النوبة الاولى
وَإِذْ قَالَتِ الْمَلاَئِكَةُ یَا مَرْیَمُ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاء الْعَالَمِینَ ﴿42﴾
و [یاد كن] هنگامى را كه فرشتگان گفتند اى مریم خداوند تو را برگزیده و پاك ساخته و تو را بر زنان جهان برترى داده است (42)
حضرت مریم
قوله تعالى:
وَ إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ یا مَرْیَمُ فریشتگان گفتند: اى مریم!
إِنَ اللَهَ اصْطَفاكِ خداى ترا بگزید.
وَ طَهَرَكِ و پاك گزید
و اصْطَفاكِ عَلى نِساءِ الْعالَمِینَ ( 42 ) و برگزید ترا بر زنان جهانیان.

یا مَرْیَمُ اقْنُتِی لِرَبِكِ اى مریم فرمان بردار زى، و باش خداوند خویش را.
وَ اسْجُدِی وَارْكَعِی و سجود كن و ركوع كن
مَعَ الرَاكِعِینَ (43 ) با نماز كنندگان.

ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَیْبِ این از خبرهاى غیب است،
نُوحِیهِ إِلَیْكَ پیغام مى دهیم آن را بتو،
وَما كُنْتَ لَدَیْهِمْ و تو نبودى نزدیك ایشان،
إِذْ یُلْقُونَ أَقْلامَهُمْ كه قرعه ها زدند
أَیُهُمْ یَكْفُلُ مَرْیَمَ و بقرعه مى جستند كه كیست آنكه مریم را بردارد و بپرورد،
وَ ما كُنْتَ لَدَیْهِمْ و نبودى نزدیك ایشان،
إِذْ یَخْتَصِمُونَ ( 44) كه ایشان از بهر مریم با یكدگر خصومت میكردند.

إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ یا مَرْیَمُ فریشتگان گفتند: اى مریم!
إِنَ اللَهَ یُبَشِرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ خداى بشارت مى دهد ترا بكلمتى ازو
اسْمُهُ، الْمَسِیحُ نام او مسیح
عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ عیسى پسر مریم
وَجِیهاً روى شناس با آب روى،
فِی الدُنْیا وَ الْآخِرَةِ هم درین جهان هم در آن جهان،
وَ مِنَ الْمُقَرَبِینَ (45 ) و او از نزدیك كردگانست.

وَ یُكَلِمُ النَاسَ و سخن گوید با مردمان،
فِی الْمَهْدِ در گهواره،
وَ كَهْلًا و بهنگام كهلى
وَ مِنَ الصَالِحِینَ (46) و مردیست از شایستگان.

قالَتْ رَبِ مریم گفت: خداوند من!
أَنَى یَكُونُ لِی وَلَدٌ چون بود مرا فرزندى؟
وَ لَمْ یَمْسَسْنِی بَشَرٌ و نپاسیدست مرا هیچ بشر!
قالَ جبرئیل وى را جواب داد و گفت:
كَذلِكِ اكنون چنین است
اللَهُ یَخْلُقُ ما یَشاءُ خدا می آفریند آنچه میخواهد،
إِذا قَضى أَمْراً كه كارى را ندو فرمانى گزارد،
فَإِنَما یَقُولُ لَهُ آنست كه گوید آن را:
كُنْ فَیَكُونُ ( 47 ) باش تا مى بود.

وَ یُعَلِمُهُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ التَوْراةَ وَ الْإِنْجِیلَ ( 48 ) و در وى آموزد خداى نامه و دین و حكمت و تورات و انجیل.
وَ رَسُولًا إِلى بَنِی إِسْرائِیلَ و پیغامبرى به بنى اسرائیل.
أَنِی قَدْ جِئْتُكُمْ بِآیَةٍ مِنْ رَبِكُمْ كه من بشما آمدم و نشانى آوردم از خداى شما
أَنِی أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِین كه شما را آفرینم از گل
كَهَیْئَةِ الطَیْرِ چون سان مرغ.
فَأَنْفُخُ فِیهِ آن گه دمم در آن،
فَیَكُونُ طَیْراً تا مرغى بود.
بِإِذْنِ اللَهِ بخواست خدا و فرمان وى بمرغ و دستورى او مرا.
وَ أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ و بى عیب كنم اكمه و پیس را
وَأُحْیِ الْمَوْتى بِإِذْنِ اللَهِ و زنده كنم مردگان را بدستورى خدا
وَ أُنَبِئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ و شما را خبر كنم كه بخانه چه خورده اید
وَ ما تَدَخِرُونَ فِی بُیُوتِكُمْ و در خانه خویش چه باز نهاده اید
إِنَ فِی ذلِكَ لَآیَةً لَكُمْ درین نشانیست شما را بر راستى و استوارى من
إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ (49 ) اگر گرویدگانید.

