3)  سورة آل عمران- مدنیة
النوبة الاولى
اللّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ

الم ﴿1﴾ اللّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ ﴿2﴾ نَزَّلَ عَلَیْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَیْنَ یَدَیْهِ وَأَنزَلَ التَّوْرَاةَ وَالإِنجِیلَ ﴿3﴾
الف لام میم (1) خداست كه هیچ معبود [بحقى] جز او نیست و زنده [پاینده] است (2) این كتاب را در حالى كه مؤید آنچه [از كتابهاى آسمانى] پیش از خود مى‏باشد به حق [و به تدریج] بر تو نازل كرد و تورات و انجیل را (3) ...

بنام خداوند بخشاینده مهربان
الم ،
اللَهُ لا إِلهَ إِلَا هُوَ آن خدایى است كه نیست خدایى جز او
الْحَیُ الْقَیُومُ  زنده پاینده،

نَزَلَ عَلَیْكَ الْكِتابَ فرو فرستاد بر تو این نامه،
بِالْحَقِ براستى و درستى،
مُصَدِقاً گواهى استوارگیر،
لِما بَیْنَ یَدَیْهِ آن نامها را كه پیش ازین فرو فرستاد،
وَ أَنْزَلَ التَوْراةَ وَ الْإِنْجِیلَ مِنْ قَبْلُ و فرو فرستاد توریت موسى و انجیل عیسى از پیش،
هُدىً لِلنَاسِ این كتاب و آن توریت و انجیل هر سه راه نمونى را فرو فرستاد مردمان را،

وَ أَنْزَلَ الْفُرْقانَ  و فرو فرستاد نامه كه جدایى پیدا كند میان حق و باطل.
إِنَ الَذِینَ كَفَرُوا ایشان كه كافر شدند،
بِآیاتِ اللَهِ بسخنان خداى،
لَهُمْ عَذابٌ شَدِیدٌ ایشانراست عذابى سخت،
وَ اللَهُ عَزِیزٌ و خداى قوى است سخت گیر،
ذُو انْتِقامٍ   با كین كشى.

إِنَ اللَهَ لا یَخْفى عَلَیْهِ شَی ءٌ خداى آنست كه چیزى پوشیده نماند بر وى
فِی الْأَرْضِ وَ لا فِی السَماءِ  نه در زمین و نه در آسمان.

هُوَ الَذِی یُصَوِرُكُمْ او آنست كه شما را مى نگارد،
فِی الْأَرْحامِ در رحمهاى مادران
كَیْفَ یَشاءُ چنان كه خود خواهد.
لا إِلهَ إِلَا هُوَ نیست خداى جز وى
الْعَزِیزُ الْحَكِیمُ  آن تواناى دانا.


النوبة الثانیة
این سوره آل عمران گفته اند دویست آیت است، و سه هزار و چهارصد و هشتاد كلمه، و چهارده هزار و پانصد و بیست و پنج حرف. جمله بمدینه فرود آمد از آسمان عزّت، از نزدیك خداوند جلّ ثناؤه، بمصطفى صلّى اللَه علیه و آله
و سلّم سعید جبیر گفت اوّل آیت ازین سوره كه فرو آمد این بود هذا بَیانٌ لِلنَاسِ وَ هُدىً وَ مَوْعِظَةٌ لِلْمُتَقِینَ  و مصطفى در بیان فضیلت این سوره گفت:

هر آن كس كه برخواند روز آدینه خداى عزّ و جلّ و فریشتگان او بر وى ثنا گویند، و درود فرستند، تا آن گه آفتاب فرو شود. و بروایتى دیگر مى آید كه اگر شب آدینه بر خواند روز قیامت وى را دو پر دهند تا بدان دو پر اندر صراط بآسانى باز گردد. و بروایتى دیگر اگر بر اطلاق در عموم احوال و اوقات برخواند بهر آیتى وى را امانى دهند و زینهارى، فرداى قیامت اندران جسر دوزخ. این مسعود گفت من قرأ آل عمران فهو غنی توانگر بحقیقت آن كس است كه آل عمران داند و خواند.

