ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...و فرق میان تفسیر و تأویل آنست كه تفسیر علم نزول و شأن و قصه آیت است و این جز بتوقیف و سماع درست نیاید، و نتوان گفت الّا بنقل و اثر و تأویل حمل آیت است بر معنى كه احتمال كند، و استنباط این معنى بر علما محظور نیست بعد از آن كه موافق كتاب و سنت باشد.
قرآن

استعمال تفسیر یا در الفاظ غریب باشد چنان كه بحیره و سائبه و وصیله، یا در سخن موجز باشد كه حاجت بشرح دارد چون أَقِیمُوا الصَلاةَ وَ آتُوا الزَكاةَ یا سخنى كه قصه در آن تعبیه باشد و تا آن قصه بندانند آن سخن متصور نشوند چنان كه گفت: إِنَمَا النَسِی ءُ زِیادَةٌ فِی الْكُفْرِ.
اما استعمال تأویل گاه بر سبیل عموم بود، گاه بر سبیل خصوص. چنان كه كفر گاه در جحود مطلق كار فرمایند و گاه در جحود بارى جل ثنائه على الخصوص، و چون ایمان  كه گاه در تصدیق مطلق كار فرمایند و گاه در تصدیق دین حق على الخصوص.
و هم از تأویل است لفظى مشترك میان معنیهاى مختلف، چنان كه لفظ وجد كار فرمایند هم در جدة و هم در وجد و هم در وجود  هم از تأویل است آنچه رب العالمین گفت: لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ میان علما اختلاف است كه این بصر عین است یا بصر قلب.

وَ الرَاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ. این ابتداء سخن است، كه بر إِلَا اللَهُ وقفى تمام است. میگوید كه راسخان در علم از دانش تأویل نومیدند. و دلیل بر آن قرائت ابى كعب است و در مصحف انس و بو صالح. و ابتغاء تأویله و ما لهم بتأویله من علم إن تاویله إلا عند اللَه.عمرعبد العزیز هر گاه كه این آیت بر خواندى گفتى: انتهى علم الراسخین فى الغلم بتأویل القرآن الى ان قالوا آمَنَا بِهِ كُلٌ مِنْ عِنْدِ رَبِنا .

ابن عباس گفت رسوخ ایشان و ثبوت ایشان در علم آنست كه گفتند آمَنَا بِهِ كُلٌ مِنْ عِنْدِ رَبِنا ... 

از مصطفى (ص) پرسیدند كه راسخان در علم كدام اند؟
گفت  یعلموا تأویله یمینه و صدق لسانه، و استقام قلبه و عفّ بطنه و فرجه، فذلك الراسخ فى العلم
و گفته اند تقوى باید با حق و تواضع با خلق، و زهد با دنیا، و مجاهدت با نفس تا از راسخان در علم باشى. این راسخان درین آیت هم ایشان اند كه در آن آیت گفت: لكِنِ الرَاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ مِنْهُمْ. پس معنى هر دو آیت آنست كه راسخان در علم میگویند: ما بگرویدیم بآنچه اللَه فرو فرستاد، كلّ من عند ربنا دریافته و نادریافته ما، همه پاكست و راست، و از نزدیك خداوند ما جلّ جلاله.
{ راسخان در علم در راس ان امیر مومنان علی (ع) و بعد از ایشان از اهل بیت (ع) هستند تا قائم ال محمد (ص) توضیح از : م.زارع } 
مذهب اهل سنت و تسلیم، و راسخان در علم، و ثابتان در ایمان، و جمهور اهل اثبات و جماعت آنست كه نامعقول قبول كردن بتسلیم درست آید و اهل تكلف و كلام میگویند كه معقول بقبول درست آید. وَ ما یَذَكَرُ اى و ما یتذكر و ما یتعظ بالقرآن الّا اولو اللّبّ و الحجى. میگوید جز خردمندان پند نپذیرند باین قرآن.

