ساری,گاهنوشته های محمود زارع:و مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم گفت سه چیز مهلك است:
یكى بخل مطاع یعنى كه تو بفرمان وى كار كنى و با وى خلاف نكنى،
دیگر هواى باطل كه از پى آن فرا شوى،
سدیگر عجب مرد بخویشتن.
صدقه

یحیى زكریا بر ابلیس رسید، گفت اى ابلیس تو كرا دوستر دارى و كرا دشمن تر؟
گفت پارساى بخیل را دوستر دارم كه عمل او ببخل باطل گردد،
و فاسق سخى را دشمن تر دارم كه سخاوت او را از دست من برهاند و جان ببرد .

و بزبان اشارت گویند بخل توانگران بمنع نعمت است و بخل درویشان بمنع همت.

وَ اللَهُ یَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلًا و اللَه شما را وعده میدهد آمرزش از خود و افزونى پاداش صدقه بر سر، بیامرزد بفضل خود، و پاداش صدقه دهد در دنیا،كه هم در مال بیفزاید و هم در روزى، همانست كه جاى دیگر گفت وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَی ءٍ فَهُوَ یُخْلِفُهُ وَ هُوَ خَیْرُ الرَازِقِینَ.

....
یُؤْتِی الْحِكْمَةَ مَنْ یَشاءُ الآیة.... بقول سدى حكمت اینجا نبوت است، میگوید كرامت نبوت و شرف رسالت و قربت درگاه عزت، اللَه آن كس را دهد كه خود خواهد. مهتران قریش و سران عرب پنداشتند كه این كار بسرورى و مهترى دنیا میگردد، هر كه سرافرازتر نبوت را سزاوارتر،....
رب العالمین گفت: قسمت رحمت و كرامت نبوت نه ایشان میكنند ما كردیم و ما دهیم آن را كه شایسته تر و بدان سزاوارتر.
اهم یقسمون رحمة ربك؟ نحن قسمنا بینهم معیشتهم فى الحیاة الدنیا اللَه باز نمود كه قسمت مال و معیشت كه فرود از نبوت است هم درخواست و دربایست ایشان ننهادم، هر كسى را چنانك سزا بود و دربایست از درویشى و توانگرى دادم، و خود ساختم و پرداختم، و با رأى ایشان نیفكندم، پس درجه نبوت و كرامت رسالت كه شریفتر است و بزرگوارتر اولى تر كه با ایشان نیفكنم و خود دهم آن را كه خود خواهم.

و بقول ابن عباس و قتاده حكمت اینجا علم قرآن است و فقه آن، شناخت ناسخ و منسوخ و حلال و حرام و احكام و امثال، قال النبى صلّى اللَه علیه و آله و سلم " لا یفقه الرجل الفقه حتى یرى للقرآن وجوها كثیرة "
.....  چنانك مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم گفت " خشیة اللَه رأس كل حكمة "

یُؤْتِی الْحِكْمَةَ مَنْ یَشاءُ میگوید اللَه خشیت آن را دهد كه خود خواهد و نشان آن كه اللَه وى را خشیت داد آنست كه كم خورد و كم خسبد و كم گوید، از كم خوردن و كم خفتن و كم گفتن بیدارى فزاید، وز بیدارى نور دل آید، وز نور دل حكمت زاید.

حاتم اصم را گفتند بم اصبت الحكمة؟ قال بقلة الاكل و قلة النوم و قلة الكلام، و كل ما رزقنى اللَه لم اكن احبسه. و بقول حسن حكمت اینجا ورع است و ورع پرهیزگاریست و پارسایى و خویشتن دارى از هر چه ناشایست و ناپسندیده، چون دل از آلایش پاك شد، و اعمال وى باخلاص و صدق پیوست سخن وى جز حكمت نبود و نظر وى جز عبرت نبود، و اندیشه وى جز فكرت نبود. و اصل ورع زهد است هم در دنیا و هم در خلق و هم در خود، هر كه بچشم پسند در خود ننگرد، در خود زاهد است، و هر كه با خلق در حق مداهنت نكند در خلق زاهد است، و تا از دنیا اعراض نكند در خلق و در خود زاهد نشود. پس اصل طاعت و تخم ورع زهد است در دنیا، و تا این زهد نبود نور حكمت در دل و بر زبان نیفتد، مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم ازینجا گفت " من زهد فى الدنیا اسكن اللَه الحكمة قلبه و انطق بها لسانه "

