النوبة الاولى
قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِی الْمُلْكَ مَن تَشَاء وَتَنزِعُ الْمُلْكَ مِمَّن تَشَاء وَتُعِزُّ مَن تَشَاء وَتُذِلُّ مَن تَشَاء بِیَدِكَ الْخَیْرُ إِنَّكَ عَلَىَ كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ﴿26﴾
بگو بار خدایا تویى كه فرمانفرمایى هر آن كس را كه خواهى فرمانروایى بخشى و از هر كه خواهى فرمانروایى را باز ستانى و هر كه را خواهى عزت بخشى و هر كه را خواهى خوار گردانى همه خوبیها به دست توست و تو بر هر چیز توانایى (26)
خدا
قوله تعالى:
قُلِ اللَهُمَ گوى بار خدایا،
مالِكَ الْمُلْكِ دارنده و خداونده پادشاهى،
تُؤْتِی الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ دهى پادشاهى او را كه خود خواهى،
وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَنْ تَشاءُ و میكشى پادشاهى از دست هر كه خواهى،
وَ تُعِزُ مَنْ تَشاءُ و عزیز میكنى او را كه مى خواهى،
وَتُذِلُ مَنْ تَشاءُ و خوار میكنى او را كه مى خواهى،
بِیَدِكَ الْخَیْرُ بدست تست همه نیكى
إِنَكَ عَلى كُلِ شَی ءٍ قَدِیرٌ ( 26 ) تو بر همه چیز توانایى.

تُولِجُ اللَیْلَ فِی النَهارِ مى درآرى شب و روز
وَ تُولِجُ النَهارَ فِی اللَیْلِ و مى درآرى روز و شب
وَ تُخْرِجُ الْحَیَ مِنَ الْمَیِتِ و زنده از مرده مى بیرون آرى
وَ تُخْرِجُ الْمَیِتَ مِنَ الْحَیِ و مرده از زنده مى بیرون آرى.
وَ تَرْزُقُ مَنْ تَشاءُ بِغَیْرِ حِسابٍ ( 27 ) و روزى دهى او را كه خواهى بفراخ بخشى (بى تقتیر.)

لا یَتَخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرِینَ أَوْلِیاءَ مبادا كه گیرند گرویدگان ناگرویدگان را بدوستى،
مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ بیرون از گرویدگان.
وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِكَ و هر كه آن كند(كه موالات گیرد از مومنان با كافران)
فَلَیْسَ مِنَ اللَهِ فِی شَی ءٍ او از خدا در هیچ چیز نیست
إِلَا أَنْ تَتَقُوا مِنْهُمْ تُقاةً مگر آنكه بپرهیزید از ایشان،
وَ یُحَذِرُكُمُ اللَهُ نَفْسَهُ و حذر مى نماید خداى شما را از خویشتن
وَ إِلَى اللَهِ الْمَصِیرُ ( 28 ) و با خداست بازگشت.

قُلْ إِنْ تُخْفُوا ما فِی صُدُورِكُمْ گوى اگر پنهان دارید آنچه در دلها دارید
أَوْ تُبْدُوهُ یا (بگفت و كرد) آن را پیدا كنید،
یَعْلَمْهُ اللَهُ در هر دو حال خداى آن را مى داند
وَ یَعْلَمُ ما فِی السَماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ و مى داند هر چه در آسمانهاست و هر چه در زمین است.
وَاللَهُ عَلى كُلِ شَی ءٍ قَدِیرٌ (29 ) و خداى بر همه چیز تواناست.

یَوْمَ تَجِدُ كُلُ نَفْسٍ آن روز كه بیابد هر تنى ما
عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُحْضَراً آنچه كرد از نیكى حاضر كرده پیش وى،
وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ و هر چه كرد از بدى
تَوَدُ لَوْ أَنَ بَیْنَها وَ بَیْنَهُ، دوست دارد و خواهد كه میان او و میان آن بدى،
أَمَداً بَعِیداً اندازه بودى دور (كه نه او آن بیند و نه آن باو رسد)
وَ یُحَذِرُكُمُ اللَهُ نَفْسَهُ و حذر مى نماید خداى شما را از خویشتن،
وَاللَهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ (31 ) و اللَه سخت مهربانست به بندگان.


