النوبة الاولى
وَلاَ تُؤْمِنُواْ إِلاَّ لِمَن تَبِعَ دِینَكُمْ قُلْ إِنَّ الْهُدَى هُدَى اللّهِ أَن یُؤْتَى أَحَدٌ مِّثْلَ مَا أُوتِیتُمْ أَوْ یُحَآجُّوكُمْ عِندَ رَبِّكُمْ قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِیَدِ اللّهِ یُؤْتِیهِ مَن یَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ ﴿73﴾
و [گفتند] جز به كسى كه دین شما را پیروى كند ایمان نیاورید بگو هدایت هدایت‏ خداست مبادا به كسى نظیر آنچه به شما داده شده داده شود یا در پیشگاه پروردگارتان با شما محاجه كنند بگو [این] تفضل به دست‏ خداست آن را به هر كس كه بخواهد مى‏ دهد و خداوند گشایشگر داناست (73)
پیمان الهی
قوله تعالى:
وَ لا تُؤْمِنُوا استوار مگیرید
إِلَا لِمَنْ تَبِعَ دِینَكُمْ مگر هم دینان خویش را،
قُلْ إِنَ الْهُدى هُدَى اللَهِ گوى یا محمد (ص) كه: دین دین خدایست، و راه نمونى راه نمونى وى،
أَنْ یُؤْتى أَحَدٌ مِثْلَ ما أُوتِیتُمْ استوار مگیرید كه هیچكس را آن دهند كه شما را دادند
أَوْیُحاجُوكُمْ عِنْدَ رَبِكُمْ و استوار مگیرید كه ایشان فردا بنزدیك خداوند شما حجّت آرند بر شما
قُلْ إِنَ الْفَضْلَ بِیَدِ اللَهِ گوى یا محمد (ص) كه این افزونى و برترى خلق را بر یكدیگر بدست خداست،
یُؤْتِیهِ مَنْ یَشاءُ میدهد او را كه خود خواهد،
وَ اللَهُ واسِعٌ عَلِیمٌ ( 73 ) و خداى فراخ دار، فراخ بخش، فراخ توان است، بسزایها دانا.

یَخْتَصُ بِرَحْمَتِهِ مَنْ یَشاءُ میگزیند و شایسته میسازد او را كه خود خواهد،
وَ اللَهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ (74 ) و اللَه با فضل بزرگوارست.

وَ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطارٍ و از اهل كتاب كسى است كه اگر وى را استوارگیرى بقنطارى از مال،
یُؤَدِهِ إِلَیْكَ با تو دهد آن را،
وَ مِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدِینارٍ و ازیشان كس است كه اگر او را استوار بگیرى بیكدینار،
لا یُؤَدِهِ إِلَیْكَ با تو ندهد آن را،
إِلَا ما دُمْتَ عَلَیْهِ قائِماً مگر بپاى بر ایستادن بر وى،
ذلِكَ بِأَنَهُمْ قالُوا آن بآنست كه ایشان گفتند:
لَیْسَ عَلَیْنا فِی الْأُمِیِینَ سَبِیلٌ در عرب و در كار عرب بر ما ملامت نیست و بزه و عتاب نیست،
وَ یَقُولُونَ عَلَى اللَهِ الْكَذِبَ و بر خداى مى دروغ گویند
وَ هُمْ یَعْلَمُونَ ( 75 ) و میدانند كه دروغ میگویند.

بَلى چنین است كه من میگویم، و چنان است كه مسلمانان میگویند،
مَنْ أَوْفى بِعَهْدِهِ هر كه باز سپارد پیمان خود را و راست باز آید آن را،
وَ اتَقى و بپرهیزد از كژى در آن و شكستن آن،
فَإِنَ اللَهَ یُحِبُ الْمُتَقِینَ ( 76 ) خداى دوست دارد پرهیزگاران را.