وَ مَنْ یُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً كَثِیراً هر كرا این حكمت دادند او را خیر فراوان دادند وَمَنْ یُؤْتَ الْحِكْمَةَ بكسر تاء قراءة یعقوب است یعنى هر كه اللَه او را حكمت داد او را خیر فراوان دادند وَ ما یَذَكَرُ إِلَا أُولُوا الْأَلْبابِ لب هر چیز مغز آنست و لب العقل ما صفى من دواعى الهوى، میگوید پند نگیرد مگر خداوندان مغز، ایشان كه عقل دارند، از دواعى هوا صافى و از فتنه نفس خالى.

وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ نَفَقَةٍ الآیة... این خطاب با مؤمنانست، میگوید آنچه دهید و نفقه كنید از زكاة فریضه یا تطوعات صدقه یا نذرى كه پذیرید، چنانك مثلا یكى گوید، اگر بیمار مرا شفا آید یا فلان مسافر در رسد، یا فلان كار بر آید، بر منست كه چندین نماز كنم یا چندین روزه دارم، یا حج كنم و چندین بنده آزاد كنم، و چندین صدقه دهم، این آن نذرست كه وفاء آن لازم است و بجاى آوردن آن واجب.

رب العالمین در قرآن ثنا كرد بر ایشان كه بوفاء آن نذر باز آمدند، گفت یُوفُونَ بِالنَذْرِ جاى دیگر بوفاء آن فرمود گفت وَ لْیُوفُوا نُذُورَهُمْ ....
نذر جز در طاعات و قربان نرود. اما انواع معاصى نذر در آن نرود و درست نیاید، مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم گفت " لا نذر فى معصیة اللَه و لا فیما لا یملكه ابن آدم "
اگر كسى بمعصیتى نذر كند، وفاء آن بر وى نیست و كفارت لازم نیاید، و همچنین در مباحات نذر نرود، كه مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم جایى بگذشت مردى را دید بآفتاب ایستاده، پرسید كه این را چه حالت است؟ گفتند نذر كرده كه از آفتاب با سایه نشود و ننشیند و سخن نگوید و روزه دارد، رسول گفت تا با سایه شود، و بنشیند و سخن گوید و روزه نگشاید، بل كه تمام كند.

مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم وى را روزه فرمود از بهر آنك روزه از امهات طاعات است، و بآن دیگر هیچیز نفرمود، كه آن همه مباحات است نه طاعات، و اگر نذر كند بر سبیل لجاج و غضب، چنانك گوید اگر من در فلان جاى روم یا فلان سخن گویم، بر منست كه چندین صدقه دهم یا روزه دارم، اینجا مخیر است، اگر خواهد بوفاء نذر باز آید و صدقه دهد، یا روزه دارد چنانك پذیرفته است، و اگر خواهد كفارت سوگند كند كه او را كفایت بود مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم ازینجا گفت " كفّارة النذر كفارة الیمین "
و گفته اند كه رسول خدا صلّى اللَه علیه و آله و سلم نذر كردن كراهیت داشتى، و نذركننده را بخیل خواند، .....

وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ نَفَقَةٍ أَوْ نَذَرْتُمْ مِنْ نَذْرٍ فَإِنَ اللَهَ یَعْلَمُهُ میگوید نفقه كه كنید و نذر كه پذیرید اللَه میداند، بر وى پوشیده نیست نیت و همت شما، هم در آن نفقه و هم در آن نذر، وَ ما لِلظَالِمِینَ مِنْ أَنْصارٍ و ایشان را كه نفقه بریا كنند نه باخلاص، و نذر بمعصیت كنند نه بطاعت، یارى دهى نیست ایشان را كه ایشان را یارى دهد، و عذاب خداى ازیشان باز دارد.

