تِلْكَ آیاتُ اللَهِ الآیة... اى هذه آیات اللَه، یعنى القرآن نَتْلُوها عَلَیْكَ بِالْحَقِ اى بصدق الحدیث. میگوید این آیات و كلمات قرآن سخنان اللَه است كه براستى بر تو میخوانیم.
الله

جاى دیگر گفت نَتْلُوا عَلَیْكَ مِنْ نَبَإِ مُوسى و كلا نقص علیك من انباء الرسل، فاذا قرأناه فاتبع قرآنه این همه دلائل اند كه خداى را عز و جل خواندن است. و یشهد لذلك قول النبى صلّى اللَه علیه و آله و سلم  " كان الناس لم یسمع القرآن حین سمعوه، من فى الرحمن یتلوه علیهم
وَ إِنَكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ اى الى الخلق كافة، میگوید تو از فرستادگانى بجهانیان، و جهانیان همه امت تواند، یعنى امت دعوت.

و در جمله بدانك امت وى بر سه قسم اند:
امت دعوت ،
امت اجابت ، و
امت اتباع ،
اما امت دعوت آنست كه اللَه گفت كَذلِكَ أَرْسَلْناكَ فِی أُمَةٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِها أُمَمٌ الى قوله وَ هُمْ یَكْفُرُونَ بِالرَحْمنِ.

درین آیت كافران را همه امت وى خواند، تا معلوم شود كه همه جهانیان از آن روز باز كه جبرئیل بمصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم پیغام آورد تا بروز قیامت از همه اهل كیشها، امت مصطفى اند. امت دعوت، یعنى باز خوانده وى بدین اسلام و حجة خداى فرا سر ایشان نشسته، ازینجا گفت مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم " انا حظكم من الانبیاء و انتم حظى من الامم "

....
و امت اجابت آنست كه رب العالمین گفت إِنَ هذِهِ أُمَتُكُمْ أُمَةً واحِدَةً میگوید این امت شما یك امت است، پیغامبر یكى و نامه یكى و قبله یكى و شریعت یكى و خدا یكى، و درین امت هم مؤمن است و هم منافق و هم متبع و هم مبتدع و هم صالح و هم فاجر.

و امت اتباع آنست كه اللَه گفت كُنْتُمْ خَیْرَ أُمَةٍ جاى دیگر گفت وَ مِمَنْ خَلَقْنا أُمَةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِ این امت رسول را پذیرفتند برسالت، و باخلاص وى را گواهى دادند و بر صدق و یقین او را پیشوا گرفتند و بر سنت وى خداى را پرستیدند و هر چند كه در گزارد حق وى تقصیر كردند در دل عقیدت این داشتند و برین بودند، و آنك مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم قومى را از امتى وابیرون كرد، این امت اتباع خواست چنانك در خبر است " ان الجعدى و المنانى لیسا من امة محمد صلّى اللَه علیه و آله و سلم و هم الزنادقة "



النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ قالَ لَهُمْ نَبِیُهُمْ إِنَ آیَةَ مُلْكِهِ أَنْ یَأْتِیَكُمُ التَابُوتُ فِیهِ سَكِینَةٌ مِنْ رَبِكُمْ الآیة...
هر كه بر بساط دولت دین از جام معرفت شربتى یافت، ساقى آن شربت سلطان سكینه بود، و سلطان سكینه را مقرّ عزادار الملك دل آمد،
هُوَ الَذِی أَنْزَلَ السَكِینَةَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ و لطیفه دل منزلگاه صفت قدم امد " ان القلوب بین اصبعین من اصابع الرحمن "
بسا فرقا كه میان در قوم است، قومى كه سكینه ایشان در تابوت، و تابوت در تصرف بنى اسرائیل، گه اینجا و گه آنجا، گه چنین و گه چنان.
و قومى كه سكینه ایشان در دل ایشان، درید صفت حق، نه آدمى را را بر آن دست نه فریشته را بر آن راه یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ

شبلى گفت از آنجا كه حقائق سر است پرده ها فرو گشادند و حجابها برداشتند، تا بسى كارهاى غیبى بر سرّ ما كشف كردند، دوزخ را دیدم بسان اژدهایى غرنده و شیرى درنده، كه بخلق مى بازید و ایشان را بدم در خود مى كشید، مرا دید شكوهش كرد، نصیب خود از من خواست، هر چه جوارح و اعضاء ظاهر بود بوى دادم و باك نداشتم از سوختن آن، كه از سوز باطن خودم پرواى سوز ظاهر نبود.

