النوبة الاولى
إِنَّ الَّذِینَ یَكْفُرُونَ بِآیَاتِ اللّهِ وَیَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ حَقٍّ وَیَقْتُلُونَ الِّذِینَ یَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِیمٍ ﴿21﴾
كسانى كه به آیات خدا كفر مى‏ورزند و پیامبران را بناحق مى‏كشند و دادگستران را به قتل مى‏رسانند آنان را از عذابى دردناك خبر ده (21)
رزاق
قوله، تعالى:
إِنَ الَذِینَ یَكْفُرُونَ ایشان كه كافر مى شوند و نمى گروند
بِآیاتِ اللَهِ بسخنان خداى
وَ یَقْتُلُونَ النَبِیِینَ بِغَیْرِ حَقٍ و پیغامبران را میكشند بناحق
وَ یَقْتُلُونَ الَذِینَ یَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ و میكشند ایشان را كه بداد و راستى فرمایند.
مِنَ النَاسِ از مردمان،
فَبَشِرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِیمٍ (21) بشارت ده ایشان را بعذابى دردنماى.

أُولئِكَ الَذِینَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ ایشان اند كه تباه گشت (و نیست شد) كردار هاى ایشان،
فِی الدُنْیا وَ الْآخِرَةِ هم درین جهان (ببى نامى) و هم در آن جهان (ببى پاداشى.)
وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِینَ ( 22 ) و نه ایشان راست هیچ یارى ده.

أَ لَمْ تَرَ؟ نمى بینى و ننگرى
إِلَى الَذِینَ أُوتُوا نَصِیباً مِنَ الْكِتابِ بایشان كه ایشان را بهره اى دادند از كتاب (آسمانى)
یُدْعَوْنَ إِلى كِتابِ اللَهِ مى باز خوانند ایشان را با نامه خدا
لِیَحْكُمَ بَیْنَهُمْ تا حكم كند كتاب خدا میان ایشان
ثُمَ یَتَوَلَى آن گه بر مى گردد.
فَرِیقٌ مِنْهُمْ وَ هُمْ مُعْرِضُونَ ( 23 )گروهى ازیشان روى گردانیده (باك نداشته، و فرو گذاشته.)

ذلِكَ بِأَنَهُمْ قالُوا آن (دلیرى ایشان) بآنست كه ایشان گفتند،
لَنْ تَمَسَنَا النَارُ إِلَا أَیَاماً مَعْدُوداتٍ فردا آتش بكسى از ما نرسد مگر روزى چند شمرده،
وَ غَرَهُمْ فِی دِینِهِمْ و ایشان را فریفته كرد در دین ایشان
ما كانُوا یَفْتَرُونَ ( 24 ) آنچه خود مى ساختند از دروغ.

فَكَیْفَ إِذا جَمَعْناهُمْ تا چون بود حال ایشان آن گه كه فراهم آریم ایشان را،
لِیَوْمٍ لا رَیْبَ فِیهِ روزى را كه در بودن آن روز گمان نیست
وَ وُفِیَتْ كُلُ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ (25 ) و سپرده آید بهر تنى آنچ كرد، و بر هیچ كس از ایشان بیداد نیابد.


النوبة الثانیة
قوله تعالى. إِنَ الَذِینَ یَكْفُرُونَ بِآیاتِ اللَهِ الآیة...
آیات این جا قرآن و دین است بقول بعضى مفسران، و بقول بعضى: آیات اللَه حجتهاى روشن است و برهان صادق بر وحدانیت و فردانیت خداى در كتابهاى وى، و بیرون از كتاب دلائل روشن در آفاق و در انفس بر اثبات نبوّات و شرائع، كه خلق باعتبار آن محثوث اند و مامور، و الیه الاشارة

بقوله: وَ كَأَیِنْ مِنْ آیَةٍ فِی السَماواتِ وَ الْأَرْضِ یَمُرُونَ عَلَیْها ربّ العزّة گفت: جهودان و ترسایان بآیات ما كافر شوند وَ یَقْتُلُونَ النَبِیِینَ بِغَیْرِ حَقٍ و پیغامبران را بجور و دلیرى و بنا حق میكشند.

