النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ اتَقُوا یَوْماً تُرْجَعُونَ فِیهِ إِلَى اللَهِ الآیة...
آه از آن روزى كه بینى خلق را حیران شده
جانها بر لب رسیده دیدها گریان شده

شرک

روزى و چه روزى، كارى و چه كارى، روز بازارى و چه روز بازارى،
داوریگاه دنیا بسى دیده اى، باش تا بداوریگاه قیامت رسى،
درگاه پادشاهان بسى دیده اى باش تا درگاه عزت ذو الجلال بینى،
دیوان مظالم سلاطین بسى دیده اى باش تا دیوان مظالم قیامت بینى،
سراپرده هیبت زده، بساط جلال گسترده ایوان كبریاء بر كشیده، میزان عدل در آویخته، صراط راستى باز كشیده، فرادیس جمال آراسته، دوزخ هیبت بر آشفته.

رب العالمین گفت بترسید از چنین روز كه جهانیان را همه از دور آدم تا منتهى عالم از خاك بیرون آرند و بمحشر رانند، فصل و قضا را و ثواب و عقاب را.
همانست كه جاى دیگر گفت عُرِضُوا عَلى رَبِكَ صَفًا، و مصطفى (ع) گفت یعرض الناس یوم القیمة ثلاث عرضات فاما عرضتان فجدال و معاذیر، و اما العرضة الثالثة فعند ذلك تطایر الصحف فى الایدى، فآخذ بیمینه و آخذ بشماله

یكى را بینى از خاك بر آمده و چون خاكستر از میان آتش،
یكى چون در شاهوار از میان صدف.

بزرگان دین گفته اند كه فردا این روی ها همه رنگ دل ها گیرد،
هر كرا امروز دل سیاه است، فردا روى وى سیاه بود وَ مَنْ كانَ فِی هذِهِ أَعْمى ، فَهُوَ فِی الْآخِرَةِ أَعْمى


و هر كرا امروز دل روشن است و بنور معرفت آراسته، فردا آن روشنایى بر ظاهر افتد و رنگ رویش آفتاب وار در عرصه كبرى بتابد، جمال روى بلال در آن عالم چنان تابد كه جمال روى یوسف درین عالم،
چه زیان اگر ظاهر سیاه مى نماید، دلى هست چون شمع رخشان و خورشید تابان،
چه باشد اگر كیسه تهى بود و وطن خراب، سرى دارد آبادان، و اللَه بوى نگران.

پیرى را پرسیدند كه فردا درویشان بمحشر چگونه شوند؟
گفت پیشروان باشند ماندگان لشكر نبینى كه چون كاروان روى فاپس كند هر چه خر لنگ بود همه در
پیش افتد.

یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا إِذا تَدایَنْتُمْ بِدَیْنٍ إِلى أَجَلٍ مُسَمًى فَاكْتُبُوهُ
اگر در معاملات درى ببست یكى بر گشاد،
اگر در ربوا فرو بست چه زیان كه در سلم بر گشاد.
چنین است سنت خداوند عز و جل، اگر راهى بر بندد صد میدان در پیش نهد،
اگر از یك لقمه باز زند صد نواله در پیچید.

گر در مستى حمایلت بشكستم
صد گوى زرین بدل خرم بفرستم


نیكبخت اوست كه كار خود با خداى گذارد، و از حول و قوت خویش بیرون آید تا كار وى بسازد،
چنانك باید بنده خود را نشاید و بكار نیاید،
چنانك خداى وى را شاید و بكار آید،
نبینى كه برداشت خصومت را و صلاح معاش بندگان را كیفیت معاملات ایشانرا در آموخت، و راه احتیاط و استظهار بایشان نمود، و دبیران را و گواهان عدل را بر اثبات حقوق بگماشت، تا خصومت از میان بندگان منقطع شود و برادروار با یكدیگر زندگانى كنند. این بشارتى عظیم است و اشارت بآنك فردا در قیامت رحمت كند بر بندگان و همین كرم نماید، و خصومت از میان ایشان بردارد.

و ذلك فیما روى عن النبى صلّى اللَه علیه و آله و سلم حكایة عن اللَه عز و جل تواهبوا فیما بینكم فقد وهبت منكم مالى علیكم .



