النوبة الاولى
فَلَمَّا أَحَسَّ عِیسَى مِنْهُمُ الْكُفْرَ قَالَ مَنْ أَنصَارِی إِلَى اللّهِ قَالَ الْحَوَارِیُّونَ نَحْنُ أَنصَارُ اللّهِ آمَنَّا بِاللّهِ وَاشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ ﴿52﴾
چون عیسى از آنان احساس كفر كرد گفت ‏یاران من در راه خدا چه كسانند حواریون گفتند ما یاران [دین] خداییم به خدا ایمان آورده‏ایم و گواه باش كه ما تسلیم [او] هستیم (52)
الله رئوف
قوله تعالى:
فَلَمَا أَحَسَ عِیسى مِنْهُمُ الْكُفْرَ آن گه كه دریافت و بدانست عیسى (ع) از كافرى آن قوم،
قالَ گفت:
مَنْ أَنْصارِی إِلَى اللَهِ؟ یاران من از شما كیست با آنك خداى خود یار است مرا؟
قالَ الْحَوارِیُونَ حواریون گفتند:
نَحْنُ أَنْصارُ اللَهِ ما یارانیم خداى را،
آمَنَا بِاللَهِ بگرویدیم بخداى كه یگانه است
وَ اشْهَدْ بِأَنَا مُسْلِمُونَ (52 ). پس گواه باش تو كه رسول خدایى كه ما گردن نهادگانیم.

رَبَنا آمَنَا بِما أَنْزَلْتَ خداوندا، ما بگرویدیم بآنچه فرو فرستادى،
وَ اتَبَعْنَا الرَسُولَ و بر پى فرستاده تو ایستادیم،
فَاكْتُبْنا مَعَ الشَاهِدِینَ ( 53 ) ما را نام نویس با گواهان خویش كه گواهى میدهند بتوحید و تصدیق.

وَ مَكَرُوا و مكر ساختند آن جهودان،
وَ مَكَرَ اللَهُ و مكر ساخت خداى
وَ اللَهُ خَیْرُ الْماكِرِینَ (54) و اللَه بهتر همه ماكران است. مكر او مه و ساز او به.

إِذْ قالَ اللَهُ اللَه گفت:
یا عِیسى إِنِی مُتَوَفِیكَ من روزى ترا اكنون از زمین سپرى خواهم كرد،
وَ رافِعُكَ إِلَیَ و ترا بسوى خود بر خواهم آورد،
وَ مُطَهِرُكَ مِنَ الَذِینَ كَفَرُوا و ترا از كافران باز خواهم رهانید.
وَ جاعِلُ الَذِینَ اتَبَعُوكَ و خواهم كرد ایشان را كه پى برند بتو در توحید،
فَوْقَ الَذِینَ كَفَرُوا زبر دشمنان تو كه بمن كافراند،
إِلى یَوْمِ الْقِیامَةِ تا روز رستاخیز،
ثُمَ إِلَیَ مَرْجِعُكُمْ آن گه بازگشت شما همه با من است.
فَأَحْكُمُ بَیْنَكُمْ داورى برم میان شما.
فِیما كُنْتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ (55 ) در آنچه شما در آن مختلف گشتید.

فَأَمَا الَذِینَ كَفَرُوا امّا ایشان كه كافر شدند
فَأُعَذِبُهُمْ عَذاباً شَدِیداً عذاب كنم ایشان را عذابى سخت
فِی الدُنْیا وَ الْآخِرَةِ هم درین جهان و هم در آن جهان،
وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِینَ (56 ) و ایشان را یارى ده نیست.

وَ أَمَا الَذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَالِحاتِ و اما ایشان كه بگرویدند و كارهاى نیك كردند.
فَیُوَفِیهِمْ أُجُورَهُمْ با ایشان گزاریم مزدهاى ایشان تمام،
وَ اللَهُ لا یُحِبُ الظَالِمِینَ ( 57 ) و خداى دوست ندارد آن كافران كه بر خویشتن بكفر ستمكارانند.

ذلِكَ نَتْلُوهُ عَلَیْكَ این كه میخوانیم بر تو از قصه مریم و عیسى (ع)
مِنَ الْآیاتِ از سخنان خداست
وَ الذِكْرِ الْحَكِیمِ ( 58 ) و قرآن پاك محكم و راست.