ابو عبیده جراح گفت: یا رسول اللَه! من اشد عذابا یوم القیامة ؟ ازین مردمان كرا عذاب سخت تر و صعب تر باشد بروز رستخیز؟ رسول خدا جواب داد : من قتل نبیّا او رجلا امر بمعروف او نهى عن منكر. گفت عذاب صعب كسى را باشد كه پیغامبرى را كشت یا آن مرد كه امر بالمعروف و نهى عن المنكر فرماید، پس مصطفى (ص) این آیت برخواند و آن گه گفت: یا ابا عبیده! بنى اسرائیل چهل و سه پیغامبر را بیك ساعت از اول روز بكشتند، پس صد و دوازده مرد از نیك مردان و عابدین بنى اسرائیل برخواستند، تا بر ایشان امر بمعروف رانند و نهى منكر كنند، ایشان آن صد و دوازده مرد را در آخر روز بكشتند، مفسران گفتند این ملوك بنى اسرائیل بودند از آن جهودان كه بعد از موسى برخاستند، و این آیت در شان ایشان فرود آمد.

و یقاتلون الذین الایه... قرائت حمزه است و نصیر از كسانى. و مقاتلت این جا بمعنى قتل باشد، و مفاعله بر معنى فعل در لغت هست، چنان كه گویند " عافاه اللَه " ," قاتله اللَه"

و در خبرست : بئس القوم قوم یقتتلون الّذین یأمرون بالقسط من الناس، بئس القوم قوم لا یأمرون بالمعروف و لا ینهون عن المنكر، بئس القوم قوم یمشى المؤمن بینهم بالتقیة و الكتمان. آن گه گفت: فَبَشِرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِیمٍ.
در قرآن جایها بشارت گفت بمعنى نذارت، این از آن است. و عذاب اسم است و تعذیب مصدر و اصله من قولهم " ماء عذب" فالتعذیب ازالة ذلك العذب، كقولهم مرّضته، و قذّیته، فی ازالة المرض و القذى.

و فرق میان عذاب وعقاب این است كه عقاب بر سبیل مجازاة باشد، یعنى كه بر عقب جرم متقدّم میرود، و عذاب همه جاى كار فرمایند در مجازاة و غیر آن. هر چند كه جهودان در روزگار رسول اللَه قتل نكردند بلكه اسلاف ایشان كردند، اما بحكم آنكه متّبع اسلاف خویش بودند، و بر فعل ایشان و قتل ایشان رضا دادند، و آن مى پسندیدند، مستوجب عذاب گشتند هم ایشان و هم اسلاف ایشان.

میگوید ایشان را خبر ده كه هم ایشان را عذاب است و هم اسلاف ایشان را، هر چند كه این متاخران جهودان اگر ایشان را بر مصطفى و بر مؤمنان دسترس بودى هم قتل كردندى چرا كه ایشان هم بر اعتقاد اسلاف خود بودند، نبینى كه در بعضى جنگها و حربها كه ایشان را با رسول (ص) بود همت قتل كردند، اما رب العالمین وى را از ایشان نگه داشت، و ایشان را از وى باز داشت، و هو المشار الیه بقوله وَ اللَهُ
یَعْصِمُكَ مِنَ النَاسِ.

در بعضى اخبار بیارند كه هیچ مسلمان با جهود همراه نشود كه جهود همت قتل مسلمان كند اگر تواند یا از پیش شود، پس ایشان را بحكم این اعتقاد گفت: فَبَشِرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِیمٍ..

