النوبة الثالثة
قوله تعالى: حافِظُوا عَلَى الصَلَواتِ الآیة...
بزبان اشارت محافظت اندر نماز آنست كه چون بنده بحضرت نماز در آید، بهیبت درآید، و چون بیرون شود بتعظیم بیرون شود، و تا در نماز باشد به نعت ادب بود، تن بر ظاهر خدمت داشته و دل در حقائق وصلت بسته، و سر با روح مناجات آرام گرفته، المصلى یناجى ربه.
ان الله بصیر بالعباد

بو بكر شبلى رحمة اللَه گفت اگر مرا مخیر كنند میان آنك در نماز شوم یا در بهشت شوم، آن بهشت براین نماز اختیار نكنم، كه آن بهشت اگر چند ناز و نعمت است، این نماز راز ولى نعمت است، آن نزهت گاه آب و گل است و این تماشاگاه جان و دل است، آن مرغ بریان است در روضه رضوان، و ابن روح و ریحان در بستان جانان.

تماشا را یكى بخرام در بستان آن جانان ببین در زیر پاى خویش جان افشان آن جانان مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم از هیچ مقام آن نشان نداد كه از نماز داد بآنچه گفت: " جعلت قرّة عینى فى الصلاة " روشنایى چشم من از میان نواختها و نیكوئیها مشغولى بوى است و راز دارى با وى.

اینك دل من تو در میانش بنگر
تا هست بجز تو هیچ مقصود دگر؟

مردى بود او را بو على سیاه گفتندى، یگانه عصر خویش بود، هر گه كسى در پیش وى رفتى، گفتى، مردى ام فارغ شغلى ندارم، روشنایى چشم من آنست كه از مردان راه وى كسى را بینم یا با كسى حدیث وى میكنم.

با دل همه شب حدیث تو میگویم
بوى تو من از باد سحر میجویم.


عالم طریقت عبد اللَه انصارى قدس اللَه روحه گفت:
الهى اى مهربان، فریادرس، عزیز آن كس، كش با تو یك نفس. بادا نفسى كه درو نیامیزد كس، نفسى كه آن را حجاب ناید از پس، رهى را آن یك نفس در دو جهان بس، اى پیش از هر روز و جدا از هر كس، رهى را درین سور هزار مطرب نه بس.

حافِظُوا عَلَى الصَلَواتِ الآیة... محافظت آنست كه شخص در مقام خدمت راست دارد و دل در مقام حرمت، تا هم قیام ظاهر از روى صورت تمام بود، هم قیام باطن از روى صفت بجاى بود.

یكى در نماز امامى میكرد خواست تا صف راست كند، گفت استووا هنوز این سخن تمام نگفته بود كه بیفتاده بود و بیهوش شده، پس گفتند او را كه چه رسید ترا در آن حال؟
گفت نودیت فى سرى هل استویت لى قطّ اول ركنى از اركان نماز نیت است و معنى نیت قصد دل است، چون در نماز شود سه چیز اندر سه محل مى باید تا ابتداء نماز وى بصفت شایستگى بود:
اندر دست اشارت، و در زبان عبارت و در دل نیت،

چنانستى كه بنده در حال نیت میگوید درگاه مولى را قصد كردم و دنیا را با پس گذاشتم، پس اگر اندیشه دنیا به نگذارد و دل فانماز نه پردازد هم در ركن اول دروغ زن بود.

حسن بن على (ع) چون بدر مسجد رسیدى گفتى " الهى ضیفك ببابك سائلك ببابك،عبدك ببابك، یا محسن قد اتاك المسی ء، و قد امرت المحسن منا ان یتجاوز عن المسى ء، فتجاوز قبیح ما عندى بجمیل ما عندك یا كریم "
و آن دست برداشتن در نماز در حال تكبیر اشارتست باضطرار و افتقار بنده و شكستگى وى بحضرت مولى، چنانستى كه میگوید انا غریق فى بحر المعاصى، فخذ بیدى.
بار خدایا غریب مملكتم، افتاده در چاه معصیتم، غرق شده در دریاى محنتم، درد دارم و دارو نمیدانم، یا میدانم و خوردن نمیتوانم، نه روى آنك نومید شوم، نه زهره آنك فراتر آیم.

قد تحیرت فیك خذ بیدی
یا دلیلا لمن تحیّر فیكا

گر كافرم اى دوست مسلمانم كن
مهجور توام بخوان و درمانم كن
گر در خور آن نیم كه رویت بینم
بارى بسر كوى تو قربانم كن


گفته اند اول كسى كه نماز بامداد كرد آدم بود (ع). آن خواجه خاكى، آن بدیع قدرت و صنیع فطرت و نسیج ارادت، چون از آسمان بزمین آمد بآخر روز بود تا روشنایى روز میدید، لختى آرام داشت، چون آفتاب نهان شد دل آدم معدن اندهان شد.