النوبة الاولى
لِّلَّهِ ما فِی السَّمَاواتِ وَمَا فِی الأَرْضِ وَإِن تُبْدُواْ مَا فِی أَنفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ یُحَاسِبْكُم بِهِ اللّهُ فَیَغْفِرُ لِمَن یَشَاءُ وَیُعَذِّبُ مَن یَشَاءُ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ﴿284﴾
آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آنِ خداست‏. و اگر آنچه در دلهاى خود دارید، آشكار یا پنهان كنید، خداوند شما را به آن محاسبه مى ‏كند؛ آنگاه هر كه را بخواهد مى‏ بخشد، و هر كه را بخواهد عذاب مى‏ كند، و خداوند بر هر چیزى تواناست‏. (284)

قوله تعالى:
لِلَهِ ما فِی السَماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ خداى راست هر چه در آسمانهاست و هر چه در زمین
وَ إِنْ تُبْدُوا ما فِی أَنْفُسِكُمْ و اگر پیدا كنید آنچه در دلها دارید و باز نمائید بكردار،
أَوْ تُخْفُوهُ یا نهان دارید در دل و پیدا نكنید بكرد
یُحاسِبْكُمْ بِهِ اللَهُ شمار كند اللَه با شما بآن
فَیَغْفِرُ لِمَنْ یَشاءُ تا بیامرزد ان را كه خواهد
وَ یُعَذِبُ مَنْ یَشاءُ و عذاب كند آن را كه خواهد
وَ اللَهُ عَلى كُلِ شَی ءٍ قَدِیرٌ و خداى بر همه چیز تواناست.

آمَنَ الرَسُولُ استوار گرفت و گروید پیغامبر
بِما أُنْزِلَ إِلَیْهِ بآنچه فرو فرستادند بوى
مِنْ رَبِهِ از خداوند وى
وَ الْمُؤْمِنُونَ و گرویدگان همه
كُلٌ آمَنَ بِاللَهِ هر یكى بگروید بخداى
وَمَلائِكَتِهِ و فریشتگان وى
وَ كُتُبِهِ و نامهاى وى
وَ رُسُلِهِ و فرستادگان وى
لا نُفَرِقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ جدا نكنیم میان یكى از پیغامبران وى و میان دیگران
وَ قالُوا و گفت رسول و مؤمنان همه
سَمِعْنا وَ أَطَعْنا بشنیدیم و فرمانبردار آمدیم
غُفْرانَكَ رَبَنا آمرزش تو خواهیم از تو خداوند ما
وَ إِلَیْكَ الْمَصِیرُ و بازگشت با توا است.

لا یُكَلِفُ اللَهُ نَفْساً إِلَا وُسْعَها بر ننهد خداى بر هیچ تن مگر توان آن
لَها ما كَسَبَتْ هر تن راست آنچه بكردار كند از نیكى
وَ عَلَیْها مَا اكْتَسَبَتْ و بر هر تن است از بدى آنچه كند
رَبَنا رسول گفت و مؤمنان خداوند ما
لا تُؤاخِذْنا مگیر ما را
إِنْ نَسِینا اگر فراموش كنیم
أَوْ أَخْطَأْنا یا بى قصد خطایى كنیم
رَبَنا خداوند ما
وَ لا تَحْمِلْ عَلَیْنا إِصْراً بر ما منه گرانبارى در فرمان و در پیمان
كَما حَمَلْتَهُ عَلَى الَذِینَ مِنْ قَبْلِنا چنانچه بریشان نهادى كه پیش از ما بودند
رَبَنا خداوند ما
وَ لا تُحَمِلْنا بر ما منه ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ چیزى كه تاوستن نیست ما را و از آن
وَ اعْفُ عَنَا و فراخ فرا گذار از ما
وَ اغْفِرْ لَنا و بیامرز ما را
وَ ارْحَمْنا و ببخشاى بر ما
أَنْتَ مَوْلانا تو خداى مایى یار و مهربانى
فَانْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرِینَ یارى ده ما را بر گروه كافران.