امّا سبب نزول آیات كه در صدر این سورتست بر قول كلبى و بیع و انس و جماعتى مفسّران آنست كه ترسایان نجران آمدند بر مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلّم شصت مرد سواران، چهارده از ایشان سران و سالاران و اشراف ایشان، و درین چهارده سه كس بودند كه مدار كار ایشان باین سه كس بود، و بر همه مقدّم و فرمان ده بودند یكى عاقب امیر قوم بود، و صاحب مشورت ایشان، كه همه گوش باشارت و راى وى داشتند، نام وى عبد المسیح بود. دیگر سیّد بود ثمال ایشان، و صاحب رحل ایشان، نام وى ایهم. سدیگر ابو حارثة بن علقمه قاضى و امام و صاحب مدار. پس ایشان آمدند و در مسجد رسول خدا شدند، بعد از نماز دیگر با جامهاى نیكو، و هیئت آراسته، تا آن حدّ كه یكى از صحابه گفت: مانند این قوم ما هرگز ندیده ایم.
وقت نماز ایشان در آمد، برخاستند و هم اندر مسجد نماز خویش بگزاردند رو سوى مشرق، و رسول خدا گفت بگذاریدشان تا نماز خویش بكنند. پس سیّد و عاقب هر دو در سخن آمدند و با رسول سخن درگرفتند. رسول خدا گفت: مسلمان شوید ایشان گفتند ما مسلمان شدیم پیش ازین. رسول گفت دروغ گفتید كه شما مسلمان نه اید، نه آنكه خداى را فرزند مى گویید؟ و صلیب مى پرستید؟ و گوشت خوك مى خورید؟ ایشان گفتند: إن لم یكن ولدا للَه فمن أبوه؟ اگر عیسى فرزند اللَه نبود پس پدر وى كه بود؟ و مخاصمتى در گرفتند در كار عیسى، پس مصطفى (ص)گفت: نه شما مى دانید و مى شناسید كه فرزند بپدر ماند لا محاله؟ كه جنسیّت میان پدر و فرزند این اقتضا كند.
گفتند بلى چنین است. رسول گفت پس خداوند ما عزّ و جلّ زنده است كه مرگ را بوى راه نه، همیشه بود، و هست، و باشد. و عیسى نبود پس بود است. آن گه مرگ و فنا را بوى راهست! و نیز خداى ما نگهبان هر چیزست، و روزى گمار هر كس، و در عیسى ازین هیچ چیز نیست! و خداوند ما آنست كه لا یخفى علیه شی ء فى الارض و لا فى السماء نه در زمین و نه در آسمان چیزى از وى پوشیده، و عیسى نداند مگر آنچ او را
درآموختند! و خداوند ما عیسى را در رحم مادر نگاشت، چنان كه خود خواست، تا مادر بوى بارور شده و او را فرو نهاد، چنان كه مادر فرزند نهد، پس او را بپرورد چنان كه كودك خرد را پرورند بطعام و شراب، و خداوند ما ازین همه پاكست و منزّه، نه خورد، نه آشامد، نه هیچ عیب و رنج بوى در آید  تعالی و تقدس عما یقول الظالمون علوا كبیرا.
 
این سخن در ایشان گرفت و خاموش شدند. تا مخاصمت منقطع گشت، و ربّ العالمین درین حال این آیات فرستاد از اوّل سوره.
بِسْمِ اللَهِ الرَحْمنِ الرَحِیمِ عكرمه گفت: پیش از موجودات و مكوّنات خدا بود، دگر هیچ چیز نبود، نورى بیافرید و از آن نور لوح و قلم بیافرید، آن گه اوّل چیز كه بر لوح نوشت بِسْمِ اللَهِ الرَحْمنِ الرَحِیمِ بود.