آن گه درآموخت رهیگان خود را تا گویند رَبَنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا این آیت رد قدریانست. و وجه دلیل اهل سنت و ردّ ایشان در آن روشنست و ظاهر، كه اضافت ازاغت و هدایت بكلیت با خداست، و خلق در آن مجبورند و مقهور. میگوید خداوند ما! دلهاى ما از دین حق، و راه استقامت، و سنن صواب بمگردان، چنان كه دل جهودان، و ترسایان، و مبتدعان كه در دل زیغ دارند بگردانیدى. مصطفى (ص) این دعا بسیار كردى كه
یا مقلّب القلوب!ثبت قلبى على دینك .
یاران گفتند یا رسول اللَه مى بترسى بر ما و بر دین ما؟ پس از آنكه ایمان آوردیم بتو، و ترا استوار گرفتیم بدانچه گفتى و رسانیدى از كتاب و دین و شریعت؟ مصطفى ایشان را جواب داد كه  إنّ قلوب بنى آدم كلها بین اصبعین من اصابع الرحمن، یقیمه إن شاء و یزیغه إن شاء، و المیزان بید الرحمن یرفع أقواما و یضع آخرین الى یوم القیامة
....
و گفته اند در معنى رَبَنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا اى لا تفعل بنا من الاكرام ما یودى إلى الزیغ فكان الازاغة اعطاء الخیرات الدنیویّة المثبطة عن الخیرات الأخرویة المشار الیه بقوله: وَ لَوْ بَسَطَ اللَهُ الرِزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوْا فِی الْأَرْضِ. و لهذا قال على علیه السلام: من وسّع علیه دنیاه و لم یعلم انّه مكر به فهو مخدوع عن عقله.

وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً: رحمت ایدر ثباتست بر صواب، و عصمت از ریبت. و فائده مِنْ لَدُنْكَ آنست كه عطاء بر دو قسم است یكى عوض طاعات و اعمال، و یكى بى عوض بتبرع و تفضّل. این كلمه تنبیه است مر بنده را تا بداند كه عطاء إلهى نه بر سبیل جزا و عوض اعمال است، بلكه همه فضل و رحمت اوست مصطفى (ص) گفت سدّدوا و قاربوا و ابشروا فإنّه لن یدخل الجنّة احدا عمله قالوا و لا انت؟ یا رسول اللَه؟ قال و لا أنا إلّا أن یتغمّدنى اللَه منه برحمته
....
رَبَنا إِنَكَ جامِعُ النَاسِ لِیَوْمٍ یعنى یوم القیامة بحشرهم و نشرهم و حسابهم و جزائهم جامع نامیست از نامهاى خداوند عز و جل، این جا بمعنى حشر و تشر و قیامت است یعنى كه آن روز خلق را با هم آرد، و حساب كند، و جزاء كردار دهد این معنى را فریشته گفت ببعضى آدمیان خلقتم لأمر عظیم  این آفرینش شما مردمان نه از گزاف و بازى است أفَحَسِبْتُمْ أَنَما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً؟ بلكه كارى عظیم راست، و آن حشر و نشر و ثواب و عقاب است و این وعده حق راست است و بودنى چنان كه گفت عز و جل: إِلَیْهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِیعاً، وَعْدَ اللَهِ حَقًا و ازان گفته و وعده كه داده باز پس نیاید و خلاف نكند كه گفت إِنَ اللَهَ لا یُخْلِفُ الْمِیعادَ.


النوبة الثالثة
قوله هُوَ الَذِی أَنْزَلَ عَلَیْكَ الْكِتابَ.
هو نه نام است نه صفت اما اشارتست فرا هست، یعنى كه خداوند ما هست و بودنى و بوده، بر مكان عالى و در صفات متعالى،
شریح عابد گفت: درویشى را دیدم در مسجد حرام كه خداى را عز و جل مى خواند كه
یا من هو هو! یا من لا هو إلّا هو! اغفر لى
گفتا: هاتفى آواز داد كه اى درویش بآن یك بار كه نخست گفتى ترا چندان ثوابست كه فریشتگان تا بقیامت مى نویسند.

هو دو حرف است " ها " و " واو " و مخرج " ها " آخر حلق است و مخرج " واو "  اول حلق. اشارت میكند كه در آمد این حروف باول از اوست! و بازگشت آن در آخر باوست!
منه بدأ و الیه یعود.
و گفته اند كه اشارت بمخلوقات و مكونات است، كه در آمد هر چیز در بدایت از قدرت اوست، و بازگشت همه در نهایت با حكم اوست.

درویشى را در حال وله پرسیدند كه ما اسمك ؟
جواب داد كه " هو "
گفتند از كجا مى آیى؟
گفت " هو "
گفتند چه مى خواهى؟
گفت " هو "
گفتند لعلك ترید اللَه؟ مگر بآنچه  مى گویى اللَه را میخواهى؟
درویش كه نام اللَه شنید جان خویش نثار این نام كرد، و از دنیا بیرون شد.

