النوبة الاولى
زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاء وَالْبَنِینَ وَالْقَنَاطِیرِ الْمُقَنطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَیْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِكَ مَتَاعُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَاللّهُ عِندَهُ حُسْنُ الْمَآبِ ﴿14﴾
دوستى خواستنیها[ى گوناگون] از زنان و پسران و اموال فراوان از زر و سیم و اسب‏هاى نشاندار و دامها و كشتزار[ها] براى مردم آراسته شده [لیكن] این جمله مایه تمتع زندگى دنیاست و [حال آنكه] فرجام نیكو نزد خداست (14)
محشر

قوله تعالى
زُیِنَ لِلنَاسِ برا راستند مردمان را
حُبُ الشَهَواتِ. دوستى آرزوها (و بایستها)
مِنَ النِساءِ وَ الْبَنِینَ از زنان و پسران
وَ الْقَناطِیرِ الْمُقَنْطَرَةِ و قنطارهاى گرد كرده،
مِنَ الذَهَبِ وَالْفِضَةِ از زر و سیم،
وَ الْخَیْلِ الْمُسَوَمَةِ و اسبان بانگاشت (و رنگ نیكو)
وَ الْأَنْعامِ وَ الْحَرْثِ و چهارپایان و كشت زار
ذلِكَ مَتاعُ الْحَیاةِ الدُنْیا اینست برخوردارى این جهانى
وَ اللَهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ، و بنزدیك اللَه است مومنان را نیكویى بازگشتن گاه.

قُلْ أَ أُنَبِئُكُمْ بگو شما را خبر كنم
بِخَیْرٍ مِنْ ذلِكُمْ ببه از آنچه بهره كافرانست ایدر
لِلَذِینَ اتَقَوْا ایشان راست كه بپرهیزند از شرك
عِنْدَ رَبِهِمْ بنزدیك خداوند ایشان
جَنَاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ بهشتها كه مى رود زیر آن جویهاى روان،
خالِدِینَ فِیها جاودان در آن
وَ أَزْواجٌ مُطَهَرَةٌ و جفتان پاك داشته (و پاك كرده)
وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَهِ و خشنودى و پسند از خدا،
وَ اللَهُ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ و خداى بینا (و دانا) ست ببندگان خود (كه هر كس بچه سزاست.)


النوبة الثانیة
قوله تعالى. زُیِنَ لِلنَاسِ این ناس كافرانند، و این تزیین بر آراستن دنیاست در چشم ایشان، و دریافت آن بحسّ باشد نه بعقل، از اینجاست كه در قرآن تزیین همه در اوصاف دنیا آمده است نه در اوصاف آخرت، و آن گه همه در حق كافران گفته كه مدرك ایشان از محسوسات در نگذرد، و ذلك فى قوله تعالى زُیِنَ لِلَذِینَ كَفَرُوا الْحَیاةُ الدُنْیا
و جاى دیگر گفت إِنَ الَذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ زَیَنَا لَهُمْ أَعْمالَهُمْ، جایى دیگر اضافت تزیین با شیطان كرد گفت: وَ زَیَنَ لَهُمُ الشَیْطانُ ما كانُوا یَعْمَلُونَ نه از آن كه از حقیقت تزیین و گم راهى ایشان در شیطان چیزى هست، لكن شیطان سبب گمراهى و آراستگى عمل بد بر ایشان بود، پس بر سبیل تسبّب اضافت تزیین با شیطان شد، چنان كه جاى دیگر اضافت اضلال با اصنام كرد رَبِ إِنَهُنَ أَضْلَلْنَ كَثِیراً مِنَ النَاسِ
و معلوم است كه اضلال در بتان نیست، فانّ الهادى و المضل هو اللَه عزّ و جل، لكن اصنام سبب ضلالت ایشان بودند پس بر سبیل تسبب اضلال با نام ایشان كرده، اینجا همچنانست زُیِنَ لِلنَاسِ حُبُ الشَهَواتِ. معنی آنست: زین للناس الشهوات و حببت الیهم.