پیر طریقت گفت: همه آتشها تن سوزد و آتش دوستى جان، بآتش جانسوز شكیبایى نتوان.

گر بسوزد گو بسوز و ور نوازد گو نواز
عاشق آن به كومیان آب و آتش در بود


گفت چون نهاد و صورت شبلى بآتش دادم، نوبت بدل رسید، از من دل خواست، گفتم دربازم و باك ندارم، بسرم ندا آمد كه اى شبلى دل را یله كن كه دل نه از آن تست، و نه در تصرف تو، دل در قبضه ماست كه معدن دیدار ماست، دل در ید ماست كه بستان نظر ماست، دل در یمین ماست كه منزلگاه اطلاع ماست. اى شبلى اگر لا بد دل بخرج مى باید كرد و مى باید سوخت، دریغ بود كه باین آتش صورت بسوزى، پس بارى بآتش عشق بسوز.

دل را تو بنار عاشقى بریان كن
وانگاه نظر ز دل بسوى جان كن
گر زانك براه پیشت آید معشوق
این جمله بپیش پاى او قربان كن




النوبة الاولى
تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ مِّنْهُم مَّن كَلَّمَ اللّهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَاتٍ وَآتَیْنَا عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ الْبَیِّنَاتِ وَأَیَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذِینَ مِن بَعْدِهِم مِّن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَیِّنَاتُ وَلَكِنِ اخْتَلَفُواْ فَمِنْهُم مَّنْ آمَنَ وَمِنْهُم مَّن كَفَرَ وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا اقْتَتَلُواْ وَلَكِنَّ اللّهَ یَفْعَلُ مَا یُرِیدُ ﴿253﴾

برخى از آن پیامبران را بر برخى دیگر برترى بخشیدیم از آنان كسى بود كه خدا با او سخن گفت و درجات بعضى از آنان را بالا برد و به عیسى پسر مریم دلایل آشكار دادیم و او را به وسیله روح القدس تایید كردیم و اگر خدا مى‏خواست كسانى كه پس از آنان بودند بعد از آن [همه] دلایل روشن كه برایشان آمد به كشتار یكدیگر نمى‏ پرداختند ولى با هم اختلاف كردند پس بعضى از آنان كسانى بودند كه ایمان آوردند و بعضى از آنان كسانى بودند كه كفر ورزیدند و اگر خدا مى‏خواست با یكدیگر جنگ نمى‏ كردند ولى خداوند آنچه را مى‏ خواهد انجام مى ‏دهد (253)

قوله تعالى:
تِلْكَ الرُسُلُ آنك پیغامبران و فرستادگان،
فَضَلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ فضل دادیم و افزونى بعضى را ازیشان ور بعضى،
مِنْهُمْ مَنْ كَلَمَ اللَهُ هست ازیشان آن كس كه اللَه با او سخن گفت
وَ رَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجاتٍ و بعضى را ازیشان برداشت زبر دیگران بدرجها،
وَ آتَیْنا عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ الْبَیِناتِ و دادیم عیسى مریم را روشنیها و معجزهاى درست،
وَ أَیَدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ و نیرو دادیم وى را بجان پاك،
وَ لَوْ شاءَ اللَهُ و اگر خواستى خداى
مَا اقْتَتَلَ الَذِینَ مِنْ بَعْدِهِمْ مختلف نگشتند مردمان در دین خویش پس پیغامبران خویش،
مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَیِناتُ پس آنك بایشان آمد نشانهاى روشن و معجزهاى درست،
وَ لكِنِ اخْتَلَفُوا لكن مختلف شدند،
فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ ازیشان بود كه بر ایمان بپائید
وَمِنْهُمْ مَنْ كَفَرَ و بود كه كافر شد
وَ لَوْ شاءَ اللَهُ مَا اقْتَتَلُوا و اگر خواستى اللَه پراكنده و مختلف و بسته راه نگشتندى،
وَ لكِنَ اللَهَ یَفْعَلُ ما یُرِیدُ لكن اللَه آن كند كه خود خواهد.

یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا اى ایشان كه بگرویدند
أَنْفِقُوا نفقت كنید،
مِمَا رَزَقْناكُمْ از آن چیز كه شما را روزى دادیم،
مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ پیش از آنكه آید روزى
لا بَیْعٌ فِیهِ كه در آنروز خرید و فروخت نبود،
وَ لا خُلَةٌ وَ لا شَفاعَةٌ و نه دوستى و نه خواهش گرى مگر بدستورى
وَ الْكافِرُونَ هُمُ الظَالِمُونَ و ظالمان فردا ایشان باشند كه امروز كافرانند.



النوبة الثانیة
قوله تعالى: تِلْكَ الرُسُلُ الآیة...
میگوید آنك آن پیغامبران، آن سخن رسانان و بر رسالت من استواران، ما ایشان را فضل دادیم بر یكدیگر و افزونى دادیم در برترى بچیز چیز از فضائل، همه پیغامبران برتران از همه آدمیان، وانگه مرسلان مهینان از دیگران، وانگه اولوالعزم ازیشان برتر از دیگران وانگه آدم بكرامت در خلقت، و نوح در اجابت دعوت، و ابراهیم در خلت، و داود در زبور و در آواز و ملك و نبوت، و سلیمان در سخن گفتن با
مرغ و تسخیر باد و جن و شیاطین و ملك و علم  و رسالت، و موسى در مناجات و مكالمت، و عیسى از مادر بى پدر و زنده در آسمان و كشتن دجال بآخر عهد، و محمد صلّى اللَه علیه و آله و سلم بقرآن و بدیدار شب معراج و مهر نبوت و فردا بشفاعت.

مِنْهُمْ مَنْ كَلَمَ اللَهُ الآیة...
ازیشان كس است كه اللَه با وى سخن گفت یعنى بى واسطه و ترجمان و بى سفیر در میان، و آن آدم است و موسى و محمد صلّى اللَه علیه و آله وسلم، اما سخن با آدم آنست كه گفت رب العزة اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَةَ و ......

و مردى آمد برسول خدا صلّى اللَه علیه و آله و سلم گفت یا رسول اللَه أ نبیّا كان آدم؟ قال " نعم مكلما "
 
و سخن گفتن با موسى آنست كه رب العزة گفت در قرآن إِنِی أَنَا رَبُكَ فَاخْلَعْ نَعْلَیْكَ، إِنَنِی أَنَا اللَهُ، لا إِلهَ إِلَا أَنَا، فَاعْبُدْنِی، إِنِی اصْطَفَیْتُكَ عَلَى النَاسِ بِرِسالاتِی، انى انا اللَه رب العالمین، وَ أَنْ أَلْقِ عَصاكَ ....

اما سخن گفتن با محمد صلّى اللَه علیه و آله و سلم آنست كه شب معراج كه بر خداى رسید، با خداى سخن گفت و با وى رازها رفت، كه از آن چیزى گفتنى نیست، و رب العالمین آن رازها سر بسته بیرون داد گفت " فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى "
اما بعضى از آنك نصیب خلق در آن بود مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم بیرون داد گفت " رأیت ربى عز و جل بعینى، فالهمنى ربى حتى قلت التحیات اللَه و الصلوات الطّیبات، فقال لى ربى عز و جل، السلام علیك ایها النبى و رحمة اللَه و بركاته، فقلت السلام علینا و على عباد اللَه الصالحین
ثم قال ربى. یا محمد، قلت لبیك ربى، قال فیم یختصم الملأ الاعلى؟
قلت لا ادرى، فوضع یده بین كتفىّ حتى و جدت برد انامله بین ثدیى، فتجلى لى ما فى السماوات و ما فى الارض.

