلب كند، و آنچه وى را نیست جوید، و هر چه هست در هفت آسمان و هفت زمین همه ملك و ملك اوست، از قدرت وى بر آمد و بحكم وى باز شود. خداوند و پادشاه بحقیقت اوست، و همه صنع اوست، و در صنع خویش تصرف كردن بپنداشتن ظلم در آن خطاست، و این اعتقاد كردن در دین نه رواست. و اللَه اعلم.


النوبة الثالثة
قوله تعالى: یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا اتَقُوا اللَهَ حَقَ تُقاتِهِ
هر جاى كه یا أَیُهَا النَاسُ گفت اتَقُوا رَبَكُمُ در آن پیوست،
و هر جاى كه یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا گفت اتَقُوا اللَهَ در آن پیوست.

اتَقُوا رَبَكُمُ خطاب عموم است كه تقوى ایشان بر دیدار نعمت است، و همت ایشان پرورش تن براى خدمت حق جلّ شأنه.
و اتَقُوا اللَهَ خطاب اهل نواخت و كرامت است، كه تقوى ایشان بر مراقبت منعم است و قصد ایشان روح روح در مشاهدت حق، و شتّان ما بینهما.

اتَقُوا رَبَكُمُ خطاب مزدوران است و اتَقُوا اللَهَ خطاب عارفان.
مزدوران در طلب ناز و نعمت اند، و عارفان در طلب راز ولى نعمت.
مزدوران از اللَه غیر او خواهند، و عارفان خود اللَه خواهند.

احمد بن خضرویه حق تعالى را بخواب دید گفتا یا احمد! كلّ الناس یطلبون منّى الّا ابا یزید فانّه یطلبنى
اذا ما تمنّى النّاس روحا و راحة تمنّیت ان القاك یا عزّ خالیا
 
روزى كه مرا وصل تو در چنگ آید
از حال بهشتیان مرا ننگ آید


گفته اند كه: تقوى بر سه قسم است:
یكى تقوى عقوبت اندر صبر كردن از معاصى، چنانكه گفت: وَ اتَقُوا النَارَ الَتِی أُعِدَتْ لِلْكافِرِینَ.
دیگر تقوى اندر شكر نعمت، چنان كه گفت: واتَقُوا رَبَكُمُ.
سدیگر تقوى برؤیت وحدانیّت بى اعتبار ثواب و عقاب. چنان كه گفت: اتَقُوا اللَهَ حَقَ تُقاتِهِ.

اوّل تقواى ظالمانست،
دیگر تقواى مقتصدانست،
سدیگر تقواى سابقان.

قوله تعالى: وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَقُوا
اوّل گفت: وَ مَنْ یَعْتَصِمْ بِاللَهِ فَقَدْ هُدِیَ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ، و در آخر گفت: وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَهِ جَمِیعاً، و در میان گفت: اتَقُوا اللَهَ
سرّ ترتیب این كلمات آنست كه بنده قصد اعتصام داشت به اللَه، و راه آن جز تقوى نیست، و حقیقت تقوى تحصیل طاعاتست، و تحصیل طاعات جز بكتاب و رسول نیست كه بِحَبْلِ اللَهِ عبارت از آنست.

میگوید: دست در بِحَبْلِ اللَهِ زنید، تا بتقوى رسید، و از تقوى باعتصام او رسید، و از اعتصام بتوكل رسید، و از توكل باستسلام رسید، و بنده چون باستسلام رسید از وسائط مستغنى شد و بحق قائم گشت، فهو الّذى قال اللَه عزّ و جلّ فیه " فاذا احببته كنت سمعه الذى یسمع به، و بصره الذى یبصر" الحدیث... :

و گفته اند: اعتصام سه ضرب است:
ضرب اول دست بتوحید زدن، چنان كه گفت: فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى .
دیگر دست بقرآن زدن و بآن كار كردن، و هو قوله تعالى: وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَهِ.
سدیگر دست بحق زدن، و ذلك فى قوله تعالى: وَ مَنْ یَعْتَصِمْ بِاللَهِ.
این حقّ اعتصام است، و هر حقى را حقیقتى است.

حقیقت این دست اعتماد بضمان اللَه زدن است، و دست مهر بلطف مولى زدن.