النوبة الثانیة
قوله تعالى: قُلِ اللَهُمَ، مالِكَ الْمُلْكِ...
ابن عباس گفت: معاذ بن جبل از مسجد رسول بازماند و نمى شد، رسول او را دید، گفت: یا معاذ! چرا از مسجد باز ماندى و نمى آیى؟
گفت یا رسول اللَه یوحناى جهود را بر من دینى است، و بر راهم مترصد نشسته و چیزى ندارم كه این دین بگذارم، ترسم كه اگر بیرون آیم مرا بمسجد نگذارد، و از حضرت تو باز دارد. رسول گفت: یا معاذ! خواهى كه اللَه گردن تو ازین دین آزاد كند، و كار فروبسته بگشاید، بر خوان قُلِ اللَهُمَ.. تا آخر هر دو آیت. معاذ گفت، خواندم و اللَه تعالى آن كار بر من آسان كرد، و دین گذارده شد.

و بروایتى دیگر این قصه دین با على (ع) رفت. رسول اللَه (ص) على را گفت: قُلِ اللَهُمَ مالِكَ الْمُلْكِ بر خوان آن گه بآخر گوى یا رحمن الدنیا و الآخرة و رحیمهما تعطى منها ما تشاء و تمسك منها ما تشاء اقض عنّى الدّین و اغننى عن العیلة .

ابن عباس گفت: كه از مصطفى (ص) شنیدم كه نام اعظم ،خداى در سوره آل عمران است در آیت: قُلِ اللَهُمَ مالِكَ الْمُلْكِ.

اما سبب نزول این آیت: مفسران گفتند كه: مصطفى (ص) را فتح مكه برآمد، و امت خود را وعده داد بملك پارس و روم. منافقان و جهودان را این سخن بس دور آمد و مستبعد داشتند و گفتند، كجا صورت بندد كه ملك فارس و روم باین امت قرار گیرد!! محمد را مكه و مدینه نه بس است؟ تا نیز به فارس و روم طمع دارد! رب العالمین آیت فرستاد: قُلِ اللَهُمَ مالِكَ الْمُلْكِ....

و گفته اند كه وعده دادن مصطفى امّت خود را بملك پارس و روم آنست كه روز خندق بر یاران قسمت كرد كه هر ده كس را چهل گز خندق مى باید كند، و سلمان مردى با قوت بود، مهاجران گفتند از ماست، انصار گفتند از ماست، مصطفى (ص) گفت و نواخت سلمان را "سلمان منّا اهل البیت "
 
عمرو بن عوف گفت من بودم و سلمان و حذیفه نعمان و شش كس دیگر از انصار و چهل گز نصیب ما، چنان كه رسول خدا در آن خط كشیده بود، گفت ما را سنگى سخت پیش آمد كه آلات ما همه در آن شكسته شد، و از آن درماندیم و از آن جا برگشتن و خط بگذاشتن روى نبود. سلمان را بحضرت مصطفى (ص) فرستادیم تا وى را ازین حال خبر دهد. مصطفى بیامد، و تبر از دست سلمان فرا گرفت، و یكى بر آن سنگ زد، پاره شكافته شد و از آن زخم تبر وى نورى بتافت، كه چهار گوشه مدینه از آن روشن گشت، ماننده چراغ روشن در شب تاریك. مصطفى (ص) تكبیرى گفت، مسلمانان همچنین تكبیر گفتند. یكى دیگر بزد، هم برین صفت، و هم بران سان روشنایى بتافت. سوم بار هم چنان بر آن نسق، و آن سنگ شكسته گشت و پاره پاره شد.
سلمان گفت: یا رسول اللَه! عجب چیزى دیدم كه هرگز مانند آن ندیده بودم! رسول خدا با قوم نگریست و گفت: شما همان دیدید كه سلمان دید؟ گفتند: آرى، دیدیم! رسول گفت باول ضرب كه آن نور پیدا شد كوشكهاى حیره و مدائن كسرى جمله بدیدم، و جبرئیل آمد و مرا خبر كرد كه: امت تو بر آنچه دیدى غلبه كنند، و پادشاهى آن دیار و اقطار ایشان را باشد، و ضربت دوم كه نور پیدا شد كوشكهاى حمیر از زمین روم بمن آشكارا شد، و جبرئیل آمد و همان گفت و بضربت سوم كوشكهاى صنعاء آشكارا بدیدم جبرئیل همان گفت: آن گه مصطفى (ص) ایشان را بشارت داد، مومنان همه شاد شدند، گفتند الحمد للَه كه ما را وعده نصرت و قوت داد.
منافقان گفتند: عجب نیست این سخن كه محمد میگوید، و وعده باطل كه مى دهد؟ از مدینه او قصور حیره و مدائن كسرى چون بینند؟ و ایشان را امروز چندان ترس است از دشمنان كه حاجت بآن است كه خندق پى امن مدینه فرو برند، كى توانند كه بیرون آیند و بملك صنعاء و روم و حمیر رسند؟ رب العالمین در شان آن منافقان گفت: وَ إِذْ یَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ما وَعَدَنَا اللَهُ وَ رَسُولُهُ إِلَا غُرُوراً. و تسكین دل مومنان را و تصدیق وعده مصطفى را این آیت فرستاد: قُلِ اللَهُمَ مالِكَ الْمُلْكِ.. الایة.
و معنى آنست كه: یا محمد! بگوى، اى خداوند پادشاهان! پادشاهى آن را دهى كه خودخواهى او را كه خواهى بپادشاهى عزیز كنى و بنوازى و گرامى دارى، چون محمد مصطفى مهتر عالمیان، و گزیده جهانیان، و امّت وى بهینه امتان، و نزدیك خدا پسندیدگان، او را كه خواهى خوار دارى و بیوكنى چون دشمنان وى منافقان و جهودان و مشركان. بدانكه این ملك كارى عظیم است و صفتى بزرگ.