النوبة الثانیة
قوله تعالى: فَلَمَا أَحَسَ عِیسى مِنْهُمُ الْكُفْرَ الایة...
معنى احساس دانستن است و یافتن بخرد، و دیدن بحاسه بصر، میگوید كه: چون عیسى (ع) بدانست و دریافت كه جهودان بر كفر محكم ایستاده اند، و اصرار ایشان بر كفر دید و قصد قتل عیسى (ع) میكردند و ساز بد كه پنهان مى ساختند، عیسى (ع) در آن حال از ایشان برگشت و راه گریز گرفت، تا بقومى حواریان در افتاد. یعنى گازران كه جامها مى شستند و سپید میكردند. از ایشان نصرت خواست بر جهودان و گفت: مَنْ أَنْصارِی إِلَى اللَهِ؟ انصار جمع نصیر است چنان كه اشهاد جمع شهید، و الى بمعنى مع است، چنان كه گفت آنجا: وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَهُمْ إِلى أَمْوالِكُمْ یعنى مع اموالكم و عرب گویند " الذّود الى الذود ابل" یعنى مع الذود. و معناه من یضیف نصرته ایاى الى نصرة اللَه ؟ آن كیست از شما كه مرا نصرت كند با آنكه اللَه مرا نصرت میدهد.

گفته اند این نصرت زبان است و اثبات حجت كه میطلبید، نه نصرت شمشیر.
قالَ الْحَوارِیُونَ نَحْنُ أَنْصارُ اللَهِ حواریون گفتند كه ما یارانیم خداى را و این بر فراخى مجال عرب است در سخن ایشان، مراد بآن نصرت دین است، چنان كه گفت: إِنْ تَنْصُرُوا اللَهَ یَنْصُرْكُمْ یعنى: ان تنصروا دین اللَه. جاى دیگر گفت: وَ یَنْصُرُونَ اللَهَ وَ رَسُولَهُ اى و ینصرون دین اللَه و رسوله.

امّا حواریون، خلافست میان علما كه این نام ایشان را از بهر چه نهادند؟ قومى گفتند: از بهر آنكه جامهاى سپید داشتند، عیسى (ع) بایشان در رسید و ایشان همه سپید جامه بودند، صید ماهى میكردند. و درست آنست كه گازران بودند.

كانوا یحوّرون الثّیاب اى یبیّضونها  و زن را حوراء گویند به آن معنى كه سیاهه چشم وى سیاه باشد و سپیده سخت سپید و خالص. رسول خدا (ص) گفت : هر پیغامبرى را حوارى است، .... و در قصه این آیت گفته اند كه مریم عیسى (ع) را با حرفت صبّاغى داد پیش مهتر صبّاغان، چون آن حرفت بدانسته بود و دریافته، آن مهتر صباغان جامهاى بسیار بوى داد، و بر هر جامه نشان كرد بر آن رنگ كه میخواست. آن گه به عیسى گفت: این جامها رنگارنگ مى باید هر یكى چنان كه نشان كرده ام به رنگ میكن، این بگفت و به سفرى بیرون شد و جامها بعیسى سپرد. عیسى رفت و آن جامها همه در یك خنب نهاد بر یك رنگ راست، و گفت : كونى باذن اللَه على ما ارید منك .
پس آن گه مهتر صباغان زود از سفر باز آمد و آن جامها دید، در یك خنب نهاده، و بیك رنگ داده، دل تنگ شد، گفت: این جامها تباه كردى!
عیسى گفت: جامها چون خواهى؟ و بر چه رنگ خواهى؟ تا چنانك تو خواهى از خنب بیرون آرم، چنان كرد. یكى سبز آمد، یكى زرد، یكى سرخ چنانك مراد بود. آنمرد از كار وى عجب درماند و دانست كه بجز صنع الهى نیست، بوى ایمان آورد و اصحاب وى همه ایمان آوردند. و نصرت دین وى كردند. این است كه رب العالمین گفت: قالَ الْحَوارِیُونَ نَحْنُ أَنْصارُ اللَهِ

