النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ لا تُؤْمِنُوا إِلَا لِمَنْ تَبِعَ دِینَكُمْ
بعضى مفسّران گفتند: این خطاب خداى با مسلمانان است، و نواخت اهل معرفت و ایمانست، و منّت نهادن خداى در دین اسلام برایشان است. و آن گه این خطاب را دو طریق است:
قرآن

از یك روى خطابست با عامّه مؤمنان این امّت، و از یك روى خطاب عارفانست و خواصّ اهل طریقت.
وجه اوّل آنست كه: یا معشر المسلمین گمان مبرید و استوار مدارید كه كسى را آن دهند كه شما را دادند، چون دین اسلام دینى نه، و شما را دادند. چون قرآن كتابى نه، و شما را دادند. چون محمد (ص) پیغامبرى نه، و شما راست. چون كعبه قبله اى نه، و شما راست. چون ماه رمضان ماهى نه، و شما راست. چون روز آدینه روزى نه، و شما راست. همه شرعها منسوخ شرع شما و همه عقدها منسوخ عقد شما، همه كمال دین و شریعت و جمال حقیقت و طریقت در عهد شما. و ذلك فى قوله تعالى: الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِیناً.

اكنون شكر این نعمت بجا آرید، و معبود خود را سپاس دارى كنید و فرمان برید. فرمان اینست كه: وَ لا تُؤْمِنُوا إِلَا لِمَنْ تَبِعَ دِینَكُمْ. جز با هم دینان خویش موالات مگیرید، و جز با مؤمنان برادرى مكنید، و از بیدینان و بیگانگان كرانه گیرید. همانست كه گفت: وَ لا تَرْكَنُوا إِلَى الَذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَكُمُ النَارُ و قال تعالى: لا تَجِدُ قَوْماً یُؤْمِنُونَ بِاللَهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ یُوادُونَ مَنْ حَادَ اللَهَ وَ رَسُولَهُ و آن گه این نعمت و كرامت همه از معبود خود بینید، و او را منّت دارید، و با او سببى در میان میارید، و شرك مگویید كه این هدایت و غوایت و این برترى و فروترى همه از فضل و عدل اوست، همه بارادت و حكم اوست. قُلْ إِنَ الْهُدى هُدَى اللَهِ. قُلْ إِنَ الْفَضْلَ بِیَدِ اللَهِ.

وجه دیگر آنست كه: این خطاب عارفانست، و نواخت محبّان است، میگوید :
لا تفشوا اسرار الحقّ الى غیر اهله ؛ راز دوستى با كس مگویید، و سرّ درویشى بر نااهلان اظهار مكنید، و چهره جمال حقیقت را برقع تعزّز فرو گذارید، تا هر دیده نامحرم بدو ننگرد:

چون خورى مى، با حریف محرم پر درد خور
چون زنى كم، با ندیم زیرك هشیار زن


شبلى را با حق رازى بود در میان، گفت: بار خدایا! چون بود كه حسین منصور را از میان ما بر گرفتى؟
گفت: رازى بوى دادم و سرّى با وى نمودم بنااهلان بیرون داد، بوى آن فرود آوردم كه دیدى.

فرمان در آمد كه: یا محمد (ص) وَ تَراهُمْ یَنْظُرُونَ إِلَیْكَ وَ هُمْ لا یُبْصِرُونَ.
تو پندارى كه عتبه و شیبه و ولید بن مغیرة و بو جهل ترا مى بینند؟
كلّا و لمّا! ایشان دیده نامحرم دارند شایسته شواهد جمال تو نیند!
بگذار تا شوند. گوشه دل خویش بایشان مشغول مدار، یكى را بلال و سلمان و صهیب پرداز كه مقبول شواهد مملكت و مرفوع درگاه احدیت ایشان اند.

یا محمد (ص) تو تصرّف از میان بردار، حكم ما را قابل باش، و نعمت ما را شاكر.
این تخصیص هدایت و موهبت معرفت، كار الهیّت ما است، و خاصیّت ربوبیّت ما.
این است كه ربّ العالمین گفت: یَخْتَصُ بِرَحْمَتِهِ مَنْ یَشاءُ، اى بنعمته یختصّ من یشاء، فقوم اختصّهم الارزاق، و قوم اختصهم بنعمة الاخلاق، و قوم اختصّهم بنعمة العبادة، و آخرین بنعمة الارادة و آخرین بتوفیق الظّاهر، و آخرین بتحقیق السّرائر، و آخرین بعطاء الأبشار، و آخرین بلقاء الاسرار.