شهوات آرزوى نفس است، و لذت راندن، و بر پى هواى خود ایستادن، آن گه شهوات را تفسیر كرد و ابتدا بزنان كرد. فانّهن حبائل الشیطان و اقرب الى الافتنان. كه این زنان دام شیطانند، و مرد بهیچ چیز چنان زود فتنه نگردد كه برین زنان. مصطفى (ص) گفت ما تركت بعدى فتنة أضرّ على الرجال من النساء و عجب آنست كه این زنان را دام خواند و شیطان را دام نهنده، پس كید دام نهنده را ضعیف گفت، إِنَ كَیْدَ الشَیْطانِ كانَ ضَعِیفاً و كید دام عظیم خواند: إِنَ كَیْدَكُنَ عَظِیمٌ، از بهر آنكه كید شیطان چون با رحمت خداى مقابل كنى ضعیف باشد، و كید زنان چون با شهوت مردان و میل ایشان مقابل كنى قوى باشد و عظیم.

وَ الْبَنِینَ و از شهوات دنیا كه مردم آن را سخن دوست دارند پسرانند، مصطفى (ص) گفت انّهم لثمرة القلوب و قرّة الاعین، و انهم مع ذلك لمجبنة منجلة محزنة.
و روى: ما من اهل بیت یولد فیهم ولد ذكر إلّا و اصبح فیهم عز لم یكن. وَ الْقَناطِیرِ الْمُقَنْطَرَةِ قناطیر جمع قنطارست، و در لغت عرب قطعى نیست بر كمیت و حدّ ان. جایى كه گذرگاه مردم بود آن را قنطره گویند و قنطار مالى باشد كه گذرگاه زندگى تو بود، پس باحوال مردم بگردد همچون بى نیازى و توانگرى، یكى باندك مال خود را بى نیاز و مستغنى بیند، یكى تا مال بسیار جمع نكند خود را بى نیاز و مستغنى نداند، و جماعتى از مفسران در قنطار سخن گفته اند و آن را حدّى پدید كرده گفتند: هزار دینار، و گفتند: كه پانصد، و گفتند كه نصاب زكاة، آن كه زكاة در آن واجب شود. و گفته اند كه پرى پوست گاو دینار یا درم، و گفته اند: دوازده هزار درم دیت مردى مسلمان.
و المقنطرة المجموعة قنطارا قنطارا آنچه قنطار قنطار با هم آرى و گرد كنى. گویند مقنطره همچون دراهم مدرهمه و دنانیر مدنّرة. و قیل: المقنطرة المحكمة، یقال قنطرت الشی ء اذا احكمته و منه سمیت القنطره وَ الْخَیْلِ الْمُسَوَمَةِ اسبان را خیل خواند لما فیه من الخیلاء هیچ كس بر پشت اسب سوار نشود كه نه در خود خیلاء و كبر نبیند و اصل ذلك من خیلت الشی ء و هو ظن یقرب من الكذب، و منه الخیال
میگوید و از شهوات دنیا اسبان مسوّم اند " مسوّم " را دو معنى است یكى: المطیّة المعلمة فى الحرب، یعنى اسبان با سومه نیكو نگاشت  آن نیكو، رنگ آن نیكو. سومه نشانى باشد كه متوسّم عیب و هنر و نژاد اسب بآن بجاى آرد.

