النوبة الثانیة
قوله تعالى: یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِ وَ الْأَذى
اى شما كه مؤمنانید و گرویدگانید مواساة كه با درویشان كنید از فرائض زكاة و تطوّع صدقات و انواع برّ و مكرمات، نگرید تا منّ و اذى فرا پى آن ندارید، و درویش را نرنجانید، بآنك روى ترش كنید، و پیشانى فراهم كشید، و سخن با وى بعنف گوئید، و وى را بدان عطا كار فرمائید، و بسبب درویشى خوار دارید، و بچشم حقارت بوى نگرید، كه اگر چنین كنید عمل شما باطل شود و ثواب آن ضایع گردد.
والله واسع علیم
.....  و گفته اند منت بر نهادن آنست كه چون صدقه داد باز گوید كه من با فلان نیكى كردم، و او را بپاى آوردم، و شكستگى وى را جبر كردم. و اذى نمودن آنست كه احسان خود با درویش فاكسى گوید كه درویش نخواهد كه آن كس از حال وى خبر دارد و نام و ننگ وى داند.

كَالَذِی یُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَاسِ الآیة... كابطال الذى ینفق ماله رئاء الناس و هو المنافق یعطى، لیوم انه مؤمن. میگوید شما كه مؤمنان اید صدقات خویش بمنّ و اذى باطل مكنید چنانك آن منافق كه ایمان بخداى و روز رستاخیز ندارد صدقات خود بریاء مردم باطل میكند، و ریاء وى آنست كه بمردم مى نماید كه وى مؤمن است بآن صدقه كه میدهد، پس رب العالمین این منافق را و آن منت بر نهنده را مثل زد گفت " فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوانٍ " اى فمثل صدقته، مثل صدقه ایشان راست مثل سنگى نرم است سخت كه بر آن خاك خشك باشد و بارانى تیز بوى رسد، چنانك از آن خاك بر سنگ هیچیز بنماند و نتوانند كه از آن چیزى با دست آرند، فردا در قیامت كردارهاى ایشان همه باطل و نیست شود، و نتوانند كه از ثواب آن نفقه ایشان چیزى با دست آرند. اینست كه اللَه گفت لا یَقْدِرُونَ عَلى شَی ءٍ مِمَا كَسَبُوا همانست كه جاى دیگر گفت مَثَلُ الَذِینَ كَفَرُوا بِرَبِهِمْ أَعْمالُهُمْ كَرَمادٍ اشْتَدَتْ بِهِ الرِیحُ فِی یَوْمٍ عاصِفٍ لا یَقْدِرُونَ مِمَا كَسَبُوا عَلى شَی ءٍ جاى دیگر گفت وَ الَذِینَ كَفَرُوا أَعْمالُهُمْ كَسَرابٍ بِقِیعَةٍ الآیة.

.....
وَ مَثَلُ الَذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَهِ این مثلى دیگرست كه اللَه تعالى مؤمنانرا زد، آن مؤمنان كه نفقه از بهر خداى و در خشنودى وى كنند و من و اذى فرا پس آن ندارند، میگوید نمون نفقه ایشان كه در طلب رضاء خدا نفقه میكنند و در آن وجه خدا خواهند، و من و اذى فرا پس آن ندارند و تثبیتا من انفسهم یقینا و تصدیقا من انفسهم بالثواب، لا كالمنافق الذى لا یؤمن بالثواب. در آن نفقه كه كنند دانند كه اللَه ایشان را بر آن داشت و در دل ایشان مقرر و محقق كرد، پس در آن خوش دل و خوش تن باشند، و بى گمان در ثواب آن، نه چون آن منافق كه ایمان بثواب ندارد، و آنچه كند بكراهیت كند،

و گفته اند این تثبیت بمعنى تثبت است، فكان الرجل اذا همّ بصدقة تثبّت، فان كان للَه امضى و ان خالطه شی ء امسك، و این قول موافق آن خبرست كه مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم گفت " اذا اردت امرا فتدبّر عاقبته، فان كان رشدا فامضه و ان كان غیّا فانته "
كَمَثَلِ جَنَةٍ بِرَبْوَةٍ الآیة... ... میگوید مثل و سان نفقه مؤمن راست برسان بستانى است در بالایى كه آفتاب و باد بیش یابد، و از آفت و عاهت و عفونت رسته تر بود و ریع آن بیشتر.