یقول اللَه تعالى و قوله الحقّ: وَ إِنْ تَعُدُوا نِعْمَةَ اللَهِ لا تُحْصُوها، و یَخْتَصُ بِرَحْمَتِهِ مَنْ یَشاءُ. مبهم فراهم گرفت و كس را معیّن نكرد، تا امید داران در امید بیفزایند، و ترسندگان در ترس بمانند كه بنده را در مقام عبادت و طاعت به از اومید و ترس حالى نه بینى، كه ربّ العالمین بندگان را درین دو حال بستود گفت : " یرجون رحمته و یخافون عقابه "
 
و نیز تنبیه میكند كه بنده اگر چه در طاعت بغایت كوشش رسد، و شرط بندگى بتمامى بجاى آرد، آخر الامر آن بود كه رحمة اللَه او را رهاند. و فى ذلك ما روى عن النّبی (ص) لا یدخل الجنة احد بعمله، قیل و لا انت یا رسول اللَه؟ قال: و لا أنا الّا ان یتغمدنى اللَه برحمته .


النوبة الاولى

مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن یُؤْتِیَهُ اللّهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ یَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُواْ عِبَادًا لِّی مِن دُونِ اللّهِ وَلَكِن كُونُواْ رَبَّانِیِّینَ بِمَا كُنتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنتُمْ تَدْرُسُونَ ﴿79﴾
هیچ بشرى را نسزد كه خدا به او كتاب و حكم و پیامبرى بدهد سپس او به مردم بگوید به جاى خدا بندگان من باشید بلكه [باید بگوید] به سبب آنكه كتاب [آسمانى] تعلیم مى‏دادید و از آن رو كه درس مى‏خواندید علماى دین باشید (79)

قوله تعالى:
ما كانَ لِبَشَرٍ هرگز روا نباشد مردمى را،
أَنْ یُؤْتِیَهُ اللَهُ الْكِتابَ كه خداى او را نامه دهد،
وَ الْحُكْمَ وَ النُبُوَةَ و علم راست و پیغامبرى دهد،
ثُمَ یَقُولَ لِلنَاسِ پس آن گه فرا مردمان گوید:
كُونُوا عِباداً لِی مِنْ دُونِ اللَهِ مرا بندگان باشید و مرا بخدایى گیرید فرود از اللَه،
وَ لكِنْ كُونُوا رَبَانِیِینَ لكن چنین گفتند پیغامبران امّت خویش را كه بندگان خدا بید،
بِما كُنْتُمْ تُعَلِمُونَ الْكِتابَ بآنچه كتاب من میدانید،
وَ بِما كُنْتُمْ تَدْرُسُونَ ( 79 ) و بآنچه میخوانید از آن.

وَ لا یَأْمُرَكُمْ و نفرماید شما را خداى و نه هیچ بشرى از پیغامبران،
أَنْ تَتَخِذُوا الْمَلائِكَةَ وَالنَبِیِینَ أَرْباباً كه فریشتگان و پیغامبران را بخدایى گیرید،
أَ یَأْمُرُكُمْ بِالْكُفْرِ بكفر میفرماید شما را؟
بَعْدَ إِذْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ ( 80 ) پس آنكه شما مسلمانان باشید و گردن نهادگان.

وَ إِذْ أَخَذَ اللَهُ مِیثاقَ النَبِیِینَ پیمان گرفت اللَه از پیغامبران،
لَما آتَیْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ كه هر چه دهم، هر گه كه دهم شما را از نامه و دانش راست و پیغام محكم،
ثُمَ جاءَكُمْ رَسُولٌ پس آن گه بشما آید رسولى،
مُصَدِقٌ لِما مَعَكُمْ استوار دار و گواه آن را كه با شما است،
لَتُؤْمِنُنَ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَهُ بگروید باو و یارى دهید او را،
قالَ أَ أَقْرَرْتُمْ خداى گفت: اقرار دادید بپیذیرفتن این پیمان از من؟
وَ أَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِی و این پیمان بزرگ گران از من بستدید.
قالُوا أَقْرَرْنا پیغامبران یك یك جواب دادند كه اقرار دادیم،
قالَ فَاشْهَدُوا خداى گفت: بر یكدیگر گواه بید،
وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَاهِدِینَ (81) و من با شماام از گواهان یكى.

