النوبة الاولى
وَالْوَالِدَاتُ یُرْضِعْنَ أَوْلاَدَهُنَّ حَوْلَیْنِ كَامِلَیْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَن یُتِمَّ الرَّضَاعَةَ وَعلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَكِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لاَ تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلاَّ وُسْعَهَا لاَ تُضَآرَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَلاَ مَوْلُودٌ لَّهُ بِوَلَدِهِ وَعَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَلِكَ فَإِنْ أَرَادَا فِصَالًا عَن تَرَاضٍ مِّنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْهِمَا وَإِنْ أَرَدتُّمْ أَن تَسْتَرْضِعُواْ أَوْلاَدَكُمْ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْكُمْ إِذَا سَلَّمْتُم مَّآ آتَیْتُم بِالْمَعْرُوفِ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ ﴿233﴾
شیر مادر

و مادران [باید] فرزندان خود را دو سال تمام شیر دهند [این حكم] براى كسى است كه بخواهد دوران شیرخوارگى را تكمیل كند و خوراك و پوشاك آنان [=مادران] به طور شایسته بر عهده پدر است هیچ كس جز به قدر وسعش مكلف نمى‏شود هیچ مادرى نباید به سبب فرزندش زیان ببیند و هیچ پدرى [نیز] نباید به خاطر فرزندش [ضرر ببیند] و مانند همین [احكام] بر عهده وارث [نیز] هست پس اگر [پدر و مادر] بخواهند با رضایت و صوابدید یكدیگر كودك را [زودتر] از شیر بازگیرند گناهى بر آن دو نیست و اگر خواستید براى فرزندان خود دایه بگیرید بر شما گناهى نیست به شرط آنكه چیزى را كه پرداخت آن را به عهده گرفته ‏اید به طور شایسته بپردازید و از خدا پروا كنید و بدانید كه خداوند به آنچه انجام مى‏دهید بیناست
(233)

قوله تعالى:
وَ الْوالِداتُ زایندگان مادران
یُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَ شیر دهند فرزندان خود را
حَوْلَیْنِ كامِلَیْنِ دو سال تمام،
لِمَنْ أَرادَ أَنْ یُتِمَ الرَضاعَةَ آن كس را كه خواهد كه شیر دادن فرزند تمام كند
وَ عَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ و برین پدرست كه فرزند او را زادند
رِزْقُهُنَ روزى این زنان كه فرزند زادند،
وَ كِسْوَتُهُنَ و جامه ایشان
بِالْمَعْرُوفِ بانصاف و بر اقتصاد،
لا تُكَلَفُ نَفْسٌ إِلَا وُسْعَها بر نه نهند بفرمان بر هیچ تن مگر توان آن،
لا تُضَارَ والِدَةٌ بِوَلَدِها مبادا كه ستیز كناد و بر فرزند خویش گزند آراد هیچ مادر،
وَ لا مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ و مبادا كه ستیز كناد و گزند نمایاد هیچ پدر بطفل خویش،
وَ عَلَى الْوارِثِ مِثْلُ ذلِكَ و بر قیم است از فرمان و حكم در كار طفل همین كه بر پدر و مادر است،
فَإِنْ أَرادا فِصالًا پس اگر خواهند از شیر باز كردن
عَنْ تَراضٍ مِنْهُما از هامداستانى دل هر دو،
وَ تَشاوُرٍ و باز گفتن هر دو با یكدیگر،
فَلا جُناحَ عَلَیْهِما بریشان تنگى نیست در دایه گرفتن
وَ إِنْ أَرَدْتُمْ أَنْ تَسْتَرْضِعُوا أَوْلادَكُمْ و اگر خواهید كه دایه گیرید شیر دادن فرزند را
فَلا جُناحَ عَلَیْكُمْ بر شما تنگى نیست
إِذا سَلَمْتُمْ ما آتَیْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ كه مزد دایه كه پذیرفته بودید شیر دادن را بسپردید بانصاف و بچم
وَ اتَقُوا اللَهَ و به پرهیزید از خشم و عذاب خداى
وَ اعْلَمُوا أَنَ اللَهَ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ و بدانید كه خداى بآنچه میكنید بیناست و دانا.