و فى روایة اخرى قال لى ربى سل، فقلت یا رب اتخذت ابراهیم خلیلا و آتیت داود ملكا عظیما، و ألنت له الحدید و سخّرت له الجبال و الجن والانس و الشیاطین، و اعطیت سلیمان ملكا لا ینبغى لاحد من بعده، و علّمت عیسى التوریة و الانجیل، و جعلته یبرئ الاكمه و الأبرص و یحیى الموتى باذنك، و اعذته و امه من الشیطان الرجیم، فلم یكن للشیطان علیهما سبیل،
فقال لى ربى یا محمد قد اتخذتك حبیبا كما اتخذت ابراهیم خلیلا، و كلّمتك كما كلمت موسى تكلیما، و ارسلتك الى الناس كافّة بشیرا و نذیرا، و شرحت لك صدرك و وضعت عنك وزرك و رفعت لك ذكرك، فلا اذكر الّا ذكرت معى، و جعلت امتك اقواما، اناجیلهم فى صدورهم، و جعلتهم آخر الامم خلقا و اولهم بعثا، و اولهم دخولا الجنة، و أعطیتك سبعا من المثانى، لم اعطها نبیا قبلك، واعطیتك خواتیم سورة البقره و لم اعطها نبیا قبلك و اعطیتك الكوثر و اعطیتك ثمانیة اسهم: الاسلام و الهجرة و الجهاد و الصلاة و الصدقة و صوم رمضان و الامر بالمعروف و النهى عن المنكر و جعلتك فاتحا و خاتما

وَ رَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجاتٍ میگوید برداشت لختى ازیشان بر لختى بدرجها، همانست كه گفت وَ لَقَدْ فَضَلْنا بَعْضَ النَبِیِینَ عَلى بَعْضٍ این درجات پیغامبران است و تفاضل میان ایشان، اما دیگر مردمان هم بعضى را بر بعضى شرف داد و افزونى در برترى، بعضى را درجه علم داد، بعضى را درجه عبادت و توفیق طاعت و یافت مثوبت، و بعضى را در روزى و احوال معاش در دنیا.

اما درجه علم آنست كه در قصه ابراهیم خلیل گفت " وَ تِلْكَ حُجَتُنا آتَیْناها إِبْراهِیمَ عَلى قَوْمِهِ، نَرْفَعُ دَرَجاتٍ مَنْ نَشاءُ " و در سورة یوسف گفت نَرْفَعُ دَرَجاتٍ مَنْ نَشاءُ وَ فَوْقَ كُلِ ذِی عِلْمٍ عَلِیمٌ و در سورة المجادله گفت یَرْفَعِ اللَهُ الَذِینَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ.

اما درجات توفیق طاعت و درجات پاداش آنست كه گفت فَضَلَ اللَهُ الْمُجاهِدِینَ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقاعِدِینَ دَرَجَةً. همانست كه جاى دیگر گفت " لا یَسْتَوِی مِنْكُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَ قاتَلَ أُولئِكَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِنَ الَذِینَ أَنْفَقُوا مِنْ بَعْدُ وَ قاتَلُوا "

جاى دیگر گفت وَ لِكُلٍ دَرَجاتٌ مِمَا عَمِلُوا بندگان را میگوید كه عمل میكنند كه ایشان بر درجات اند، درجه آن كس كه بریا كار میكند چون درجه مخلصان نیست، و نه درجه جاهل چون درجه عالم، و نه درجه سنى چون درجه صاحب هوى، و نه درجه عادتیان چون درجه مخلصان.

اما درجات روزى و احوال معاش دنیا و تفاضل و تفاوت در آن میان ایشان آنست كه گفت " نَحْنُ قَسَمْنا بَیْنَهُمْ مَعِیشَتَهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُنْیا وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ " میگوید قسمت كردیم و بخشیدیم میان خویش زندگى و معاش ایشان، و ایشان را برداشتیم زبر یكدیگر، در توانگرى و درویشى و عز و ذل و اقامت وغربت و صحت و بیمارى و عافیت و بلا و شادى و اندوه. این همه كه گفتیم درجات این جهانى اند، و تفاضل و تفاوت میان خلق درین جهان.