فَمَنْ تَوَلَى بَعْدَ ذلِكَ هر كه بر گردد پس از آن،
فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ (82) او از فاسقانست و از بیرون شدگان از پیمان.

أَ فَغَیْرَ دِینِ اللَهِ یَبْغُونَ بجز دین خداى و تصدیق محمد (ص) دینى خواهند جست؟
وَ لَهُ أَسْلَمَ و خداى را گردن نهاد،
مَنْ فِی السَماواتِ وَ الْأَرْضِ هر كه در آسمانها و زمین كس است،
طَوْعاً وَ كَرْهاً بعضى از میان جان و بعضى از بن دندان،
وَ إِلَیْهِ یُرْجَعُونَ ( 83 ) و همه را با وى خواهند برد.

قُلْ آمَنَا بِاللَهِ بگوى ایمان آوردیم بخداى،
وَ ما أُنْزِلَ عَلَیْنا و هر چه فرو فرستاده آمد بر ما،
وَ ما أُنْزِلَ عَلى إِبْراهِیمَ و هر چه فرو فرستاده آمد بر ابراهیم
وَ إِسْماعِیلَ وَ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطِ و پیغامبران كه از فرزندان یعقوب بودند،
وَ ما أُوتِیَ مُوسى وَ عِیسى و هر چه موسى را دادند و عیسى را،
وَ النَبِیُونَ مِنْ رَبِهِمْ و هر چه دیگر پیغامبران را دادند، از خداوند ایشان،
لا نُفَرِقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ یكى را از پیغامبران جدا نكنیم در تصدیق بتكذیب،
وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ ( 84 ) و ما وى را گردن نهادگانیم و خویشتن فرا دادگان.


النوبة الثانیة
قوله تعالى: ما كانَ لِبَشَرٍ الآیة... مقاتل گفت " بشر" اینجا عیسى (ع) است و" كتاب" انجیل، و آیت در شأن ترسایان نجران آمد، كه در عیسى دعوى باطل كردند و غلوّ نمودند. میگوید: روا نبود و سزا نباشد و هرگز خود نبود عیسى را كه خداى او را پیغامبرى و كتاب انجیل دهد پس آن گه بمردم گوید: مرا بندگان باشید! و مرا بخدایى گیرید فرود از خداى.

ابن عباس و عطا گفتند: بشر اینجا محمد (ص) و كتاب قرآن. و سبب نزول آن بود كه بو رافع جهود و رئیس ترسایان نجران گفتند: یا محمد (ص) تو میخواهى كه ما ترا بنده باشیم و ترا بخدایى گیریم! رسول اللَه گفت: معاذ اللَه كه من این گویم یا فرمایم " ما بذلك بعثنى و بذلك امرنى "، خداى كه مرا به پیغامبرى فرستاد نه باین فرستاد كه شما مى گویید و نه باین فرمود. ربّ العالمین بر وفق قول او این آیت فرستاد.

حسن گفت: مردى از مصطفى (ص) در خواست كه تا ترا سجود كنم، فضل از این سلام كه بر یكدیگر میكنیم. رسول او را از آن نهى كرد، و آیت در شأن وى آمد.

ثُمَ یَقُولَ لِلنَاسِ اگر برفع خوانى بر استیناف است، و اگر بنصب خوانى بر عطف، اى لا یجتمع له الأمران: ایتاء النبوة و قوله: كُونُوا عِباداً لِی مِنْ دُونِ اللَهِ.
میگوید: هرگز نبود بشرى را كه پیغامبرى و علم و حكمت دهند آن گه این سخن گوید: كُونُوا عِباداً لِی مِنْ دُونِ اللَهِ. آن گه بیان كرد كه پیغامبر چه میگوید: وَ لكِنْ كُونُوا رَبَانِیِینَ اى و لكن یقول كونوا ربّانیّین پیغامبر بامّت خویش این گوید: كه راستان و استواران و نیك خواهان باشید و بمهربانى در آموزندگان بید. اصل ربّانىّ در معنى آنست كه: كسى بعلم خلق خداى را مى پروراند، ابتدا بكمینه علم آن درآموزد، پس آن گه مهینه علم و طاقت هر متعلّم مى نگرد، و فهم هر طالب میكوشد، و ترتیب هر چه مى درآموزد نگاه میدارد.

