إِلَا أَنْ تَتَقُوا مِنْهُمْ تُقاةً و تقاة و تقیّة و اتقاء و توقى یكى است، و جمع تقاة تقى است. و یعقوب تنها تقیّة خواند. و معنى همه پرهیزیدن است، میگوید: مگر كه از ایشان ترسید و ازیشان پرهیزید، كه پس رخصت است شما را كه مومنانید موالات ایشان بزبان نه بدل، چنان كه جاى دیگر گفت: إِلَا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌ بِالْإِیمانِ.
مالک المک

مفسران گفتند: معنى آیت آنست كه مؤمنان را روا نیست مداهنت كافران و موالات با ایشان، مگر كه كافران بر مسلمانان غلبه كنند، یا مردى مسلمان تنها در میان كافران افتد، وزیشان ترسد، آن گه او را رخصت باشد كه خویشتن را باظهار كلمه حق در دست ایشان ننهد و خود را هلاك نكند، بلكه مداهنت كند و بزبان موالات كند، چندان كه در آن استحلال خون مسلمانان و اضاعت مال ایشان نباشد.

آن گه این را تقیّة گویند. تقیه در اسلام رواست بدو شرط:
بیم سَر،
و سلامت دل.

در خبر است كه مسیلمه كذاب دو مرد را از یاران رسول خدا بگرفت، با یكى گفت كه گواهى میدهى كه من رسول خداام؟ گفت آرى گواهى میدهم، دست از وى باز گرفت و رهایى یافت. آن دیگر سرباز زد و نگفت آنچه مراد مسیلمه بود، و او را بكشت. این قصه با مصطفى بگفتند مصطفى علیه السلام گفت : امّا المقتول فمضى على صدقه و یقینه و اخذ بالفضل، و امّا الآخر فاخذ برخصة اللَه و اللَه یغفر له.

و قال صعصعة بن صوحان لاسامة بن زید: خالص المؤمن و خالق الكافر، فان الكافر یرضى منك بالخلق الحسن، و یحق علیك ان تخالص المؤمن .این در حال تقیه است و مذهب جماعت مفسران است. امام مذهب معاذ بن جبل و مجاهد و جماعتى از علما آنست كه: این تقیه در ابتداء اسلام بود و پیش از آنكه دین اسلام مستحكم شود و قوت گیرد، اما امروز تقیه در دار الحرب است نه در دار الاسلام كه بحمد اللَه ركن اسلام قوى است، و رایت اسلام ظاهر وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَهُ لِلْكافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا.

آن گه مسلمانان را بترسانید، و حذر نمود از خشم خویش اگر با كافران دوستى گیرند گفت: وَ یُحَذِرُكُمُ اللَهُ نَفْسَهُ اى عذاب نفسه وَ إِلَى اللَهِ الْمَصِیرُ میگوید: بازگشت همه با اللَه است یعنى آنچه در دنیا بندگان را داده بود. از ملك و ملك و تصرفات آن همه ازیشان در قیامت واستانند، و با اللَه شود، و همانست كه جایها در قرآن گفت: إِلَى اللَهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ وَ إِلَیْهِ یُرْجَعُ الْأَمْرُ كُلُهُ وَ الْأَمْرُ یَوْمَئِذٍ لِلَهِ.

آن گه تمامى تحذیر را گفت: قُلْ إِنْ تُخْفُوا ما فِی صُدُورِكُمْ گوى اگر پنهان كنید آنچه در دل دارید از موالات كفّار، یا از نااستوار گرفتن رسول و بگذاشتن حق او أَوْ تُبْدُوهُ یا آنچه در دل دارید بكردار پیدا كنید كه با رسول بحرب و قتلا بیرون آئید، یَعْلَمْهُ اللَهُ فیجازیكم علیه، خداى میداند هر دو حال از شما، و شما را بآن پاداش دهد، چنان كه سزاى شما و كردار شما بود.