رب العالمین در قرآن با كتاب و نبوّت قرین كرد و گفت: فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْكِتابَ وَالْحِكْمَةَ وَ آتَیْناهُمْ مُلْكاً عَظِیماً و قال تعالى: إِذْ جَعَلَ فِیكُمْ أَنْبِیاءَ وَ جَعَلَكُمْ مُلُوكاً. و گفته اند: الدّین بالملك یقوى، و الملك بالدین یبقى.
جاى دیگر اضافت ملك با خود كرد تخصیص و تعظیم ملك را: وَ اللَهُ یُؤْتِی مُلْكَهُ مَنْ یَشاءُ این اشارت بملك مطلق است آن ملك حقیقى كه در آن جور و غصب و بى دیانتى نباشد، و چهار معنى قرین آن بود:
علم، و قدرت، و سیاست، و عدد، بالعلم یدبّر، و بالقدرة ینفّذ، و بالسیاسة ینظم، و بالجمع یحفظ، ملك حقیقى این است، نه آن تسلط و غصب كه بر سبیل مجاز ملك گویند.
وعلى ذلك قوله، وَ كانَ وَراءَهُمْ مَلِكٌ یَأْخُذُ كُلَ سَفِینَةٍ غَصْباً سمّاه ملكا مع كونه عاصیا. و هم از این باب است آنچه مصطفى گفت " اغیظ رجل عند اللَه عز و جل یوم القیامة و اخبشه رجلٌ یسمّى ملك الاملاك، لا ملك الّا للَه "

قُلِ اللَهُمَ... این میم مشدد در افزود بجاى یاء ندا كه از سر بیفكنده بود. اصل آنست كه" یا اللَه
و ضمه هاء بر جاى گذاشت كه نداء مفرد بود. بو رجاء عطاردى گفت: هفتاد نام از نامهاى خداوند عز و جل درین میم اللّهمّ تعبیه است، نصر ابن شمیل گفت: هر آن كس كه بگفت " اللّهمّ" خداى را بهمه نامهاى وى خواند پس ثواب وى چندان است كه خداى را بهمه نامهاى وى یاد كند و برخواند ابو الدرداء روایت كرد از مصطفى قال : ان اللَه عز و جل یقول انا اللَه لا اله الّا انا، مالك الملوك و ملك الملوك، قلوب الملوك بیدى، و ان العباد اذا اطاعونى حوّلت قلوب ملوكهم علیهم بالرأفة و الرحمة، و ان عصونى حوّلت قلوب ملوكهم علیهم بالسخطه و النّقمة، فساموهم سواء العذاب، فلا تشغلوا انفسكم بالذّل على الملوك، و لكن اشغلوا انفسكم بالذكر و التضرع الى اكفیكم ملوككم

قوله: تُؤْتِی الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ میگوید: پادشاهى او را دهى كه خود خواهى، یعنى مصطفى (ص) و اصحاب وى كه ایشان را فتح مكه داد و نصرت بر كافران، با ده هزار مرد مسلمان در مكه شد، و كافران را مقهور و مخذول كرد، و شرك را با طى ادبار خویش برد. وَ تُذِلُ مَنْ تَشاءُ و او را كه خواهى خواردارى و مقهور دارى، یعنى ابو جهل و اصحاب وى كه سرهاى ایشان بریدند و در قلیب بدر افكندند و گفته اند: تُؤْتِی الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ یعنى آدم و فرزندان وى، وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَنْ تَشاءُ یعنى ابلیس و پس رو آن وى.