دیگر معنى و الخیل المسومه اى المرسلة فى الرعى اسبان سائمه كرده كلها بصحرا گذاشته.
یقال سامت الخیل فسوم سوما. فهن سائمة اذا رعت، و اسمتها أنا اسامة فهى مسامة، و سوّمتها تسویما فهى مسوّمة.
و منه قوله تعالى فِیهِ تُسِیمُون روى على ابن ابى طالب (ع) قال رسول اللَه (ص): لما اراد اللَه عز و جلّ ان یخلق الخیل قال لریح الجنوب انى خالق منك خلقا اخلقه عزّا لاولیائى، و مذلة لاعدائى، و جمالا لاهل طاعتى. قالت الریح اخلق. فقبض منها قبضة فقال خلقتك فرسا. و جعلتك عزیزا و جعلت الخیر معقودا بناصیتك و الغنائم محتازة على ظهرك، و انت بغیتى، آثرتك فسحة من الرزق. و آثرتك على غیرك من الدواب.
.....
و عن خباب قال: قال رسول اللَه (ص) الخیل ثلاثة: فرس للرحمن و فرس للشیطان و فرس للانسان: فامّا فرس الرحمن فما اتخذ فى سبیل اللَه و قوتل علیه اعداء اللَه، و امّا فرس الانسان فما استطرق علیه، و اما فرس الشیطان فما روهن علیه و قومر علیه وَ الْأَنْعامِ
و ز شهوات دنیا كه مردم را بر آراستند چهارپایانند یعنى شتر و گاو و گوسفند. وَالْحَرْثِ و كشته زار.

فرق میان حرث و زرع آنست كه حرث زمین ساختن و خویش كردن و تخم در آن ریختن است، و زرع بعد از آن رویانیدن و پروریدن است. ازینجا كه رب العالمین اضافت حرث را با خلق كرد بیرون از زرع قال تعالى: أَ فَرَأَیْتُمْ ما تَحْرُثُونَ أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَارِعُونَ ذلِكَ مَتاعُ الْحَیاةِ الدُنْیا آنچه گفتیم ازین شهوات و لذات چندان بجایست كه دنیا بجایست، بر خوردارى ناپاینده پیدایى آن چندان ماند كه دنیا ماند.

اهل معانى گفتند: حیاة بر دو قسم است: حیاة دانیه دنیه، و هى الحیاة الدنیا حیاتى نزدیك یعنى این جهان با دنائت و خساست. و دنائت و خسّت وى آنست كه رب العالمین آن را لعب و لهو خواند، و ذلك فى قوله: اعْلَمُوا أَنَمَا الْحَیاةُ الدُنْیا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ الى قوله ثُمَ یَكُونُ حُطاماً
قسم دوم حیاة آن جهانى است، با راحت و آسانى، با شرف و شادى، و شرف وى آنست كه رب العالمین آن را حیاة طیبه خواند و حقیقت زندگى آن نهاد بآن كه گفت: وَإِنَ الدَارَ الْآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوانُ. كافران و بیگانگان حیاة همان قسم اول دانند، و بآن راه برند، و قسم دوم خود نشناسند و در نیابند، لا جرم آن را منكر شدند گفتند: لا تَأْتِینَا السَاعَةُ، إِنْ نَظُنُ إِلَا ظَنًا و مومنان بنور معرفت و تأیید الهى این حیاة آن جهانى بشناختند، و دریافتند، و بآن ایمان آوردند. رب العالمین آن ایمان ایشان بپسندید، و ایشان را در آن بستود و گفت : وَ الَذِینَ آمَنُوا مُشْفِقُونَ مِنْها، وَ یَعْلَمُونَ أَنَهَا الْحَقُ آنكه در آخر آیت گفت: وَ اللَهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ اى حسن المرجع، و هى الجنة.

آنچه گفت درین آیت كه رفت وصف كافرانست و بهره ایشان. اكنون وصف مؤمنان در گرفت، و آنچه از بهر ایشان ساخت گفت: قُلْ أَ أُنَبِئُكُمْ بِخَیْرٍ مِنْ ذلِكُمْ.

.... معنى آیت آنست كه یا محمد: گوى شما را خبر كنم به از آنچه نصیب كافرانست. اینجا سخن تمام شد.
پس ابتداء كرد و گفت: لِلَذِینَ اتَقَوْا عِنْدَ رَبِهِمْ

گفته اند: كه تقوى سه منزلست:
منزل اول ترك الكفر و الشرك، از شرك پرهیز كردن و از كفر دور بودن،
منزل دوم ترك المحارم الّتى تحظرها الشریعة حرامها، كه شریعت آن را بسته است و حرام كرده و از آن پرهیز كردن،
سوم منزل حفظ الخواطر و النیات، خاطر و نیت خویش را پاس داشتن وز پراكندگى نگاه داشتن.