قوله: أُولئِكَ الَذِینَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِی الدُنْیا وَ الْآخِرَةِ... الایه. اما فى الدنیا فلانهم لم یحقن دماءهم و اموالهم، و لم یحصلوا منها محمدة، و اما فى الآخرة فلانهم لم یستحقوا بها ثوابا.
و اعمال جهودان آنست كه بدعوى مى گفتند كه ما پذیرنده توراتیم و بر شریعت موسى ایستاده، ربّ العالمین گفت: این اعمال كه دعوى میكنند باطل است و تباه، كه نه درین جهان ایشان را نیك نامى داد، نه در آن جهان پاداش.

قوله: أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَذِینَ أُوتُوا نَصِیباً مِنَ الْكِتابِ... الآیة
این رؤیت حقیقى است، میگوید نمى بینى و ننگرى باین جهودان كه ایشان را نصیب دادند از آسمان یعنى كتاب توریت یُدْعَوْنَ إِلى كِتابِ اللَهِ این كتاب دوم قرآن است و احكام آن، بقول قتاده. میگوید: آن جهودان را با كتاب قرآن و حكم آن و اتباع محمد (ص) خواندند، نپذیرفتند، و از آن برگشتند و روى بر گردانیدند، با آنكه وى را مى شناختند بنام و صفت و نعت. فانهم یجدونه مكتوبا عندهم فى التوریة و الانجیل، و بیك روایت از ابن عباس یُدْعَوْنَ إِلى كِتابِ اللَهِ مراد از این كتاب هم تورات است و آن را قصه است، میگویند: مردى و زنى از اهل خیبر از اشراف ایشان زنا كردند، و بحكم كتاب تورات مستوجب رجم شدند، امّا كراهیت مى داشتند رجم ایشان را، كه از اشراف و مهتران بودند، بر مصطفى (ص) آمدند تا از وى رخصتى یابند در كار ایشان، رسول خدا ایشان را حكم رجم كرد نعمان بن ابى اوفى و یحیى ابن عمرو از سران جهودان بودند، گفتند: یا محمد! بیداد میكنى بر ایشان، كه بر ایشان رجم نیست . مصطفى گفت : " بینى و بینكم التوراة " میان من و شما توراة است یعنى بحكم تورات فرود آئیم، ایشان باین رضا دادند، پس رسول خدا گفت از شما كه داناتر است بتورات؟ گفتند مردى است اعور از دانشمندان فدك او را ابن صوریا گویند، و او را بخواندند، رسول گفت: تویى ابن صوریا؟ گفت آرى!
گفت تو عالم جهودانى؟ گفت چنین میگویند. آن گه رسول خدا توریت بعضى بخواست كه در آن ذكر رجم بود، ابن صوریا در گرفت و میخواند تا بآیت رجم در گذشت. آن گه دست بر آن نهاده و پوشیده داشت. پس عبد اللَه ابن سلمان دست وى بگرفت و آن آیت رجم بهر رسول اللَه و بهر جهودان خواند، نبشته بود: المحصن و المحصنة اذا زنیا، و قامت علیهما البینة، رجما و ان كانت المراة حبلى، تتربص بها حتى تضع ما فى بطنها
پس رسول خدا فرمود: تا آن هر دو جهودان را كه زنا كرده بودند رجم كنند جهودان از آن در خشم شدند و بیرون رفتند، رب العالمین در شأن ایشان این آیت فرستاد. ثُمَ یَتَوَلَى فَرِیقٌ مِنْهُمْ وَ هُمْ مُعْرِضُونَ میگوید: گروهى از ایشان برگشتند و روى گردانیدند از حق، یعنى علما و رؤساء ایشان بعد از آنكه دانستند كه رجم حق است و حكم تورات است.
و بهر آن گروهى باعراض مخصوص كرد، نه همه كه لختى از علماى ایشان چون عبد اللَه بن سلام و اصحاب او مسلمان شده بودند و ایمان آورده.