النوبة الثانیة
قوله تعالى: لِلَهِ ما فِی السَماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ در همه قرآن سماوات بلفظ جمع است، و ارض بلفظ وحدان، اما گفت وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَ در قرآن همین یك جاى است كه هفت زمین درو مسمّى است.
و نیز در همه قرآن سمع بلفظ وحدان است و ابصار بلفظ جمع، همچون ظلمات و نور وَ إِنْ تُبْدُوا ما فِی أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ

علماء تفسیر مختلف اند كه این خاص است یا عام، گروهى گفتند خاص است، آن گه در تخصیص آن نیز مختلف شدند. مجاهد گفت این در اقامت و كتمان شهادت مخصوص است، كه در ابتداء آیت ذكر آن رفته و گفته وَ لا تَكْتُمُوا الشَهادَةَ مقاتل گفت این آیت خصوصا بدان آمد كه گروهى مؤمنان میل داشتند بكافران، و دوستى ایشان در دل گرفته، رب العالمین گفت اگر آشكارا كنید آنچه در دل دارید از دوستى كافران یا پنهان دارید و بیرون ندهید، اللَه شما را بآن شمار كند، همانست كه جاى دیگر گفت قُلْ إِنْ تُخْفُوا ما فِی صُدُورِكُمْ أَوْ تُبْدُوهُ یَعْلَمْهُ اللَهُ و فى الخبر ان اللَه تعالى اخذ المیثاق على كل مؤمن ان یبغض كل منافق، و على كل منافق ان یبغض كل مؤمن " و قال" من احب قوما و الاهم حشر معهم یوم القیمة "
 
اما ایشان كه آیت بر عموم راندند:
قومى گفتند كه منسوخ است، چون ابن مسعود و ابوهریره و عایشه و روایت سعید بن جبیر از ابن عباس و عطا و قتاده و كلبى، و جماعتى گفتند كه آیت محكم است نه منسوخ، چون حسن و ربیع و قیس بن ابى حازم و روایت ضحاك از ابن عباس. اما ایشان كه منسوخ گفتند میگویند آن روز كه این آیت فرو آمد وَ إِنْ تُبْدُوا ما فِی أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ جماعتى از یاران چون ابو بكر و عمر و عبد الرحمن عوف و معاذ جبل، و قومى از انصار بر رسول خدا آمدند گفتند یا رسول اللَه كلفنا من العمل ما لا نطیق ان احدنا لیحدّث نفسه بما لا یحب ان یثبت فى قلبه فنحن نحاسب بذلك. فقال النبى صلّى اللَه علیه و آله و سلم  فلعلّكم تقولون كما قالت بنو اسرائیل سمعنا و عصینا قولوا سمعنا و اطعنا فقالوا سمعنا و اطعنا، فانزل اللَه سبحانه الفرج بقوله: لا یُكَلِفُ اللَهُ نَفْساً إِلَا وُسْعَها فنسخت هذه الآیة.

معنى خبر آنست كه یاران گفتند یا رسول اللَه بر ما آن نهادند كه ما را طاقت كشش آن نبود، بسى سخنان در دل ما فراز آید كه ما نخواهیم كه آن در دل بماند و ثابت شود، اگر ما را در آن حساب خواهد بود كار دشخوار است، رسول گفت شما همان مى گویید كه بنواسرائیل گفتند سمعنا و عصینا، شما چنان مگویید بلكه گوئید سمعنا و اطعنا، همه بگفتند سمعنا و اطعنا، پس از آن آیت آمد لا یُكَلِفُ اللَهُ نَفْساً إِلَا وُسْعَها و این آیت بدان منسوخ شد. و مصطفى (ع) بر وفق این آیت گفت من هم بحسنة فلم یعملها كتبت له حسنة، فان عملها كتبت له عشرة امثالها الى سبع مائة و سبع امثالها، و من هم بسیئة فلم یعملها لم تكتب علیه فان عملها كتبت علیه سیئة واحدة " و قال" ان اللَه عز و جل قد تجاوز لامتى ما حدثوا به انفسهم ما لم یعلموا او یتكلموا به
رب العالمین دانست كه مسلمانان را وسوسها بود كه در آن بانفس خود بر نیایند ازیشان آن فرو نهاد، و كار با كردار و گفتار افكند. و ایشان كه گفتند آیت محكم است و از آن هیچ چیز منسوخ نه، گفتند معنى محاسبت نه مؤاخذت و معاقبت است كه تعریف حال ایشان است و تقریر گناه برایشان.