إِنْ تُبْدُوا الصَدَقاتِ فَنِعِمَا هِیَ الآیة... قراءة ابو عمرو و قالون و اسماعیل و ابو بكر كسر نون است و سكون عین، ....
و قراءة مكى و ورش و حفص و یعقوب كسر نون و عین است، و قراءت شامى و حمزه و كسایى فتح نون و كسر عین است، و در تشدید میم هیچ خلاف نیست، و معنى همه یكسانست، و ما نكرت است. بمعنى شى ء، و در موضع نصب است، و این را نصب على التفسیر گویند یعنى نعم شیئا هى و اگر خواهى ماء صلت نه، یعنى فنعم هى، و معنى آیت آنست كه اگر صدقه آشكارا دهید نیكوست، و اگر پنهان دهید، نیكوتر، یعنى كه هر دو مقبول است، چون نیت درست باشد و باخلاص دهد. لكن بحكم خبر صدقه سر فاضلتر و ثواب آن بیشتر. مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم گفت " افضل الصدقة جهد المقل الى فقیر فى سرّ "
.....
این اخبار جمله دلائل اند كه صدقه سر فاضلتر و ثواب آن تمامتر، و نیز صدقه سر از آفت ریا و سمعة رسته تر باشد، كه چون آشكارا دهد، بیم آن باشد كه ریا در آن شود و عمل باطل گردد، و نامقبول.

قال النبى صلّى اللَه علیه و آله و سلم " لا یقبل اللَه من مسمع و لا مراء و لا منّان " مفسران در خصوص و عموم این آیت اختلاف دارند، قومى بر آنند كه بصدقات تطوع مخصوص است، اما زكاة فرض اظهار آن فاضلتر و نیكوتر على الاطلاق، دو معنى را:
یكى آنك تا دیگران بوى اقتدا كنند، دیگر معنى آنست كه تا از راه تهمت برخیزد و مسلمانان بوى گمان بد نبرند، و بیشترین علما بر آنند كه آیت بصدقه تطوع مخصوص نیست بلكه عام است فرائض و نوافل را.

وَ یُكَفِرُ عَنْكُمْ الآیة... بیا و رفع راء قراءة شامى و حفص است و بنون و رفع راء قراءة ابن كثیر و ابو عمرو و ابو بكر و یعقوب، و بنون و جزم راء قراءت نافع و حمزة و كسایى، میگوید گناه شما از شما بهتریم، و اگر بیا خوانند، معنى آنست كه اللَه گناه شما از شما بسترد مِنْ سَیِئاتِكُمْ این من همانست كه گفت یَغْفِرْ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ و مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِیٍ مِنْ والٍ جز از این فراوانست در قرآن، وَ اللَهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ معنى خبیر دوربین است و نزدیك دان و از نهان آگاه، بینا بهر چیز، دانا بهر كار آگاه بهر گاه.


النوبة الثالثة
قوله تعالى: یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِ وَ الْأَذى
... خداى عز و جل میگوید اى شما كه ایمان آوردید و دست بحلقه بندگى ما زدید، و بحبل عصمت ما در آویختید، راه بندگى نه آنست كه بگرد خود نگرید، و در طاعت منت بر ما نهید، كه هر چه شما كنید بتوفیق و ارادت ماست: دلت كه گشاده شد ما گشادیم، توفیق كه یافتى ما دادیم، مواساة كه كردى با درویش ما خواستیم، و ما راندیم، پس همه منت ما راست، كه ساختن همه از ماست و پرداختن بر ما.