نام تو بصد معنى نقّاش نگارند
بر یاد تو و نام تو مى جان بسپارند
بر بوى وصال تو همى جان بفشانند
وز وصف تو در دست بجز عجز ندارند


قوله تعالى. مِنْهُ آیاتٌ مُحْكَماتٌ هُنَ أُمُ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ دو قسم عظیم است از اقسام قرآن: یكى ظاهر روشن، یكى غامض مشكل، آن ظاهر، جلال شریعت راست، و این مشكل جمال حقیقت راست، آن ظاهر بآنست تا عامه خلق بدریافت آن و عمل بدان بناز و نعمت رسند. و این مشكل بآنست تا خواص خلق بتسلیم آن و اقرار بآن براز ولى نعمت رسند. و از آنجا كه نعمت و ناز است تا آنجا كه انس و راز است بسا نشیب و فراز است، و از عزت آن حال و شرف آن كار پرده غموض و تشابه از آن برنگرفت، تا هر نامحرمى درین كوى قدم ننهد، كه نه هر كسى شایسته دانستن اسرار ملوك بود.

رو گرد سراپرده اسرار مگرد
كوشش چه كنى كه نیستى مرد نبرد
مردى باید زهر دو عالم شده فرد
كو جرعه درد دوستان داند خورد


قوله: رَبَنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنا... الایه حین صدقوا فى حسن الاستغاثه أمدّوا بانوار الكفایة.
با دل صافى، و وقت خالى، و زبان بذكر حق جارى، تیر دعا سوى نشانه اجابت شود لا محاله، لكن كار در آنست كه تا این صفا و وفا و دعا كى مجتمع شوند، و چون برهم رسند! معنى آیت این دعاست كه: بار خدایا شور دل و زیغ از دلهاى ما دور دار، و ما را بر بساط خدمت بر شرط سنت پاینده دار. وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً و آنچه دهى خداوندا بفضل و رحمت خویش ده، نه جزاء اعمال و عوض طاعات را! كه اعمال و طاعات ما شایسته حضرت جلال تو نیست! و آن را جز محو كردن و با چشم نیاوردن روى نیست.

پیرى گفت از پیران طریقت كه:
زهره هاى رهروان و اصحاب طاعات آب گشت از بیم این آیت، كه: وَ قَدِمْنا إِلى ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً. و مرا از همه قرآن با این آیت خوش افتادى هست،
گفتند: این چه معنى دارد؟
گفت: تا از این اعمال ناپسندیده و طاعات ناشایسته باز رهیم، و یكبارگى دل در فضل و رحمت او بندیم.

قوله تعالى: رَبَنا إِنَكَ جامِعُ النَاسِ لِیَوْمٍ لا رَیْبَ فِیهِ
جمع كننده خلق و با هم آرنده اوست،
یكى امروز، یكى فردا، امروز دوستان خود را جمع مى كند بر بساط ولایت و معرفت،
و فردا همه خلق را جمع كند بر بساط سیاست و هیبت.
امروز جمع اسرار است مكاشفه جلال و جمال را،
و فردا جمع ابشارست مقاسات احوال و اهوال رستاخیز را.

نص صریح بهر دو ناطق است. اما جمع اسرار را درین سراى حكم
مصطفى (ص) گفت: یا معشر الانصار أ لم آتكم و انتم ضلال فهداكم اللَه بى؟
قالوا بلى یا رسول اللَه.
قال أ لم آتكم و انتم اعداء فالف اللَه بین قلوبكم بى؟
قالوا بلى یا رسول اللَه،
قال أ لم أتاكم و انتم متفرقون فجمعكم اللَه بى؟
قالوا بلى یا رسول اللَه.

و جمع اشباح و ابشار در قیامت آنست كه مصطفى (ص) گفت باسناد درست : یجمع اللَه الاولین و الآخرین لمیقات یوم معلوم اربعین سنة شاخصة ابصارهم الى السّماء و ینتظرون فضل القضاء، قال: و ینزل اللَه تعالى فى ظل من الغمام من العرش الى الكرسى ثمّ ینادى مناد: ایها النّاس! أ لم ترضوا من ربّكم الّذی خلقكم و رزقكم و أصركم ان تعبدوه و لا تشركوا به شیئا ان یولّى كلّ انسان ما كان یتولّى و یعید فى الدنیا؟ أ لیس ذلك عدلا من ربكم؟ قالوا بلى. فینطلقون فیمثل لهم أشیاء ما كانوا یعبدون، فمنهم من ینطق الى الشمس و منهم من ینطلق إلى القمر و إلى الاوثان من الحجارة، و اشباه ما كانوا یعبدون.
و یمثل لمن كان یعبد عیسى شیطان عیسى و یمثل لمن كان یعبد عزیر شیطان عزیر، و یبقى محمد و امته. قال فیمثل الرب عز و جلّ فیأتیهم، فیقول: ما لكم لا تنطلقون كما انطلق الناس؟ فیقولون: بیننا و بینه علامة فاذا رایناه عرفناه. فیقول: ما هى؟ فیقولون یكشف عن ساقه فعند ذلك یكشف عن ساقه ...  و ذكر الحدیث بطوله.