إِنَ الَذِینَ یَشْتَرُونَ ایشان كه میخرند،
بِعَهْدِ اللَهِ وَ أَیْمانِهِمْ بفروختن پیمان خداى و سوگندان خویش،
ثَمَناً قَلِیلًا بهاى اندك
أُولئِكَ ایشانند،
لا خَلاقَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ كه ایشان را هیچ بهره نیك نیست در آن جهان
وَ لا یُكَلِمُهُمُ اللَهُ و سخن نگوید خداى فردا با ایشان،
وَ لایَنْظُرُ إِلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ و با ایشان ننگرد روز رستاخیز.
وَ لا یُزَكِیهِمْ و ایشان را از یك گناه بى گناه نكند،
وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ ( 77 ) و ایشان راست عذابى دردنماى.

وَ إِنَ مِنْهُمْ لَفَرِیقاً و از ایشان گروهى اند
یَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالْكِتابِ كه زبان خویش مى برگردانند بسخن گفتن بزبان تورات،
لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتابِ تا شما پندارید كه آن از تورات است كه ایشان میگویند،
وَ ما هُوَ مِنَ الْكِتابِ و آن نه از تورات است، بر زبان تورات دروغ میسازند.
وَ یَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَهِ و میگویند كه: این از نزدیك خدا است،
وَ ما هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَهِ و آن نه از نزدیك خداست،
وَ یَقُولُونَ عَلَى اللَهِ الْكَذِبَ و بر خداى مى دروغ گویند،
وَ هُمْ یَعْلَمُونَ ( 78 ) و میدانند كه مى دروغ گویند.


النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ لا تُؤْمِنُوا إِلَا لِمَنْ تَبِعَ دِینَكُمْ الآیة...
این آیت هم در شأن جهودان است، و حكایت از قول ایشان كه یكدیگر را وصیّت كردند و گفتند: وَ لا تُؤْمِنُوا اى لا تصدّقوا و لا تفرّقوا ب أَنْ یُؤْتى أَحَدٌ مِثْلَ ما أُوتِیتُمْ من العلم و الكتاب و الحكمة و الحجّة و المنّ والسّلوى و الفضائل و الكرامات، إِلَا لِمَنْ تَبِعَ دِینَكُمْ الیهودیّة، و قام بشرائعه، و صلّى الى قبلتكم.
میگوید: اقرار مدهید و استوار مدارید كه كسى را آن فضائل و كرامات و علم و حكمت دهند كه شما را دادند، مگر كسى كه هم دین و هم كیش شما باشد.
ابن كثیر أَنْ یُؤْتى أَحَدٌ ممدود خواند بر معنى استفهام. یعنى كه: هرگز بود كه او را آن دهند كه شما را دادند؟ و از شواذّ قراءة است " ان یؤت احد " بكسر الف، و معنى آنست كه: هیچ كس را جز از هم دینان خویش استوار مگیرید، اگر كسى را چنان دهند كه شما را دادند. و درین همه وجوه این " احد " محمد (ص) است و این " ما " تورات، است و آن " مثل " قرآن، و آنچه گفت: قُلْ إِنَ الْهُدى هُدَى اللَهِ عارض است در میان گفت جهودان، و معنى آن ردّ جهودانست، و تكذیب گفت ایشان. یعنى كه آن علم و حكمت و دین و هدایت كه دعوى میكنید، نه آن شما است كه آن خداست و عطاء وى است، آن را دهد كه خود خواهد.