آن گه گفت یَعْلَمُ ما فِی السَماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ، وَ اللَهُ عَلى كُلِ شَی ءٍ قَدِیرٌ او خداوندیست كه هر چه در آسمانها و هر چه در زمین است مى داند، و جزاء هر كس از مغفرت و عذاب تواند، پس بدانید كه ضمائر دل شما هم داند و آن كس كه همه داند و جزاء همه تواند سزاست كه از وى بترسند، و از عذاب و خشم وى بر حذر باشند.

اهل معانى گفته اند تُخْفُوا فرا پیش تبدوا داشت تا تنبیهى باشد كه اللَه عمل و نیت ما مى داند پیش از اظهار آن. و على هذا قوله، سَواءٌ مِنْكُمْ مَنْ أَسَرَ الْقَوْلَ وَ مَنْ جَهَرَ بِهِ و قال تعالى: یَعْلَمُ سِرَكُمْ وَ جَهْرَكُمْ در هر دو آیت سرّ فرا پیش جهر داشت. آن معنى را كه بیان كردیم. جاى دیگر بر عكس این گفت: إِنْ تُبْدُوا ما فِی أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ تبدوا فرا پیش داشت تا تنبیهى باشد كه علم هر دو او را یكسانست، او را آشكارا چه نهان است، نه از آن نهان او را در علم نقصان است. نه ازین آشكارا زیادتى كه در هر دو حال داناى گمانست.

یَوْمَ تَجِدُ كُلُ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُحْضَراً تقدیره و یحذركم اللَه نفسه، یوم تجد، اگر خواهى ابتداء این آیت با یُحَذِرُكُمُ اللَهُ نَفْسَهُ، پیوند، و معنى آن باشد كه اللَه شما را حذر مى نماید از عذاب خود در آن روز قیامت كه هر كس بجزاء كردار خود رسند، نیكان بثواب، و بدان بعذاب.
و اگر خواهى به، وَ اللَهُ عَلى كُلِ شَی ءٍ قَدِیرٌ پیوند، و معنى آن باشد كه خداى روز رستخیز بر همه چیز قادر است از عذاب و ثواب نواخت و سیاست و رحمت و نقمت یَوْمَ تَجِدُ كُلُ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُحْضَراً همانست كه جاى دیگر گفت: یَوْمَ یَبْعَثُهُمُ اللَهُ جَمِیعاً فَیُنَبِئُهُمْ بِما عَمِلُوا احصاه اللَه و نسوه.

وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ یعنی القبیح من العمل، یقرأ من كتابه تَوَدُ اى تمنّى النفس عند ذلك لَوْ أَنَ بَیْنَها وَ بَیْنَهُ أَمَداً بَعِیداً من المشرق الى المغرب.
آن گه تاكید را و استظهار بر ایشان كلمه تحذیر اعادت كرد و گفت: وَ یُحَذِرُكُمُ اللَهُ نَفْسَهُ و نیز رأفت و رحمت و مهربانى در تحذیر بست گفت: وَ اللَهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ و معنى آنست كه من بر شما سخت مهربانم و بخشاینده، كه تعجیل عقوبت نكردم، و شما را باید كردارى فرانگذاشتم، بلكه از عاقبت كار و سرانجام كردار خبر دادم و حذر نمودم، تا بیدار و هشیار باشید، و بعاقبت رستگار شوید.


النوبة الثالثة
قوله تعالى قُلِ اللَهُمَ مالِكَ الْمُلْكِ.
بزرگست و بزرگوار، خداوند كردگار، مهربان وفادار،
بار خداى همه بار خدایان، و پادشاه همه پادشاهان، نوازنده رهیگان، راه نماى ایشان.

