النوبة الثانیة
قوله تعالى: حافِظُوا عَلَى الصَلَواتِ اى واظبوا على الصّلوات المكتوبة بمواقیتها، و حدودها و جمیع ما یجب فیها من حقوقها
میگوید: بپاى دارید نمازهاى فریضه، و حقوق و حدود آن بشناسید، و بوقت خویش بجاى ارید. و آن پنج نماز است به پنج وقت، .....
و اوقات این نماز پنچ گانه مختلف است و بیان آن هم در قرآن است و هم در سنت قال اللَه تعالى: فَسُبْحانَ اللَهِ حِینَ تُمْسُونَ وَ حِینَ تُصْبِحُونَ وَ لَهُ الْحَمْدُ فِی السَماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ عَشِیًا وَ حِینَ تُظْهِرُونَ حین تمسون وقت نماز شام و خفتن است و حین تصبحون وقت نماز بامداد، و عَشِیًا نماز دیگر و حِینَ تُظْهِرُونَ نماز پیشین.
نیرنگ در قرآن
جاى دیگر گفت فسبّح بحمد ربك قبل طلوع الشمس. وقت نماز بامداد است، و قبل غروبها، نماز دیگر، و من آناء اللیل نماز شام و خفتن و اطراف النهار نماز پیشین. این بیان اوقات نمازست از كتاب خداى عز و جل
اما از جهت سنت آنست كه ابن عباس روایت كرد از مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم قال " امّنى جبرئیل عند باب البیت، فصلّى بى الظهر حین زالت الشمس و الفى ء مثل الشراك، و صلى بى العصر، حین كان كل شى ء بقدر ظلّه، و صلى المغرب حین افطر الصائم، و صلّى العشاء حین غاب الشفق، و صلى الصبح، حین حرم الطعام والشراب على الصائم، و صلى الظهر فى الیوم الثانى، حین كان كل شی ء بقدر ظلّه، وقت العصر بالامس، و صلى العصر حین صار ظل كل شی ء مثله، و صلى المغرب للوقت الاول، لم یؤخرها عنه، و صلى العشاء حین ذهب ثلث اللیل، و صلى الصبح حین اسفر، ثم التفت الى فقال یا محمد: هذا وقت الانبیاء قبلك و الوقت ما بین هذا الوقتین

معنى محافظت بپاى داشتن این نمازهاست باین وقتهاى معین و حقوق آن بتمامى بجاى آوردن. مصطفى گفت: كسى كه در نماز تأخیر افكند و حقوق آن بجاى نیارد او را منافق نام كرد،

.....
و بدان كه حقوق نماز بعضى شرائط است و بعضى اركان، و بعضى مسنونات و هیآت، اما شرائط آنست كه بیرون از نماز افتد، در مقدمه آن پنج شرط است: طهارت و ستر عورت و ایستادن بر جاى پاك و روى بقبله آوردن و شناختن وقت نماز بیقین یا بقلبه ظن، و اجناس اركان نماز كه بعضى از آن مكرر مى شود یازده اند: اول نیت است، و نیت قصد دل است. و فرض نیت آنست كه بدل بگوید مقارن تكبیر أؤدّی صلاة الظهر فریضة اللَه عز وجل و گفته اند آن مقدار بس بود كه داند كه كدام نماز همى گزارد، و اگر پرسند بى اندیشه جواب تواند داد.