أَوْ یُحاجُوكُمْ عِنْدَ رَبِكُمْ این هم از سخن جهودان است، یعنى: و لا تؤمنوا بان یحاجّوكم عند ربّكم، لانّكم اصحّ دینا منهم، فلا یكون لهم الحجّة علیكم. میگوید: استوار مدارید كه ایشان فردا بنزدیك خدا با شما حجّت گیرند، از بهر آنكه دین شما راست ترست، و حجّت شما قوى تر، و ایشان را بر شما حجّت نه. ابن جریح گفت: معنى آیت آنست كه جهودان سفله خویش را میگفتند كه جز هم دینان خویش را تصدیق مكنید و استوار مگیرید. نباید كه كسى دیگر را آن دهند كه شما را دادند، پس چه فضل بود شما را بر ایشان، چون ایشان آن دانند كه شما دانید؟ و آن گه فردا بنزدیك خدا با شما حجّت گیرند و گویند: دین ما شناختید و بدرستى آن اقرار دادید، مكنید ایشان را تصدیق تا امروز بعلم چون شما نباشند، و فردا بنزدیك خدا بر شما حجّت نیارند. پس ربّ العالمین بجواب ایشان گفت ردّا علیهم و تكذیبا لهم. قُلْ إِنَ الْفَضْلَ بِیَدِ اللَهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشاءُ. اى محمد (ص)، گوى ایشان را كه افزونى در علم و حكمت، و این فضل و كرامت در ید خدا است، آن كس را دهد كه خود خواهد.

یَخْتَصُ بِرَحْمَتِهِ مَنْ یَشاءُ رحمت اینجا قرآن و اسلام است بر قول ابن عباس، و نبوّت است بر قول ربیع و حسن و مجاهد. و گفته اند كه " حسنى " است در آن آیت كه گفت: إِنَ الَذِینَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَا الْحُسْنى . و گفته اند كه: این رحمت كه قومى را مخصوص است آنست كه خواصّ بندگان خود را بحقائق و لطائف سخن خود راه نمود، تا بتوقیر و تعظیم فرا سر آن شدند، و همگى خویش فرا آن دادند، و بسمع حقیقت نیوشیدند. ربّ العزّت ایشان را در آن بستود و بپسندید، گفت: وَ تَعِیَها أُذُنٌ واعِیَةٌ، و الى هذا المعنى اشار النبى (ص): انّ من العلم كهیئة المكنون لا یعرفه الّا العلماء باللَه عزّ و جلّ فاذا نطقوا به لم ینكره الّا اهل العزّة باللَه عزّ و جلّ.

وَ اللَهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ یعنى على المؤمنین. این فضل همان احسان است كه در آن آیت گفت: إِنَ اللَهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ عدل آنست كه عطا بقدر استحقاق بنده دهد، و فضل آنست كه بقدر استحقاق بر افزاید، و بكرم خود فراخ بنوازد.

وَ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ الآیة...
این آیت در ذمّ قومى آمده از اهل كتاب كه ایشان با مسلمانان در معاملت بدسازى میكردند و فام دیر باز میدادند، و امانت دیر باز میگزاردند، و با ایشان خیانت و معاملت بد روا میداشتند، و میگفتند: ما در كار عرب نه مخاطب ایم نه معاتب. و در نمودن اذى ایشان بزه اى نمیدیدند. ربّ العالمین این آیت فرو فرستاد بجواب ایشان: وَ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطارٍ یُؤَدِهِ إِلَیْكَ میگوید: از اهل تورات كس است كه اگر قنطارى مال بامانت نزدیك وى نهى آن مال با تو دهد، و این عبد اللَه بن سلام است كه هزار و دویست اوقیه زر بامانت بوى دادند آن امانت بشرط خویش و ذمّت خویش باز گزارد.

وَ مِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدِینارٍ لا یُؤَدِهِ إِلَیْكَ این یكى فنحاص بن عازورا است، یك دینار بودیعت باو دادند در آن خیانت كرد. یؤده و لا یؤده بجزم هاء قراءة ابو عمرو و حمزه و ابو بكر است. فراء گفت: این مذهب بعضى عرب است كه جزم در " ها" روا دارند چون ما قبل آن متحرّك باشد.

إِلَا ما دُمْتَ عَلَیْهِ قائِماً یعنى بالتّقاضى و المطالبة و بالاجتماع معه، فان انظره و اخّره انكره. ذلِكَ بِأَنَهُمْ اى ذلك الاستحلال و الخیانة بانّهم یقولون: لَیْسَ عَلَیْنا فِی الْأُمِیِینَ سَبِیلٌ امّیّان
در قرآن عرب اند كه ایشان قومى بودند بى كتاب. میگوید: آن استحلال و خیانت ایشان بآنست كه میگویند: در كار عرب بر ما ملامت و عتاب نیست، و اموال ایشان ما را مباح است، كه نه هم دین مااند و نه كتاب ما ایشان را حرمتى اثبات كرده، ربّ العالمین ایشان را دروغ زن كرد بآنچه دعوى كردند كه در كتاب ما مال عرب ما را مباح است و بازگرفتن امانت ایشان ما را رواست.