كلبى گفت: حواریون دوازده مرد بودند و از خاصگیان عیسى كه بر راه اتّباع وى راست رفتند و درست آمدند، همیشه با وى بودند، و هرگز از وى جدا نگشتند، هر گه كه گرسنه شدندى گفتندى یا روح اللَه جعنا . عیسى دست بر زمین زدى و هر یكى را دو رغیف بیرون آوردى. و در حال تشنگى میگفتند  عطشنا یا روح اللَه ! عیسى دست در زمین زدى، آب بر آمدى، تا ایشان بیاشامیدندى. پس ایشان گفتند: یا روح اللَه! كیست از ما فاضلتر كه بتو ایمان آوردیم، و بر پى تو ایستادیم، چون گرسنه شویم ما را طعام دهى، و در تشنگى آب دهى؟
عیسى گفت: از شما فاضلتر آنست كه بدست خویش كار كند، و از كسب خویش خورد!
ایشان چون این سخن بشنیدند حرفت گازرى بیاموختند، و از كسب خویش خوردند ایشانند كه رب العالمین نام ایشان حواریان نهاد، و از ایشان حكایت كرد كه گفتند: آمَنَا بِاللَهِ وَ اشْهَدْ بِأَنَا مُسْلِمُونَ: رَبَنا آمَنَا هم از قول حواریان است، میگوید: خداوند ما! ما ایمان داریم و بگرویدیم بِما أَنْزَلْتَ بآنچه فرو فرستادى از آسمان یعنى كتاب انجیل: وَاتَبَعْنَا الرَسُولَ و بر پى رسول ایستادیم یعنى عیسى (ع) فَاكْتُبْنا مَعَ الشَاهِدِینَ اى مع محمد (ص) و امته، و هم الذین ذكرهم اللَه فى قوله لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَاسِ وَ یَكُونَ الرَسُولُ عَلَیْكُمْ شَهِیداً.

وَ مَكَرُوا یعنى الذین احسّ عیسى منهم الكفر. ایشان كه عیسى ازیشان كفر معلوم كرده بود، مكر ساختند. و مكر ایشان آن بود كه چون عیسى و مادر از میان ایشان بیرون شدند و پس با حواریان بایشان باز آمد و دعوت كرد، ایشان قصد عیسى كردند، و دار زدند، تا وى را بردار كنند، رب العالمین گفت: وَ مَكَرَ اللَهُ ایشان ساز نهانى ساختند، و اللَه ساز نهانى ساخت، گفتند كه: مكر، سازى بود پوشیده.

و باشد كه مفسدت را كنند، و باشد كه مصلحت را. و مكر اللَه جز مصلحت را نباشد، و غدر با آن نبود كه اللَه تعالى پاك است و منزه از غدر كردن. این هم چنان است كه خود را جل جلاله كید گفت و آن گه در آن كید از غرور پاك و منزه است. بخلاف مخلوق كه كید او با غرور است و مكر او با غدر. پس مكر خالق بمكر مخلوق نماند، هم نامى هست، لكن هم سانى نیست، و درین آیت رد جهمیان ظاهر است و اهل سنت را بحمد اللَه در آن حجت قاهر.

وَ مَكَرَ اللَهُ گفته اند كه: مكر اللَه اینجا آنست كه: پیغام داد به عیسى تا فرا حواریان گفت كه: آن كیست از شما كه رضا دهد تا شبه من بر وى افكنند، و وى را ببدل من بردار كنند و بهشت او را بود؟
یكى از ایشان اجابت كرد، آنست كه اللَه تعالى گفت: شُبِهَ لَهُمْ