میگویند روز قیامت رب العالمین گناه بنده بر بنده مقرر كند و یكى یكى با یاد وى دهد، گفتار زبان و كردار جوارح و اندیشه دل، آن گه آن را كه خواهد بیامرزد بفضل خود، و آن را كه خواهد عذاب كند بعدل خود، چنانك گفت فَیَغْفِرُ لِمَنْ یَشاءُ وَ یُعَذِبُ مَنْ یَشاءُ
همانست كه مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم گفت در خبر صحیح " ان اللَه یدنى المؤمن فیضع علیه كنفه و یستره و یقول أ تعرف ذنب كذا؟ أ تعرف ذنب كذا؟ فیقول نعم اى ربّ، حتى قرّره بذنوبه و رأى فى نفسه انه هلك، قال سترتها علیك فى الدنیا، و انا اغفرها الیوم فیعطى كتاب حسناته، و اما الكافرون و المنافقون فینادى بهم على رؤس الخلائق، هؤلاء الذین كذبوا على ربهم، الا لعنة اللَه على الظالمین

فَیَغْفِرُ و یُعَذِبُ شامى و عاصم و یعقوب هر دو كلمت برفع خوانند بر معنى ابتدا، اى فهو یغفر و یعذب دیگران بجزم خوانند " فیغفر" و " یعذب" بر نسق و عطف بر اول، اعنى یحاسبكم: سفیان ثورى گفت یغفر لمن یشاء الذنب العظیم و یعذب من یشاء على ذنب الصغیر لا یسئل عما یفعل و هم یسئلون، ثم قال: وَ اللَهُ عَلى كُلِ شَی ءٍ قَدِیرٌ من المغفرة والعذاب.

آمَنَ الرَسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَیْهِ مِنْ رَبِهِ الآیة... اى من كتابه و دینه، براست داشت و ایمان آورد رسول بآنچه فرو فرستادند بوى از كتاب خدا و دین حق و شرع راست.

وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌ آمَنَ بِاللَهِ وَ مَلائِكَتِهِ و مؤمنان هر یكى ازیشان ایمان آورد بخداى كه یگانه و یكتاست و معبود بی همتاست، بفرشتگان وى كه همه بندگان و رهیكان ویند، چنانك گفت بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ وَ كُتُبِهِ و بنامهاى وى كه از آسمان بپیغامبران فرو فرستاد. و كِتابَهُ بتوحید قراءة حمزه و كسایى است، و مراد بدان قرآن است، زیرا كه هر كه بقرآن ایمان آورد بجمله كتب ایمان آورد، كه در قرآن بیان روشن است كه آن همه حق است، و روا باشد كه كتاب اسم جنس بود بمعنى كثرت، چنانك گویند كثر الدرهم و الدینار و اهلك فلانا در همه. و فى الحدیث منعت العراق درهمها و قفیزها و مراد بدین همه كثرت است. باقى قراء وَ كُتُبِهِ خوانند بجمع، زیرا كه ما قبل آن و ما بعد آن جمع است، تا مشاكل ما قبل و ما بعد باشد و بمعنى تمامتر بود، وَ رُسُلِهِ و بفرستادگان وى كه همه پاكان اند و برگزیدگان و وحى گزارندگان و خوانندگان براه حق.