اول منزل مسلمانانست، دوم منزل مؤمنانست، سوم منزل عارفانست.
میگوید: ایشان كه از شرك بپرهیزیدند و از محظورات شرع باز ایستادند، و خاطر و نیّت خویش را پاس داشتند. تا در توحید درست آمدند و راست رفتند، ایشان راست بنزدیك خداوند ایشان بهشتهاى.

جَنَاتٌ بلفظ جمع گفت از بهر آنكه نه یك بهشت است، كه هفت بهشت اند چنان كه ابن عباس گفت:
1) جنة الماوى
2) و جنة النعیم
3) و دار الخلد
4) و دار السلام
5) و جنة الفردوس
6) و جنة عدن ،
7) و علّیون
 و اشتقاق جنّت از جنّ است، و معنى جنّ پوشش است، یعنى كه از حسّ بصر پوشیده اند، كه ایشان را نه بینند. و دل را جنان گویند كه از چشمها پوشیده است همچنین جنّات را بآن خوانند كه امروز در دنیا از چشمها پوشیده است و لذلك قال تعالى فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِیَ لَهُمْ مِنْ قُرَةِ أَعْیُنٍ.

آن گه صفت بهشت كرد تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ. در همه قرآن این ها و الف با اشجار شود مگر آنجا كه من تحتهم است، و معنى همانست كه میگوید: میرود زیر ایشان جویهاى روان یعنى زیر درختها و نشستگاههاى ایشان.

خالِدِینَ فِیها جاودان در آن بهشت اند با ناز و نعیم، جاى دیگر فرمود وَ ما هُمْ مِنْها بِمُخْرَجِینَ. از آن ناز و نعیم شان هرگز بیرون نیارند، و از عزّ وصال با ذلّ اخراج نگردانند،
وَ أَزْواجٌ مُطَهَرَةٌ و ایشان راست در آن بهشت جفتان پاكیزه، و گزیده از قاذورات و تغیّر، لا یبلن و لا یتغوّطن و لا یحضن و لا یشبنّ.

روى انّ یهودیّا سأل النبى (ص) " أ تزعم انّ فى الجنة نكاحا و اكلا و شربا" و من اكل و شرب كانت له عذرة. فقال النبى (ص): و الذى نفسی بیده انّ فیها اكلا و شربا و نكاحا و یخرج منهم عرق اطیب من ریح المسك. فقال رجل: صدق رسول اللَه خلق اللَه دودا یاكل مما تاكلون و یشرب مما تشربون فیخلف عسلا سائغا، فقال علیه الصلاة و السلام هذا مثل طعام الجنة وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَهِ بو بكر از عاصم " رضوان" در همه قرآن بضم رآ خواند، و این لغت تمیم و قیس است. باقى بكسر را خوانند بر لغت اهل حجاز. یقال رضى یرضی رضى و مرضاة و رضوانا و رضوانا

موسى گفت: خدایا دلّنى على عمل اذا عملته، رضیت عنى . مرا كارى درآموز و بعملى راه نماى كه چون آن بجاى آرم تو از من راضى شوى.
رب العالمین گفت: یا موسى طاقت ندارى و آنچه میخواهى بر نتاوى!
موسى بسجود در افتاد و تضرع كرد، آن گه رب العالمین گفت: یا بن عمران رضایى فى رضاك بقضایى: رضاء من در آنست كه بحكم من راضى شوى.

