النوبة الثانیة
قوله تعالى: إِنَ مَثَلَ عِیسى عِنْدَ اللَهِ كَمَثَلِ آدَمَ
سبب نزول این آیت آنست كه: ترسایان نجران، سید و عاقب و اسقف و اصحاب ایشان آمدند بر مصطفى (ص) و گفتند ما لك تشتم صاحبنا چه بودست ترا كه صاحب ما را ناسزا مى گویى، یعنى عیسى (ع) رسول گفت: آن چه ناسزاست كه من وى را گفتم؟
أَهْلَ البیت

گفتند: مى گویى كه وى بنده است.
گفت: " اجل هو عبد اللَه و رسوله و كلمته القاها الى مریم العذراء البتول" ایشان چون این سخن شنیدند همه در خشم شدند و كراهیت نمودند، گفتند : هل رأیت انسانا قط من غیر اب ؟ هرگز هیچ مردم دیدى كه بى پدر باشد؟ اگر چنین است كه تو مى گویى مثال این با ما نماى!
رب العالمین بجواب ایشان و حجت بر ایشان این آیت فرستاد، گفت: قیاس خلق عیسى (ع) بى پدر همچون قیاس خلق آدم بى پدر و بى مادر است.

إِنَ مَثَلَ عِیسى عِنْدَ اللَهِ
میگوید سان و صفت عیسى بنزدیك خدا و در حكم وى همچون سان و صفت آدم است. آدم را از خاك بیافرید و قالب وى بساخت، و روزگارى آن جسد بى روح میان مكّه و طائف چنان كه در خبر است بگذاشت، آن گه آن جسد را گفت كه: اى آدم باش بشرى زنده گویا، نه پدر بود نه مادر، همچنین باد را گفت: عیسى باش، پدر نه بود و مادر بود، یعنى در تخلیق بنزدیك اللَه در قدرت او هر دو یكى اند. چنان كه آفرینش آدم بى پدر و مادر بر وى دشخوار نبود، آفرینش عیسى (ع) بى پدر دشخوار نبود.

الْحَقُ مِنْ رَبِكَ میگوید: آنچه با تو گفتیم از قصه و خبر عیسى درست است و راست، و پیغام از خداوند تو، و حق اینست و راست كه خدا گفت، نه آن كه ترسایان گفتند در كار عیسى. و روا باشد كه الْحَقُ ابتدا نهند و مِنْ رَبِكَ خبر ابتدا، و معنى آن باشد كه: الحق فى ذلك بل فى الامور كلها ما یكون مصدره من اللَه عز و جل.

فَلا تَكُنْ مِنَ الْمُمْتَرِینَ هر چند كه ظاهر این خطاب با مصطفى (ص) است، اما مقصد این خطاب عموم امّت است، یعنى شما كه امّت محمداید بشك مباشید كه مثل عیسى هم چون مثل آدم است و در گمان میفتید، چنان كه ترسایان در گمان افتادند و این مثل نپذیرفتند.

فَمَنْ حَاجَكَ فِیهِ معنى محاجّه و محاقّه حجت آوردن است و خویشتن را حق نمودن. میگوید: هر كه با تو حجت آرد در كار عیسى، و آنچه اللَه گفت و بیان كرد نپذیرد، مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ پس از آنكه از خدا بتو پیغام آمد، و بدانستى كه عیسى بنده خدا بود و رسول وى. فَقُلْ تَعالَوْا ایشان را گوى، یعنى ترسایان نجران و مهتران ایشان سیّد و عاقب كه با تو خصومت میكردند، تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ بیائید تا خوانیم ما پسران خویش و شما پسران خویش، و ما زنان خویش و شما زنان خویش، و ما خود بخویشتن و شما خود بخویشتن، آن گه مباهلت كنیم.

مباهلت آن بود كه دو تن یا دو قوم بكوشش مستقصى یكدیگر را بنفرینند، و از خداى عزّ و جلّ لعنت خواهند از دو قوم بر آنكه دروغزنان اند. و بهلة نامیست لعنت را، مباهلت و تباهل و ابتهال در لغت یكى اند. و تفسیر ابتهال خود در عقب لفظ بگفت. فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَهِ عَلَى الْكاذِبِینَ.

گفته اند كه: روز مباهلت روز بیست و یكم از ماه ذى الحجّه بود.

