النوبة الثالثة
قوله تعالى: فَلَمَا أَحَسَ عِیسى مِنْهُمُ الْكُفْرَ قالَ مَنْ أَنْصارِی إِلَى اللَهِ؟
بزرگ است و بزرگوار، جلیل است و جبّار، خداوند جهانیان و دارنده آفریدگان، و دادستان از گردنكشان، و كین خواه از برگشتگان، باز دارنده عدل خود از دوستان بازدارنده شر بدان از نیكان، نگه دارنده آبروى دوستان خویش در آفریدگان.
مباهله

بنگر كه چه فضل كرد و چه كرم نمود با عیسى بنده و رهى خویش!
و چه ساخت از ساز نهانى بر آن دشمنان!
آرى، دوستان خویش بدشمنان نماید، اما بایشان ندهد و نسپارد

اگر عیسى را بدشمنى مى بگذاشتى در بدایت وجود در حال طفولیت شیطان را فرا پیش وى گذاشتى، چنانستى كه عیسى (ع) گوید:
من آن روز دانستم كه در پرده عنایت احدیت و در پناه عصمت ربوبیت ام كه در حال طفولیت و ضعف كودكى مهتر شیاطین از من بازداشت، و مرا در حفظ و عصمت خود نگه داشت.

گویند كه: آن روز ابلیس فریاد برآورد و گفت: بار خدایا اگر گرد عیسى نتوانم گشت كه گفته اى: إِنَ عِبادِی لَیْسَ لَكَ عَلَیْهِمْ سُلْطانٌ بعزّت تو خداوندا كه باز نگردم تا هر كه بدو نگرست زنّارى بر نه بندد، و سنب خرى نپرستد، رشك و غیرت آنكه عیسى را بنواختى و روشناس و مقرّب كردى!

وز حضرت عزّت فرمان مى آید كه: أَجْلِبْ عَلَیْهِمْ بِخَیْلِكَ وَ رَجِلِكَ اگر در ایشان خیرى بود یا سعادتى در راه ایشان بودى، از تو هم چون عیسى (ع) معصوم بودندى. لكن حكم ما ایشان را در ازل به بیگانگى رفت، و صولت قهر ما ایشان را از درگاه ما براند، و داغ نومیدى بر جان ایشان نهاد. ایشان را بر فتراك خویش بند كه ایشان سزاى تواند و تو سزاى ایشان.

پیش تو رهى چنان تباه افتادست
كز وى همه طاعتى گناه افتادست
این قصه نه زان روى چون ماه افتادست
كین رنگ گلیم ما سیاه افتادست


وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَهُ
ابن عباس گفت: مكر اللَه آن بود كه چون ایشان بكفر و گناه بیفزودند، در نعمت بیفزود تا ایشان را بیكبارگى در نعمت بطر گرفت.
كفر نهمار آوردند، و در طغیان و ضلالت سر در نهادند، آن گه ایشان را فرا گرفت پاره پاره از آنجا كه ندانستند.

در آثار بیارند: كه یكى ابو الدرداء را رنجانید. ابو الدرداء گفت: بار خدایا تن درست و عمر دراز و مال بسیار وى را ارزانى بدار!
عاقل كه درین سخن تامل كند داند كه: بدترین دعاهاست، كه هر كه را این دادند بطر و غفلت وى را از كار آخرت غافل گرداند تا هلاك شود.