مصطفى (ص) این دعا بسیار كردى" اللّهمّ، انّى اسألك الرضاء بعد القضاء و برد العیش بعد الموت، و اسألك لذة النظر الى وجهك
شیخ ابو عثمان حیرى را پرسیدند: چه معنى را رضا بعد القضاء خواست؟
گفت: رضا پیش از قضاء عزم باشد بر رضا نه عین رضاء، و بعد از قضاء حقیقت رضا آن بود.
وَ اللَهُ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ اى بصیر باعمال العباد، فیجازیهم علیها و قیل بصیر بالعباد اى علیهم بما یصیرون الیه من العدى و التولى.


النوبة الثالثة
قوله تعالى: زُیِنَ لِلنَاسِ حُبُ الشَهَواتِ.
آن مهتر عالم و سید ولد آدم مصطفى (ص) خبر داد از كردگار قدیم جل جلاله و عزّ كبریاء گفت:
آن گه كه بهشت بیافرید رب العالمین بجبریل گفت " یا جبریل اذهب فانظر الیها "
رو درین بهشت نظاره كن و آنچه من ساخته ام و آفریده ام بندگان و دوستان خود را یكى ببین، جبرئیل رفت و آن بهشتهاى آراسته با ناز و نعیم بى نهایت دید، و آن طرب گاه در آن منزلگاه در جوار حضرت اللَه ساخته و پرداخته عزیزان راه را و دوستان اللَه را. جبرئیل چون آن دید گفت : بار خدایا! و عزّتك لا یسمع بها احد الّا دخلها . بعزّت و خداوندى تو كه هیچكس صفت این بهشتها نشنود كه نه بآن قصد دارد و طاعت دار بود تا در آن شود. پس رب العالمین هر چه دشوارى و رنج بود ازین نابایستها و بى مرادیها گرد آن بهشت در گرفت، و راهش را پل بلوى ساخت تا هر كه قصد مولى دارد نخست پل بلوى باز گذارد.

شیخ الاسلام انصارى رحمة اللَه گفت:
من چه دانستم كه مادر شادى رنج است، و زیر یك ناكامى هزار گنج است!
من چه دانستم كه این باب چه بابست و قصه دوستى را چه جوابست!
من چه دانستم كه صحبت تو مهینه قیامت است، و عز وصال تو در ذل حیرتست!

جان و جهان كعبه جایى خوش است و معشش اولیاست و مستقرّ صدیقانست
اما بادیه مردم خوار در پیش دارد، میل در میل و منزل در منزل، تا خود كرا جست آن بود كه آن میلها و منزلها باز برد و بكعبه معظم رسد!


عالمى در بادیه مهر تو سرگردان شدند
تا كه یابد بر در كعبه قبولت بردبار

(سنایى)

پس چون راه بهشت بر بى مرادى و ناكامى نهاد فرمان در آمد كه:
یا جبریل! اكنون بازنگر تا چه بینى؟
جبریل آن راه پر خطر دید، و آن میلهاى مجاهدت، و منزلهاى با ریاضت دید كه بر راهگذار بهشت نهاده، و عزت قرآن خبر مى دهد كه تا آن میلهاى مجاهدت باز نبرى راه بحضرت ما نیابى وَ الَذِینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِیَنَهُمْ سُبُلَنا.
جبرئیل كه چنان دید گفت : بار خدایا! نپندارم كه ازیشان یك كس در بهشت شود !

مصطفى (ص) گفت پس رب العالمین دوزخ را بیافرید با انكال و سلاسل و با زقوم و حمیم.
جبرئیل را فرمود: كه یا جبرئیل یكى در رو درین زندان، تا اثر غضب ما بینى، و صفت عقوبت ما بدانى.
جبرئیل رفت و دوزخ را دید با آن دركات و انواع عقوبات گفت:
بار خدایا! و عزّتك لا یسمع بها احد فیدخلها .
بعزت تو خداوندا كه كسى صفت این دوزخ نشنود و آن گه كارى كند كه بأن كار در دوزخ شود.
پس رب العالمین هر چه از شهوات دنیا بود از آنچ درین آیت بشمرد مِنَ النِساءِ وَ الْبَنِینَ وَ الْقَناطِیرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَهَبِ وَ الْفِضَةِ وَ الْخَیْلِ الْمُسَوَمَةِ وَ الْأَنْعامِ وَ الْحَرْثِ
این همه گرد دوزخ در گرفت و راه آن بر مراد و هواء نفس نهاد تا هر كه بر پى مراد و هواء نفس خود رود بعاقبت سر بدوزخ باز نهد