مصطفى (ص) بصحرا شد. آن روز دست حسن (ع) گرفته و حسین (ع) را در بر نشانده، و فاطمه (ع) از پس میرفت، و على (ع) از پس ایشان. و مصطفى (ص) ایشان را گفت: چون من دعا كنم شما آمین گوئید.

دانشمندان و مهتران ترسایان چون ایشان را بصحرا دیدند بر آن صفت، بترسیدند، و عام را نصیحت كردند و گفتند: یا قوم! انّا نرى وجوها لو سألوا اللَه عزّ و جلّ ان یزیل جبلا من مكانه لازاله، فلا تبتهلوا فتهلكوا و لا یبقى على وجه الارض نصرانى الى یوم القیامة.

ترسایان آن سخنان از مهتران خویش بشنیدند همه بترسیدند، و از مباهلت باز ایستادند و طلب صلح كردند و جزیت بپذیرفتند، بآنكه هر سال دو هزار حلّه بدهند، هزار در ماه صفر و هزار در ماه رجب. مصطفى (ص) با ایشان در آن صلح بست. آن گه رسول خدا گفت: و الذى نفسى بیده لو تلاعنوا لمسخوا قردة و خنازیر، و لاضطرم علیهم الوادى نارا، و لاستأصل اللَه نجران و اهله حتى الطیر على الشجر، و لما حال الحول على النصارى كلهم حتى هلكوا.

قوله: إِنَ هذا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُ، وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلَا اللَهُ اى انّ الّذى اوحینا الیك لهو الخبر الحقّ، و انّ المستحقّ للعبادة هو اللَه عزّ و جلّ لا غیر، و لا عزّ و لا حكم الّا له.
میگوید: این پیغام كه بتو فرستادیم از قصه عیسى (ع) و آدم (ع) راست است و درست، و گفت ترسایان در عیسى باطل، كه معبود جز خدایى عزّ و جلّ نیست، و عزّت جز عزّت او نیست، و حكم جز حكم او نیست، آن گه تعظیم را نام اللَه اعادت كرد و گفت: وَ إِنَ اللَهَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَكِیمُ خداى است كه كس با وى نتاود، و خدایى را او بشاید، و فرزند و انباز ندارد. حكیم است كه كارها بحكمت كند و عدل و راستى در آن نگه دارد.

فَإِنْ تَوَلَوْا اگر برگردند از مباهلت و نپذیرند كلمه حق و بیان راست، فَإِنَ اللَهَ عَلِیمٌ بِالْمُفْسِدِینَ آن برگشتن ایشان بر خداى پوشیده نیست، میداند از خلق خویش كه تباه كار و بد كردار كیست، و فردا جزاء وى دهد بسزاء وى.

قُلْ یا أَهْلَ الْكِتابِ این خطاب هم بترسایان نجران است. قتاده و ربیع گفتند كه: اهل كتاب اینجا جهودان مدینه و ترسایان نجران بهم اند كه جایى دیگر ایشان را در ذمّ فراهم گرفت، گفت: اتَخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَهِ... الآیة.

قوله: تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ این كلمه سواء، كلمه " لا اله الا اللَه " است، یعنى كه مردم باید كه در آن یكسان باشند در عابدى.
مفسران گفتند: این آیت بجواب آن جهودان آمد كه گفتند: یا محمد (ص) تو از ما آن میخواهى كه ما ترا بخدایى گیریم چنان كه ترسایان
عیسى (ع) را گرفتند و بجواب آن ترسایان گفتند: یا محمد (ص) از ما آن میخواهى كه در تو آن گوئیم كه جهودان در عزیر گفتند.
رب العالمین گفت: ایشان را گوى تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَكُمْ أَلَا نَعْبُدَ إِلَا اللَهَ بیائید كه جز خداى را نپرستیم، و جز او را عبادت نكنیم.

روى انّ النّبی (ص) قال: لا تطرؤنى كما اطرأت النّصارى ابن مریم فانّما انا عبد، فقولوا: عبد اللَه و رسوله و انطلقت وفد بنى عامر الى النبى (ص) فقالوا انت سیدنا فقال: السید اللَه فقالوا افضلنا و اعظمنا طولا. فقال قولوا قولكم او بعض قولكم و لا یستجرینّكم الشّیطان.

وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَیْئاً این كلمه همان فائده داد كه أَلَا نَعْبُدَ إِلَا اللَهَ داد، و زیادة فائده درین كلمه آنست كه عبادت خدا صورت بندد با بعضى شرك. چنان كه رب العالمین جاى دیگر گفت: وَ ما یُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَهِ إِلَا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ.
و مصطفى (ص) گفت: الشّرك اخفى فیكم من دبیب النّمل على الصّخرة الصّمّاء فى اللّیلة الظّلماء
پس أَلَا نَعْبُدَ إِلَا اللَهَ اشارت بتوحید دارد، وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَیْئاً اشارت باخلاص. ،وَ لا یَتَخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَهِ این هم تفسیر كلمه سَواءٍ است، یعنى كه هیچكس از ما كسى را بخدایى نگیرد، و خداى نخواند، نه اهل تورات عزیر را و نه اهل انجیل، عیسى را. و نه كس باطل از مبطل بپذیرد. و گفته اند: در معنى لا یَتَخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَهِ اى لا نطیع فى معصیة اللَه احدا، یعنى در معصیت خدا هیچ كس را فرمان نبریم، كه هر كه در معصیت خدا مخلوقى را فرمان برد همچنانست كه جز خداى را كسى را سجده برد و او را بخدایى گرفت. مصطفى (ص) گفت من اطاع مخلوقا فكأنّما سجد سجدة لغیر اللَه.

فَإِنْ تَوَلَوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا... الآیة
این خطاب با مصطفى (ص) است و با امت وى. میگوید: اگر ایشان از اجابت برگردند شما گوئید كه ما مسلمانانیم و خداى را یكتا و بى همتا گویانیم. اگر كسى گوید: این آیت بر سبیل حجت آورد بر ایشان، و درین چه حجت است كه گفت: فَإِنْ تَوَلَوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا...؟ جواب آنست كه رب العالمین ما را درین آیت ادب محاجّت در آموخت، و بیان كرد كه معاند را بعد از آنكه حجّت بر وى لازم گشت و حق بر وى ظاهر شد، و هم چنان عناد مینماید، راه آنست كه از وى برگردند و ملاجّت در محاجّت وى بگذارند.

و فى الخبر انّ النبى (ص) كتب كتابا الى قیصر و دعاه الى الاسلام، فقال من محمد رسول اللَه الى هرقل عظیم الروم سلام على من اتّبع الهدى. امّا بعد، فانّا ادعوك الى الاسلام اسلم تسلم، اسلم یؤتك اللَه اجرك مرّتین فان تولّیت فانّ علیك اثم الاریسیّین. یا اهل الكتاب تعالوا الى كلمة سواء بیننا و بینكم..الى آخر الآیة


النوبة الثالثة
قوله تعالى: إِنَ مَثَلَ عِیسى عِنْدَ اللَهِ كَمَثَلِ آدَمَ... این آیت از یك روى اشارت بقدرت خداى دارد، و از یك روى اشارت بتخصیص و تشریف عیسى (ع) و آدم (ع) اما تخصیص ایشان ظاهر است. و بیان قدرت آنست كه: در آفرینش عیسى و آدم باز نمود كه خداى قادر بهر كمالست، و قدرت او بى كسب و بى احتیال است.

توانایى او بى عجز و بى زوال است، و پایندگى او در عزّت و قدرت بى گشتن حال است.
نه خود در وصف قدرت بلكه در همه اوصاف قیّوم و متعال است.
هر چه خواهد كند، و توان آن دارد كه از نطفه مرده گاه آدمى زنده كند، وز بیگانه مرده گه آشنا زنده كند.
ازین عجب تر كه از خاك مرده آدم صفى آرد، و از مریم بى پدر عیسى (ع) پیدا كند،
میان این و آن خدایى خود پیدا مى كند و قدرت خود بخلق مینماید.

آن چیست كه در عقل محالست كه نه در تحت قدرت ذو الجلال است؟
آن چیست از معدوم كه نه اللَه بر آن قادر بر كمالست؟
مخلوق را قادر گویند لكن بر سبیل مجاز قدرت او كسبى، بعضى تواند و بعضى نه،
و خداى بهر چیز قادر است: در معدوم چنان كه در موجود، در مستحیل چنان كه در معقول، در خیر و در شر، و در طاعت و در عصیان.