أَصابَها وابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَها ضِعْفَیْنِ ابن كثیر و نافع و ابو عمرو أُكُلَها بسكون و تخفیف خوانند، دیگران بتثقیل. و معنى هر دو یكسانست، میگوید چون باران قوى بآن بستان رسد میوه و بر دو چندان دهد كه دیگر جایها. یعنى بیك سال چندان بر دهد كه دیگر جایها بدو سال. فَإِنْ لَمْ یُصِبْها وابِلٌ فَطَلٌ پس اگر باران تیز نیاید بل كه باران ضعیف خرد بود هم چنان ریع و نزل دهد كه بباران قوى دهد.
رب العالمین ثواب صدقه مؤمن را این مثل زد میگوید ثواب وى مضاعف بود اگر صدقه بسیار باشد یا اندك، همچنانك آن بستان میوه مضاعف دهد اگر باران قوى بود یا ضعیف.

أَ یَوَدُ أَحَدُكُمْ الآیة... این تقریرى دیگرست مثل منافق مرائى را در آن نفقه كه میكند، میگوید دوست دارد یكى از شما كه وى را رزى بود، گرداگرد آن خرما استان، و میانه آن انگورها، زیر درختان آن میرود جویها، و وى را در آن بود همه میوه ها. آن گه این مرد پیر شده و از كسب و تكاپوى درمانده، و اطفال دارد كودكان خرد، همه خورنده و هیچ ازیشان بگاه كار كردن نرسیده، و معیشت ایشان همین بستانست و بس، ناگاه سموم آن را بزند، و همه را بسوزاند و نیست كند، بنگر كه حال این مرد چون بود، نه توان آن دارد كه سموم را دفع كند، نه وقت آنك دیگر باره رنج بر دو درخت كارد! نه كودكان بدان رسیدند كه پدر را بكار آیند و یارى دهند، نه جاى دیگر معیشت دارد كه با آن گردد، همى عاجز بماند و در آن هنگام كه حاجت وى بآن بستان بیشتر است و ضرورت وى تمامتر، از آن نومید شود اینست مثل عمل منافق و مرائى، فردا برستخیز كه ایشان را حاجت افتد بثواب اعمال، از آن درمانند و نومید شوند، و عملهاى خویش همه باطل و تباه بینند.

شداد اوس گفت رسول خدا را دیدم صلّى اللَه علیه و آله و سلم كه میگریست،
گفتم چرا میگریى؟
گفت مى ترسم كه امت من شرك آرند
نه آنك بت پرستند یا آفتاب و ماه، لكن عبادت بریاء كنند
و اللَه تعالى نپذیرد كردارى كه در وى ذره اى ریا بود.

روایت كنند كه ابن مسعود (رض) نشسته بود یكى گفت دوش سورة البقره بر خواندم، ابن مسعود گفت نصیب وى از آن عبادت همین بود. یعنى كه چون اظهار كرد ثواب آن باطل شد.

قتاده گفت چون بنده عمل بر پا كند رب العالمین گوید مى نگرید آن بنده را كه بما مى استهزاء كند.
امیر المؤمنین على (ع) گفت مرائى را سه نشانست كه تنها باشد كاهل بود، و كه مردمان را بیند بنشاط بود، كه او را بستایند در عمل بیفزاید، و كه بنكوهند از آن بكاهد.

رب العزة درین آیت مثل زد كردارهایى را كه تباه گردد بر كارگران و ثواب آن ازیشان فائت شود از بهر فساد در نیت، یا ریاء در فعل، یا منت یا اذى در پى آن، آن جنّة عمر و دل آدمى است و آن جویها جهدهاى اوست، و نخیل و اعناب مهینه كردارهاى اوست از فریضها و واجب ها، و آن ثمرات تطوعها و نافله هاى اوست، و آن پیرى اجل او و بآخرت شدن او، و آن ذریه امیدهاى او، و آن ضعف بیم او، آمیخته در امیدهاى او، و آن اعصار اخلاص جستن اللَه ست ازو ثم قال فى آخر الآیة.