براء بن عازب گفت رسول خدا را دیدم روز خندق كه این كلمات ابن رواحه میگفت " اللهم لو لا انت ما اهتدینا و لا تصدقنا و لا صلّینا فانزل سكینة علینا و ثبت الاقدام ان لاقینا "
میگوید بار خدایا اگر نه عنایت تو بودى، ما را در كوى توحید چه راه بودى؟ و رنه توفیق تو بودى، ما را به كار خیر چه توان بودى؟

آن بیچاره كه در طاعت منت بر اللَه مى نهد از آنست كه راه بندگى گم كرده، طاعت خود را وزن مى نهد و آن را بزرگ مى بیند و نظر دل و دیده از آن مى بنگرداند، و در راه جوانمردى خود را در طاعت دیدن گبركى است، و از آن نگرستن عین دوگانگى!

اگر صد بار در روزى شهید راه حق گردى
هم از گبران یكى باشى چون خود را در میان بینى


و گفته اند لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِ وَ الْأَذى یعنى بالمن على السائل میگوید صدقه هاى خویش تباه مكنید بآنك منت بر درویش نهید، مرد توانگر كه منت بر درویش مینهد بآنچه بوى میدهد، از آنست كه شرف درویشى و رتبت درویشان نشناخته و ندانسته كه ایشان امروز ملوك جهانند، چنانك در خبرست " ملوك تحت اطمار " و فردا بپانصد سال پیش از توانگران در بهشت شوند، كدام شرف ازین بزرگوارتر! كدام نعمت ازین تمامتر!

قال ابو الدرداء احب الفقر تواضعا لربى و احب الموت اشتیاقا الى ربّى و احب المرض تكفیرا لخطیئتى و روى ان النبى صلّى اللَه علیه و آله و سلم قال لعلى یا على انك فقیر اللَه فلا تنهر الفقراء و قرّبهم تقرّبا من اللَه عزّ و جلّ،
رسول خداى على را گفت اى على، تو درویش خدایى، نگر تا درویشان را باز نزنى و بایشان تقرب كنى و نزدیكى جویى، تا باللّه نزدیك شوى.

پس سزاى توانگر آنست كه منت بر درویش ننهد بل كه از درویش منت پذیرد، و او را تحفه حق بنزدیك خود داند، كه در خبرست " هدیة اللَه الى المؤمن السائل على بابه " و چرا منت باید نهاد بر درویش كه نه او بدرویش میدهد یا درویش از وى مى ستاند، لا بل كه وى بخداى میدهد و خداى بدرویش مى سپارد. كذا قال النبى صلّى اللَه علیه و آله و سلم " ان الصدقة لتقع فى ید اللَه قبل ان تقع فى ید السائل "

یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَیِباتِ ما كَسَبْتُمْ بر زبان اشارت این خطاب با جوانمردان طریقت است، ایشان كه چون دیگران تحصیل مال كردند، ایشان تصفیت حال جستند، دیگران بخرج مال بنعیم و ناز بهشت رسیدند، و ایشان بانفاق حال نسیم وصال حق یافتند، اگر جوینده بهشت تا طیّبات كسب خویش انفاق نكند ببهشت نمى رسد، پس جوینده حق اولى تر، كه تا كسب احوال و طیّبات اعمال در نبازد بحق نرسد. و باختن احوال و اعمال نه آنست كه نیارد، بل كه بیارد و بگزارد، اگر عمل ثقلین در آرد در آن ننگرد و آرامگاه و تكیه گاه خویش نسازد، و بر طاعت خویش بیش از آن ترسد كه عاصى بر معصیت خویش، تا غرور و پندار در راه وى نیاید و راه بر وى نزند.