تُؤْتِی الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ گویند: ملك داود است چنان كه گفت وَ آتاهُ اللَهُ الْمُلْكَ وَ الْحِكْمَةَ.
و تَنْزِعُ الْمُلْكَ ملك طالوت است كه از وى با داود شده،
و گفته اند كه: مراد باین ملك عافیت و قناعت است چنان كه مصطفى (ص) گفت " من اصبح آمنا فى شربه، معافى فى بدنه، و عنده قوت یومه فكأنّما حیزت له الدنیا بحذافیرها"

و گفته اند كه ملك بهشت است كه رب العالمین از آن خبر داد بقوله: ثَمَ رَأَیْتَ نَعِیماً وَ مُلْكاً كَبِیراً
عبد العزیز بن یحیى گفت: تُؤْتِی الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ یعنى الملك على ابلیس و قهرالشیطان:،....
وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَنْ تَشاءُ حتى یغلبه الشیطان، كما قال علیه السلام " انّ الشیطان یجرى من ابن آدم مجری الدم "
ابن المبارك سفیان ثورى را گفت : اخبرنى ما النّاس ؟ مرا خبر كن كه مردمان كه اند؟ یعنى ایشان كه اوصاف مردمى و خصال ستوده در ایشان است و بآن مستحق ثنا و مدح گشته اند؟
جواب داد، كه: دانشمندان و زیركان.
گفت ملوك كه اند؟
گفت زاهدان.
گفت اشراف كه اند؟
گفت پرهیزگاران.
گفت سفله كه اند
گفت ظالمان.
گفت اغویا كه اند؟
گفت: الّذین یكتبون الاحادیث لیستا كلوا به اموال الناس.

وَ تُعِزُ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُ مَنْ تَشاءُ گفته اند كه: این اشارتست به كمال قدرت خداى كه قادر بر كمال آن باشد كه جمع كند میان هر چیزى با ضد وى، چنان كه هر دو داند و هر دو تواند: اگر خواهد عزیز كند و بران قادر، و اگر خواهد خوار كند و بران قادر. و برین صفت جز خداوند ذو الجلال و قادر بر كمال نیست.

بِیَدِكَ الْخَیْرُ اى النصر، و الغنیمة، و عزّ الدنیا و الآخرة. میگوید: بدست تست خدایا! عز دنیا و آخرت، و نصرت بر دشمنان، و نیكى كردن با دوستان. إِنَكَ عَلى كُلِ شَی ءٍ من العزّ و الذّل قَدِیرٌ همه تو دادى و بر همه توانایى، خواهى عزیز كنى، خواهى خوار دارى، خواهى بخوانى و بنوازى، خواهى برانى و بیندازى، همه تویى، كار تو دارى كریم و مهربانى، رحیم و رحمانى، عزیز و سلطانى،
اگر كسى گوید: چون خیر و شر همه درید اوست و بخواست او، پس چرا خیر مفرد گفت: و این تخصیص خیر بذكر از كجاست؟
جواب آنست كه: این تخصیص از آن است كه خلق كه ازو همه چیز مى خواهند و خیر میجویند و رغبت بخیر دارند پس آنچه رغبت بآنست و خواست و همت خلق بآنست بر زبان در دعا و ذكر، همان گفتند اگر چه باعتقاد داشتند كه خیر و شر همه ازوست، و آفریده اوست، و بارادت و مشیت اوست.

تُولِجُ اللَیْلَ فِی النَهارِ وَ تُولِجُ النَهارَ فِی اللَیْلِ ینقص من احدهما و یزید فى الآخر. و معنى این درآورد آنست كه روز پانزده ساعت است در اطول الایام، و شب نه ساعت، از روز مى كاهد و در شب مى افزاید، تا شب به پانزده ساعت شود، و روزها نه ساعت آید در اقصر الایام. هر چه ازین كاهد در آن افزاید، و هر چه از آن بكاهد درین بیفزاید.
قال بعض العلماء: ان اللَه تعالى احبّ ان یریكم عزته، فأراكم اللیل و احبّ ان یریكم من رحمته، فاراكم النهار، فاللیل یذكّر النّار و ما فیها، و النهار یذكّر الجنة و ما فیها.