دانست كه ایشان بسزاء ثناى او نرسند و حق او نشناسند، و قدر عظمت او ندانند، بمهربانى و كرم خود ایشان را گرامى كرد و بنواخت، و بآن ثناء خود خود كرد آن گه با نام ایشان كرد، و ایشان را در آن بستود و نیك مردان كرد،
و گفت: اى بندگان و رهیگان !
مرا همان گوئید كه من خود را گفتم، گوئید
یا مالك الملك! اى پادشاه بر پادشاهى و پادشاهان!
اى آفریننده جهان!،
اى یگانه یكتا از ازل تا جاودان!
اى یگانه یكتا در نام و نشان!
اى سازنده كار كارسازندگان!
اى بسر برنده كار بندگان بى بندگان!

خداوندا، ستوده خودى بى ستاینده!
خداوندا تمام قدرى نه كاهنده نه افزاینده!
خداوندا، بزرگ عزتى بى پرستش بنده!
پادشاهى ترا انداز نیست، و كس با تو در پادشاهى انباز نیست!
كه خود بكست نیاز نیست: تُؤْتِی الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَنْ تَشاءُ
یكى را بركشى و بنوازى، و یكى را بكشى و بیندازى،
یكى را بانس خود آرام دهى و او را غم عشق خود سرمایه دهى، تا بى غم عشق تو آسایش دل و آرام جانش نبود،
تا جان دارم غم ترا غمخوارم
بى جان غم عشق تو بكس نسپارم


یكى با رضوان در ناز و نعم جنت، یكى با مالك در زندان وحشت و نقمت،
یكى بر بساط بسط بر تخت ولایت منتظر رؤیت، یكى در چاه بشریّت با خوارى و با مذلت.
آن صاحب ولایت بزبان شادى از دولت وصال خود خبر میدهد:

كنون كه با تو بهم صحبت اوفتاد مرا
دعا كنم كه وصالت خجسته باد مرا


و آن بیچاره كشته مذلت بزبان مهجورى از سر حرمان خویش این ترنم میكند:

باىّ نواحى الارض ابغى وصالكم
و انتم ملوك ما لمقصدكم نحو
حال دل خود ترا نمودیم و شدیم
بر درد دل اندوه فزودیم و شدیم


ابو بكر وراق گفت: تُؤْتِی الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ این ملك قهر نفس است، و هواء خود زیردست خود داشتن، همان ملك است كه سلیمان پیغمبر خواست.
بقول بعضى از علماء، گویند كه :
هر روز چندین گاو و گوسفند قربان میكرد و چندین گونه الوان اطعمه در مهمان خانه او بودى، و خود نان جوین خوردى و مرقّع پوشیدى، و خشوع وى بآن اندازه بود كه چهل سال بر آسمان ننگرست هیبت و اجلال خداى را
راه در مسجد شدى درویشى را دیدى در جنب او نشستى و گفتى " مسكین جالس مسكینا "
 
وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَنْ تَشاءُ آن كس كه این سیاست و پادشاهى بر نفس امّاره از وى دریغ دارند، سلطان هوا بر وى مستولى شود، راست حال وى چنان باشد كه رب العالمین گفت:
أَ فَرَأَیْتَ مَنِ اتَخَذَ إِلهَهُ، هَواهُ آن را كه پادشاهى ظاهر بوى دهند و آن گه اسیر هوى و شهوت خویش شود، او را از پادشاهى بحقیقت چه نصیب بود؟
امیر المؤمنین على علیه السلام بجماعتى درویشان گذر كرد آن هیبت دیدار ایشان بر وى تافت، گفت :
" ملوك تحت الخمار" اگر هیچكس بحقیقت درین دنیا پادشاه است، جز این درویشان نباشند كه هواء نفس خود زیر قدم آوردند، تا از همه فتنها بر آسودند. آن پادشاهان ظاهر كه اسیر هواء خودند هر كجا پى زنند از آن جا گرد برآرند. إِنَ الْمُلُوكَ إِذا دَخَلُوا قَرْیَةً أَفْسَدُوها وَ جَعَلُوا أَعِزَةَ أَهْلِها أَذِلَةً.