إِذْ قالَ اللَهُ یا عِیسى إِنِی مُتَوَفِیكَ الآیة...
بو بكر واسطى گفت : متوفّیك عن شهواتك و حظوظ نفسك
اللَه گفت: یا عیسى من ترا از شهوات و لذات و حظوظ نفس خویش فرا خواهم گرفت، تا نیز حظوظ خود نطلبى، و مراد نفس را نكوشى.
رب العالمین این بگفت و چنان كرد، او را به آسمان برد و بمنزل فریشتگان فرود آورد، و او را بصفت ایشان بر آورد اكنون عیسى (ع) بآسمان است.
و مصطفى (ص) گفت: شب معراج عیسى را بآسمان دوم دیدم. و بآخر عهد این امّت بمحراب بیت المقدس فرود آید، و دجال را هلاك كند و صلیب بشكند و خنزیر بكشد، و نصرت دین محمد كند، و بیان این قصه در آن خبر است كه: ابو امامة باهلى روایت كرد از مصطفى (ص)  قال انه لم تكن فتنة فى الارض منذ ذرأ اللَه ذریة آدم اعظم من فتنة الدجّال، و ان اللَه لم یبعث نبیا الا قد حذّر امته الدجال، و انا آخر الانبیاء و انتم آخر الامم و هو خارج فیكم لا محالة
گفت: از روزگار آدم تا بقیامت هیچ فتنه اى صعب تر و عظیم تر از فتنه دجال نیست و پیغامبران كه بودند همه آن بودند كه امت خود را از فتنه دجال بیم دادند، و بترسانیدند.
و من پیغامبر آخر الزمان ام و شما امت آخر الزمان، و در روزگار این امت لا محالة بیرون آید. آن گه مصطفى (ص) گفت: اگر من زنده باشم شغل او كفایت كنم شما را، و اگر بعد از من بیرون آید، فاللَه خلیفتى على كل مسلم.
آن گه بیان كرد كه از كجا بیرون آید؟ گفت: از میان شام و عراق پدید آید، و چنان كه مى رود در سوى راست و سوى چپ، تباه كارى میكند در زمین. و اوّل سخن كه گوید آنست: كه " انا نبىّ " دعوى پیغامبرى كند! مصطفى (ص) گفت " و لا نبىّ بعدى " یعنى: بدانید كه پس از من هیچ پیغامبرى نباشد. نگر تا بدروغ وى فریفته نشوید! آن گه پاى برتر نهد و سخن برتر گوید، و دعوى خدایى كند: انا ربكم گوید! مصطفى (ص) گفت: " و لن تروا ربكم حتّى تموتوا " و شما تا نمیرید خداى را نه بینید!
" و انّه اعور و اللَه ربّكم لیس باعور " گفت: و نشان وى آنست كه اعور بود، و خداى شما اعور نیست، و میان دو چشم دجال نام كافر نوشته چنانك دبیر و نادبیر میخواند. و با وى بهشتى است و دوزخى. مصطفى (ص) گفت: آن دوزخ وى بهشت است و آن بهشت دوزخ. كسى كه با آن دوزخ و آتش وى گرفتار شود، باید ابتداء سورة الكهف درگیرد و میخواند، تا خداى تعالى آن آتش بر وى سرد كند.
چنان كه بر ابراهیم (ع) سرد كرد. آن گه اعرابى را گوید: چه بینى، اگر من پدر و مادرت زنده كنم، گواهى دهى كه من خداى توام؟ اعرابى گوید چنین كنم! پس دو شیطان بر صورت مادر و پدر وى بیایند و گویند " یا بنىّ اتّبعه فانّه ربّك " 
گفتا: و از فتنه دجال یكى آنست كه: او را مسلط كنند بر شخصى تا وى را بكشد و پاره پاره بكند. آن گه گوید : انظروا الى عبدى هذا فاننى ابعثه الآن، ثم یزعم ان له ربّا غیرى
گوید: نگرید باین بنده من كه هم اكنون او را زنده كنم، و گوید: كه مرا خداى دیگر است نه تو، پس رب العالمین آن بنده را زنده كند تا دجال وى را پرسد كه " من ربّك ؟ "  بنده گوید: ربّى اللَه و انت عدوّ اللَه انت الدجال، و اللَه ما كنت قطّ اشد بصیرة فیك منّى الآن.

و از فتنه وى آنست كه: آسمان را فرماید تا باران ببارد، و زمین را فرماید تا نبات برآرد، و چرندگان و مواشى در احیاء عرب همه فربه شوند و پر شیر. آن گه بهمه زمین فرا رسد مگر بمكه و مدینه كه رب العالمین فریشتگان را فرستد با شمشیرهاى كشیده تا وى را از مكه و مدینه باز دارند. آن گه بنزدیكى مدینه فرود آید و بفرمان خداى عزّ و جلّ سه بار مدینه بلرزد و بجنبد تا هر چه منافقان باشند از مردان و زنان از مدینه به دجال اوفتند. و مدینه از كافران و منافقان و بدان پاك شود. مصطفى (ص) گفت: آن روز را روز اخلاص گویند كه نیكان مدینه از بدان پاك شوند و خالص گردند.

