لِلْفُقَراءِ الَذِینَ أُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللَهِ ...
وصف الحال درویشان صحابه است و بیان سیرت ایشان، و تا بقیامت مرهم دل سوختگان و شكستگان، اول صفت ایشان اینست كه، أُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللَهِ اى وقفوا على حكم اللَه، فاحصروا نفوسهم على طاعته، و قلوبهم على معرفته، و ارواحهم على محبته، و اسرارهم على رؤیته.
عشق

بحكم اللَه فرو آمدند و بدان رضا دادند و استقبال فرمان كردند، نفس را بر طاعت داشته، و دل با معرفت پرداخته، و روح با محبت آرام گرفته، و سر در انتظار رویت مانده، بحكم آن كه رب العزة گفت لا یَسْتَطِیعُونَ ضَرْباً فِی الْأَرْضِ چندان شغل افتاد ایشان را بحق كه نه با خلق پرداختند و نه با خود، نه در طلب روزى گام زدند، نه دل بر كسب و تجارت نهادند، همانست كه گفت جل جلاله لا تُلْهِیهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَهِ
جوانمردانى كه یاد اللَه ایشان را شعار و مهر اللَه ایشان را دثار،
بر درگاه خدمت ایشان را آرام و قرار، همت شان منزه از اغیار،
جمال فردوس اند و زین دار القرار، لختى مهاجر، لختى انصار

یَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِیاءَ مِنَ التَعَفُفِ گویى بى نیازانند و در شمار توانگرانند، كه با اختلال حال و ضرورت افتقار كه دارند هرگز سؤال نكنند، نه از خلق و نه از حق، سؤال ناكردن از خلق عین توكل است، و توكل مرتبت دار ایشان، و سؤال ناكردن از حق حقیقت رضاست، و میدان رضا منزلگاه ایشان، همین بود حال خلیل، كه او را گفتند از حق سؤال كن، گفت حسبى من سؤالى علمه بحالى

و عبد اللَه مبارك را دیدند كه میگریست،
گفتند چه رسید مهتر دین را؟
گفت امروز از خداى عز و جل آمرزش خواستم، پس با خود افتادم كه این چه فضولى است كه من كردم! او خداوندست و من بنده، هر چه خواهد كند با بنده، و آنچه باید دهد، نه در خواست تا بیدارش كنند، یا از كار غافل تا آگاهى دهند.

جنید قدس اللَه روحه گفت وقتى بر زبانم برفت كه اللهم اسقنى، ندایى شنیدم كه تدخل بینى و بینك یا جنید؟ این صفت قومى است كه بعالم تحقیق رسیده اند و از جام وصال شربتى چشیده و از مشغله خلق و نفس باز رسته. اما آن كس كه وى را این حال نیست، و باین مقام نرسیده، راه وى آنست كه دست در دعا زند و رستگارى خود از حق بخواهد، كه سؤال او را مباح است، و دعا در حق وى عین عبادت.


تَعْرِفُهُمْ بِسِیماهُمْ

نه هر دیده ایشان را بیند، نه هر سرى ایشان را شناسد،
كسى ایشان را بیند و شناسد كه هم بصر نبوت دارد، و هم بصیرت حقیقت.
بصر نبوت از نور احدیت است، و بصیرت حقیقت از برق ازلیت.
مرتعش گفت سیماء ایشان غیرت ایشان است بر فقر خود،
و ملازمت ایشان با اضطرار و انكسار خود، گوهر درویشى بحقیقت بشناختند و سر آن بدانستند و بجان و دل باز گرفتند، و یك ذره از آن بدنیا و عقبى بنفروختند.

استاد بو على درویشى را دید لاینى در دوش گرفته، پاره پاره بر هم نهاده و بر هم بسته، بر سبیل مطایبت گفت اى درویش این بچند خریدى؟
درویش گفت این بكل دنیا خریدم و یك رشته از آن بنعیم عقبى میخواهند و نمى دهم.
آرى روشنایى گوهر فقر جز بنور نبوت و روشنایى ولایت نتوان دید.

مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم بنور نبوت جمال فقر بدید و سرّ آن بشناخت، فقر را بر دنیا و عقبى اختیار كرد، دنیا را گفت " عرض علىّ ربى ان یجعل لى بطحاء مكة ذهبا، فقلت لا یا رب و لكن اشبع یوما و اجوع یوما "
و از نعیم عقبى دل برداشت و چشم بر آن نه گماشت، تا رب العزة وى را در آن بسود، گفت " ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى "
و اگر شرف فقر خود آن بودى كه مصطفى را صحبت فقراء فرمودند گفتند، و لا تعد عیناك عنهم، خود تمام بودى.
و اینجا تعبیه ایست كه آن را سرالاسرار گویند، جز خاطر صدیقان بدان راه نبرد، و حقیقت آن سر ازین خبر معلوم شود كه " من سره ان یجلس مع اللَه فلیجلس مع اهل التصوف "

شیخ الاسلام انصارى قدس اللَه روحه گفت در هر كس چیزى پیداست، در عالم , دین پیداست، در عارف نور مولى پیداست، در محب فناء كون پیداست، در صوفى پیداست آنچه پیداست، باین زبان نشان دادن از آن ناید راست.