و این پادشاهان طریقت هر كجا گذر كنند سنگ ریز آن مروارید شود و خاك آن مشك و عبیر گردد.
خاكى كه بران پاى نهى مشك و عبیرست
تختى كه برو تكیه كنى عود مطرّاست
آن را كه در لباس خلقان مقامش دارالملك عزّت بود، و اعلى علّیّین، او را از خلقان چه زیان؟
و آن را كه از تخت ملك بربایند و بسجین رانند أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا ناراً او را از آن مملكت چه سود؟

سفیان ثورى امام عصر بود، روزى جامه اى كه بر تن او بود قیمت كردند، درمى و چهار دانگ بر آمد. او را گفتند: این چیست؟
گفت: ...  اى خداوندى كه شب محنت بروز شادى در آرى، تا أمن بنده بردارى كه ایمنى نیست در راه تو! و روز شادى بر شب محنت درآرى، تا نومیدیى بنده باز برى كه ناامیدى نیست در دین تو!، لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَهِ، لا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَهِ.

وَ تُخْرِجُ الْحَیَ مِنَ الْمَیِتِ وَ تُخْرِجُ الْمَیِتَ مِنَ الْحَیِ اى خداوندى كه از بیگانه آشنا بیرون آرى! ....

لا یَتَخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرِینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ حقیقت ایمان بنده و غایت روش وى در راه توحید سر بدوستى خداى باز نهد. و حقیقت دوستى موافقت است، یعنى كه با دوست وى دوست باش، و با دشمن وى دشمن. اشارت صاحب شرع این است " اوثق عرى الایمان الحبّ فى اللَه و البغض فى اللَه "

در آثار بیارند كه: رب العالمین به پیغامبرى از پیغامبران پیشینه وحى فرستاد كه بندگانم را بگوى كه درین دنیا زهد پیش گرفتید، تا راحت خویش تعجیل كنید و از رنج دنیا بر آسائید. و بیرون از زهد طاعتى و عبادتى كه كردید، بآن عزّ خود و نیكنامى خویش جستید، اكنون بنگرید كه براى من چه كردید؟
هرگز دوستان مرا دوست داشتید؟
یا با دشمنان من دشمنى گرفتید؟
همانست كه با عیسى (ع) گفت:
یا عیسى اگر عبادت آسمانیان و زمینیان در راه دین با تو همراه باشد و آن گه در آن دوستى دوستان من، و دشمنى با دشمنان من نبود، آن عبادت ترا بكار نیاید و هیچ سود ندارد.

در خبر است كه: بو ادریس خولانى فرا معاذ گفت كه: من ترا در راه خدا دوست دارم.
معاذ رض گفت: بشارت باد كه از رسول خدا شنیدم كه روز قیامت كرسیها بنهند پیرامن عرش مجید، گروهى را كه رویهاى ایشان چون ماه شب چهاردهم باشد، همه از هیبت رستاخیز در هراس باشند و ایشان ایمن. همه با بیم باشند و ایشان ساكن.
گفتند: یا رسول اللَه! این قوم كه باشند؟
گفت " المتحابّون فى اللَه "

 
و روى ان اللَه عزّ و جلّ یقول وجبت محبتى للمتحابّین فی، و المتجالسین فىّ، والمتزاورین فی، و المتباذلین فیّ . مجاهد گفت: دوستان خدا چون در روى یكدگر خندند، گناهان از ایشان فرو ریزد، هم چنان كه برگ از درختان تا آنكه پاك بخداى رسند، و برستاخیز ایشان را با پناه خود گیرد و ایمن كند.