النوبة الاولى
إِنَّ الَّذِینَ كَفَرُواْ لَن تُغْنِیَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلاَ أَوْلاَدُهُم مِّنَ اللّهِ شَیْئًا وَأُولَئِكَ هُمْ وَقُودُ النَّارِ ﴿10﴾
در حقیقت كسانى كه كفر ورزیدند اموال و اولادشان چیزى [از عذاب خدا] را از آنان دور نخواهد كرد و آنان خود هیزم دوزخند (10)

قوله تعالى:
إِنَ الَذِینَ كَفَرُوا.... ایشان كه كافر شدند (و نعمت خداى بر خود بپوشیدند)
لَنْ تُغْنِیَ عَنْهُمْ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ مِنَ اللَهِ شَیْئاً بكار نیاید و سود ندارد ایشان را مالهاى ایشان و نه فرزندان ایشان بنزدیك خدا هیچیز،
وَ أُولئِكَ هُمْ وَقُودُ النَارِ و ایشان آنند كه بایشان آتش افروزند (فردا).

كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ همچون عادت و شأن آل فرعون
وَ الَذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ و ایشان كه پیش از ایشان بودند،
كَذَبُوا بِآیاتِنا دروغ گرفتند سخنان ما،
فَأَخَذَهُمُ اللَهُ بِذُنُوبِهِمْ تا پس فرا گرفت خداى ایشان را بگناهان ایشان،
وَ اللَهُ شَدِیدُ الْعِقابِ و خداى سخت عقوبتست (وسخت گیر.)

قُلْ لِلَذِینَ كَفَرُوا (جهودان و مشركان) را گوى
سَتُغْلَبُونَ آرى باز مالند شما را ایدر (و باز شكنند)
وَ تُحْشَرُونَ إِلى جَهَنَمَ و فردا شما را بسوى دوزخ انگیزانند
وَ بِئْسَ الْمِهادُ و بد آرامگاههایى است (دوزخ دوزخیان را.)

قَدْ كانَ لَكُمْ آیَةٌ شما را شگفتى بود(سخت نیكو،)
فِی فِئَتَیْنِ الْتَقَتا دو گروه كه هم روى شدند و هم دیدار،
فِئَةٌ تُقاتِلُ فِی سَبِیلِ اللَهِ یك گروه كشتن مى كردند در پیدا كردن راه بخداى.
وَ أُخْرى كافِرَةٌ و دیگر گروه كافران بخدا،
یَرَوْنَهُمْ مِثْلَیْهِمْ (این گروه مسلمانان گروه كافران را) مى دیدند بشمار دو بار چند خویشتن،
رَأْیَ الْعَیْنِ بر دیدار چشم آشكارا
وَاللَهُ یُؤَیِدُ بِنَصْرِهِ مَنْ یَشاءُ و خداى نیرو میدهد او را كه خواهد بیارى دادن خود،
إِنَ فِی ذلِكَ لَعِبْرَةً لِأُولِی الْأَبْصارِ در آنچه شما دیدید عبرتى است بینایان(و خردمندان) را.