ام شریك بنت ابى العسكر گفت: یا رسول اللَه عرب آن روز كجا باشند؟
رسول (ص) گفت عرب آن روز اندك باشند به بیت المقدس فرود آمده و امام ایشان مردى صالح، نماز بامداد را مؤذن اقامت گوید در مسجد بیت المقدس و امام فرا پیش شود. و تكبیر احرام بندد، ناگاه عیسى (ع) فرو آید، و آن امام قدم باز پس مى نهد، یعنى كه: تا عیسى فرا پیش شود. عیسى دست میان كتف وى فرانهد " تقدم فصلّ فانها لك اقیمت "
گوید: پس چون نماز گزارده باشند، عیسى گوید: در بگشائید، در بگشایند دجال را بینند با هفتاد هزار جهود بهر یكى طیلسانى برافگنده و شمشیرى حمائل كرده، دجال چون درعیسى نگرد بگدازد، چنانك نمك در آب بگدازد، و برگردد تا بگریزد، و عیسى گوید: " انّ لى فیك ضربة لن تسبقنى بها "
مرا ضربتى بر تو زدنى است كه از آن فراپیش نتوانى شدن، آن گه بوى در رسد و او را بكشد، جهودان همه بهزیمت شوند. هر درختى و خارى و سنگى كه جهودى در پس وى گریزد، رب العزت آن را بسخن آرد تا جهود را بسپارد مگر درخت غرقد كه از درخت ایشان است. آن گه مصطفى (ص) گفت: روزگار دجال چهل سالست هر یك سال چون یك ماه، و یك ماه چون یك هفته از آدینه تا بآدینه. و آخرترین روز وى چون شراره اى بود! گفتند: یا رسول اللَه در آن روزهاى كوتاه نماز چون كنند؟ رسول گفت: نمازها بوقت خویش توانند كرد چنان كه درین روزها. آن گه مصطفى (ص) گفت: عیسى بن مریم در امّت من حكمى دادگر باشد، و پیش روى استوار است، او صلیب را بشكند، و خوك بكشد، و كفر بردارد، و كین و عداوت و بغض و حقد در هیچ دل نماند، گزندگان بى زهر شوند و ددان با مردم نرم و رام شوند، كودكان دست در دهن مار كنند و ایشان را گزندى نرسد، و دست در گردن شیر افكنند و نترسند، و گرگ در میان گوسفندان شوند چنان كه سگان، و هیچ نرمند، و نبات زمین چنان شود كه در عهد آدم (ع) بود، جماعتى از خوشه اى انگور سیر شوند. و یك انار نفرى را بتمامى برسد، و گاوان كشت زارى گران بها شوند، از آنكه همه جهان كشت زار و جاى نبات بود، و اسبان غازیان ارزان باشند. از آنكه حرب و قتال نباشد كه كافران و بد دینان هیچ نمانند، و جهانیان همه بر كلمه حق و عبادت اللَه گرد آیند، و جز خداى عزّ و جلّ نپرستند.


النوبة الاولى

إِنَّ مَثَلَ عِیسَى عِندَ اللّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثِمَّ قَالَ لَهُ كُن فَیَكُونُ ﴿59﴾
در واقع مثل عیسى نزد خدا همچون مثل [خلقت] آدم است [كه] او را از خاك آفرید سپس بدو گفت باش پس وجود یافت (59)

قوله تعالى
إِنَ مَثَلَ عِیسى عِنْدَ اللَهِ مثل عیسى بنزدیك خدا
كَمَثَلِ آدَمَ هم چون مثل آدم است
خَلَقَهُ، مِنْ تُرابٍ بیافرید آدم را از خاك،
ثُمَ قالَ لَهُ كُنْ فَیَكُونُ (59) آن گه وى را گفت كه باش و مى بود.

الْحَقُ مِنْ رَبِكَ این سخن راست است و پاك بسزا از خداوند تو.
فَلا تَكُنْ مِنَ الْمُمْتَرِینَ (61 ) تو كه رسول منى از گمان افتادگان مباش.

فَمَنْ حَاجَكَ فِیهِ هر كه با تو حجت آرد در كار عیسى
مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ پس ازین كه بتو آمد از پیغام و دانش.
فَقُلْ تَعالَوْا گوى بیایید،
نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ تا بخوانیم پسران خویش، و شما پسران خویش
وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ و زنان خویش و شما زنان خویش.
وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ و ما خود بخویشتن و شما خود بخویشتن.
ثُمَ نَبْتَهِلْ پس مباهلت كنیم،
فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَهِ عَلَى الْكاذِبِینَ (61 ) لعنت خدا كنیم بر دروغ زنان.