كَذلِكَ یُبَیِنُ اللَهُ لَكُمُ الْآیاتِ لَعَلَكُمْ تَتَفَكَرُونَ همانست كه جاى دیگر گفت وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَاسِ لَعَلَهُمْ یَتَفَكَرُونَ
تفكر سه قسم است: یكى حرام، یكى مستحبّ، یكى واجب،
آنك حرام است تفكر است در ذات و صفات رب العزة و در چرایى كار وى، این تفكر حرام است و تخم حیرت و نقمت است، از آن جز تاریكى و گمراهى نزاید،
و آنچه مستحبّ است تفكر در صنایع صانع است و در اقسام آلاء وى. ازین تفكر روشنایى دل زاید و قوت ایمان.
و آنچه واجب است تفكر در كردار و گفتار خویش است، بیندیشد كه كردارش چونست و گفتارش چیست؟
بر وفق شرع است یا بر وفق طبع؟ اتّباع است یا ابتداع، اخلاص است یا ریاء؟ این تفكر است كه در خبر مى آید " تفكر ساعة خیر من عبادة سنة " و روى " خیر من عبادة سبع سنین " و روى " من عبادة سبعین سنة "

یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَیِباتِ ما كَسَبْتُمْ وَ مِمَا أَخْرَجْنا لَكُمْ مِنَ الْأَرْض الآیة...
سبب نزول این آیت آن بود كه خداوندان كه زكاة و صدقه میدادند آن بترینه میدادند، میوه ناخوش و حبوب نا و نقود نبهره، و آنچه بهینه بود خود بر میداشتند، رب العالمین در شأن ایشان این آیت فرستاد، و مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم گفت " ان اللَه قسّم بینكم اخلاقكم كما قسم بینكم ارزاقكم و ان اللَه طیّب لا یقبل الّا طیّبا، لا یكسب عبد مالا من حرام فتصدق منه فیقبل منه و لا ینفق منه فیبارك له فیه، و لا یتركه خلف ظهره الا كان زاده الى النار، و ان اللَه لا یمحو السّیّئ بالسّیّئ و لكنه یمحو السّیّئ بالحسن، و ان الخبیث لا یمحوه الخبیث.

أَنْفِقُوا مِنْ طَیِباتِ ما كَسَبْتُمْ مفسران گفتند این نفقت زكاة مال تجارت است و مِمَا أَخْرَجْنا لَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ زكاة خرما و انگور و انواع حبوب.

فصل فى زكاة
اما زكاة مال تجارت همچون زكاة نقود است. مال تجارت بآخر سال قیمت كنند و ربع العشر از آن بیرون كنند، هر بیست دینار زر خالص نیم دینار، اگر بیست دینار تمام نبود زكاة واجب نشود كه مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم گفت " لیس فیما دون عشرین مثقالا من الذهب شى ء "
و اگر بدرم قیمت كنند، بدویست درم سیم خالص پنج درم واجب شود كه مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم گفت " اذا بلغ مال احدكم خمس اواق مائتى درهم، ففیه خمسة دراهم "

نصاب درم پنج اوقیه نهاد، هر اوقیه چهل درم باشد، و درست آنست كه اعتبار نصاب در مال تجارت بآخر سال است نه باول سال، اگر در ابتداء سال بده دینار متاعى خرد بنیت تجارت، ابتداء سال آن روز گیرد كه متاع خرید، یك سال گذشت و قیمت آن به بیست دینار نرسید بر وى زكاة نیست، و اگر به بیست دینار رسید زكاة واجب شود، و اگر بیست دینار در ملك وى آید و شش ماه با وى بود، پس بآن متاعى خرد تجارت را ابتداء سال از آن گیرد كه آن قدر در ملك وى آمد، پس چون شش ماه دیگر بگذرد و قیمت آن متاع بیفزاید بسى دینار شود، زكاة سى دینار واجب شود، و این ده دینار ربح كه زیادت آمد، تبع اصل شود بوجوب زكاة. همچون سخال كه تبع امهات است، در زكاة سائمه، و اگر در آن متاع خرید و فروخت میكند و بآخر سال با نقد شود و همان سى دینار بود، بیست اصل و ده ربح، اینجا دو قول است: بیك قول ربح تبع اصل است چنانك گفتیم، و
بقول دیگر مال ربح مفرد كنند و از آن روز باز كه با نقد شود یك سال بشمرند، آن گه زكاة ربح واجب شود. و اگر در میان سال عزم تجارت منفسخ گردد زكاة واجب نشود. اینست شرح زكاة تجارت بر سبیل اختصار.
....
وَ مِمَا أَخْرَجْنا لَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ الآیة... 
این زكاة معشرات است از میوه ها، خرما و انگور، و از انواع حبوب هر چه قوت را بشاید و بدان كفایت توان كرد، چون گندم و جو و گاو رس و نخود و باقلى و مانند آن، و نصاب او پنج وسق است بحكم خبر، قال النبى صلّى اللَه علیه و آله و سلم " لیس فیما دون خمسة اوسق من التمر صدقة "