وَ تُخْرِجُ الْحَیَ مِنَ الْمَیِتِ وَ تُخْرِجُ الْمَیِتَ مِنَ الْحَیِ: میت و میّت بتشدید و تخفیف در لغت است از دو گروه عرب معنى هر دو یكسانست، اما بتشدید قراءت نافع است و حمزه و كسایى و حفص. باقى بتخفیف خوانند، میگوید: زنده از مرده بیرون مى آرى و مرده از زنده. این مرده نطفه است، و خایه مرغ، و تخم نبات، و شب تاریك. و این زنده جانور است، و نبات، و روز روشن. این از آن بیرون مى آرد و آن ازین.

وَ تَرْزُقُ مَنْ تَشاءُ بِغَیْرِ حِسابٍ بغیر تضییق و تقتیر. و شرح این در سوره البقره رفت.

قوله لا یَتَخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرِینَ أَوْلِیاءَ این در شأن قومى آمد از مومنان كه پنهان دوستى داشتند با جهودان. رب العالمین ایشان را از آن باز زد و نهى كرد و گفت: مبادا كه مؤمن كافر را بدوستى گیرد. همانست كه گفت: لا تَتَخِذُوا عَدُوِی وَ عَدُوَكُمْ أَوْلِیاءَ. و جاى دیگر گفت: وَ مَنْ یَتَوَلَهُمْ مِنْكُمْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَالِمُونَ.

مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ اى من غیر المؤمنین و سواهم. میگوید: بیرون از مؤمنان كسى را بدوست مگیرید، این استحثاث مؤمنان است از ربّ العالمین بدوستى گرفتن یكدیگر را، و پسند آن بنزدیك خداى. و الیه الاشارة بقوله: وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ. ولىّ دوست بود از دل، مدار او مداجات، و آمیختن بظاهر نه اولیاء باشند.

وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِكَ الاتخاذ. فَلَیْسَ مِنَ اللَهِ فِی شَی ءٍ اى فارق دینه و برئ اللَه منه. و میگوید: هر مومن كه موالات گیرد با كافران اللَه ازو بیزارست یعنى از تولّاى وى بیزارست، نپذیرد خداى طاعت وى، و نپسندد.

ادامه دارد ...



توضیح :   بلطف و عنایت الهی ما بترتیب تفسیر « كشف الأسرار و عُدة الأبرار مشهور به تفسیر خواجه عبدالله انصاری . ابوالفضل رشید الدین میبدی » را که تفسیری خاص و ذوقی است برای مخاطبین محترم خویش در این تارنما قرار داده و با همدیگر مرور کرده و ان شاء الله با توجه به شرافت ماه مبارک رمضان که الذی انزلت فیه القرآن میباشد ؛ بقدر وسع خویش بهره برده و برای تامل در آن از صاحب مصحف شریف هم اذن گرفته و هم تقاضای مکشوفی لایه هایی از آن را بنمائیم . حالا با هم پیش میرویم تا بجاهایی که خدای متعال بخواهد برسیم ! ضمنا دوستان توجه داشته باشند که بجز از قرآن کریم که کلام الله متعال است و سخن قطعی شده 14 معصوم علیه السلام بهیچ وجه نمیتوان و نباید هم باعتبار اینکه فلان شخص فلان ادعا را کرده یا فلان حرف را زده است پس ملاک حق و باطل همانست که فلانی گفته ! ابدا چنین نیست بلکه حق خودش ملاک و معیار برای سنجش سخن دیگرانست و بر همین طریق در همین تفسیر اقوالی گاه نقل میشود که ابدا نمیتوان بصحت آن و اعتبار آن اعتنایی کرد ! نباید هم انتظار داشته باشید که باصطلاح قانون همه یا هیچ را درخصوص نقل ها و حتی نظریات اشخاص پیاده کرد . بله بسیاری از نقلها و سخنان میتوانند درست و صحیح باشند همانطوریکه بسیاری از آنها میتوانند نادرست و غلط باشد. مهم آنست که شما سخن ها را بشنوید و از احسن آن تبعیت فرمایید که قول الله متعال هم همین است. در این اثر بعضا در تایید اشخاصی اقوالی نقل شده است که دقیقا نمیتواند با عقیده شیعیان تطابقی داشته باشد چرا که بر اساس مذهب حقه اثنی عشری اتمام حجت بر آنست که وصی پیامبر ختمی مرتبت مولا علی علیه السلام بوده و خلافت آنحضرت بدوازده نفر از همین اهل بیت مکرم اختصاص یافته و لاغیر . این مساله موجب آن نمیشود که ما حتی بعنوان دوستان و محبان و ان شاء الله شیعیان مولا علی (ع) نخواهیم از نظرات و سخنان دیگر فرق اسلامی استفاده کنیم و بر اشتراکاتی که داریم بهره مندی ای نداشته باشیم. از این پست ببعد و با شروع تفسیر بقره ما تصمیم گرفتیم که بخشهایی از متن را که چندان به اصل مطلب لطمه ای نمیزند حذف کنیم بخصوص بعضی از روایتهای مجهول و مجعول را که عدم صحت آنها در بسیاری از تحقیقات جدید اعلام و منتشر شده است.علت اصلی آن هم این بوده که اگر بخواهیم کل متن را منتشر کنیم بالغ بر هزار پست شاید بشود که اصلا در حوصله این وبلاگ نیست . کسانیکه اصل کتاب را میخواهند بخوانند میتوانند مستقیما بدان مراجعه نمایند ما ولی استخوان بندی آنرا حفظ میکنیم و تنها بخشهای غیر ضروری که به اصل مطلب لطمه ای نمیزند را حذف میکنیم . ( محمود زارع )