.... و هم بر جعفر بن محمد گفت: بسم اللَه كتاب خداى را همچون كلید است درها را، پس بهیچ در خانه در نتوان شدن بى كلید، همچنین دستورى نیست كه بحضرت قرآن شوند بى بسم اللَه....
میان عورات بنى آدم و میان دیو پرده بسم اللَه است، كسى كه بخلوت جاى شود قضاء حاجت را، تا بسم اللَه نگوید كه دیده دیو از آن دربند حجاب نشود. و دیو از هیچ چیز چنان كوفته و كشته نشود كه از بسم اللَه شود، نبینى كه مردى بحضرت مصطفى گفت تعس الشّیطان . مصطفى گفت: چنین مگوى كه دیو ازین بزرگى بر خود نهد و گوید بعزّتی صغّرتك! فإذا قلت بسم اللَه تصاغر حتّى یصیر مثل الذّباب .
..... و شرح این آیت تسمیت بالطائف و نكت كه بآن تعلّق دارد در سوره بقره از پیش رفت.

قوله تعالى: الم
روایت كردند از ابن عباس در تفسیر الم كه الف اشارتست باللّه، و لام بجبریل. و میم بمحمّد (ص)
این تفسیر دلالت كند كه مبدأ قرآن از خداست و واسطه جبرئیل و منتهى محمد صلّى اللَه علیه و آله و سلّم. و مخرج الف كه بدایت مخارج حروفست دلالت میكند بدان كه مبدأ قرآن از خداست، و مخرج لام كه اوسط
المخارجست بر جبرئیل كه واسطه است، و مخرج میم كه منتهى مخارج است بر مصطفى كه منتهاى قرآنست، چنانستى كه ربّ العالمین گفت: ازین حروف كه دلالت میكند بر اسباب سگانه كتاب قرآن حاصل شد: آن كتابى كه شما با فصاحت و براعت از مثل آن گفتن درماندید، و عاجز گشتید.

و گفته اند " الف" از احدیّت است، و" لام" از لطف، و " میم" از ملك. معنى آنست كه " الاحد اللّطیف الملك."

قوله: اللَه لا اله الّا هو
" اللَه" بعضى از مفسّران در معنى اللَه و در اشتقاق آن گفتند هو الّذی یحقّ له العبادة، و الّذی یؤل الاشیاء الیه " اللَه" آن خداوندیست كه عبادت كردن و گردن نهادن وى را سزاست، و بازگشت هر چیز و هر كار اعلم اوست و با حكم او.

و گفته اند كه اللَه الف اشارتست بآلاء خدا، و لام اشارتست به لطف خدا و لام دیگر به لقاء خدا و ها تنبیه است. میگوید كه بیدار باشید و بدانید كه هر كه بدیدار اللَه رسید هم بنعمت و لطف اللَه رسید اگر نه لطف او بودى بنده بلقاء او نرسیدى.

معتقد اهل سنت برین قاعده بنا نهادند: تا گفتند خدا را هم بخدا شناسیم، یعنى كه تا رب العزّة خود را با دل بنده تعریف نكند، و شواهد صفات قدیم در دلِ وى ثبت نكند، بنده به معرفت او راه نبرد، اینست كه مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلّم گفت  و اللَه لو لا اللَه ما اهتدینا و لا تصدّقنا و لا صلّینا

و مصداق این خبر از قرآن مجید آنست كه گفت حكایت از اهل بهشت: وَ قالُوا الْحَمْدُ لِلَهِ الَذِی هَدانا لِهذا وَ ما كُنَا لِنَهْتَدِیَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَهُ.

آن گه تنزیه و تقدیس خود را گفت: لا إِلهَ إِلَا هُوَ، و بجواب آن كافران كه مى گفتند: جملة الاشیاء سه چیزست عابدى كه نه معبود بود یعنى بنده، و معبودى كه نه عابد بود یعنى خداى عزّ و جلّ، و معبودى عابد یعنى عیسى. ربّ العالمین بیان كرد كه مستحقّ عبادت بر اطلاق جز اللّه نیست آن خداوندى كه جز او معبود نیست لا إِلهَ إِلَا هُوَ.