سیاره عشق را منازل مائیم
ز اشكال جهان نقطه مشكل مائیم
چون قصه عاشقان بیدل خوانند
سر قصه عاشقان بیدل مائیم


وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَ اللَهَ بِهِ عَلِیمٌ اینجا چنین گفت و در آخر آیت اول گفت وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ یُوَفَ إِلَیْكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ ارباب حقائق میان دو آیت لطیفه نیكو دیده اند گفتند

بنده كه در راه خدا هزینه كند، آن انفاق وى را دو وجه است:
یكى آنك نظر بمقصود خود دارد، و در تحصیل ثواب خود كوشد، از دوزخ ترسد و طمع ببهشت میدارد، انفاق وى و ثواب وى آنست كه اللَه گفت: وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ یُوَفَ إِلَیْكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ

وجه دیگر آنست كه در آن انفاق نظر بدرویش دارد و آسایش وى جوید و بحق وى كوشد و حظ خود در آن نبیند، این حال عارف است، چون زحمت ثواب خویش درین انفاق از میان برگرفت، لا جرم رب العزة نیز تعرض ثواب نكرد و باین نواخت عظیم او را گرامى كرد و گفت وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَ اللَهَ بِهِ عَلِیمٌ من كه خداوندم خود دانم كه این بنده را چه باید داد و چه باید ساخت، و الیه الاشارة بقوله " اعددت لعبادى الصالحین، مالا عین رأت و لا اذن سمعت، و لا خطر على قلب بشر"

« از کشف الاسرار و عده الابرار »




مطالبی دیگر :
- هدایت فقط کار خداست و در این امر شریک نمیخواهد
- حکمت , حقیقت و ثمره آن
- ترفندهای مشتاقان گفتگو با محبوب
- الله و اولیاء الله
- خدای غفار در خور خویش با بندگان معاملت کند نه در خور بندگان!
- مقر به لا اله الا الله نمی سوزد
دیده برای دیدن دوست است
موسی و لذت و بهجت کلام الهی
ذکر و اقسام آن
حرم ظاهر و حرم باطن !
بنده و ارباب !
حج عوام و حج خواص
دری بگشا تا دری بگشاید
مسلمانی ز سلمان جوی و ...
آزمون سخت دوستی خلیل الله
التحصین‏ ابن فهد حلی (1)
التحصین‏ ابن فهد حلی (2)
التحصین‏ ابن فهد حلی (3)
التحصین‏ ابن فهد حلی (4)

التحصین‏ ابن فهد حلی (5)
التحصین‏ ابن فهد حلی (6)
التحصین‏ ابن فهد حلی (7)

شرح دو بیت از مثنوی (لاهیجی)
آیین رهروان در سیر و سلوک (1)
آیین رهروان در سیر و سلوک (2)
آیین رهروان در سیر و سلوک (3)
آیین رهروان در سیر و سلوک (4)
آیین رهروان در سیر و سلوک (5)
آیین رهروان در سیر و سلوک (6)
آیین رهروان در سیر و سلوک (7)

آیین رهروان در سیر و سلوک (8)
آیین رهروان در سیر و سلوک (9)

آیین رهروان در سیر و سلوک (10)
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (2)
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (1)
... السائر الحائر (1)
... السائر الحائر (2)
... السائر الحائر (3)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (01)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (02)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (03)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (04)
... شرح اصطلاحات عرفانی
... بحرالمعارف همدانی جلد دو ( 80 )

... انسان کامل ( 35) آخرین قسمت
...  درون پیمایی (01)
...  انسان کم نیست ... !
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (06 )
... شب و راز شب و شب پیمایی ( و خاطراتی از دوران نوجوانی )
رساله در سفر مجدالدین بغدادی
شرحی بر گلشن راز لاهیجی (7)

شرح رساله معرفت‏ نجم الدین ‏(9)






مطالب اخیر وبلاگ :
هدایت فقط کار خداست و در این امر شریک نمیخواهد
فتنه ها و آشوب های آخرالزمان
غره مشو که خوار گردی
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
حضرت فاطمه (س) از بکائون خمسه تاریخ
کاربرد مجاز در قرآن
حضرت فاطمه (س) بعد از رحلت پیامبر (ص)
عصاره سیر و لیمو ترش ، راهی برای باز کردن رگهای قلب
خدا یکی و محبت یکی و یار یکی
چگونگی تدوین مصحف فاطمه (س)
قفس غم
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (104)
پررویان و با حیاء ها
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (103)
موسیقی آئینی مازندران,امام رضا(ع) اثر استاد اسحاقی + دانلود
موسیقی آئینی مازندران, موسی (ع) اثر استاد اسحاقی + دانلود
موسیقی آئینی مازندران, شهید ( استاد اسحاقی ) + دانلود
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (102)
موسیقی محلی مازندران, مریم بانو ( اسحاقی ) + دانلود
موسیقی محلی مازندران, صنم ( اسحاقی ) + دانلود
موسیقی محلی مازندران, ته بلاره ( عبدی) + دانلود
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (101)
موسیقی محلی مازندران, ننجان ( ننه جان ) + دانلود
کد آوای انتظار همراه اول آهنگهای محمدرضا اسحاقی
ربا جنگ با خدا و رسولخداست
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
حکمت , حقیقت و ثمره آن
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (099)
بخل سوءظن بخداست و بخیل در آتش است
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (098)
ما داده ایم دل نتوانیم پَس گرفت
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (097)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (096)
حالت برزخی یا برزخ حالتها
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (094)
ترفندهای مشتاقان گفتگو با محبوب
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (093)
گرفتاری در اثر ظلم و ستم
نواجش محلی مازندرانی + دانلود
تیتراز شروع و پایانی سریال روزی روزگاری + دانلود
آهنگ بوی محمد (ص) آمد + دانلود
الله و اولیاء الله
طولانی شدن ماهها از علائم آخرالزمان
لله وا مازندرانی + دانلود
گل یاس (دانلود)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (092)
ظلم باعث نابودی امتها میشود
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (091)
زآن روز حذر کن که ورق برگردد




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.