باز درجات آن جهانى در افزونى دادن بر یكدیگر مه نهاد و بزرگتر، چنانك گفت " وَ لَلْآخِرَةُ أَكْبَرُ دَرَجاتٍ وَ أَكْبَرُ تَفْضِیلًا " و درجات آن جهانى آنست كه بهشتیان را گفت " فَأُولئِكَ لَهُمُ الدَرَجاتُ الْعُلى " ایشانراست درجه هاى بلند، بهشتهاى جاودانه پاینده، هر یكى بقسمى نواخته، و هر یكى را درجه ساخته، و هر یكى را از فضل بهره انداخته، همانست كه گفت " لَهُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ رَبِهِمْ وَ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَرِیمٌ " مؤمنانرا میگوید براستى و درستى كه ایشانراست درجات پاداش، بنزدیك خداوند ایشان، و آمرزش و مزد نیكو بى رنج، هر كه امروز اندوهگن تر، فردا شادتر، هر كه امروز ترسنده تر، فردا ایمن تر، هر كه امروز كوشنده تر در طاعت، فردا توانگرتر در دار مقامت.

وَ آتَیْنا عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ الْبَیِناتِ و دادیم عیسى مریم را كتاب انجیل و معجزه ها چون زنده كردن مردگان و بینا كردن نابینایان و درست كردن پیسان و معتوهان و دردمندان و منقوصان ." وَ أَیَدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ"  بجان پاك كه باد آورد و در مادر وى دمید، و گفته اند كه " بِرُوحِ الْقُدُسِ " جبرئیل است.

وَ لَوْ شاءَ اللَهُ مَا اقْتَتَلَ الَذِینَ مِنْ بَعْدِهِمْ اى من بعد موسى و عیسى و بینهما الف نبى میگوید اگر خداى خواستید ایشان مختلف نگشتندید و باز ایستادندید بر سخن پیغامبران و بر دین و نشان ایشان اقتتال نامى است اختلاف را از بهر آنك اختلاف تخم اقتتال است، از خلاف قتال زاید، و آنچه در اول گفت وَ لَوْ شاءَ اللَهُ مَا اقْتَتَلَ و در آخر گفت وَ لَوْ شاءَ اللَهُ مَا اقْتَتَلُوا این حكم تكرار ندارد كه هر یكى معنیى را گفت اقتتال اول اختلاف است و اقتتال ثانى حقیقت قتل و محاربت، میگوید: اگر اللَه خواستید ایشان مختلف نگشتندید و یك امت بود ندید، چنانك جاى دیگر گفت وَ لَوْ شاءَ اللَهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَةً واحِدَةً وَ لَوْ شاءَ اللَهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدى آن گه گفت و اگر اللَه خواستید كه این اختلاف نبودى، قتل و محاربت میان ایشان نرفتى، و قیل معناه و لو شاء اللَه ان لا یأمر المؤمنین بالقتال للكافرین عقوبة لكفرهم لما اقتتلوا میگوید اگر اللَه خواستید كه مؤمنانرا نفرماید بقتال و محاربت كافران، عقوبت كفر ایشان را ایشان اقتتال نكردندى. این آیت در قدریان و معتزلیان است، كه ایشان اضافت مشیت با خلق میكنند، و مشیت حق تبع مشیت خلق مى سازند،

رب العزة درین آیت اضافت مشیت به كلیت با خود كرد، و نفى اقتتال بر ناخواست خود حوالت كرد. ..... كه در عهد ما قدرى فرمان یافت، وى را در گورستان مسلمانان دفن كردیم، همان شب بخواب دیدم كه جنازه مى بردند، و حمّالان آن سیاهان، و آن كس كه بر آن جنازه بود پایهایش از پیش جنازه بیرون آمده بر مثال آلاس سیاه، آن سیاهان را گفتم كه این جنازه كیست؟ گفتند جنازه فلان مرد یعنى آن قدرى، گفتم نه وى را دفن كردیم در فلان جایگه؟ گفتند آن نه جاى وى بود، ابو غیاث گفت از پس وى میرفتم تا خود كجا برند، گفتا بناوس گبرانش بردند و آنجاش دفن كردند. نعوذ باللّه من درك الشقاء و سوء القضاء.