و تمامتر خبرى كه در عدد پیغامبران و رسولان و كتابهاى خداى آمده خبر ابو ذر است: قال ابو ذر رض فى سیاق الحدیث قلت كم الانبیاء؟ قال مائة الف و اربعة و عشرون الفا، قلت كم الرسل؟ قال ثلاثمائة و ثلاثة عشر جمّا غفیرا یعنى كثیرا طیبا، قلت من كان اولهم؟ قال آدم. قلت أ نبیّ مرسل؟ قال نعم، خلقه اللَه بیده و نفخ فیه من روحه ثم سوّاه قبلا. ثم قال یا ابا ذر اربعة سریانیون: آدم و شیث و ادریس و هو اول من خط بالقلم و نوح، و اربعة من العرب: هود و صالح و شعیب و نبیك، یا ابا ذر اول انبیاء بنى اسرائیل موسى و آخرهم عیسى، و اول الرسل آدم و آخرهم محمد، قلت فكم كتابا انزله اللَه؟ قال مائة كتاب و اربعة كتب انزل اللَه تعالى على شیث خمسین صحیفة و انزل اللَه على ادریس ثلثین صحیفه، و انزل اللَه على ابراهیم عشر صحائف، و على موسى قبل ان ینزل علیه التوریة عشر صحائف. و انزل اللَه التوریة و الانجیل و الزبور و الفرقان، و ساق الحدیث بطوله. و عن عبد اللَه بن دینار و كان یقرأ الكتب قال انزلت التوریة فى ست مضین من شهر رمضان، و انزل الزبور فى اثنتی عشرة من شهر رمضان بعدها باربع مائة سنة و اثنتین و ثلثین سنة، و انزل الانجیل فى ثمانى عشرة من الشهر بعده بالف عام و خمسة عشر عاما، و انزل القرآن فى اربع و عشرین بعده بثمانى مائة عام. لا نُفَرِقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ لا نفرق بنون قرائت قراء سبعه است بر اضمار قول، تقدیره: قالوا لا نفرق بین احد من رسله بین احد و الآخرین من رسله.

گفتند جدا نكنیم میان یكى از فرستادگان وى و میان دیگران، چنانك جهودان كردند و ترسایان كه ببعضى ایمان آوردند و ببعضى نه و هو كفرهم بمحمد صلّى اللَه علیه و آله و سلم، و هم یجدونه مكتوبا عندهم فى التوریة و الانجیل یعقوب لا یفرق خواند بیا، و این محمول است بر لفظ كل، و چنانك آمن بلفظ واحد بروى محمول است، كانه قال كلّ لا یفرق بین احد من رسله، همانست كه آنجا گفت لا نُفَرِقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ جاى دیگر گفت وَ لَمْ یُفَرِقُوا بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ.

وَ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا اى سمعنا قولك و اطعنا امرك، میگوید: رسول گفت و مؤمنان همه سمعنا بشنیدیم، یعنى بسمع قبول، بگوش پذیرفتارى، چنانك گویند، سمع اللَه لمن حمده، اى قبّل اللَه. سماعون للكذب ازین باب است، اى قابلون له، و یقال ما سمع فلان كلامى، اى ما قبله. و در دعا گویند اللهم اسمع و استجب، یعنى اللهم، اقبل.

فرق است میان این امت و میان امت موسى، ایشان گفتند سمعنا و عصینا، و این امت گفتند سمعنا و اطعنا، میگوید شنیدیم آنچه ما را بر آن خواندى و در آنچه شنیدیم فرمانبرداریم، بجان پذیرفته و گردن نهاده. غُفْرانَكَ نصب نون بر سؤال است یعنى نسألك غفرانك، از تو آمرزش مى خواهیم خداوند ما. وَ إِلَیْكَ الْمَصِیرُ بازگشت پس مرگ با تو است، فتجاوز اللَه عن ذنوبهم و رحمهم و اعطاهم الذى سألوه.

رب العالمین باین آمرزش كه مؤمنان از وى خواستند، ایشان را بیامرزید، و بر ایشان رحمت كرد، و مراد ایشان بداد، كه خداوندى كریم است، دوست دارد كه از وى خواهند و بیامرزد آن را كه آمرزش خواهد،.....

لا یُكَلِفُ اللَهُ نَفْساً إِلَا وُسْعَها كلفت ناتاوست است و تكلیف ناتوان بر نهادن و رنج نمودن،
قال زهیر: سئمت تكالیف الحیاة و من یعیش ثمانین حولا لا ابا لك یسأم.
وسع نامى است طوق را و طاقت را، میگوید بر ننهد خداى بر هیچ كس مگر آن توان كه وى را داد. همانست كه جاى دیگر گفت لا یُكَلِفُ اللَهُ نَفْساً إِلَا ما آتاها خداى بر هیچكس بار ننهد مگر آن توان كه وى را داد، ابن عباس گفت هم المؤمنون وسع اللَه علیهم امر دینهم و لم یكلفهم الّا ما هم له مستطیعون، فقال یُرِیدُ اللَهُ بِكُمُ الْیُسْرَ وَ لا یُرِیدُ بِكُمُ الْعُسْرَ و قال ما جَعَلَ عَلَیْكُمْ فِی الدِینِ مِنْ حَرَجٍ و قال فَاتَقُوا اللَهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ.