گل




مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (112)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (113)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (114)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (116)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (117)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (118)

تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (119)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (120)



مطالب اخیر وبلاگ :

مالک الملک است و عزیز کننده و ذلیل کننده
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (118)
درسهای زندگی از مولا علی (ع)
مولا علی (ع) ؛حیات جان علم است
ارزش علم در نگاه منصوب عزیز غدیر ,مولا علی (ع)
ارزش میانجیگرى و آشتى میان دیگران
حکمتهایی از منصوب عزیز غدیر ,مولا علی (ع)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (117)
خوشا بحال زدایندگان غم و غصه
مولا علی (ع) منتخب محمد (ص)؛ تا غدیر می ماند!
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (116)
هیچ در اندیشه ی که چون بود حال ما روز رستاخیز ؟!
تفکر و تعقل بالاتر از هر عبادتیست
بخشی دیگر از خطبه بند بالای غدیر
آل سعود و بیخبری از آیات الهی (وقتی پرده دار حرم غاصب است و بیخبر)
ناصبی مستوجب دو آتش
شَهِدَ اللَهُ أَنَهُ لا إِلهَ إِلَا هُوَ
بعضی از وقایع روزگار رهایی (1)
هنری بالاتر از دوست داشتن مردم نیست
امام على (ع): خودنمایی شرک است
مدعیان دروغین پیروی از امام زمان (ع)
حقوق پدر و مادر در ادبیات اخلاقی(01)
حج عوام و حج خواص
حرم ظاهر و حرم باطن !
گریه پیامبر(ص) بر مظلومیت علی(ع)
آیا واقعا متدین هستی ؟!
حقوق پدر و مادر در ادبیات اخلاقی(03)
حق با آقا بقیه الله و پیروانش میباشد
زاهد چو از نماز تو کاری نمی رود ...
چگونگی تداوم نسل بشر از ابتداء
دل گپ ها ( گفتگوهای تنهایی)
MIRACLE OF THE HOLY PROPHET,s SAYING
بنام آنكه ما را آفرید ...و میمیراند
دام خال روی ( تک بیتی )
راز کلیمی
عاشق تماشایی ( تک بیتی )
امام موسی صدر و پدیده رانت خواری
کلام نورانی از امام باقر (ع)
سه کلام از امام باقر (ع)
مناظره با ابوحنیفه درباره فضیلت مولا علی (ع)
زنان باحیاء و باوفا؛ فرشته های بی بدیل و گرانبها
سخنی از امام خوبیها,امام باقر (ع)
کلام نورانی امام محمد باقر(ع)
لالایی برای مادر(موسیقی مازنی+دانلود)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (114)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (113)
عادت بد دشمنی پرقدرت
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (112)
تعریض به زاهد ریایی (تک بیتی)





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.