وَ مُصَدِقاً و استوار دارنده اى ام و گواهى
لِما بَیْنَ یَدَیَ مِنَ التَوْراةِ آن توریت كه پیش از من فرا آمد.
وَ لِأُحِلَ لَكُمْ و فرستادند مرا نیز تا شما را حلال كنم و گشاده
بَعْضَ الَذِی حُرِمَ عَلَیْكُمْ لختى از آنچه حرام كرده اند و بسته اند بر شما
وَ جِئْتُكُمْ بِآیَةٍ مِنْ رَبِكُمْ و بشما آوردم نشانى از خداوند شما،
فَاتَقُوا اللَهَ و بپرهیزید از انباز گفتن و فرزند گفتن خداى را،
وَ أَطِیعُونِ (51 )  و فرمان برید مرا.

إِنَ اللَهَ رَبِی وَ رَبُكُمْ اللَه خداوند منست و خداوند شما
فَاعْبُدُوهُ وى را بنده باشید و پرستید
هذا صِراطٌ مُسْتَقِیمٌ ( 51 )  اینست راه راست درست.


النوبة الثانیة
قوله تعالى: إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ یا مَرْیَمُ الآیة...
ملائكة این جا جبرئیل است تنها، و در قرآن ازین فراوانست و در عربیّت روا و روان. هم ازین بابست كه اللَه در قرآن خود را انا گفت، و نحن گفت، و خلقنا و جعلنا نحیى و نمیت، مجیبون، ماهدون ازین اخوات فراوان است.

وَ إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ یا مَرْیَمُ مریم در محراب بود، جبرئیل آمد و با وى این خطاب كرد و گفت: إِنَ اللَهَ اصْطَفاكِ وَ طَهَرَكِ اللَه ترا برگزید و از همه فاحشه و اثم پاك كرد.
سدى گوید: تطهیر وى آن بود كه هرگز هیچ مرد بوى نرسید و حیض زنان ندید. وَ اصْطَفاكِ عَلى نِساءِ الْعالَمِینَ گزین اول عام است كه وى را بگزید، چنانك همه زنان پاكان نیك زنان را گزید، پسین گزین خاص است كه وى را بگزید تا فریشته دید و روح پاك یافت از نفخه پاك جبرئیل و بى شوى پسر زاد نساء و نسوة نامى است جمع زنان را كه از آن لفظ وحدان نیست یكى را گویند " امرأة " و جماعت ، " نسوة، و نسوان " و تصغیر " نسیّان "

یا مَرْیَمُ اقْنُتِی لِرَبِكِ معنى قنوت طاعت داشتن است و عبادت كردن بر دوام، اگر در نماز باشد و گر بیرون از نماز. وَ اسْجُدِی وَ ارْكَعِی مَعَ الرَاكِعِینَ مفسران در معنى این سجود و ركوع دو قول گفته اند: یكى آنكه آن دو ركن معروف خواهد از اركان نماز.
و آن گه فرا پیش داشتن سجود را از ركوع دو وجه است:
یكى آنكه در شریعت ایشان چنان بود، سجود فرا پیش ركوع مى داشتند. دیگر وجه آنكه این تنبیه بر آنك واو ترتیب واجب نكند، هر چند كه از روى لفظ سجود فرا پیش داشت، اما از روى معنى و شرط نماز ركوع در پیش است.
قول دیگر در معنى وَ اسْجُدِی وَ ارْكَعِی آنست كه: سجود اصل نمازست، چنانك گفت: وَ أَدْبارَ السُجُودِ و ركوع حقیقت شكر است. چنانك گفت: وَ خَرَ راكِعاً اى شاكرا رب العالمین باین دو كلمه مریم را نماز فرمود و شكر فرمود. آنچه گفت: مَعَ الرَاكِعِینَ معنى آنست كه: مع الراكعین الساجدین. لكن دانست كه در وَ اسْجُدِی ساجدین خود معلوم شود و مَعَ الرَاكِعِینَ اشارتست فرا آن كه زن را با مردان نماز كردن بجماعت رواست، و دلیل است بر آن كه نماز بجماعت مؤكد است و بآن فرمان شرع است، و بمذهب بوثور و جماعتى از اهل ظاهر خود فریضه است.