لَها ما كَسَبَتْ همچنانست كه گفت لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَا ما سَعى نیست مردم را جز از آن كه كند، یعنى آنچه كند از نیكى وى را در آن مزد است وَ عَلَیْها مَا اكْتَسَبَتْ و آنچه كند از بدى بر وى وزر و وبال آن كردار است. لَها دلیل است بر خیز و كردار نیكو، و عَلَیْها دلیل است بر شر و كردار بد. كسب و اكتسب یكى است كه جاى دیگر گفت كَسَبَ سَیِئَةً
چنانك گفت لِكُلِ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ جاى دیگر جَزاءً بِما كانُوا یَكْسِبُونَ و گفته اند، كسب آنست كه بنفع دیگران مشغول شود، و اكتساب آنست كه بنفع خود كوشد، پس او كه بخود مشغول است، علیه فى ذلك الحساب، و او كه بنفع دیگران مشغول است، له به الثواب و لیس علیه فیه الحساب.

رَبَنا لا تُؤاخِذْنا معنى آنست كه رسول و مؤمنان گفتند رَبَنا لا تُؤاخِذْنا این دعا و هر چه درین دعوات است تا آخر سورت مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم خواسته است شب معراج، پس این امت را بدادند و در آموختند كه چنین گوئید و چنین خواهید، لا تُؤاخِذْنا مگیر ما را اگر فراموش كنیم یا بى قصد چیزى كنیم، ما را بفراموشكارى و بخطا مگیر، مؤاخذت اینجا از یكى است یعنى از اللَه، همچون لا یُؤاخِذُكُمُ اللَهُ بِاللَغْوِ فِی أَیْمانِكُمْ یعنى لا یأخذكم اللَه، و یقال قاتلهم اللَه اى قتلهم اللَه. و عرب مفاعلت از یك تن روا دارند، چنانك شاعر گفت: شما تمنى كلب بنى منقر- و لم أجاوبه احتقارا له - فصنت عنه النفس و العرضا یرید شتمنى - و هل یعضّ الكلب ان عضّا؟ .

و اجابت این دعا از مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم روایت كردند، گفت: رفع عن امتى الخطاء و النسیان و ما استكرهوا علیه، و در قرآن است وَ لَیْسَ عَلَیْكُمْ جُناحٌ فِیما أَخْطَأْتُمْ بِهِ وَ لكِنْ ما تَعَمَدَتْ قُلُوبُكُمْ ....  اخطأ یخطئ بمعنى زلّ و هو ضد اصاب، یعنى كه خطا كرد بى قصد. و خطأ یخطأ خطأ و خطاء در بدى بود همچون اساء. اگر از كسى كارى آید خطابى قصد، مخطى است، و اگر بدى آید بقصد خاطى است.
قال اللَه تعالى إِنَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما كانُوا خاطِئِینَ و قال لا یَأْكُلُهُ إِلَا الْخاطِؤُنَ.
رَبَنا وَ لا تَحْمِلْ عَلَیْنا إِصْراً این واو عطف است بر لا تُؤاخِذْنا و آنچه پس این آید همچنین میگوید خداى ما! بر ما منه گرانبارى، چنانك بر پیشینیان نهادى، و آن چنانست: كه جهودان را فرمود در عقوبت پرستیدن گوساله كه خویشتن را بكشید، آن اصر بود. و همچنانك از حواریون عیسى درخواست، تا یك تن ازیشان اجابت كند تا شبه عیسى بر وى افكند تا جهودان وى را بردار كنند. و گفته اند پنجاه نماز كه بر ایشان بود، و ربع مال در زكاة، و نجاست از جامه بریدن، و هر كس كه بشب گناه كردى، بامداد ظاهر بروى نبشته بودى، آن همه اصر بود. و اجابت آن دعا آنست كه اللَه گفت وَ یَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ  و پیمان بزرگ گران كه میان قوم و قبیله باشد عرب آن را آصره خوانند....