اما نافله اگر از رواتب باشد یا وتر، لا بد به نیت تعیین كند و اگر تطوع باشد بیرون از رواتب نیت نماز كردن كفایت بود. و مقتدى را لا بد نیت اقتدا بامام باید كرد صحبت جماعت را و امام نیت امامت بیارد تحصیل تصلیت جماعة را.
ركن دوم تكبیر احرام است و فرض آن مقدارست كه گوید اللَه اكبر. ركن سوم قیام است بقدر سورة فاتحه. ركن چهارم قراءة فاتحه است ركن پنجم ركوع است پشت خم دادن چندانك دست بزانو رسد ركن ششم سجود است چندانك پیشانى بى حجاب بر سجودگاه نهد با دو دست و دو زانو و دو قدم. ركن هفتم طمأنینه است بیارمیدن در این اركان. هشتم نشستن است در تشهد آخر.
ركن نهم التحیات خواندن در آن فرض است كه التحیات للَه تا بآخر و این سه كلمات دیگر المباركات الصلوات الطیبات از جمله سنن نماز است نه از جمله فرائض. ركن دهم درود است بر رسول (ع) در تشهد آخر، و مقدار فرض آنست كه گوید اللهم صل على محمد و آل محمد (صلّى اللَه علیه و آله و سلم) ركن یازدهم سلام دادن است و مقدار فرض آنست كه گوید السلام علیكم.

هر چه ازین یازده بیرون است، از جمله سنن نمازست. و هیأت و آداب آن اگر بجاى آرد، نماز وى بصفت كمال بود، و اگر چیزى از آن بگذارد، بر وى سجود سهو نیست، مگر در چهار سنت، كه این چهار بسجود سهو جبر كنند: یكى نشستن در تشهد اول، دیگر التحیات خواندن در آن، سوم درود دادن بر رسول صلّى اللَه علیه و آله و سلم در آن، چهارم قنوت، اگر ازین چهار سنت یكى بگذارد یا همه بگذارد سجود سهو بجاى آن بیستد.

و بعضى علماء حصر جمله اركان نماز كرده اند و سنن آن بر شمرده اند، گفته اند چهارده ركن است و سى و پنج سنت، و شرح این از كتب فقه طلب باید كرد كه اینجا بیش ازین احتمال نكند. و بدان كه نماز كردن باذان و اقامت باین ترتیب كه شرع فرموده خاصیت این امّت است، .....

حافِظُوا عَلَى الصَلَواتِ وَ الصَلاةِ الْوُسْطى علما را خلاف است كه صلاة وسطى كدامست.
بعضى گفتند نماز بامداد است، بعضى گفتند نماز پیشین است. و درست تر آنست، كه نماز دیگر است، از بهر آن كه دو نماز روز از یك سوى دارد، یكى در تاریكى و یكى در روشنایى، و دو نماز است از یك وى یكى در روشنایى و یكى در تاریكى روز احزاب نماز دیگر از رسول خدا فائت شد از وقت، كافران را گفت " ملأ اللَه قلوبهم و قبورهم و بیوتهم نارا شغلونا عن صلاة الوسطى "  و درست است از مصطفى كه گفت روز میغ تعجیل كنید بنماز دیگر، كه هر كس كه هنگام وقت نماز دیگر ازو فائت شد، همچنانست كه وى را بى كس و بى چیز كردند " كانما وتر اهله و ماله "
سلیمان پیغامبر كه اسبان را كشت، هم بر رنج آن كشت كه او را مشغول كرده بودند از اول وقت نماز دیگر. و یوشع بن نون در غزائى مشغول بود فتح نزدیك آمد، وقت نماز دیگر تنگ در آمد، دعا كرد اللَه تعالى خورشید بروى نگه داشت بر جاى، تا وى بر دشمن دست یافت و نماز دیگر كرد. و گفته اند كه نماز دیگر از بهر آن عصر خوانند از تنگى كه آنست و از كراهت كه در تأخیر است. و مرد را كه سوگند دهند بایمان مغلظه در شرع، بعد از نماز دیگر دهند، و ذلك فى قوله تعالى تَحْبِسُونَهُما مِنْ بَعْدِ الصَلاةِ فَیُقْسِمانِ بِاللَهِ.
و تخصیص نماز دیگر بمحافظه نه از آن است كه در نمازهاى دیگر تضییع رواست، لكن فضل و شرف نماز دیگر را گفت بر همه نمازها، مثال این آنست كه ماههاى حرام را گفت فَلا تَظْلِمُوا فِیهِنَ أَنْفُسَكُمْ گفت ماهها دوازده است: چهار از آن ماه حرام است نگر تا ظلم نكنید بر خویشتن درین ماههاى حرام یعنى كه ظلم بر خویشتن در همه ماهها صعب است و در این ماههاى حرام صعب تر، از آنك حرمت و شرف این ماه حرام بیش است از آن ماههاى دیگر، همچنین تضییع نمازها صعب است، اما تضییع نماز دیگر صعب تر از آن، كه رقم تخصیص دارد و نشان تفضیل.