قوله: وَ لا تَفَرَقُوا حثّ مسلمانان است بر ألفت و اجتماع كه نظام ایمان به آنست و استقامت كار عالم بسته در آن است، و الفت و اجتماع مسلمانان ادب دینست و زین شریعت، و نظام اسلام، و مایه خیر، و ركن هدایت و اصل طاعت، و موجب ثواب، و لهذا قال عزّ و جلّ: لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً ما أَلَفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لكِنَ اللَهَ أَلَفَ بَیْنَهُمْ. وقال تعالى: مُحَمَدٌ رَسُولُ اللَهِ وَ الَذِینَ مَعَهُ أَشِدَاءُ عَلَى الْكُفَارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ. و سئل النّبی(ص) : یتزاورون اهل الجنّة؟ قال: یزور الاعلى الأسفل، و لا یزور الاسفل الاعلى، الّاالّذین یتحابّون فى الدّنیا فانّهم یأتون فیها حیث شاءوا
و درین معنى خبر بو هریره است روایت از
مصطفى (ص) گفت در بهشت مردى مشتاق دیدار برادر خود شود، آن برادر كه در دنیا او را دوست داشتى از بهر خداى، در راه خداى بى نسبى و سببى، گوید " یا لیت شعرى: ما فعل اخى
یعنى كاشك دانستمى كه آن برادرم چه كرد؟ و كارش بچه رسید؟
از نواختگانست یا راندگان؟ سوختنى است یا افروختنى؟
در بوستان دوستانست یا در زندان رندان؟
ربّ العالمین آن درد دل وى را در حق برادر خویش مرهمى بر نهد فریشتگان راگوید:
" سیروا بعبدى هذا الى اخیه " این بنده مرا نزد برادر او برید.
فریشتگان بفرمان خداى آیند، و بایشان نجیب بهشتى با رحل نور. گویند :
"  قم فاركب و انطلق الى اخیك " 
اى بنده خدا گرت دیدار برادرت آرزوست، خیز تا رویم.
بران نجیب نشیند هزار ساله راه بیك ساعت باز برد.

و مصطفى (ص) گفت: چندان كه
شما بر نجیب نشینید و یك فرسنگ برانید ایشان هزار ساله راه برانند، تا بمنزل آن برادر فرو آید، سلام كند. آن برادر سلام را علیك گوید، و ترحیب كند، دست بگردن یكدیگر در آرند، و شادى خویش با یكدیگر گویند.

بس كه من در جستن تو گرد سر برگشته ام
بى تو اى چشم و چراغم چون چراغى كشته ام


پس گوید : الحمد للَه الذى جمع بیننا فى هذه الدرجة، فیجعل اللَه تلك الدرجة مجلسها فى خیمة مجوفة بالدر و الیاقوت.

قوله، وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَةٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ هذه اشارة الى اقوام قاموا باللَه للَه، لا تاخذهم لومة لائم، و لم یقطعهم عن اللَه استنامة الى علّة، قصروا انفاسهم و استغرقوا عمرهم على تحصیل رضاء اللَه، عملوا للَه، و نصحوا لدین اللَه، و دعوا خلق اللَه الى اللَه فربحت تجارتهم و ما حسرت صفقتهم.

صفت قومى است كه باقامت حق قائم اند و از حول و قوّت خویش محرّر، وز ارادت و قصد خویش مجرّد، از دائره اعمال و احوال بیرون، و از اسر اختیار و تصرّف آزاد، خدا را دانند، خدا را خوانند، و دین خداى را كوشند، وز خلق و ملامت خلق نیندیشند، در دل دوستى مولى دارند، و در دیده كحل تجلّى دارند، هر چیزى چنان كه هست بینند. دیگران از صنع بصانع نگرند ایشان از صانع در صنع نگرند.
خاصگیان حضرت اند، بداغ گرفتگان مملكت اند.

....
عسس اند و كشته محبّت، خونشان هدر، و مالشان تلف، امّا دلشان در قبضه، و جانشان در كنف. این چنانست كه گویند: دلبرى دارى به از جان، غم مخور گو جان مباش
من كان فى اللَه تلفه، كان اللَه خلفه.

قوله: وَ لا تَكُونُوا كَالَذِینَ تَفَرَقُوا وَ اخْتَلَفُوا
تفرّق دیگرست و اختلاف دیگر.
تفرّق ضدّ اجتماع است، و اختلاف ضدّ اصطلاح.
تفرّق پراكندگى اصحاب طریقت است، و اختلاف پراكندگى ارباب شریعت.
تفرق آنست كه مراد بنده دیگر بود و مراد حق دیگر، و اجتماع آنست كه مراد بنده و مراد حق یكى شود.