قال الزّجاج هو منسوب الى الرّبّ، فزید فیه الالف و النّون للمبالغة فى النسبة. و قیل هو منسوب الى الرّبّان و هو فعلان من ربّ یربّ. و معناه المتخصص بالعلم الّذى یربّه باستفادته و افادته. آن روز كه ابن عباس را در طائف بخاك كردند، ابن الحنفیه محمد بن على بن ابى طالب گفت " مات الیوم ربّانىّ هذه الامّة "
قومى گفتند: ربّانىّ عالمى بود خدایى. و گفته اند " ربّانىّ" كسى بود كه در وى هم فقه بود هم حكمت و هم ولایت، و آن گه خلق را دین خداى درمى آموزد و ایشان را بر آن میدارد.

بِما كُنْتُمْ تُعَلِمُونَ الْكِتابَ حجازى و بصرى بتخفیف خوانند، و این اختیار بو عبیده است و باقى قرّاء بتثقیل خوانند، و این اختیار بو حاتم است. اگر بتخفیف خوانى اشارت بفضیلت متعلّمانست، و اگر بتثقیل خوانى تفضیل و نواخت معلّمانست.
وَ بِما كُنْتُمْ تَدْرُسُونَ اى تقرؤن، كما قال اللَه: وَ دَرَسُوا ما فِیهِ.
روى عن ابن عباس قال: قال رسول اللَه (ص) " ما من مؤمن ذكر او أنثى، حرّ أو مملوك الّا و للَه علیه حق واجب ان یتعلّم من القرآن و یتفقّه فیه
ثم قرأ هذه الآیة: وَ لكِنْ كُونُوا رَبَانِیِینَ بِما كُنْتُمْ تُعَلِمُونَ الْكِتابَ وَ بِما كُنْتُمْ تَدْرُسُونَ. درین آیت هم تنبیه متعلّمانست و هم تنبیه معلّمان، متعلّمان را میگوید: كونوا حكماء عاملین بما علمتم، فان الحكیم فى الحقیقة من عمل بما علم، و كان محكما لعمله احكامه لعلمه.

حكیم نه آنست كه در علم بكوشد و روایت و درایت آن بجاى آرد و بس. حكیم اوست كه علم را بعمل زیور بركند، و كردار فرا گفتار پیوندد. جماعتى از یاران رسول خدا (ص) در مسجد قبا فراهم شدند، و مذاكره اى میكردند. مصطفى (ص) بر ایشان درشد گفت : تعلّموا ما شئتم آن تعلّموا، فلن یأجركم اللَه حتّى تعملوا.
چندان كه خواهید علم بیاموزید و برخوانید، امّا تا عمل فرا علم نه پیوندید و بر آنچه دانید كار نكنید هرگز بثواب آن جهانى و نواخت الهى نرسید. ...
امّا تنبیه معلمان از روى اشارت آنست كه: چون دیگران را راه سعادت مینمائید، و بر علم و عمل میخوانید، نگرید تا خود را فراموش نكنید: أَ تَأْمُرُونَ النَاسَ بِالْبِرِ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ.
.....
و قال تعالى لعیسى علیه السّلام " یا ابن مریم عظ نفسك فان اتّعظت فعظ النّاس و الّا فاستحى منّى.

قوله: وَ لا یَأْمُرَكُمْ... الآیة شامى و حمزه و عاصم و یعقوب بنصب خوانند معطوف بر أَنْ یُؤْتِیَهُ اللَهُ و معنى آنست كه: و لا ان یأمركم ان تتّخذوا الملائكة. و ایشان كه برفع خوانند میگویند: این از آیت اوّل منقطع است بر سبیل استیناف و ابتدا. گفت: وَ لا یَأْمُرَكُمْ یعنى ولا یأمركم اللَه. و قیل: لا یأمركم محمد (ص) میگوید: خداى عزّ و جلّ شما را نفرماید كه فریشتگان را و پیغامبران را بخدایى گیرید. فریشتگان را در میان آورد در قصّه، از بهر آنكه جهودان عزیر را پسر گفتند، ترسایان عیسى (ع) را پسر گفتند، و عرب فریشتگان را دختران گفتند.