آنكه تأكید را گفت: الْحَیُ الْقَیُومُ زنده پاینده، كه بر وى مرگ روا نه، و فنا بوى راه نه، و زندگى همه زندگان بدست وى و بقدرة اوست، و القیوم هو القائم بحفظ كلّ شی ء و المعطى له ما به قوامه. همانست كه جاى دیگر گفت: أَعْطى كُلَ شَی ءٍ خَلْقَهُ ثُمَ هَدى . أَفَمَنْ هُوَ قائِمٌ عَلى كُلِ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ و تمامى شرح این كلمات در سورة البقره رفت.
 
نَزَلَ عَلَیْكَ الْكِتابَ كتاب اینجا قرآنست و إنّما سمّی كتابا لكتب الحروف بعضها الى بعض، اى ضمّها  و تنزیل بناء مبالغت و كثرت است، یعنى كه نه بیكبار فرود آمد این، بلكه اندر سالها، نجم نجم، آیت آیت، بقدر حاجت و ضرورت، بدفعات و كرّات فرو آمد، تا گرفتن آن بتلقّف و یادداشت آن بدل آسان تر بود، و پاینده تر.

چنان كه جاى دیگر گفت: كَذلِكَ لِنُثَبِتَ بِهِ فُؤادَكَ وَ رَتَلْناهُ تَرْتِیلًا جاى دیگر گفت وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَاسِ عَلى مُكْثٍ نه چون توریت موسى كه بیكبار از آسمان فرود آمد.

گویند هفتاد شتروار بود، و یك جزو از آن بیكسال بر مى خواندند، و در همه بنى اسرائیل هیچ كس همه توریت برنخواند، مگر چهار كس: موسى عمران و یوشع بن نون، و عزیز و عیسى علیهم السلام. پس از این جهت توریت و انجیل را أنزّل، گفت و نزّل، نگفت.
معنى دیگر گفته اند كه. نزّل، قرآن را گفت از بهر آنكه این بناء مبالغت است و حكم قرآن مؤبّد است تا لا جرم باین لفظ مخصوص گشت، و حكم توریت و انجیل مؤبّد نیست، ازین جهت ببناء مبالغه نگفت.

نَزَلَ عَلَیْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِ الایة اى بالعدل، لم ینزله باطلا عبثا بغیر شی ء كقوله: لا یَأْتِیهِ الْباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ. میگوید این قرآن كه فرو فرستاد، بعدل فرستاد، و براستى و درستى، نه بباطل، كه باطل را در آن گنجایى نه ! و بازى و محال را در آن جاى نه ! و قیل: بِالْحَقِ اى بما حقّ فی كتبه من إنزاله علیك  گفت فرو فرستاد بر تو قرآن بدان كه درست گشته بود در كتب پیشینه كه این كتاب بتو خواهیم داد.

مُصَدِقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ. اى موافقا لما تقدّم الخبر به فی سائر الكتب، معنى همان است. و قیل موافقا لما كان قبله من التّوراة و الانجیل و الزّبور فى التوحید و النبوّات و بعض الشرائع، میگوید این قرآن موافق توریت و انجیل و زبور است در بیان توحید و اثبات نبوّات و ذكر بعضى شرائع.

آن گه تشریف توریت و انجیل را دیگر باره بذكر صریح مخصوص كرد گفت  " وَ أَنْزَلَ التَوْراةَ وَ الْإِنْجِیلَ مِنْ قَبْلُ اى من قبل هذا القرآن. هُدىً لِلنَاسِ صفت توریت و انجیل است، و ناس بنى اسرائیل اند. ای هما هدى لبنی اسرائیل من الضّلالة.

وَ أَنْزَلَ الْفُرْقانَ روا باشد كه این فرقان بقرآن مخصوص بود كه جاى دیگر گفت: وَ بَیِناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقانِ و روا باشد كه بر عموم برانند و همه كتابهاى خدا در آن مندرج بود، كه همه آنند كه حق از باطل جدا میكنند، و حقیقت از شبهت، و هدایت از ضلالت پیدا كنند.