و پنج وسق سیصد صاع باشد، هشتصد من بقبان، هر كرا هشتصد من مویز بیاید از انگور و همچندین خرماى خشك از رطب و از انواع حبوب و همچندین پاك كرده عشر آن بدادن واجب شود، هر ده من نه من آن ویست، و یك من آن درویشان. و اگر این نصاب از دو جنس باشد، چنانك چهارصد من گندم و چهار صد من جویا چهار صد من مویز و چهار صد من خرما بر وى زكاة واجب نیست، و اگر درختان و كشت زار خویش به دولاب آب دهد كه آب آسمان و كاریز نبود، بر وى نصف العشر بود، چنانك در خبرست فیما سقت السماء و الانهار و العیون او كان بعلا العشر، و فیما سقى بالنضح نصف العشر، و البعل من النخل یشرب بعروقه من الارض من غیر سقى

و چون خرما و انگور رنگ گرفت و گندم و جو دانه سخت كرد، در ان هیچ تصرف نكند تا بیشتر حرز كند، و بداند كه نصیب درویشان چند است، آن گه چون آن مقدار پذیرفت اگر تصرف كند در جمله رواست.
……
و این زكاة معشر بر مالك زرع است نه بر مالك زمین، كسى كه زمین كسى باجارت داد زكاة آن كشته بر مستاجر است نه بر موجر وَ لا تَیَمَمُوا الْخَبِیثَ قراءة بزى تشدید تا است، اشارت كند بآن تا كه تخفیف را بیوكنده است، كه اصل او وَ لا تَیَمَمُوا بدو تا است مِنْهُ تُنْفِقُونَ اى تنفقونه. میگوید چون زكاة میدهید قصد بدترینه مكنید، آن گه گفت وَ لَسْتُمْ بِآخِذِیهِ اى لستم بآخذى ذلك الخبیث لو اعطیتم فى حق لكم الّا باغماض و تساهل.
خواهى بایجاب خوان خواهى باستفهام، میگوید از بدترینه مدهید و در ستد و داد بدترینه میتانید مگر بتساهل و محابا در قیمت چشم بر چیزى فرا كرده إِلَا أَنْ تُغْمِضُوا فِیهِ اى الّا ان یغمض لكم فیه، وَ اعْلَمُوا أَنَ اللَهَ غَنِیٌ حَمِیدٌ بدانید كه اللَه بى نیازست، و با بى نیازى كارساز و بنده نواز، حمید ستوده یعنى ستوده خود بى ستاینده، تمام قدر نه كاهنده نه افزاینده، بزرگ عزّ بى پرستش بنده.

الشَیْطانُ یَعِدُكُمُ الْفَقْرَ اى یخوّفكم به، یقول امسكوا مالكم فانكم ان تصدقتم افتقرتم، میگوید شیطان شما را بدرویشى مى ترساند، میگوید مال نگاه دارید و دست از صدقه دادن فرو گیرید، كه اگر شما صدقه دهید درویش و درمانده شوید و بخلق نیازمند گردید، بنده مؤمن كه این شنود داند كه وعده شیطان دروغ است، و بیم دادن وى بدرویشى باطل و خلاف شرع، كه در خبر است " ما نقص مال من صدقة "
پس اتباع خبر بمؤمن سزاوارتر از فرو گرفتن دست به بیم دادن شیطان.
.....
این فاحش در بیت بخیل است و این متشدد هم بخیل است، چنانك گفت: وَ إِنَهُ لِحُبِ الْخَیْرِ لَشَدِیدٌ اى لبخیل.