توضیح :   بلطف و عنایت الهی ما بترتیب تفسیر « كشف الأسرار و عُدة الأبرار مشهور به تفسیر خواجه عبدالله انصاری . ابوالفضل رشید الدین میبدی » را که تفسیری خاص و ذوقی است برای مخاطبین محترم خویش در این تارنما قرار داده و با همدیگر مرور کرده و ان شاء الله با توجه به شرافت ماه مبارک رمضان که الذی انزلت فیه القرآن میباشد ؛ بقدر وسع خویش بهره برده و برای تامل در آن از صاحب مصحف شریف هم اذن گرفته و هم تقاضای مکشوفی لایه هایی از آن را بنمائیم . حالا با هم پیش میرویم تا بجاهایی که خدای متعال بخواهد برسیم ! ضمنا دوستان توجه داشته باشند که بجز از قرآن کریم که کلام الله متعال است و سخن قطعی شده 14 معصوم علیه السلام بهیچ وجه نمیتوان و نباید هم باعتبار اینکه فلان شخص فلان ادعا را کرده یا فلان حرف را زده است پس ملاک حق و باطل همانست که فلانی گفته ! ابدا چنین نیست بلکه حق خودش ملاک و معیار برای سنجش سخن دیگرانست و بر همین طریق در همین تفسیر اقوالی گاه نقل میشود که ابدا نمیتوان بصحت آن و اعتبار آن اعتنایی کرد ! نباید هم انتظار داشته باشید که باصطلاح قانون همه یا هیچ را درخصوص نقل ها و حتی نظریات اشخاص پیاده کرد . بله بسیاری از نقلها و سخنان میتوانند درست و صحیح باشند همانطوریکه بسیاری از آنها میتوانند نادرست و غلط باشد. مهم آنست که شما سخن ها را بشنوید و از احسن آن تبعیت فرمایید که قول الله متعال هم همین است. در این اثر بعضا در تایید اشخاصی اقوالی نقل شده است که دقیقا نمیتواند با عقیده شیعیان تطابقی داشته باشد چرا که بر اساس مذهب حقه اثنی عشری اتمام حجت بر آنست که وصی پیامبر ختمی مرتبت مولا علی علیه السلام بوده و خلافت آنحضرت بدوازده نفر از همین اهل بیت مکرم اختصاص یافته و لاغیر . این مساله موجب آن نمیشود که ما حتی بعنوان دوستان و محبان و ان شاء الله شیعیان مولا علی (ع) نخواهیم از نظرات و سخنان دیگر فرق اسلامی استفاده کنیم و بر اشتراکاتی که داریم بهره مندی ای نداشته باشیم. از این پست ببعد و با شروع تفسیر بقره ما تصمیم گرفتیم که بخشهایی از متن را که چندان به اصل مطلب لطمه ای نمیزند حذف کنیم بخصوص بعضی از روایتهای مجهول و مجعول را که عدم صحت آنها در بسیاری از تحقیقات جدید اعلام و منتشر شده است.علت اصلی آن هم این بوده که اگر بخواهیم کل متن را منتشر کنیم بالغ بر هزار پست شاید بشود که اصلا در حوصله این وبلاگ نیست . کسانیکه اصل کتاب را میخواهند بخوانند میتوانند مستقیما بدان مراجعه نمایند ما ولی استخوان بندی آنرا حفظ میکنیم و تنها بخشهای غیر ضروری که به اصل مطلب لطمه ای نمیزند را حذف میکنیم . ( محمود زارع )



گل




مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (112)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (113)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (114)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)



مطالب اخیر وبلاگ :
عادت بد دشمنی پرقدرت
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (112)
تعریض به زاهد ریایی (تک بیتی)
روحانی معتبر حکومت و شرابخانه
( طنز ) جوحی , فرزند حریص ناخلف
باد غارتگر و شکوه شبنم (تک بیتی)
نیت اساس کارست ولی امان از ظلم !
گرفتاری بندگان بدلیل طولانی شدن گناهان
مدعی بی وفا ( تک بیتی )
محمد (ص) موعود همه انبیاء پیشین
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
خار و خسان دوپا کم نیستند ! (تک بیتی)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
عالم خیال بی بند و بارست (تک بیتی)
با کریمـــان کارها دشـوار نیست
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (109)
حدیث عشق و اقبال عاشق (تک بیتی)
تصویر - روح زندگی و صمیمیت و سادگی
طنز - رند معصوم !
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (108)
موسیقی محلی مازندران, ننجان ( ننه جان ) + دانلود
قیامت , همانندی روی ها و دلها
دنیا و آخرت در نگاه مولا علی (ع)
عشق و دردمندی از عشق (تک بیتی)
پیامبر اخلاق (ص) در نگاه سید حسن نصرالله
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (107)
زبان نگاه ( تک بیتی )
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (106)
دنیا و آخرت در نظر مولا علی (ع)
حضرت فاطمه (س) محدثه بود
شرایط توبه در نظر مولا علی (ع)
دوستان خدا محزون نباشند
موسیقی محی مازندران,لالایی اثر محمود شریفی + دانلود
خوراکی‌ هایی که در تابستان نباید خورد
حکایت درویشان خدا
فضلیت آدمی در نظر مولا علی (ع)
هدایت فقط کار خداست و در این امر شریک نمیخواهد
فتنه ها و آشوب های آخرالزمان
غره مشو که خوار گردی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
حضرت فاطمه (س) از بکائون خمسه تاریخ
کاربرد مجاز در قرآن
حضرت فاطمه (س) بعد از رحلت پیامبر (ص)
عصاره سیر و لیمو ترش ، راهی برای باز کردن رگهای قلب
خدا یکی و محبت یکی و یار یکی
چگونگی تدوین مصحف فاطمه (س)
قفس غم
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (104)
پررویان و با حیاء ها
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (103)



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.