قال اللَه تبارك و تعالى وَ خَلَقَ كُلَ شَی ءٍ فَقَدَرَهُ تَقْدِیراً.یكى از بزرگان دین خداى را عزّ وجلّ ثنا كرد و گفت: یا من یقدر و لكنه یغفر، یا من یعلم و لكنه یحلم، یا من یبصر و لكنه یصبر. این ثنا از آن خبر برگرفت كه انّ حملة العرش ثمانیة. اربعة تسبیحهم: سبحان اللَه عدد حلمه بعد علمه، و اربعة تسبیحهم سبحان اللَه عدد عفوه بعد قدرته.

قوله: الْحَقُ مِنْ رَبِكَ فَلا تَكُنْ مِنَ الْمُمْتَرِینَ یا محمد (ص) نگر تا در گمان نیفتى كه ما را در قدرت ایجاد شریك و انباز نیست، و ما را در آن بكس حاجت و نیاز نیست، و جز ما كس را قدرت ایجاد و اختراع سزا نیست.

یكى از پیران طریقت در مناجات گفت: خداوندا! كار آن كس كند كه تواند و عطا آن كس بخشد كه دارد، پس رهى چه دارد و چه تواند؟ چون توانایى تو كرا توانست؟ و در ثناء تو كرا زبانست؟ و بى مهر تو كرا سرور جان است؟

بى نسیم مهر دلبر راحت گلزار نیست
بى فروغ آن رخ گلرنگ نور و نار نیست


قوله: فَمَنْ حَاجَكَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ
اى مهتر! این بیگانگان با نهاد خراب، و جهل بى اندازه، و عقل مدخول، ایشان را چه سیرى كند این آیت اعتبار و قیاس كه برایشان خواندى از راه اعجاز؟ این آیت مباهلة بر ایشان خوان، و پس بر ایشان قهر و سیاست ما گوش دار.

مصطفى (ص) گفت: آتش آمده بر هوا ایستاده اگر ایشان مباهلت كردندى در همه روى زمین از ایشان یكى نماندى. و اصحاب مباهله پنج كس بودند مصطفى (ص) و زهرا (ع) و مرتضى (ع) و حسن (ع) و حسین (ع) آن ساعت كه بصحرا شدند رسول ایشان را با پناه خود گرفت، و گلیم بر ایشان پوشانید، و گفت : " اللّهمّ! انّ هؤلاء اهلى "

جبرئیل آمد و گفت : یا محمد! و انا من اهلكم چه باشد یا محمد اگر مرا بپذیرى و در شمار اهل بیت خویش آرى؟، رسول (ص) گفت : یا جبرئیل و انت منّا
آن گه جبرئیل بازگشت و در آسمانها مینازید و فخر میكرد و میگفت :
من مثلى؟ و انا فى السّماء طاؤس الملائكة و فى الارض من اهل بیت محمد(ص) . 
یعنى چون من كیست؟ كه در آسمان رئیس فریشتگانم، و در زمین از اهل بیت محمد (ص) خاتم پیغامبرانم.

این آبرو نه بس مرا كه خوانندم
خاك سر كوى آشناى تو؟!

قوله تعالی : إِنَ هذا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُ این قرآن سخنى پاك است، و كلامى راست و درست، كلام بار خداى عزیز، سخن آفریدگار حكیم عزیز. و كلامش عزیز، و رسولش عزیز.
عزّت خود را گفت: وَ إِنَ اللَهَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَكِیمُ.
عزّت كلام را گفت: وَ إِنَهُ لَكِتابٌ عَزِیزٌ
و عزّت رسول را گفت: لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِیزٌ
مى گوید: بنده من ار كتابم عزیز است امام تو است، و رسولم عزیز است شفیع تو است، ور خود عزیزم خداى توام.

چندین هزار سال است تا بندگان را میآفرینم، ایشان در من عاصى و كافر مى شوند، مرا زن و فرزند میگویند، و از گفت ناسزاى ایشان در عزّت وحدانیّت ما نقصانى نیامد.

یا محمد (ص) تا ترا برسالت بخلق فرستادم، چندین هزار كافران بر حسد تو بیرون آمدند، و ترا ساحر و شاعر خواندند، و مجنون و كاهن خواندند، و در عزّت رسالت تو هیچ نقصان نیامد.

و تا این قرآن بتو فرستادم چندان ملحدان و زنادقه قصد كردند كه در آن طعنى كنند و عیبى آرند، هم ایشان مطعون گشتند، و در عزّت كلام ما عیب نیامد.