قومى گفتند كه این صلاة وسطى نماز پنج گانه است در میان پنج ركن مسلمانى. و این قول بعید است و اختیار آنست كه از پیش رفت.
و ذكر صلاة وسطى رد است بر كوفیان، كه فرائض نماز بشش برده اند و وتر در آن گرفته، و اگر چنان بودى صلاة وسطى متصور نبودى و این بر كس پوشیده نشود.
..... میگوید شما كه مؤمنانید و امت مصطفى اید خداى را نماز كنید بفرمان بردارى و پرستگارى، نه چنان كه اهل ملتهاى دیگر میكنند، كه هر كسى در آن ملت خویش نماز میكند و با آن نماز نافرمانى و عصیان میكند. و گفته اند كه معنى قنوت قیام است در نماز. از مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم پرسیدند كه كدام نماز فاضلتر؟ گفت آن نماز كه قیام آن درازتر و تمامتر بود،.....

فَإِنْ خِفْتُمْ فَرِجالًا أَوْ رُكْباناً اى اذا خفتم فى مطاردة العدو و التحام القتال و غیره، صلّوا مشاة او فرسانا كیف ما امكنكم، مستقبلى القبلة و غیر مستقبلها. میگوید اگر ترسید از دشمن یا از سبع یا از سیل یا از زخم مار یا از نهیب آتش، نماز فریضه بوقت خویش میكنید چنانك توانید، روى بقبله و پهلو بقبله و پشت بر قبله، ایستاده و تازیان و گردان، یعنى آن گه كه در نماز مى ایستد روى ستور بقبله گرداند و ركوع مى نماید و سجود فروتر از ركوع مى نماید. و تا تواند روى با پس نكند. و اگر مضطر ماند فرو مى آید و بر مى نشیند و زخم مى زند.

رسول خدا سه بار نماز خوف كرده است از سه گونه: بذات الرقاع و ببطن النخلة و بعسفان هر جاى بر حسب حال ضرورت كه دشمن از پس پشت بود دیگر كرد، و كه دشمن میان او بود و میان قبله دیگر كرد، و كه دشمن گردان بود و درهم افتاده دیگر كرد. و شرح این در سورة النساء بجاى خویش گفته شود ان شاء اللَه تعالى.

فَإِذا أَمِنْتُمْ فَاذْكُرُوا اللَهَ
الآیة.... ذكر اینجا نماز است و از بهر آن ذكر خواند كه نماز سر تا سر از ذكر خالى نیست، چنانك گفت وَ أَقِمِ الصَلاةَ لِذِكْرِی یعنى نماز بپاى دار پیوستن یاد مرا، فَإِذا أَمِنْتُمْ میگوید و آن گه كه ایمن شدید از دشمن، نمازهاى پنجگانه باوقات و شرایط و حقوق آن بپاى دارید.

كَما عَلَمَكُمْ ما لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ همچنانك در شما آموخت آنچه ندانستید یعنى نماز كردن در حال بیم و ترس از دشمن، این همچنانست كه آنجا گفت وَ یُعَلِمُكُمْ ما لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ جاى دیگر این منت على الخصوص بر مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم نهاد، تشریف وى را گفت " و علّمك ما لم تكن تعلم و كان فضل اللَه علیك عظما ".