اگر كسى گوید: چونست كه در ابتداء این آیات قصه مریم در گرفت آن گه قصه زكریا در میان آورد، باز بقصه مریم باز رفت؟ اگر هم ز اول قصه مریم تمام بگفتى و آن گه قصه زكریا در آن پیوستى سخن با نظام تر بودى؟
جواب وى آنست كه: قصه ایشان هر دو، بر دو وجه مشتمل است:
یكى بیان آیت ولایت و نبوت،
دیگر بیان طاعت و عبادت.
اول در ابتداء قصه مریم بیان آیت ولایت او در گرفت و تمامى آن بپایان برد. سپس بیان آیت نبوت زكریا در آن پیوست كه آیت بر پى آیت لائق تر بوده پس عبادت زكریا درگرفت تا قصه وى تمام شد، آن گه عبادت مریم در آن پیوست كه ذكر عبادت بر پى ذكر عبادت لائق تر بود. پس معلوم شد كه این سخن بر نظام خویش است و بر ترتیب خویش.

ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَیْبِ اى ذلك الذى ذكر فى هذه الآیات من حدیث الغیب نوحیه الیك كه ما وحى كردیم آن را بتو، لم تشهده یا محمد! میگوید آنچه گفتیم درین قصّه ها آنست كه از تو غیب بود یا محمد! وَ ما كُنْتَ لَدَیْهِمْ و تو نبودى نزدیك ایشان كه اهل مسجد مقدس بودند، و نیكان آن شهر در آن زمان، كه هر كس مى گفت: مریم مرا باید داد تا من بدارم و پرورم.

إِذْ یُلْقُونَ أَقْلامَهُمْ أَیُهُمْ یَكْفُلُ مَرْیَمَ انبیاء اقلام داشتند، و اهل جاهلیت ازلام. و درین آیت ردّ ایشانست كه قرعه از قمار محرّم شمرند و دلیل بر اباحت قرعه آنست كه اللَه تعالى گفت: فَساهَمَ فَكانَ مِنَ الْمُدْحَضِین و مصطفى (ص) چون سفر كردى میان زنان قرعه زدى، آن كس كه قرعه بر وى برآمدى با خود بسفر بردى. این دلیل ها روشن است كه قرعه مباح است، و نه از شمار قمار است.

وَ ما كُنْتَ لَدَیْهِمْ إِذْ یَخْتَصِمُونَ تخاصم و اختصام و مخاصمة جنگ كردن است با یكدیگر، و آن از خصم گرفته و خصم جانب است. یعنى كه این از یك سو سخن میگوید، و آن از یك سوى دیگر مى گوید.

إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ یا مَرْیَمُ إِنَ اللَهَ یُبَشِرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ، الآیة...
كلمه این جا نام عیسى (ع) است از بهر آن او را كلمه خوانده و مصطفى (ص) هم او را كلمه خواند، كه او حاصل گشت و موجود بى پدر بكلمة اللَه كه گفت: كُنْ اسْمُهُ الْمَسِیحُ اختلاف است میان علماء كه چرا مسیح نام كردند وى را. قیل: لانه مسح بالبركة و جعل مباركا اینما كان. وى را ببركت بپاسیده بودند كه بهر عاهت كه رسید بسلامت گشت. و قیل: لانّه كان ممسوحا بالدّهن لمّا ولد. و قیل: لانه كان ممسوح القدمین لا اخمص لهما. و قیل لانه كان ممسوحا بالجمال، یعنى الجمال النفسىّ و البدنىّ من الاخلاق الجمیلة و الفضائل الكثیرة، نحو قول النبى (ص) فى جریر: "علیه مسحة ملك " 