وهب ابن منبه گفت در بیان این قصه: كه عیسى شبى نشسته بود با حواریان، و ایشان را وصیتها میكرد، و نصیحتها میگفت، آن گه گفت: یكى از شما امشب بمن كافر شود، و مرا بچند درم بفروشد. پیش از آنكه خروه بانگ كند و روشنایى روز پدید آید، تا درین سخن بودند، جهودان بیامدند و عیسى (ع) را در آن میانه شب ببردند، و دار زده بودند تا وى را بردار كنند. اللَه تعالى آن شب فرمان داد تا جهان تاریك گشت، تاریكى عظیم كه ایشان یكدگر را نمى دیدند. فریشتگان آمدند در آن ساعت و عیسى (ع) را رهانیدند از دست ایشان. آن مرد كه عیسى (ع) او را نام زد كرده بود بكفر و بیگانگى، نام وى یهودا بود.
بجهودان گفت: مرا چه دهید اگر من شما را بعیسى دلالت كنم؟
سى درم بوى دادند. وى بیامد و عیسى در خانه بود كه روزن به بیرون داشت. چون در خانه شد اللَه تعالى شبه عیسى بر وى افكند و جبرئیل آمد عیسى را از آن روزن به آسمان برد. جهودان از پس آن مرد در رفتند و آن مرد را بر صورت عیسى دیدند، وى را بگرفتند و بردار كردند. و بعد از آن مادر عیسى و زنى دیگر آمدند بپاى دار و میگریستند. رب العالمین فرمان داد تا عیسى بیامد و ایشان را گفت چرا مى گریید؟
ایشان گفتند: بتو میگرییم.
عیسى گفت: شما دلتنگ نباشید كه اللَه تعالى مرا بآسمان برد و با من نیكوئیها كرد و جز خیر و راحت پیشم نیامد، و این مرد را كه بردار كردند اللَه تعالى شبه من بر وى افكند، تا جهودان پنداشتند كه آن من بودم. این است كه رب العالمین گفت: وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَهُ وَ اللَهُ خَیْرُ الْماكِرِینَ جهودان پنداشتند كه ایشان دست بردند بآن مكر كه ساختند و مكر اللَه به است و ساز او مه.

تواریخیان گفتند كه: عیسى سى و سه ساله بود كه او را بآسمان بردند از بیت المقدس شب قدر از ماه رمضان و سى ساله بود كه از آسمان بوى وحى آمد.
چنان كه مدت نبوّت و ابلاغ وى سه سال بر آمد، آن گه او را بآسمان بردند. و مریم آن گه كه بوى بار گرفت سیزده ساله بود، و بعد از رفع عیسى (ع) شش سال بزیست. و ولادت عیسى بعد از ملك اشكانیان بود به پنجاه و یك سال و بعد از غلبه اسكندر بزمین بابل بشصت و پنج سال. و عیسى به بیت لحم زاد كه منزلى است از منازل مسجد اقصى.
مصطفى (ص) شب معراج آنجا فرود آمد و نماز كرد.

قوله: إِذْ قالَ اللَهُ یا عِیسى إِنِی مُتَوَفِیكَ
در معنى مُتَوَفِیكَ دو قول گفته اند:
یكى آنست كه اللَه گفت یا عیسى من ترا ستاننده ام و گیرنده و از دنیا بسوى خود بر آورنده بى مرگ.
همانست كه جاى دیگر گفت: فَلَمَا تَوَفَیْتَنِی اى قبضتنى الى السّماء و أنا حىّ. این قول كعب است و حسن و كلبى و مطر وراق، و ابن جریج و ابن زید، و برین قول توفى را دو تأویل است:
یكى آنكه: رافعك الى وافیا اى تاما لم ینالوا منك شیئا. چیزى كه بتمامى از كسى بستانى گویى: توفیت كذا و استوفیته یعنى كه: من ترا به آسمان بر آرم با شخص تمام كه این دشمنان از تو هیچ چیز نكاهند و نگیرند.
دیگر آنست كه انّى متوفیك، اى متسلّمك " یقال" توفیت منه، اى تسلّمته " یعنى كه: من ترا با خود پذیرم و سوى خویش برآرم.
قول دیگر آنست: كه از ابن عباس روایت كرده اند " انى متوفیك اى ممیتك" توفّى برین قول مرگ است و آن را دو تأویل است: یكى آنكه وهب گفت توفّى اللَه عیسى ثلاث ساعات من النّهار ثمّ رفعه الیه
تأویل دیگر آنست كه ضحاك گفت بر تقدیم و تأخیر . انّى رافعك الىّ و مطهّرك من الّذین كفروا و متوفیك بعد انزالك من السّماء . میگوید: ترا بسوى خویش برآرم و از كافران برهانم و آن گه بعاقبت ترا بدنیا فرستم و بمیرانم.

روى ان النّبی (ص) قال انا اولى بعیسى بن مریم لانه لم یكن بینى و بینه نبى، و انّه نازل على امّتى و خلیفتى علیهم، فاذا رأیتموه فاعرفوه، فانه رجل مربوع الحلق، الى الحمرة والبیاض، سبط الشعر، یهلك اللَه فى زمانه مسیح الضّلالة الكذّاب الدّجال، و یلبث فى الارض اربعین سنة. و فى روایة كعب اربعا و عشرین سنة، ثم یتزوّج و یولد له، یتوّفى و یصلّى المسلمون علیه و یدفنونه فى حجرة النبى (ص).