وَ الَذِینَ یُتَوَفَوْنَ مِنْكُمْ و ایشان كه بمیرند از شما
وَ یَذَرُونَ أَزْواجاً و زنان گذارند
یَتَرَبَصْنَ بِأَنْفُسِهِنَ درنگ كنند به تن خویش
أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً چهار ماه و ده روز
فَإِذا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَ پس چون بپایان عدّت خویش رسند.
فَلا جُناحَ عَلَیْكُمْ نیست بر شما تنگى
فِیما فَعَلْنَ فِی أَنْفُسِهِنَ در آنچه كنند در تن خویش از شوى كردن
بِالْمَعْرُوفِ بدو گواه و ولىّ
وَاللَهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ و خداى بآنچه شما میكنید داناست و از نهان آگاه.

وَ لا جُناحَ عَلَیْكُمْ و نیست بر شما تنگى
فِیما عَرَضْتُمْ بِهِ در آنچه بتعریض سخن سر بسته گوئید،
مِنْ خِطْبَةِ النِساءِ از خواستایى زنان
أَوْ أَكْنَنْتُمْ فِی أَنْفُسِكُمْ یا نهان در دل میدارید سگالش خواستائیى،
عَلِمَ اللَهُ أَنَكُمْ سَتَذْكُرُونَهُنَ میداند اللَه كه شما بایست و سگالش خواستایى زنان معتدّه در دل میدارید،
وَ لكِنْ لا تُواعِدُوهُنَ سِرًا لكن سخن گشاده بزبان در عدت ایشان را وعده خواستایى مدهید،
إِلَا أَنْ تَقُولُوا قَوْلًا مَعْرُوفاً مگر كه بگوئید گفتى نیكو و سخنى بچم،
وَ لا تَعْزِمُوا عُقْدَةَ النِكاحِ و با آن زن سخن روشن و وعده درست بستن نكاح را، و بند تزویج را مگویید، و وعده منهید،
حَتَى یَبْلُغَ الْكِتابُ أَجَلَهُ تا آن گه كه بمدّت آن زن بكران آید،
وَ اعْلَمُوا أَنَ اللَهَ یَعْلَمُ ما فِی أَنْفُسِكُمْ و بدانید كه اللَه میداند آنچه در دلهاى شما است،
فَاحْذَرُوهُ حذر كنید از او و از آگاهى او
وَ اعْلَمُوا أَنَ اللَهَ غَفُورٌ حَلِیمٌ  و بدانید كه اللَه آمرزگارست و بردبار.

لا جُناحَ عَلَیْكُمْ إِنْ طَلَقْتُمُ النِساءَ
نیست بر شما تنگى اگر زن را طلاق دهید
ما لَمْ تَمَسُوهُنَ تا آن گه كه ایشان را نپاسیده بید،
أَوْ تَفْرِضُوا لَهُنَ فَرِیضَةً یا آن زن را كاوین مسمّى و مقدّر بر خویشتن فریضه نكرده بید،
وَ مَتِعُوهُنَ و ایشان را چیزى دهید و تهى گسیل مكنید،
عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ بر مرد توانگر باندازه توان وى
وَ عَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ و بر مرد درویش باندازه توان وى،
مَتاعاً بِالْمَعْرُوفِ چیزى فرا دست آن زن، چیزى بچم كه از آن بر دهنده زور نیاید، و آن زن را از آن ننگ ناید،
حَقًا عَلَى الْمُحْسِنِینَ این را سزاى نهادیم بر نیكوكاران.