رَبَنا وَ لا تُحَمِلْنا فتلك اذا كرة خاسرة لا تحمّلنا و لا تحمّل علینا یكسانست، وَ لا تُحَمِلْنا غایت تر است. ما لا
طاقَةَ لَنا بِهِ الطّاقة و الطوق واحد و هى القوة. میگوید بر ما منه آنچه تاوستن نیست ما را بآن، یعنى اعمال و احكام گران درین جهان، و عذاب دوزخ در آن جهان. و گفته اند حدیث نفس و وسوسه است، و اجابت این دعا آنست كه اللَه گفت لا یُكَلِفُ اللَهُ نَفْساً إِلَا وُسْعَها. قومى از متكلمان كه تكلیف ما لا یطاق جائز دارند، این آیت گویند، دعا كردن ببازداشت تكلیف ما لا یطاق دلیل است كه آن متصور است و جائز، كه اگر متصور نبودى این درخواست محال بودى، خصم ایشان جواب مى دهد كه آنچه میخواهند نه بازداشت تكلیف ما لا یطاق است، و نه تكلیف ناممكن، بل كه اعمال و شرایع گران است، كه طاقة آن دارند، لكن برنج و دشخوارى، از اللَه میخواهند، تا آن رنج و دشخوارى بر ایشان ننهد، چنانك بر پیشینیان نهاد.

این همچنانست كه كسى گوید ما اطیق كلام فلان، من طاقت سخن فلان ندارم، نه آن خواهد كه در قدرت من نیست شنیدن سخن وى، و لكن معنى آنست كه شنیدن سخن وى بر من گرانست، این همچنین است. وَ اعْفُ عَنَا و فراخ گذار از ما، از اینجاست كه گویند فعلى الدنیا العفاء یعنى فراخ فرا گذار تا شود،و فى الخبر یا بن جعثم اذا اصبحت آمنا فى سربك، معافا فى بدنك، عندك قوت یومك، فعلى الدنیا العفاء و انشدوا: .... عفوّ نامى است از نامهاى خداوند عز و علا، نص قرآن بدان آمده.

....  و معنى عفو درگذارنده گناهان است و سترنده عیب عذر خواهان، و ناپیدا كننده جرم اوّاهان. اجابت این دعا آنست كه رب العزة گفت وَ یَعْفُوا عَنِ السَیِئاتِ وَ اغْفِرْ لَنا اصل غفر ستر است، غفر و مغفرت و غفران آمرزش است، یعنى كه چیزى بر كسى فرا پوشد، غفاره سرپوش است و مغفر خود، جم غفیر از آن گویند كه از انبوهى یكدیگر را پوشیده میدارند، غافر و غفور و غفار هر سه نام خداست.

در نصوص كتاب و سنت، غافر آمرزگارست و پوشنده. غفار و غفور بناء مبالغت است یعنى فراخ آمرزنده و فراخ پوشنده، و اجابت این دعا آنست كه رب العزة گفت إِنَ اللَهَ یَغْفِرُ الذُنُوبَ جَمِیعاً و فى الخبر: یقول اللَه عز و جل من لقینى بقراب الارض خطیئة لا یشرك بى شیئا لقیته بمثلها مغفرة وَ ارْحَمْنا معنى رحمت بخشایش است و مهربانى و مهر نمایى، نه ارادت نعمت، چنانك اهل تأویل گویند: اعتقاد آنست كه رب العالمین مهربانست و بخشاینده درین جهان بر همگان، آشنایان و بیگانگان، و در آن جهان خاصه بر آشنایان و مؤمنان.