و روى ان النّبی (ص) قال كیف یهلك امّة أنا فى اوّلها و عیسى فى آخرها و المهدى من اهل بیتى فى وسطها.
قال ابن عباس ما لبس موسى الّا الصّوف حتى قبض، و ما لیس عیسى الّا الشعر حتى رفع.
.....
وَ مُطَهِرُكَ مِنَ الَذِینَ كَفَرُوا تطهیره من الكافرین: اخراجه من بینهم. و قیل تخلیصه من قتلهم لانّ ذلك نجس طهّره منه.
وَ جاعِلُ الَذِینَ اتَبَعُوكَ فَوْقَ الَذِینَ كَفَرُوا إِلى یَوْمِ الْقِیامَةِ ابن زید گفت: این ترسایان اند كه در هر شهرى كه باشند مه از جهودان باشند، نه بینى كه ترسایان را در دنیا مملكت و عزّت و منعت است، و جهودان را جز خوارى و مهانت و فرومایگى نیست. و برین قول معنى اتباع دعوى محبت است نه اتباع دین و ملت. و قول درست آنست كه: اتّباع جز اتّباع دین و ملّت نیست، و این كاف اتَبَعُوكَ با مصطفى (ص) میشود و معنى آنست كه:
ایشان كه بر پى تو رفتند یا محمد. در توحید و تصدیق هم ایشانند كه اتّباع دین عیسى (ع) و ملت وى كردند براستى و درستى، و او را ببندگى اللَه و رسالت وى اقرار دادند.
یا محمد! اینان برتر جهودان و ترسایانند، امروز در برهان و حجت تا بقیامت و فردا در درجات بهشت با نعمت و كرامت. آن جهودان و ترسایان در اسفل السافلین، و این مؤمنان در اعلى علیین.

ثُمَ إِلَیَ مَرْجِعُكُمْ فَأَحْكُمُ بَیْنَكُمْ فِیما كُنْتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ این مختلفان درین آیت پنج قوم اند،
یكى مسلمانان اند كه مى گویند كه: اللَه یكى و موسى (ع) و عیسى (ع) و محمد (ص) رسولان او،
و دیگر جهودان اند كه میگویند: موسى رسول او و عیسى و محمد (ص) نه.
وسدیگر گروه ترسایان اند. یك گروه مى گویند كه: عیسى (ع) خداست! و یك گروه مى گویند كه: فرزند است و مادر وى زن، و محمد (ص) پیغامبر نه.
آن گه خبر داد از سرانجام این چهار گروه كه كافرند و آن یك گروه كه مسلمان اند: فَأَمَا الَذِینَ كَفَرُوا الآیة...
اما این چهار گروه كه كافران اند فَأُعَذِبُهُمْ عَذاباً شَدِیداً فِی الدُنْیا وَ الْآخِرَةِ ایشان را عذاب كنم عذابى سخت در دنیا بشمشیر و گزیت و در آخرت آتش جاوید.

وَ أَمَا الَذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَالِحاتِ اما آن یك گروه كه مسلمان اند كه ایشان را ایمان است و عمل صالح. ایمان فعلى باشد از بنده كه مقتضى آن امن بود از عذاب خدا، و عمل صالح فعلى بود كه مقتضى آن صلح باشد میان بنده و میان خدا.

فَیُوَفِیهِمْ أُجُورَهُمْ میگوید: جزاء كردار ایشان و ثواب طاعات ایشان بتمامى بایشان رسانیم، و از مزد كار ایشان هیچ چیز ضائع نكنیم و نكاهیم. همانست كه جاى دیگر گفت: إِنَا لا نُضِیعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا.
آن گه گفت: وَ اللَهُ لا یُحِبُ الظَالِمِینَ اللَه ظلم نه پسندد و ظالمان را دوست ندارد. یعنى كه چون ظلم دوست ندارم بدانید كه خود نكنم و با خلق خود پیش نگیرم، كه آن كس كه چیزى دشمن دارد، خود نكند خاصه كه از آن مستغنى و بى نیاز باشد.

