النوبة الثانیة
قوله تعالى: إِنَ الَذِینَ كَفَرُوا الآیه...
الهی

مشركان قریش و جهودان قریظه و نضیر در رسول خدا بدرویشى و بى فرزندى بغمز مى دیدند، و بمال و فرزندان خویش مى نازیدند، و در آن با وى مكاثرت مى ساختند، این جواب ایشانست، میگوید لَنْ تُغْنِیَ عَنْهُمْ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ مِنَ اللَهِ أى عند اللَه، شیئا. و قیل: من عذاب اللَه شیئا. فردا ایشان را آن مال و فرزند بكار نیاید بنزدیك خدا، و عذاب خدا از ایشان از هیچیز باز ندارد، وَ أُولئِكَ هُمْ وَقُودُ النَارِ،
این همچنانست كه گفت: وَقُودُهَا النَاسُ وَ الْحِجارَةُ. وقود بنصب واو آن چیز است كه بآن آتش افروزند، از هیزم و جز آن، و وقود بضم واو و وقد افروختن آتش است همچون ایقاد.

كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ دأب نامى است عادت را، مراد بآن سان و صفت است، یعنى همچون سان و صفت آل فرعون و این كاف را سه وجه است: یكى آنست كه هُم وَقُود النار كداب آل فرعون، این داب با نار پیوسته، و این آل فرعون مضاف با هم، میگوید این مشركان قریش و جهودان هیزم دوزخند چون آل فرعون. آن گه ابتدا كرد و گفت: وَ الَذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ این هم مشركان قریش اند و هم آل فرعون، میگوید: و ایشان كه پیش از ایشان بودند، و آن قوم نوح اند و عاد و ثمود. كَذَبُوا بِآیاتِنا.

دیگر وجه هُمْ وَقُودُالنَارِ كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَ الَذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ میگوید ایشان هیزم دوزخ اند چون آل فرعون و چون ایشان كه پیش از ایشان بودند تا آنجا كه سخن پیوسته. آن گه آل فرعون را گفت و ایشان كه پیش از ایشان بودند كَذَبُوا بِآیاتِنا
وجه سدیگر: بر نار وقف است آن گه ابتدا كرد كداب آل فرعون و سخن پیوسته تا بذنوبهم. مى گوید: چون آل فرعون و ایشان كه پیش از ایشان بودند دروغ شمردند سخنان ما تا اللَه ایشان را فرا گرفت. همانست كه جاى دیگر گفت و كلّا أخذنا بذنبه و ذنب و جرم متقاربند، لكن جرم چون نتیجه و ثمره اكتابست از اجترام ثمره گرفته اند و ذنب چون عاقبت و آخر فعل است كه بوى مى بازگردد از ذنب گرفته اند همچنین عقوبت از ان عقوبت نام كرده اند كه آن عاقبت بد كارست بر عقب بد كردن او، و تعقیب بر پى كارى یا كسى رفتن و ایستادن بود. لَهُ مُعَقِباتٌ از آنست. و تعقیب نیز چیزى بپس باز بردن بود لا معقّب لحكمه از آنست، یعنى
كه باز پس برنده نیست حكم اللَه را، و از آنست كه مرتد را گفت انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ كه از سوى عقب باز مى گردد. و عقاب و معاقبه هر دو مصدراند عقوبت كردن را، وَ اللَهُ شَدِیدُ الْعِقابِ یعنى. إذا عاقب، میگوید خداى سخت عقوبتست هر گه كه عقوبت كند، و سخت گیر است اگر گیرد.

قُلْ لِلَذِینَ كَفَرُوا... این كافران مشركان مكه اند و جهودان مدینه، سَتُغْلَبُونَ وَ تُحْشَرُونَ إِلى جَهَنَمَ حمزه و كسایى هر دو كلمه را بیا خوانند، باقى همه بتاء مخاطبه خوانند. ایشان كه بتاء مخاطبه خوانند معنى خود ظاهر است و ایشان كه بیا خوانند آن را دو وجه است:
یكى آنست كه الذین كفروا سیغلبون و یحشرون فقل لهم مى گوید ایشان كه كافر شدند ایشان را اینجا باز شكنند و فردا بدوزخ رانند، و فرا ایشان گو كه چنین خواهد بود.
وجه دیگر قُلْ لِلَذِینَ كَفَرُوا یعنى الیهود. سیغلبون یعنى كفار مكه، فرا كافران اهل توریت گوى: كه این مشركان قریش كه دشمنان منند ایشان را بازخواهند شكست امروزه در دنیا، و بدوزخ خواهند راند فردا بقیامت. و این شكستن روز بدر است كه مسلمانان كافران را بكشند و بهزیمت كردند. مصطفى (ص) آن روز كه این آیت آمد كافران را گفت: إن اللَه غالبكم و حاشركم إلى جهنم
و این آیت دلیلى روشنست بر صدق نبوت مصطفى و صدق سخن وى كه پیش از آن خبر باز داد كه مسلمانان را غلبه و قوت خواهد بود بر كافران یعنى روز بدر، و هم چنان بود كه وى گفته بود و خبر داده.