بزرگان دین گفتند: هر كه امروز بر حذر نباشد، فردا باین امن نرسد. كه امن بعد از حذر باشد لا محالة، و حذر بنده ثمره تحذیر حقّ است عزّ و علا كه در دو جایگه گفت: وَ یُحَذِرُكُمُ اللَهُ نَفْسَهُ و این خطاب نه با عامه مؤمنانست، بلكه با خواص اهل معرفت است. ایشان را بخود ترسانید بى واسطه اى كه در میان آورد. باز كه خطاب با عامه مؤمنان كرد، ایشان را بروز قیامت و آتش دوزخ ترسانید. گفت وَ اتَقُوا النَارَ الَتِی، و اتَقُوا یَوْماً تُرْجَعُونَ فِیهِ إِلَى اللَهِ هر كه صاحب بصیرت است، داند كه در میان هر دو خطاب چه فرقست! آن گه گفت: وَ اللَهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ تا بنده در گردش احوال افتد گه در خوف، گه در رجا گه در قبض، گه در بسط گه در سیاست، گه در كرامت. قهر و سیاست وَ یُحَذِرُكُمُ اللَهُ نَفْسَهُ بنده را در دهشت و حیرت افگند، تا از خود بى خود شود آن گه نواخت: وَ اللَهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ او را بر كشتى لطف نشاند، و از غرقاب دهشت بساحل انس رساند.

پیرى از بزرگان دین گفت: گویى! هرگز بادا كه ما از غرقاب خود با كشتى خلاص افتیم!
هرگز بادا كه دست عطف ما را از موج امانى دست گیرد!
هرگز بادا كه برهان وحدانیت حجاب تفرقت از پیش ما بردارد!
هرگز بادا كه این دل از بار این تن بر آساید!

صد هزاران كیسه سودائیان در راه حرص
از پى این كیمیاء خالى شد از زرّ عیار




ادامه دارد ...



توضیح :   بلطف و عنایت الهی ما بترتیب تفسیر « كشف الأسرار و عُدة الأبرار مشهور به تفسیر خواجه عبدالله انصاری . ابوالفضل رشید الدین میبدی » را که تفسیری خاص و ذوقی است برای مخاطبین محترم خویش در این تارنما قرار داده و با همدیگر مرور کرده و ان شاء الله با توجه به شرافت ماه مبارک رمضان که الذی انزلت فیه القرآن میباشد ؛ بقدر وسع خویش بهره برده و برای تامل در آن از صاحب مصحف شریف هم اذن گرفته و هم تقاضای مکشوفی لایه هایی از آن را بنمائیم . حالا با هم پیش میرویم تا بجاهایی که خدای متعال بخواهد برسیم ! ضمنا دوستان توجه داشته باشند که بجز از قرآن کریم که کلام الله متعال است و سخن قطعی شده 14 معصوم علیه السلام بهیچ وجه نمیتوان و نباید هم باعتبار اینکه فلان شخص فلان ادعا را کرده یا فلان حرف را زده است پس ملاک حق و باطل همانست که فلانی گفته ! ابدا چنین نیست بلکه حق خودش ملاک و معیار برای سنجش سخن دیگرانست و بر همین طریق در همین تفسیر اقوالی گاه نقل میشود که ابدا نمیتوان بصحت آن و اعتبار آن اعتنایی کرد ! نباید هم انتظار داشته باشید که باصطلاح قانون همه یا هیچ را درخصوص نقل ها و حتی نظریات اشخاص پیاده کرد . بله بسیاری از نقلها و سخنان میتوانند درست و صحیح باشند همانطوریکه بسیاری از آنها میتوانند نادرست و غلط باشد. مهم آنست که شما سخن ها را بشنوید و از احسن آن تبعیت فرمایید که قول الله متعال هم همین است. در این اثر بعضا در تایید اشخاصی اقوالی نقل شده است که دقیقا نمیتواند با عقیده شیعیان تطابقی داشته باشد چرا که بر اساس مذهب حقه اثنی عشری اتمام حجت بر آنست که وصی پیامبر ختمی مرتبت مولا علی علیه السلام بوده و خلافت آنحضرت بدوازده نفر از همین اهل بیت مکرم اختصاص یافته و لاغیر . این مساله موجب آن نمیشود که ما حتی بعنوان دوستان و محبان و ان شاء الله شیعیان مولا علی (ع) نخواهیم از نظرات و سخنان دیگر فرق اسلامی استفاده کنیم و بر اشتراکاتی که داریم بهره مندی ای نداشته باشیم. از این پست ببعد و با شروع تفسیر بقره ما تصمیم گرفتیم که بخشهایی از متن را که چندان به اصل مطلب لطمه ای نمیزند حذف کنیم بخصوص بعضی از روایتهای مجهول و مجعول را که عدم صحت آنها در بسیاری از تحقیقات جدید اعلام و منتشر شده است.علت اصلی آن هم این بوده که اگر بخواهیم کل متن را منتشر کنیم بالغ بر هزار پست شاید بشود که اصلا در حوصله این وبلاگ نیست . کسانیکه اصل کتاب را میخواهند بخوانند میتوانند مستقیما بدان مراجعه نمایند ما ولی استخوان بندی آنرا حفظ میکنیم و تنها بخشهای غیر ضروری که به اصل مطلب لطمه ای نمیزند را حذف میکنیم . ( محمود زارع )