و گفته اند كه فرق میان تولّی و اعراض آنست كه: تولى آنست كه حاجتى را برگردد بر عقد و نیّت آن كه باز آید، و اعراض آنست كه بدل و همت برگردد و روى برگرداند یعنى یترك المنهج و یاخذ فى عرض الطریق متخبّطا.
گفته اند تولى آنست كه دوستى و هواخواهى بگذارد، اما بتن برنگردد. و اعراض آنست كه دوستى بگذارد و بتن نیز برگردد.

ذلِكَ بِأَنَهُمْ قالُوا اى ذلك الاعراض عن حكمك بسبب اغترارهم، حیث قالوا لَنْ تَمَسَنَا النَارُ إِلَا أَیَاماً مَعْدُوداتٍ این ایام معدودات آن چهل روز خواهند كه در آن گوساله مى پرستیدند یعنى بعدد آن روزها كه گوساله پرستیدیم ما را عذاب خواهد بود. رب العالمین گفت: این دروغ ایشان را فرهیفته كرد، خود دروغ فرا مى سازند و خود بدان فرهیفته مى گردند. و دروغ آنست كه گفتند لَنْ تَمَسَنَا النَارُ إِلَا أَیَاماً مَعْدُوداتٍ و گفته اند آن دروغ كه ایشان را فرهیفته كرد آنست كه گفتند " نَحْنُ أَبْناءُ اللَهِ وَ أَحِبَاؤُهُ " قوله: فَكَیْفَ إِذا جَمَعْناهُمْ لِیَوْمٍ لا رَیْبَ فِیهِ گفته اند: كه معنى یوم وقت است و آنچه گفت " فى ستة ایام، فى اربعة ایام، فى یومین "  معنى همه وقت است، كه این روز و شب بر اختلاف نزدیك ما است، و اللَه تعالى لیس عنده لیل و نهار عبد اللَه بن مسعود گفت : انّ ربّكم لیس عنده لیل و لا نهار، نوّر السماوات من نور وجهه
فَكَیْفَ إِذا جَمَعْناهُمْ الایة... میگوید: كه تا چون بود حال و قصه ایشان كه ما ایشان را با هم آریم لِیَوْمٍ لا رَیْبَ فِیهِ روزى را كه در بودن آن روز گمانى نیست و نه شور دل را جایى. اگر كسى گوید چگونه شك از آن نفى كرد، و بسیار كس هست از مردمان یعنى كافران كه در آن بشك اند، چنان كه ربّ العزت حكایت كرد از قومى: إِنْ نَظُنُ إِلَا ظَنًا وَ ما نَحْنُ بِمُسْتَیْقِنِینَ جواب آنست كه: این آیة لا ریب بمعنى نهى است چنان كه گفت فَلا رَفَثَ وَ لا فُسُوقَ اى لا ترفثوا و لا تفسقوا. دلیل برین آنست كه جاى دیگر نهى صریح كرد: فَلا تَكُونَنَ مِنَ الْمُمْتَرِینَ، فَلا یَكُنْ فِی صَدْرِكَ حَرَجٌ مِنْهُ اگر گویند این شك در قصد و اختیار مردم نیاید، چگونه نهى میكند چیزى كه در آن اختیار نیاید؟ جواب آنست كه: هر چند چنین گفت اما معنى آن حثّ است بر تدبر و تفكر، یعنى كه تفكر كنید و نیك بیندیشید و باز دانید. و این تدبّر و تفكّر در قصد و اختیار آید، و گمان و شور دل باز برد. ...

وَ وُفِیَتْ كُلُ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ: اى جزاء ما كسبت وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ بنقصان حسناتهم و زیادة سیّئاتهم. قال الضحاك عن ابن عباس: فاول رایة ترفع لاهل الموقف ذلك الیوم من رایات الكفار رایة الیهود، فیفضحهم اللَه على رؤس الاشهاد ثمّ یأمر بهم الى النار.