قول ابن عباس آنست كه قُلْ لِلَذِینَ كَفَرُوا این كافران جهودان مدینه اند و قصه آنست كه چون مشركان قریش ابو سفیان بن حرب و اصحاب او روز بدر بهزیمت شدند و شكسته گشتند و مسلمانان را قوت و نصرت بود جهودان مدینه گفتند هذا و اللَه النّبیّ الامّى الذى نجده فى كتابنا التوریة بنعته و صفته و مبعثه و انه لا تردّ له رایة
گفتند و اللَه كه آن پیغامبرست كه ما نام و صفت و مبعث وى در كتاب خویش یافته ایم، و دانسته كه وى را بر همكنان غلبه و قوتست، و علم نبوت وى آشكارا. و بران بودند كه اتباع وى كنند و بوى ایمان آرند، پس قومى ازیشان گفتند: این چه تعجیل است؟ بگذارید تا وقعه دیگر بیفتد میان وى و میان دشمنان وى، اگر او را دست بود و به آید در آن وقعه، پس همه بوى ایمان آریم، نه بس برآمد تا وقعه احد بیفتاد، و مسلمانان بهزیمت شدند چنان كه قصه است. آن جهودان باز بشك افتادند. شقاء ازلى و حكم إلهى بكفر ایشان در رسید، و ایشان را از آن گفت و همّت باز پس آورد و هیچكس از ایشان مسلمان نشد، و عهدى نیز كه داشتند با رسول خدا آن عهد بشكستند، و كعب اشرف كه سر ایشان بود و با شصت سوار سوى مكه شد و با كافران مكه در عداوت مصطفى راست شد و برین اتفاق كردند كه كلمه شان یكسان باشد، و در مخالفت موافقتى نمودند و عهدى بستند، و بمدینه باز آمدند. پس رب العالمین در شان آن جهودان آیت فرستاد: قُلْ لِلَذِینَ كَفَرُوا سَتُغْلَبُونَ وَ تُحْشَرُونَ إِلى جَهَنَمَ. وَ بِئْسَ الْمِهادُ. أی و بئس الفراش من النار. یقول بئس ما مهّدوا لانفسهم، بد آرامگاهى كه خود را ساختند و توختند دوزخ جاودان و آتش سوزان.

قَدْ كانَ لَكُمْ آیَةٌ اى بیان و عبرة و دلالة على صدق ما قلت لكم ستغلبون. مى گوید: ایشان را گوى كه نشان و بیان و دلیل صدق آنچه من گفتم كه ستغلبون آنست كه دو فرقت بر هم رسند روز بدر جنگ را و كوشش را، یك فرقت مسلمانان و یك فرقت كافران.
مسلمانان سیصد و سیزده بودند از ایشان هفتاد و هفت مهاجران، دویست و سى و شش انصار صاحب رایت رسول خدا و مهاجران على بن ابى طالب (ع) بود. و صاحب رایة انصار سعد بن عباده، و هفتاد شتر در لشكر مسلمانان بودند و دو اسب، یكى آن مقداد بن عمرو و یكى آنِ مرثدن بابى مرثد. و شش درع با ایشان بود، و هشت شمشیر، و از مسلمانان آن روز بیست و دو مرد شهید گشتند، چهارده از مهاجر و هشت از انصار. و فرقت دیگر كافران مكه بودند، رئیس ایشان عتبة بن ربیعة بن عبد شمس، و در لشكر ایشان صد تا اسب بود، و نهصد و پنجاه مرد جنگى، سه چندان عدد مسلمانان بودند. امّا رب العالمین گفت: یَرَوْنَهُمْ مِثْلَیْهِمْ این گروه مسلمانان كافران را بشمار دو بار چند خویشتن دیدند چون چشم بر ایشان افكندند. یعنى كه اللَه ایشان را چنین نمود تا بر ایشان چیره شوند و باز نشكنند، و مسلمانان را آن آیت دیگر: فَإِنْ یَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ صابِرَةٌ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ معلوم شده بود كه مردى ازیشان با دو مرد كافر برآید و غلبه كند.