وَ إِنْ طَلَقْتُمُوهُنَ و اگر آن زن را طلاق دهید
مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُوهُنَ پیش از آن كه بآن زن رسیده باشید،
وَ قَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَ فَرِیضَةً و آن زن را كاوین نامزد كرده باشید
فَنِصْفُ ما فَرَضْتُمْ واجب بر شما نیمى است از آن كاوین كه نامزد كرده باشید،
إِلَا أَنْ یَعْفُونَ مگر كه آن زن و ولى وى آن نیمه فرا گذارند و ببخشند،
أَوْ یَعْفُوَا الَذِی بِیَدِهِ عُقْدَةُ النِكاحِ یا این شوى باز گرفتن نیمه كاوین فرا گذارد و كاوین بتمامى فرا دهد
وَ أَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَقْوى و اگر فرا گذارید نزدیكتر است به پرهیزگارى،
وَ لا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَیْنَكُمْ و فراموش مكنید در میان خویش بفضل و نیكوكارى رفتن
إِنَ اللَهَ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ كه خداى بآنچه شما میكنید بینا است.



النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ الْوالِداتُ الآیة...
زنان مطلقات را میگوید كه فرقت افتد میان ایشان و شوهران و طفل در میان، اگر بعد از طلاق زایند و گر پیش از آن، بر مادران است كه شیر دهند آن فرزند را، چنانك اللَه گفت: یُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَ هر چند بلفظ خبر گفت، معنى امرست امر استحباب نه امر ایجاب.

میگوید تا شیر دهند مادران فرزندان خود را، كه ایشان بآن سزاوارتر و حق تر. آن گه حق رضاع و مدّت آن پدید كرد و گفت: حَوْلَیْنِ كامِلَیْنِ دو سال تمام شیر كه درین دو سال دهند، حكم رضاع از تحریم و محرمیت واجب كند، و اگر بعد ازین دو سال شیر دهنده شیر دهد حكم رضاع بآن ثابت نشود، ابن عباس گفت " لا رضاع الا ما كان فى الحولین "

.... هر چند كه مدت دو سال مقید كرد، اما فریضه نیست، اگر بیفزایند در آن یا بكاهند رواست. لكن سرّ این تقیید آنست تا معلوم شود كه شیر دادن در جمله این مدت حكم تحریم و محرمیّت را واجب كند، و بعد از دو سال نكند و بمذهب مالك تا دو سال و یك ماه بگذرد مدت رضاع و ثبوت تحریم برجاست، و بمذهب بو حنیفه تا دو سال و شش ماه.

وَ عَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ الآیة....
نگفت " على الأب"  از بهر آنك سر آیت وَ الْوالِداتُ بود نه امهات، چون الْوالِداتُ بود الْمَوْلُودِ لَهُ نیكوتر و لطیف تر بود. میگوید دایگى بر ما درست نفقه بر پدر، یعنى نفقه این زن كه فرزند زاد، همانست كه مصطفى صلّى اللَه علیه و آله وسلم گفت در بعضى اخبار: و لهن علیكم رِزْقُهُنَ وَ كِسْوَتُهُنَ بِالْمَعْرُوفِ معروف آنست كه بانصاف باشد و بچم، در خور مرد و بر توان وى، عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَ عَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ هر كس را چندان بر نهند كه برتابد.

چنانك گفت: لا تُكَلَفُ نَفْسٌ إِلَا وُسْعَها بر مرد توانگر دو مد از طعام و یك دست لباس نفیس در خور وى، و بر درویش یك مد و یك دست لباس كم قیمت، چنانك لایق حال وى باشد. و بر میانه یك مد و نیم و دستى لباس میانه. این همچنانست كه آنجا گفت: لِیُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ وَ مَنْ قُدِرَ عَلَیْهِ رِزْقُهُ فَلْیُنْفِقْ مِمَا آتاهُ اللَهُ.