گفت: وَ یَقُولُونَ عَلَى اللَهِ الْكَذِبَ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ بر خداى مى دروغ گویند این جهودان، كه امانت در همه ملّتها و شریعتها بازدادنى و گزاردنى است. آن روز كه این آیت فرو آمد مصطفى (ص) گفت :كذب اعداء اللَه، ما من شى ء فى الجاهلیة الّا و هو تحت قدمى الّا الامانة فانّها مؤدّاة الى البرّ و الفاجر

و قال على بن ابى طالب (ع) : ادّوا الامانة و لو الى قاتل اولاد الانبیاء

و مردى از ابن عباس پرسید كه: ما را در غزاها كه پیش آید با اهل كتاب و اهل ذمّت بگذریم، و باشد كه از ایشان طعام بستانیم و مرغ خانه گیریم، فتوى چه دهى؟ ابن عباس گفت: روا نباشد بعد از اداء جزیه الّا بطیب نفس منهم، مگر كه برضاء و خوش دلى ایشان باشد. آن گه این آیت بر خواند: ذلِكَ بِأَنَهُمْ قالُوا لَیْسَ عَلَیْنا فِی الْأُمِیِینَ سَبِیلٌ، وَ یَقُولُونَ عَلَى اللَهِ الْكَذِبَ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ.

پس ربّ العالمین آنچه گفتند: لَیْسَ عَلَیْنا فِی الْأُمِیِینَ سَبِیلٌ بر ایشان رد كرد و گفت: بَلى یعنى بلى علیهم سبیل فى ذلك. بلى وقف است وقفى تمام.
آن گه بر سبیل ابتدا گفت: مَنْ أَوْفى بِعَهْدِهِ، اوفى لغت حجاز است و وفى لغت نجد، و معنى هر دو یكى است. میگوید: هر كه بوفاء عهد باز آید آن عهد كه بر او گرفتند در تورات از ایمان آوردن به محمد (ص) و استوار گرفتن قرآن، و گزاردن امانت، و اتَقى ...
آن گه از كفر و خیانت و شكستن عهد بپرهیزید، هر كه این كند از متّقیان باشد. فَإِنَ اللَهَ یُحِبُ الْمُتَقِینَ خداى متّقیان را دوست دارد، درین آیت اشارتست كه ربّ العزّت جهودان را بهیچ وجه دوست ندارد، كه ایشان بوفاء عهد باز نیامدند، وز محارم پرهیز نكردند، پس ایشان را از تقوى نصیب نیست، و آن كس كه متّقى نیست بحكم این آیت، اللَه دوست وى نیست. قوله: إِنَ الَذِینَ یَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَهِ وَ أَیْمانِهِمْ ثَمَناً قَلِیلًا كلبى و عكرمه گفتند: این آیت هم در شأن جهودان آمد، علماء و احبار ایشان كه از رؤساء و مهتران خویش چون كعب اشرف و حیى اخطب رشوت میستدند، تا كار رسول خدا (ص) مى پوشیده داشتند بر علم خویش، و تبدیل و تحریف در نعت و صفت وى آوردند، و سوگندان بدروغ در آن یاد میكردند، كه این تورات است و از نزدیك خدا است. ربّ العالمین گفت: أُولئِكَ لاخَلاقَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ الآیة... ابن جریح گفت: سبب نزول این آیت آن بود كه اشعث بن قیس ضیعتى داشت و دیگرى بر وى دعوى كرد بآن ضیعت. مصطفى (ص) از وى بیّنت خواست، گواهان نداشت. بر اشعث سوگندان عرض كرد. اشعث همّت كرد كه سوگند خورد. ربّ العالمین این آیت فرو فرستاد. مصطفى (ص) بر وى خواند. اشعث نكول كرد از سوگند و گفت : اشهد اللَه و اشهدكم انّ خصمى صادق . آن ضیعت بخصم خویش تسلیم كرد، و نیز از زمین خویش در آن افزود.
آن گه مصطفى (ص) گفت: من اقتطع حقّ امرئ مسلم بیمینه فقد اوجب اللَه له النّار و حرّم علیه الجنّة " فقال له رجل و ان كان شیئا یسیرا، فقال" و ان كان قضیبا من اراك " و عن ابى هریرة قال: قال رسول اللَه (ص): ثلاثة لا یكلّمهم اللَه یوم القیامة و لا یزكّیهم و لهم عذاب الیم: رجل بایع اماما لا یبایعه الّا للدنیا، ان اعطاه منها ما یرید و فى له و الّا لم یف له، و رجل بایع رجلا سلعة بعد العصر فحلف باللَه لقد اعطى بها كذا و كذا فصدّقه فاخذها و لم یعط بها، قال و رجل على فضل ماء بالطریق یمنعه ابن السبیل
و روى: ثلاثة لا یكلّمهم اللَه یوم القیامة و لا ینظر الیهم و لا یزكیهم و لهم عذاب الیم، قیل یا رسول اللَه من هم خابوا و خسروا؟ فقال: المسبل و المنّان و المنفق سلعته بالحلف كاذبا.
و روى: ثلاثة لا یكلمهم اللَه یوم القیامة و لا یزكّیهم و لهم عذاب الیم: شیخ زان، و ملك كذّاب، و عامل مستكبر.