آن گه گفت: یا جبرئیل! اكنون بازنگر این دوزخ را یعنى كه تا راه آن به بینى.
جبرئیل چون آن دید گفت: بار خدایا! ترسم كه هیچ كس نماند از ایشان كه نه در دوزخ شود.

پس مصطفى از راه هر دو سراى خبر داد گفت حفّت الجنة بالمكاره و حفت النار بالشهوات
روندگان در نابایست قدم در بهشت نهند، و اندكا كه ایشان خواهند بود! و روندگان در شهوت قدم در دوزخ نهند، و فراوانا كه ایشان خواهند بود!
آن راه بهشت پر بلاست و بانشیب و بالاست، و آن راه دوزخ آسانست و بر نفسها نه گران است! ألا انّ عمل الجنة حزن بربوة، الا ان عمل النار سهلة بشهوة.

قُلْ أَ أُنَبِئُكُمْ بِخَیْرٍ مِنْ ذلِكُمْ الآیة.
حدیث دشمنان و صفت زندگانى و غایت مقصور ایشان باز نمود و بیان كرد، باز درین آیت دیگر قصه دوستان در گرفت آنان كه امروز تقوى شعار ایشان و فردا بهشت و رضوان سرانجام كار ایشان، گفت لِلَذِینَ اتَقَوْا عِنْدَ رَبِهِمْ جَنَاتٌ

هم چنان كه تقوى را مراتب است بهشت را درجاتست:
اول درجه جنة المأوى است، و اول رتبه در تقوى از حرام و هواء نفس پرهیز كردن است.
قرآن مجید هر دو درهم بست و گفت: وَ نَهَى النَفْسَ عَنِ الْهَوى فَإِنَ الْجَنَةَ هِیَ الْمَأْوى .
و اعلى درجات جنة عدن است، و به از جنة عدن رضوان اكبر است پس غایت مقصد بهشتیان رضوان اكبرست. چنان كه رب العالمین گفت : " وَ مَساكِنَ طَیِبَةً فِی جَنَاتِ عَدْنٍ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَهِ أَكْبَرُ "
و این رضوان اكبر كسى را بود كه بنهایت تقوى رسد و نهایت تقوى این است كه هر چه داغ حدوث و نشان آفرینش دارد همه را دشمن خود داند، چنان كه خلیل گفت : فَإِنَهُمْ عَدُوٌ لِی إِلَا رَبَ الْعالَمِینَ

و از همه روى بر گرداند تا بدلى فارغ با غم عشق حقیقت پردازد، و یقین داند كه با غم عشق او زحمت اغیار در نگنجد، وز همه دل و جان خود بُرد.

دل باغ تو شد پاك ببر زان كه درین دل
یا زحمت ما گنجد و یا نقش خیالت
جان نیز بنزد تو فرستیم بدین شكر
صد جان نكند آنچه كند بوى وصالت


فردا هر كسى را بغایت مقصد و همت خویش رسانند،
یكى در آرزوى جنة الماوى او را گویند از حرام محض بگریز تا عادل باشی، وز تو دریغ نیست.
یكى در آرزوى دار الخلد، او را گویند از شبهت بپرهیز، تا زاهد باشى و از تو دریغ نیست.
یكى در آرزوى فردوس است، او را گویند از حلال محض دور باش در دنیا تا عارف باشى، و از تو دریغ نیست.
قومى بمانند كه ایشان را خود آرزویى نبود و مرادى نباشد، مراد ایشان مُراد دوست و اختیار ایشان اختیار دوست! بهشت ها بر ایشان عرض كنند، و از بهر ایشان كنیزكان و ولدان بر كنگره ها نشانند با نثارهاى عزیز و ایشان از همه فارغ، روى خویش از ایشان بگردانند، و گویند:
اگر لا بد دل بكسى باید داد بارى بكسى دهیم كه كرا كند.