..... باین قولها كه گفته شد، مسیح فعیل است بمعنى مفعول و روا باشد كه بر معنى فاعل نهند، چنانك كلبى گفت: " سمّى مسیحا لانّه كان یمسح الاكمه و الأبرص فیبرء و یمسح عین الاعمى فیبصر، و قیل: لانّه كان ماسحا للارض بسیاحته فیها "
باین هر دو قول مسیح بمعنى ماسح است. و دجال را مسیح گویند هم بر معنى مفعول، هم بر معنى فاعل. اما بر معنى مفعول آنست كه " كان ممسوح احدى العینین كأنها عنبة طافیة یعنى ناتئة. و فى ذلك ما
...... ازین قولها كه گفتیم اختیار آنست كه بو عبیده گفت: دجال را مسیح نام كردند كه ممسوح العین است، و در حق عیسى علیه السلام مسیح " مشیحا " است بزبان عبرى و لغت رومیان، پس عرب آن را معرب كردند و شین منقوطه بسین بدل كردند چنان كه موسى بزبان ایشان " موشا " است چون عرب با زبان خود گردانیدند، شین را با سین كردند .

اسْمُهُ الْمَسِیحُ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ  گفته اند كه: مسیح لقب است و عیسى نام و عیسى بزبان رومیان " ایشوع " است. آن گه صفت عیسى (ع) بیان كرد " وَجِیهاً فِی الدُنْیا وَ الْآخِرَةِ "
وجیها نصب على الوصف و الحال است، اى مكینا، شریفا، ذا قدر و جاه، میگوید: روشناس است، و تمام قدر، با جاه و منزلت و كرامت، با پایگاه و جایگاه نزدیك خداى عزّ و جل، هم در دنیا و هم در آخرت.

وَ مِنَ الْمُقَرَبِینَ تقرب وى آنست كه وى را به آسمان بردند، و همانست كه گفت: وَ رافِعُكَ إِلَیَ این الىّ بمعنى تقریب است چون رفعه اللَه الیه.

وَ یُكَلِمُ النَاسَ فِی الْمَهْدِ وَ كَهْلًا این مهد اشارة است فرا هنگام كه نه همه در گهواره سخن میگفت اما در آن هنگام كه اهل گهواره بودى سخن مى گفت سخنان بزرگان. و این سخنان كه در مهد گفت آن است كه: إِنِی عَبْدُ اللَهِ آتانِیَ الْكِتابَ وَ جَعَلَنِی نَبِیًا... الایة

قال مجاهد: قالت مریم كنت اذا خلوت انا و عیسى حدّثنى و حدّثته،. فاذا شغلنى عنه انسان سبّح فى بطنى و انا اسمع. وَ كَهْلًا اى و یكلّمهم كهلا نصب است بر حال و فائده ذكر كهل آنست كه: وى را جوان بآسمان برده اند، و باز خواهد آمد با زمین، و بهنگام كهلى مردمان را سخن گوید و او را ببینند.

و كهل، بنزدیك عرب اوست كه جوانی وى تمام شد و بجاى آن رسید كه خرد وى مكثر گردد و جوانى وى آرمیده و محكم، اگر در موى سفیدى بود یانى. و گفته اند كه: از سى و دو سال تا به پنجاه و دو سال كهل است، و از پنجاه و دو سال تا بآخر عمر شیخ . و قیل یكلم الناس فى المهد صبیا، و كهلا نبیا این بشارت مریم است بنبوت عیسى (ع) و بزندگانى وى تا بایام كهولت.

وَ مِنَ الصَالِحِینَ یعنى المذكورین فى قوله وَ الشُهَداءِ وَ الصَالِحِینَ مثل موسى و اسرائیل و اسحاق و ابراهیم علیهم السلام.