مفسران گفتند، در معنى و لا یكلّمهم اللَه یعنى بكلام یسرّهم، و لا ینظر الیهم نظر الرّحمة.
میگوید: اللَه با ایشان سخن نگوید، سخنى كه بآن شاد شوند، و بایشان ننگرد بنظر رحمت، اما بنظر سخط نگرد، و با ایشان سخنى كه غمناك شوند و ببدى افتند گوید، كه جاى دیگر گفته است: فَوَ رَبِكَ لَنَسْئَلَنَهُمْ أَجْمَعِینَ عَمَا كانُوا یَعْمَلُونَ و در خبر است كه با یكى گوید : الیوم انساك كما نسیتنى .
 
وَ لا یُزَكِیهِمْ و ایشان را تزكیه نكنند نه در دنیا نه در عقبى. تزكیة دنیا آن باشد كه بنده را توفیق طاعت دهد، و در آنچه صلاح وى در آنست و بصیرت وى بآن افزاید، ارشاد كند.

و تزكیة عقبى آنست كه وى را ثواب دهد، و بسعادت ابد رساند. و این همه از كافران ممنوع است.

آن گه گفت: وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ یعنى كه عقوبت ایشان نه خود اینست كه این كرامتها از ایشان ممنوع است كه با آن عذاب دردناك است.

وَ إِنَ مِنْهُمْ لَفَرِیقاً یَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالْكِتابِ این هم در شأن جهودان است و ذمّ ایشان. در آیت اوّل ذمّ ایشان كرد ببى وفایى و شكستن پیمان اللَه، و درین آیت ذمّ كرد ایشان را بدروغ گفتن بر اللَه. میگوید: از ایشان گروهى اند كه زبان خویش از راه صواب برمیگردانند، و از بر خویش چیزى مى نهند، و نبشته اى میسازند، تا شما پندارید كه آن از تورات است.

یَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالْكِتابِ كتاب اینجا فرا ساخته و نبشته ایشان است نه تورات، همان كه جاى دیگر گفت: فَوَیْلٌ لِلَذِینَ یَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَیْدِیهِمْ. امّا آن دیگر كتاب كه گفت: لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتابِ این یكى تورات است.
ربّ العالمین گفت: وَ ما هُوَ مِنَ الْكِتابِ آن كتاب اول نه این كتاب ثانى است. یعنى كه آن دروغ بر ساخته ایشان، نه تورات منزلست.
تا اینجا بتعریض گفتند و بتعریض جواب شنیدند، آن گه بآشكارا و تصریح گفتند: هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَهِ. ربّ العالمین بتصریح جواب ایشان داد : " و ما هو من عند اللَه " تا معلوم گردد ،كه ایشان هم بتعریض و هم بتصریح بر خداى دروغ میگفتند.

و درین سخن دلالت است كه دروغ گفتن بتعریض هم چون دروغ گفتن بتصریح است، هر دو ناپسندیده و نكوهیده. آن گه گفت : " وَ یَقُولُونَ عَلَى اللَهِ الْكَذِبَ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ " یعنى كه نه خود این دروغ گفتند كه درین آیت است كه ایشان در عموم احوال و اوقات بر خداى دروغ میگویند، و خود میدانند كه دروغ زنان اند. پس در آن دروغ نه معذورانند كه نه از گمانست بلكه بقصد و تعمّد ایشانست. و قد قال اللَه تعالى فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَنْ كَذَبَ عَلَى اللَهِ وَ كَذَبَ بِالصِدْقِ إِذْ جاءَهُ و قال النّبیّ (ص): من كذب علىّ متعمّدا فلیتبوّأ مقعده من النّار .

ادامه دارد ...
 



گل




مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه


سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (121)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (122)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (123)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (124)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (126)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (127)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (128)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (129)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (130)


مطالب اخیر وبلاگ :

آب , مهر مادر و زایش زندگیست
رها کن رها والا نخواهی رسید (3)
HUSSAIN, THE SHIP FOR SALATION
مقام حضرت عباس (ع)
مباحث قرآنی رمضان (05)
شعرگونه ای پیکش مولا حسین جان
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (129)
منظومه ای از استاد گرمارودی درباره امام حسین(ع)
گلچینی از سخنان گهربار حضرت امام حسین علیه السّلام
سیمای افشاگــــر ... !
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (128)
پس نپندارم که اینها مردمانند، ای رسول
امام حسین(ع) و نعمت حاجت‌خواهی
آقایم حسین بن علی (ع) است
جز زیبایی نبود ...
نصایح مولا علی(ع)به امام حسین (ع)
خاک خوشبوی کربلا ؛ مسلخ عشاق بی بدیل
حسین (ع) نیز خود چو باران است!
امام حسین علیه السلام و مناظره در دین
امام حسین (ع) در نظر امام موسی صدر
شریف ترین از نظر امام حسین (ع)
خوب رویان جـفــــا پیشه وفــــا نیز کنند
زمین هیچ گاه از حجّت الهى خالى نیست
ناصبی مستوجب دو آتش
مکافات عمل ( انعکاس اعمال )
فکری برای اتاق فکر ...!
عامل تخریب جنگلهای شمال مشخص شد!!!
عزیز هم شکوه میکند !!
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (127)
اصحاب مباهله پنج + یک
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (126)
ضایعات بخش کشاورزی
تركیه نه تنها مولانا، بلكه خیام، بوعلی سینا، رازی و... را ترك می‌دانند
آزاد راه تهران شمال یا تهران ترکستان
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
ولا تجسسوا ...
الملک یبقی مع الکفر ولا یبقی مع الظلم
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (124)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (123)
وکلای فرمایشی انتصابی بیسواد و ...
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (122)
دلمشغولی و ذکر مدام, شرط دوستی
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (121)
دوستی , نسبت و تبعیت !
حکمتهایی از کلام مولا علی (ع)
خلاصه ای از تاریـخ جنگهای ایـران (1)
ظلم بمردم موجب خروج از ولایت اهل بیت (ع) میشود !
موسیقی محمد اصفهانی(همای رحمت,دیده بگشا,فاصله)+دانلود
لله وا (نی) مازندرانی سه اثر از استاد طیبی + دانلود
تسلط ظالم بر ظالم سنت الهی است





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.