سلطان طریقت بویزید بسطامى قدس اللَه روحه گفت وقتى نشسته بودم بخاطرم در آمد كه من امروز پیر وقتم و وحید عصر خویش، پس با خود افتادم، دانستم كه آن غرور است و پندار كه بر من راه میزند، برخاستم براه خراسان فرو رفتم، در میان بیابان سوگند یاد كردم كه از اینجا نروم، تا مر او امن ننمایند، سه شبانروز آنجا بماندم، روز چهارم مردى اعور دیدم بر راحله نشسته و مى آمد و بر وى نشان آشنایان پیدا، دست بیرون بردم و باشتر اشارت كردم كه باش، هم در ساعت دو پاى اشتر بزمین فرو رفت، آن مرد اعور درمن نگرست، گفت هان هان اى با یزید! بدان مى آرى كه چشم فراز كرده باز كنم، و در بسته بگشایم و بسطام را با اهل بسطام و با یزید را غرقه كنم، گفتا هیبتى از وى بر من افتاد، آن گه گفتم از كجا مى آیى؟ گفت از آن كه باز كه تو آن عهد كردى و پیمان بستى، سه هزار فرسنگ آمده ام، پس گفت زینهار اى بایزید كه فریفته نشوى و با پندار نمانى كه آن گه از جاده حقیقت بیفتى! این بگفت و روى از من بگردانید و رفت. بو یزید گفت آنگاه از روى الهام بسرّم فرو گفتند كه اى بایزید در خزینه فضل ما بسى طاعت مطیعان است و خدمت خدمتكاران، گر زانك ما را خواهى سوز و نیاز باید و در دو گداز، شكستگى تن و زبان و غارت دل و جان!

وى را نتوان یافت به تسبیح و نماز
تا بتكده از بتان تو خالى نكنى




ادامه دارد >>>


توضیح :   بلطف و عنایت الهی ما بترتیب تفسیر « كشف الأسرار و عُدة الأبرار مشهور به تفسیر خواجه عبدالله انصاری . ابوالفضل رشید الدین میبدی » را که تفسیری خاص و ذوقی است برای مخاطبین محترم خویش در این تارنما قرار داده و با همدیگر مرور کرده و ان شاء الله .... کل این توضیح را در پستهای اولیه - شماره های قبلی - بخوانید  . ( محمود زارع )


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (101)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (102)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (103)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (104)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (106)



مطالب اخیر وبلاگ:
بخل سوءظن بخداست و بخیل در آتش است
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (098)
ما داده ایم دل نتوانیم پَس گرفت
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (097)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (096)
حالت برزخی یا برزخ حالتها
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (094)
ترفندهای مشتاقان گفتگو با محبوب
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (093)
گرفتاری در اثر ظلم و ستم
نواجش محلی مازندرانی + دانلود
تیتراز شروع و پایانی سریال روزی روزگاری + دانلود
آهنگ بوی محمد (ص) آمد + دانلود
الله و اولیاء الله
طولانی شدن ماهها از علائم آخرالزمان
لله وا مازندرانی + دانلود
گل یاس (دانلود)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (092)
ظلم باعث نابودی امتها میشود
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (091)
زآن روز حذر کن که ورق برگردد
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
ستمگر ستم می بیند
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (089)
فاطمه (س) برطرف کننده غمهای مولا علی (ع)
عدم تصریح نام گاه از غیرت دوستی خداوند متعال است!
نصیحت لقمان حکیم درباره ظلم
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (088)
خدای غفار در خور خویش با بندگان معاملت کند نه در خور بندگان!
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (087)
موسیقی محلی مازندرانی- حقانی - استاد اسحاقی + دانلود
گریه پیامبر(ص) بر مظلومیت علی(ع)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (086)
مولا علی (ع) و شیعیانش و حوادث آخرالزمان
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
بهترین فرمانروا از نظر مولا علی (ع) کیست؟!
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (084)
مقر به لا اله الا الله نمی سوزد
دیده برای دیدن دوست است
از نفرین مظلوم - حتی کافر هم - بترسید
ظلم بمردم موجب خروج از ولایت اهل بیت (ع) میشود !
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (083)
گناهانیکه باعث نزول عذاب میشود
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (082)
منجیان تشیع (شیخ طوسی- عبدالکریم حائری‌ یزدی‌- سید موسی صدر)
عزّت حاصل از ظلم , ذلّت آورد
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (081)
نزدیکی مرگ و شکست , نتیجه قطعی ظلم بمردم
تکرار لحظه ها ... !



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.