فصل فى مذمّة البخل
این بخل آفتى عظیم است در راه دین و خلقى نكوهیده و خصلتى ناپسندیده، و تابنده بدان گرفتار است از پیروزى و رستگارى دور است، اینست كه رب العالمین گفت وَ مَنْ یُوقَ شُحَ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ و در خبرست كه رسول صلّى اللَه علیه و آله و سلم طواف میكرد، مردى را دید دست در حلقه كعبه زده و میگوید: خداوندا بحرمت این خانه كه گناه من بیامرزى،
رسول گفت گناه تو چیست؟
گفت نتوانم كه گویم كه بس عظیم است،
رسول گفت ویحك عظیم تر از زمین است؟
گفت عظیم تر، گفت عظیم تر از آسمان است؟
گفت عظیم تر،
گفت عظیم تر از عرش است؟
گفت عظیم تر،
گفت عظیم تر از خداست؟
گفت نه كه خداى بزرگوارتر،
گفت پس بگوى كه آن چه گناهست؟
گفت مال بسیار دارم و هر گاه كه سائلى از دور پدید آید پندارم آتشیست كه در من مى افتد،
رسول خدا گفت دور شو از من تا مرا بآتش خویش نسوزى، بآن خداى كه مرا براستى بخلق فرستاد كه اگر میان ركن و مقام هزار سال نماز كنى، تا از چشمهاى تو جویها روان گردد، و درختها از آن برآید، و آن گاه كه میرى بر بخل میرى، جاى تو جز دوزخ نبود، ویحك بخل از كفر است و در آتش است، ویحك نشنیده كه اللَه گفت وَ مَنْ یُوقَ شُحَ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ

ادامه دارد >>>


توضیح :   بلطف و عنایت الهی ما بترتیب تفسیر « كشف الأسرار و عُدة الأبرار مشهور به تفسیر خواجه عبدالله انصاری . ابوالفضل رشید الدین میبدی » را که تفسیری خاص و ذوقی است برای مخاطبین محترم خویش در این تارنما قرار داده و با همدیگر مرور کرده و ان شاء الله .... کل این توضیح را در پستهای اولیه - شماره های قبلی - بخوانید  . ( محمود زارع )


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (001)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (005)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (010)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (015)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (020)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (025)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (030)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (035)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (040)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (045)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (101)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (102)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (103)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (104)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (105)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (106)



مطالب اخیر وبلاگ:

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (098)
ما داده ایم دل نتوانیم پَس گرفت
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (097)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (096)
حالت برزخی یا برزخ حالتها
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (094)
ترفندهای مشتاقان گفتگو با محبوب
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (093)
گرفتاری در اثر ظلم و ستم
نواجش محلی مازندرانی + دانلود
تیتراز شروع و پایانی سریال روزی روزگاری + دانلود
آهنگ بوی محمد (ص) آمد + دانلود
الله و اولیاء الله
طولانی شدن ماهها از علائم آخرالزمان
لله وا مازندرانی + دانلود
گل یاس (دانلود)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (092)
ظلم باعث نابودی امتها میشود
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (091)
زآن روز حذر کن که ورق برگردد
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
ستمگر ستم می بیند
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (089)
فاطمه (س) برطرف کننده غمهای مولا علی (ع)
عدم تصریح نام گاه از غیرت دوستی خداوند متعال است!
نصیحت لقمان حکیم درباره ظلم
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (088)
خدای غفار در خور خویش با بندگان معاملت کند نه در خور بندگان!
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (087)
موسیقی محلی مازندرانی- حقانی - استاد اسحاقی + دانلود
گریه پیامبر(ص) بر مظلومیت علی(ع)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (086)
مولا علی (ع) و شیعیانش و حوادث آخرالزمان
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
بهترین فرمانروا از نظر مولا علی (ع) کیست؟!
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (084)
مقر به لا اله الا الله نمی سوزد
دیده برای دیدن دوست است
از نفرین مظلوم - حتی کافر هم - بترسید
ظلم بمردم موجب خروج از ولایت اهل بیت (ع) میشود !
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (083)
گناهانیکه باعث نزول عذاب میشود
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (082)
منجیان تشیع (شیخ طوسی- عبدالکریم حائری‌ یزدی‌- سید موسی صدر)
عزّت حاصل از ظلم , ذلّت آورد
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (081)
نزدیکی مرگ و شکست , نتیجه قطعی ظلم بمردم
تکرار لحظه ها ... !
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.