شب آمد چو من سوگوار بغم
بجامه سیاه و بچهره دژم


آدم هرگز شب ندیده و مقاساة تاریكى و اندوه نكشیده بود، ناگاه آن ظلمت دید كه بهمه عالم برسید، و خود غریب و رنجور و از جفت خود مهجور، در آن تاریكى كه آه كردى، گه روى فراماه كردى، گه قصد مناجات درگاه كردى.

ذكر تو مرا مونس یارست بشب
وز ذكر توام هیچ نیاساید لب


اصل همه غریبان آدم بود، پیشین همه غمخواران آدم، نخستین همه گریندگان آدم بود، بنیاد دوستى در عالم آدم نهاد، آئین بیدارى شب آدم نهاد، نوحه كردن از درد هجران و زاریدن به نیم شبان سنتى است كه آدم نهاد، اندران شب گه نوحه كردى بزارى، گه بنالیدى از خوارى، گه فریاد كردى، گه بزارى دوست را یاد كردى.

همه شب مردمان در خواب من بیدار چون باشم
غنوده هر كسى با یار من بى یار چون باشم


آخر چون نسیم سحر عاشق وار نفس بر زد و لشكر صبح كمین بر گشاد، و بانگ بر ظلمت شب زد، جبرئیل آمد ببشارت كه یا آدم صبح آمد و صلح آمد، نور آمد و سرور آمد، روشنایى آمد و آشنایى آمد، برخیز اى آدم، و اندرین حال دو ركعت نماز كن، یكى شكر گذشتن شب هجرت و فرقت را، یكى شكر دمیدن صبح دولت و وصلت را! زبانحال میگوید:

وصل آمد و از بیم جدایى رستیم
با دلبر خود بكام دل بنشستیم


و اول كسى كه نماز پیشین كرد ابراهیم خلیل بود صلع، آن گه كه او را ذبح فرزند فرمودند، و در آن خواب او را نمودند، ابراهیم خود را فرمانبردار كرده، جان فرزند عزیز خود بحكم فرمان نثار كرده، و ملك العرش بفضل خود ندا كرده، و اسماعیل را فدا كرده، آن ساعة آفتاب از زوال در گذشته بود مراد خلیل تحقیق شد و خوابش تصدیق شد، خلیل در نگرست چهار حال دید در هر حال رفعتى و خلعتى یافتى، خلیل شكر را میان به بست و بخدمت حضرت پیوست، این چهار ركعت نماز بگزارد شكر آن چهار خلعت را، یكى شكر توفیق، دیگر شكر تصدیق، سدیگر شكر ندا، چهارم شكر فدا.

اول كسى كه نماز دیگر گزارد چهار ركعت یونس پیغامبر بود صلّى اللَه علیه و آله و سلم:
آن بنده نیك پسندیده در شكم ماهى و آن ماهى در شكم آن دیگر ماهى، در قعر آن دریاى عمیق بفریاد آمده كه لا إِلهَ إِلَا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِی كُنْتُ مِنَ الظَالِمِینَ .

اینجا نكته شنو: یونس در شكم ماهى بزندان و مؤمن در شكم زمین، در آن لحد بزندان، مبارك باد آن مضجع، خوش باد آن مرقد، مصطفى میگوید " القبر روضة من ریاض الجنة " هر چند كه زندانست اما مؤمن را چون بستانست، و در آن بسى روح و ریحان است. یونس در شكم ماهى در آن تاریكى و سیاهى، مؤمن در شكم زمین با نسیم انس و نور الهى، یونس را جگر ماهى آینه گشته تا بصفاء آن حیوانات دریا و عجائب صور ایشان میدید، مؤمن را درى از بهشت بر لحد وى گشاده تا بنور الهى حوراء و عینا و طوبى و زلفى بود.

یونس را فرج آمد، و از فضل الهى وى را مدد آمد، از آن زندان بصحراء جهان آمد. آن ساعت وقت نماز دیگر آمد، یونس خود را دید از چهار تاریكى رسته، تاریكى زلت، تاریكى شب، تاریكى آب، تاریكى شكم ماهى، شكر گذاشتن این چهار تاریكى را چهار ركعت نماز كرد. اشارت است به بنده مؤمن كه چهار ظلمت در پیش دارد: ظلمت معصیت، ظلمت لحد، ظلمت قیامت، ظلمت دوزخ، چون این چهار ركعت نماز بگزارد بهر ركعتى از یك ظلمت برهد.

و اول كسى كه نماز شام كرد عیسى مطهّر بود شخص پاك سرشت پاك طینت پاك فطرت كه بى پدر در وجود آمد، و در شكم مادر توریة و انجیل بر خواند، و در گهواره سخن گفت. عجب آمد قومى را از اهل ضلالت، گفتند: فرزند بى پدر متصور نیست، حدوث ولد و وجود نسب بى دو آب متفرق جایز نیست. گفتند آنچه گفتند، و رفتند در راه ضلالت چنانك رفتند! و ثالث ثلاثة رقم كشیدند، جبرئیل آمد كه یا عیسى قوم تو چنین گفتند، زمین میلرزد از گفت ایشان، خالق زمین و آسمان پاكست از گفت ایشان، آن ساعة وقت نماز شام بود، عیسى برخاست و بخدمت شتافت، و از اللَه عفو و رحمت خواست، سه ركعت نماز كرد: بیك ركعت دعوى ربوبیت از خود دفع كرد، كه تویى خداوند بزرگوار، منم بنده با جرم بسیار، دیگر ركعت نفى الوهیت بود از مادر، كه تویى خداى جبار و مادرم ترا پرستار، سوم ركعت اقرار بود بوحدانیت كردگار، یگانه یكتاى نامدار.