النوبة الثالثة
قوله تعالى: إِنَ الَذِینَ یَكْفُرُونَ بِآیاتِ اللَهِ الایه... اى الّذین ربطناهم بالخذلان و وسمناهم بوصف الحرمان، اخبرهم انا سوف ننقلهم عن دار الهوان و من الخذلان و الحرمان الى العقوبة و النیران،

كسى كه در ازل خسته تیغ شقاوت شد، در ابد كمند سعادت او را نگیرد،
و آن را داغ خذلان بر جان نهادند، نى!
روزبه و دولت یار او نباشد، آن را كه نواختند
آن روز نواختند، و آن را كه راندند آن روز راندند.

عباس را كه كمند سعادت از مكنون غیب بینداخته بودند، در كعبه شد و سر پیش بر سجود نهاد و مى گفت یا لات! یا هبل! بار خداى عالم میگفت: لبیك عبدی لبیك
غلغل در فرشتگان افتاد كه بار خدایا! او لات و هبل میخواند و تو بعزّت خویش جواب میدهى!
گفت اى فرشتگان! آرام گیرید، كه شما را بر مكنونات غیب ما اطلاع نیست، اگر او را در بندگى سهو و غلط افتاد ما را در خداوندى سهو و غلط نیفتاد، و شما نظارگیان آئید نظاره كنید، تا تقدیر ما در حق وى و فرزندان وى تا بقیامت چه اعجوبه بیرون دهد!

و آنكه آن میر پیغامبران نوح پیشانى خویش بدان درگاه در خاك مالید و گفت:
بار خدایا! در دل پدران در حق فرزندان تو به دانى، تواند بود كه برین ضعف و پیرى ما رحمت كنى، و این پسر را دین اسلام كرامت كنى.
از جبار عالم خطاب آمد كه: إِنَهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِكَ یا نوح!
حكم ما چنان رفت در ازل كه سر فرزند تو كلاه توحید را نشاید، و حكم ما را مرد نه، و بر آن مزید نه! تا بدانى كه این كاریست رفته و بوده!
آن را كه خواندند آن روز خواندند، و وسیلت نه،
و آن را كه راندند آن روز راندند، و علت در میان نه!

آن كشته قضا چندین سال بساط عبادت پیمود بر امید وصل، چون پنداشت كه دیده املش گشاده شود، یا نفحه وصال در دلش وزد، از سماء سمو بر خاك مذلّت افتاد اخلد الى الارض سیاه افتاد است.

پیش تو رهى چنان تباه افتادست
كز وى همه طاعتى گناه افتادست
این قصه كز آن روى چو ماه افتادست
این رنگ گلیم ما سیاه افتادست.


قوله: فَكَیْفَ إِذا جَمَعْناهُمْ لِیَوْمٍ لا رَیْبَ فِیهِ.
آیا تا چون بود حال ما روز رستخیز؟ كه جهانیان را از اول موجودات تا آخر دور مخلوقات بیك نفخه اسرافیلى از خاك جهان برانگیزند، و بیك لمحه در عرصات قیامت حاضر كنند، وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً

باش تا از صدمه صور سرافیلى شود
صورت خوبت نهان و سیرت زشت آشكار.


باش تا اظهار عزت و ریاست كوه ها فرا رفتن آید، دست و پاى و پشت و پهلو فرا گرفتن آید، و آن عیبها پوشیده و سرها آلوده فرا دیدن آید، و با تو گویند:
فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْیَوْمَ حَدِیدٌ.
پرده از روى كارت بر گرفتیم، یعنى كه خود را چه توخته و چه ساخته؟
همان بینى كه خود فرستاده!
همان خورى كه خود پخته،
همان دروى كه خود كشته؟

اینست كه رب العالمین گفت هُنالِكَ تَبْلُوا كُلُ نَفْسٍ ما أَسْلَفَتْ،
هر چه تو امروز به پناه او شوى فردا از تو برگردد، و ترا بگذارد، مگر تقوى كه درین سراى و در آن سراى ترا ضایع نگذارد.
همه حسبها را آن روز داغ كنند، و همه نسبها را پى كنند، تقوى را گویند بیا كه امروز روز بازار تست، هر كرا از تو نصیبى بود در آن سراى امروز در سراى جزا او را بر قدر نصیب او بمنزلى فرود آر،
آشنایان خویش را در مَساكِنَ طَیِبَةً فِی جَنَاتِ عَدْنٍ فرود آر
عاشقان خویش را در حضرت رضا و رِضْوانٌ مِنَ اللَهِ أَكْبَرُ فرود آر،