اعتقاد قدرى آنست كه اگر خواهد طاعت كند و اگر خواهد معصیت، كه هر دو در مشیّت و استطاعت اوست، نه در مشیت و تقدیر اللَه، ازینجاست كه قدرى هرگز نگوید: اللهم وفّقنى، اللهم اعصمنى، و هرگز نگوید لا حول و لا قوة الا باللّه و گفته اند كه قدریى گبرى را گفت كه مسلمانان شود، گبر گفت تا خداى خواهد، قدرى گفت اللَه میخواهد و شیطان ترا نمى گذارد و نمى خواهد، گبر جواب داد كه این عجب كاریست كه اللَه را خواستى است و شیطان را خواستى، وانگه خواست شیطان غلبه دارد برخواست خداى، ما هذا الاّ شیطان قوى.

ادامه دارد >>>


توضیح :   بلطف و عنایت الهی ما بترتیب تفسیر « كشف الأسرار و عُدة الأبرار مشهور به تفسیر خواجه عبدالله انصاری . ابوالفضل رشید الدین میبدی » را که تفسیری خاص و ذوقی است برای مخاطبین محترم خویش در این تارنما قرار داده و با همدیگر مرور کرده و ان شاء الله .... کل این توضیح را در پستهای اولیه - شماره های قبلی - بخوانید  . ( محمود زارع )


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (051)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (052)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (053)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (054)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (056)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (057)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (058)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (059)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (061)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (062)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (063)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (064)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (066)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (067)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (068)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (069)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (071)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (072)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (073)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (074)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (076)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (077)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (078)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (079)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (081)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (082)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (083)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (084)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (086)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (087)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (088)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (089)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (091)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (092)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (093)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (094)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (096)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (097)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (098)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (099)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (100)





مطالب اخیر وبلاگ:

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (093)
گرفتاری در اثر ظلم و ستم
آهنگ بوی محمد (ص) آمد + دانلود
الله و اولیاء الله
طولانی شدن ماهها از علائم آخرالزمان
گل یاس (دانلود)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (092)
ظلم باعث نابودی امتها میشود
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (091)
زآن روز حذر کن که ورق برگردد
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
ستمگر ستم می بیند
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (089)
فاطمه (س) برطرف کننده غمهای مولا علی (ع)
عدم تصریح نام گاه از غیرت دوستی خداوند متعال است!
نصیحت لقمان حکیم درباره ظلم
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (088)
خدای غفار در خور خویش با بندگان معاملت کند نه در خور بندگان!
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (087)
گریه پیامبر(ص) بر مظلومیت علی(ع)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (086)
مولا علی (ع) و شیعیانش و حوادث آخرالزمان
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
بهترین فرمانروا از نظر مولا علی (ع) کیست؟!
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (084)
مقر به لا اله الا الله نمی سوزد
دیده برای دیدن دوست است
از نفرین مظلوم - حتی کافر هم - بترسید
ظلم بمردم موجب خروج از ولایت اهل بیت (ع) میشود !
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (083)
گناهانیکه باعث نزول عذاب میشود
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (082)
منجیان تشیع (شیخ طوسی- عبدالکریم حائری‌ یزدی‌- سید موسی صدر)
عزّت حاصل از ظلم , ذلّت آورد
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (081)
نزدیکی مرگ و شکست , نتیجه قطعی ظلم بمردم
تکرار لحظه ها ... !
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
موسی و لذت و بهجت کلام الهی
عراق ایرانِ عرب
تسلط ظالم بر ظالم سنت الهی است
مهر روی !
آثار وضعی گناه بخصوص ظلم و ستم از نگاه امام صادق (ع)
مهر اول کی ز دل بیرون شود ؟!
اندوه شیرین ... !
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (079)




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.