و فى الخبر " من جعل الهموم همّا واحدا كفاه اللَه هموم الدّنیا و الآخرة "
 
و گفته اند: تفرّق آنست كه نظاره خلق كند و اسباب بیند لا جرم هرگز از رنج و خصومات خلق بر نیاساید، و اجتماع آنست كه نظاره حق كند، داند كه حق یكتا و كار از یك جا، و حكم ازین یك در.

امّا اختلاف ارباب شریعت بر دو ضربست:
یكى در اصول دین دیگر در فروع.

اما اختلاف در اصول عظیم است و خطرناك، لا بد یكى از دو بر حق است و یكى بر باطل، كسى را كه مقصدش مغرب است و آن گه راه مشرق گیرد هرگز كى بمقصد رسد!
هر چند كه رود از مقصد هر روز دورتر شود، و باز مانده تر، و هو المشار الیه بقوله تعالى: وَ أَنَ هذا صِراطِی مُسْتَقِیماً فَاتَبِعُوهُ وَ لا تَتَبِعُوا السُبُلَ فَتَفَرَقَ بِكُمْ عَنْ سَبِیلِهِ.

اما اختلاف امّت در فروع چنانست كه قومى روى نهند بیك مقصد اندر راههاى مختلف، بعضى دور و بعضى نزدیك، هر چند كه در روش مختلف باشند اما در مقصد یك جاى فرود آیند، و مجتمع شوند. این اختلاف عین رحمت است. و الیه اشار النّبی (ص) : " الاختلاف فى امّتى رحمة " یعنى رحمتى بود از خداوند بر خلق این اختلاف در فروع، تا كار دین بر ایشان تنگ نشود و راه آن دشخوار نگردد.

و ذلك فى قوله تعالى: وَ ما جَعَلَ عَلَیْكُمْ فِی الدِینِ مِنْ حَرَجٍ. و قال تعالى: یُرِیدُ اللَهُ بِكُمُ الْیُسْرَ وَ لا یُرِیدُ بِكُمُ الْعُسْرَ.

ادامه دارد ...
 



گل




مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد


سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (121)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (122)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (123)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (124)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (126)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (127)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (128)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (129)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (131)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (132)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (133)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (134)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (135)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (136)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (137)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (138)




مطالب اخیر وبلاگ :

تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (137)
تقوا , همبستگی و اعتصام بحبل الله
كسی را به افراط مَسِتای ...
پدر و مادر در بیان معصومین (ع)
الهی گفتی مکن و بر آن داشتی
احساس مالکیت و موفقیت
سید حسن نصرالله و مسئولیت پذیری
بعد از خدا بلافاصله پدر و مادر !
برگه مرگ !
ارزش اولیاء در کلام اولیای خدا
آنسوی چهره ها ( 01 )
شب وصال (شجریان) + دانلود
یاد ایام شجریان + دانلود
در خیال (شجریان)+دانلود
کجا روند که یار از تو خوبتر گیرند !
گفتگو آیین درویشی نبود
جانا به غریبستان چندین به چه می‌مانی
ارزش پدر و مادر در نزد اولیای خدا
خدا رحیم است
احترام به پدر و مادر
امروز دیدم یار را آن رونق هر کار را
غم غفلت + دانلود
دل حرم خداست ...
نوحه لری ای روله (رضا نقاش)+دانلود
(خطورات) خدا می بیند و ...
ناموزونی !
نوحه لری ای کفتر قشنگم (رضا نقاش)+دانلود
زایش و نگهداری داعش !
رضای خدا یا رضایت خلق
بی تشویش مرگ
نوحه لری افق غرق خونه (رضا نقاش)+دانلود
خوشا بحال زدایندگان غم و غصه
دام خال روی ( تک بیتی )
نوحه لری عاشق و مبتلا منم (رضا نقاش)+دانلود
مکافات عمل (انتقام از قاتل پدر)
مهلت به تنگدست موجب اجابت دعا
نوحه لری گلم رنگ اناره (رضا نقاش)+دانلود
هرگز آرزوى مرگ مكن !
بخشنده ‌ترین مردم کیست ؟
مکافات عمل (شهادت دو کبک)
مه من نقاب بگشا ز جمال کبریایی
خداوند با ظلم و ظالم چه میکند ؟!
رحم کن تا خدا و طبیعت بتو رحم کند
رازپوشی و سعادت و شقاوت
زبان سیاست و سیاست زبان
(خطورات) تنظیم روابط در عناصر قرآنی
THE FAREWELL PILGRIMAGE
گوهر و خرمهره در یک سلک جولان میکنند
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (136)
رحمت و مردمی بودن پیامبر (ص)





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.