لا تُضَارَ والِدَةٌ بِوَلَدِها لا تضارّ بفتح راء قراءت نافع است و شامى و كوفى، از ضرار است و ضرار ستیز بود. میگوید مبادا كه ستیز كناد و بر فرزند خویش گزند آرد هیچ مادر بآن كه وى را با پدر دهاد در خصومت فراق، تا بر فرزند رنج نهاد، لا تُضَارَ بضم راء قراءت مكى است، و قراءت بصره و قتیبه از كسایى در لفظ مستقبل است. بمعنى نهى، میگوید ستیز نكند و گزند نكند هیچ مادر بفرزند خویش، كه وى را شیر خواره با پدر دهد، وَ لا مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ و مبادا كه ستیز كناد و رنج نهاد هیچ پدر بر طفل خویش، بآنك در وقت خصومت او را از مادر باز گیرد و فرا دایه دهد، بستیز با مادر بر فرزند گزند افكند. وَ عَلَى الْوارِثِ مِثْلُ ذلِكَ میگوید بر قیم همانست در كار طفل كه بر پدر و مادر، وارث نام برد بجاى قیم، از بهر آنك ورثه و اهل بیت قیّمى كنند، یا قیمى فرا كنند، یا از سلطان قیم خواهند. میگوید اگر چنانست كه پدر طفل بمرده است، این قیم با مادر طفل ستیزه و بدرایى نكند، و دایه گیرد، بر طفل ستم نكند، و شفقت مادر از وى دریغ ندارد.

.....

فَإِنْ أَرادا فِصالًا عَنْ تَراضٍ مِنْهُما وَ تَشاوُرٍ فَلا جُناحَ عَلَیْهِما فصال و فصل از شیر باز كردن است: فصل یفصل فصلا و فصالا میگوید: اگر پدر و مادر خواهند كه آن طفل را پیش از تمامى دو سال از شیر باز كنند، و هر دو بدان رضا دهند، و به صوابدید و مشاورت یكدیگر كنند، ایشان را رسد كه چنین كنند، و بر ایشان تنگى نیست.

ابن عباس گفت اگر فرزند شش ماهه در وجود آید دو سال تمام كه بیست و چهار ماه باشد وى را شیر دهند، و اگر هفت ماه بود بیست و سه ماه شیر دهند، و اگر نه ماهه بود بیست و یك ماه تا حمل و فصال سى ماه باشد: چنانك رب العالمین گفت وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً.

وَ إِنْ أَرَدْتُمْ أَنْ تَسْتَرْضِعُوا أَوْلادَكُمْ الآیة.... إِنْ أَرَدْتُمْ گفت و ان احتجتم نگفت تا جائز باشد دایه گرفتن بى حاجت و ضرورت. میگوید اگر مادر شیر ندهد كه عذرى دارد یا عذرى ندارد، و فراغت وى را دایه گیرند، بهر حال بر شما تنگیى نیست كه دایه گیرید. إِذا سَلَمْتُمْ ما آتَیْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ كه مزد دایه بدهید و نیكو داشت وى بجاى آرید چندانك درخور توان فرزند بود و بر حد منزلت او وَ الَذِینَ یُتَوَفَوْنَ مِنْكُمْ وَ یَذَرُونَ أَزْواجاً یَتَرَبَصْنَ بِأَنْفُسِهِنَ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً الآیة... میگوید ایشان كه بمیرند از شما و زنان گذارند، بر زنان است كه در خانه شوهر چهار ماه و ده روز درنگ كنند عدّت را، ....

و در آن عدت بیرون نیایند مگر ضرورت را و زینتها بگذارند، جامه رنگین و پیرایه نپوشند، و بوى خوش بكار ندارند، و خضاب نكنند و سرمه در چشم نكشند.
....
گفته اند: چون فرزند پسر باشد بعد از سه ماه روح در وى شود و در حركت آید، و چون دختر بود بچهار ماه در حركت آید، پس ده روز دیگر در عدّت بر سر گرفتند استظهار را.