وَ الَذِینَ یُتَوَفَوْنَ مِنْكُمْ وَ یَذَرُونَ أَزْواجاً وَصِیَةً الآیة.... قراءة ابو عمر و ابن عامر و حمزه و حفص وَصِیَةً بنصب است، اى اوصى اللَه وصیة، دیگران برفع خوانند اى كتبت علیهم وصیة. در ابتداء اسلام پیش از آنك آیات مواریث آمد زنان را از شوهران نصیبى از میراث نبود، اما شوهر چون بمردى بر زن یك سال عدت بودى، و در آن یك سال نفقه وى طعام و كسوت و سكنى بر تركه شوهر بودى، ما دام كه از جاى عدت بطوع بیرون نیامدى، اگر بیرون آمدى نفقه بیفتادى. پس چون آیات مواریث آمد، از نفقه یك سال منسوخ گشت بنصیب میراث، گاه ربع و گاه ثمن. و یك سال عدت منسوخ شد بچهار ماه و ده روز، و ذلك فى قوله یَتَرَبَصْنَ بِأَنْفُسِهِنَ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً قوله: وَ لِلْمُطَلَقاتِ مَتاعٌ بِالْمَعْرُوفِ الآیة.... معنى این آیت همانست كه از پیش رفت، از ذكر متعت و احكام آن. و زیادت بیان درین آیت آنست كه جمله مطلقات را پیش از مسیس متعت واجب كرد. و در آیت پیش خصوصا زنانى را گفت كه ایشان را طلاق پیش از مسیس دهند.

و بحكم این آیت على (ع) گفت " لكل مؤمنة مطلقة حرة او امة متعة " و تلا هذه الآیة وَ لِلْمُطَلَقاتِ مَتاعٌ بِالْمَعْرُوفِ حَقًا عَلَى الْمُتَقِینَ. ابن زید گفت چون آیت آمد مَتاعاً بِالْمَعْرُوفِ حَقًا عَلَى الْمُحْسِنِینَ مطلّقة را متعت دهید كه متعت واجب است بر نیكوكاران، مردى گفت از جمله مسلمانان، اگر خواهم كنم و اگر خواهم نكنم، كه این احسانى است نه بر همه مسلمانان واجب كرده كه بر محسنان واجب كرده، چنانك گفت
حَقًا عَلَى الْمُحْسِنِینَ پس رب العزة گفت درین آیت: حَقًا عَلَى الْمُتَقِینَ اى الذین یتّقون الشرك، این متعت واجب است بر هر كه مسلمان است، از شرك باز پرهیزنده كَذلِكَ یُبَیِنُ اللَهُ لَكُمْ آیاتِهِ لَعَلَكُمْ تَعْقِلُونَ

روایت كنند از على (ع) كه عقل بر دو ضرب است: مطبوع و مسموع. و كمال بنده در دیندارى وى بآنست كه این هر دو عقل او را جمع شوند، اول مطبوعى كه بنده بآن مكلف شود، و خطاب شرع بآن متوجه گردد، و آن آنست كه مصطفى گفت صلّى اللَه علیه و آله و سلم " ان اللَه تعالى لما خلق العقل قال له اقبل فاقبل، ثم قال له ادبر فادبر، ثم قال و عزتى و جلالى ما خلقت خلقا اكرم على منك بك آخذ و بك اعطى" دیگر عقل مسموعى آنست: كه مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم گفت : " یا على اذا أتقرب الناس لى الناس الى خالقهم بالصلاة و الصوم فتقرب الیه بانواع العقل، تسبقهم بالدرجات و الزلفى عند الناس فى الدنیا و عند اللَه فى الآخرة "

و حقیقت این عقل بایمان و تقوى و اخلاص باز گردد. و آن آنست كه در قرآن جایها گفته أَ فَلا تَعْقِلُونَ؟ لَعَلَكُمْ تَعْقِلُونَ و هو المشار الیه بقوله صلى اللَه علیه و آله و سلم " قسّم اللَه العقل على ثلاثة اجزاء فمن كانت فیه كمل عقله و من لم تكن فیه فلا عقل له: حسن المعرفة باللّه، و حسن الطاعة للَه، و حسن الصبر على امر اللَه "

أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَذِینَ خَرَجُوا مِنْ دِیارِهِمْ الآیة... یعنى الم تخبر، این رؤیت دل است كه آن را علم گویند، نه رؤیت چشم كه عیان باشد، مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم آن قوم را بعیان در نیافت، اما برؤیت دل بدید و بدانست، از آنك اللَه تعالى بوى خبر كرد و آگاهى داد. أَ لَمْ تَرَ میگوید نبینى ایشان را، ندانسته اى قصه ایشان كه از سرایهاى خود بیرون رفتند به پرهیز از طاعون، گفته اند كه امت حزقیل اند، مقاتل و كلبى گفتند: هشت هزار بودند، سدى گفت سى و اند هزار بودند، و چهل هزار گفته اند، و هفتاد هزار گفته اند. على الجمله عددى بسیار بودند كه اللَه میگوید وَ هُمْ أُلُوفٌ. در زمین ایشان طاعون افتاد بیرون رفتند تا از طاعون بگریزند و قصد رود بارى كردند، چون در آن رودبار همه بهم آمدند فریشته بانگ بریشان زد، بر یك جاى همه بمردند، آفتاب بریشان تافت بگندیدند.

.....
پس پیغامبر ایشان حزقیل فرا رسید و ایشان را چنان دید، اندوهگن گشت، بگریست و دعا كرد. اللَه تعالى ایشان را زنده كرد بعد از هشت روز و فرا پیش وى كرد، و آن نتن كه از اثر مرگ بریشان بود، بریشان بماند و هنوز در نسل ایشان از اولاد یهود مانده است.
حزقیل پیغامبرى بود از بنى اسرائیل سوم موسى، كه بعد از موسى یوشع بن نون بود، پس كالب بن یوفنا، پس حزقیل. و او را ابن العجوز میگفتند از آنك مادر وى پیر زنى بود نازاینده، از خداى عز و جل این فرزند بپیرى خواست و او را بداد، مقاتل گفت: حزقیل ذو الكفل است، و انما سمى ذو الكفل لانه تكفل سبعین نبیا، و انجاهم من القتل، فقال لهم اذهبوا فانى ان قتلت كان خیرا من ان تقتلوا جمیعا، فلما جاء الیهود و سالوا حزقیل عن الانبیاء السبعین، قال انهم ذهبوا و لا ادرى این هم. و منع اللَه ذا الكفل من الیهود إِنَ اللَهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَاسِ وَ لكِنَ أَكْثَرَ النَاسِ لا یَشْكُرُونَ از روى معنى هر دو ناس یكسان نه اند. اول گفت لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَاسِ این ناس عموم مردم اند كه نعمت و فضل اللَه بر همه روانست. پس گفت وَ لكِنَ أَكْثَرَ النَاسِ این ناس على الخصوص اهل شكراند و ایشان جز مكلفان نه اند، كه شكر بر اهل تكلیف واجب است، فكانه قال و لكن اكثر المكلفین لا یشكرون ازین جهت اكثر الناس گفت و اكثرهم نگفت، میگوید اى بسا نواخت كه از آفریدگار بر بندگان است، اى بسا نیكو كارى كه از اللَه بریشانست لكن ایشان سپاسدارى نمیكنند، و شكر آن نعمت بجاى نمى آرند. شب معراج چون مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم بحضرت عزت رسید اللَه تعالى شكایت این امت با وى كرد گفت " یا محمد لم اكلفهم عمل الغد و هم یطلبون منى رزق غد، یا محمد سمیت نفسى معزا و مذلا و هم یطلبون العز من سواى. و یطلبون الحاجة من غیرى، یاكلون رزقى و یشكرون غیرى "