و اشتقاق توریت از" توریه " است، و توریه روشن كردن بود و نمودن، یعنى كه توریت همه روشنایى است، و سبب نور دل و هدایت. چنان كه گفت: وَ ضِیاءً وَ ذِكْراً لِلْمُتَقِینَ و اشتقاق انجیل از " نجل " است و نجل اصل بود یعنى كه انجیل دین را و علم را اصل است. و اللَه اعلم.

إِنَ الَذِینَ كَفَرُوا الایة... یعنى بالقرآن و بدین اللَه عزّ و جلّ، لهم عذاب شدید فی الآخرة ایشان كه كافر شدند بسخنان خداى كه بدان ایمان ندادند و نپذیرفتند، و رسالت رسول و نبوت وى را منكر شدند، و سخنان خداى را اساطیر الاولین گفتند، و نیز آیات و علامات كه بر وحدانیت اللَه دلالت میكند، و بر صدق نبوت گواهى میدهد، از این دلائل عقلى و سمعى آن را مكابر شدند، ایشانراست عذابى سخت در آن جهان. و خداى را هست كه عذاب كند و كین كشد آن را كه خواهد، و كس را نیست و نرسد كه وى را منع كند از آن كه وَ اللَهُ عَزِیزٌ ذُو انْتِقامٍ وى عزیز است و قوى و قادر بر همه غلبه دارد و با همه تاود و سزاى همه داند و تواند.

إِنَ اللَهَ لا یَخْفى عَلَیْهِ شَی ءٌ فِی الْأَرْضِ وَ لا فِی السَماءِ الآیة... كلبى گفت: در زمین هیچیز از خداى پوشیده نیست، یعنى وفد نجران و كید ایشان با رسول خداى و در آسمان هیچیز پوشیده نیست، یعنى اعمال بندگان. و تخصیص آسمان و زمین بذكر از آنست كه ذكر آسمان و زمین باضافت با مخلوقان هائل ترست و عظیم تر، و در دلها اثر بیشتر دارد، آنگه هر چه هست بیرون از آسمان و زمین خود بر آن دلالت مى كند.

قوله: هُوَ الَذِی یُصَوِرُكُمْ فِی الْأَرْحامِ كَیْفَ یَشاءُ الایه... جاى دیگر گفت بلفظ ماضى: هوالذی یصوركم فاحسن صوركم آنچه ماضى است بر سبیل تقدیر است و فعل خداى عزّ و جلّ لا محاله بودنى است. و از روى حكم چنانست كه از آن پرداختند چنان كه گفت: أتى أمر اللَه. أمّا آنچه بر لفظ مستقبل گفت: یُصَوِرُكُمْ فِی الْأَرْحامِ این بر حسب حال مخلوقان است، چنان كه بعزّت خود جلّ جلاله، حالا فحالا اظهار مى كند فعل خود، و مى آفریند، و از آن خبر میدهد كه: یُصَوِرُكُمْ فِی الْأَرْحامِ كَیْفَ یَشاءُ گفت: او خداوندى است دارنده، و نگارنده، هم مصور و هم مدبّر، خلق را مصور است و عالم را مدبّر و درست است از مصطفى (ص) كه گفت: إذا أراد اللَه عزّ و جلّ خلق عبد فجامع الرّجل المرأة طار ماؤه فی كلّ عرق و عضو، فاذا كان یوم السابع جمعه اللَه تعالى ثمّ أخضره كل عرق له فی ایّ صورة ما شاء ركبه
حاصل خبر آنست كه ربّ العالمین چون خواهد كه بنده بیافریند مرد و زن فرا صحبت دارد، تا آن گه آب وى پراكنده شود، پس روز هفتم همه با هم آرد آن آب و آن عروق، و چنان كه خواهد صورت وى مى نگارد، ترتیب اعضا مى دهد، و برهم مى نشاند، یكى كوتاه، یكى دراز، یكى نرینه، یكى مادینه. یكى نیكو صورت و یكى منكر صورت، یكى را خلق ظاهر تمام، یكى ناقص، یكى سیاه، یكى سپید. پس مصور بحقیقت خداى است كه قدرتش بى نهایت، و خود بى همتا است. و كس را نسزاست و نه رواست از مخلوقان كه صورت گرى كند. مصطفى (ص) از آن نهى كرده و گفت : من صوّر صورة كلف یوم القیمة أن ینفخ فیها الرّوح و لیس بنافخ
...... ثم قال تعالى لا إِلهَ إِلَا هُوَ الْعَزِیزُ الْحَكِیمُ كلمه " لا إله إلّا اللَه " بآخر آیت اعادت كردن بدان معنى است، كه چون بدلائل روشن و برهان صادق درین آیات معلوم شد كه عیسى مخلوق است. و اللَه خالق عیسى، یعنى پس مى دانید كه معبود بجز اللَه نیست، و سزاى خدائی جز او نیست، عزیز است كه او را همتا و مانند نیست، و كس را با وى تابستن نیست، حكیم است در كار خویش، كه او را حاجت بانباز و فرزند نیست، و شركت و ولادت در حكمت خود مقتضى ربوبیت نیست.