وَ لا جُناحَ عَلَیْكُمْ فِیما عَرَضْتُمْ بِهِ مِنْ خِطْبَةِ النِساءِ تعریض در سخن آن باشد كه سر بسته گویى، و نیوشنده را بى تصریح بر سر كار دارى، و تفهیم كنى. و خطبة بكسر خاء زن خواستن است، و بضم خاء سخنى باشد كه آن را اول و آخر بود كه در پیش مراد نهى، هر مراد كه باشد و هر حاجت كه افتد، و اكنان آنست كه در دل چیزى پنهان میدارى، ما تُكِنُ صُدُورُهُمْ از آنست، یقال: اكننت فى قلبى و كنت فى العیبة و الوعاء و الكم، و ما شبهها فهو مكنون، میگوید تنگیى نیست بر شما كه مردانید زنان را در حال عدت بسخن سربسته خوازائى كنید، چنانك گوئید تو از شوى در نمانى، دیگرى یابى، خداى عز و جل كار تو بسازد، تو شایسته و پسندیده چون عدّت بسر آید مرا خبر كن، مرا بتو حاجت است، مرا در زن خواستن رغبت است، و آنچه بدین ماند.

....
باین قول سرّ نكاح است، میگوید نكاح ایشان مكنید بپوشیدگى در حال عدت، تا بعد از عدت اظهار آن كنید، پس استثنا كرد گفت " إِلَا أَنْ تَقُولُوا قَوْلًا مَعْرُوفاً "اى تعریضا بالخطبة دون التصریح وَ لا تَعْزِمُوا عُقْدَةَ اى لا تعزموا على عقد النكاح یقول لا تنكحوهن حتى تنقضى عدتهنّ میگوید تا در عدت باشند، ایشان را بزنى مخواهید، چون عدت بسر آمد ایشان را بزنى بخواهید و بیوه فرو مگذارید.

در خیر است كه زن بیوه را چون كفو پدید آمد بشوى دهید و در آن تقصیر مكنید و كار وى در تأخیر میفكنید. همانست كه رب العالمین گفت فَلا تَعْضُلُوهُنَ أَنْ یَنْكِحْنَ أَزْواجَهُنَ. جاى دیگر گفت وَ أَنْكِحُوا الْأَیامى مِنْكُمْ.


فصل فى الترغیب فى النكاح
ابو هریره رض قال قال رسول اللَه صلّى اللَه علیه و آله و سلم  " اذا تزوج احدكم عجّ شیطانه یا ویله، عصم ابن آدم منى بثلثى دینه "
رسول گفت صلّى اللَه علیه و آله و سلم: چون یكى از شما زن خواهد، شیطان وى بفریاد آید، گوید اى واى بر من كه پسر آدم را از وسوسه من نگاه داشتند و باین زن كه خواست دو سیك دین او را مسلم شد. همانست كه در خبرى دیگر گفت " من تزوج، فقد حصّن ثلثى دینه، فلیتّق اللَه فى الثلث الباقى " و چنانك سلامت و عصمت دین در نكاح بست، روزى و بى نیازى از خلق در دنیا هم در نكاح بست، بآن خبر كه مصطفى (ع) گفت: التمسوا الرزق بالنكاح .

و یكى پیش رسول خدا شد و از درویشى و بى كامى بنالید، رسول او را بر نكاح داشت، یعنى كه اللَه تعالى میگوید ایشان را كه زن خواهند إِنْ یَكُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللَهُ مِنْ فَضْلِهِ....
ابو هریرة گفت اگر از دنیا نماند مگر یك روز، من زنى بخواهم، تا عزب بخداى نرسم، كه شنیدم از رسول خدا كه گفت بدترین شما عزبان شمااند

معاذ رض دو زن داشت و هر دو در طاعون فرو شدند، پس گفت مرا زن دهید پیش از آنك بمیرم، كه من نخواهم كه عزب میرم و عزب بخدا رسم.

و یكى را مى آرند از بزرگان دین كه وى فرمان یافت و هر چند كه زنان را بر وى عرضه كردند بهیچ رغبت نكرد، گفت در تنهایى دل را حاضر تر و همت را جمع تر مى بینم. تا شبى در خواب دید كه درهاى آسمان گشاده بود و گروهى مردمان پیاپى فرو مى آمدند و در هوا میرفتند، چون بر وى رسیدند اول مردى ازیشان گفت این آن مرد شومست، دیگرى گفت آرى، و ترسید از هیبت ایشان كه پرسیدى، آخر چون همه بر گذشتند، باز پسین ایشان را گفت كه ایشان كرا میگویند؟ گفت ترا، كه پیش ازین عبادت تو در جمله اعمال مجاهدان بآسمان مى آوردند، اكنون یك هفته است كه ترا از جمله مجاهدان بیرون كرده اند، ندانم كه چه كرده پس از خواب درآمد با خود اندیشه كرد كه از آنست كه تن از نكاح باز داده ام تا از منزلت مجاهدان بیفتاده ام، پس زن بخواست و خداى عز و جل را بدان شكر كرد.