قالَتْ رَبِ أَنَى یَكُونُ لِی وَلَدٌ این خطاب مریم با جبرئیل است، گفت: یا سیدى! چون بود مرا فرزند؟ وَ لَمْ یَمْسَسْنِی بَشَرٌ، و نپاسیدست مرا هیچ بشر.
مسیس این جا جماع است، و بشر مردم است. بشر نام كردند از مباشرت كه بدیدار و حس باو توان رسید نه چون فرشته و پرى، و لذلك یقول اللَه: ما هذا بَشَراً إِنْ هذا إِلَا مَلَكٌ كَرِیمٌ قالَ كَذلِكِ اللَهُ یَخْلُقُ ما یَشاءُ . این جا یَخْلُقُ ما یَشاءُ گفت و در قصه زكریا یَفْعَلُ ما یَشاءُ. فرق آنست كه زكریا را فرزند داد بر نسق عادت كه میان خلق روانست در آفرینش، پس لفظ فعل لائق تر بود در آن كه عام است، و مریم را فرزند داد نه بر عادت توالد و تناسل بلكه بر ابداع محض، و خلق مخصوص، پس لفظ خلق در آن لائق تر بود كه خاص تر است از لفظ فعل.


ادامه دارد ...
 



گل




مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... خیر در نیوشیدن است

سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (121)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (122)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (123)




مطالب اخیر وبلاگ :

وکلای فرمایشی انتصابی بیسواد و ...
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (122)
دلمشغوی و ذکر مدام, شرط دوستی
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (121)
دوستی , نسبت و تبعیت !
حکمتهایی از کلام مولا علی (ع)
خلاصه ای از تاریـخ جنگهای ایـران (1)
ظلم بمردم موجب خروج از ولایت اهل بیت (ع) میشود !
موسیقی محمد اصفهانی(همای رحمت,دیده بگشا,فاصله)+دانلود
لله وا (نی) مازندرانی سه اثر از استاد طیبی + دانلود
تسلط ظالم بر ظالم سنت الهی است
موسی و لذت و بهجت کلام الهی
از نفرین مظلوم - حتی کافر هم - بترسید
لینک کل موضوعات تارنما (لینک ثابت)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (119)
مالک الملک است و عزیز کننده و ذلیل کننده
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (118)
درسهای زندگی از مولا علی (ع)
مولا علی (ع) ؛حیات جان علم است
ارزش علم در نگاه منصوب عزیز غدیر ,مولا علی (ع)
ارزش میانجیگرى و آشتى میان دیگران
حکمتهایی از منصوب عزیز غدیر ,مولا علی (ع)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (117)
خوشا بحال زدایندگان غم و غصه
مولا علی (ع) منتخب محمد (ص)؛ تا غدیر می ماند!
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (116)
هیچ در اندیشه ی که چون بود حال ما روز رستاخیز ؟!
تفکر و تعقل بالاتر از هر عبادتیست
بخشی دیگر از خطبه بند بالای غدیر
آل سعود و بیخبری از آیات الهی (وقتی پرده دار حرم غاصب است و بیخبر)
ناصبی مستوجب دو آتش
شَهِدَ اللَهُ أَنَهُ لا إِلهَ إِلَا هُوَ
بعضی از وقایع روزگار رهایی (1)
هنری بالاتر از دوست داشتن مردم نیست
امام على (ع): خودنمایی شرک است
مدعیان دروغین پیروی از امام زمان (ع)
حقوق پدر و مادر در ادبیات اخلاقی(01)
حج عوام و حج خواص
حرم ظاهر و حرم باطن !
گریه پیامبر(ص) بر مظلومیت علی(ع)
آیا واقعا متدین هستی ؟!
حقوق پدر و مادر در ادبیات اخلاقی(03)
حق با آقا بقیه الله و پیروانش میباشد
زاهد چو از نماز تو کاری نمی رود ...
چگونگی تداوم نسل بشر از ابتداء
دل گپ ها ( گفتگوهای تنهایی)
MIRACLE OF THE HOLY PROPHET,s SAYING
بنام آنكه ما را آفرید ...و میمیراند
دام خال روی ( تک بیتی )






توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.