ذلِكَ نَتْلُوهُ عَلَیْكَ حقیقت تلاوت اتّباع است، یعنى كه خواننده لفظ بر پى لفظ مى دارد و" حق تلاوت" چنان كه آنجا گفت یَتْلُونَهُ حَقَ تِلاوَتِهِ آنست كه تدبر و تتبع معنى بر پى لفظ دارد، و بمقتضى آن كار كند، و خداى عزّ و جل در قرآن جایها اضافت تلاوت و قراءة با خود كرد از آن در قرآن فراوان است. و ظاهر آن همه رد جهمیان است، و گفت مصطفى (ص) شاهد آنست: كأن الناس لم یسمعوا القرآن حین سمعوه من الرحمن یتلوه علیهم.

ذلِكَ نَتْلُوهُ عَلَیْكَ مِنَ الْآیاتِ معنى آنست كه: این قصه عیسى و مریم كه ما بر تو خواندیم از علامات رسالت و برهان نبوت تو است یا محمد، كه آن خبرها غیب است كه نه بمشاهدت دیده و نه از كتابى برخوانده اى، بلكه ما ترا از آن خبر دادیم و از ذكر حكیم " یعنى لوح محفوظ " با تو بگفتیم : و اللّوح المحفوظ معلّق بالعرش من درّة بیضاء "
و گفته اند كه : " ذكر حكیم " قرآن است، فانه المحكم من الباطل و هو المشار الیه بقوله تعالى: كِتابٌ أُحْكِمَتْ آیاتُهُ.

ادامه دارد ...
 



گل




مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... خیر در نیوشیدن است

سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (121)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (122)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (123)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (124)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (125)



مطالب اخیر وبلاگ :

الملک یبقی مع الکفر ولا یبقی مع الظلم
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (124)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (123)
وکلای فرمایشی انتصابی بیسواد و ...
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (122)
دلمشغوی و ذکر مدام, شرط دوستی
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (121)
دوستی , نسبت و تبعیت !
حکمتهایی از کلام مولا علی (ع)
خلاصه ای از تاریـخ جنگهای ایـران (1)
ظلم بمردم موجب خروج از ولایت اهل بیت (ع) میشود !
موسیقی محمد اصفهانی(همای رحمت,دیده بگشا,فاصله)+دانلود
لله وا (نی) مازندرانی سه اثر از استاد طیبی + دانلود
تسلط ظالم بر ظالم سنت الهی است
موسی و لذت و بهجت کلام الهی
از نفرین مظلوم - حتی کافر هم - بترسید
لینک کل موضوعات تارنما (لینک ثابت)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (119)
مالک الملک است و عزیز کننده و ذلیل کننده
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (118)
درسهای زندگی از مولا علی (ع)
مولا علی (ع) ؛حیات جان علم است
ارزش علم در نگاه منصوب عزیز غدیر ,مولا علی (ع)
ارزش میانجیگرى و آشتى میان دیگران
حکمتهایی از منصوب عزیز غدیر ,مولا علی (ع)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (117)
خوشا بحال زدایندگان غم و غصه
مولا علی (ع) منتخب محمد (ص)؛ تا غدیر می ماند!
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (116)
هیچ در اندیشه ی که چون بود حال ما روز رستاخیز ؟!
تفکر و تعقل بالاتر از هر عبادتیست
بخشی دیگر از خطبه بند بالای غدیر
آل سعود و بیخبری از آیات الهی (وقتی پرده دار حرم غاصب است و بیخبر)
ناصبی مستوجب دو آتش
شَهِدَ اللَهُ أَنَهُ لا إِلهَ إِلَا هُوَ
بعضی از وقایع روزگار رهایی (1)
هنری بالاتر از دوست داشتن مردم نیست
امام على (ع): خودنمایی شرک است
مدعیان دروغین پیروی از امام زمان (ع)
حقوق پدر و مادر در ادبیات اخلاقی(01)
حج عوام و حج خواص
حرم ظاهر و حرم باطن !
گریه پیامبر(ص) بر مظلومیت علی(ع)
آیا واقعا متدین هستی ؟!
حقوق پدر و مادر در ادبیات اخلاقی(03)
حق با آقا بقیه الله و پیروانش میباشد
زاهد چو از نماز تو کاری نمی رود ...
چگونگی تداوم نسل بشر از ابتداء
دل گپ ها ( گفتگوهای تنهایی)



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.