أَ یَأْمُرُكُمْ بِالْكُفْرِ؟ استفهام است بمعنى انكار، اى لا یفعل ذلك بعد اسلامكم، اى لا یأمر بعبادة الملائكة و النّبیّین بعد أن كنتم على دین ابراهیم و تبعتم محمدا فیما (ص) دعاكم الیه.

قوله: وَ إِذْ أَخَذَ اللَهُ مِیثاقَ النَبِیِینَ الایة... این میثاق و عهد نه بر پیغامبران تنها گرفتند، كه هم در پیغامبران و هم در امّت ایشان گرفتند. امّا پیغامبران سران بودند و مهتران، و امّت تبع ایشان بودند. پس پیغامبران بذكر مخصوص اند كه اصل ایشانند، و خطاب با اصل كنند، و مراد هم اصل باشد و هم تبع. چنان كه ربّ العالمین گفت: یا أَیُهَا النَبِیُ إِذا طَلَقْتُمُ النِساءَ.
و كیفیّت این عهد گرفتن و پیمان ستدن آنست كه اللَه تعالى با پیغامبران گفت و ایشان را فرمود كه: یكدگر را تصدیق كنید و نصرت دهید. پیشینه را گفت كه پسینه را مبشّر باش و پسینه را گفت كه پیشینه را مصدّق باش، و آن گه همه را گفت و از همه پیمان ستد كه شما و امّتان شما به محمد (ص) ایمان آرید كه خاتم النّبیّین و رسول ربّ العالمین است، و گزیده جهانیان است.

ادامه دارد ...
 



گل




مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه


سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (121)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (122)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (123)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (124)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (126)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (127)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (128)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (129)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (131)



مطالب اخیر وبلاگ :

اختلاف بین شیعیان در عصر ظهور !
آیت خاص فضیلت محمد (ص)
او دست انتقام خداست !
بازی زندگی و لب دوختگی !
نظر مرحوم طالقانی درباره ترکیب مجلس شورا + دانلود
زاهد چو از نماز تو کاری نمی رود ...
خدای زیبا و دوستدار زیبایی
وجدان صدای خداست ... !
غیرت معرفت
یاس کبود
روزی حلال
ایران, روزهایی و روزگارانی ...!
بی پروائی
وعده آتش خدا برای ...
موسیقی محلی بوشهر (2) + دانلود
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (05)
ما نیز مقصریم !
خلقت خدا کامل است
هر حیوانی ؛ آدمی نیست !
شهد الله أنه لا إله إلا هو والملائكة وأولو العلم
ضرورت اجتهاد در واژه های رساله های مجتهدین
موسیقی محلی بوشهر (1) + دانلود
مرغان بهانه جوی عطاریم یا سالک راستین راه الی الله-02
رها کن رها والا نخواهی رسید (2)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)
آب , مهر مادر و زایش زندگیست
رها کن رها والا نخواهی رسید (3)
HUSSAIN, THE SHIP FOR SALATION
مقام حضرت عباس (ع)
مباحث قرآنی رمضان (05)
شعرگونه ای پیکش مولا حسین جان
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (129)
منظومه ای از استاد گرمارودی درباره امام حسین(ع)
گلچینی از سخنان گهربار حضرت امام حسین علیه السّلام
سیمای افشاگــــر ... !
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (128)
پس نپندارم که اینها مردمانند، ای رسول
امام حسین(ع) و نعمت حاجت‌خواهی
آقایم حسین بن علی (ع) است
جز زیبایی نبود ...
نصایح مولا علی(ع)به امام حسین (ع)
خاک خوشبوی کربلا ؛ مسلخ عشاق بی بدیل
حسین (ع) نیز خود چو باران است!
امام حسین علیه السلام و مناظره در دین
امام حسین (ع) در نظر امام موسی صدر
شریف ترین از نظر امام حسین (ع)
خوب رویان جـفــــا پیشه وفــــا نیز کنند
زمین هیچ گاه از حجّت الهى خالى نیست
ناصبی مستوجب دو آتش
مکافات عمل ( انعکاس اعمال )






توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.