إِنَ هذا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُ این نامه قصه هایى است راست چنان كه بود،
وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلَا اللَهُ و نیست هیچ خدا جز اللَه.
إِنَ اللَهَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَكِیمُ (62) و خدایست كه براستى اوست كه توانا و دانا است.

فَإِنْ تَوَلَوْا اگر برگردند از مباهلت، و باز ایستند از تصدیق
فَإِنَ اللَهَ عَلِیمٌ بِالْمُفْسِدِینَ (63) خداى داناست با آن مفسدان و تباهكاران.

قُلْ یا أَهْلَ الْكِتابِ بگو اى اهل كتاب!
تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ باز آیید بسخنى كه آن سخن یكسان است
بَیْنَنا وَ بَیْنَكُمْ میان ما و میان شما،
أَلَا نَعْبُدَ إِلَا اللَهَ كه نپرستیم جز این خداى
وَلا نُشْرِكَ بِهِ شَیْئاً و با وى هیچ انباز نگیریم،
وَ لا یَتَخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً و كسى از ما، كسى را بخدایى نگیرد و خدا نخواند،
مِنْ دُونِ اللَهِ فرود از خداى،
فَإِنْ تَوَلَوْا پس اگر از پذیرفتن این باز گردند،
فَقُولُوا پس شما بگوئید
اشْهَدُوا گواه باشید، گواهى دهید،
بِأَنَامُسْلِمُونَ (64) بآنكه ما بارى گردن نهادگانیم.


ادامه دارد ...
 



گل




مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... خیر در نیوشیدن است

سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (121)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (122)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (123)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (124)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (126)




مطالب اخیر وبلاگ :

ضایعات بخش کشاورزی
تركیه نه تنها مولانا، بلكه خیام، بوعلی سینا، رازی و... را ترك می‌دانند
آزاد راه تهران شمال یا تهران ترکستان
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)
ولا تجسسوا ...
الملک یبقی مع الکفر ولا یبقی مع الظلم
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (124)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (123)
وکلای فرمایشی انتصابی بیسواد و ...
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (122)
دلمشغوی و ذکر مدام, شرط دوستی
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (121)
دوستی , نسبت و تبعیت !
حکمتهایی از کلام مولا علی (ع)
خلاصه ای از تاریـخ جنگهای ایـران (1)
ظلم بمردم موجب خروج از ولایت اهل بیت (ع) میشود !
موسیقی محمد اصفهانی(همای رحمت,دیده بگشا,فاصله)+دانلود
لله وا (نی) مازندرانی سه اثر از استاد طیبی + دانلود
تسلط ظالم بر ظالم سنت الهی است
موسی و لذت و بهجت کلام الهی
از نفرین مظلوم - حتی کافر هم - بترسید
لینک کل موضوعات تارنما (لینک ثابت)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (119)
مالک الملک است و عزیز کننده و ذلیل کننده
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (118)
درسهای زندگی از مولا علی (ع)
مولا علی (ع) ؛حیات جان علم است
ارزش علم در نگاه منصوب عزیز غدیر ,مولا علی (ع)
ارزش میانجیگرى و آشتى میان دیگران
حکمتهایی از منصوب عزیز غدیر ,مولا علی (ع)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (117)
خوشا بحال زدایندگان غم و غصه
مولا علی (ع) منتخب محمد (ص)؛ تا غدیر می ماند!
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (116)
هیچ در اندیشه ی که چون بود حال ما روز رستاخیز ؟!
تفکر و تعقل بالاتر از هر عبادتیست
بخشی دیگر از خطبه بند بالای غدیر
آل سعود و بیخبری از آیات الهی (وقتی پرده دار حرم غاصب است و بیخبر)
ناصبی مستوجب دو آتش
شَهِدَ اللَهُ أَنَهُ لا إِلهَ إِلَا هُوَ
بعضی از وقایع روزگار رهایی (1)
هنری بالاتر از دوست داشتن مردم نیست
امام على (ع): خودنمایی شرک است
مدعیان دروغین پیروی از امام زمان (ع)
حقوق پدر و مادر در ادبیات اخلاقی(01)
حج عوام و حج خواص
حرم ظاهر و حرم باطن !
گریه پیامبر(ص) بر مظلومیت علی(ع)
آیا واقعا متدین هستی ؟!






توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.