ناگاه بدان لاله رخان دادم دل
او بود سزاى دل از آن دادم دل


اكنون رضوان اكبر گوئیم و آیت بأن ختم كنیم: روى انس بن مالك قال ابطأ علینا رسول اللَه (ص)  یوما فلما خرج قلنا له لقد احتبست، فقال ذلك ان جبرئیل اتانى كهیئة المرأة البیضاء فیها نكتة سوداء، فقال ان هذه الجمعة فیها ساعة خیر لك و لامتك. و قد ارادها الیهود و النصارى فاخطأوها قلت یا جبرئیل ما هذه النكتة السوداء؟ فقال هذه الساعة الّتى فى یوم الجمعة، لا یرافقها مسلم یسأل اللَه فیها خیرا الّا اعطاه ایّاه، او ذخر له مثله یوم القیامة، او صرف عنه مثله من السّوء، و انّه خیر الایام عند اللَه، و انّ اهل الجنة یسمّونه،
یوم المزید فقلت یا جبرئیل و ما یوم المزید؟ فقال ان فى الجنة اودیا افیح فیه مسك ابیض، ینزل اللَه كل یوم الجمعة فیه فیضع كرسیّه، ثم یجاء بمنابر من نور فتوضع خلفه، فتحفّ به الملائكة ثم یجاء بكراسىّ من ذهب فتوضع، و یجىّ بالنبیّین و الصدیقین و الشهداء و المؤمنین اهل الغرف فیجلسون ثم یبتسم اللَه فیقول: اى عبادى! سلوا. فیقولون: نسألك رضوانك: فیقول: قد رضیت عنكم.

ادامه دارد ...



توضیح :   بلطف و عنایت الهی ما بترتیب تفسیر « كشف الأسرار و عُدة الأبرار مشهور به تفسیر خواجه عبدالله انصاری . ابوالفضل رشید الدین میبدی » را که تفسیری خاص و ذوقی است برای مخاطبین محترم خویش در این تارنما قرار داده و با همدیگر مرور کرده و ان شاء الله با توجه به شرافت ماه مبارک رمضان که الذی انزلت فیه القرآن میباشد ؛ بقدر وسع خویش بهره برده و برای تامل در آن از صاحب مصحف شریف هم اذن گرفته و هم تقاضای مکشوفی لایه هایی از آن را بنمائیم . حالا با هم پیش میرویم تا بجاهایی که خدای متعال بخواهد برسیم ! ضمنا دوستان توجه داشته باشند که بجز از قرآن کریم که کلام الله متعال است و سخن قطعی شده 14 معصوم علیه السلام بهیچ وجه نمیتوان و نباید هم باعتبار اینکه فلان شخص فلان ادعا را کرده یا فلان حرف را زده است پس ملاک حق و باطل همانست که فلانی گفته ! ابدا چنین نیست بلکه حق خودش ملاک و معیار برای سنجش سخن دیگرانست و بر همین طریق در همین تفسیر اقوالی گاه نقل میشود که ابدا نمیتوان بصحت آن و اعتبار آن اعتنایی کرد ! نباید هم انتظار داشته باشید که باصطلاح قانون همه یا هیچ را درخصوص نقل ها و حتی نظریات اشخاص پیاده کرد . بله بسیاری از نقلها و سخنان میتوانند درست و صحیح باشند همانطوریکه بسیاری از آنها میتوانند نادرست و غلط باشد. مهم آنست که شما سخن ها را بشنوید و از احسن آن تبعیت فرمایید که قول الله متعال هم همین است. در این اثر بعضا در تایید اشخاصی اقوالی نقل شده است که دقیقا نمیتواند با عقیده شیعیان تطابقی داشته باشد چرا که بر اساس مذهب حقه اثنی عشری اتمام حجت بر آنست که وصی پیامبر ختمی مرتبت مولا علی علیه السلام بوده و خلافت آنحضرت بدوازده نفر از همین اهل بیت مکرم اختصاص یافته و لاغیر . این مساله موجب آن نمیشود که ما حتی بعنوان دوستان و محبان و ان شاء الله شیعیان مولا علی (ع) نخواهیم از نظرات و سخنان دیگر فرق اسلامی استفاده کنیم و بر اشتراکاتی که داریم بهره مندی ای نداشته باشیم. از این پست ببعد و با شروع تفسیر بقره ما تصمیم گرفتیم که بخشهایی از متن را که چندان به اصل مطلب لطمه ای نمیزند حذف کنیم بخصوص بعضی از روایتهای مجهول و مجعول را که عدم صحت آنها در بسیاری از تحقیقات جدید اعلام و منتشر شده است.علت اصلی آن هم این بوده که اگر بخواهیم کل متن را منتشر کنیم بالغ بر هزار پست شاید بشود که اصلا در حوصله این وبلاگ نیست . کسانیکه اصل کتاب را میخواهند بخوانند میتوانند مستقیما بدان مراجعه نمایند ما ولی استخوان بندی آنرا حفظ میکنیم و تنها بخشهای غیر ضروری که به اصل مطلب لطمه ای نمیزند را حذف میکنیم . ( محمود زارع )