مؤمنان عزیزكردگان من اند كه گفته ام: وَ لِلَهِ الْعِزَةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ.
شیاطین قصد ایمان ایشان كردند تا بربایند نتوانستند، هر چند كه وسوسه كردند لكن بتعبیه ایمان راه نبردند، این همه بدان كردم كه خود عزیزم و ایشان را عزیز كردم:
عزتى فى الولایة، و عزة رسولى فى الكفایة، و عزة كلامى فى الاعجاز و الحجة، و عزة المؤمنین فى الرعایة و النصرة.

قُلْ یا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَكُمْ از روى تحقیق این خطاب با اهل توحید است و مریدان راه حقیقت.
میگوید: شما كه امروز سالكان منهج صدق اید اگر خواهید كه فردا ساكنان مقعد صدق باشید، نگر تا مذهب ارادت خویش از خاشاك رسوم صیانت كنید، و بساط وقت خویش از كدورات بشریّت فشانده دارید، و مشرب همّت از غبار اغیار پاك گردانید. یك دل، یك ارادت و یك همّت باشید من اصبح و له هم واحد كفاه اللَه هموم الدنیا و الآخرة.

اینست كه گفت: وَ لا یَتَخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَهِ با هر پراكنده دلى بهر كویى فرو مشوید.
نفس امّاره را فرمان مبرید، هواء مذمومه را مپرستید و لا تَتَخِذُوا إِلهَیْنِ اثْنَیْنِ، إِنَما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ.

تا ترا دامن گرد گفتار هر تر دامنى
بنده پندار خویشى بنده اللَه نیى


ادامه دارد ...
 



گل




مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... خیر در نیوشیدن است
... سوره مبارکه بینه


سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (121)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (122)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (123)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (124)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (126)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (127)



مطالب اخیر وبلاگ :
اصحاب مباهله پنج+یک (فخر جبرئیل بعضویت در اهل البیت)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (126)
ضایعات بخش کشاورزی
تركیه نه تنها مولانا، بلكه خیام، بوعلی سینا، رازی و... را ترك می‌دانند
آزاد راه تهران شمال یا تهران ترکستان
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
ولا تجسسوا ...
الملک یبقی مع الکفر ولا یبقی مع الظلم
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (124)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (123)
وکلای فرمایشی انتصابی بیسواد و ...
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (122)
دلمشغولی و ذکر مدام, شرط دوستی
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (121)
دوستی , نسبت و تبعیت !
حکمتهایی از کلام مولا علی (ع)
خلاصه ای از تاریـخ جنگهای ایـران (1)
ظلم بمردم موجب خروج از ولایت اهل بیت (ع) میشود !
موسیقی محمد اصفهانی(همای رحمت,دیده بگشا,فاصله)+دانلود
لله وا (نی) مازندرانی سه اثر از استاد طیبی + دانلود
تسلط ظالم بر ظالم سنت الهی است
موسی و لذت و بهجت کلام الهی
از نفرین مظلوم - حتی کافر هم - بترسید
لینک کل موضوعات تارنما (لینک ثابت)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (119)
مالک الملک است و عزیز کننده و ذلیل کننده
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (118)
درسهای زندگی از مولا علی (ع)
مولا علی (ع) ؛حیات جان علم است
ارزش علم در نگاه منصوب عزیز غدیر ,مولا علی (ع)
ارزش میانجیگرى و آشتى میان دیگران
حکمتهایی از منصوب عزیز غدیر ,مولا علی (ع)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (117)
خوشا بحال زدایندگان غم و غصه
مولا علی (ع) منتخب محمد (ص)؛ تا غدیر می ماند!
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (116)
هیچ در اندیشه ی که چون بود حال ما روز رستاخیز ؟!
تفکر و تعقل بالاتر از هر عبادتیست
بخشی دیگر از خطبه بند بالای غدیر
آل سعود و بیخبری از آیات الهی (وقتی پرده دار حرم غاصب است و بیخبر)
ناصبی مستوجب دو آتش
شَهِدَ اللَهُ أَنَهُ لا إِلهَ إِلَا هُوَ
بعضی از وقایع روزگار رهایی (1)
هنری بالاتر از دوست داشتن مردم نیست
امام على (ع): خودنمایی شرک است
مدعیان دروغین پیروی از امام زمان (ع)
حقوق پدر و مادر در ادبیات اخلاقی(01)
حج عوام و حج خواص
حرم ظاهر و حرم باطن !





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.