پس رب العزة كافران را اگر چه سه بار چند مسلمانان بودند دو بار چند ایشان نمود و مسلمانان نیز بچشم كافران اندك نمود چنان كه آنجا گفت: وَ یُقَلِلُكُمْ فِی أَعْیُنِهِمْ این بآن كرد تا دلهاى مسلمانان قوى باشد و گوش بغلبه و نصرت دارند، و كلمه حق را بكوشند، و چنان كردند و رب العالمین مسلمانان را آن روز بر كافران نصرت داد.

یَرَوْنَهُمْ بتا قرائت نافع و یعقوب است، باقى بیا خوانند، و قرائت یا ظاهرترست و معنى آن روشن تر، و چون بتا خوانى با لكم شود. میگوید ایشان را مى دیدند یعنى كافران را دو بار چند ایشان. اى مثلیهم. در هر دو قرائت كه ترونهم خوانى یا یرونهم این ها و میم مثلیهم با مسلمانان شود " رأى العین " نامى است عیان را، و برأى العین و مرتأى العین هم چنان، وَاللَهُ یُؤَیِدُ بِنَصْرِهِ مَنْ یَشاءُ
نصرت مؤمنان را از جهت خداوند عز و جل بر دو وجه است:
یكى نصرت دادن از روى حجت و قد فعل، و این نصرت بحمد اللَه ظاهرست و آشكارا، و حجت بر اعداء دین روشن است و لازم.
وجه دیگر نصرت مداولت و غلبه است، آن مداولت كه رب العالمین گفت: وَ تِلْكَ الْأَیَامُ نُداوِلُها بَیْنَ النَاسِ این نصرت است كه مسلمانان از اللَه مى خواهند كه فَانْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرِینَ.

و این نصرت است كه خداى، تعالى مومنان را وعده داد گفت: كانَ حَقًا عَلَیْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنِین جاى دیگر گفت: أَلا إِنَ نَصْرَ اللَهِ قَرِیبٌ. نَصْرٌ مِنَ اللَهِ وَ فَتْحٌ قَرِیبٌ.
وَ اللَهُ یُؤَیِدُ بِنَصْرِهِ مَنْ یَشاءُ. همان نصرت مداولت است.

امیر المؤمنین على (ع) گفت: إنّ للباطل جولة ثم یضمحل

اوفتد گاه گاه كه كافران بر مسلمانان غلبه كنند و ایشان را برنجانند، اما یك جوله بیش نباشد، كه باطل پاینده نبود و بعاقبت غلبه و نصرت هم مسلمانان و اهل حق را باشد.

چنان كه گفت، بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِ عَلَى الْباطِلِ فَیَدْمَغُهُ،... وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَهُ لِلْكافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا.
مصطفى (ص) این نصرت در دعاء ضعفاء امّت و اخلاص ایشان بست گفت:
انّما ینصر اللَه هذه الامّة لضعفائهم بدعائهم و اخلاصهم و صلوتهم. و قال هل تنصرون و ترزقون الّا بضعفائكم
آن گه گفت: إِنَ فِی ذلِكَ لَعِبْرَةً لِأُولِی الْأَبْصارِ در آنچه دیدند از نصرت مومنان با ملت ایشان و هزیمت كافران با كثرت ایشان، عبرتیست خداوندان زیركى و خرد را.

عبرت اعتبار غائب بود در حاضر: چیزى حاضر معلوم كنى در هنگام، و جاى وصفت، آن گه بر قیاس آن حاضر چیزى غائب معلوم كنى در هنگام و جاى و صفت.

و در قرآن جایها عبرت یاد كرده است، و هر جاى با آن اولوا الأبصار گفت، از بهر آنكه قیاس كار بصیرانست، و این ابصار اینجا عقول است. و یقال العبرة ما یعبر به من الجهل الى العلم، این عبرت چون معبرست: یعنى كه بدان از جهل با علم میروند و اصل آن از عبور نهر است، و منه. العبارة لانّها جعلت كالمعبر لتأدیة المعنى من نفس القائل الى نفس السامع.