و در خبر است كه اللَه بر بندگان مهربان ترست از مادر بر فرزند، و از مهربانى وى است كه بندگان را بر یكدیگر مهربانى فرمود، و مهربانى خود ثمره مهربانى ایشان كرد و در آن بست، چنانك در خبر است الراحمون یرحمهم الرّحمن " ارحموا من فى الارض یرحمكم من فى السماء و اجابت این دعا آنست كه اللَه گفت عَسى رَبُكُمْ أَنْ یَرْحَمَكُمْ  كَتَبَ رَبُكُمْ عَلى نَفْسِهِ الرَحْمَةَ
و یقال وَ اعْفُ عَنَا من الافعال وَ اغْفِرْ لَنا من الاقوال وَ ارْحَمْنا من العقد والاضمار، وَ اعْفُ عَنَا فى سكرات الموت وَ اغْفِرْ لَنا فى ظلمة القبر، وَ ارْحَمْنا فى اهوال القیمة. و گفته اند حكمت در آن كه اول عفو گفت، پس مغفرت، پس رحمت آنست كه عفو عقوبت ناكردن است بر گناه، هر چند كه گناه ظاهر بود، و مغفرت پوشیده داشتن گناه است و با چشم نیاوردن، و رحمت نواختن است و مهربانى نمودن، پس مغفرت بلیغ تر از عفو است، و رحمت تمام تر از مغفرت، ازین جهت باول عفو گفت و بآخر رحمت.



ادامه دارد >>>


توضیح :   بلطف و عنایت الهی ما بترتیب تفسیر « كشف الأسرار و عُدة الأبرار مشهور به تفسیر خواجه عبدالله انصاری . ابوالفضل رشید الدین میبدی » را که تفسیری خاص و ذوقی است برای مخاطبین محترم خویش در این تارنما قرار داده و با همدیگر مرور کرده و ان شاء الله .... کل این توضیح را در پستهای اولیه - شماره های قبلی - بخوانید  . ( محمود زارع )


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (101)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (102)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (103)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (104)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (106)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (107)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (108)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (109)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (110)
           **********





مطالب اخیر وبلاگ:

حدیث عشق و اقبال عاشق (تک بیتی)
تصویر - روح زندگی و صمیمیت و سادگی
طنز - رند معصوم !
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (108)
موسیقی محلی مازندران, ننجان ( ننه جان ) + دانلود
قیامت , همانندی روی ها و دلها
دنیا و آخرت در نگاه مولا علی (ع)
عشق و دردمندی از عشق (تک بیتی)
پیامبر اخلاق (ص) در نگاه سید حسن نصرالله
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (107)
زبان نگاه ( تک بیتی )
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (106)
دنیا و آخرت در نظر مولا علی (ع)
حضرت فاطمه (س) محدثه بود
شرایط توبه در نظر مولا علی (ع)
دوستان خدا محزون نباشند
موسیقی محی مازندران,لالایی اثر محمود شریفی + دانلود
خوراکی‌ هایی که در تابستان نباید خورد
حکایت درویشان خدا
فضلیت آدمی در نظر مولا علی (ع)
هدایت فقط کار خداست و در این امر شریک نمیخواهد
فتنه ها و آشوب های آخرالزمان
غره مشو که خوار گردی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
حضرت فاطمه (س) از بکائون خمسه تاریخ
کاربرد مجاز در قرآن
حضرت فاطمه (س) بعد از رحلت پیامبر (ص)
عصاره سیر و لیمو ترش ، راهی برای باز کردن رگهای قلب
خدا یکی و محبت یکی و یار یکی
چگونگی تدوین مصحف فاطمه (س)
قفس غم
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (104)
پررویان و با حیاء ها
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (103)
موسیقی آئینی مازندران,امام رضا(ع) اثر استاد اسحاقی + دانلود
موسیقی آئینی مازندران, موسی (ع) اثر استاد اسحاقی + دانلود
موسیقی آئینی مازندران, شهید ( استاد اسحاقی ) + دانلود
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (102)
موسیقی محلی مازندران, مریم بانو ( اسحاقی ) + دانلود
موسیقی محلی مازندران, صنم ( اسحاقی ) + دانلود
موسیقی محلی مازندران, ته بلاره ( عبدی) + دانلود
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (101)
کد آوای انتظار همراه اول آهنگهای محمدرضا اسحاقی
ربا جنگ با خدا و رسولخداست
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
حکمت , حقیقت و ثمره آن
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (099)
بخل سوءظن بخداست و بخیل در آتش است
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (098)
ما داده ایم دل نتوانیم پَس گرفت




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.