و درست است خبر از مصطفى (ص) گفت: إنّ اللَه عزّ و جلّ یصدّق العبد بخمس یقولهن إذا قال لا إله إلا اللَه له الملك و له الحمد " قال صدق عبدى، و اذا قال " لا إله إلا اللَه و الحمد للَه " قال صدق عبدى. و اذا قال " لا إله إلّا اللَه و اللَه اكبر " قال صدق عبدى. و اذا قال لا اله الا اللَه وحده لا شریك له قال صدق عبدى.

توضیح :   بلطف و عنایت الهی ما بترتیب تفسیر « كشف الأسرار و عُدة الأبرار مشهور به تفسیر خواجه عبدالله انصاری . ابوالفضل رشید الدین میبدی » را که تفسیری خاص و ذوقی است برای مخاطبین محترم خویش در این تارنما قرار داده و با همدیگر مرور کرده و ان شاء الله با توجه به شرافت ماه مبارک رمضان که الذی انزلت فیه القرآن میباشد ؛ بقدر وسع خویش بهره برده و برای تامل در آن از صاحب مصحف شریف هم اذن گرفته و هم تقاضای مکشوفی لایه هایی از آن را بنمائیم . حالا با هم پیش میرویم تا بجاهایی که خدای متعال بخواهد برسیم ! ضمنا دوستان توجه داشته باشند که بجز از قرآن کریم که کلام الله متعال است و سخن قطعی شده 14 معصوم علیه السلام بهیچ وجه نمیتوان و نباید هم باعتبار اینکه فلان شخص فلان ادعا را کرده یا فلان حرف را زده است پس ملاک حق و باطل همانست که فلانی گفته ! ابدا چنین نیست بلکه حق خودش ملاک و معیار برای سنجش سخن دیگرانست و بر همین طریق در همین تفسیر اقوالی گاه نقل میشود که ابدا نمیتوان بصحت آن و اعتبار آن اعتنایی کرد ! نباید هم انتظار داشته باشید که باصطلاح قانون همه یا هیچ را درخصوص نقل ها و حتی نظریات اشخاص پیاده کرد . بله بسیاری از نقلها و سخنان میتوانند درست و صحیح باشند همانطوریکه بسیاری از آنها میتوانند نادرست و غلط باشد. مهم آنست که شما سخن ها را بشنوید و از احسن آن تبعیت فرمایید که قول الله متعال هم همین است. در این اثر بعضا در تایید اشخاصی اقوالی نقل شده است که دقیقا نمیتواند با عقیده شیعیان تطابقی داشته باشد چرا که بر اساس مذهب حقه اثنی عشری اتمام حجت بر آنست که وصی پیامبر ختمی مرتبت مولا علی علیه السلام بوده و خلافت آنحضرت بدوازده نفر از همین اهل بیت مکرم اختصاص یافته و لاغیر . این مساله موجب آن نمیشود که ما حتی بعنوان دوستان و محبان و ان شاء الله شیعیان مولا علی (ع) نخواهیم از نظرات و سخنان دیگر فرق اسلامی استفاده کنیم و بر اشتراکاتی که داریم بهره مندی ای نداشته باشیم. از این پست ببعد و با شروع تفسیر بقره ما تصمیم گرفتیم که بخشهایی از متن را که چندان به اصل مطلب لطمه ای نمیزند حذف کنیم بخصوص بعضی از روایتهای مجهول و مجعول را که عدم صحت آنها در بسیاری از تحقیقات جدید اعلام و منتشر شده است.علت اصلی آن هم این بوده که اگر بخواهیم کل متن را منتشر کنیم بالغ بر هزار پست شاید بشود که اصلا در حوصله این وبلاگ نیست . کسانیکه اصل کتاب را میخواهند بخوانند میتوانند مستقیما بدان مراجعه نمایند ما ولی استخوان بندی آنرا حفظ میکنیم و تنها بخشهای غیر ضروری که به اصل مطلب لطمه ای نمیزند را حذف میکنیم . ( محمود زارع )