النوبة الثالثة
قوله تعالى: إِنَ الَذِینَ كَفَرُوا لَنْ تُغْنِیَ عَنْهُمْ أَمْوالُهُمْ الآیه...
جلیلا! خدایا! كریما! مهربانا!
كه در وعید كافران مومنان را وعده مى دهد! و در ذم ایشان اینان را مى نوازد، میگوید:
كافران را فرداى قیامت مال و فرزند بكار نیاید، و ایشان را سود ندارد، یعنى كه مؤمنانرا بكار آید هر گه كه حقوق آن بجاى آرند، و آن را دام دین خویش سازند، و سعادت ابدى بدان جویند.
مصطفى (ص) گفت: نعم المال الصالح للرجل الصالح، نعم العون على تقوى اللَه المال

همانست كه رب العالمین گفت: وَ ابْتَغِ فِیما آتاكَ اللَهُ الدَارَ الْآخِرَةَ مى گوید: در آنچه ترا داد ازین جهان آن جهان بدست آر! و سعادت آخرت طلب كن! و این سعادت آخرت در معرفت خداى است، و معرفت از نور دلست، و نور دل از چراغ توحید، و اصل این چراغ موهبت الهى است امّا مادّت آن از اعمال و طاعات تن است، و طاعات از قوه نفس است، و قوه نفس از طعام و شراب و كسوتست، و طعام و شراب و كسوة عین مالست. پس مال بدین تدریج سبب سعادت ابدى است. اما باید كه بقدر كفایت برنگذرد، كه آن گه سبب طغیان شود،
چنان كه گفت: إِنَ الْإِنْسانَ لَیَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى وز بهر این رسول خدا دعا كرد گفت: بار خدایا! قوت آل محمد قدر كفایت كن! این قدر كفایت چون براى فراغت عبادت بود خود عین عبادتست كه زاد راه است و زاد راه هم از راهست.

شیخ ابو القاسم گرگانى را ضیعتى بود حلال، كه از آن كفایت وى در آمدى، یك روز غله آن ضیعة آورده بودند. شیخ یك كف از آن بر گرفت و گفت این با توكل همه متوكلان عوض نكنم
و سر این كسى شناسد كه بمراقبت دل مشغول بود، و داند كه فراغت از كفایت چه مدد دهد رفتن راه راه..

إِنَ الَذِینَ كَفَرُوا لَنْ تُغْنِیَ عَنْهُمْ أَمْوالُهُمْ الایة... اگر هر چه خزائن زمین است و اموال دفین است كافران را باشد و جمله فداى تن خویش كنند تا خود را بآن باز خرند، و از عذاب اللَه برهند، ازیشان نپذیرند و آن انفاق مال ایشان را سود ندارد و بكار نیاید، خواه تا در مواساة درویشان بود، خواه تا در مصالح عموم خلق از بهر آنكه عبادت مالى در مراتب طاعت رتبت سوّم است: نخست اعتقاد صافى باید، پس عبادت بدنى، پس عبادت مالى. و كافران را نه اعتقادست، و نه عبادت بدنى پس عبادت مالى ایشان را بچه كار آید و چه سود دارد؟

باز بنده مومن دلى دارد معتقد، زبانى دارد موحّد، اركانى دارد متعبّد، پس اگر سر اعتقاد دل و ذكر زبان و تعبّد اركان صدقه دهد، یا بوجهی از وجوه خیرات خرجى كند، اگر چه شبهت را در آن مدخل بود امیدست كه چون بدرقه اعتقاد با آن همراه بود، آن را ردّ نكنند. ازین عجبتر كه با صفاى اعتقاد احكام اصول سنت اگر از اعمال خیزد ز دیوان وى چیزى بر نیاید هم امید رستگارى هست.
بحكم آن خبر كه مصطفى (ص) گفت: یقول اللَه تعالى قد شفع النبیون و الملائكه و المؤمنون و بقى ارحم الراحمین  " قال" : فیقبض قبضة او قبضتین من النار فیخرج خلقا كثیرا لم یعملوا خیرا.