گل




مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (112)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (113)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (114)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (116)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (117)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (118)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (119)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)



مطالب اخیر وبلاگ :

مالک الملک است و عزیز کننده و ذلیل کننده
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (118)
درسهای زندگی از مولا علی (ع)
مولا علی (ع) ؛حیات جان علم است
ارزش علم در نگاه منصوب عزیز غدیر ,مولا علی (ع)
ارزش میانجیگرى و آشتى میان دیگران
حکمتهایی از منصوب عزیز غدیر ,مولا علی (ع)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (117)
خوشا بحال زدایندگان غم و غصه
مولا علی (ع) منتخب محمد (ص)؛ تا غدیر می ماند!
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (116)
هیچ در اندیشه ی که چون بود حال ما روز رستاخیز ؟!
تفکر و تعقل بالاتر از هر عبادتیست
بخشی دیگر از خطبه بند بالای غدیر
آل سعود و بیخبری از آیات الهی (وقتی پرده دار حرم غاصب است و بیخبر)
ناصبی مستوجب دو آتش
شَهِدَ اللَهُ أَنَهُ لا إِلهَ إِلَا هُوَ
بعضی از وقایع روزگار رهایی (1)
هنری بالاتر از دوست داشتن مردم نیست
امام على (ع): خودنمایی شرک است
مدعیان دروغین پیروی از امام زمان (ع)
حقوق پدر و مادر در ادبیات اخلاقی(01)
حج عوام و حج خواص
حرم ظاهر و حرم باطن !
گریه پیامبر(ص) بر مظلومیت علی(ع)
آیا واقعا متدین هستی ؟!
حقوق پدر و مادر در ادبیات اخلاقی(03)
حق با آقا بقیه الله و پیروانش میباشد
زاهد چو از نماز تو کاری نمی رود ...
چگونگی تداوم نسل بشر از ابتداء
دل گپ ها ( گفتگوهای تنهایی)
MIRACLE OF THE HOLY PROPHET,s SAYING
بنام آنكه ما را آفرید ...و میمیراند
دام خال روی ( تک بیتی )
راز کلیمی
عاشق تماشایی ( تک بیتی )
امام موسی صدر و پدیده رانت خواری
کلام نورانی از امام باقر (ع)
سه کلام از امام باقر (ع)
مناظره با ابوحنیفه درباره فضیلت مولا علی (ع)
زنان باحیاء و باوفا؛ فرشته های بی بدیل و گرانبها
سخنی از امام خوبیها,امام باقر (ع)
کلام نورانی امام محمد باقر(ع)
لالایی برای مادر(موسیقی مازنی+دانلود)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (114)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (113)
عادت بد دشمنی پرقدرت
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (112)
تعریض به زاهد ریایی (تک بیتی)






توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.