و اول كسى كه نماز خفتن كرد چهار ركعت موسى كلیم بود، نواخته خالق بى عیب، مخصوص تحفه غیب، مزدور شعیب، چون اجلش با شعیب بسر آمد وز مدین بدر آمد، قصد مسكن و اندیشه وطن خویش كرد، چون منزل چند برفت شبى آمد. مرا در پیش شبى كه دامن ظلمت در آفاق كشیده، و بادى عاصف برخاسته، و باران و رعد و برق درهم پیوسته، گرگ در گله افتاده و عیالش را درد زه خاسته، همه عالم از بهر وى بخروش آمده، دریا بجوش آمده، در آن شب همه آتشها در سنگ بمانده، و در همه عالم یك چراغ بر افروخته، موسى در آن حال فرو مانده، گه مى خیزد و گه مى نشیند، گه مى خزد و گه مى آرمد، و گه مى گریزد، گه مقبوض و گه مبسوط، گه سر بر زانو نهاده، گه روى بر خاك بزارى، همى گوید:

بهر كویى مرا تا كى دوانى؟
ز هر زهرى مرا تا كى چشانى؟


آرى! در شب افروز را نهنگ جان رباى در پیش نهادند، و كعبه وصل را بادیه مردم خوار منزل ساختند، تا بى رنج كسى گنج ندید، و بى غصه محنت كسى بروز دولت نرسید. آخر نظرى كرد بجانب طور، و بدید آن شعاع نور، و بشنید نداى خداى غفور، كه إِنِی أَنَا اللَهُ
موسى را چهار غم بود: غم عیال و فرزند و برادر و دشمن، فرمان آمد كه یا موسى غم مخور و اندوه مبر، كه رهاننده از غمان و باز برنده اندهان منم، موسى برخاست اندر آن ساعت و چهار ركعت نماز كرد، شكر آن چهار نعمت را. اشارتست به بنده مؤمن كه چون این چهار ركعت نماز بگزارد بشرط وفا و صدق و صفا، شغل عیال و فرزند وى كفایت كند، و بر دشمن ظفر دهد و از غم و اندوهان برهاند.
ادامه دارد >>>


توضیح :   بلطف و عنایت الهی ما بترتیب تفسیر « كشف الأسرار و عُدة الأبرار مشهور به تفسیر خواجه عبدالله انصاری . ابوالفضل رشید الدین میبدی » را که تفسیری خاص و ذوقی است برای مخاطبین محترم خویش در این تارنما قرار داده و با همدیگر مرور کرده و ان شاء الله .... کل این توضیح را در پستهای اولیه - شماره های قبلی - بخوانید  . ( محمود زارع )


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (051)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (052)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (053)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (054)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (056)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (057)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (058)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (059)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (061)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (062)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (063)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (064)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (066)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (067)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (068)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (069)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (071)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (072)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (073)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (074)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (076)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (077)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (078)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (079)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (081)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (082)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (083)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (084)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (086)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (087)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (088)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (089)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (091)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (092)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (093)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (094)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)



مطالب اخیر وبلاگ:
عدم تصریح نام گاه از غیرت دوستی خداوند متعال است!
نصیحت لقمان حکیم درباره ظلم
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (088)
خدای غفار در خور خویش با بندگان معاملت کند نه در خور بندگان!
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (087)
گریه پیامبر(ص) بر مظلومیت علی(ع)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (086)
مولا علی (ع) و شیعیانش و حوادث آخرالزمان
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
بهترین فرمانروا از نظر مولا علی (ع) کیست؟!
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (084)
مقر به لا اله الا الله نمی سوزد
دیده برای دیدن دوست است
از نفرین مظلوم - حتی کافر هم - بترسید
ظلم بمردم موجب خروج از ولایت اهل بیت (ع) میشود !
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (083)
گناهانیکه باعث نزول عذاب میشود
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (082)
منجیان تشیع (شیخ طوسی- عبدالکریم حائری‌ یزدی‌- سید موسی صدر)
عزّت حاصل از ظلم , ذلّت آورد
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (081)
نزدیکی مرگ و شکست , نتیجه قطعی ظلم بمردم
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
موسی و لذت و بهجت کلام الهی
عراق ایرانِ عرب
تسلط ظالم بر ظالم سنت الهی است
آثار وضعی گناه بخصوص ظلم و ستم از نگاه امام صادق (ع)
مهر اول کی ز دل بیرون شود ؟!
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (079)
دشمنی که علنا خواهان جنگ بر علیه ایران است را باید هم نابود کرد
انگور قرمز دشمن سرطان روده
خواص و مزایای سیر
ذکر و اقسام آن
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (078)
یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.