......

ادامه دارد >>>


توضیح :   بلطف و عنایت الهی ما بترتیب تفسیر « كشف الأسرار و عُدة الأبرار مشهور به تفسیر خواجه عبدالله انصاری . ابوالفضل رشید الدین میبدی » را که تفسیری خاص و ذوقی است برای مخاطبین محترم خویش در این تارنما قرار داده و با همدیگر مرور کرده و ان شاء الله .... کل این توضیح را در پستهای اولیه - شماره های قبلی - بخوانید  . ( محمود زارع )


مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)

كشف الأسرار و عُدة الأبرار (050)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (051)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (052)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (053)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (054)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (055)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (056)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (057)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (058)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (059)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (060)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (061)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (062)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (063)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (064)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (065)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (066)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (067)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (068)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (069)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (070)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (071)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (072)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (073)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (074)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (075)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (076)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (077)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (078)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (079)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (081)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (082)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (083)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (084)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (086)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (087)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (088)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (089)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (090)






مطالب اخیر وبلاگ:

خدای غفار در خور خویش با بندگان معاملت کند نه در خور بندگان!
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (087)
موسیقی محلی مازندرانی- حقانی - استاد اسحاقی + دانلود
گریه پیامبر(ص) بر مظلومیت علی(ع)
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (086)
مولا علی (ع) و شیعیانش و حوادث آخرالزمان
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (085)
بهترین فرمانروا از نظر مولا علی (ع) کیست؟!
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (084)
مقر به لا اله الا الله نمی سوزد
دیده برای دیدن دوست است
از نفرین مظلوم - حتی کافر هم - بترسید
ظلم بمردم موجب خروج از ولایت اهل بیت (ع) میشود !
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (083)
گناهانیکه باعث نزول عذاب میشود
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (082)
منجیان تشیع (شیخ طوسی- عبدالکریم حائری‌ یزدی‌- سید موسی صدر)
عزّت حاصل از ظلم , ذلّت آورد
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (081)
نزدیکی مرگ و شکست , نتیجه قطعی ظلم بمردم
تکرار لحظه ها ... !
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (080)
موسی و لذت و بهجت کلام الهی
عراق ایرانِ عرب
تسلط ظالم بر ظالم سنت الهی است
مهر روی !
آثار وضعی گناه بخصوص ظلم و ستم از نگاه امام صادق (ع)
مهر اول کی ز دل بیرون شود ؟!
اندوه شیرین ... !
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (079)
رسوا منم وگرنه تو صد بار در دلم ...
دشمنی که علنا خواهان جنگ بر علیه ایران است را باید هم نابود کرد
قاصد زِ بَــرَم رفت که آرد خبر از یار
آهنگ افغانی سرزمین من + دانلود
با ما نَفَسی بنشین ...
انگور قرمز دشمن سرطان روده
خواص و مزایای سیر
هر کجا بارت به گل افتاد، آنجا منزل است
خوبان گنه ندارند گر یاد ما نباشند
موسیقی محلی مازندرانی (آق ننه)پرویز سیاهدشتی + دانلود
ذکر و اقسام آن
بیوفایی و خوبرویی !
موسیقی محلی مازندرانی (استاد اسحاقی) تبری,بانو جان + دانلود
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (078)
گویا بنا بر ناهنجاری است !
موسیقی محلی مازندرانی (کتولی) شرق مازندران + دانلود
یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (077)
همنشین پیامبر (ص) در بهشت !
كشف الأسرار و عُدة الأبرار (076)




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.