گل




مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (112)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (113)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (114)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)



مطالب اخیر وبلاگ :

تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (114)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (113)
عادت بد دشمنی پرقدرت
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (112)
تعریض به زاهد ریایی (تک بیتی)
روحانی معتبر حکومت و شرابخانه
( طنز ) جوحی , فرزند حریص ناخلف
باد غارتگر و شکوه شبنم (تک بیتی)
نیت اساس کارست ولی امان از ظلم !
گرفتاری بندگان بدلیل طولانی شدن گناهان
مدعی بی وفا ( تک بیتی )
محمد (ص) موعود همه انبیاء پیشین
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
خار و خسان دوپا کم نیستند ! (تک بیتی)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
عالم خیال بی بند و بارست (تک بیتی)
با کریمـــان کارها دشـوار نیست
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (109)
حدیث عشق و اقبال عاشق (تک بیتی)
تصویر - روح زندگی و صمیمیت و سادگی
طنز - رند معصوم !
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (108)
موسیقی محلی مازندران, ننجان ( ننه جان ) + دانلود
قیامت , همانندی روی ها و دلها
دنیا و آخرت در نگاه مولا علی (ع)
عشق و دردمندی از عشق (تک بیتی)
پیامبر اخلاق (ص) در نگاه سید حسن نصرالله
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (107)
زبان نگاه ( تک بیتی )
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (106)
دنیا و آخرت در نظر مولا علی (ع)
حضرت فاطمه (س) محدثه بود
شرایط توبه در نظر مولا علی (ع)
دوستان خدا محزون نباشند
موسیقی محی مازندران,لالایی اثر محمود شریفی + دانلود
خوراکی‌ هایی که در تابستان نباید خورد
حکایت درویشان خدا
فضلیت آدمی در نظر مولا علی (ع)
هدایت فقط کار خداست و در این امر شریک نمیخواهد
فتنه ها و آشوب های آخرالزمان
غره مشو که خوار گردی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
حضرت فاطمه (س) از بکائون خمسه تاریخ
کاربرد مجاز در قرآن
حضرت فاطمه (س) بعد از رحلت پیامبر (ص)
عصاره سیر و لیمو ترش ، راهی برای باز کردن رگهای قلب
خدا یکی و محبت یکی و یار یکی
چگونگی تدوین مصحف فاطمه (س)
قفس غم
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (104)





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.