توضیح :   بلطف و عنایت الهی ما بترتیب تفسیر « كشف الأسرار و عُدة الأبرار مشهور به تفسیر خواجه عبدالله انصاری . ابوالفضل رشید الدین میبدی » را که تفسیری خاص و ذوقی است برای مخاطبین محترم خویش در این تارنما قرار داده و با همدیگر مرور کرده و ان شاء الله با توجه به شرافت ماه مبارک رمضان که الذی انزلت فیه القرآن میباشد ؛ بقدر وسع خویش بهره برده و برای تامل در آن از صاحب مصحف شریف هم اذن گرفته و هم تقاضای مکشوفی لایه هایی از آن را بنمائیم . حالا با هم پیش میرویم تا بجاهایی که خدای متعال بخواهد برسیم ! ضمنا دوستان توجه داشته باشند که بجز از قرآن کریم که کلام الله متعال است و سخن قطعی شده 14 معصوم علیه السلام بهیچ وجه نمیتوان و نباید هم باعتبار اینکه فلان شخص فلان ادعا را کرده یا فلان حرف را زده است پس ملاک حق و باطل همانست که فلانی گفته ! ابدا چنین نیست بلکه حق خودش ملاک و معیار برای سنجش سخن دیگرانست و بر همین طریق در همین تفسیر اقوالی گاه نقل میشود که ابدا نمیتوان بصحت آن و اعتبار آن اعتنایی کرد ! نباید هم انتظار داشته باشید که باصطلاح قانون همه یا هیچ را درخصوص نقل ها و حتی نظریات اشخاص پیاده کرد . بله بسیاری از نقلها و سخنان میتوانند درست و صحیح باشند همانطوریکه بسیاری از آنها میتوانند نادرست و غلط باشد. مهم آنست که شما سخن ها را بشنوید و از احسن آن تبعیت فرمایید که قول الله متعال هم همین است. در این اثر بعضا در تایید اشخاصی اقوالی نقل شده است که دقیقا نمیتواند با عقیده شیعیان تطابقی داشته باشد چرا که بر اساس مذهب حقه اثنی عشری اتمام حجت بر آنست که وصی پیامبر ختمی مرتبت مولا علی علیه السلام بوده و خلافت آنحضرت بدوازده نفر از همین اهل بیت مکرم اختصاص یافته و لاغیر . این مساله موجب آن نمیشود که ما حتی بعنوان دوستان و محبان و ان شاء الله شیعیان مولا علی (ع) نخواهیم از نظرات و سخنان دیگر فرق اسلامی استفاده کنیم و بر اشتراکاتی که داریم بهره مندی ای نداشته باشیم. از این پست ببعد و با شروع تفسیر بقره ما تصمیم گرفتیم که بخشهایی از متن را که چندان به اصل مطلب لطمه ای نمیزند حذف کنیم بخصوص بعضی از روایتهای مجهول و مجعول را که عدم صحت آنها در بسیاری از تحقیقات جدید اعلام و منتشر شده است.علت اصلی آن هم این بوده که اگر بخواهیم کل متن را منتشر کنیم بالغ بر هزار پست شاید بشود که اصلا در حوصله این وبلاگ نیست . کسانیکه اصل کتاب را میخواهند بخوانند میتوانند مستقیما بدان مراجعه نمایند ما ولی استخوان بندی آنرا حفظ میکنیم و تنها بخشهای غیر ضروری که به اصل مطلب لطمه ای نمیزند را حذف میکنیم . ( محمود زارع )



گل




مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (112)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (113)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (114)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)



مطالب اخیر وبلاگ :

تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (113)
عادت بد دشمنی پرقدرت
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (112)
تعریض به زاهد ریایی (تک بیتی)
روحانی معتبر حکومت و شرابخانه
( طنز ) جوحی , فرزند حریص ناخلف
باد غارتگر و شکوه شبنم (تک بیتی)
نیت اساس کارست ولی امان از ظلم !
گرفتاری بندگان بدلیل طولانی شدن گناهان
مدعی بی وفا ( تک بیتی )
محمد (ص) موعود همه انبیاء پیشین
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
خار و خسان دوپا کم نیستند ! (تک بیتی)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
عالم خیال بی بند و بارست (تک بیتی)
با کریمـــان کارها دشـوار نیست
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (109)
حدیث عشق و اقبال عاشق (تک بیتی)
تصویر - روح زندگی و صمیمیت و سادگی
طنز - رند معصوم !
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (108)
موسیقی محلی مازندران, ننجان ( ننه جان ) + دانلود
قیامت , همانندی روی ها و دلها
دنیا و آخرت در نگاه مولا علی (ع)
عشق و دردمندی از عشق (تک بیتی)
پیامبر اخلاق (ص) در نگاه سید حسن نصرالله
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (107)
زبان نگاه ( تک بیتی )
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (106)
دنیا و آخرت در نظر مولا علی (ع)
حضرت فاطمه (س) محدثه بود
شرایط توبه در نظر مولا علی (ع)
دوستان خدا محزون نباشند
موسیقی محی مازندران,لالایی اثر محمود شریفی + دانلود
خوراکی‌ هایی که در تابستان نباید خورد
حکایت درویشان خدا
فضلیت آدمی در نظر مولا علی (ع)
هدایت فقط کار خداست و در این امر شریک نمیخواهد
فتنه ها و آشوب های آخرالزمان
غره مشو که خوار گردی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
حضرت فاطمه (س) از بکائون خمسه تاریخ
کاربرد مجاز در قرآن
حضرت فاطمه (س) بعد از رحلت پیامبر (ص)
عصاره سیر و لیمو ترش ، راهی برای باز کردن رگهای قلب
خدا یکی و محبت یکی و یار یکی
چگونگی تدوین مصحف فاطمه (س)
قفس غم
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (104)
پررویان و با حیاء ها





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.