گل




مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

سوره فاتحه و بقره
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********
سوره آل عمران
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (111)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (112)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (113)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (114)
تفسیر آل عمران.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (115)



مطالب اخیر وبلاگ :

خار و خسان دوپا کم نیستند !
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
عالم خیال بی بند و بارست (تک بیتی)
با کریمـــان کارها دشـوار نیست
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (109)
حدیث عشق و اقبال عاشق (تک بیتی)
تصویر - روح زندگی و صمیمیت و سادگی
طنز - رند معصوم !
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (108)
موسیقی محلی مازندران, ننجان ( ننه جان ) + دانلود
قیامت , همانندی روی ها و دلها
دنیا و آخرت در نگاه مولا علی (ع)
عشق و دردمندی از عشق (تک بیتی)
پیامبر اخلاق (ص) در نگاه سید حسن نصرالله
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (107)
زبان نگاه ( تک بیتی )
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (106)
دنیا و آخرت در نظر مولا علی (ع)
حضرت فاطمه (س) محدثه بود
شرایط توبه در نظر مولا علی (ع)
دوستان خدا محزون نباشند
موسیقی محی مازندران,لالایی اثر محمود شریفی + دانلود
خوراکی‌ هایی که در تابستان نباید خورد
حکایت درویشان خدا
فضلیت آدمی در نظر مولا علی (ع)
هدایت فقط کار خداست و در این امر شریک نمیخواهد
فتنه ها و آشوب های آخرالزمان
غره مشو که خوار گردی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
حضرت فاطمه (س) از بکائون خمسه تاریخ
کاربرد مجاز در قرآن
حضرت فاطمه (س) بعد از رحلت پیامبر (ص)
عصاره سیر و لیمو ترش ، راهی برای باز کردن رگهای قلب
خدا یکی و محبت یکی و یار یکی
چگونگی تدوین مصحف فاطمه (س)
قفس غم
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (104)
پررویان و با حیاء ها
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (103)
موسیقی آئینی مازندران,امام رضا(ع) اثر استاد اسحاقی + دانلود
موسیقی آئینی مازندران, موسی (ع) اثر استاد اسحاقی + دانلود
موسیقی آئینی مازندران, شهید ( استاد اسحاقی ) + دانلود
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (102)
موسیقی محلی مازندران, مریم بانو ( اسحاقی ) + دانلود
موسیقی محلی مازندران, صنم ( اسحاقی ) + دانلود
موسیقی محلی مازندران, ته بلاره ( عبدی) + دانلود
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (101)
کد آوای انتظار همراه اول آهنگهای محمدرضا اسحاقی
ربا جنگ با خدا و رسولخداست
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.