آشنایان تقوى دیگرند و عاشقان تقوى دیگر،
آشنایان او كسانى اند كه از حرام و شبهات بپرهیزند، و حركات و سكنات و اقوال و افعال ایشان بدستورى تقوى باشد،
و عاشقان تقوى كسانى اند كه از طاعات و حسنات خویش از روى نادیدن چنان بپرهیزند كه دیگران از معاصى و سیئات بپرهیزند.

ابو القاسم نصیر آبادى رحمه اللَه از خواص متقیان بود، او را گفتند: تقوى چیست؟
از حالت خویش از تقوى خبر داد و گفت: ان یتقى العبد ما سوى اللَه
تقوى آنست كه از هر چه جز اللَه است پرهیزى.
هر آینه این كس برابر نبود با آن كس كه از حرام تنها بپرهیزد.

اشارت قرآن چنان است كه إِنَ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَهِ أَتْقاكُمْ
فردا كه روز رستخیز باشد، و روز نواخت و سیاست هر كس كه بمراتب تقوى برتر، او بحضرت آلهیت نزدیكتر و گرامى تر!.
همانست كه رب العالمین گفت: وَ وُفِیَتْ كُلُ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ.

ادامه دارد ...



توضیح :   بلطف و عنایت الهی ما بترتیب تفسیر « كشف الأسرار و عُدة الأبرار مشهور به تفسیر خواجه عبدالله انصاری . ابوالفضل رشید الدین میبدی » را که تفسیری خاص و ذوقی است برای مخاطبین محترم خویش در این تارنما قرار داده و با همدیگر مرور کرده و ان شاء الله با توجه به شرافت ماه مبارک رمضان که الذی انزلت فیه القرآن میباشد ؛ بقدر وسع خویش بهره برده و برای تامل در آن از صاحب مصحف شریف هم اذن گرفته و هم تقاضای مکشوفی لایه هایی از آن را بنمائیم . حالا با هم پیش میرویم تا بجاهایی که خدای متعال بخواهد برسیم ! ضمنا دوستان توجه داشته باشند که بجز از قرآن کریم که کلام الله متعال است و سخن قطعی شده 14 معصوم علیه السلام بهیچ وجه نمیتوان و نباید هم باعتبار اینکه فلان شخص فلان ادعا را کرده یا فلان حرف را زده است پس ملاک حق و باطل همانست که فلانی گفته ! ابدا چنین نیست بلکه حق خودش ملاک و معیار برای سنجش سخن دیگرانست و بر همین طریق در همین تفسیر اقوالی گاه نقل میشود که ابدا نمیتوان بصحت آن و اعتبار آن اعتنایی کرد ! نباید هم انتظار داشته باشید که باصطلاح قانون همه یا هیچ را درخصوص نقل ها و حتی نظریات اشخاص پیاده کرد . بله بسیاری از نقلها و سخنان میتوانند درست و صحیح باشند همانطوریکه بسیاری از آنها میتوانند نادرست و غلط باشد. مهم آنست که شما سخن ها را بشنوید و از احسن آن تبعیت فرمایید که قول الله متعال هم همین است. در این اثر بعضا در تایید اشخاصی اقوالی نقل شده است که دقیقا نمیتواند با عقیده شیعیان تطابقی داشته باشد چرا که بر اساس مذهب حقه اثنی عشری اتمام حجت بر آنست که وصی پیامبر ختمی مرتبت مولا علی علیه السلام بوده و خلافت آنحضرت بدوازده نفر از همین اهل بیت مکرم اختصاص یافته و لاغیر . این مساله موجب آن نمیشود که ما حتی بعنوان دوستان و محبان و ان شاء الله شیعیان مولا علی (ع) نخواهیم از نظرات و سخنان دیگر فرق اسلامی استفاده کنیم و بر اشتراکاتی که داریم بهره مندی ای نداشته باشیم. از این پست ببعد و با شروع تفسیر بقره ما تصمیم گرفتیم که بخشهایی از متن را که چندان به اصل مطلب لطمه ای نمیزند حذف کنیم بخصوص بعضی از روایتهای مجهول و مجعول را که عدم صحت آنها در بسیاری از تحقیقات جدید اعلام و منتشر شده است.علت اصلی آن هم این بوده که اگر بخواهیم کل متن را منتشر کنیم بالغ بر هزار پست شاید بشود که اصلا در حوصله این وبلاگ نیست . کسانیکه اصل کتاب را میخواهند بخوانند میتوانند مستقیما بدان مراجعه نمایند ما ولی استخوان بندی آنرا حفظ میکنیم و تنها بخشهای غیر ضروری که به اصل مطلب لطمه ای نمیزند را حذف میکنیم . ( محمود زارع )