پس در عقب قصه امت حزقیل امت محمد را گفت: وَ قاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَهِ الآیة... شما چون ایشان مباشید كه از مرگ مى بگریختند، جنگ كنید با دشمن دین و در راه خدا بكوشید، و در قتال دشمن از بیم مرگ به مگریزید، كه گریختن از مرگ شما را سود ندارد، چنانك آن قوم را سود نداشت " قُلْ لَنْ یَنْفَعَكُمُ الْفِرارُ إِنْ فَرَرْتُمْ مِنَ الْمَوْتِ "
آورده اند كه سلیمان صلّى اللَه علیه و آله و سلم روزى نشسته بود و ندیمى با وى، ملك الموت در آمد و تیز در روى آن ندیم مى نگریست، پس چون بیرون شد آن ندیم از سلیمان پرسید كه این چه كس بود كه چنین تیز در من مى نگرست؟
سلیمان گفت ملك الموت بود،
ندیم بترسید، از وى درخواست كه باد را فرماید تا وى را بزمین هندوستان برد سلیمان باد را فرمان داد تا وى را بزمین هندوستان برد، پس هم در ساعة ملك الموت باز آمد، سلیمان از وى پرسید كه آن تیز نگرستن تو در آن ندیم ما چه بود؟
گفت عجب آمد مرا كه فرموده بودند تا جان وى همین ساعة در زمین هندوستان قبض كنم، و مسافتى عظیم میدیدم میان این مرد و میان آن زمین، پس تعجب میكردم تا خود چون بود این حال؟ و چنین افتاد كه دیدى!

وَ اعْلَمُوا أَنَ اللَهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ الآیة... بدانید كه اللَه شنواست و دانا، در شنوایى یكتا و در دانایى بى همتا، اگرش بخوانى شنود دعاء تو، و رنه خوانى داند حال تو.
.......

ادامه دارد >>>


توضیح :   بلطف و عنایت الهی ما بترتیب تفسیر « كشف الأسرار و عُدة الأبرار مشهور به تفسیر خواجه عبدالله انصاری . ابوالفضل رشید الدین میبدی » را که تفسیری خاص و ذوقی است برای مخاطبین محترم خویش در این تارنما قرار داده و با همدیگر مرور کرده و ان شاء الله .... کل این توضیح را در پستهای اولیه - شماره های قبلی - بخوانید  . ( محمود زارع )


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (051)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (052)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (053)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (054)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (056)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (057)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (058)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (059)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (061)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (062)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (063)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (064)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (066)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (067)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (068)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (069)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (071)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (072)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (073)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (074)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (076)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (077)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (078)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (079)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (081)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (082)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (083)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (084)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (086)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (087)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (088)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (089)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (091)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (092)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (093)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (094)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (095)







مطالب اخیر وبلاگ:
عدم تصریح نام گاه از غیرت دوستی خداوند متعال است!
نصیحت لقمان حکیم درباره ظلم
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (088)
خدای غفار در خور خویش با بندگان معاملت کند نه در خور بندگان!
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (087)
گریه پیامبر(ص) بر مظلومیت علی(ع)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (086)
مولا علی (ع) و شیعیانش و حوادث آخرالزمان
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
بهترین فرمانروا از نظر مولا علی (ع) کیست؟!
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (084)
مقر به لا اله الا الله نمی سوزد
دیده برای دیدن دوست است
از نفرین مظلوم - حتی کافر هم - بترسید
ظلم بمردم موجب خروج از ولایت اهل بیت (ع) میشود !
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (083)
گناهانیکه باعث نزول عذاب میشود
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (082)
منجیان تشیع (شیخ طوسی- عبدالکریم حائری‌ یزدی‌- سید موسی صدر)
عزّت حاصل از ظلم , ذلّت آورد
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (081)
نزدیکی مرگ و شکست , نتیجه قطعی ظلم بمردم
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
موسی و لذت و بهجت کلام الهی
عراق ایرانِ عرب
تسلط ظالم بر ظالم سنت الهی است
آثار وضعی گناه بخصوص ظلم و ستم از نگاه امام صادق (ع)
مهر اول کی ز دل بیرون شود ؟!
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (079)
دشمنی که علنا خواهان جنگ بر علیه ایران است را باید هم نابود کرد
انگور قرمز دشمن سرطان روده
خواص و مزایای سیر
ذکر و اقسام آن
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (078)
یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.