گل




مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (112)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (113)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (114)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (116)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (117)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (118)



مطالب اخیر وبلاگ :
درسهای زندگی از مولا علی (ع)
مولا علی (ع) ؛حیات جان علم است
ارزش علم در نگاه منصوب عزیز غدیر ,مولا علی (ع)
ارزش میانجیگرى و آشتى میان دیگران
حکمتهایی از منصوب عزیز غدیر ,مولا علی (ع)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (117)
خوشا بحال زدایندگان غم و غصه
مولا علی (ع) منتخب محمد (ص)؛ تا غدیر می ماند!
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (116)
هیچ در اندیشه ی که چون بود حال ما روز رستاخیز ؟!
تفکر و تعقل بالاتر از هر عبادتیست
بخشی دیگر از خطبه بند بالای غدیر
آل سعود و بیخبری از آیات الهی (وقتی پرده دار حرم غاصب است و بیخبر)
ناصبی مستوجب دو آتش
شَهِدَ اللَهُ أَنَهُ لا إِلهَ إِلَا هُوَ
بعضی از وقایع روزگار رهایی (1)
هنری بالاتر از دوست داشتن مردم نیست
امام على (ع): خودنمایی شرک است
مدعیان دروغین پیروی از امام زمان (ع)
حقوق پدر و مادر در ادبیات اخلاقی(01)
حج عوام و حج خواص
حرم ظاهر و حرم باطن !
گریه پیامبر(ص) بر مظلومیت علی(ع)
آیا واقعا متدین هستی ؟!
حقوق پدر و مادر در ادبیات اخلاقی(03)
حق با آقا بقیه الله و پیروانش میباشد
زاهد چو از نماز تو کاری نمی رود ...
چگونگی تداوم نسل بشر از ابتداء
دل گپ ها ( گفتگوهای تنهایی)
MIRACLE OF THE HOLY PROPHET,s SAYING
بنام آنكه ما را آفرید ...و میمیراند
دام خال روی ( تک بیتی )
راز کلیمی
عاشق تماشایی ( تک بیتی )
امام موسی صدر و پدیده رانت خواری
کلام نورانی از امام باقر (ع)
سه کلام از امام باقر (ع)
مناظره با ابوحنیفه درباره فضیلت مولا علی (ع)
زنان باحیاء و باوفا؛ فرشته های بی بدیل و گرانبها
سخنی از امام خوبیها,امام باقر (ع)
کلام نورانی امام محمد باقر(ع)
لالایی برای مادر(موسیقی مازنی+دانلود)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (114)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (113)
عادت بد دشمنی پرقدرت
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (112)
تعریض به زاهد ریایی (تک بیتی)
روحانی معتبر حکومت و شرابخانه
( طنز ) جوحی , فرزند حریص ناخلف





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.